عکس پروفایل ستون آزادس
۶.۸ هزار عضو

ستون آزاد

کانالی فرهنگی،مذهبی،انقلابی،همراه با مسابقات و چالشهای جذاب و پاکت هدیهundefinedundefinedundefined undefined
undefined️ارتباط با ما و هماهنگی تبلیغات @mahdy8900
اینجاحرفتوناشناس بگو: https://harfeto.timefriend.net/17184571774846
ستون آزاد
undefined ﷽ undefined خون دلی که لعل شد undefined فصل پنجم | آتشفشان انقلاب undefined قسمت چهل‌ونهم | حاج آقا روح‌الله در مشهد بودم که نام «حاج آقا روح‌الله» را شنیدم؛ استادی جدی و پرآوازه در حوزه علمیه قم که بسیاری از طلبه‌های جوان، شیفته جدیت و روش تدریس او بودند. سال ۱۳۳۷ که به قم رفتم، در درس اصول فقه ایشان شرکت کردم و این درس را در تمام شش سال حضورم در قم ادامه دادم. آن روزها، هنوز نشانی از آنچه بعدها در وجودش آشکار شد، به چشم نمی‌آمد. او استادی آرام، منظم و بسیار جدی بود؛ با لباس مرتب وارد درس می‌شد، سر به زیر می‌انداخت، درسش را با دقت ارائه می‌کرد و با حوصله به پرسش‌های طلبه‌ها پاسخ می‌داد. اما پشت این سکوت و آرامش، چیزی نهفته بود که بعدها خود را نشان داد. وقتی نهضت امام آغاز شد، فهمیدم آن سکوت، سکوتِ یک آتشفشان خاموش بوده است؛ آتشفشانی که ناگهان فوران کرد. من نیز احساس می‌کردم آنچه سال‌ها در ذهن و دل خود جست‌وجو می‌کردم، در این نهضت پیدا کرده‌ام. از آن پس، رفت‌وآمدم به بیت امام بیشتر شد و مسیر زندگی‌ام، بیش از پیش با مسیر این نهضت گره خورد. undefined ادامه دارد... فردا: قسمت پنجاهم | انقلاب چگونه آغاز شد #خون_دلی_که_لعل_شد #فصل_پنجم #قسمت_چهل‌ونهم ┅═✧❁ستون آزادundefined️کانالی متفاوت❁✧═┅
thumbnail
﷽

undefined خون دلی که لعل شد

undefined فصل پنجم | آتشفشان انقلاب
undefined قسمت پنجاهم | انقلاب چگونه آغاز شد

پاییز سال ۱۳۴۱ بود.

تصویب‌نامه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، فضای سیاسی کشور را دگرگون کرد و اعتراض علما به این تصمیم، آرام‌آرام شکل گسترده‌تری به خود گرفت.

در مشهد نیز خبرها و بحث‌ها با جدیت دنبال می‌شد.

برای من، این ماجرا فقط یک اختلاف بر سر یک مصوبه نبود؛
نشانه‌ای بود از اینکه حاکمیت می‌خواهد قدم‌هایی بردارد که پیامدهای آن بسیار فراتر از یک تصمیم اداری است.

در همین روزها، نام امام خمینی بیش از پیش بر سر زبان‌ها افتاد.

او در قم ایستاده بود و با صراحت در برابر تصمیم حکومت موضع گرفته بود.

جلسات علما، سخنرانی‌ها، نامه‌ها و پیام‌ها ادامه داشت و من با دقت این تحولات را دنبال می‌کردم.

احساس می‌کردم حادثه‌ای در حال شکل‌گیری است؛
حادثه‌ای که دیگر نمی‌شد آن را فقط یک اعتراض معمولی دانست.

مبارزه‌ای که سال‌ها در ذهن و دل بسیاری از روحانیون و مردم وجود داشت، داشت شکل تازه‌ای پیدا می‌کرد.

و من نیز، هر روز بیشتر خودم را در میان این جریان می‌دیدم.

undefined ادامه دارد...

فردا: قسمت پنجاه‌ویکم | امسال عید نداریم

#خون_دلی_که_لعل_شد #فصل_پنجم #قسمت_پنجاهم

┅═✧❁ستون آزادundefined️کانالی متفاوت❁✧═┅
undefined۲
undefined۱

۱.۴K

۱۳:۰۲