بله | کانال فرهنگیات جنگ
عکس پروفایل فرهنگیات جنگف

فرهنگیات جنگ

۵۸۲ عضو
undefined*جایگاه رهبری؛ روح حیات‌بخش ویژند ملی جمهوری اسلامی ایران*
undefined محمدامین قاسمی پیربلوطی، کارشناس گروه فرهنگ عمومی، هنر و صنایع خلاق مرکز پژوهش‌های مجلس
undefined در جهان امروز، رهبران سیاسی از مهم‌ترین سفیران هویتی ملت‌ها به شمار می‌آیند. به‌گونه‌ای که گفتار، رفتار و کنشگری یک رهبر در رویارویی با بحران‌ها، به‌طور مستقیم بر ادراک جهانیان از آن کشور اثر گذاشته و سرمایه نمادین ملت را در افکار عمومی جهان شکل می‌دهد. در واقع، برای ناظران بیرونی ناآشنایی که از دور به کشوری می‌نگرند، رهبر سیاسی همچون نقطه‌ای برجسته در افق شناختی آن کشور ظاهر می‌شود و تا زمانی که به عمق آن جامعه راه نیابند، دیگر مؤلفه‌ها و عناصر ادراک‌ساز در فضای -اغلب- مه‌آلود برخاسته از میانجی‌های رسانه‌ای قرار می‌گیرند.
undefined این جایگاه در جمهوری اسلامی ایران از ژرفایی بی‌نظیر برخوردار است. رهبری در ایران، صرفاً هم‌سنگ الگوی رایج رهبری سیاسی در دیگر کشورها نیست، بلکه به‌واسطه پیوند ساختاری و معنایی با انقلاب اسلامی و هویت تاریخی-دینی جامعه ایرانی، به محور انسجام‌بخش و همگراساز مردم، انقلاب و حاکمیت سیاسی تبدیل شده‌است. این نقش با مفهوم دینی «ولایت فقیه» عمق بیشتری می‌یابد و رهبری را از سطح مدیریت کلان سیاسی به مرجعیت همه‌جانبه معنوی، تربیتی، ارزشی، هنجاری، اخلاقی و راهبردی ارتقا می‌دهد. چنین جایگاهی، ویژند (برند) ملی جمهوری اسلامی ایران را در سطحی گسترده‌تر به تمایز و پویایی رهنمون می‌کند؛ عنصری حیات‌بخش و معناساز که هم حافظ تداوم روایت انقلاب اسلامی است و هم به تصویر بیرونی ایران مقاوم و ارزش‌محور شکل می‌دهد.
undefined آغاز جنگ رمضان و شهادت رهبر معظم انقلاب، آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای، در حملات رژیم صهیونیستی و امریکا در ۹ اسفندماه ۱۴۰۴، این ژرفا را به جهانیان نمایاند. شهادت ایشان در راه آرمان‌های انقلاب و پاسداری از میهن اسلامی، مفهوم «رهبر شهید» را در اذهان عمومی تداعی کرد؛ رهبری که نه یک مدیر پشت‌میزنشین و منقطع از میدان، بلکه پیشتاز صحنه‌های خطر و نماد نهایی ایستادگی در برابر ظلم بود. این شهادت، ویژند ملی جمهوری اسلامی ایران را به‌مثابه کشوری که رهبرانش در راه آرمان‌های متعالی تا پای جان ایستادگی می‌کنند، ماندگار ساخت.
undefined اکنون در آغاز مرحله جدیدی از حیات سیاسی کشور، انتخاب رهبر سوم انقلاب اسلامی ایران توسط مجلس خبرگان، نقطه عطفی در بازآفرینی و ارتقای ویژند ملی کشور ایران است. تداوم این جایگاه، وابسته به پشتوانه مستحکم هویتی در داخل است. حمایت یکپارچه ملی از رهبری جدید، سرمایه اجتماعی عظیمی را پدید می‌آورد که اعتماد به نفس ملی و تاب‌آوری اجتماعی را در برابر چالش‌های گوناگون بین‌المللی تضمین می‌کند. این اتحاد و همگرایی، تصویر جهانی جمهوری اسلامی ایران را به‌عنوان کشوری منسجم، پویا و شکست‌ناپذیر تثبیت خواهد کرد.
undefined رهبری در جمهوری اسلامی ایران، عاملی حیات‌بخش در ساخت ویژند ملی است؛ جایگاهی که با شهادت‌طلبی و پیوند عمیق با هویت دینی و ملی، نه‌تنها به انسجام داخلی قوت می‌بخشد، بلکه تصویری از اقتدار معنوی و پایمردی تاریخی را به جهانیان مخابره می‌کند. این تصویر همان گوهر ویژند ملی ایران است که در قامت رهبران شهیدش جاری است و در فردای پیش رو، با همگرایی ملی و سرمایه اجتماعی پدیدآمده، تداوم خواهد یافت.
undefined*تحلیل فرهنگی جنگ در فرهنگیات جنگ*undefinedundefined @farhangiyatjang_rcmajlis

۱۸:۱۱

thumbnail
🧩 «تاریخ بی‌خردی» با ترامپ کامل‌تر می‌شود
undefined احسان خسروجردی، مشاور دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهش‌های مجلس
undefined باربارا تاکمن، مورخ سرشناس و بزرگ غربی ، در کتاب تاریخ بی‌خردی (The Nature of folly) پرسشی بنیادین مطرح می‌کند: «چرا زمامداران و حکومت‌ها در تضاد با منافع خود عمل می‌کنند؟»
undefined از نظر تاکمن، بی‌خردی یعنی پیگیری سیاست‌هایی که مغایر با منافع شخصی یا ملی است، در حالی که گزینه‌های دیگری هم وجود دارد.
undefined او با بررسی چهار مطالعه موردی (تراژدی تروا، پاپ‌های رنسانس، بریتانیا و آمریکا و جنگ ویتنام) الگویی تکرار شونده را در تاریخ غرب کشف می‌کند.
undefined در تجربه اول، شهر سوخت و تروا نابودی فیزیکی و کالبدی را تجربه کرد. در رویداد دوم، کلیسا تجزیه شد و پاپ‌ها نابودی معنوی و اقتدار و نفوذ دینی را تجربه کردند. در رویداد سوم، بریتانیا، مستعمره خود را از دست داد و نابودی سیاسی را تجربه کرد. در رویداد چهارم، آمريكا در جنگ با ویتنام بر اثر بی‌اعتمادی مردم به حکومت و شکاف داخلی، نابودی اخلاقی و افول سرمایه اجتماعی را تجربه کرد.
undefined اتفاقاً طولانی‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین بخش کتاب، به مداخله ایالات متحده در ویتنام اختصاص دارد. تاکمن نشان می‌دهد چگونه رئیس جمهور‌های آمریکا (از روزولت تا نیکسون) گام‌بهگام در باتلاقی فرورفتند که همه مشاوران آگاه، آن را پیش‌بینی کرده بودند.‌
undefined شهوت قدرت، جمود فکری و کلّه شقی، عدم مسئولیت‌پذیری در اشتباهات، توهم استثناء بودن، وارونگی و بازیچه شدن ارزش‌های اخلاقی، کمبود و اختلال شخصیتی دولتمردان، عدم شجاعت اخلاقی، از جمله مهم‌ترین عواملی است که باعث می‌شود، بنا به تحلیل تاکمن، غرب در چاه‌ها و بحران‌های عمیق سقوط و افول کند!
undefined امروز نیز امپراطوری خودشیفته غرب به سرکردگی آمریکا در حال تجربه کردن پنجمین رویداد بزرگ تاریخ خود است.
undefined*تحلیل فرهنگی جنگ در فرهنگیات جنگ*undefinedundefined @farhangiyatjang_rcmajlis

۱:۳۸

پروتکل‌های سیاستی پیشنهادی مدیریت حضور خبرنگاران خارجی در شرایط بحران.pdf

۲۳۲.۸۴ کیلوبایت

undefined*خبرنگاران بین‌المللی و سیاست رسانه‌ای به مثابه مولفه قدرت ملی*
undefined گروه رسانه، ارتباطات جمعی و فضای مجازی مرکز پژوهش‌های مجلس
undefined ژان بودریار، فیلسوف و نظریه‌پرداز معاصر، در اهمیت رسانه در جهان کنونی، مفهوم «واقعیت حاد» را مطرح کرد که در آن، تصویر رسانه‌ای از واقعیت، خود به‌عنوان «واقعیت» شناخته می‌شود و اغلب از واقعیت اصلی فراتر می‌رود. در جنگ‌های ترکیبی جدید، خبرنگاران و رسانه‌های بین‌المللی نه تنها گزارش‌دهنده وقایع هستند، بلکه سازنده‌ی تصویر جهانی از جنگ می‌شوند.
undefined در شرایط جنگ رمضان و تهاجم ناجوانمردانه دشمن آمریکایی_ صهیونی، حضور خبرنگاران خارجی و رسانه‌های بین‌المللی به عنوان یکی از عناصر مهم در انتقال اطلاعات و ارائه روایت رسانه‌ای از میدان نبرد، از یک سو می‌تواند به کاهش تحریف‌های رسانه‌ای دشمن کمک کند و از سوی دیگر، در صورت عدم تنظیم قواعد، می‌تواند به تهدیدات جدی در حوزه‌های امنیتی، سیاسی و اجتماعی تبدیل شود.
undefined در شرایط حاضر، حضور خبرنگاران خارجی (به‌ویژه خبرنگار CNN) در این جنگ با توجه به انتقادات رسانه‌ای مبنی بر تهدیدات حاصل از حضور خبرنگاران سازمان‌های رسانه‌ای بین‌المللی مطرح شده است؛ و با توجه به اقدامات رژیم صهیونیستی در خصوص اعمال سانسور نظامی شدیدی بر خبرنگاران بین‌المللی، تعریف پروتکل‌های مشخص و قابل اجرا برای حضور خبرنگاران خارجی در این جنگ، ضرورتی است که از جنبه‌های امنیتی، سیاسی و رسانه‌ای، دارای پراهمیت است.
undefined در تبیین جنبه‌های مثبت حضور خبرنگاران خارجی و رسانه‌های بین‌المللی در ایران (در شرایط جنگی)، می‌توان به ملاحظاتی چون شفافیت اطلاعات و اخبار، روایت تصویری مثبت از کشور، تقویت دیپلماسی رسانه‌ای و جلوگیری روایت سازی جعلی دشمن در رسانه‌های جهانی اشاره نمود؛ حضور خبرنگاران خارجی می‌تواند به کاهش اطلاعات نادرست و تحریف‌شده در مورد وقایع نظامی از سوی دشمن کمک کند، اگر خبرنگاران به درستی و با دیدی متوازن واقعیت‌های ایران را منتقل کنند، این امر می‌تواند به روایتی واقعی از ابعاد اجتماعی- سیاسی جنگ کمک کنند؛ همچنین ارائه دیدگاه‌های متعادل از کشور می‌تواند به ایجاد فضای مثبت افکار عمومی جهانی و تاثیر مستقیم در جهت گیری‌های بین‌المللی داشته باشد و ورود خبرنگاران رسانه‌های بین‌المللی به ایران، به‌مثابه منبع اطلاع‌رسانی از تک‌نگاری و روایت‌سازی جعلی اتاق‌های جنگ رسانه‌ای دشمن جلوگیری‌ کند.
undefined در تبیین جنبه‌های منفی حضور خبرنگاران خارجی و رسانه‌های بین‌المللی در ایران (در شرایط جنگی)، در سطوح امنیتی، سیاسی و رسانه‌ای می‌توان به ملاحظاتی چون دسترسی به اطلاعات حساس به‌واسطه استفاده از خبرنگاران به‌عنوان ابزار جاسوسی و تحریف واقعیت‌های اشاره نمود. این موضوع به ویژه در شرایط تنش بالا و جنگ اطلاعاتی، می‌تواند به عنوان یک تهدید امنیتی جدی مطرح شود؛ همچنین رسانه‌های خارجی ممکن است با تمرکز بر جنبه‌های منفی و یا حتی مثبت (مانند آسیب‌های وارد شده به غیرنظامیان، تخریب مناطق شهری یا حتی نقاط قوت مثل پایداری دسترسی شهروندان به انرژی) موجب ارسال اطلاعاتی فراتر از اطلاعات رسانه‌ای به خارج از کشور شوند.
undefined بنابراین از آنجاکه در شرایط جنگی کنونی، کنترل روایت اطلاعات یکی از ابزارهای اصلی قدرت است، تعریف پروتکل‌های مشخص و قابل اجرا برای حضور خبرنگاران خارجی از سوی نهادهای مسئول (کمیته هماهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت اطلاعات و وزارت امورخارجه)، ضرورتی اجتناب‌نا‌پذیر است.
undefined اقدماتی از جمله تدوین پروتکل‌هایی امنیتی از جلوگیری از تسریع در دسترسی اطلاعات حساس (تعیین محدودیت‌های مشخص را برای ورود به مناطق آسیب دیده شده و دسترسی به تصاویر)، ممنوعیت انتشار زنده از مناطق مورد حمله، همراهی یک فرد ضابط رسانه‌ای در جریان گزارش خبری مد نظر قرار گرفته شود.
undefined همچنین تدوین پروتکل‌های محتوایی از جمله منع ذکر جزییات جغرافیایی- مکانی خبر، توزان روایی اخبار(عدم بیان صریح نقاط ضعف و قوت موجود)، پرهیز از مصاحبه‌های غیر‌ضروری با شهروندان عادی و نهایتاً بازبینی و تایید پی از پخش مورد توجه مسئولان مرتبط قرار گیرد.
undefined لذا عدم توجه به تعیین و اجرای پروتکل‌های رسانه‌ای برای خبرنگاران خارجی در شرایط جنگی می‌تواند موجب دگرگونی در کارکرد مثبت حضور آن‌ها شود و فرصت‌های اطلاعاتی-ارتباطی را به تهدیدی فعال علیه امنیت و منافع ملی تبدیل نماید.
undefined به این منظور مرکز پژوهش‌های مجلس پروتکل‌های سیاستی مدیریت حضور خبرنگاران خارجی در شرایط بحران را در ۹ ماده آماده کرده است که به پیوست ارایه می‌شود.
undefined*تحلیل فرهنگی جنگ در فرهنگیات جنگ*undefinedundefined @farhangiyatjang_rcmajlis

۱۷:۰۰

undefined پیام آقا سید مجتبی و آنچه که عیان شد
undefined محمدصادق عبداللهی، مدیر گروه آموزش‌وپرورش و فنی‌وحرفه‌ای مرکز پژوهش‌های مجلس
undefined پیام رهبر معظم انقلاب، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای(حفظه‌الله)، فراتر از محتوا، گویای نکاتی مهم از روحیه و شخصیت آقا سید مجتبی است که ان‌شاالله نوید ایرانی قوی و جوان را در دوره زعامت ایشان می‌دهد:
undefined روحیه‌ جوان: آنچه در متن منتشر شده بیش از هر چیز نمایان است، لحن جوان بیانیه می‌باشد. نوشته، از نویسنده‌ای جوان و پرنشاط خبر می‌دهد که به‌رغم غم‌های وارده و آنچه که برخی شبهه می‌کردند که با شهادت نزدیکان رهبر جوان، روحیه ایشان تضعیف شده است اما در اولین بیانیه پرنشاط به میدان آمدند و این روحیه قطعاً در جامعه نیز دمیده خواهد شد.
undefined روحیه قوی و شجاعانه: نکاتی از متن همچون اهرم مسدود نگه‌داشتن تنگه هرمز، ادامه حملات به پایگاه‌های آمریکا در منطقه، گرفتن غرامت از آمریکا و اسرائیل و گشودن جبهه‌های جدید در جنگ نشان از روحیه قوی رهبر معظم انقلاب دارد که این روحیه شجاعانه پشتوانه محکمی برای ادامه جنگ و رهبری ایران خواهد بود و به سربازان وطن و مردم در صحنه نیز جرأت و جسارت مقابله با نقشه‌های شوم دشمن را خواهد داد.
undefined روحیه مردمی و باورمندی به ساختارهای مردمی: ستون بیانیه آقا سید مجتبی «مردم» است و حتی در لحن هم ساده، سلیس و مردمی می‌باشد. در متن که همه‌فهم است و نیاز به هیچ شرح و بسطی ندارد، مرتباً به ساختارهای مردمی در حوزه‌های مختلف اشاره می‌شود. این امتیاز مهم و بزرگی برای امامین انقلاب اسلامی است که می‌توانند با تکیه بر مردم و با زبان مردم، جدی‌ترین حرف‌ها را بزنند و کشور را محکم و استوار و با همراهی مردم رهبری کنند. این ویژگی حالا در آقا سید مجتبی هم عیان شده است.
undefined نگاه جامع‌نگر و راهبردی: پیام رهبر معظم انقلاب ۷ مخاطب دارد: ۱) امام زمان(عج)، ۲) ملت بزرگ ایران، ۳) رزمندگان شجاع کشور، ۴) آسیب‌دیدگان جنگ، ۵) سران و رده‌های مؤثر کشور‌های منطقه، ۶) رهبر شهید انقلاب و ۷) حمایت‌کنندگان از رهبر جدید انقلاب (از جمله مراجع عظام تقلید و شخصیت‌های مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و از آحاد مردم)؛ و در هر کدام از این سطوح نکاتی را بیان می‌کند که در کنار هم نشان دهنده یک طرح کلی برای تداوم جنگ و آینده ایران است. این نگاه دسته‌بندی شده، جامع و راهبردی نشان‌دهنده نوع نگرش و بینش آقا سید مجتبی در رهبری انقلاب اسلامی است.
undefined روحیه علمی و توجه به کار کارشناسی: در یکی از مهم‌ترین فرازهای بیانیه که در خصوص آینده جنگ و گشودن جبهه‌های جدید است، آقا سید مجتبی به «مطالعات صورت گرفته» تکیه می‌زند. این در حالی است که نیازی به اشاره به این مطالعات هم نبود و می‌شد این حرف را بدون ذکر این عبارت بیان داشت اما به نظرم روحیه و شخصیت علمی آیت‌الله خامنه‌ای ایجاب می‌کند که مهم‌ترین تصمیمات را با تکیه بر مطالعات کارشناسی اخذ نماید.
با این روحیه‌ای که خامنه‌ای جوان در کشور دمید، ان‌شاالله حملات آمریکایی – صهیونیستی و نقشه‌هایی که برای هفته پیش‌رو در سر دارند نقش بر آب خواهد شد و این ظرفیت‌ها پیش‌ران جمهوری اسلامی ایران و تحولات در دوران پس از جنگ خواهد بود.
undefined*تحلیل فرهنگی جنگ در فرهنگیات جنگ*undefinedundefined @farhangiyatjang_rcmajlis

۹:۳۹

undefined*مبعوثان ایرانی؛ رهبران معرکه*
undefined بهزاد خليلی، کارشناس حوزه جوانان و نوجوانان دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهش‌های مجلس
undefined جنگ تحمیلی رمضان با شهادت رهبر و امام امت آغاز شد. دشمن چنین تصور می‌کرد که برای متوقف ساختن انقلاب اسلامی و از هم گسستن شیرازه ملت ایران، کافی است تا رأس نظام از میان برداشته شود؛ موضوعی که نمونه‌های مشابه آن به دفعات در تاریخ اتفاق افتاده است. لذا در محاسبات آن‌ها ایران محکوم به فروپاشی و مردم محکوم به شکست و تسلیم بودند، لکن چنین نشد. چرا؟ نه تنها چنین نشد بلکه اکنون دشمن شکست خورده در حال تلاش برای خروج از جنگ است، اما این ایران است که گریبان دشمن را گرفته و او را رها نمی‌کند!
undefined چگونه می‌شود جامعه‌ای که رهبر خود را از دست داده، اینگونه پنجه در پنجه دشمن بیندازد؟از سنت‌های خداوند، برگزیدن و برانگیختن انسان‌های شایسته به عنوان پیامبر در میان مردم برای مقابله با باطل و هدایت جامعه به سوی سعادت بوده است که در مسیر مبارزه با باطل و استقرار حق، ایستادگی، صبر، شجاعت و ایمان به خداوند از خصائص مهم پیامبران بود، اما رمز تحقق اهداف الهی میزان همراهی جامعه با پیامبر بود. به عبارت دیگر هر میزان جامعه خود را به سمت ویژگی‌های برجسته پیامبر خود رشد می‌داد، نابودی باطل و استقرار و تداوم حق میسرتر می‌شد.
undefined بنابراين نقطه آرمانی آنجاست که جامعه چنان رشدیافته شود و خود را از جهات مختلف به پيامبر و رهبر خویش نزدیک کند که با وجود از دست رفتن پیامبر، از مسیر حق بازنگردد و آن را ادامه دهد. اینجاست که *جامعه خود راهبر خود می‌شود و حرکت و نهضت را پیش می‌برد.
undefined اما این نمونه آرمانی در ایران و در جنگ تحمیلی اخیر جلوه‌گر شد. ملتی که رهبر پیامبرگونه خود را شهید در میدان یافت؛ در حالی‌که دشمن غریو مستانه سر داده بود، تهدید به کشتار بیشتر می‌کرد و می‌خواست که کشور فوراً تسلیم او شود. اما جامعه‌ رشدیافته ایران به جای اجابت خواست دشمن، بی‌آنکه کسی به او بگوید، شجاعانه وارد معرکه نبرد شد و مصداق خُذها بِقُوَّةٍ، خود را مبعوث دید و بار سنگین رهبری را به دوش کشید و میدان‌داری کرد.
undefined به واقع معجزه بشر ساخت موشک بالستیک نقطه زن یا ساخت جنگنده F35 نیست و این‌ها تعیین‌کننده میدان نبرد نیستند، بلکه معجزه بشر ایجاد چنین قدرت اجتماعی متعالی است که کار پیامبرگونه می‌کند و هیچ نیرویی در هیچ جنگی یارای مقابله با این جریان الهی نیست.
undefined*تحلیل فرهنگی جنگ در فرهنگیات جنگ*undefinedundefined @farhangiyatjang_rcmajlis

۱۳:۳۵

undefined میراثی که بر جای ماند؛ تأثیر زنان در انقلاب و جنگ تحمیلی
undefined اکرم باجلان، مدیر گروه زنان و خانواده مرکز پژوهش‌های مجلس
undefinedدر تاریخ معاصر ایران، زنان نه به عنوان همراهی در حاشیه، بلکه به عنوان نیرویی مؤثر و تعیین کننده در صحنه ظهور کردند. روایت‌هایی این دوران، گواهی بر نقش اسثنایی بانوان در پیروزی انقلاب اسلامی و مقاومت در دوران دفاع مقدس است و جنگ رمضان امتداد این تأثیر خواهد بود.
undefined یکی از ارزنده‌ترین این روایات، بیانات رهبر شهید بر این نقش بی‌بدیل زنان وطنم ایران است. در ادامه به گزیده مختصری از آن پرداخته می‌شود:
undefined *پشتیبانی و حمایت زنان یکی از عوامل پیروزی در همه‌ی مراحل انقلاب*: «حضور خانم‌ها در همه‌ی مراحل انقلاب، حضوری زنده و نیرومند و قوی بود و توانستند بارهای سنگین را تحمل کنند و مصیبت‌هایی بزرگ را از سربگذارنند. در طول تاریخ اسلام، مانند زن‌های ما، نادر و کمیاب بوده است. یقیناً اگر پشتیبانی و حمایت بانوان کشورمان نمی‌بود، در دوران جنگ و پیش از آن در همه‌ی مراحل انقلاب، این پیروزی‌ها به دست نمی‌آمد». (بیانات در مراسم بیعت گروه کثیری از بانوان شهرهای مختلف کشور ۱۳۶۸/۱۰/۲۴)
undefined *سرباز مقدم خط انقلاب*: «ما در جریان انقلاب شاهد بودیم که زن در کشور ما، سرباز خط مقدم انقلاب شد. اگر زن‌ها با انقلاب سازگار نبودند و این انقلاب را نمی‌پذیرفتند و به آن باور نداشتند، مطمئناً این انقلاب واقع نمی‌شد. من به این معنا اعتقاد دارم ... اگر آن‌ها نبودند، نیمی از گروه انقلابیون مستقیماً در میدان نبودند» (بیانات در دیدار با گروهی از بانوان پزشک سراسر کشور ۱۳۶۸/۱۰/۲۶)
undefined *زنان دارای نقش اول و برجسته در انقلاب و جنگ*: «اگر زنان به انقلاب نپیوسته بودند، انقلاب پیروز نمی‌شد؛ جوانان برای پیوستن به صفوف انقلاب، از خانه‌ها بیرون نمی‌آمدند؛ مادران‌شان نمی‌گذاشتند، یا حداقل آن‌ها را تشویق نمی‌کردند. اگر زنان دل در گرو انقلاب نداشتند، مردان این طور آزادانه در صفوف انقلاب جانفشانی نمی‌کردند. نقش زن در انقلاب، هم به‌طور مستقیم و هم به‌طور غیرمستقیم، یک نقش برجسته و مجموعاً نقش اول است؛ در جنگ هم همین‌طور بود» (بیانات در دیدار با جمع کثیری از پرستاران به مناسبت میلاد حضرت زینب(س) و روز پرستار ۱۳۷۰/۸/۲۲)
undefined *دارای نقش تعیین کننده در انقلاب و جنگ تحمیلی و در دوران آینده به شرط رعایت ارزش واقعی زن*: «نقش زنان در انقلاب، یک نقش نقش تعیین کننده بود؛ در جنگ، یک نقش تعیین کننده بود؛ در دوران آینده هم نقش‌شان ان‌شاءالله تعیین کننده خواهد بود؛ به شرطی که ما این جهات ارزشی را در زن رعایت کنیم. این‌هاست که تأمین کننده و تضمین کننده‌ی این آینده است. امیدواریم که خداوند شماها را تأیید کند».(بیانات در دیدار با بانوان به مناسبت میلاد حضرت زهرا(س) ۱۳۷۰/۱۰/۴)
undefined هر چند که جای رهبر شهیدمان خالی است، اما شاهد این روزها و این شب‌هاست که بانوان با وقار زیادی از سه نسل مادربزرگ، مادر و نوه در بین مردم هستند که جلو دارند، فریاد می‌کشند از بن دل، اشک می‌ریزند هر چند برخی چادری نیستند و حتی گاهی محجبه هم نیستند. به قول آن پیر فرزانه دل در گروی انقلاب و این جبهه دارند. عده‌ای باور نکردند اما او و سردار شهیدش همه گفتند این‌ها دختران ما هستند. این دختران انقلاب این بانوان نجیب این روزها و شب‌ها آمدند برای آن که دلدادگی خود را برملا کنند و بار دیگر نشان دهند که حضور بانوان مشکل گشای جنگ رمضان خواهد بود.
undefined*تحلیل فرهنگی جنگ در فرهنگیات جنگ*undefinedundefined @farhangiyatjang_rcmajlis

۹:۳۱

undefined باشگاه‌های حرفه‌ای؛ دارایی راهبردی جبهه داخلی در دفاع مقدس
undefined محمد خدابخش؛ کارشناس گروه ورزش، میراث و گردشگری مرکز پژوهش‌های مجلس
undefined تجربه جنگ‌های معاصر نشان داده است که پیروزی در میدان نبرد تنها حاصل برتری تسلیحاتی نیست؛ جوامعی تاب‌آورترند که توانسته‌اند ظرفیت نهادهای اجتماعی خود را برای تقویت همبستگی، امید و مشارکت عمومی فعال کنند. در این میان، باشگاه‌های ورزشی حرفه‌ای به دلیل شبکه هواداری میلیونی، سرمایه عاطفی و نفوذ رسانه‌ای، یکی از دارایی‌های راهبردی کشور در شرایط دفاع مقدس‌اند.
undefined باشگاه حرفه‌ای فقط مجموعه‌ ورزشی رقابت‌محور نیست؛ یک نهاد اجتماعی است که هویت جمعی می‌سازد و توان سازماندهی کنش جمعی در مقیاس وسیع دارد. در جامعه‌ای مانند ایران که ورزش سهم بالایی در احساسات و تعلقات مردم دارد، این باشگاه‌ها می‌توانند در لحظات بحران، نقش پل ارتباطی میان دولت و جامعه را بازی کنند؛ پلی که از مسیر هواداران، بازیکنان سرشناس، مربیان و شبکه‌های رسانه‌ای ورزش، پیام‌های همبستگی و مقاومت را به عمق زندگی روزمره مردم می‌برد.
undefined اضطراب عمومی، فرسایش امید، سیل شایعات و حملات روانی، بخش جدایی‌ناپذیر جنگ است. اگر این میدان نرم مدیریت نشود، حتی موفقیت‌های میدانی نیز در ذهن و روان جامعه کم‌اثر خواهد شد. تجربه جنگ روسیه و اوکراین نشان داد که وقتی باشگاه‌ها و چهره‌های ورزشی، مسئولانه و هماهنگ وارد عمل شدند – از اسکان موقت مردم در زیرساخت‌های ورزشی و جمع‌آوری کمک‌های انسان‌دوستانه تا تولید پیام‌های امیدبخش و تداوم نسبی مسابقات – ورزش توانست به ابزار مهمی برای کاهش فشار روانی، حفظ حس «ادامه زندگی» و تقویت همبستگی ملی تبدیل شود.
undefined مرور تجربه داخلی نیز تصویری دوگانه پیشِ‌روی ما می‌گذارد. در دفاع مقدس، ایثار ورزشکاران، حضور داوطلبانه در جبهه، مسابقات حماسی و یادمان شهدای ورزشکار، بخشی از حافظه جمعی ماست؛ اما این کنش‌ها بیشتر فردی و پراکنده بوده نتیجه یک سیاست‌گذاری آگاهانه درباره نقش باشگاه‌ها نیست. در جنگ ۱۲ روزه اخیر نیز، با وجود مواضع حمایتی و پیام‌های نمادین برخی باشگاه‌ها و ورزشکاران، خبری از یک چارچوب مشترک، تقسیم کار روشن و بهره‌گیری نظام‌مند از ظرفیت هواداران برای کمک‌رسانی، روایت‌سازی و تقویت روحیه عمومی نبود. نتیجه آن‌که ورزش حرفه‌ای کشور هنوز فاقد «الگوی کنشگری در شرایط دفاع مقدس» است.
undefined اگر باشگاه‌های حرفه‌ای را به‌درستی ببینیم، نقش آن‌ها در شرایط جنگ چندوجهی است: در وجه اجتماعی، می‌توانند همبستگی ملی را تقویت، مشارکت مدنی را سازماندهی و به اقشار آسیب‌پذیر کمک کنند؛ در وجه روانی، از طریق مسابقات هدفمند، پیام‌های رسمی و نمادهای مشترک، اضطراب عمومی را کاهش داده و امید و احساس کارآمدی جمعی را زنده نگه دارند؛ در وجه رسانه‌ای و نمادین، روایت‌های رسمی کشور را به زبان قابل‌فهم برای نسل جوان ترجمه کرده و در برابر جنگ روانی و شایعات بایستند؛ و در وجه انسانی و حتی لجستیکی، زیرساخت‌های خود را برای اسکان موقت، توزیع کمک‌ها و راه‌اندازی کمپین‌های گسترده به کار بگیرند. در همه این عرصه‌ها، شرط اثربخشی، نگاه راهبردی و سیاست‌گذاری هوشمندانه است؛ وگرنه همین ظرفیت می‌تواند ناخواسته به کانون شکاف و معضل تبدیل شود.
undefined نقطه کانونی بحث این است که باشگاه‌های حرفه‌ای، ظرفیتی است که هنوز به صورت هدفمند و نهادمند فعال نشده است. نبود سند بالادستی، نبود تقسیم کار بین نهاد ریاست جمهوری، مجلس، وزارت ورزش، فدراسیون‌ها، کمیته ملی المپیک و رسانه ملی، و فقدان دستورالعمل‌های شفاف برای شرایط بحران، موجب شده بخش قابل توجهی از توان ورزش در خدمت تقویت جبهه داخلی و تاب‌آوری جامعه بلااستفاده بماند.
undefined امروز بیش از هر زمان دیگر نیاز به آن است که «سند ملی نقش ورزش در تاب‌آوری اجتماعی و دفاع ملی» با محوریت ریاست جمهوری و مشارکت نهادهای ذی‌ربط تدوین شود؛ سندی که بر مبنای آن، سازوکار مدیریت بحران در ورزش حرفه‌ای طراحی، مسئولیت اجتماعی باشگاه‌ها در قوانین و مقررات به رسمیت شناخته، و نقش فدراسیون‌ها و کمیته ملی المپیک در دیپلماسی ورزشی و روایت‌سازی بین‌المللی به‌طور مشخص تعریف شود. تنها در این صورت است که می‌توان از ظرفیت باشگاه‌ها نه به صورت نمادین و مقطعی، بلکه به‌عنوان بخشی از طرح کلان دفاع ملی بهره برد.
undefined اگر چنین رویکردی جدی گرفته شود، باشگاه‌های ورزشی حرفه‌ای از حاشیه به متن راهبرد دفاعی کشور می‌آیند؛ جایی که ورزش، فراتر از نتیجه مسابقه، به ابزاری برای تحکیم همبستگی ملی، افزایش امید و مقاومت اجتماعی و نگه‌داشتن جامعه در کنار جبهه تبدیل می‌شود. در غیر این صورت، همچنان باید بپذیریم که بخشی از مهم‌ترین سرمایه اجتماعی کشور در روزهای سخت، پشت درِ برنامه‌ریزی باقی خواهد ماند.
undefined*تحلیل فرهنگی جنگ در فرهنگیات جنگ*undefined undefined @farhangiyatjang_rcmajlis

۱۶:۲۹

undefined تحلیل کوتاه رقابت رسانه‌ای بر سر نمادهای هویتی ایرانی در جنگ اخیر
undefined فریبا میرزایی‌نژاد، کارشناس گروه رسانه و فضای مجازی مرکز پژوهش‌های مجلس
undefined در جریان جنگ اخیر، بخشی از رقابت رسانه‌ای پیرامون ایران نه صرفاً در سطح خبر و روایت‌های سیاسی، بلکه در سطح نمادهای فرهنگی و هویتی شکل گرفته است. در این میان، شبکه ایران اینترنشنال تلاش کرده است با بهره‌گیری از عناصر فرهنگی و نمادهای ملی ایران، روایت خاصی از جامعه ایرانی ارائه دهد. در این فرآیند می‌توان نوعی کوشش برای تصاحب و بازتعریف عناصر فرهنگی و ملی در چارچوب گفتمانی این رسانه مشاهده کرد؛ به گونه‌ای که این عناصر در خدمت روایت رسانه‌ای آن قرار گیرند. در نتیجه، ایران در قالب گفتمانی بازنمایی می‌شود که لزوماً ریشه در روایت‌های درونی و بومی هویت ایرانی ندارد.
undefined به بیان دیگر، این رسانه می‌کوشد برخی مفصل‌های گفتمان ملی ، از نمادهای فرهنگی و تاریخی تا عناصر حماسی و عاطفی را از بستر معنایی اصلی خود جدا کرده و در چارچوبی تازه بازمعناسازی کند. این رویکرد را می‌توان در سه محور اصلی مشاهده کرد.
undefined «جاویدنامان» و بازآفرینی احساسی با عناصر ایرانی:‎در بخشی از تولیدات رسانه‌ای این شبکه، تصاویر کشته‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ با عنوان «جاویدنامان» در قالب طراحی‌های احساسی بازآفرینی شده‌اند. این تصاویر که با بهره‌گیری از طراحی دیجیتال و ابزارهای هوش مصنوعی تولید شده‌اند، از نقوش اسلیمی، رنگ‌های ملی و فرم‌های الهام‌گرفته از هنر ایرانی استفاده می‌کنند. چنین ترکیب بصری‌ای تلاش دارد تصویر افراد را با نشانه‌های هویت فرهنگی ایران پیوند دهد و از یک تصویر خبری، نمادی عاطفی و هویتی بسازد. در این چارچوب، نام‌گذاری «جاویدنامان» نیز واجد بار معنایی خاصی است؛ چرا که واژه «جاوید» در برخی گفتمان‌های سیاسی و رسانه‌ای با شعارها و هشتگ‌هایی خاص پیوند خورده و می‌تواند به نوعی مصادره نمادین در راستای یک روایت سیاسی تعبیر شود. در این رویکرد، عناصر زیبایی‌شناختی ایرانی به‌کار گرفته می‌شوند تا روایت رسانه‌ای مذکور برای مخاطب ایرانی مشروع‌تر و نزدیک‌تر به احساسات ملی جلوه کند.
undefined برجسته‌سازی آسیب به میراث تاریخی:محور دوم به نحوه روایت این رسانه درباره بناهای تاریخی ایران در جریان جنگ اخیر مربوط می‌شود. در برخی گزارش‌ها، آثاری مانند کاخ گلستان، میدان نقش جهان و قلعه فلک‌الافلاک به‌عنوان نمادهای تمدنی ایران برجسته می‌شوند؛ به‌ویژه در مواردی که این آثار در معرض تهدید یا آسیب ناشی از حملات دشمن قرار گرفته‌اند. با این حال، نحوه چارچوب‌بندی این روایت‌ها غالباً به گونه‌ای است که مخاطب را به این برداشت هدایت می‌کند که این میراث تاریخی در معرض بی‌توجهی یا ضعف در حفاظت قرار دارد. در چنین روایتی، رسانه معاند ایران اینترنشنال ، نقش «حامی و نگران میراث فرهنگی» را برای خود تعریف می‌کند، در حالی که دولت ایران به‌صورت ضمنی در جایگاه نهادی کم‌توجه یا ناکارآمد بازنمایی می‌شود. این نوع بازنمایی، نمونه‌ای از رقابت نمادین بر سر مالکیت معنایی میراث تمدنی ایران در فضای رسانه‌ای است.
undefined رقابت نمادین بر سر سرود «ای ایران»:سرود «ای ایران» یکی از مهم‌ترین نمادهای عاطفی و تاریخی هویت ملی ایرانیان به خصوص پس از ابراز علاقه رهبر شهید خضرت ایت الله خامنه ای به این سرود ، به شمار می‌آید. در یکی از پروژه‌های رسانه‌ای این شبکه، تلاش شده است با جمع‌آوری تصاویر مردمی و تولید کلیپ‌های مشارکتی به‌ویژه در آستانه نوروز ۱۴۰۵ ، نسخه‌ای تازه از این سرود در قالبی رسانه‌ای بازتولید شود. پروژه‌ای با شعار «ای ایران برای ایران، ای ایران بخوان» را می‌توان نمونه‌ای از این تلاش دانست. در چنین طرح‌ی، سرودی که بخشی از حافظه تاریخی و هویت ملی جامعه ایرانی است، در قالب روایتی تازه بازخوانی خواهد شد که به نفع رقیب مصادره شود. این فرایند را می‌توان تلاشی برای بازتعریف یا تصاحب نمادهای ملی در یک چارچوب رسانه‌ای خاص دانست؛ چارچوبی که می‌کوشد معنای این نمادها را در نسبت با روایت سیاسی و رسانه‌ای خود بازسازی کند.
undefined*جمع بندی*در جریان جنگ اخیر، نمادهای فرهنگی ایران از تصاویر یادمانی و نقوش هنری گرفته تا بناهای تاریخی و سرودهای میهنی به میدان رقابت گفتمانی در عرصه رسانه‌ای تبدیل شده‌اند. در این میان، شبکه ایران اینترنشنال می‌کوشد با بهره‌گیری از این سرمایه نمادین، برخی مفصل‌های گفتمان ملی ایران را در چارچوب معنایی مورد نظر خود بازتعریف کند. این فرایند را می‌توان نوعی «بازمعناسازی رسانه‌ای» دانست؛ تلاشی برای بازخوانی و بازتصاحب عناصر هویت فرهنگی ایران در قالب روایتی متفاوت که در میدان رقابت روایت‌ها و جنگ ادراکی شکل می‌گیرد.
undefined*تحلیل فرهنگی جنگ در فرهنگیات جنگ*undefinedundefined @farhangiyatjang_rcmajlis

۷:۵۶

undefined جامعه ورزش و آزمون بزرگ مسئولیت اجتماعی در روزهای جنگ
undefinedمحمد عباسی، کارشناس گروه ورزش، گردشگری و میراث‌فرهنگی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی
undefinedدر روزهایی که جریان خبر در کشور زیر سایه روایت‌های مداوم از میدان جنگ قرار گرفته است، نقش چهره‌های مرجع اجتماعی بیش از گذشته اهمیت پیدا می‌کند. در میان این چهره‌ها، ورزشکاران و قهرمانان ملی جایگاهی متفاوت دارند. ورزشکارانی که سال‌ها با تلاش، افتخارآفرینی و رفتار حرفه‌ای توانسته‌اند اعتماد و توجه افکار عمومی را جلب کنند نه تنها قهرمان ورزشی هستند بلکه سرمایه‌های اجتماعی کشور به شمار می‌آیند. در چنین شرایطی حضور فعال این چهره‌ها در میدان رسانه‌ای می‌تواند به یک عامل مهم در مدیریت فضای روانی جامعه تبدیل شود. اگر این ظرفیت به شکل هوشمندانه در قالب یک کمپین رسانه‌ای هدایت شود، ورزشکاران می‌توانند در کنار روایت واقعیت‌های جنگ، مردم را به همدلی، مشارکت اجتماعی و کمک برای بازسازی خانه‌ها و زیرساخت‌های آسیب دیده دعوت کنند.
undefinedتاریخ ورزش ایران نیز نشان می‌دهد که قهرمانان این سرزمین تنها در میدان مسابقه تعریف نمی‌شوند. نام غلامرضا تختی به همین دلیل در حافظه جمعی ایرانیان ماندگار شد. تختی زمانی به یک اسطوره تبدیل شد که در روزهای سخت زلزله بویین زهرا، بی آنکه مسئولیتی رسمی داشته باشد، به میان مردم رفت و برای زلزله زدگان کمک جمع آوری کرد. او در کوچه‌ها و بازارها قدم زد و با صدای بلند مردم را به یاری هموطنان خود فراخواند. آن حرکت نه فقط یک اقدام خیریه بلکه نمایشی از مسئولیت اجتماعی یک قهرمان ملی بود. به همین دلیل است که دهه‌ها بعد، بسیاری از ورزشکاران ایرانی تختی را الگوی اخلاق و مردمداری خود می‌دانند. امروز نیز در شرایطی که کشور با تبعات جنگ روبه‌رو است، نیاز هست قهرمانان ورزش ایران همان روحیه و همان الگو را زنده کنند و بار دیگر نشان دهند که قهرمانی تنها به مدال نیست بلکه با ایستادن در کنار مردم در روزهای سخت معنا پیدا می‌کند.
undefinedنمونه‌های اولیه این رویکرد در همین روزها دیده شده است. حضور سیدمهدی رحمتی سنگربان سابق تیم ملی و سرمربی حال حاضر تیم خیبر خرم آباد در کنار نیروهای امدادی و هلال احمر یکی از همین نمونه‌هاست. تصویری که از او در کنار نیروهای امدادی منتشر شد نشانه‌ای از همراهی جامعه ورزش با مردم آسیب دیده بود. همچنین اقدام مهدی ترابی فوتبالیست تیم ملی و باشگاه تراکتورسازی تبریز در کمک به بازسازی خانه‌های اجاره‌ای مردم در مناطق آسیب دیده از جنگ بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی پیدا کرد. این اخبار به دلیل چهره بودن این افراد و تفاوت با جریان معمول خبرهای جنگی توجه زیادی از سوی مردم دریافت کرد. چنین اقداماتی علاوه بر کمک عملی به مردم، باعث ایجاد دلگرمی و امید در جامعه می‌شود و در عین حال نشان می‌دهد که جامعه ایرانی جامعه‌ای ریشه دار و استخوان دار است که در شرایط سخت کنار یکدیگر می‌ایستد.
undefinedدر شرایطی که کشور با پیامدهای یک جنگ تمام‌عیار مواجه است، سازماندهی این ظرفیت اهمیت زیادی دارد. کمیته ورزشکاران در کمیته ملی المپیک و پارالمپیک و همچنین کمیته‌های فرهنگی فدراسیون‌های ورزشی با کمک صداوسیمای ملی می‌توانند نقش مهمی در شکل‌گیری چنین حرکت‌هایی داشته باشند. در این مقطع حساس، این موضوع تنها یک اقدام نمادین نیست بلکه یک وظیفه مهم اجتماعی به شمار می‌آید. توجه و برنامه ریزی برای حضور هماهنگ چهره‌های ورزشی در میدان رسانه‌ای و در جریان کمک به بازسازی مناطق آسیب دیده، مسئولیتی کلیدی برای این کمیته‌ها در شرایط فعلی کشور محسوب می‌شود.
undefined*تحلیل فرهنگی جنگ در فرهنگیات جنگ*undefinedundefined @farhangiyatjang_rcmajlis

۱۲:۵۳

بسته در مورد جام جهانی.pdf

۳۵۸.۱۳ کیلوبایت

undefined*جنگ تحمیلی آمریکایی- صهیونی و حضور ایران در جام جهانی فوتبال*
undefined<img style=" />undefinedگروه ورزش، میراث فرهنگی و گردشگری مرکز پژوهشهای مجلس
undefined جام جهانی فوتبال به یکی از مهم‌ترین صحنه‌های تعامل و رقابت میان کشورها تبدیل شده است؛ صحنه‌ای که در آن نه تنها توانایی‌های ورزشی بلکه قدرت نرم، هویت ملی و جایگاه بین‌المللی کشورها نیز به نمایش گذاشته می‌شود. حدود سه ماه دیگر جام جهانی ۲۰۲۶ در سه کشور آمریکا، مکزیک و کانادا آغاز می‌شود، اما بزرگترین رویداد فوتبالی جهان زیر سایه سنگین جنگ و بی‌ثباتی‌های سیاسی است.
undefined با آغاز حمله نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، در روزهای آغازین جنگ اظهارات مداخله‌جویانه رئیس جمهور آمریکا در ماجرای پناهندگی چند بازیکن تیم ملی فوتبال زنان در استرالیا، باعث شد نگرانی هایی از سوی رئیس فدراسیون فوتبال و وزیر ورزش کشور در مورد جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ افزایش یابد و در مورد عدم حضور تیم ملی ایران در جام جهانی اظهاراتی بیان شود. فرمان اجرایی ریس جمهور آمریکا مبنی بر ممنوعیت سفر اتباع برخی کشورها از جمله ایران به آمریکا؛ ندادن روادید به برخی از اعضای هیئت ایرانی برای حضور در مراسم قرعه‌کشی جام جهانی؛ افزایش احتمال عدم صدور روادید بازیکنانی که خدمت سربازی خود را در مجموعه های منتسب به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گذرانده‌اند؛ اظهارات مداخله‌جویانه ترامپ در خصوص بازیکنان تیم ملی فوتبال زنان در استرالیا؛ تهدید جانی و امنیتی اعضای تیم ملی توسط رئیس جمهور آمریکا، حضور یا عدم حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی را با چالش هایی مواجه می کند.
undefined نظر به افزایش گمانه زنی ها مبنی بر عدم حضور ایران در جام جهانی، باید تاکید نمود، گرچه در سال‌های اخیر وضعیت مشابهی جهت انصراف تیم های شرکت کننده در جام جهانی فوتبال پیش نیامده اما مطابق اساسنامه و مقررات فیفا، این اختیار به فیفا داده شده است که در صورت انصراف تیم ها، از جریمه مالی و جریمه انضباطی استفاده نماید. بنابراین به نظر می رسد باتوجه به عدم اراده فیفا در موضع گیری عادلانه، در صورت انصراف تیم ملی ایران، فیفا در تعیین جرایم آزادانه و به ضرر ایران عمل می کند. همچنین در مورد جایگزین کردن یک تیم دیگر به جای ایران نیز مطابق مقررات فیفا آزادی عمل خواهد داشت. بنابراین به نظر می رسد انصراف ایران روند برنامه ریزی بازی ها را نیز تحت تأثیر قرار نمی دهد. با عنایت به اینکه ارتقا تصویر مثبت ایران در یکی از بزرگترین رویدادهای ورزشی جهان در گرو کنشگری مناسب است، بنابراین به نظر می رسد انفعال و تحریم جام جهانی مناسب نباشد.
undefined لذا بایستی تمرکز کشور بر حضور تیم ملی در مسابقات جام جهانی قرار گیرد و پیام های صادر شده از کشور واحد و حول این محور باشد. در خصوص مضررات احتمالی چون پناهندگی بازیکنان یا برخی از همراهان تیم، خطرات و تهدیدات جانی احتمالی، حواشی سکوها، هواداران و رسانه ها در این مسابقات پیش بینی های لازم صورت گیرد.
undefined پیشنهاد می شود وزارت ورزش و جوانان (از طریق فدراسیون فوتبال) با همکاری وزارت امور خارجه نسبت به ساماندهی و تدارک الزامات و استاندارهای احتمالی لازم جهت دریافت روادید برای اعضای تیم از هم اکنون اقدام نمایند. یکی از مبادی ضربه پذیری تیم ملی، بهانه هایی است که احتمالاً در خصوص عدم صدور روادید بروز پیدا می کند. لذا لازم است تا در این خصوص پیش بینی های لازم صورت گیرد. علاوه بر این، نسبت به ساماندهی هواداران و مدیریت رسانه ها و حواشی تیم ملی نیز می بایست پیش بینی های لازم صورت گیرد.
undefined*تحلیل فرهنگی جنگ در فرهنگیات جنگ*undefinedundefined @farhangiyatjang_rcmajlis

۸:۱۲

undefined چرا همچنان دست برتر با ایران است؟ | خط اشتباهی که صداوسیما رهایش نمی‌کند!
undefined محمدصادق عبداللهی، مدیر گروه آموزش‌وپرورش و فنی‌وحرفه‌ای مرکز پژوهش‌های مجلس
undefined با ترور اهداف ارزشمندی چون دکتر علی لاریجانی و فرماندهان سپاه پاسداران حسی از ضعف و گلایه در میان برخی دوست‌داران ایران شکل گرفته است؛ شاکی‌اند که چرا توان حفاظت از این شخصیت‌هایمان را نداریم و یا اگر روز اول جنگ غافلگیری‌ای پیش آمده، چرا پس از ۲۰ روز باز هم شاهد اتفاقات مشابهی می‌باشیم.
undefined شاید این عزیزان فراموش می‌کنند که ما با چه دشمنی مواجه هستیم. دشمن ما یکی از ابرقدرت‌های جهان است که ۱/۵ تریلیون دلار بودجه نظامی برای سال ۲۰۲۷ در نظر دارد درحالی‌که کل بودجه نظامی ایران در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۰ میلیارد دلار پیش‌بینی شده است! با این وجود، طبیعی است که دشمن چه در شناسایی و چه در عملیات از تجهیزات پیشرفته‌ای استفاده کند که ما توان مقابله با آن‌ها را نداریم. برخی تحلیلگران نظامی دنیا گفته‌اند که این جنگ از تکنولوژیک‌ترین جنگ‌های جهان است که آمریکا و اسرائیل بسیاری از ادوات نظامی‌شان را برای نخستین‌بار آزمایش می‌کنند.
undefined در این شرایط، توقع مقابله به مثل تنها همان حس ضعف و گلایه را در پی خواهد داشت. این اشتباهی در روایت جنگ است که صداوسیما و سایر رسانه‌های رسمی تلاش می‌کنند با نشان دادن ستون‌های دود و مخابره شنیدن شدن صدای آژیر در سرزمین‌های اشغالی، بخواهند به مخاطب حس برابری در جنگ القاء کنند.
undefined در این جنگ هنر است که ما موشک‌هایمان از هفت لایه پدافندی رد می‌شود و به تل‌آویو و حیفا می‌رسد اما نقطه قوت ایران و‌ زمینی که در آن دست برتر را دارد، مدیریت تنگه هرمز و زدن ضربات متعدد به اقتصاد و زیرساخت‌هایی از دشمن و متحدانشان است که منجر به دود شدن سال‌ها سرمایه‌گذاری آن‌ها در منطقه و بالا رفتن قیمت نفت، انرژی، کود، فلزات، محصولات کشاورزی و... خواهد بود.
undefined در واقع اقدامات دشمن برای ترور فرماندهان در روزهای اخیر نه یک کنش تهاجمی بلکه واکنشی به پیروزی‌های ایران در زمینه‌های مذکور و تلاش برای درآمدن از باتلاقی می‌باشد که ایران برایش آفریده است.
undefined واقع‌بینانه آن است که امروز هر یک دلاری که روی قیمت نفت می‌رود، گویا چند هدف مهم اسرائیلی - آمریکایی مورد اصابت موفق قرار می‌گیرد. همچنین برای مثال حمله به مراکز و زیرساخت‌های گوگل، آمازون و مایکروسافت در منطقه هیچ‌ کم از به درک واصل شدن چند ده شخصیت تراز اول آمریکایی-اسراییلی ندارد. آمریکا برای این سطح از نفوذ و ایجاد مراکز مختلف تجاری، فناوری، نظامی، سیاسی و علمی در خاورمیانه دهه‌ها دلار خرج کرده است و در آینده خواهیم دید که ترامپ در آمریکا به‌عنوان رئیس‌جمهوری متهم خواهد شد که حضور، نفوذ و سرمایه‌گذاری آمریکایی‌ها در خاورمیانه را با جنگی احمقانه بر باد داد.
undefined اما چرا اهمیت این موارد درک نمی‌شود؟ چون رسانه‌های رسمی ادراک پیروزی در ذهن مخاطب را منحصراً در اصابت موشک به تل‌آویو شکل داده‌اند و اسراییل نیز عامدانه با خبرسازی برای به درک واصل شدن نتانیاهو ذهن ایرانی را به‌نوعی تشنه ساخته که جز با به واقعیت پیوستن این هدف سیرآب نمی‌شود.
undefined ‌لذا باید این اهداف را برای جامعه ملموس و معنادار کرد و نگذاشت رسانه‌ها در زمین دیگری جنگ را روایت کنند. متأسفانه رسانه‌های رسمی و حتی سخنگوی جنگ نیز زمین رسانه را واکنشی تعریف کرده‌اند و کنش‌های تهاجمی رزمندگان را در زمینه اقتصاد و زیرساخت‌ها به دقت تبیین نمی‌کنند. درحالی‌که همین موفقیت‌های ایران است که موجب شده رسانه‌های دنیا جنگ را تا اینجا مساوی تحلیل کنند و ترامپ از این نوع تحلیل شاکی باشد و آن‌ها را «فیک‌نیوز» بخواند‌.
undefined*تحلیل فرهنگی جنگ در فرهنگیات جنگ*undefinedundefined @farhangiyatjang_rcmajlis

۱۰:۴۲

undefined تاب‌آوری صنعت اقامت در شرایط اضطراری: تحلیل راهبرد قیمت‌گذاری جاباما
undefined زینب رحمانی، کارشناس گروه ورزش، میراث فرهنگی و گردشگری مرکز پژوهش‌های مجلس
undefined در پی حملات آمریکایی- صهیونیستی و بروز ناامنی‌های مقطعی در برخی مناطق کشور، جامعه ایران بار دیگر توانایی چشمگیر خود در انطباق‌پذیری، تاب‌آوری و حل مسئله در شرایط بحرانی را نشان داده است. یکی از نمودهای این سازگاری اجتماعی، تغییر الگوی گردشگری و اسکان از شکل تفریحی به گردشگری تاب‌آورResilient Tourism است؛ مدلی که در آن، افراد برای حفظ امنیت و آرامش روانی، به سکونت موقت در مناطق کم‌خطرتر روی می آورند. شرایط ژئوپلتیک کلان‌شهرهایی موجب شده تقاضا از آنها به نقاط پیرامونی بیشتر باشد.
undefined در این میان، ابتکار پلتفرم جاباما در طراحی مدلی با تخفیف پلکانی بر اساس مدت اقامت، نه تنها یک نوآوری تجاری بلکه پاسخی مبتنی بر منطق رفتار مصرف‌کننده در شرایط بحرانی محسوب می‌شود. این رهیافت، شایسته واکاوی از منظر اقتصادی، اجتماعی و سیاستی است.
⃣ *گذار از مدل درآمدی سنتی به «اقتصاد مقیاس در اقامت»: افزایش طول مدت اقامت یکی از مؤثرترین روش‌ها برای بهینه‌سازی درآمد و بهره‌وری است. جاباما با ارائه تخفیف‌های پلکانی، اقامت‌های بلندمدت را تشویق کرده و عملاً الگوی «خانه دوم موقت» را در شرایط ناامن کنونی ترویج می‌دهد. ازنقطه نظر اقتصادی، این مدل به کاهش هزینه‌های جانبی میزبانان مانند نظافت مکرر و هزینه بازاریابی برای مهمانان جدید منجر می‌شود و همزمان با تثبیت اشغال متوسط واحدهای اقامتی، سود پلتفرم نیز تضمین می‌گردد.
⃣ *پویایی‌شناسی جمعیت و آمایش اضطراری: افزایش مهاجرت موقت از کلان‌شهرهای به روستاها و نواحی پیرامونی، نمود بارز شکل‌گیری الگوی جدید «اسکان اضطراری داوطلبانه» است.جزیره‌ای شدن اقامت‌های کوتاه‌مدت می‌تواند فشار بر زیرساخت‌ها را افزایش دهد، اما مدل جاباما با ترغیب به اقامت‌های طولانی‌تر، تثبیت نسبی جمعیت را در مناطق امن‌تر موجب می‌شود. این پدیده علاوه بر کاهش بار ترافیکی و مصرف سوخت، در راستای سیاست‌های پدافند غیرعامل نیز قابل ارزیابی است چرا که از تمرکز آسیب‌پذیری انسانی در مناطق پرخطر می‌کاهد.
⃣ *مسئولیت اجتماعی شرکتی CSR در بحران: جاباما با اتخاذ مدل تخفیف پلکانی، نقش خود را فراتر از یک واسطه اقتصادی ایفا کرده و به کنشگری اجتماعی در خدمت رفاه عمومی تبدیل شده است. این اقدام مانع از افزایش خودسرانه نرخ‌ها و شکل‌گیری «بازار سیاه اضطراری» می‌شود. از منظر عدالت اجتماعی، این رفتار، گامی مؤثر در حمایت از اقشار متوسط و آسیب‌پذیر به شمار می‌آید که در پی امنیت جانی و روانی خود هستند.
⃣ *الزامات نظارتی و سیاستی برای دولت: از منظر حکمرانی گردشگری در دوره‌های بحران، چند چالش و ضرورت باید مدنظر قرار گیرد:
undefinedافزایش جمعیت موقت در روستاها فشار زیادی بر منابع محدود، شبکه آب، حمل‌ونقل و کالاهای اساسی وارد کرده است. مدیریت بحران باید با توزیع هدفمند سوخت و مواد غذایی و تقویت حمل‌ونقل محلی، پاسخگوی این تغییرات باشد.
undefinedاسترس ناشی از مهاجرت اضطراری و ابهام اقتصادی، فرسودگی روانی میزبان و مهمان را افزایش می‌دهد. ارائه خدمات سلامت روان و حمایت اجتماعی با همکاری نهادهای مرتبط، برای حفظ تاب‌آوری اجتماعی ضروری است.
undefined تحول اخیر جاباما، نشانه‌ای از بلوغ بخش خصوصی در مواجهه با شرایط بحرانی است. تشویق اقامت‌های پایدار می‌تواند الگویی برای آینده گردشگری ایران باشد؛ آینده‌ای که در آن روستاها به مقصدهای تاب‌آور و پایدار تبدیل شده و پیوندی میان امنیت، فرهنگ و اقتصاد مردمی شکل می‌گیرد. با این حال، مدیریت این تغییرات نیازمند حکمرانی چندوجهی و همکاری هماهنگ میان دولت، بخش خصوصی و جوامع محلی است تا مسیر ایجاد زیست‌بوم اقامتی مقاوم و پایدار هموار شود.
undefined*تحلیل فرهنگی جنگ در فرهنگیات جنگ*undefinedundefined @farhangiyatjang_rcmajlis

۱۳:۱۶

thumbnail
undefined حسبی الله چاووشی نقاشی مینیاتور شدundefined @farhangiyatjang_rcmajlis

۷:۵۸

نقش بی‌بدیل نوجوانان در جنگ تحمیلی رمضان
undefined بهزاد خليلی، کارشناس حوزه جوانان و نوجوانان مرکز پژوهش‌های مجلس
undefined در میدان‌های جنگ ٨ ساله‌ای که رژیم بعث عراق در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی به کشور تحمیل کرد، نوجوانان حضور پررنگ داشتند. برخی از آن‌ها با دستکاری در شناسنامه‌، سن خود را بالا می‌بردند تا بتوانند در جبهه‌ها حضور داشته باشند. دفاع مقدس دهه ۶٠، هزاران رزمنده و صدها شهید، جانباز و آزاده نوجوان به خود دید که در نوع خود اعجاب‌انگیز است.
undefinedاین نشان می‌دهد نوجوان آن روز ایران، به موقع نسبت خود با جنگ را مشخص کرد و تصمیم گرفت دوشادوش هموطنان خود در جبهه‌های نبرد از کشور دفاع کند. نوجوان دهه ۶٠ افزون بر مشارکت در جنگ*، در *روایت جنگ در دوره پساجنگ نیز نقش مهمی ایفا کرد. از میان خیل رزمندگان، آزادگان و جانبازان نوجوان، صدها راوی به وجود آمد که پیروزی کشور بر دشمن را برای جامعه و نسل‌های بعد روایت کردند.
undefined اما در جنگ اخیر که بر کشور تحمیل شده، آیا نوجوان می‌تواند ایفای نقش کند؟ اساساً نوجوان امروز با جنگ تحمیلی رمضان چه نسبتی دارد؟ با درک این واقعیت که مأموریت دفاع از کشور در جنگ نظامی اخیر عمدتاً بر دوش یگان‌های موشکی و پهپادی است، نوجوان چه نقشی می‌تواند ایفا کند؟
undefined واقعیت آن‌که جنگ کنونی منحصر به بُعد سخت نظامی نیست، بلکه این جنگ عرصه‌های مهم دیگری دارد که بُعد شناختی یکی از آن‌هاست؛ عرصه‌ای بسیار دشوار، ناملموس اما تعیین‌کننده. با ذکر چند نمونه این عرصه را توضیح می‌دهم. تاکنون مواجهه با برخی افراد فاقد تحلیل که با لذت کشورمان را تحقیر می‌کنند، در تلاش برای توجیه جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند، جنایت میناب را نمی‌بینند، در هم شکستن هیمنه آمریکا به وسیله ایران را نمی‌بینند، را تجربه کرده‌ایم.
undefined وجود چنین اندیشه‌های مسمومی هر چند حداقلی، می‌تواند همچون موریانه اراده و عزم یک جامعه را در وسط جنگ تمام‌عیار مورد آسیب قرار دهد. این افراد معمولاً اهل گفتگو نیستند و نمی‌خواهند کسی پاسخ آن‌ها را بدهد، آن‌ها فقط می‌خواهند به طور سطحی یک چیزی در ذمّ کشور و در مدح دشمن بگویند و از آن عبور کنند. در این میان اما نوجوان ایرانی می‌تواند عرصه شناختی جنگ را از لوث وجود چنین افکار مسمومی پاک کند.
undefined متأسفانه تاکنون از نوجوان ایرانی یک برساخت مهلک وجود داشته و اغلب بر این باور بوده‌ایم که او یک موجود با ویژگی‌های منفی است؛ حال آن‌که مهمترین ویژگی نوجوان امروز ایرانی آن است که بی‌محابا به دنبال آگاهی و دانستن است و در این مسیر با کسی تعارف ندارد. نوجوانی که برای فهم و دانش و تشخیص سره از ناسره ارزش قائل است. او در برابر فهمیدن مقاومت نمی‌کند و از خود بازی‌های موذیانه در نمی‌آورد. اگر موضوعی را با عمق جان درک کند و بدان دغدغه یابد، مجدانه از آن دفاع خواهد کرد و تحت تأثیر محیط و اطرافیان سخن خود را تغییر نمی‌دهد.
undefined حال در شرایط جنگی کشور که جامعه با یک جنگ تمام‌عیار شناختی نیز مواجه است، باید به نوجوان آگاه به عرصه جنگ و توانمند در تحلیل اعتماد کرد، همانگونه که روزی به او اسلحه دادیم تا در برابر صدام بجنگد، امروز و در جنگ شناختی نیز باید به او اسلحه بدهیم. بدین منظور در کنار یگان‌های موشکی و پهپادی، باید یگان‌های شناختی در سراسر کشور تشکیل شوند که رکن آن‌ها عموم نوجوانان هستند*.

undefined از حیث دستگاهی این مهم بر عهده *وزارت آموزش و پرورش، بسیج و صداوسیما
ست که نوجوانان را شناسایی و در قالب حلقه‌های آگاهی سامان‌دهی کنند و با بهره‌گیری از معلمان زبده و افراد متخصص، با محوریت گفتگو و تعامل، مقدمات آگاهی یافتن نوجوانان نسبت به جنگ و شیوه فعالیت آن‌ها در جنگ شناختی را فراهم کنند.

undefined نوجوان آگاه و صاحب تحلیل مهم‌ترین سرباز جنگ شناختی امروز است که می‌تواند افکار شوم و مسموم را چه در تخاطب واقعی و چه در فضای مجازی قلع و قمع کند. فقط کافی است به او اعتماد شود و آموزش اصولی داده شود. نوجوانی که امروز در جنگ شناختی سربازی می‌کند، قطعاً نقش مهمی در پیروزی این کشور بر دشمنان خود ایفا خواهد کرد و در فردای بعد از اتمام جنگ نظامی، مهم‌ترین راوی این پیروزی خواهد بود.
undefined*تحلیل فرهنگی جنگ در فرهنگیات جنگ*undefinedundefined @farhangiyatjang_rcmajlis

۱۲:۰۱

تجویزهایی در خصوص حفاظت از میراث فرهنگی در ایام جنگ.pdf

۳۱۱.۳۴ کیلوبایت

undefined تجویزهایی در خصوص حفاظت از میراث فرهنگی در ایام جنگ
undefined گروه ورزش، میراث فرهنگی و گردشگری مرکز پژوهش‌های مجلس
undefined در روز‌های اخیر و در جریان تجاوز آشکار آمریکایی_صهیونی به کشورمان ایران، شماری از میراث ملّی و جهانی خلاف اصول بنیادین حقوق بین‌الملل و تعهدات جهانی در حوزۀ صیانت از میراث‌فرهنگی دچار خسارت شدند که از جملۀ آنها می‌توان به‌ساختمان مجلس خبرگان(سِنا)، کاخ گلستان، مجموعۀ سعد‌آباد، میدان نقش جهان، بخشی از مجموعه باغ‌های ایرانی( کاخ چهل‎ستون) و محوطۀ پیشاتاریخی درۀ خرم‌آباد اشاره کرد.
undefined این در حالی است که برمبنای کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه در خصوص حفاظت از اموال فرهنگی در صورت درگیری مسلحانه و شیوه‌نامه(پروتکل) دوم آن در سال ۱۹۹۹، شیوه‌نامۀ اول الحاقی۱۹۷۷ به‌کنوانسیون‌های ژنو، اساسنامۀ دیوان کیفری بین‌المللی( رُم) و قطعنامه ۲۳۴۷ شورای امنیت سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۷، هرگونه حملۀ عامدانه به اماکن تاریخی و میراث فرهنگی به‌مثابۀ جنایت جنگی آشکار و نقض فاحش قوانین بین‌المللی بشردوستانه قلمداد می‌شود.
undefined در راستای مقابله با چنین حملاتی اقدامات زیر لازم به بررسی است:
undefined مستندسازی دقیق مجموعه خسارات وارده به آثار ملی برمبنای استانداردهای یونسکو/ ایکوموس و طرح موضوع در کمیتۀ میراث جهانی یونسکو، شورای حقوق بشر سازمان ملل و پیگیری مسئولیت کیفری بین‌المللی طرف متجاوز بر مبنای اساسنامه رم؛
undefined تدوین فهرست اولویت‌های حفاظت اضطراری در سامانۀ اضطراری میراث در معرض خطر جهت حفاظت از میراث ملی و جهانی؛
undefined ارسال مستندات از طریق وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و با هماهنگی مرکز دیپلماسی عمومی، مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی، معاونت حقوقی و بین‌المللی وزارت امور خارجه و کمیسیون ملی یونسکو در ایران- با قید الزام به بررسی اضطراری و اعزام هیئات کارشناسی فراملی- جهت بررسی اضطراری در کمیتۀ میراث جهانی به این کمیته و پیگیری دستور کار جلسه فوری این کمیته؛
undefined ثبت رسمی بیانیۀ ناظر بر محکومیت تخریب و تهدید میراث فرهنگی و تأکید بر مسئولیت مشترک دولت‌ها در صیانت از مواریث تمدنی جهانی در دبیرخانه مجمع و ابلاغ آن به کشورهای عضو در راستای اعلام موضع مشترک و محکومیت تخریب میراث فرهنگی در مقابل تجاوزات‌ آمریکایی-صهیونی؛
undefined مسدودسازی دارایی‌ها و حساب‌های مالی متعلق به دولت یا نهادهای وابسته به طرف متجاوز/ ثالث تا زمان جبران کامل خسارات وارده به میراث ملی؛
undefined طرح ابتکار الحاق ماده /شیوه‌نامۀ تکمیلی به دستورالعمل‌های اجرایی کنوانسیون میراث جهانی یونسکو در خصوص تحدید/ تعلیق همکاری‌های فرهنگی بین‌المللی با طرف ناقض تعهدات فراملی در قالب قطعنامه، دستورالعمل اجرایی یا چارچوب سیاستی در کنفرانس عمومی یونسکو، هیئت اجرایی و کمیتۀ میراث جهانی آن‌.
undefined*تحلیل فرهنگی جنگ در فرهنگیات جنگ*undefinedundefined @farhangiyatjang_rcmajlis

۱۷:۲۷

undefined گردشگری ایران در معرض سه آسیب
undefined محمدامین گذار، کارشناس گروه ورزش، میراث فرهنگی و گردشگری مرکز پژوهش‌های مجلس
undefined شروع جنگ، اقتصاد هر کشوری را دچار بحران می‌کند و کمتر حوزه‌ی اقتصادی را می‌توان یافت که از این بحران مصون بماند. در میان همه بخش‌ها، گردشگری از نخستین حوزه‌هایی است که به سرعت و به‌شدت تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد! حوزه‌ای که در بسیاری از کشورها نه‌تنها منبع مهم درآمد ارزی است، بلکه پیشران اشتغال، رشد متغیر‌های کلان اقتصادی، تقویت جایگاه منطقه‌ای و روایت‌سازی فرهنگی در فضای بین‌المللی محسوب می‌شود.
undefined ایران نیز با ظرفیت‌های گسترده تاریخی، مذهبی، طبیعی و فرهنگی خود، بخش قابل‌توجهی از پیشرفت اقتصادی خود را در گرو شکوفایی صنعت گردشگری می‌بیند. در شرایطی که کشور هدف تهاجم نظامی قرار گرفته است، با تداوم جنگ، اقتصاد گردشگری ایران با سه پیامد اساسی رو به رو خواهد شد:
undefined *شوک قابل توجه به تقاضای سفر و رکود زنجیره‌ای کسب‌وکارهای مرتبط*: مهم‌ترین واکنش بازار گردشگری به جنگ، توقف تقریباً کامل سفرهای ورودی است. برای ایران، که طی سال‌های اخیر تلاش کرده بود با تنوع‌بخشی به بازارها، از گردشگران منطقه‌ای تا سایر گردشگران در جهان، جایگاه خود را تقویت کند، تهاجم نظامی علیه کشورمان، باعث شده تا بسیاری از کشورها هشدارهای امنیتی صادر کنند و خطوط هوایی مسیرهای خود را از ایران عبور ندهند. این کاهش تقاضا تنها هتل‌ها یا راهنمایان گردشگری را درگیر نمی‌کند؛ بلکه صدها هزار شاغل در رستوران‌ها، کسب‌وکارهای خانوادگی، تولیدکنندگان صنایع‌دستی، حمل‌ونقل داخلی و مراکز گردشگری شهری و روستایی نیز با افت شدید درآمد مواجه شده که اثرات در بلند مدت قابل توجه است. به خصوص آنکه جنگ کنونی در پیک درآمد‌های اقتصادی گردشگری ایران، یعنی تعطیلات نوروزی روی داده است. به بیان دیگر، توقف گردشگری به‌منزله توقف یک زنجیره اقتصادی است که در ایران، به‌ویژه در استان‌های گردشگرپذیر، نقش کلیدی در معیشت مردم دارد.
undefined *افزایش هزینه‌ها و کاهش شدید جریان سرمایه‌گذاری در بلندمدت*: در شرایطی که کشور درگیر جنگ باشد، هزینه‌های امنیت، نگهداری زیرساخت‌ها، بیمه و بهره‌برداری به‌طور قابل توجهی بالا می‌رود. در کشورمان، زیرساخت‌هایی که طی سال‌ها با سرمایه‌گذاری بخش دولتی و بخش خصوصی توسعه یافته‌اند، از فرودگاه‌ها و جاده‌ها گرفته تا هتل‌ها و بوم‌گردی‌ها، به دلیل افت بی‌سابقه تقاضا پس از کرونا، با هزینه‌های افزاینده و کاهش شدید بازدهی مواجه خواهند شد. از سوی دیگر، سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی که گردشگری را فعالیتی با بازگشت بلندمدت می‌دانند، در شرایط جنگی تمایل کمتری به ورود به پروژه‌ها دارند. این بی‌اطمینانی می‌تواند روند رو به رشد سرمایه گذاری در حوزه گردشگری را که در این سال‌ها جان تازه‌ای گرفته بود، در مدت کوتاهی متوقف کرده و برای بلند مدت هم دور نمایی تاریکی برای آن ایجاد نماید.
undefined *آسیب به برند بین‌المللی گردشگری ایران و دشواری احیای آن*: گردشگری بیش از هر صنعت دیگری بر «تصویر» و «احساس امنیت» متکی است. حتی اگر یک جنگ علیه کشورمان خیلی به درازا نکشد، بازتاب رسانه‌ای آن می‌تواند سال‌ها بر تصور گردشگران از مقصد ایران تأثیر بگذارد. ایران با وجود ظرفیت‌های کم‌نظیر فرهنگی و تاریخی، همواره نیازمند تلاش مداوم برای اصلاح و به‌روزرسانی تصویر جهانی خود بوده است. در شرایط تهاجم نظامی، این تصویر بیش از همیشه آسیب‌پذیر می‌شود. تجربه جهانی نشان می‌دهد که بازسازی تصورات گردشگران، فرایندی زمان‌بر و نیازمند برنامه‌ریزی پر هزینه‌ای است. از بازاریابی مقصد گرفته تا ایجاد مسیرهای امن و تقویت همکاری‌های منطقه‌ای. برای ایران نیز، پس از هر دوره تنش، بخش قابل توجهی از تلاش‌ها باید معطوف احیای برند گردشگری باشد. برندی که تکیه‌گاه آن بر ثبات روانی و ذهنی گردشگران خارجی است.
undefined در مجموع، صنعت گردشگری ایران در برابر جنگ، یکی از حساس‌ترین بخش‌های اقتصادی ایران است. اما در عین حال، تجربه جهانی نشان می‌دهد که همین صنعت می‌تواند پس از پایان بحران، به یکی از ابزارهای کارآمد بازسازی اقتصادی تبدیل شود؛ زیرا توان ایجاد اشتغال سریع، گردش نقدینگی در سطح مردمی و تقویت امید اجتماعی را دارد. شرط تحقق این نقش، برنامه‌ریزی بلندمدت، مدیریت ریسک، و نگاه واقع‌بینانه به ضرورت حفظ و ترمیم تصویر جهانی کشور در دوران پس از بحران است.
undefined*تحلیل فرهنگی جنگ در فرهنگیات جنگ*undefinedundefined @farhangiyatjang_rcmajlis

۱۲:۲۶

undefined ضرورت پاسخگویی وزارتین علوم و بهداشت درباره عملکردشان در حفاظت از نخبگان و تدوین پروتکل جامع
undefined یوسف زراعت کیش، کارشناس گروه آموزش عالی و تحقیقات مرکز پژوهش‌های مجلس
undefined درست در میانه جنگی که این بار رژیم صهیونیستی با همراهی آمریکا علیه ایران آغاز کرد، باز هم شاهد یک ترور هدفمند بودیم. دکتر سعید شمقدری، استاد دانشگاه و دانشمند جوان این سرزمین، به همراه خانواده‌اش هدف حمله قرار گرفت و به شهادت رسید.
undefined او یکی از آن چهره‌های علمی بود که اگر صفحه گوگل اسکالرش را ورق بزنیم، با گستره‌ای از تخصص‌ها روبه‌رو می‌شویم که هرکدام برای آینده فناوری و امنیت کشور حیاتی است: از نظریه کنترل پیشرفته و مهندسی هوافضا گرفته تا هدایت و ناوبری سازه‌های انعطاف‌پذیر، آرایش گروه‌های پهپادی، سیستم‌های انرژی، شبکه‌های هوشمند و پردازش سیگنال. تخصص‌هایی که بی‌تردید در حوزه دفاعی و امنیت ملی کاربردهای راهبردی دارند. اما ایران این دانشمند را از دست داد، و چه تلخ است که او را در ادامه یک الگوی تکراری از ترورهای هدفمند از دست دادیم.
undefined می‌گویند عاقل دوبار از یک سوراخ گزیده نمی‌شود. اما ما چندمین بار است که از یک سوراخ گزیده می‌شویم؟ سال‌ها از ترور دانشمندان هسته‌ای می‌گذرد، اما هنوز برای حفاظت از دانشمندان مؤثر این سرزمین، یک پروتکل مدون و عملیاتی وجود ندارد. چرا با وجود همه تجربه‌ها، هنوز سازوکاری نداریم که بدانیم کدام استاد، در کدام حوزه حساس، با چه سطحی از تهدید مواجه است و چه کسی مسئولیت امنیت او را بر عهده دارد؟
undefined آنچه این بار دردناک‌تر است، فاصله زمانی کم میان ترورها در دو جنگ است. فقط چندماه از جنگ ۱۲ روزه می‌گذرد. در آن جنگ، کشور تجربه کرد که دشمن تا چه اندازه در ترور و حذف دانشمندان مؤثر مهارت دارد و از هیچ جنایتی، حتی کشتار خانواده‌ها، فروگذار نمی‌کند.
undefined در جنگ ۱۲ روزه بالغ بر ۱۵ استاد دانشگاه از جمله شهدای گرانقدر دکتر طهرانچی، دکتر احمدرضا ذوالفقاری و عبدالحمید مینوچهر به شهادت رسیدند. تجربه سایر کشورهای مسلمان نظیر عراق و سوریه نیز حکایت از راهبرد دشمن در حذف انبوه دانشمندان بوده است. پس باید طبیعی می بود که پس از پایان آن جنگ، وزارتین علوم و بهداشت، به عنوان نهادهای متولی بزرگترین جامعه نخبگانی کشور، دست به کار شوند و ضمن شناسایی اعضای هیأت علمی که به دلیل حوزه تخصصی خود در خط مقدم تهدیدات هستند، پروتکل‌های حفاظت شخصی متناسب و ساختاریافته‌ای را به آنها ارائه دهند.
undefined اما به نظر می‌رسد از این فاصله زمانی به درستی استفاده نشد. حالا در میانه جنگ رمضان، با یک ترور دیگر روبرو هستیم که انگار کسی از قبل برایش آماده نبوده است.
undefined پرسش اینجاست که وزارت علوم و وزارت بهداشت در آن فاصله زمانی چه کرده‌اند؟ آیا اعضای هیأت علمی مؤثر و دارای تخصص‌های حساس را احصا کرده بودند؟ آیا سطح‌بندی از تهدیدات متوجه آنها تهیه شده بود؟ آیا پروتکلی برای حفاظت شخصی، تأمین امنیت مسکن و محل کار، و پوشش امنیتی خانواده‌های آنها تدوین شده بود؟ اگر چنین پروتکلی وجود داشته، چرا در مورد دکتر شمقدری اجرایی نشد؟ و اگر وجود نداشته، چرا این نهادها با وجود تجربه جنگ ۱۲ روزه، همچنان فاقد چنین سازوکاری هستند؟
undefined برای بررسی موضوع و ارتقا وضع موجود لازم است، وزارتین علوم و بهداشت گزارش شفافی از اقدامات خود در فاصله میان جنگ ۱۲ روزه تا آغاز جنگ رمضان در زمینه شناسایی اساتید در معرض تهدید و تدوین پروتکل‌های حفاظتی ارائه دهند.
undefined در گام بعدی، با همکاری نهادهای امنیتی و اطلاعاتی، یک پروتکل جامع و ساختاریافته برای حفاظت از نخبگان علمی که بر اساس حوزه تخصصی و سطح تهدید، دارای اولویت هستند، تدوین و به دانشگاه‌های سراسر کشور ابلاغ شود. این پروتکل باید شامل سطوح مختلف حفاظت (از ارائه خودروی حفاظت‌شده و مسکن امن تا آموزش‌های مقابله با تهدیدات ترکیبی) باشد و صراحتاً مشخص کند که هر دانشگاه و هر نهاد متولی، چه مسئولیتی در قبال جان و امنیت اساتید خود دارد.
undefined همچنین، پیشنهاد می شود هر چه سریعتر مقررات مرتبط با انتشار مقالات و کتابهای دانشمندان ایرانی از جمله آیین نامه ارتقای اعضای هیأت علمی در راستای حفاظت از این دانشمندان اصلاح و ابلاغ شود.
undefined*تحلیل فرهنگی جنگ در فرهنگیات جنگ*undefinedundefined @farhangiyatjang_rcmajlis

۹:۰۳

undefined سوغات سکولاریته: خوانشی تاریخ‌مند از پیام پاپ برای جنگ رمضان
undefined علی نیازی، کارشناس گروه دین مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی
undefined اگر بخواهیم تعریفی ساده و روشن از سکولاریته ارائه دهیم؛ باید آن را به رهایی دولت و نهادهای عمومی از دین تعریف کرد که در سرزمین‌های پروتستان اتفاق افتاده است. تاریخ‌نگاران نوشته‌اند که مواجهه و مقاومت کلیسای پروتستان در برابر فرآیندهای سکولاریته چندان شدید نبوده و کلیساهای پروتستان با آغوش گشاده‌تر و هزینه‌های کم‌تری فرآیندهای سکولاریته را پذیرفته‌اند. از سوی دیگر اما کلیساهای کاتولیک به سادگی پروتستان‌ها با این بحران کنار نیامدند. آن‌ها به هیچ‌وجه برنمی‌تابیدند که نفوذشان کم‌تر و شعاع اختیارات‌‌شان محدود‌تر شود. برای همین نیز تا آنجا که می‌توانستند جنگیدند و از اختیارات کلیسای کاتولیک در برابر خواسته‌های این پدیده‌ی نوظهور دفاع کردند. از این‌رو جامعه‌شناسان سیاسی مفهوم دیگری را برای تعریف فرآیند رهایی دولت از دین در سرزمین‌های کاتولیک دست‌و‌پا کردند و آن را لائیسیته نامیدند.
undefined اگر پیام‌های پاپ و بیانیه‌های کلیسا را در بزنگاه‌های اخلاقی تاریخ مانند نسل‌کشی غزه، تروریسم جهانی‌، فسادهای اخلاقی و دیگر بحران‌های جهانی مرور کنیم، خواهیم دید که کلیساهای کاتولیک و پروتستان، انجمن کاردینال‌ها و پاپ در این دوران با مسئله‌ی جدی و جدیدی مواجه‌اند؛ مسئله‌ای که سوغات سکولاریته و فرزند خوانده‌ی لائیسیته است: انفعال اخلاقی کلیسا!
undefined سکولاریته همانگونه که رهایی دولت از دین را رغم زده؛ فاصله‌ی میان ایمان مسیحی و آرمان‌های اخلاقی را نیز سوغات آورده است. مگر موضع‌گیری اخلاقی درباره‌‌ی نسل‌کشی، بحران‌های انسانی و تروریسم جهانی منافاتی با پای‌بندی به اصول سکولاریته و لائیسیته‌ دارد؟ اگر ندارد پس چگونه است که کلیساهای کاتولیک و پروتستان نه تنها نمی‌توانند جریانی اخلاقی را در محکومیت رذائل اخلاقی راه‌بری کنند، که حتی از انتشار بیانیه‌های صرفا اخلاقی در نقد این فجایع انسانی نیز دریغ می‌کنند؟
undefined این عدم راه‌بری اخلاقی کلیسا و فاصله‌ای که میان ایمان مسیحی و رویکردهای عمل‌گروانه نسبت به بحران‌های اخلاقی افتاده است، نشتر تیزی است که سکولاریته به سوغات آورده است تا یا اخلاق را ذبح کند یا بترساند که پایش را از گلیمی که برایش پهن کرده‌اند دراز‌تر نکند! انزوای اخلاقی سوغات سکولاریته برای کلیسای مسیحی است. کلیسایی که مدت‌هاست از راهبری ایمان مسیحی به سوی تحقق آرمان‌های اخلاقی یا لااقل اعتراض صریح به پای‌مال کردن آن‌ها دست کشیده است.
undefined*تحلیل فرهنگی جنگ در فرهنگیات جنگ*undefinedundefined @farhangiyatjang_rcmajlis

۱۳:۴۰

undefined فرهنگ مردمی در جنگ (۱) | وقتی از مردمی‌بودن می‌گوییم، از چه حرف می‌زنیم!
undefined سید حسنعلی سیاحی‌زاده، کارشناس گروه دین مرکز پژوهش‌های مجلس
undefined از همان روزهای ابتدایی جنگ و با علام شهادت رهبر عزیزمان با خانواده به میدان انقلاب رفتیم. فضا غم‌آلود و سنگین بود. همه‌جور آدمی دیده می‌شد اما همگی برای یک هدف آمده بودند. از آن شب به بعد اراده‌ای جمعی در میان ایرانیان برای حضور در خیابان‌ها و پاسبانی از میراث مردم ایران شکل گرفت. شاید سخن گفتن از لحظه تولد این اراده و چگونگی آن دشوار باشد اما کسی نمی‌تواند منکر آن باشد.
undefined از آن روز اول سعی داشتم که در تجمعات مختلف شهر تهران شرکت کنم. در حدود ده تجمع مختلف حاضر شدم. هر کدام رنگ‌وبوی خودشان را دارند و علی‌رغم شباهت‌های کلی‌شان در جزئیات بسیار متفاوت‌اند. این را در شعارها و مردم عیان است. در برخی محله‌ها شعار «خامنه‌ای جوان شد» را - به‌ویژه در همان روزهای ابتدایی اعلام سومین رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران- از جان فریاد می‌کشیدند و لبخند رضایت در چهره‌شان دیده می‌شد.
undefined در یکی از محلات که نزدیکی‌های آنجا را زیاد بمباران کرده بودند، شعارهای حماسی پررنگ بود. دو بار در تجمعات محلی و نسبتاً غیررسمی محلات تهران شرکت داشتم؛ یکی در شرق و یکی در غرب تهران. دسته‌های راهپیمایی مردمی در کوچه‌ها و خیابان‌ها راه می‌افتادند و شعار می‌دادند.
undefined در یکی از این راهپیمایی‌ها، طول دسته خیلی بلند می‌شد و بخاطر محدودیت تجهیزات صوتی، صدای بلندگوها به تجمعات کم می‌شد. کمتر از ۳۰ ثانیه که از کم‌رنگ‌شدن صدای بلندگوها می‌گذشت، یکی از میان جمعیت فوراً شعار «مرگ بر وطن‌فروش خائن» را سر می‌داد. مدت کوتاهی به شعارهای دیگر می‌پرداختند و فوراً به همین شعار باز می‌گشتند. حس می‌کردم به این شعار که می‌رسیدند مشت‌ها محکم‌تر پرتاب می‌شوند. این اتفاق در این محله به کرات رخ داد.
undefined اما در محله‌ای دیگر که تجربه راهپیمایی مشابه داشتم چنین نبود. تا صدای بلندگوها کم می‌شد، جمعیت به‌طور خود جوش فریاد می‌زد «حیدر حیدر». این شعار جمعیت را خیلی به وجد می‌آورد و گاهی تا ده دقیقه یک‌سره همین شعار داده می‌شد.
undefined در یکی دیگر از مناطق تهران، «عزاداری» و «روضه‌خوانی» پررنگ بود. به هربهانه‌ای و در فواصل زمانی نسبتاً کوتاه، شعارها به روضه و مداحی کوچکی تبدیل می‌شد و پس از آن راهپیمایی و حرکت جمعیت از سر گرفته می‌شد.
undefined نزدیکی ایام عید شد و برای زیارت والدین که به شیراز آمدم. اینجا اساساً شکل تجمعات مردمی متفاوت است. ترکیب و تراکم جمعیتی متفاوت شهر شیراز و همچنین معماری شهری متفاوت (مثل خیابان‌های باریک‌تر و متداخل‌تر) باعث شده که دو گونه اصلی تجمع در شهر نمود بیشتری داشته باشد. اولاً گروه‌های ماشینی طولانی که از حوالی ساعت ۲۰:۳۰ در تمامی خیابان‌های شهر دیده می‌شوند و گاهی ۲۰ دقیقه عبور آنها از یک محله به طول می‌انجامد. ثانیاً تجمع در میادین اصلی شهر به‌گونه‌ای که حاشیه بلوارها و خیابان‌ها را مردمان پرچم‌به‌دست و شعارگو پرکرده‌اند.
undefined الغرض آنکه تجربیات نگارنده از مشاهده تجمعات و راهپیمایی‌های گروه‌های مختف مردمی در بوم‌های متفاوت حاکی از آن است که «مردم» با تمامی کثرتش در خیابان‌ها حاضرند. همگی درعین توجه به یک معنای واحد، شعارها، پوشش‌ها، تابلوها، گردهمایی‌های منحصربه‌فرد خود را دارندو این می‌تواند نمود مفهوم «وحدت در کثرت - کثرت در وحدت»ی باشد که می‌شناسیم. این‌بار، خیابان محل «یک رویداد تماماً مردمی» است که تجربه آن باید درس عبرتی برای سیاستگذاران و اهالی علوم انسانی باشد.
undefined*تحلیل فرهنگی جنگ در فرهنگیات جنگ*undefinedundefined @farhangiyatjang_rcmajlis

۱۲:۳۵

thumbnail
داغی که فروکش نمی‌کندپویانمایی جدید از جنایت مدرسه میناب به سبک لِگو
جدا از کلیت تجاوز به خاک ایران، حمله خبیثانه به مدرسه شجره طیبه در تاریخ جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه مردمان جهان، نمونه‌ای بی‌بدیل است.آنچنان که مواردی همچون حمله اتمی به هیروشیما و ناکازاکی، به بردگی کشیدن مردم آفریقا، نسل‌کشی در غزه و زنده زنده سوزاندن فرقه‌ی داوودی‌ها جنایاتی هستند که جز از شیطان اکبر نمی‌تواند سربزند، این رذیلت نیز در پرونده اهالی جزیره اپستین ثبت شد و همواره در تاریخ قلب‌ها را می‌سوزاند. آتشی در سینه که فروکش نمی‌کند.undefined
undefined @farhangiyatjang_rcmajlis

۱۹:۵۰