گفتگوهای کانونی
درباره کانون.pdf
عاقبت انتقاد در کانون چیست؟ (۲)
متن گذشته، پیرو برخی انتقادات از سوی یکی از اعضای هیات امنا و شکلگیری یک ایده برای راهاندازی کرسیهای آزاداندیشی پیرامون مسائل کانون شکل گرفت. در حقیقت، این نوشته و گفتگوهای بعد از آن، نمونه اولیه و اجرای پایلوت چیزی بود که شاید منجر به شکلگیری بستری برای گفتگو حول مسائل کانون میشد.
این را گفتم که بدانیم چنین متنی بدون پیشینه نگاشته نشده و قرار بوده بعد از تولید آن فرآیندی طی شود و چه بسا مسیر جدیدی در کانون برای تبادل نظر پایهگذاری شود.
اما خود این متن در واقعیت اولین قربانی چنین ایدهای شد. در جلسه چندساعتهای که محتواهای پیشنهادی درون این نوشته بررسی شد، دقیقا هیچ یک از منظورهای اصلی مندرج در متن مورد پذیرش قرار نگرفت و حتی یک اقدام اصلاحی در کانون مبتنی بر این نوشته طراحی نشد.
با بررسی این مورد و موارد مشابه آن، چند منشأ اساسی برای این نحوه مواجهه میتوان برشمرد:
- دوستان کانون به جای اینکه به استقبال گفتگو (نه نقد!) بروند، فعالانه برایش برنامهریزی کنند و از مزایای آن برای حرکت رو به رشد مجموعه استفاده کنند، آن را صرفا پدیدهای وقتگیر و مانعی برای کار کردن میدانند. این چیزی است که شاید در کلام نگویند اما در عمل حتما پیاده میکنند.
- این نحوه برخورد ناشی از عدم شناخت دقیق کانون به عنوان یک تشکیلات نیروساز است. به دلایل متعددی که نیاز به مجال دیگری دارد، در تشکیلاتی که مشغول ساختن آدم به مثابه نیرو است، نقش قالبهایی مثل گفتگو، تواصی و مرابطه بسیار محوری و اساسی است. این چیزی است که در حال کانون شدیداً مغفول است.
- کانون به جای آن که از موضع آرامش و اقتدار، خودش زمینه چنین فرآیندی را مهیا کند، از موضع عصبی و بیحوصلگی با نقد و گفتگو مواجه میشود. در برابر نقد حالت همدلانه ندارد و گارد دفاعی میگیرد. خودش را نیازمند شنیدن نمیداند و از موضع عقل کل با مسائل روبرو میشود.
- بگذارید کار کنیم، راه حل بدهید، طرح شما چیست و عباراتی از این قبیل هم همگی موید این است که کانون ترجیح میدهد در برابر گفتگو نقش منفعل بگیرد نه فعال. مجموعه اگر قائل به وجود مشکل است خودش باید اولین طالب گفتگو و راهحل باشد نه اینکه وقتی مشکلی به او گزارش میشود با حالت عصبی گارد دفاعی بگیرد و بگوید راهکار تو چیست؟ ما هنوز نمیدانیم که گفتگو ابزار رشد تشکیلات است نه صرفا وسیلهای برای خلع سلاح منتقدان! اگر اینطور نگاه کردیم حتما طور دیگری عمل خواهیم کرد.
- و متاسفانه متاسفانه متاسفانه عموم نقدها در چند سال اخیر با یک مزیت به دست آمده در این سالها یعنی «ارتباط و نقشآفرینی حاج آقا» تاخت زده میشود. دوستان تصور میکنند و بر زبان میآورند که این مزیت آن چنان بزرگ است که هر نقدی در برابر آن کوچک است. همین دیدگاه باعث شده تا مخالفان نحوه کنشگری فعلی روحانی کانون، افرادی تصور شوند که قصد نابودی مجموعه را دارند و باید با نهایت شدت و غلظت مقابل نیت شوم آنها ایستادگی کنند.
مستقل از نقدها، کانون نیاز به گفتگو دارد، نه برای پاسخ به منتقدین یا امثال آن، حتی برای اینکه ایده خودش را به بدنه خودش منتقل کند.
متن گذشته، پیرو برخی انتقادات از سوی یکی از اعضای هیات امنا و شکلگیری یک ایده برای راهاندازی کرسیهای آزاداندیشی پیرامون مسائل کانون شکل گرفت. در حقیقت، این نوشته و گفتگوهای بعد از آن، نمونه اولیه و اجرای پایلوت چیزی بود که شاید منجر به شکلگیری بستری برای گفتگو حول مسائل کانون میشد.
این را گفتم که بدانیم چنین متنی بدون پیشینه نگاشته نشده و قرار بوده بعد از تولید آن فرآیندی طی شود و چه بسا مسیر جدیدی در کانون برای تبادل نظر پایهگذاری شود.
اما خود این متن در واقعیت اولین قربانی چنین ایدهای شد. در جلسه چندساعتهای که محتواهای پیشنهادی درون این نوشته بررسی شد، دقیقا هیچ یک از منظورهای اصلی مندرج در متن مورد پذیرش قرار نگرفت و حتی یک اقدام اصلاحی در کانون مبتنی بر این نوشته طراحی نشد.
با بررسی این مورد و موارد مشابه آن، چند منشأ اساسی برای این نحوه مواجهه میتوان برشمرد:
- دوستان کانون به جای اینکه به استقبال گفتگو (نه نقد!) بروند، فعالانه برایش برنامهریزی کنند و از مزایای آن برای حرکت رو به رشد مجموعه استفاده کنند، آن را صرفا پدیدهای وقتگیر و مانعی برای کار کردن میدانند. این چیزی است که شاید در کلام نگویند اما در عمل حتما پیاده میکنند.
- این نحوه برخورد ناشی از عدم شناخت دقیق کانون به عنوان یک تشکیلات نیروساز است. به دلایل متعددی که نیاز به مجال دیگری دارد، در تشکیلاتی که مشغول ساختن آدم به مثابه نیرو است، نقش قالبهایی مثل گفتگو، تواصی و مرابطه بسیار محوری و اساسی است. این چیزی است که در حال کانون شدیداً مغفول است.
- کانون به جای آن که از موضع آرامش و اقتدار، خودش زمینه چنین فرآیندی را مهیا کند، از موضع عصبی و بیحوصلگی با نقد و گفتگو مواجه میشود. در برابر نقد حالت همدلانه ندارد و گارد دفاعی میگیرد. خودش را نیازمند شنیدن نمیداند و از موضع عقل کل با مسائل روبرو میشود.
- بگذارید کار کنیم، راه حل بدهید، طرح شما چیست و عباراتی از این قبیل هم همگی موید این است که کانون ترجیح میدهد در برابر گفتگو نقش منفعل بگیرد نه فعال. مجموعه اگر قائل به وجود مشکل است خودش باید اولین طالب گفتگو و راهحل باشد نه اینکه وقتی مشکلی به او گزارش میشود با حالت عصبی گارد دفاعی بگیرد و بگوید راهکار تو چیست؟ ما هنوز نمیدانیم که گفتگو ابزار رشد تشکیلات است نه صرفا وسیلهای برای خلع سلاح منتقدان! اگر اینطور نگاه کردیم حتما طور دیگری عمل خواهیم کرد.
- و متاسفانه متاسفانه متاسفانه عموم نقدها در چند سال اخیر با یک مزیت به دست آمده در این سالها یعنی «ارتباط و نقشآفرینی حاج آقا» تاخت زده میشود. دوستان تصور میکنند و بر زبان میآورند که این مزیت آن چنان بزرگ است که هر نقدی در برابر آن کوچک است. همین دیدگاه باعث شده تا مخالفان نحوه کنشگری فعلی روحانی کانون، افرادی تصور شوند که قصد نابودی مجموعه را دارند و باید با نهایت شدت و غلظت مقابل نیت شوم آنها ایستادگی کنند.
مستقل از نقدها، کانون نیاز به گفتگو دارد، نه برای پاسخ به منتقدین یا امثال آن، حتی برای اینکه ایده خودش را به بدنه خودش منتقل کند.
۷۷۶
۱۴:۰۶