🧩برشها و برداشتهایی مبتنی بر نگاه تدبری هدف ارائه امکانهایی برای گفتگو با قرآن بر سر مسائل اجتماعی-انسانی معاصر مسئولیت مطالب بر عهده مؤلفان است.
#آیه_نوشت لَكُم دينُكُم وَ لِيَ دينِ(کافرون، ۶) همه ما آیه پایانی سوره مبارکه کافرون را شنیده و خواندهایم: «لکم دینکم و لی دین». این آیه را معمولاً زمانی به کار میبریم که میخواهیم بگوییم که هر کسی بر طریق و مسیر خودش باشد و کار خودش را بکند و کاری به کار هم نداشته باشیم؛ شبیه این گزاره که: «عیسی(ع) به دین خود، موسی(ع) به دین خود»؛ هر کسی دین خود را دارد و نه با هم سر جنگ دارند و نه ستیز. اما بیایید نگاهی دقیقتر به سوره کافرون بیندازیم:در فضایی که پیامبر(ص) با وجود فشارهای مختلف تبلیغ دین الهی را پیش میبرد، کافران که خودشان را صاحب دین و عبادتکننده خدا میدانند، حرف از همسانی نوع عبادت پیامبر(ص) با عبادت مشرکانه خودشان میزنند و پیشنهاد سازش مطرح میکنند. این سوره -که به مثابه اعلامیهای از جانب خدا و از زبان پیامبر(ص) است- در پاسخ به این پیشنهاد اینگونه آغاز میشود: «بگو: ای کافران! من آنگونه که شما عبادت میکنید، عبادت نمیکنم و با وجود این فشارها، از مسیرعبادت موحدانه کوتاه نمیآیم». در ادامه، خداوند توهم کفار از همسانی عبادت خود با عبادت پیامبر(ص) را اینگونه رد میکند: «شما آنگونه که من عبادت می کنم پرستنده خدا نیستید» و به علاوه، تهمت سابقه عبادت مشرکانه پیامبر(ص) را از دامن ایشان میزداید: «و من نیز قبلاً آنگونه که شما عبادت میکردید، نبودهام». آنگاه باز هم با تأکید روی تعصب مشرکان، آب پاکی را روی دست ایشان میریزد و آیه مورد بحث را میگوید. در این فضا و سیاق، منظور از این آیه آن است که دین من یعنی نظام عبادی و ارزشی من برای خودم است و هیچ انتسابی به شما ندارد و دین ساختگی مشرکانه شما نیز هیچ نوع انتسابی به من ندارد و همهاش برای خودتان است. این یعنی سازشی در کار نیست. دین الهی و دین کافرانه اساساً با هم قابل آمیزش و سازش نیستند. همانگونه که از سوره کافرون و آیات مذکور مشخص شد، این آیه نه تنها به معنای پایان ستیز و آغاز سازش نیست، بلکه پاسخ منفی قاطع به دیدگاه تکثرگرایی و التقاط است که میگوید: همه چیز با هم قابل جمع است و هیچ تقابلی بین دیدگاهها وجود ندارد. اتفاقاً این مرزبندی بین دین الهی و غیرالهی در قرآن به وضوح بیان شده است تا آنجا که حضرت ابراهیم(ع) و مؤمنان به ایشان زمانی از ایمان آوردن قوم خود ناامید میشوند اینگونه بیان میدارد: قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَ بَدَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَ الْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ(ممتحنة، ۴) صفحه گفتگو با قرآن | قرآنگفت@ghorangoft_ir