بله | کانال قَـــــلَم‌رُوی مَـــن
عکس پروفایل قَـــــلَم‌رُوی مَـــنق

قَـــــلَم‌رُوی مَـــن

۲۲۲ عضو
thumbnail
undefinedمِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاًدر میان مؤمنان مردانى هستند که بر سر عهدى که با خدا بستند صادقانه ایستاده اند; بعضى پیمان خود را به آخر بردند(ودرراه اوشربت شهادت نوشیدند)، و بعضى دیگر در انتظارند; و هیچ گونه تغییرى در پیمان خود ندادند.undefined
#ایرانم_تسلیت#مرگ_بر_اسرائیل
undefinedhttps://ble.ir/ghalamroye_man

۱۰:۵۶

thumbnail
undefined*پایان اسقاطیل به زودی إن شاءالله*

#وعده_صادق3
undefinedhttps://ble.ir/ghalamroye_man

۱۳:۰۷

thumbnail
undefinedیکی از بزرگان اهل معرفت فرمودند:
به مردم بگویید همه #ذکر «لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم» را برای نصرت سربازان اسلام زیاد بگویند.
undefinedهر کس میتواند حداقل صد مرتبه این ذکر شریف را ،همراه هفت مرتبه ذکر «اَستَخیٖرُ اللهَ بِرَحمَتِه» بگوید.

undefined https://ble.ir/ghalamroye_man

۰:۳۷

thumbnail
undefinedموشكهاى ما مرحميست بر دل هاى سوخته ى اهالى غزه. بسیاری از مظلومان جهان با این موشک ها دلشاد و دلگرم شدند.

#مرگ_بر_اسرائیل #غزه #وعده_صادق3
undefinedhttps://ble.ir/ghalamroye_man

۱۰:۲۵

thumbnail
نحن شیعة علی بن‌أبی‌طالبدرود بر شیر زن ایرانیundefined

#سحر_امامی

undefinedhttps://ble.ir/ghalamroye_man

۱۶:۰۱

وَلَا تَهِنُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ وَأَنتُمُ ٱلۡأَعۡلَوۡنَ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ
و سست نگردید و غمگین نشوید، که اگر مؤمن باشید، شما برترید.
(سوره مبارکه آل عمران آیه 139)
#وعده_صادق3
undefinedhttps://ble.ir/ghalamroye_man

۱۶:۵۵

thumbnail
undefined یک شهروند عراقی، به افتخار و به عشق ایران، نام دختر نو رسیده خود را «ایران» گذاشت.

undefined اگر مورد پسندت بود، به "مجله" پیشنهاد بده تا دیگران هم بخونن!

#وعده_صادق3#ایران
undefinedhttps://ble.ir/ghalamroye_man

۱۲:۱۶

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

thumbnail
undefinedسلام به مردم مقاوم ایران!
از بوسنی*، قلبی پر از عشق و احترام برای شما پیام می‌فرستیم.
در این روزهای غرور آفرین ، همراه با کل دنیا، به شما افتخار می کنیم .
undefined*زنده باد ایران*undefined

*«از بوسنی تا ایران، یک صدا، یک پیام: افتخار به مقاومت و ایستادگی!»

#زنان_مقاوم#مقاومت #ایران#بوسنی
undefined https://ble.ir/ghalamroye_man

۱۱:۰۹

thumbnail
«بِأَیِّ ذنبٍ قُتِلَت»
به کدامین گناه؟!
#شهید#ایران#کودکان_شهید
undefinedhttps://ble.ir/ghalamroye_man

۱۵:۲۲

thumbnail

۱۵:۲۲

thumbnail

۱۵:۲۲

thumbnail

۱۵:۲۲

thumbnail

۱۵:۲۲

thumbnail

۱۵:۲۲

thumbnail
undefinedundefinedundefinedسلام بر پرچم و علم... سلام بر شعر محتشم... سلام بر #محرم.... #امام_حسین‌ع #ما_ملت_امام_حسینیم

undefined https://ble.ir/ghalamroye_man

۱۸:۵۷

thumbnail
همبستگی در سوگ
undefinedظهر تاسوعا بود. آفتاب تند و بی‌ملاحظه‌ی تابستان، بر دیوارهای حیاط کوچک خانه سایه انداخته بود.
در این روزها، در چند مجلس عزاداری شرکت کرده بودم؛ اما این یکی چیز دیگری بود. یک روضه‌ی خانگی*، بی‌تکلف و صمیمی.همین سادگی‌اش دلم را برد.

به محض اینکه وارد شدم چشمانم به تزئینات ساده و زیبای خانه افتاد. پرچم‌های سیاه، ریسه‌های مشکی، و میانشان *کتیبه‌هایی با طرح‌های کودکانه*... این ترکیب، حال و هوایی خاص به فضا داده بود. انگار مجلس را برای دل بچه‌ها هم چیده بودند.

بچه‌ها حضوری پررنگ داشتند؛ با لباس‌های مشکی، طبل و زنجیرهای کوچک، و شوقی که از چهره‌های معصومشان می‌بارید. حرکات کودکانه‌ و صدای خنده هایشان، در کنار صدای زنجیر و طبل، فضایی ساخته بود که نه فقط سوگ، که زندگی را هم به یاد می‌آورد. بیشتر از بزرگ‌ترها فعال بودند. شورشان، گرمای روضه را بیشتر کرده بود.

در میان این همه رنگ و صدا، چیزی بود که بی‌صدا، اما پرمعنا، خودنمایی می‌کرد:
یک پرچم خاص روی میز روضه‌خوان، کنار کتاب دعا و تسبیح.
بله پرچم سه‌رنگ ایران بود که بی‌هیاهو اما پرصلابت، در دل مجلس جای گرفته بود.*
کمتر دیده بودم در مراسم‌های این‌چنینی، پرچم ایران این‌طور برجسته باشد. اما حالا، در این فضای کوچک و خودمانی، این پرچم معنای تازه‌ای داشت. گویی سوگواری برای امام، با عشق به وطن در هم تنیده شده بود. مثل دو نخی که از قدیم در دل این مردم، به هم دوخته شده‌اند.
آن مجلس ساده و بی ریا، برایم چیزی فراتر از یک مراسم عزاداری بود. تصویری بود از همبستگی؛ از دلی که برای امام می‌تپد و برای وطن هم آرام نمی‌گیرد. عزاداری و حب وطن، در دل این جمع کوچک، نه در تضاد که در آغوش هم بودند.و شاید همین بود که آن روز را، از میان تمام روزهای محرم، ماندگارتر کرد.

undefined اگر مورد پسندت بود، به "مجله" پیشنهاد بده تا دیگران هم بخونن!
#محرم#ایران #روضه_خونگی
undefinedhttps://ble.ir/ghalamroye_man

۷:۵۲

thumbnail
انسانم آرزوست …undefined
غزة تموت من الجوع ..Gaza is dying of hunger undefined #غزه از گرسنگی می میرد…
#اللهم_عجل_الولیک_الفرج

undefinedhttps://ble.ir/ghalamroye_man

۱۱:۲۱

thumbnail
undefinedتو چرا باید تو این سن وصیت نامه بنویسی؟undefined
undefinedآخه لازم میشه...

undefinedhttps://ble.ir/ghalamroye_man

۱۹:۵۵

بازارسال شده از دورهمگرام؛ شبکه‌زنان‌روایتگر
thumbnail
گلوله‌های رنگی
وقتی دوستم پیشنهاد رفتن به بازی پینت‌بال را مطرح کرد، از روی هیجان و کنجکاوی و اینکه اولین بار بود به چنین میدان هیجان‌انگیزی دعوت می‌شدم قبول کردم. تصور کردم قرار است یک روز پر از هیجان و خنده داشته باشیم. لحظه‌ای که پیشنهاد داد، ذهنم پر از تصاویری شد که در آن با دوستانم در میدان رنگارنگی می‌دویم و از ته دل می‌خندیم، به تنها چیزی که فکر نکردم این بود که ممکن است چادر و اعتقاداتم در این بازی به چالش کشیده‌شود.وقتی به مجموعه رسیدیم، فضای بازی پر از شور و نشاط بود. صدای خنده و شلیک گلوله‌های رنگی از میدان به گوش می‌رسید. همان لحظه که وارد ساختمان شدیم، متوجه چیزی شدم که انتظارش را نداشتم: مردی پشت شیشه‌های بلند دفتر مجموعه نشسته‌بود و به بازی نظارت می‌کرد. دوستم با لحنی عادی گفت: «نگران نباش، مسئول مجموعه ست. حضورش برای اینه که اگه مشکلی پیش اومد، سریع رسیدگی کنه.»همین جمله ساده کافی بود تا احساس راحتی‌ام فرو بریزد. با خودم فکر کردم: چطور ممکن است با وجود این نگاه‌ها، در چنین فضایی آزادانه بازی کنیم؟ نگاهی به دوستانم انداختم. بیشترشان محجبه بودند، اما تعداد کمی مثل من چادر داشتند. نگاه‌هایی رد و بدل شد و فهمیدیم که تصمیم مهمی پیش رو داریم: چادرهایمان را کنار بگذاریم یا همان‌طور که هستیم وارد میدان شویم یا اصلا بازی نکنیم...ممکن بود با قضاوت‌های نا به جایی رو به رو شویم، اما بالاخره تصمیم نهایی را گرفتیم؛ با همان چادر بازی می‌کنیم. لباس‌های مخصوص بازی را زیر چادر پوشیدیم و چادرهایمان را محکم کردیم. یکی از دوستانم لبخندی زد و گفت: «خب، اینم یه چالش جدید برای ماست. آماده‌اید؟» اسلحه‌هایمان را گرفتیم و وارد زمین شدیم.لحظه‌ای که وارد زمین شدیم، نگاه‌های کنجکاو و گاهی تمسخرآمیز برخی از کسانی که آنجا بودند، به ما دوخته شد. صدای خنده‌های کوتاه و زیرلبی به گوشم رسید. یکی از دخترها، با لباس ورزشی چسبان و بی‌خیالی خاصی، دستش را به سمت ما تکان داد و گفت: «با چادر اومدین پینت‌بال بازی کنید؟! نمی‌ترسید چادرتون خراب بشه؟»دوستم که کنارم بود، درحالی‌که سعی می‌کرد لبخندش را حفظ کند، آرام گفت: «ولش کن، تمرکز کن روی بازی.» اما نمی‌توانستم. سنگینی قضاوت‌ها روی شانه‌هایم بود، درست مثل سنگینی اسلحه‌ای که در دست داشتم.با اولین قدم، باد خنکی به صورتم خورد و گلوله‌ای با صدا از کنارم گذشت. برای لحظه‌ای حس کردم که چادر دور پاهایم می‌پیچد، اما سریع جمعش کردم و پشت یکی از سنگرها پناه گرفتم. لکه‌ای از رنگ قرمز روی دیوار سنگر پاشیده‌بود. قبلم تند تند می‌زد، اما هیجان بازی بیشتر از هر چیز دیگری حس می‌شد. صدای خنده دوستانم از دور به گوش می‌رسید و این هیجان عجیب به من هم سرایت کرد.لحظه به لحظه بیشتر در بازی غرق می‌شدم. می‌دویدم، جاگیری می‌کردم و شلیک می‌کردم. هربار که گلوله‌ای به هدف می‌خورد یا حتی وقتی رنگی به لباس و چادرم می‌پاشید، احساس می‌کردم که چالش اصلی بازی نه فقط رقابت، بلکه حفظ چیزی است که برایم خیلی ارزش دارد.در پایان بازی، کنار زمین ایستادیم. لباس‌ها و چادرهایمان پر از لکه‌های رنگی شده بود، اما خنده از لب‌ هیچ‌کداممان نمی‌افتاد. دوستم با شیطنت گفت: «با چادر هم که حسابی حرفه‌ای بازی کردی!» همه خندیدیم.اما همان لحظه، وقتی چشمم به مرد پشت شیشه افتاد که هنوز به کارش مشغول بود، و نگاهی دوباره به آن دخترها که حالا از شدت هیجان بازی ما دیگر چیزی نمی‌گفتند، فکری ذهنم را درگیر کرد: چرا باید در چنین فضایی که برای تفریح و شادی طراحی شده، همچنان دغدغه قضاوت‌ها را داشته باشیم؟ چرا نباید همه‌چیز برای خانم‌ها، راحت و بدون هیچ محدودیتی باشد؟کاش مجموعه‌های فرهنگی و تفریحی بیشتری مخصوص خانم‌ها ساخته شود. فضاهایی که بتوانیم با آزادی و آرامش، سرشار از هیجان و نشاط از لحظات شاد زندگی‌مان لذت ببریم. آن روز فهمیدم که گاهی چالش اصلی، نه رنگ‌های گلوله‌ها، بلکه محافظت از باورها و هویت ماست، حتی در میدان بازی.

undefined#میم_الف#روایت_بخوانیم undefinedundefinedundefined
undefined به "مجله" پیشنهاد بدین تا بقیه هم ببینن!
undefined*دورهمگرام (شبکه زنان روایتگر)؛* فرصتی برای ثبت لحظه‌های زندگیundefined با ما از طریق لینک زیر همراه شوید.بله | اینستاگرام | ایتا | ایمیل undefined

۱۰:۲۶