بله | کانال گفتگو با قرآن | ghorangoft
عکس پروفایل گفتگو با قرآن | ghorangoftگ

گفتگو با قرآن | ghorangoft

۱.۵ هزار عضو
گفتگو با قرآن | ghorangoft
undefined undefined#یادداشت | نماز؛ از نیایش فردی تا پایگاه شهری: خوانشی قرآنی از مفهوم صلاة و پیوند آن با فضاهای شهری undefinedزمان مطالعه: ۳ دقیقه undefined<img style=" />undefinedتولید: حلقه تدبر و شهرسازی؛ اندیشکده قرآن‌گفت undefinedیکی از مسائل مهمی که امروز با آن روبرو هستیم، کاهش حضور و تأثیر نماز در زندگی روزمره است. گویی نماز به تدریج از یک رفتار حیاتی در زیست مؤمنانه به آیینی تشریفاتی و گاه حاشیه‌ای تبدیل شده است. این کم‌رنگ شدن جایگاه نماز دلایل متعددی دارد، اما در این نوشتار قصد داریم به یک زاویه کمتر دیده‌شده اشاره کنیم: نگاهی تلفیقی از قرآن و معماری و شهرسازی. undefinedمتن کامل یادداشت را در وبگاه اندیشکده قرآنگفت مطالعه کنید. undefined صفحه گفتگو با قرآن | قرآنگفت @ghorangoft_ir
undefined<img style=" />undefinedنماز؛ از نیایش فردی تا پایگاه شهری: خوانشی قرآنی از مفهوم صلاة و پیوند آن با فضاهای شهری
undefinedقسمت ۱ از ۲
undefined نسخه خلاصه + نسخه تفصیلی
undefinedیکی از مسائل مهمی که امروز با آن روبرو هستیم، کاهش حضور و تأثیر #نماز در زندگی روزمره است. گویی نماز به تدریج از یک رفتار حیاتی در زیست مؤمنانه به آیینی تشریفاتی و گاه حاشیه‌ای تبدیل شده است. در این نوشتار قصد داریم به یک زاویه کمتر دیده‌شده از مفهوم نماز اشاره کنیم که می‌تواند زمینه‌ساز بازگشت آن به متن زندگی فردی و اجتماعی شود: خوانشی تلفیقی از قرآن و معماری و شهرسازی.
undefinedنماز، فعالیتی اجتماعی
undefinedاین تلقی وجود دارد که نماز، رابطه «یک» انسان با خداست و عبادتی فردی محسوب می‌شود. اما «صلاة» در قرآن کریم مفهومی جامع‌تر از دعا، آیین پرستش و راز و نیاز با خداوند است؛ اگرچه محور اصلی آن ارتباط مستقیم امت با خداوند و اظهار تذلل و خشوع به آن درگاه و در حقیقت نوعی نمایش بندگی و خداگرایی است. اما برخلاف تصور، این آیین در نگاه اول، یک آیین فردی و خلوت‌گرا نبوده است. در نگرش قرآن کریم این نمایش بندگی و خداگرایی، غالباً با حضور انبوهی از مؤمنان و با رهبریت رهبری الهی به منصه ظهور می‌رسد و اساساً ماهیتی اجتماعی دارد تا فردی. از همین روست که یکی از ابعاد مهم نماز در قرآن کریم، ارتباط با رهبری الهی جامعه است. اساساً باید گفت نماز با این تعریف با محوریت دو رکن برپا می‌شود: رکن اول: امام، رکن دوم: مأمومین.
undefinedدر قرآن کریم بسیاری از آیاتی که به نماز امر می‌کند، با صیغه جمع است و صرفاً فرد مخاطب نیست. در برخی موارد نیز به شکل واضحی به جماعت بودن نماز اشاره شده است: وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ اركَعوا مَعَ الرّاكِعينَ(بقره، ۴۳). حتی در شرایط دشوار مانند میدان جنگ، نماز جماعت همچنان برقرار است: وَ إِذا كُنتَ فيهِم فَأَقَمتَ لَهُمُ الصَّلاةَ[...] (نساء، ۱۰۲) و با دستور خاصی که در این آیه بیان شده، نماز خوف به شکل جماعت برپا می‌شود. این نشان می‌دهد که اصل در نماز، جماعت بودن آن است.
undefinedدر مواردی نیز خصوصیاتی در سیاق بحث گفته شده است که نشان می‌دهد پیش‌فرض قرآن این است که نماز امر عمومی بوده و به صورت جمعی برگزار می‌شود. برای مثال درباره منافقان می‌فرماید وقتی به سوی نماز می‌ایستند، با کسالت و بدون نشاط درونی چنین می‌کنند ولی می‌خواهند به مردم نمایش دهند: وَإِذا قاموا إِلَى الصَّلاةِ قاموا كُسالىٰ يُراءونَ النّاسَ(نساء، ۱۴۲)؛ یا در آیاتی از سوره مائده، برای راستی‌آزمایی شهادت شاهدان بر وصیت، زمان بعد از نماز را تعیین می‌کند تا این امر در انظار عمومی واقع شود: تَحبِسونَهُما مِن بَعدِ الصَّلاةِ فَيُقسِمانِ بِاللَّهِ[...] (مائده، ۱۰۶).
undefinedنماز، پایگاهی مکانی
undefinedدر استعمالات قرآنی، مسجد در غالب موارد به معنای «مکانی برای صلاة» شناخته می‌شود؛ اما جالب اینجاست که گاه «صلاة» به نحوی بکار می‌رود که معنای «مسجد» از آن تداعی می‌شود. به تعبیر دیگر گویی جنبه مکانی و فضایی پیدا می‌کند. به عنوان مثال، در آیه شریفه يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‌ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلاَّ عابِري سَبيلٍ حَتَّى‌ تَغْتَسِلُوا(نساء، ۴۳) منظور از نزدیک نشدن به الصَّلاةَ، نزدیک نشدن به نماز نیست، بلکه نزدیک نشدن به مسجد یا به تعبیری «پایگاه نماز» است؛ زیرا پس از آن، استثنائی ذکر شده و می‌فرماید «مگر آن که بصورت عبوری باشد»؛ و عبور از مکان معنا دارد. بنابراین منظور اولیه آیه با توجه به سیاق آن، این است که در حالت مستی به مسجد و پایگاه نماز نزدیک نشوید و همینطور در حالت جنابت، مگر آن‌که در مسیر عبور شما باشد. یا در سوره توبه، منافقان را اینطور توصیف می‌کنند: وَ لا يَأتونَ الصَّلاةَ إِلّا وَ هُم كُسالىٰ(توبه، ۵۴). این نشان می‌دهد نماز جایی است که آنها باید به سوی آن بیایند. این مثالها و موارد دیگر نشانگر رابطه تنگاتنگ مسجد و نماز بوده و اشاره می‌کند که نماز صرفاً یک رفتار و فعالیت نیست و بُعد مکانی-فضایی آن بخشی از ماهیت آن را تشکیل می‌دهد.

undefinedپایان قسمت اول

undefined ادامه یادداشت
undefinedصفحه گفتگو با قرآن | قرآنگفت@ghorangoft_ir

۱۷:۳۴

گفتگو با قرآن | ghorangoft
undefined<img style=" />undefinedنماز؛ از نیایش فردی تا پایگاه شهری: خوانشی قرآنی از مفهوم صلاة و پیوند آن با فضاهای شهری undefinedقسمت ۱ از ۲ undefined نسخه خلاصه + نسخه تفصیلی undefinedیکی از مسائل مهمی که امروز با آن روبرو هستیم، کاهش حضور و تأثیر #نماز در زندگی روزمره است. گویی نماز به تدریج از یک رفتار حیاتی در زیست مؤمنانه به آیینی تشریفاتی و گاه حاشیه‌ای تبدیل شده است. در این نوشتار قصد داریم به یک زاویه کمتر دیده‌شده از مفهوم نماز اشاره کنیم که می‌تواند زمینه‌ساز بازگشت آن به متن زندگی فردی و اجتماعی شود: خوانشی تلفیقی از قرآن و معماری و شهرسازی. undefinedنماز، فعالیتی اجتماعی undefinedاین تلقی وجود دارد که نماز، رابطه «یک» انسان با خداست و عبادتی فردی محسوب می‌شود. اما «صلاة» در قرآن کریم مفهومی جامع‌تر از دعا، آیین پرستش و راز و نیاز با خداوند است؛ اگرچه محور اصلی آن ارتباط مستقیم امت با خداوند و اظهار تذلل و خشوع به آن درگاه و در حقیقت نوعی نمایش بندگی و خداگرایی است. اما برخلاف تصور، این آیین در نگاه اول، یک آیین فردی و خلوت‌گرا نبوده است. در نگرش قرآن کریم این نمایش بندگی و خداگرایی، غالباً با حضور انبوهی از مؤمنان و با رهبریت رهبری الهی به منصه ظهور می‌رسد و اساساً ماهیتی اجتماعی دارد تا فردی. از همین روست که یکی از ابعاد مهم نماز در قرآن کریم، ارتباط با رهبری الهی جامعه است. اساساً باید گفت نماز با این تعریف با محوریت دو رکن برپا می‌شود: رکن اول: امام، رکن دوم: مأمومین. undefinedدر قرآن کریم بسیاری از آیاتی که به نماز امر می‌کند، با صیغه جمع است و صرفاً فرد مخاطب نیست. در برخی موارد نیز به شکل واضحی به جماعت بودن نماز اشاره شده است: وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ اركَعوا مَعَ الرّاكِعينَ(بقره، ۴۳). حتی در شرایط دشوار مانند میدان جنگ، نماز جماعت همچنان برقرار است: وَ إِذا كُنتَ فيهِم فَأَقَمتَ لَهُمُ الصَّلاةَ[...] (نساء، ۱۰۲) و با دستور خاصی که در این آیه بیان شده، نماز خوف به شکل جماعت برپا می‌شود. این نشان می‌دهد که اصل در نماز، جماعت بودن آن است. undefinedدر مواردی نیز خصوصیاتی در سیاق بحث گفته شده است که نشان می‌دهد پیش‌فرض قرآن این است که نماز امر عمومی بوده و به صورت جمعی برگزار می‌شود. برای مثال درباره منافقان می‌فرماید وقتی به سوی نماز می‌ایستند، با کسالت و بدون نشاط درونی چنین می‌کنند ولی می‌خواهند به مردم نمایش دهند: وَإِذا قاموا إِلَى الصَّلاةِ قاموا كُسالىٰ يُراءونَ النّاسَ(نساء، ۱۴۲)؛ یا در آیاتی از سوره مائده، برای راستی‌آزمایی شهادت شاهدان بر وصیت، زمان بعد از نماز را تعیین می‌کند تا این امر در انظار عمومی واقع شود: تَحبِسونَهُما مِن بَعدِ الصَّلاةِ فَيُقسِمانِ بِاللَّهِ[...] (مائده، ۱۰۶). undefinedنماز، پایگاهی مکانی undefinedدر استعمالات قرآنی، مسجد در غالب موارد به معنای «مکانی برای صلاة» شناخته می‌شود؛ اما جالب اینجاست که گاه «صلاة» به نحوی بکار می‌رود که معنای «مسجد» از آن تداعی می‌شود. به تعبیر دیگر گویی جنبه مکانی و فضایی پیدا می‌کند. به عنوان مثال، در آیه شریفه يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‌ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلاَّ عابِري سَبيلٍ حَتَّى‌ تَغْتَسِلُوا(نساء، ۴۳) منظور از نزدیک نشدن به الصَّلاةَ، نزدیک نشدن به نماز نیست، بلکه نزدیک نشدن به مسجد یا به تعبیری «پایگاه نماز» است؛ زیرا پس از آن، استثنائی ذکر شده و می‌فرماید «مگر آن که بصورت عبوری باشد»؛ و عبور از مکان معنا دارد. بنابراین منظور اولیه آیه با توجه به سیاق آن، این است که در حالت مستی به مسجد و پایگاه نماز نزدیک نشوید و همینطور در حالت جنابت، مگر آن‌که در مسیر عبور شما باشد. یا در سوره توبه، منافقان را اینطور توصیف می‌کنند: وَ لا يَأتونَ الصَّلاةَ إِلّا وَ هُم كُسالىٰ(توبه، ۵۴). این نشان می‌دهد نماز جایی است که آنها باید به سوی آن بیایند. این مثالها و موارد دیگر نشانگر رابطه تنگاتنگ مسجد و نماز بوده و اشاره می‌کند که نماز صرفاً یک رفتار و فعالیت نیست و بُعد مکانی-فضایی آن بخشی از ماهیت آن را تشکیل می‌دهد. undefinedپایان قسمت اول undefined ادامه یادداشت undefinedصفحه گفتگو با قرآن | قرآنگفت @ghorangoft_ir
undefined<img style=" />undefinedنماز؛ از نیایش فردی تا پایگاه شهری: خوانشی قرآنی از مفهوم صلاة و پیوند آن با فضاهای شهری
undefinedقسمت ۲ از ۲
undefined نسخه خلاصه + نسخه تفصیلی
undefinedنماز، فراتر از نیایش
undefinedپس از این درک که نماز، پایگاهی جمعی و اجتماعی است، باید به کارکرد و عملکرد نماز توجه شود. در نگرش قرآنی، کارکرد نماز فقط محدود به نیایش، پرستش و عبادت (به معنای رایجش) نیست. نماز علاوه بر اینکه یک عبادت است، کارکرد هدایتی، تعلیمی، تربیتی، تبلیغی، فرهنگی و حتی سیاسی و حاکمیتی نیز دارد. ممکن است دور از ذهن به نظر بیاید، اما مراجعه به منظومه اندیشه‌ای قرآن چیز دیگری نشان می‌دهد.
undefinedبه عنوان نمونه، چنانکه در اینجا پرداختیم با تدبر در سوره مبارکه جمعه به وضوح روشن می‌گردد که #نمازجمعه، پایگاهی برای تربیت، تزکیه و تلاوت و کار فرهنگی رسول خدا(ص) دانسته شده است. همچنین با تدبر در سوره علق می‌توان پی برد که پیامبر(ص) از نماز برای قرائت قرآن، هدایت، تبلیغ و امر به تقوا استفاده می‌کرده‌اند: أَرَأَيتَ الَّذي يَنهىٰ،‌ عَبدًا إِذا صَلّىٰ،‌ أَرَأَيتَ إِن كانَ عَلَى الهُدىٰ، أَو أَمَرَ بِالتَّقوىٰ‌(علق ۹-۱۲). در این راستا جالب توجه است که قوم شعیب (ع)، دستورات و الگوهای اقتصادی او را ناشی از نمازش می‌دانستند: قالوا يا شُعَيبُ أَصَلاتُكَ تَأمُرُكَ أَن نَترُكَ ما يَعبُدُ آباؤُنا أَو أَن نَفعَلَ في أَموالِنا ما نَشاءُ(هود، ۸۷). اینها نشان می‌دهد نماز جایگاه امر و نهی از سوی رهبر الهی است.
undefinedسیره پیامبر اکرم(ص) نیز مؤید این است که پایگاه نماز، محلی برای انجام امور اجتماعی جامعه اسلامی همچون شروع جنگ‌ها، تجمع‌ها، مشورت‌ها، قضاوت، حکم، قانون‌گذاری و... بوده است.
undefinedبنابراین نماز پایگاهی است که در آن امت بر گرد ولیّ الهی تجمع می‌یابند و وی با تلاوت وحی الهی که منشور هدایت و اوامر الهی است، به هدایت، رهبری، تعلیم، تزکیه، امر به تقوا و انواع فعالیت‌های سیاسی، حاکمیتی و فرهنگی می‌پردازد. نماز جماعت، در حقیقت پایگاهی برای تبلیغ و انتشار عمومی دین توسط رهبر جامعه اسلامی و حتی در مواردی اقامه و اجرای آن است. جالب توجه است که صورت نماز جماعت نیز به نحوی طراحی شده که گویی مقیاسی کوچک از جامعه اسلامی است. امام پیش‌تر از مأموین ایستاده و مأمومین نیز با صفوفی منظم پشت سر او قرار می‌گیرند، تلاوت هدایت الهی از زبان امام را گوش می‌دهند و در اعمال نماز از وی تبعیت می‌کنند. این حالت مشابه حرکت جامعه اسلامی است.
undefinedنماز، یک مرکز شهری
undefinedچنانکه دیدیم «صلاة» با تعریف قرآنی آن، یک «پایگاه» است تا تنها یک «فعالیت». از سوی دیگر عملکرد آن نیز محدود به یک کارکرد خاص نیست و با بسیاری از فعالیت‌های عمومی رایج در زندگی مرتبط است. بنابراین «پایگاه نماز» می‌تواند یک مرکز شهری تلقی شود. مراکز شهری چندعملکردی بوده و محل تجمع و دسترسی همگان هستند. پایگاه نماز، و مسجد که تعین فضایی آن است، نیز در دسترس همگان قرار دارد و علاوه بر پیوند جامعه با خدا، محل رجوع و برآورده شدن نیازها و فعالیت‌های جمعی است. دامنه اثر این پایگاه محدود به اعمال عبادی نیست و به سایر فعالیت‌های شهری نیز سرایت می‌کند، ساختار فعالیت‌های حاکمیتی و مردمی را شکل می‌دهد و موطن تحقق فعالیت‌های متنوع (آموزشی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و...) است. بدین ترتیب، این نهاد و پایگاه دینی در جوهر خود کارکردی شهری دارد و می‌توان آن را یکی از کانون‌ها و مراکز اصلی حیات شهری دانست.
undefinedکلام آخر
undefinedآنچه گفته شد، روزنه‌ای است برای نگاهی نو به نماز؛ نگاهی که آن را از قالب یک وظیفه فردی و گاه حاشیه‌ای، به پایگاهی زنده در دل جامعه و شهر ارتقاء می‌دهد. از این منظر، کم‌رنگ شدن جایگاه نماز نه لزوماً به‌خاطر دور شدن مردم از دین، بلکه از زاویه‌ای، به‌خاطر گسسته شدن پیوند ارگانیک نماز با زندگی روزمره و ساختار شهری ماست. اگر نماز را نه فقط به عنوان یک «عبادت» بلکه به عنوان یک «پایگاه اجتماعی ـ مکانی» در نظر بگیریم، می‌توان آن را به عنوان مرکز فعالیت‌های شهری بازشناسی نمود و از ظرفیت آن برای تنظیم نسبت سایر فعالیت‌ها و عملکردهای شهری بهره برد. در این نگاه، نماز بخشی از سیستم حیاتی شهر است؛ جایی برای تعلیم، تربیت، مدیریت، مشارکت، فرهنگ و سیاست، نه عبادتی که تنها در خلوت خانه برگزار شود. بی‌توجهی به این معنا، موجب شده نماز در حاشیه بماند و اقدامات فرهنگی درباره آن، چندان ثمربخش نباشد. با احیای این تعریف گسترده، نماز شاید بتواند به جایگاه شایسته خود در بطن زندگی مردم بازگردد.

undefinedپایان

undefinedصفحه گفتگو با قرآن | قرآنگفت@ghorangoft_ir

۱۷:۳۷

thumbnail
#لغت_نوشت
undefinedریشه ق.د.ر
undefinedاز اندازه تا قدرت: بررسی معنا و کاربردهای ریشه ق.د.ر بصورت یکجا
undefinedصفحه گفتگو با قرآن | قرآنگفت@ghorangoft_ir

۱۸:۱۲

thumbnail

۱۸:۱۲

thumbnail

۱۸:۱۲

thumbnail

۱۸:۱۲

thumbnail

۱۸:۱۲

thumbnail

۱۸:۱۲

thumbnail

۱۸:۱۲

thumbnail

۱۸:۱۲

thumbnail

۱۸:۱۲

thumbnail
undefined#آیه_نوشت

undefinedيَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ(فتح، ۱۰)

undefinedاین عبارت مشهور قرآنی، قسمتی از آیه ۱۰ سوره فتح است. آنچه با شنیدن این تعبیر معمولاً به ذهن ما خطور می‌کند، برتری قدرت خداوند بر قدرت دشمنان است و این حقیقت، مایه دلگرمی مؤمنانی است که خدا را پشتوانه خود می‌دانند.اما بیایید با هم محتوای آیه و سیاق آن را بررسی کنیم.
undefinedفارغ از مباحث ابتدایی سوره فتح، خداوند از آیه ۸ سوره اینگونه بیان می‌دارد: إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذِيرًا ،‌ لِّتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُعَزِّرُوهُ وَ تُوَقِّرُوهُ وَ تُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا‌. خداوند در این دو آیه با اشاره به نقش‌ها و وظایف پیامبر(ص) و هدف مبعوث کردن ایشان، جایگاه رهبری ایشان را نزد مؤمنین یادآوری می‌کند. پس از این مقدمه، آیه ۱۰ ذکر می‌شود.
undefinedهمانگونه که از ترجمه آیه پیداست، این آیه در امتداد تقویت جایگاه پیامبر(ص) در بین مؤمنین، بیعت آنان با پیامبر(ص) را بیعت با خدا می‌داند و آنگاه برای تأکید بر این موضوع، می‌فرماید: «دست خدا بالای دست آنهاست» و ادامه می دهد که نقض این عهد و وفای به این عهد چه نتیجه‌ای دارد. بنابراین، در سیاق این آیه، بحثی از دشمنان نیست و ضمیر «هم» در ایدیهم به مؤمنان بیعت کننده برمی‌گردد. با این توضیح، برداشت مرسوم که ضمیر «هم» را به دشمنان بر می‌گرداند منتفی است.
undefinedحال بار دیگر بیاندیشیم که معنای «دست خدا بالای دست آنها(بیعت کنندگان) است» به چه معناست؟!چنانکه اشاره شد، جمله يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ، توضیح و بیان دیگری از جمله إِنَّ الَّذينَ يُبايِعونَكَ إِنَّما يُبايِعونَ اللَّهَ است و درحقیقت بیان می‌کند چرا این بیعت، بیعت با خداست. بنابراین فهم این جمله نیاز به تصویر روشن‌تر از «بیعت» دارد. در بیعت، دو طرف دست در دست هم می‌گذارند و با هم هم‌پیمان می‌شوند. خداوند دست دادن مؤمنان با پیامبر(ص) را بیعت با خود می‌داند و برای توضیح این نکته می‌گوید: بدانید که خدا بر بالای دست پیامبر و مؤمنان، دست خویش را قرار داده است تا هم این پیمان را تأیید کند و هم بر یاری خود بر اهل ایمان تعهد دهد؛ چنانکه مثلاً می‌فرماید: كَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ (روم، ۴۷) و یا كَذَٰلِكَ حَقًّا عَلَيْنَا نُنجِ الْمُؤْمِنِينَ (یونس، ۱۰۳).
undefinedبنابراین بطور خلاصه جمله يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ بدین معناست که دست خدا بر بالای دست‌های مؤمنان قرار دارد که با پیامبر(ص) دست بیعت داده‌اند و این یعنی بیعت‌کنندگان با خدا بیعت می‌کنند.
undefinedصفحه گفتگو با قرآن | قرآنگفت@ghorangoft_ir

۱۸:۰۸

undefinedمکتب فاطمی، قرآن و آگاهی عمومی
undefined#خطبه_فدکیه خطابه‌ای است، که دخت نبی اکرم(ص) پس از غصب فَدَک توسط عوامل خلیفه اول، در مسجد النبیّ و در حضور مسلمانان ایراد کرده است. همگی کم و بیش، قسمت‌هایی از آن را شنیده‌ایم؛ اما کم‌تر سیرِ محتوایی این خطبه را دنبال کرده‌ایم. در این نوشته، به دنبال تحلیل همه خطبه نیستیم ولی قصد داریم کلیدی بودن نقش «فهم عمومی قرآن» را در آن بررسی کنیم.
undefinedاولین چیزی که با دیدن متن خطبه، توجه مخاطب را جلب می‌کند کاربرد آیات قرآنی توسط حضرت زهراء(س) است. ایشان بعد از حمد الهی و ذکر نعمت بعثت، امت اسلامی را «پرچمداران امر و نهى خدا، حاملان دین و وحى، امانتداران خدا بر یکدیگر و مبلّغان خدا بسوى امّت‌ها» می خواند و آنان را به قرآن کریم و تعالیم آن و ولایت اهل بیت(ع) توجه می‌دهد. سپس، نَسَب اختصاصی خود به پیامبر(ص) و نقش علی(ع) در پیشبرد هدایت الهی را به مردم یادآوری می‌نماید و پس از اشاره به غصب جایگاه حاکمیت علی(ع)، با پیش کشیدن مسئله فدک، به حاکم جدید اعتراض می‌کند که ظاهراً رویه او در حکمرانی، بر مبنای غیرالهی و غیرقرآنی استوار است. در حقیقت برای حضرت، مسئله فدک مثال و مصداقی است از ناحق بودن حکمِ حاکمان جدید و در نتیجه ناحق بودن اصل حاکمیت آنها.
undefinedابوبکر ادعا می‌کند که گرفتنِ فدک مستند بر شنیده‌ای از پیامبر(ص) است، مبنی بر اینکه: پیامبران ارث بر جای نمی‌گذارند و اختیار ارث مالی آنان بر خلیفه است. حضرت با اشاره به آیات قرآن درباره ارث، وی را توبیخ می‌کند که: مگر می‌شود پیامبر(ص) خلاف قرآن حکم کند؟! در این حال، خلیفه برای رفع اتهام از خود می‌گوید: مردم با من بیعت کردند و من نیز منافع فدک را به نفع عموم مردم و امور حکومت خرج خواهم کرد. در نهایت نیز حضرت زهراء(س) با مشاهده این پافشاری، مجدداً عموم مردم را خطاب قرار می‌دهند که: آیا شما در قرآن تدبر نمی‌کنید تا حقیقت را بفهمید یا قلب‌هایتان قفل زده شده که درک نمی‌کنید؟!
undefinedدر اینجا می‌خواهیم به دو نکته مهم اشاره کنیم که از سیر محتوایی خطبه قابل فهم بوده و از قضا مبنای استدلال حضرت زهرا(س) هستند، اما کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند:
undefinedقرآن معیاری برای ارزیابی خطوط کلی حرکت حاکمیت است.undefinedدر خطبه، تأکید خاصی بر جایگاه قرآن وجود دارد و برای نشان دادن بطلان استدلال حریف، به آیات قرآن استناد می‌شود. همچنین در مقابل استناد قولی غلط به پیامبر(ص)، اینطور استدلال می‌شود که ایشان حرفی خلافِ قرآن نمی‌زند: ما كانَ اَبی رَسُولُ اللَّـهِ عَنْ كِتابِ اللَّـهِ صادِفاً، وَ لا لِاَحْكامِهِ مُخالِفاً، بَلْ كانَ یتْبَعُ اَثَرَهُ، وَ یقْفُو سُوَرَهُ، اَفَتَجْمَعُونَ اِلَی الْغَدْرِ اِعْتِلالاً عَلَیهِ بِالزُّور؟!undefinedاین بیان، یعنی اصول اساسی دین در قرآن است و معیار تشخیص اینکه کسی حق می‌گوید یا نه، کتاب خداست. حتی اگر قولی به پیامبر خدا(ص) نسبت داده شد و خلاف قرآن بود، بی‌تردید دروغ است. بنابراین اگر سمت و سو و رویه حاکم خلاف خط‌مشی‌های قرآنی باشد، نشانه ناحق بودن او بوده و باید مورد اعتراض قرار گیرد. معنای این حرف، ارائه یک دستگاه تشخیصی روشن برای ارزیابی رویّه حاکمان است. البته معیار بودن قرآن در مورد خطوط کلیِ دین است نه جزئیات و فروع که تبیین آن وظیفه رهبر الهی است.
undefinedاین معیار ارزیابی، قابل فهم برای عموم مردم است.undefinedجالب توجه است که مخاطب مراجعه به قرآن و مخاطب توبیخ حضرت(س) عموم مردم هستند، نه فقها و علمای جامعه. عموم مردم دعوت می‌شوند تا برای ارزیابی حاکمان جدید، به قرآن مراجعه کنند و در آن تدبر کنند: مَعاشِرَ الْمُسْلِمینَ! الْمُسْرِعَةِ اِلی قیلِ الْباطِلِ، الْمُغْضِیةِ عَلَی الْفِعْلِ الْقَبیحِ الْخاسِرِ، اَفَلا تَتَدَبَّرُونَ الْقُرْانَ اَمْ عَلی قُلُوبٍ اَقْفالُها؟ لذا ایشان مهاجرین و انصار را بابت سکوت‌شان در قبال این غصب سرزنش می‌کند، علی‌رغم اینکه کتاب خدا در میان آنها حاضر است: فَهَیهاتَ مِنْكُمْ، وَ كَیفَ بِكُمْ، وَ اَنَّی تُؤْفَكُونَ، وَ كِتابُ اللَّـهِ بَینَ اَظْهُرِكُمْ؟! با این توضیح می‌توان دریافت که نه تنها خطوط اصلی و بنیادی حاکمیت در چارچوب قرآن تعریف می‌شود، بلکه این خطوط برای عموم مردم نیز قابل فهم است.
undefinedخلاصه آنکه در مکتب فکری فاطمی، قرآن کریم معیاری عمومی برای آحاد مردم است تا بتوانند بواسطه فهم آن، حق را از باطل تشخیص داده، رهبر غیرالهی را بازشناسند و به یاری رهبر الهی بشتابند. در مکتب فاطمی، عموم مردم تنها به نخبگان جامعه -که ممکن است دچار انحراف بشوند- نگاه نمی‌کنند؛ بلکه خود در حدّ ارزیابی خطوط اصلی و بنیادی، صاحب‌تشخیص‌اند. اینگونه است که با گسترش فهم قرآن در جامعه، هیچ توطئه‌گری نمی‌تواند حرف ناحق را بجای حق جا بزند و حتی آن را به پیامبر(ص) منتسب کند و اینطور اهداف خود را پیش ببرد.undefined<img style=" />undefinedسیدهادی میردهقان
@ghorangoft_ir

۱۶:۰۹

thumbnail
#لغت_نوشت
undefinedریشه ح.ق.ق | قسمت اول

undefinedاز حقیقت تا تحقق

undefined در ادامه سلسله پست‌های لغت نوشت به ریشه ح.ق.ق رسیدیم.با ما همراه باشید...
undefinedصفحه گفتگو با قرآن | قرآنگفت@ghorangoft_ir

۱۷:۵۹

thumbnail
undefined#یادداشت | آیا اعمال خود را در بارش باران مؤثر بدانیم؟
undefinedزمان مطالعه: ۴ دقیقهundefined<img style=" />undefinedتولید: اندیشکده قرآن‌گفت
undefinedاین روزها بارش باران به موضوعی بحث‌برانگیز در فضای عمومی تبدیل شده است. عده‌ای کاهش بارش را نتیجه اموری مثل دروغ‌گویی مسئولان، یا گناه مردم همچون بی‌حجابی و فاصله‌گرفتن از معنویت می‌دانند و گروهی همه‌چیز را به تغییرات اقلیمی و برهم‌خوردن تعادل‌های زیست‌محیطی نسبت می‌دهند. از سوی دیگر نیز برخی بارش‌های مقطعی را حاصل دعا و مراسمات معنوی تلقی می‌کنند و بعضی آن را امری طبیعی می‌انگارند. با این حال، چند پرسش اساسی همچنان مطرح است: undefinedآیا می‌توان پدیده‌ پیچیده‌ای مثل نزول رحمت الهی و بارش باران را به یک علت مشخص و عاملی معین نسبت داد؟ undefinedنسبت واقعی رفتارهای ما با رخدادهای طبیعی از چه سنخی است و چگونه باید آن را فهم کرد تا نه قواعد طبیعت نادیده گرفته شود و نه متن دین به حاشیه رانده شود؟
undefinedاین یادداشت کوشیده است با تأمل در آیات قرآن، نگاهی سنجیده‌تر برای تأمل در این پرسش‌ها مطرح کند.
undefinedمتن کامل یادداشت را در وبگاه اندیشکده قرآنگفت مطالعه کنید.
undefined صفحه گفتگو با قرآن | قرآنگفت@ghorangoft_ir

۸:۰۰

گفتگو با قرآن | ghorangoft
undefined undefined#یادداشت | آیا اعمال خود را در بارش باران مؤثر بدانیم؟ undefinedزمان مطالعه: ۴ دقیقه undefined<img style=" />undefinedتولید: اندیشکده قرآن‌گفت undefinedاین روزها بارش باران به موضوعی بحث‌برانگیز در فضای عمومی تبدیل شده است. عده‌ای کاهش بارش را نتیجه اموری مثل دروغ‌گویی مسئولان، یا گناه مردم همچون بی‌حجابی و فاصله‌گرفتن از معنویت می‌دانند و گروهی همه‌چیز را به تغییرات اقلیمی و برهم‌خوردن تعادل‌های زیست‌محیطی نسبت می‌دهند. از سوی دیگر نیز برخی بارش‌های مقطعی را حاصل دعا و مراسمات معنوی تلقی می‌کنند و بعضی آن را امری طبیعی می‌انگارند. با این حال، چند پرسش اساسی همچنان مطرح است: undefinedآیا می‌توان پدیده‌ پیچیده‌ای مثل نزول رحمت الهی و بارش باران را به یک علت مشخص و عاملی معین نسبت داد؟ undefinedنسبت واقعی رفتارهای ما با رخدادهای طبیعی از چه سنخی است و چگونه باید آن را فهم کرد تا نه قواعد طبیعت نادیده گرفته شود و نه متن دین به حاشیه رانده شود؟ undefinedاین یادداشت کوشیده است با تأمل در آیات قرآن، نگاهی سنجیده‌تر برای تأمل در این پرسش‌ها مطرح کند. undefinedمتن کامل یادداشت را در وبگاه اندیشکده قرآنگفت مطالعه کنید. undefined صفحه گفتگو با قرآن | قرآنگفت @ghorangoft_ir
undefinedآیا اعمال خود را در بارش باران مؤثر بدانیم؟
undefined*دو رویکرد در تحلیل مسئله*undefinedاین روزها مسئله بارندگی به دغدغه‌ای عمومی تبدیل شده است. گروهی بر این تأکید می‌کنند که در تحلیل این مسئله، نباید تنها به توضیح‌های رایج مادی مانند دوره‌های خشکسالی و ترسالی اکتفا کرد؛ اما هنگامی که پای عوامل فرامادی را وسط می‌کشند، معمولاً رابطه‌ای خطی و یک‌به‌یک میان رفتارهایی خاص (مانند گناه/دعا) و پیامدهایی مشخص (مانند کاهش/افزایش بارش) برقرار می‌کنند. این شیوه را رویکرد تجزیه‌ای یا انحلالی (۱) می‌نامیم؛ زیرا سعی می‌کند یک پدیده پیچیده را به عوامل مشخص مجزایی منحل کند.
undefinedبا اینکه نیت این افراد قابل تحسین است، اما غالباً در ارائه تحلیلی قانع‌کننده‌ موفق نیستند؛ شاید چون پاسخ به این سؤال که «دقیقاً چه کرده‌ایم که وضع بارش بد/خوب شده است؟» بشکل مصداقی دشوار است و در یک پدیده پیچیده، بسادگی نمی‌توان اثر نهایی را به یک علت منفرد تقلیل داد.
undefinedاما نگاهی دیگر نیز می‌توان به موضوع داشت. از این منظر مجموعه‌ای درهم‌تنیده از عوامل دست بدست هم داده و نتیجه‌ای پدید می‌آورند که قابل تجزیه و فروکاستن به یک یا چند عامل مشخص نیست. این شیوه را رویکرد برآیندی یا انباشتی (۲) می‌نامیم؛ زیرا از این منظر، برآیند عوامل و انباشت آنها می‌تواند بر افزایش یا کاهش یک پدیده پیچیده چون بارش باران مؤثر باشد، اما تعیین اینکه کدام فعل خاص منشأ کدام پیامد شده، معمولاً ممکن نیست.
undefinedدر این رویکرد سؤالی مهم‌تر مورد توجه است: «مجموعه عملکرد ما باید چه تغییری کند که وضع بارش عوض شود؟»*. شاید پاسخ به این سؤال هم آسان‌تر باشد و هم مؤثرتر. رویکرد تجزیه‌ای ما را به جستجوهای جزئی می‌کشاند و معمولاً نیز نتیجه‌ای روشن ندارد. اما رویکرد برآیندی ضمن توجه دادن به اصل تأثیرگذاری رفتارها، بر اصلاح روند کلی رفتارها تأکید می‌کند.

undefined*منطق قرآن
undefinedمنطق قرآن بیش از آنکه با رویکرد تجزیه‌ای-انحلالی سازگار باشد، به نگاه برآیندی-انباشتی نزدیک است: قرآن معمولاً نمی‌گوید یک عمل خاص اگر انجام یا ترک شود، به صورت خطی و صرفنظر از سایر اعمال، موجب افزایش یا کاهش رزق می‌شود؛ بلکه نشان می‌دهد بهبود عمومیِ وضعیت جامعه و خدایی‌تر شدنش، زمینه‌ساز افزایش رزق آسمانی است. برای مثال در موارد زیر، نزول رزق به یک فعل خاص مرتبط نشده است:
undefinedلَو أَنَّ أَهلَ القُرىٰ آمَنوا وَ اتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَيهِم بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأَرضِ (اعراف، ۹۶) undefinedيا قَومِ استَغفِروا رَبَّكُم ثُمَّ توبوا إِلَيهِ يُرسِلِ السَّماءَ عَلَيكُم مِدرارًا وَيَزِدكُم قُوَّةً إِلىٰ قُوَّتِكُم (هود، ۵۲)undefinedاستَغفِروا رَبَّكُم إِنَّهُ كانَ غَفّارًا، يُرسِلِ السَّماءَ عَلَيكُم مِدرارًا، وَ يُمدِدكُم بِأَموالٍ وَ بَنينَ وَ يَجعَل لَكُم جَنّاتٍ وَ يَجعَل لَكُم أَنهارًا (نوح، ۱۰-۱۲)undefinedلَو أَنَّهُم أَقامُوا التَّوراةَ وَالإِنجيلَ وَما أُنزِلَ إِلَيهِم مِن رَبِّهِم لَأَكَلوا مِن فَوقِهِم وَمِن تَحتِ أَرجُلِهِم (مائده، ۶۶)undefinedضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً ... فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّٰهِ فَأَذَاقَهَا اللّٰهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ (نحل، ۱۱۲)
undefinedالبته در مواردی نیز قرآن عمل خاصی را موجب وقوع عذاب/قطع رزق یا افزایش رزق دانسته است. مانند:
undefinedفَعَقَروها ...] فَأَخَذَهُمُ العَذابُ (شعراء، ۱۵۷-۱۵۸)
undefinedلَقَد عَلِمتُمُ الَّذينَ اعتَدَوا مِنكُم فِي السَّبتِ فَقُلنا لَهُم كونوا قِرَدَةً خاسِئينَ (بقره، ۶۵)

undefinedاما این موارد را نباید با رویکرد تجزیه‌ای فهم کرد، زیرا سیاق آیات نشان می‌دهد آن عمل خاص، حامل انباشتی از اعمال، رفتارها و زمینه‌هاست و در حقیقت نماد و نماینده‌ای از پس‌زمینه خود است. برای مثال، ذبح شتر صالح عملی خاص است که مانند نوک کوه یخ از تکذیب قوم ثمود پدیدار شده است. در حقیقت آن فعل، نقطه پایان یک مجموعه از افعال بوده است، نه آنکه آن عمل مستقلاً اثر خاص داشته است.

undefined*جمع‌بندی*
قرآن همه علل را به چرخه‌های مادی فرونمی‌کاهد، اما در عین حال رابطه جهان طبیعی با علل را به شکل فرمول‌های ریاضی‌وار ساده‌سازی نمی‌کند، بلکه پیامدها را نتیجه شبکه‌ای گسترده و انباشته از عوامل می‌داند. موضوع بارش نیز همینطور است. قرآن دعوتمان می‌کند تا با بهبود کلیِ رفتارها (که یکی از آنها دعاست)، زمینه‌ساز نزول برکات الهی و باران شویم؛ نه آنکه صرفاً به انجام/ترک افعالی خاص اشاره کند تا بواسطه اثر وضعی آن، بارش باران و نزول برکات را کنترل کنیم! بنابراین بهتر است بجای تجزیه و ارجاع صرف این پدیده به علت‌های مصداقی و جزئی، به مجموعه عملکردهای خود توجه کنیم و سعی در اصلاح آن کنیم.

undefinedتبیین استنادات قرآنی و ابعاد بحث در [نسخه تفصیلی

۱. Reductionism۲. Emergence
undefined@ghorangoft_ir

۸:۰۲

گفتگو با قرآن | ghorangoft
undefined #لغت_نوشت undefinedریشه ح.ق.ق | قسمت اول undefinedاز حقیقت تا تحقق undefined در ادامه سلسله پست‌های لغت نوشت به ریشه ح.ق.ق رسیدیم. با ما همراه باشید... undefinedصفحه گفتگو با قرآن | قرآنگفت @ghorangoft_ir
thumbnail
#لغت_نوشت
undefinedریشه ح.ق.ق | قسمت دوم

undefinedمعنای محوری ح‌ق‌ق

undefinedجهت مطالعه قسمت قبل اینجا کلیک کنید.
undefinedصفحه گفتگو با قرآن | قرآنگفت@ghorangoft_ir

۱۷:۵۹

thumbnail
undefined#آیه_نوشت

undefinedوَ كَذلِكَ جَعَلناكُم أُمَّةً وَسَطاً لِتَكونوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ وَ يَكونَ الرَّسولُ عَلَيكُم شَهيدًا(بقره، ۱۴۳)

undefinedاز این آیه مشهور گاه این برداشت می‌شود که مسلمانان امت میان‌رو هستند. یعنی به دور از افراط و تفریط حد اعتدال را نگه می‌دارند. در فضای اجتماعی-سیاسی نیز این آیه معمولاً زمانی به کار می‌رود که گروهی می‌خواهد گروهی دیگر را به تندروی متهم کرده و خود را امت میانه‌رو بداند. اما معنای واقعی امت وسط چیست؟ آیا اگر همیشه بین دو نظر سعی کنیم میانه را انتخاب کنیم (اصطلاحا وسط‌بازی) «امت وسط» هستیم؟
undefinedمشکل برداشت مشهور این است که معنا را مستقل از بافت آیات می‌فهمد و در ادامه برای متصل کردن آن به آیات پیرامونی دچار تکلف می‌شود. در حالی که خود آیه معنی را شرح می‌دهد. در ادامه این را توضیح خواهیم داد.
undefinedمرجع اشاره «كَذلِكَ» چیست؟ کذلک به «تغییر قبله» در آیه پیش اشاره دارد. در آیه ۱۴۲ سفیهانِ از مردم یعنی یهودیان، می‌گویند: «چه شد مسلمانان قبله‌شان را تغییر دادند؟». آیه ۱۴۳ در جهت بیان فلسفه تغییر قبله است و اینکه به موازات تغییر قبله، امت مسلمان چه جایگاهی خواهند یافت.
undefinedتغییر قبله چه چیزی را در مورد مسلمانان نشان می‌دهد؟ بر اساس آیه ۱۴۳ به موازات تغییر قبله، مسلمانان نیز «امت وسط» خواهند بود. با نگاهی به برخی از کاربردهای قرآنی می‌توان فهمید که منظور از وسط بودن در اینجا، یعنی در میانه و مرکز بودن، محوریت و مرجعیت داشتن. به تعبیری امت وسط یعنی امتی مرجع و الگو. از این رو در ادامه می‌فرماید: لِتَكونوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ وَ يَكونَ الرَّسولُ عَلَيكُم شَهيدًا. یعنی شما را امت وسط قرار دادیم تا بر مردم حقایق را گواهی دهید و رسول(ص) نیز بر شما حقایق را گواهی دهد. در حقیقت صحنه‌ای را ترسیم می‌کند که رسول(ص) گواه بر مسلمانان است و آنها با شنیدن ندای وحیانی او، به حقیقت رهنمون می‌شوند و در ادامه خود آنها نیز با رفتار و کردار خود به باقی مردم حقیقت را شهادت می‌دهند. بنابراین، خداوند مسلمانان را به مرجعی برای مردم و الگویی در میانه مردم جهان تبدیل می‌کند تا حقیقت از طریق آنها منتشر شود.
undefinedبرای امت وسط شدن، چه لزومی داشت قبله تغییر کند؟ وقتی قبله مسلمانان همان قبله یهود بود، مسلمانان ادامه یهود به حساب می‌آمدند و همان هویت را داشتند. در این ساختار، یهود مرجع اصیل شناخت دین و شاهد بر مردم بود. اما کسانی باید شاهد بر مردم می‌شدند که خود رسول اکرم (ص) را شهید بر خود می‌گرفتند. اما یهود به جای پیروی از رسول و کمک به پیشبرد دین خدا، راه دشمنی با ایشان را پیش گرفتند. در این سوره قطعی می‌شود که قرار نیست یهود پای کار رسول بیاید و از این رو خداوند با تغییر قبله مرجعیت دینی بر مردم را از بنی‌اسرائیل می‌گیرد و به مسلمانان واگذار می‌کند.
undefinedخلاصه آن که «امت وسط»، نقش مرجعیت، الگو بودن و شهادت بر عموم مردم جهان را به عهده دارد. خداوند با تغییر قبله، نقش گواهی دادن و شهادت به راه حق را از اهل کتاب گرفته و بر دوش امت اسلامی گذاشته است. آنان باید با پیروی از شهادت رسول اکرم، خود شهید و گواه بر مردم باشند.
undefinedمحسن رئیسی
undefinedصفحه گفتگو با قرآن | قرآنگفت@ghorangoft_ir

۱۳:۳۳

undefinedفهرست مطالب منتشره در کانال «قرآنگُفت»:

undefinedیادداشت‌ها:

undefinedبخش اول
#مفهوم_تدبر:undefined استدلال آیه تدبّر در سوره مبارک نساء در پرتوی تحلیل سیاقیundefined مقاله علمی-پژوهشی «تحلیل سیاقی آيه ۸۲ سوره مبارکه نساء با بازنگری در مفاهیم القرآن و اختلاف»
#پیروزی_شکست:undefined طوفان الاقصی، بعثتی فکری و ادراکیundefined متناقض‌نمای پیروزیundefined آیا قطعیت پیروزی به معنای سرعت پیروزی است؟undefined تنش‌زدایی، قاطعیت و یا چیز دیگر؟undefined آیا برای پیروزی، باید به تدابیر طبیعی و دنیایی اتکاء کنیم یا نه؟undefined سبک تحلیل جنگ: عقلانی یا الهی؟undefined آیا نصرت خدا تنها به شکل معجزه‌گون و ماورایی محقق می‌شود؟undefined عرصه‌های استراتژیک در جنگ ایمان و کفرundefined نبرد ایران و اسرائیل، پرده‌ای از قصه طولانی نابودی رژیمundefined پیروزی غیبی یا پیروزی عادی: کدام متعالی‌تر؟undefined شرایط فعلی ما به کربلا منتهی نخواهد شد!undefined منطق عجله و انحرافات تمدنی از منظر قرآنundefined چرا کامیابی جبهه مقاومت به چشم‌مان نمی‌آید؟
#درون_بیرون:undefined غفلت از بیرون: خطایی درون‌سوز (نگاهی میدانی)undefined غفلت از بیرون: خطایی درون‌سوز (نگاهی قرآنی)undefined نقش ایران در جهان پیرامون: الگو یا رهبر؟undefined آیا قرآن توجهات را معطوف به مسائل درونی می‌کند؟undefined منتظر قدرتمند شدن بمانیم؟
#شهرنشینی:undefined از بادیه نشینی تا شهرنشینی در قرآن
#نماز_مسجد:undefined آیا عید فطر در قرآن جایگاهی دارد؟undefined نماز جمعه، نهاد اجتماعی بی‌جایگزینundefined نماز؛ از نیایش فردی تا پایگاه شهری
#مناسک: undefined خانه خدا یا خانه مردم؟!undefined «اربعین» یا «از اربعین تا اربعین»؟
undefined<img style=" />undefinedسایر:undefined قرآن چطور به تفکر ما در مورد مسائل امروز کمک می‌کند؟undefined نقش منطق محاسبه در ساخت جامعه مشارکت‌جوundefined آرامشی خون‌بار؛ رویای یک زندگی لذت‌بخشundefined مکتب فاطمی، قرآن و آگاهی عمومیundefined آیا اعمال خود را در بارش باران مؤثر بدانیم؟
undefinedصفحه گفتگو با قرآن | قرآنگفتble.ir/join/AKX37gUdE3

۱۶:۴۰

گفتگو با قرآن | ghorangoft
undefinedفهرست مطالب منتشره در کانال «قرآنگُفت»: undefinedیادداشت‌ها: undefinedبخش اول #مفهوم_تدبر: undefined استدلال آیه تدبّر در سوره مبارک نساء در پرتوی تحلیل سیاقی undefined مقاله علمی-پژوهشی «تحلیل سیاقی آيه ۸۲ سوره مبارکه نساء با بازنگری در مفاهیم القرآن و اختلاف» #پیروزی_شکست: undefined طوفان الاقصی، بعثتی فکری و ادراکی undefined متناقض‌نمای پیروزی undefined آیا قطعیت پیروزی به معنای سرعت پیروزی است؟ undefined تنش‌زدایی، قاطعیت و یا چیز دیگر؟ undefined آیا برای پیروزی، باید به تدابیر طبیعی و دنیایی اتکاء کنیم یا نه؟ undefined سبک تحلیل جنگ: عقلانی یا الهی؟ undefined آیا نصرت خدا تنها به شکل معجزه‌گون و ماورایی محقق می‌شود؟ undefined عرصه‌های استراتژیک در جنگ ایمان و کفر undefined نبرد ایران و اسرائیل، پرده‌ای از قصه طولانی نابودی رژیم undefined پیروزی غیبی یا پیروزی عادی: کدام متعالی‌تر؟ undefined شرایط فعلی ما به کربلا منتهی نخواهد شد! undefined منطق عجله و انحرافات تمدنی از منظر قرآن undefined چرا کامیابی جبهه مقاومت به چشم‌مان نمی‌آید؟ #درون_بیرون: undefined غفلت از بیرون: خطایی درون‌سوز (نگاهی میدانی) undefined غفلت از بیرون: خطایی درون‌سوز (نگاهی قرآنی) undefined نقش ایران در جهان پیرامون: الگو یا رهبر؟ undefined آیا قرآن توجهات را معطوف به مسائل درونی می‌کند؟ undefined منتظر قدرتمند شدن بمانیم؟ #شهرنشینی: undefined از بادیه نشینی تا شهرنشینی در قرآن #نماز_مسجد: undefined آیا عید فطر در قرآن جایگاهی دارد؟ undefined نماز جمعه، نهاد اجتماعی بی‌جایگزین undefined نماز؛ از نیایش فردی تا پایگاه شهری #مناسک: undefined خانه خدا یا خانه مردم؟! undefined «اربعین» یا «از اربعین تا اربعین»؟ undefined<img style=" />undefinedسایر: undefined قرآن چطور به تفکر ما در مورد مسائل امروز کمک می‌کند؟ undefined نقش منطق محاسبه در ساخت جامعه مشارکت‌جو undefined آرامشی خون‌بار؛ رویای یک زندگی لذت‌بخش undefined مکتب فاطمی، قرآن و آگاهی عمومی undefined آیا اعمال خود را در بارش باران مؤثر بدانیم؟ undefinedصفحه گفتگو با قرآن | قرآنگفت ble.ir/join/AKX37gUdE3

۱۶:۴۰