عکس پروفایل گنج‌/ روایت‌های مردمی از جنگگ
۶.۷ هزار عضو

گنج‌/ روایت‌های مردمی از جنگ

مردم به روایت مردم
undefined پایگاه نشر روایت‌های مردمی از جنگ رمضان
undefined شناسه ارسال روایت‌ها و نظرات:undefined ‎@ganj_history_admin
thumbnail
undefined بچه‌های وسط انقلاب!/ بخش اول
undefined جلو رفتم و گفتم: «شما به کجا وصلید؟ از کدام گروهید؟»
undefined با خنده جواب داد: «*به خدا ما بچه‌های وسط انقلابیم!* روزی که خبر آتش‌بس آمد، به‌شدت ناراحت شدم. دیدم بچه‌ها ۴۰ روز است کنار هم نشسته‌ایم و گروه شده‌ایم اما نه شماره‌ای از هم داریم و نه گروهی زده‌ایم. همان‌جا شروع کردیم به گروه زدن تا دستمان از هم جدا نشود.
undefined ارشد مشاوره روان‌شناسی دارم؛ هم تدریس می‌کنم و هم کارگاه‌های مشاوره خانواده می‌‌گذارم. همیشه در کارگاه‌هایم می‌گفتم مثل خانم خدیجه باید تجارت کنیم. خودم هم کار تجارت داشتم؛ ولی از زمانی که شهادت آقا اعلام شد و جنگ شد، همه‌چیز را کلاً گذاشتم کنار و آمدیم وسط میدان انقلاب. دو تا فرزند هم دارم.
undefined روزهای اول همه یک‌دل و یک‌صدا پرچم تکان می‌دادیم، شعر‌های حماسی می‌خواندیم و با مداح‌ها و سخنران‌ها هم‌دل و همراه بودیم؛ تا اینکه روز مذاکره شد و آتش‌بس اعلام کردند. ما طبق گفته امام شهید، مخالف آتش‌بس و مذاکره بودیم؛ نظر شخصی نبود. از همان روز شروع کردیم، پلاکارد گرفتیم و بنر زدیم.
undefined اول یک بنر ۳ متری زدیم. بنرمان این بود که آقای شهید فرموده بودند: «اگر چنان‌چه یک وقتی جمهوری اسلامی بخواهد با دولت آمریکا (با این دولت، یعنی ترامپ) مذاکره کند، هرگز!»
undefined خیلی‌ها آمدند با ما مقابله کردند که: «چرا این را می‌گویید؟»گفتیم: «دولت جمهوری اسلامی نگفته؛ گفته با دولت ترامپ، که ترامپ هم عوض نشده!»
undefined بعد آمدند گفتند: «باشه، شما این را می‌گویید ولی آقا شهید شده، الان آقای جدید هست!»
undefined گفتیم باشه؛ دوباره رفتیم یک بنر ۳ متری دیگر زدیم از کلام آقا که: «هم‌‌چنان که امام، مذاکره را با آمریکا ممنوع اعلام کردند، من نیز ممنوع اعلام می‌کنم.» چرا؟ چون تا وقتی که آمریکا آدم بشود. آدم بشود یعنی چه؟ عین جملات آقای شهیدمان است؛ یعنی تا وقتی از اسرائیل حمایت می‌کند.
undefined گفتیم: «ببینید، این را آقا زمانی گفته که امام به رحمت خدا رفته بودند. می‌توانست بگوید امام رفته و کلامش را نگه ندارد؛ پس شما نمی‌توانید این حرف را بزنید!»
undefined بعضی‌ها گفتند: «خانم باشه شما راست می‌گویی، ولی تا کی بجنگیم؟»
undefined گفتیم بازهم به گفته امام شهید: «ما تا وقتی می‌جنگیم که یقین پیدا کنیم شکست خوردیم. دوباره یقین پیدا کردیم، دوباره ادامه می‌دهیم تا فتح و پیروزی بیاید.» ما این سه تا بنر ۳ متری را زدیم و تا خود صبح بچه‌ها شیفتی عوض می‌شدند و بنرها را تو دستشان می‌گرفتند.
undefined یواش‌یواش انگار خط شکسته شد و به مردم جرأت حرف زدن داده شد. آمدند گفتند پلاکارد می‌خواهند؛ پلاکارد هم دادیم. در مورد اقتصاد، کشور، سیاست و... دست‌به‌قلم پلاکاردها شدیم. بعد دیدیم حالا موقع تبیین، شفاف‌سازی و روشنگری است؛ در ضلع جنوب شرقی میدان، گعده گذاشتیم.
undefined ادامه دارد...
undefined راوی: حنانه سادات مطلبی به نقل از نسترن محرمی undefined#میدان_انقلاب
undefined #یالثارات_الخامنه‌ای undefined #باید_برخاست
undefined پایگاه نشر روایت‌های مردمی از جنگ رمضان
undefined @ganj_history
undefined۵
undefined۴
undefined۱
undefined۱

۲۸۵

۱۰:۰۷