سوگیری سوم مغزمون، سوگیری تایید و مدلهای ذهنیه. معنی این سوگیری اینه که ذهن ما معمولا اطلاعات رو دستهبندی میکنه، بعدش وقتی اطلاعات جدیدی بهش میرسه، سعی میکنه این اطلاعات جدید رو هم تو دستههای قبلی قرار بده و به نوعی به دستههای پیشین مرتبطش کنه. این کار مشکلاتی ایجاد میکنه. مثلا اینکه توجه زیادی به اطلاعاتی که در تضاد با اطلاعات قبلیش هستن نمیکنه یا اطلاعاتی که اساسا به دستهبندیهای قبلی مرتبط نیستن رو به اونها مرتبط میکنه و در واقع به اشتباه تعمیمشون میده. چرا؟ چون با این کار میتونه سریعتر به نتیجه برسه، سریعتر واکنش نشون بده و در مصرف انرژی خودش صرفهجویی کنه. یعنی همون چیزهایی که اجدامون بهشون نیاز داشتن! مغز اونها به جای اینکه با هر بار دیدن گیاه یا ریشهای شبیه مار بخواد زمان رو صرف تشخیص این کنه که آیا این شی واقعا یک ماره و آیا متعلق به دستهی مارهای سمیه یا غیر سمی، در کمتر از ۱ ثانیه فورا این شی رو به دستهی مارهای سمی مرتبط میکرده تا فرد بتونه به سریعترین شکل به خطرات احتمالی واکنش بده. اما مشکل اینه که دنیای امروز خیلی پیچیدهتر از گذشتهست و ما زمانی که اطلاعات متناقض رو نادیده میگیریم یا بیش از حد اطلاعات جدید رو در دستههای قبلی قرار میدیم (و اصطلاحا تعمیمشون میدیم)، واقعیتهارو نمیبینیم و حتی ممکنه تصمیمات اشتباه بگیریم و اینجا دقیقا همون نقطهایه که ضرورت مدیریت این سوگیری تقویت میشه.
در نهایت سوگیری آخری که در این کتاب به عنوان یک سوگیری ناشی از تکامل بهش پرداخته میشه اسمش هست سوگیری خود-مرجع.معنی این سوگیری اینه که مغز ما برای اطلاعاتی که به خود ما، منافع ما، گذشته یا آیندهی ما، آبرو و جایگاه اجتماعی ما مرتبط باشه نسبت به سایر اطلاعات به شکل معناداری اهمیت بیشتری قائله. این همون دلیلیه که مغزت سعی میکنه هر اتفاقی (مثلا چهرهی در هم مدیر یا پارتنرت) رو به نحوی به تو مرتبط بدونه یا هروقت که روی کار خاصی تمرکز نداری در گذشته و آینده سفر کنه و سناریوهایی با محوریت خودت رو تصویرسازی کنه. (در بخش مربوط به DMN به این موضوع برمیگردیم)دلیل تکاملی وجود این سوگیری اینه که طرد شدن از قبیله برای اجداد ما به قیمت مرگشون تموم میشد. بنابراین مهم بود تا رفتار گذشتهی خودشون رو بررسی و برای رفتار آینده و حفظ جایگاهشون برنامهریزی کنن. این ویژگی تو اونها باعث شده که ما امروز قسمت بسیار عمدهای از توجهمون رو به خودمون، و اینکه دیگران راجع به ما چه فکری میکنن اختصاص بدیم و همهی مسائل رو یجورایی به خودمون ربط بدیم. اما اینکار باعث میشه تو دنیایی که طردشدن باعث مرگمون نمیشه و میتونیم بلافاصله ارتباطات جدید بسازیم، همچنان به اندازهی اجدادمون نگران تصویر خودمون در نگاه دیگران باشیم و حتی نتونیم کاملا به دیگران گوش بدیم و در لحظه حضور داشته باشیم.
تمام اینها رو گفتیم تا به این نقطه برسیم که مغز تو بی اغراق یک شاهکار تکاملیه و اینا ویژگیهای مغزته نه ایراداتش. تمام این سوگیریها زمانی جون انسان رو نجات دادن. اما مشکل اینجاست که محیط ما تغییر کرده، با این حال سختافزار مغز ما هنوز همون نسخه ۳۵ هزار سال پیشه. این عدم تطابق بین مغز باستانی و دنیای مدرن دیجیتال، باعث شده که اون مکانیزمهای نجاتبخش، امروز تبدیل به عوامل حواسپرتی، اضطراب و کاهش عملکرد بشن چون ما امروز دیگه نیازی نداریم با شنیدن هر صدای هشداری از جا بپریم، یا با هر فکر منفیای گارد بگیریم.ما اینجا قرار نیست این سوگیریهارو حذف کنیم؛ چون اینها توی سیمکشی مغز ما هستن و اتفاقاً هنوز هم برای بقا، نیازمندشون هستیم. ما فقط قراره یاد بگیریم که چطور واکنشهای خودکارمون رو به این سوگیریها ببینیم. اینجاست که مفهومی به نام "فراآگاهی" به کمک ما میاد؛ فراآگاهی یعنی آگاهی از آگاهی؛ یعنی اینکه یاد بگیریم آگاهانه، نظارهگر فرآیند توجه خودمون باشیم. وقتی بفهمیم مغزمون داره از سر عادت یا برای فرار از بیحوصلگی ما رو به حاشیه میبره، میتونیم با تقویت قدرت توجه، دوباره فرمون رو به دست بگیریم و آگاهانه به لحظه حال برگردیم.
بخش سوم: سوگیریها و دلایل تکاملیشان (۲)#Peak_Mind#Amishi_Jha
@firstread_fa
در نهایت سوگیری آخری که در این کتاب به عنوان یک سوگیری ناشی از تکامل بهش پرداخته میشه اسمش هست سوگیری خود-مرجع.معنی این سوگیری اینه که مغز ما برای اطلاعاتی که به خود ما، منافع ما، گذشته یا آیندهی ما، آبرو و جایگاه اجتماعی ما مرتبط باشه نسبت به سایر اطلاعات به شکل معناداری اهمیت بیشتری قائله. این همون دلیلیه که مغزت سعی میکنه هر اتفاقی (مثلا چهرهی در هم مدیر یا پارتنرت) رو به نحوی به تو مرتبط بدونه یا هروقت که روی کار خاصی تمرکز نداری در گذشته و آینده سفر کنه و سناریوهایی با محوریت خودت رو تصویرسازی کنه. (در بخش مربوط به DMN به این موضوع برمیگردیم)دلیل تکاملی وجود این سوگیری اینه که طرد شدن از قبیله برای اجداد ما به قیمت مرگشون تموم میشد. بنابراین مهم بود تا رفتار گذشتهی خودشون رو بررسی و برای رفتار آینده و حفظ جایگاهشون برنامهریزی کنن. این ویژگی تو اونها باعث شده که ما امروز قسمت بسیار عمدهای از توجهمون رو به خودمون، و اینکه دیگران راجع به ما چه فکری میکنن اختصاص بدیم و همهی مسائل رو یجورایی به خودمون ربط بدیم. اما اینکار باعث میشه تو دنیایی که طردشدن باعث مرگمون نمیشه و میتونیم بلافاصله ارتباطات جدید بسازیم، همچنان به اندازهی اجدادمون نگران تصویر خودمون در نگاه دیگران باشیم و حتی نتونیم کاملا به دیگران گوش بدیم و در لحظه حضور داشته باشیم.
تمام اینها رو گفتیم تا به این نقطه برسیم که مغز تو بی اغراق یک شاهکار تکاملیه و اینا ویژگیهای مغزته نه ایراداتش. تمام این سوگیریها زمانی جون انسان رو نجات دادن. اما مشکل اینجاست که محیط ما تغییر کرده، با این حال سختافزار مغز ما هنوز همون نسخه ۳۵ هزار سال پیشه. این عدم تطابق بین مغز باستانی و دنیای مدرن دیجیتال، باعث شده که اون مکانیزمهای نجاتبخش، امروز تبدیل به عوامل حواسپرتی، اضطراب و کاهش عملکرد بشن چون ما امروز دیگه نیازی نداریم با شنیدن هر صدای هشداری از جا بپریم، یا با هر فکر منفیای گارد بگیریم.ما اینجا قرار نیست این سوگیریهارو حذف کنیم؛ چون اینها توی سیمکشی مغز ما هستن و اتفاقاً هنوز هم برای بقا، نیازمندشون هستیم. ما فقط قراره یاد بگیریم که چطور واکنشهای خودکارمون رو به این سوگیریها ببینیم. اینجاست که مفهومی به نام "فراآگاهی" به کمک ما میاد؛ فراآگاهی یعنی آگاهی از آگاهی؛ یعنی اینکه یاد بگیریم آگاهانه، نظارهگر فرآیند توجه خودمون باشیم. وقتی بفهمیم مغزمون داره از سر عادت یا برای فرار از بیحوصلگی ما رو به حاشیه میبره، میتونیم با تقویت قدرت توجه، دوباره فرمون رو به دست بگیریم و آگاهانه به لحظه حال برگردیم.
بخش سوم: سوگیریها و دلایل تکاملیشان (۲)#Peak_Mind#Amishi_Jha
@firstread_fa
۲۰۷
۱۸:۰۲