عکس پروفایل فاروقف
۶۲ عضو

فاروق

فاروق، جایی‌ست برای شناختنِ مردی که جهانِ خوب و بد را برای همیشه از هم جدا کرد.undefined

ارتباط با ادمین:@zahratorabi_m
فاروق
#شهادت_امام_حسن_مجتبی_علیه_السلامundefined باز که می‌گردم، باز پدر و عمو آرام باهم می‌گریند. پشت در می‌نشینم که خلوت‌شان آشفته نشود. _برادرم!حسین جانم! می‌بینی که خبر جدمان رنگ واقعیت گرفت؟ که چهره‌ام از اثر زهر به کبودی نشسته و... _کدام خبر مولایم؟ کاسه شیر در دستم و اشک بر صورتم... _پیامبر مرا فرمود: در معراج که گذر از بهشت می‌کردم، دو قصر دیدم به شباهت تمام؛ یکی از زبرجد سبز و دیگر از یاقوت سرخ. جبریل امین را پرسیدم که این دو منزل برای کیست و چرا به دو رنگ؟ عمو شاید پایان کلام پدر می‌داند که گریه‌اش بلند می‌شود. کاسه شیر در دستم... _جبریل پاسخ داد که آن که از زبرجد سبز است، برای فرزندت حسن که با زهر شهید می‌شود و آن هنگام، چهره به کبودی نشسته... و آن که از یاقوت سرخ، برای فرزند دیگرت حسین که هنگام شهادت، محاسن خضابِ خونش... حالا گریه پدر بلند... برمی‌خیزم که پیاله شیر را به عمو برسانم... undefined حاء. سین. نون undefined سید علی شجاعی undefinedفاروق؛ جایی برای شناختِ مردی که جهانِ خوب و بد را برای همیشه از هم جدا کرد. @Farough_110
#شهادت_امام_حسن_مجتبی_علیه_السلام🖤
تشت برابر پدر، پر خون... پیاله دست عمو می‌دهم و گوشه‌ای می‌نشینم._برادرم! حسین جانم! بعد از آن که جان تقدیم خدایم کردم و چون غسلم دادی و کفن پوشاندی و بر تابوتم نهادی، بر سر مزار جدمان رسول خدا ببر تا آنجا دفنم کنی؛ که سزاوارترم از کسانی که اکنون کنار اویند...عمو دست پدر را میان دستانش می‌گیرد و آرام اشک..._اما اگر عایشه و دیگرانی مانع شدند، سوگندت می‌دهم به خدا و رسول، که قطره خونی ریخته نشود و مرا جانب مزار جده‌ام فاطمه بنت اسد ببری و همان جا مدفون کنی... تا پیامبرمان را ملاقات کنیم و شکایت ببریم از ظلمی که این امت بعد از او، بر ما روا داشتند...
undefined حاء. سین. نون
undefined سید علی شجاعی



undefinedفاروق؛ جایی برای شناختِ مردی که جهانِ خوب و بد را برای همیشه از هم جدا کرد.@Farough_110
undefined۴
undefined۱

۱۳

۱۴:۵۸