[ گراف ۵۷
۲۳:۱۶
در چایسودان رد تراکتور و لودر روی کوهها، نامنظم هاشور زده بود. خود جاده میگفت کسی اینجا نیامده است. آن مردی که از چایسودان تماس گرفت، گفت:« وایسید سرجاده، میآم میبرمتون.»
میدانست این جاده جوری نیست که کسی با پای خودش بیاید. در طول مسیر، جسته گریخته، گیاهانی توی بیابان روییده بودند. گیاهانی که مثل آدمها پوست کلفت شده بودند. دو طرف جاده گندمزاری ناکام بود.
اگر باران میبارید، شاید گندم دِیم میرویید. شبیه زندگی در خود روستا که در آن همه چیز به تصادف و تقدیر وابسته شده بود. اگر کسی آبی بیاورد، اگر تراکتور کار کند... یک جور تردید طولانی و لحظه به لحظه که بعدش معلوم نیست. ظهر تاسوعای ۱۴۴۱ و هفتم شهریور ۱۳۹۹ بود آن روز.
[ گراف ۵۷
۱۵:۲۴
۱۵:۲۴
[ گراف ۵۷
۲۱:۲۲
وقتی کسانی، خود یا خانواده و قوم و همکیشان و هموطنانشان، به ستمی دچار میگشتهاند و نمیتوانستهاند در مقطع زمانی و مکانی خود، شر ستم را از سر خویش کوتاه کنند، برای تشفی خاطر و عقده گشایی، آنها را برای دیگران روایت میکردهاند یا به صورت مکتوب، در قالب داستان میآوردهاند.
کسانی را که نمیتوانستند محاکمه یا مجازات کنند، در داستانهای محاکمه و مجازات میکردند. میتوان گفت که بخشی از داستانها، واکنشهای شخصی یا قومی در برابر ستمهای خودی و بیگانه است.
بعید نیست در زبان عربی هم قصه را از قصاص بدانیم؛ با این تعبیر که قصهگو و قصهپرداز، دشمنان خود و قوم خود را در قصهها قصاص میکنند.
[ گراف ۵۷
۱۹:۴۵
بازارسال شده از انتفاضه کلمات
تاملی بر تجمع پنجاه نفر در سبزوار: روحانیت و هیاتیها کجایاند؟
1چرا خبرگزاری های سبزوار و کشوری چیزی به نام خبر دست اول و واکنش سریع بلد نیستند؟چرا فرماندار سبزوار و دیگر مسئولین مربوطه بیشتر به میان مردم نمی آیند، از کسبه و شهروندان سرکشی نمی کنند و پای حرف دل آن ها نمی نشینند؟ چرا وقتی می آیند هیچ عکس و فیلمی ازشان منتشر نمی شود؟ چرا درباره قطعی زیاد برق و فشار ضعیف آب موضع گیری به موقع، روشن و کافی ندارند؟2صدای آمریکا و اسرائیل نشنال که 25 ساعته دارند علیه ایران کار می کنند و کارفرمای شان کشورهای دشمن دوست نمای اند، و همدست کشتن مردم در این جنگ اند، با چه رویی تجمعات را پوشش می دهند؟ هدف شان خیر ایران است یا مثل همیشه خیر کارفرمای آمریکایی_صهیونی؟3معترضین چرا شعار میدادید آب برق زندگی{مثل زن زندگی آزادی}/حق مسلم ماست؟ چرا وقتی آمریکا به حق مسلم ما تجاوز کرد، تجمع نکردید؟ همین برق را که امروز دولت نمی تواند مدیریت کند، انرژی هسته ای می تواند تولید کند. بروید یقه آمریکا و شرکای داخلی و خارجی اش را بگیرد که بتن در قلب راکتور هسته ای ریختند.4مطالبه حق مردم است و واجب است.اما چرا روحانیت و هیات های سبزوار خط مقدم چنین اعتراض هایی نیستند؟ امام جمعه درباره قطعی های برق موضع گیری داشته اند؟ تشکل ها و دانشگاهیان چه طور؟ 5با مدیریت غیرجنگی اقتصاد و انرژی توسط دولت، وضع بدتر می شود. و آمریکا ترول های رسانه ای_میدانی اش را مثل همیشه به خط می کند پشت این تجمع ها تا سرایت و گسترشش بدهد، و شعارها را رادیکال کند. مثلا خواهند گفت: نه غزه نه لبنان: ضد ایرانیترین و ضد انسانی ترین شعاری که میتوان این شبها گفت.
#سبزوار#برق#آب
@entefazeh_kalamat
1چرا خبرگزاری های سبزوار و کشوری چیزی به نام خبر دست اول و واکنش سریع بلد نیستند؟چرا فرماندار سبزوار و دیگر مسئولین مربوطه بیشتر به میان مردم نمی آیند، از کسبه و شهروندان سرکشی نمی کنند و پای حرف دل آن ها نمی نشینند؟ چرا وقتی می آیند هیچ عکس و فیلمی ازشان منتشر نمی شود؟ چرا درباره قطعی زیاد برق و فشار ضعیف آب موضع گیری به موقع، روشن و کافی ندارند؟2صدای آمریکا و اسرائیل نشنال که 25 ساعته دارند علیه ایران کار می کنند و کارفرمای شان کشورهای دشمن دوست نمای اند، و همدست کشتن مردم در این جنگ اند، با چه رویی تجمعات را پوشش می دهند؟ هدف شان خیر ایران است یا مثل همیشه خیر کارفرمای آمریکایی_صهیونی؟3معترضین چرا شعار میدادید آب برق زندگی{مثل زن زندگی آزادی}/حق مسلم ماست؟ چرا وقتی آمریکا به حق مسلم ما تجاوز کرد، تجمع نکردید؟ همین برق را که امروز دولت نمی تواند مدیریت کند، انرژی هسته ای می تواند تولید کند. بروید یقه آمریکا و شرکای داخلی و خارجی اش را بگیرد که بتن در قلب راکتور هسته ای ریختند.4مطالبه حق مردم است و واجب است.اما چرا روحانیت و هیات های سبزوار خط مقدم چنین اعتراض هایی نیستند؟ امام جمعه درباره قطعی های برق موضع گیری داشته اند؟ تشکل ها و دانشگاهیان چه طور؟ 5با مدیریت غیرجنگی اقتصاد و انرژی توسط دولت، وضع بدتر می شود. و آمریکا ترول های رسانه ای_میدانی اش را مثل همیشه به خط می کند پشت این تجمع ها تا سرایت و گسترشش بدهد، و شعارها را رادیکال کند. مثلا خواهند گفت: نه غزه نه لبنان: ضد ایرانیترین و ضد انسانی ترین شعاری که میتوان این شبها گفت.
#سبزوار#برق#آب
۷:۵۱
نشر: ورانقد و بررسی: رضا صادقی سپهر سال انتشار: ۱۳۹۷تعداد صفحات: ۶۹۴
ممنون میشم اگر برای تهیه کتاب راهنمایی بفرمایید. یا اگر شرایط هست چند روزی امانت لطف بفرمایید
به صورت کلی اگر با کتابهای ادبیات اقلیمی یا ادبیات روستا آشنا هستید، ممنون میشم معرفی کنید
@behnaz_mazlomi
[ گراف ۵۷
۱۶:۵۱
طبق معمول انتخابم قطار بود. فرصت کار و گفتگوی بیشتری داشتم. چند دقیقهای غرق توی کلمهها شدم که همکوپهای دوباره سر صحبت رو باز کرد.
- بعد از اینکه برادرم توی جبهه شهید شد. مادرمم شهید شد.
- الهی. چه سالی مادرتون شهید شد؟
ـ سال ۶۵. بمباران اراک بود که ترکش خورد به گردنش. از همون موقع تنهام. از ۱۵ سالگی.
صحبت رو بردم سمت محل کارشون تا در مورد بمباران اراک چندتا مطلب پیدا کنم. ۳۰ سال توی شیرخوارگاه کار کرده بود. از پسرش علی و عروسی های شیرخوارگاه گفت.
- سال ۷۱، علی رو به سرپرستی گرفتم. توی پروندهاش نوشته بود معلولیت دست و پا. تا ۱۰ سالگی هم میرفتیم تهران که خوب بشه. دلم نمیخواست ویلچری بشه. الان هم توی کارخونه ماشین سازی کار میکنه و خودم براش عروسی گرفتم. رفتیم خواستگاری یکی از دخترهای شیرخوارگاه. موقع عروسی هم مادر عروس بودم و هم داماد. الان هم وقتی میان محل کارم بهم سر بزنن، به همکارا میگن مامان جمیله کجاست...
چند دقیقهای رفت توی خودش. انگار دلتنگ پسر و عروسش بود. دوباره گفت:« برای خرج جهاز و عروسی بقیه بچهها هم میرفتم پیش خیرین و بازاریها، کمک جمع میکردم. خودم بچه ندارم، جهاز نگرفتم و ازدواج نکردم. ولی استاد شدم توی این کارا..»
یک لحظه نگاهم افتاد به کلمهها. اسم راوی رو که دیدم، با خودم گفتم فرصت خوبیه، باید شمارهاش رو بگیرم؛ میتونه سوژه باشه. راوی این کلمات هم کسی بود که هیچ فرصتی رو از دست نمیداد و آدمها رو به هم وصل میکرد.
انگار جمیله خانم ذهنم رو خونده بود. گفت:« راستش به همه میگم از خاطراتم میشه کتاب نوشت. حیف که خطم خوب نیست» گفتم که صداتون رو ضبط کنید. اینطوری هیچ وقت فراموش نمیکنید.
مامان جمیله تنهایی رسید مشهد. رفت سمت حرم تا دعا کنه بازنشسته نشه و دوباره برگرده پیش بچهها.
[ گراف ۵۷
۶:۰۳

پاکت هدیه
[گراف ۵۷ 🍃]
ولادت با سعادت مهربانترین پیامبر عالم حضرت محمد(ص) خجسته باد 
تا چهار صبح سرم گرم آشپزی برای حمیدرضا بود. تا غذاهای یک هفته رو جا دادم توی فریزر، زنگ خونه رو زدن! ماشین جلوی در بود و فقط ۱۰ دقیقه وقت داشتم برای جمع کردن وسیلهها.چشمم افتاد به کتاب روی میزم. اندازه کافی ورق ورق شده بود، تحمل تا خوردن جلد رو نداشت. با خودم گفتم کتاب تا سبزوار لازم نمیشه و گذاشتم لابهلای لباسها.
فکر نمیکردم بخوره توی ذوقم! از دیشب برنامه ریزی کرده بودم برای سه ساعت وقت اضافهای که توی سالن انتظار دارم؛ اما طبق معمول، من بدو، برنامه ریزی بدو:) فلذا لب تاپ عزیزم که مدتی هست سر ناسازگاری داره، شارژ خالی کرد. سالن انتظار هم دریغ از یک پریز.مثلا قرار بود یک خرده از اصلاحات پروژه رو به اتمام رو انجام بدم و طرح تحقیق پروژه بعدی رو کامل کنم.اما قسمت بود سه ساعتی مطالعه کنم و در سرقیچی وقتم، کتاب معرفی کنم! پس «زیر و بم داستان» رو مطالعه کنید!
شما میخواهید در توصیف اسب دزدها حتما بگویم که اسب دزدی کار زشتی است؛ ولی اینکه از قدیم معلوم بود؛ حتی بدون من! بگذارید درباره آنها هیئت منصفه داوری کند؛ چون کار من فقط نشان دادن آنها به صورتی است که هستند....
به قول سوژه خاطرات اصلاحی! همینقدر به #سرقیچیهای وقتم اهمیت میدم ولی باز هم نمیرسم!
[ گراف ۵۷
۱۳:۱۹
۱۳:۱۹
حفظ آرامش، فرماندهی جنگ، رعایت نکات امنیتی و جابهجایی و غیره یک بحث است و نکته نوشتن روی کتاب هم بحث دیگری. اینکه مطالعه کتاب حتی وسط جنگ هم جزو برنامه روزانهات باشد هم برای خودش نکتهای است؛ بعد از طرف میپرسی چرا مطالعه نداری؟ بهانه میآورد که وقت ندارم.
| به نقل از جمع بساط کتاب |
[ گراف ۵۷
۱۷:۴۹
پ.ن: از امروز، تخفیف بازار کتاب فعال شد ولی ارسالش رایگان نیست! 02191009898شماره تماس جهت اعتراض به بازار کتاب
هفته کتاب و کتابخوانی هم مبارک
[ گراف ۵۷
۷:۱۶
بازارسال شده از جشنواره مردمی فیلم عمار
۵:۵۳
بازارسال شده از جشنواره مردمی فیلم عمار
ویژه نامه پاسداشت علیرضا دبیر.pdf
۳.۳۱ مگابایت
#ویژه_نامه | ویژه نامه پاسداشت علیرضا دبیر در شانزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار
#شانزدهمین_جشنواره_مردمی_فیلم_عمار
جشنواره مردمی فیلم عمار
@AmmarFest
#شانزدهمین_جشنواره_مردمی_فیلم_عمار
۵:۵۳

پاکت هدیه
[گراف ۵۷ 🍃]
ولادت با سعادت امام سجاد (ع) مبارک
بازارسال شده از انتفاضه کلمات
#ویژه
«خروج از فراموشی»؛ مستندی درباره حادثه معدنجو طبس
#بزودی
انجمن اسلامی عدالتخواه دانشگاه حکیم سبزواریhttps://eitaa.com/tunel_bad
#بزودی
انجمن اسلامی عدالتخواه دانشگاه حکیم سبزواریhttps://eitaa.com/tunel_bad
۷:۱۸
فاطمه خانم:« ترامپ بِتِن به خادْما، با هِمی وردنه خُرد و خِمیرش مِنِم»
[ گراف ۵۷
۱۱:۴۳
بازارسال شده از مرکز ایده و متن آفاق
هنرِ دیدنِ جنگ؛ امیر سعادتی.pdf
۱.۰۴ مگابایت
نسخه موبایلی
۶:۳۱