در آن نیامده ایام
آونگ (خطاب بیستوسوم درباب تفرقه و جهالت) هرگاه ضرورت امنیت ایران در دیپلماسی و مذاکره است، اسرائیل به افراطیهای ایران خط میدهد که مرگ بر مذاکره بگویند و مسئولان را سازشکار بخوانند. هرگاه ضرورت امنیت ایران در میدان و نبرد است، آمریکا به تفریطیهای ایران خط میدهد که زندهباد صلح بگویند و مسئولان را جنگطلب بخوانند. و ملتی که تاریخ رفتار استعمار را نخوانده باشد و به حاکمان خود و در حقیقت میراث تمدنی خود بیاعتماد باشد، با خیال خام حرکت و کنشورزی، مثل پاندول بین دو دست استعمار آونگ میشود. یک روز چپ. یک روز راست. به قول شاعر: «هین کژ و راست میروی». و به قول شاعر دیگر: «تو هیچگاه پیش نرفتی». @FihMaFih
دوم اردیبهشت ۱۳۵۸ گروههای انقلابیِ مختلفِ مسلحِ مسلمان، متحد شدند و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تاسیس کردند. اولین مخالفان این نهاد، طبیعتا گروههای انقلابی مختلفِ مسلح چپگرا، بهویژه سازمان چریکهای فدایی خلق و خیلی بیشتر از چریکها، سازمان تروریستی مجاهدین خلق بودند. ولی آنها در ابراز این مخالفت یک مشکل و تناقض جدی داشتند: یکسال نگذشته بود از اینکه خودشان بلوای انحلال ارتش را به دلیل انتساب ارتش به زمان شاه مطرح کرده بودند و در آن بلوا مدام به دولتِ راستگرای بازرگان فشار میآوردند در کنار انحلال ارتش، باید یک ارتش مردمی و انقلابی تاسیس کند؛ حالا سپاه دقیقا چنین چیزی بود: یک ارتش بود، سابقۀ شاهنشاهی نداشت، و مردمی و انقلابی هم بود! این موضوع چپها را حسابی خشمگین و مستاصل کرده بود؛ از طرفی بهانهای نداشتند تا با آن مردم انقلابی را فریب بدهند و علیه سپاه تحریک کنند؛ از طرفی پذیرش یک سازمان نظامی مدافع انقلاب، یعنی احتمالا موضوع کودتای نظامی و تصاحب انقلاب با زور اسلحه توسط گروههای چپ برای همیشه منتفی میشد. این بود که گرچه در زبان هم گاهی ابرازهایی علیه سپاه میکردند (مثلا چماقدارخواندن سپاه در نشریه مجاهد، یا سخنرانی رجوی در دانشگاه تهران علیه سپاه) عملا دستشان از استدلال و پروپاگاندای شدید خالی بود، آنها پیشتر استدلالِ مقبولِ «با وجود ارتش چه نیازی به سپاه؟» را با طاغوتیخواندن ارتش از دست داده بودند. درعوض سازمان مجاهدین مجبورشد به تاسیس سپاه پاسخی عملی بدهد، پاسخی که شاید زودهنگام و نابالغ بود: تاسیس میلیشیای نظامی سازمان مجاهدین دقیقا در دوم آذر ۱۳۵۸.
(طبعا با ورود سازمان مجاهدین به فاز نظامی و ترور و نیز آغاز جنگ و پیوستنش به صدام، نبردش با سپاه به طرزی دیگر ادامه پیدا کرد و همیشگی شد.)
مخالف دوم بنیصدر بود. او وقتی به قدرت رسید در جلسات از آن استدلال «با وجود ارتش چه نیازی به سپاه» استفاده میکرد. اگر ارتباطات خارجی و استعماری را هم نادیده بگیریم، طبیعتا برای یک فرد تمامیتخواه وجود یک سازمان نظامی موازی قابل تحمل نبود. نکته اینجاست که سپاه وقتی تاسیس شد بسیار به ارتش متکی بود، یعنی بخش زیادی از آماد و همچنین آموزش را از ارتش دریافت میکرد. بنیصدر که در جایگاه فرماندهی قوا هم بود در میانۀ جنگ بخشنامه کرد حتی یک گلوله هم به سپاه داده نشود.
مخالف سوم آیتالله منتظری بود. او ظاهراً خیرخواهانه در سال ۱۳۶۵ به عنوان قائم مقام رهبری، پیشنهاد ادغام تمام بخشهای نظامی را میدهد. کار به هر دلیل پیش نمیرود و آقای منتظری هم چندسال بعد برکنار میشود.
نفر چهارم، باز خیرخواهانه و برای انسجام نظام رزمی کشور مرحوم هاشمی رفسنجانی بود. در خاطرات ایشان هم این هست که امام در حکم فرماندهی کل قوا وحدت نیروهای نظامی را از من خواسته، هم این هست که خودش سعی داشته امام را به ادغام سپاه و ارتش راضی کند، ولی امام با استدلالِ امکان ایجاد نارضایتی و اختلاف در این دو سازوکار تمایلی به این امر نداشته. هاشمی همچنین در خاطراتش از طراحی ارتشهای ترکیبی از سپاه و ارتش با حسن روحانی خبر میدهد و در مصاحبۀ زندگینامهاش از اینکه به نظرش سپاه قدس هم باید به نفع وزارت خارجه حذف میشد.
اینجا تا پایان رهبری امام است که خطر انحلال سپاه به دلایل مختلف (بیشتر این دو: ادغام با ارتش + پایان جنگ) جدی بود. با آغاز رهبری رهبر شهید موضوع تقریبا منتفی میشود به دلیلی که عرض خواهیم کرد.
مخالفان پنجم، در دهه هفتاد، اصلاحطلبان تندرو بودند. بهویژه در همان دوران مجلس ششم که دعوا را بینقاب کرده بودند و کینۀ سپاه را از ماجرای ۷۸ داشتند. همانطور که میدانید احتمالا یکی از مهمترین فصلهای پایانبخشِ آشوب ۷۸ نامۀ صریح و تهدیدآمیز ۲۴ فرماندۀ شجاع و عالیرتبۀ سپاه به رئیسجمهور وقت (خاتمی) بود. اسم بیشتر پهلوانان شاهنامۀ جنگ هشتساله در ذیل آن نامه آمده، پهلوانانی که عموما در سالهای بعد یا توسط اصلاحطلبان و سوپرانقلابیها ترور شخصیتی شدند، یا توسط آمریکا و اسرائیل ترور فیزیکی، یا هردو! از جمله شهیدان: قاسم سلیمانی، محمد باقری، احمد کاظمی، نورالله شوشتری، غلامعلی رشید، حسین همدانی، غلامرضا محرابی، علی زاهدی و... (نویسندۀ نامه، نفر اول فهرست است!). در آن روزگار تریبونهای نخبگانی و نیز رسانههای اصلاحطلب لبریز از اتهامزنی و نیز طرح ادغام سپاه بودند. طبق روایت فرمانده اسبق سپاه دوست داشتند طرح ادغام را در مجلس ششم پیش ببرند که به دلیل استحکام ریشههای سپاه در قانون اساسی موضوع منتفی شد. اخیرا هم روزنامۀ جمهوری اسلامی، از رسانههای حامی اصلاحطلبان و سازندگی، باز بعد از چند دهه طرح انحلال و ادغام سپاه را علنا مطرح کرد.
[ادامه
۴۵۲
۲۰:۱۵