چرا هوش مصنوعی هنوز به مزیت راهبردی ایران در جنگ تبدیل نشده است؟
#قسمت_اول
| محمود غفوریپژوهشگر ارشد آیندهپژوهی، مرکز نوآوری آینده.
امروزه برتری در میدان نبرد بیش از گذشته به توان تحلیل، سرعت تصمیمگیری و کیفیت پردازش اطلاعات وابسته شده است. در چنین فضایی، هوش مصنوعی دیگر یک فناوری جانبی یا آیندهنگرانه نیست؛ بلکه به یکی از اجزای اصلی قدرت ملی تبدیل شده است. کشورهایی که بتوانند این فناوری را در زنجیره فرماندهی، شناسایی، پشتیبانی عملیاتی و تحلیل تهدید به کار گیرند، در عمل از ظرفیت بیشتری برای مدیریت بحران و تحمیل هزینه به طرف مقابل برخوردار خواهند بود.با وجود این، مسئله مهم برای ایران آن است که میان «توجه به هوش مصنوعی» و «برخورداری از توان مؤثر مبتنی بر هوش مصنوعی» فاصلهای جدی وجود دارد. در سالهای اخیر، موضوع هوش مصنوعی در فضای علمی، رسانهای و اجرایی کشور پررنگ شده و مجموعهای از بازیگران نیز وارد این حوزه شدهاند، اما این بهمعنای شکلگیری قدرت راهبردی در این عرصه نیست. آنچه امروز باید مورد ارزیابی قرار گیرد، نه صرفاً تعداد پروژهها یا محصولات معرفیشده، بلکه میزان اثر واقعی این ظرفیتها در موقعیتهای حساس، از جمله در شرایط تقابل و جنگ، است.
جنگ آینده، جنگ داده و محاسبه استجنگهای نوین صرفاً با تکیه بر سلاحهای پیشرفته تعریف نمیشوند. آنچه به این سلاحها معنا میدهد، سامانههایی است که بتوانند دادههای متنوع را دریافت، طبقهبندی، تحلیل و به تصمیم عملیاتی تبدیل کنند. از این منظر، هوش مصنوعی یک لایه پنهان اما بسیار مؤثر در ساختار قدرت نظامی است. تشخیص الگوهای رفتاری، کشف ارتباطات پنهان، پردازش تصاویر، پیشبینی تحرکات، اولویتبندی اهداف و پشتیبانی از فرماندهی، همگی در حوزههایی قرار میگیرند که بدون استفاده از هوش مصنوعی، یا بسیار پرهزینهاند یا از دقت و سرعت لازم برخوردار نیستند.به همین دلیل، قدرتهای بزرگ از سالها پیش سرمایهگذاری در این حوزه را تنها به کاربردهای تجاری محدود نکردهاند. آنها هوش مصنوعی را در پیوند با امنیت ملی، زیرساختهای دفاعی و رقابت ژئوپلیتیکی تعریف کردهاند. نتیجه چنین نگاهی، شکلگیری مزیتی است که در زمان بحران، خود را در میدان نشان میدهد؛ نه صرفاً در نمایشگاهها، همایشها یا گزارشهای فناورانه.
مسئله ایران، کمبود تلاش نیست؛ فقدان زیستبوم استدر ارزیابی وضعیت ایران نباید دچار سادهسازی شد. مسئله این نیست که در کشور فعالیتی در حوزه هوش مصنوعی صورت نگرفته یا نیروی انسانی مستعد وجود ندارد. واقعیت آن است که طی سالهای گذشته، دانشگاهها، شرکتها و نهادهای مختلف به این حوزه ورود کردهاند و حتی در برخی کاربردهای محدود نیز دستاوردهایی حاصل شده است. اما توسعه هوش مصنوعی در سطح راهبردی، به چیزی بیش از پروژههای پراکنده و محصولات نمایشی نیاز دارد.هوش مصنوعی زمانی به مزیت ملی تبدیل میشود که در دل یک زیستبوم منسجم رشد کند؛ زیستبومی که از سختافزار تا داده، از نرمافزار پایه تا نیروی انسانی، از سرمایهگذاری بلندمدت تا بازار کاربردی و از سیاستگذاری تا امنیت زیرساخت را در بر بگیرد. در ایران، چنین یکپارچگی هنوز شکل نگرفته است. در نتیجه، آنچه وجود دارد بیشتر مجموعهای از تلاشهای منفصل است تا یک معماری ملی قدرتمند.
وابستگی فناورانه، مهمترین مانع پنهانیکی از چالشهای اساسی ایران در این مسیر، وابستگی به اجزای کلیدی فناوری است. بخش قابل توجهی از زیرساخت هوش مصنوعی جهان بر پایه تراشهها، چارچوبهای نرمافزاری و مدلهایی بنا شده که در اختیار چند بازیگر خاص قرار دارد. وقتی کشوری در لایههای پایه این فناوری وابسته باشد، حتی اگر در لایههای کاربردی نیز فعال شود، همچنان در موقعیتی ضعیف و محدود قرار خواهد داشت.این وابستگی تنها یک مشکل اقتصادی یا فنی نیست؛ مسئلهای راهبردی است. کشوری که به ابزارهای طرف مقابل متکی است، در شرایط فشار، تحریم یا تقابل، نمیتواند با اطمینان از پایداری توان خود سخن بگوید. در حوزه دفاعی، این موضوع اهمیت دوچندان پیدا میکند. زیرا قابلیتهایی که در شرایط عادی قابل استفادهاند، ممکن است در شرایط بحران، به دلیل محدودیت دسترسی، نبود امکان ارتقا یا ملاحظات امنیتی، عملاً کارایی لازم را نداشته باشند.
@Futurists
پردیس هوش مصنوعی و نوآوری دیجیتال ایران
#قسمت_اول
۹:۱۲