بله | کانال گفتگو با قرآن | ghorangoft
عکس پروفایل گفتگو با قرآن | ghorangoftگ

گفتگو با قرآن | ghorangoft

۱.۵ هزار عضو
عکس پروفایل گفتگو با قرآن | ghorangoftگ
۱.۵ هزار عضو

گفتگو با قرآن | ghorangoft

🧩برش‌ها و برداشت‌هایی مبتنی بر نگاه تدبری
undefinedهدف ارائه امکان‌هایی برای گفتگو با قرآن بر سر مسائل اجتماعی-انسانی معاصر
undefinedمسئولیت مطالب بر عهده مؤلفان است.
undefinedمکتب فاطمی، قرآن و آگاهی عمومی
undefined#خطبه_فدکیه خطابه‌ای است، که دخت نبی اکرم(ص) پس از غصب فَدَک توسط عوامل خلیفه اول، در مسجد النبیّ و در حضور مسلمانان ایراد کرده است. همگی کم و بیش، قسمت‌هایی از آن را شنیده‌ایم؛ اما کم‌تر سیرِ محتوایی این خطبه را دنبال کرده‌ایم. در این نوشته، به دنبال تحلیل همه خطبه نیستیم ولی قصد داریم کلیدی بودن نقش «فهم عمومی قرآن» را در آن بررسی کنیم.
undefinedاولین چیزی که با دیدن متن خطبه، توجه مخاطب را جلب می‌کند کاربرد آیات قرآنی توسط حضرت زهراء(س) است. ایشان بعد از حمد الهی و ذکر نعمت بعثت، امت اسلامی را «پرچمداران امر و نهى خدا، حاملان دین و وحى، امانتداران خدا بر یکدیگر و مبلّغان خدا بسوى امّت‌ها» می خواند و آنان را به قرآن کریم و تعالیم آن و ولایت اهل بیت(ع) توجه می‌دهد. سپس، نَسَب اختصاصی خود به پیامبر(ص) و نقش علی(ع) در پیشبرد هدایت الهی را به مردم یادآوری می‌نماید و پس از اشاره به غصب جایگاه حاکمیت علی(ع)، با پیش کشیدن مسئله فدک، به حاکم جدید اعتراض می‌کند که ظاهراً رویه او در حکمرانی، بر مبنای غیرالهی و غیرقرآنی استوار است. در حقیقت برای حضرت، مسئله فدک مثال و مصداقی است از ناحق بودن حکمِ حاکمان جدید و در نتیجه ناحق بودن اصل حاکمیت آنها.
undefinedابوبکر ادعا می‌کند که گرفتنِ فدک مستند بر شنیده‌ای از پیامبر(ص) است، مبنی بر اینکه: پیامبران ارث بر جای نمی‌گذارند و اختیار ارث مالی آنان بر خلیفه است. حضرت با اشاره به آیات قرآن درباره ارث، وی را توبیخ می‌کند که: مگر می‌شود پیامبر(ص) خلاف قرآن حکم کند؟! در این حال، خلیفه برای رفع اتهام از خود می‌گوید: مردم با من بیعت کردند و من نیز منافع فدک را به نفع عموم مردم و امور حکومت خرج خواهم کرد. در نهایت نیز حضرت زهراء(س) با مشاهده این پافشاری، مجدداً عموم مردم را خطاب قرار می‌دهند که: آیا شما در قرآن تدبر نمی‌کنید تا حقیقت را بفهمید یا قلب‌هایتان قفل زده شده که درک نمی‌کنید؟!
undefinedدر اینجا می‌خواهیم به دو نکته مهم اشاره کنیم که از سیر محتوایی خطبه قابل فهم بوده و از قضا مبنای استدلال حضرت زهرا(س) هستند، اما کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند:
undefinedقرآن معیاری برای ارزیابی خطوط کلی حرکت حاکمیت است.undefinedدر خطبه، تأکید خاصی بر جایگاه قرآن وجود دارد و برای نشان دادن بطلان استدلال حریف، به آیات قرآن استناد می‌شود. همچنین در مقابل استناد قولی غلط به پیامبر(ص)، اینطور استدلال می‌شود که ایشان حرفی خلافِ قرآن نمی‌زند: ما كانَ اَبی رَسُولُ اللَّـهِ عَنْ كِتابِ اللَّـهِ صادِفاً، وَ لا لِاَحْكامِهِ مُخالِفاً، بَلْ كانَ یتْبَعُ اَثَرَهُ، وَ یقْفُو سُوَرَهُ، اَفَتَجْمَعُونَ اِلَی الْغَدْرِ اِعْتِلالاً عَلَیهِ بِالزُّور؟!undefinedاین بیان، یعنی اصول اساسی دین در قرآن است و معیار تشخیص اینکه کسی حق می‌گوید یا نه، کتاب خداست. حتی اگر قولی به پیامبر خدا(ص) نسبت داده شد و خلاف قرآن بود، بی‌تردید دروغ است. بنابراین اگر سمت و سو و رویه حاکم خلاف خط‌مشی‌های قرآنی باشد، نشانه ناحق بودن او بوده و باید مورد اعتراض قرار گیرد. معنای این حرف، ارائه یک دستگاه تشخیصی روشن برای ارزیابی رویّه حاکمان است. البته معیار بودن قرآن در مورد خطوط کلیِ دین است نه جزئیات و فروع که تبیین آن وظیفه رهبر الهی است.
undefinedاین معیار ارزیابی، قابل فهم برای عموم مردم است.undefinedجالب توجه است که مخاطب مراجعه به قرآن و مخاطب توبیخ حضرت(س) عموم مردم هستند، نه فقها و علمای جامعه. عموم مردم دعوت می‌شوند تا برای ارزیابی حاکمان جدید، به قرآن مراجعه کنند و در آن تدبر کنند: مَعاشِرَ الْمُسْلِمینَ! الْمُسْرِعَةِ اِلی قیلِ الْباطِلِ، الْمُغْضِیةِ عَلَی الْفِعْلِ الْقَبیحِ الْخاسِرِ، اَفَلا تَتَدَبَّرُونَ الْقُرْانَ اَمْ عَلی قُلُوبٍ اَقْفالُها؟ لذا ایشان مهاجرین و انصار را بابت سکوت‌شان در قبال این غصب سرزنش می‌کند، علی‌رغم اینکه کتاب خدا در میان آنها حاضر است: فَهَیهاتَ مِنْكُمْ، وَ كَیفَ بِكُمْ، وَ اَنَّی تُؤْفَكُونَ، وَ كِتابُ اللَّـهِ بَینَ اَظْهُرِكُمْ؟! با این توضیح می‌توان دریافت که نه تنها خطوط اصلی و بنیادی حاکمیت در چارچوب قرآن تعریف می‌شود، بلکه این خطوط برای عموم مردم نیز قابل فهم است.
undefinedخلاصه آنکه در مکتب فکری فاطمی، قرآن کریم معیاری عمومی برای آحاد مردم است تا بتوانند بواسطه فهم آن، حق را از باطل تشخیص داده، رهبر غیرالهی را بازشناسند و به یاری رهبر الهی بشتابند. در مکتب فاطمی، عموم مردم تنها به نخبگان جامعه -که ممکن است دچار انحراف بشوند- نگاه نمی‌کنند؛ بلکه خود در حدّ ارزیابی خطوط اصلی و بنیادی، صاحب‌تشخیص‌اند. اینگونه است که با گسترش فهم قرآن در جامعه، هیچ توطئه‌گری نمی‌تواند حرف ناحق را بجای حق جا بزند و حتی آن را به پیامبر(ص) منتسب کند و اینطور اهداف خود را پیش ببرد.undefined<img style=" />undefinedسیدهادی میردهقان
@ghorangoft_ir

۱۶:۰۹