عکس پروفایل نشریه فانوسن
۳۷۰ عضو

نشریه فانوس

نشریه فانوس | بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت ایران
شناسه ادمین کانال:@fanus_admin
undefined هنر بی‌طرفی | قسمت اول | #یادداشت‌بیایید از ۵۷ شروع کنیم؛ از انقلاب ۵۷؛ یا جنبش ۵۷، یا حتی شورش ۵۷. انتخاب کلمات چقدر سخت است... اصلاً اینجا نشریه فانوس است، پس بگذارید این‌طور بگویم: بیایید از انقلاب اسلامی ۵۷ شروع کنیم.
انقلابی که مهم‌ترین آرزویش، یا شاید دستاوردش، شعارش یا حتی ادعای پوپولیستی دروغینش... دوباره در انتخاب کلمات به مشکل خوردم.
شاید بگویید هرکدام از این کلمات تعاریف خاص خود را دارند؛ اما اینجا ژورنال است و این یادداشت، مظروفِ منِ نویسنده برای تطبیق واقعیات با ساختارها و تعاریف کلمات، از نظر شخصی خودم.
حال اجازه دهید از آنجایی که «طرفِ من» برای همه آشکار است، راحت و با زبان خودم صحبت کنم.
بیایید از انقلاب اسلامی ۵۷ شروع کنیم. انقلابی که مهم‌ترین آرزویش، «مشارکت جمهورش» در ساختارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی‌اش است؛ به‌طوری که رهبر شهیدش از آن به عنوان «حرف نوی جمهوری اسلامی» یاد می‌کند.
آشَش تا جایی شور می‌شود که حتی شاید افراط‌گونه، و برخلاف جریانِ اصلیِ روزگارانی که کمتر کسی به خود جرئت می‌داد حتی فتحه و کسره‌ای مغایر با بیان خمینی کبیر انقلاب بر نوشتار خود جاری سازد، بهشتی‌اش فریاد می‌زند که صدای تریبون‌های ضاله هم باید در مملکت بلند باشد. دقت کنید: ضاله. یعنی صدایی که گمراهی و التقاطش بر همگان ـ لااقل جریان حاکم ـ مبرهن است. این یعنی صدایی که اصلاً از نظرش «دین، افیون توده است» هم باید در جمهوری «اسلامی» بتواند استدلالاتش را فریاد کند.
حالا برای چنین حکومتی، چه‌چیزی باید شیرین‌تر از این باشد که جوانانش، که از قضا دغدغه‌هایشان برآمده از واقعیاتی است که مورد قبول همگان قرار دارد، بعد از سال‌ها سکوت و خفقان ناشی از رخدادهای سیاسی ـ یا شاید هم فتنه، یا حتی جنبش، یا اصلاً سرکوب (دوباره گرفتار این بازی سخت شدم) ـ دوباره نعش خسته و سرخوش خود را از زمین بلند کرده و برای به‌خود آوردن حکومتشان رو به آن‌ها داد بکشند؟
آقای جمهوری اسلامی اگر راست می‌گوید، باید دست این جوانان را هم ببوسد که این‌گونه و به‌رغم تلاش‌های دولت‌هایش طی این چهار پنج دهه برای سیاست‌زدایی از دانشگاه‌هایش، دوباره به حرف آمدند؛ حتی اگر حرفشان مطلوبش نباشد. هر چه هستند، نهایتاً می‌خواهند ضاله باشند دیگر. نه؟
البته که احتمالاً چیزی که مرز و حدود این شرایط را تعیین می‌کند، «استدلال» است؛ نه توهین، جسارت یا فحاشی. حالا شاید یک روز و در یک فضای پرآب‌وتاب تقابلی، در لابه‌لای استدلال‌ها و مباحثات منطقی، این ناصواب‌ها تصادفاً پیش آیند؛ که در این صورت حکومت این حق را ندارد که به‌واسطه تک‌اشتباه‌ها کل بساط را برچیند. اما اگر روزی دیگر این ناصوابات به‌جای منطق و استدلال در متن و روند اصلی جنبش قرار گیرند، احتمالاً شرایط متفاوت خواهد بود.
بگذریم؛ بحث آرزوهای جمهوری اسلامی بود: مشارکت و تریبون داشتن جریان‌های مختلف. راستی یک سؤال؛ این تریبونی که «بهشتی» از آن صحبت می‌کرد، احتمالاً یک مجری می‌خواهد. نه؟ مثل مجری مناظرات انتخاباتی که شاید حتی پیش از مناظرات هم کاندید مدنظر خود را انتخاب کرده، ولی جایگاه و وظیفه‌اش حکم می‌کند تا «بی‌طرف» باشد. که اگر نباشد، فارغ از اینکه احتمالاً در مناظره/مناظرات بعدی در خدمت او نخواهیم بود، رسانه‌های چپ و راست هستند که بر او می‌تازند. اصلاً همه این‌ها به کنار، احتمالاً نانی هم که از قِبَل آن برنامه سر سفره خانواده‌اش می‌برد اشکال داشته باشد؛ چون کم‌فروشی کرده. خدمتی را که از او خریده‌اند، خوب ارائه نکرده. البته شاید هم نمی‌خواسته کم‌فروشی کند؛ بلد نبوده بی‌طرف باشد. آری؛ احتمال این موضوع خیلی بیشتر است. چون «بی‌طرفی» یک هنر است.
undefined @basijiust | @fanus_iust
undefined۱۹

۷۰۲

۸:۳۰