نوجوان سفیر
۷:۲۱
۷:۲۱
۷:۲۱
روایتگران نوجوانسیاست پژوهان نوجوان
۷:۲۲
۷:۲۲
۷:۲۲
۷:۲۲
من فکر میکنم روز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها را نباید فاطمیه نامید، باید علویه گفت. آنکه شهید شد علی علیه السلام بود. آنکه شبانه تشییع شد و در سکوت به خاک نشست علی علیه السلام بود. مگر میشود علی علیه السلام فاطمه اش را غسل داده باشد و زنده مانده باشد، مگر میشود او را کفن کرده و در قبر گذاشته باشد و جان نداده باشد. روضه فاطمیه روضه غربت علی علیه السلام است. مرد غیرت و شجاعت، مرد ایستادگی در مقابل همه ی کفر، همان که تمام اسلام در مقابل عمر بن عبدود و درب خیبر و.. بود، همان که عاشق و دلباخته ی زهرا سلام الله علیها بود ، همانکه در تمام عمر کاری نکرد که حتی زهرا سلام الله علیها ناراحت شود، میشود آن شب زنده مانده باشد؟ .راستش را بخواهید امروز دنبال این بودم یکی روضه آقا امیرالمومنین علیه السلام را بخواند، آخر سر دیدم روضه را باید خودم بخوانم، آن هم نه در جمع، بلکه در گوشه خانه، در تنهایی ، بانی مجلس هم حضرت زهرا سلام الله علیهاست که برای علی اش جان داد ، زهرا ست که با همه وجود برای ولی اش ، همسرش ، پدر امت اسلام ایستاد و یک تنه جهاد کرد و به میدان آمد..نمی دانم تاریخ اصلا احساس دارد یا نه. اگر دارد چطور توانسته این همه سال مصیبت شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها را در دلش تحمل کند ؟! من که فکر میکنم شب شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها هم مانند شب عاشورا باید برای آرامش قلب مبارک امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف صدقه داد. غم و غصه آقا امیرالمومنین علیه السلام و همسرش ، پاره تن رسول خدا ، سرور زنان بهشت حضرت زهرا سلام الله علیها ، چیزی نیست که بشود به این راحتی تحمل کرد. .سخنرانی ها و خطبه هایش در مسجد زبانزد بود ، دل های مرده را با روایت هایش زنده می کرد . نه فقط با بیانش که با بیت الاحزانش ، با شهادتش ، با مزارش با مجاهدت و ایستادگی هایش راوی تاریخ شد. مادر روایت راه خدا و راه ولایت بود. فاطمه سلام الله علیها مجاهد و سردار بود. همه ی عمر، هم در میدان تربیت فرماندهان گام دومی ، هم در میدان تبلیغ و تبیین اسلام ناب محمدی مجاهدانه در صحنه و میدان بود. فاطمه زهرا سلام الله علیها فقط فاطمه نبود، بلکه خود رسول الله بود، خود خدیجه کبری بود، خود علی بن ابی طالب بود ، خود حسنین و زینبین بود. فاطمه زهرا سلام الله علیها همه ی اسلام بود.همه ی اسلام...
راوی اسلام ...
راوی ولایت ...
حامد تقدیریروز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها سوم آذرماه ۱۴۰۴@hamedtaghdiri
راوی اسلام ...
راوی ولایت ...
۱۶:۰۶
با چهره آفتاب سوخته و معصومش جلو آمد. برای میناب نبود. از روستای دور افتاده آمده بود و در مدرسه صدرا ثبت نام کرده بود. دغدغه تحول در کشور و مدارس را داشت. حرف های بزرگی می زد. خودش را کم نگرفته بود. .اهل خوسف بود.بیرجند را به زور دیده بود. پای کار دختران حاج قاسم که ایستاد، دختران زیادی را با خودش همراه کرد. حالا میشه گفت یک لشگر از دختران فرمانده ی میدان های سخت را رهبری میکند..در مدرسه صدرا زرین شهر که ثبت نام کرده بود، فکر نمی کرد باید جهانی فکر کند، فکر نمی کرد باید پای دغدغه های انقلاب اسلامی بایستد. حالا هم طلبه شده و هم روسیه و عمان و عرصه ی بین الملل رو تجربه کرده و برای گسترش گفتمان انقلاب اسلامی در جهان برنامه ریزی می کند..این ها بخشی از حکایت های دختران و پسران مدارس صدرا و فعالیت های نوجوانی ما در سازمان تبلیغات اسلامی در طول نزدیک به هشت سال گذشته بود. تلاش کردیم مدارس صدرا با همه ی بی پولی ها و بی بودجه بودن ها، دولتی بماند، عدالت آموزشی و تربیتی را برای بچه های انقلاب اسلامی رقم بزنیم، نوآوری در آموزش و فعالیت های فرهنگی داشته باشیم و جهانی فکر کنیم..دغدغه ما تربیت نوجوان و جوان در میدان انقلاب اسلامی بود. مسئله های انقلاب را به مدارس آوردیم، بچه ها را با ساختار ها و مسائل آشنا کردیم، نگاه جهانی و بین المللی را در دل بچه های انقلاب اسلامی کاشتیم و حالا ذوق تک تک این ۲۱۰۰۰ دانش آموز مدارس صدرا و ۱۲۰۰۰۰ دختر حاج قاسم و ۳۸۰۰۰ آقا پسر نوآوینی و... را داریم.راستش خیلی از بچه های مدرسه های ما، اتاق شخصی ندارند، حتی بعضی اگر کمک شان نشود پول مدرسه آمدن هم ندارند، اما فهم و دغدغه ی بسیاری برای انقلاب اسلامی دارند. من یقین دارم مدیران آینده انقلاب اسلامی هستند. و ما تلاش کردیم عرصه ها را برای بچه های انقلاب اسلامی باز کنیم..در این نزدیک به هشت سال خدمتگزاری من در مدارس صدرا و عملیات های نوجوانی سازمان تبلیغات، انگار در بهشت زندگی می کردم و بی نهایت خداوند را شاکرم.از حاج آقای قمی که در شروع فعالیت به جوان ۳۲ ساله اعتماد کرد و مدیریت ۱۵۰ مدرسه را واگذار کرد بسیار ممنونم و خوشحالم که امروز ۲۰۰ شعبه مدارس صدرا را به برادر خوبم حاج آقای مبینی و عملیات های نوجوانی را به برادر عزیزم حاج آقای آریاکیش واگذار کردم. .از همه ی مدیران، نوجوانان، دانش آموزان و سروران بابت قصور ها حلالیت می طلبم.
حامد تقدیری۱۱ آذرماه ۱۴۰۴ ، قم المقدسه@hamedtaghdiri
۱۶:۳۷
۱۶:۳۷
۱۶:۳۷
۱۶:۳۷
حوزه های علمیه خواهران#بخش_اول.دستش را سر کلاس بالا برد و سوال کرد ، استاد ببخشید این مباحث به چه درد ما می خورد ؟! .این سوال را سر کلاس های دانشگاه هم شنیده بودم، اما انگار دانشجویان برای خودشان جا انداخته بودند که باید واحد ها پاس شده و مدرک گرفته شود. اینکه به چه دردی می خورد، دیگر خیلی مهم نبود. اما اینجا سر کلاس مدرسه علمیه خواهران ، که همه با دغدغه ای آمده بودند وضعیت متفاوت بود. .وقتی دیدم سوال عمومی است، سوال را تبدیل به سوال کلاسی کردم و گفتم بگذارید من سوال کنم ، برای چی وارد حوزه علمیه شدید ؟ انتظارتون از حوزه چه بود؟.آموزشیکی گفت: ما فکر می کردیم وارد حوزه می شویم و دروسی را می خوانیم که سوالات فکری و کلامی مان را پاسخ می گیریم و با احکام و مناسک بهتر آشنا میشیم. دیگری گفت: نه تنها خودمان می فهمیم که وظیفه مان در دنیا چیست، بلکه مطالب و روش های انتقال این معارف خوب به دیگر بانوان را هم یاد می گیریم. ناقد همیشگی کلاس گفت: انگار ما هم فقط واحد پاس میکنیم. این محتوا نظام فکری ما را شکل نمی دهد و آخرش نمی توانیم خیلی سوالات خودمان را جواب دهیم چه برسد در مسجد محل، هیئت خانوادگی یا فعالیت های اجتماعی پاسخگوی دیگر بانوان باشیم. فعال کلاس گفت: همین کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی و کتابهای دیگر مقام معظم رهبری، کتاب های شهید مطهری و کتابهای آموزشی روشی ، یا خوانده و معرفی نمی شوند یا اگر هم باشند، جزو دروس جنبی است. .تبلیغوارد موضوع تبلیغ که شدم، انگار اتفاق نظر داشتند. حرف هایشان را جمع کردم و روی تخته نوشتم، آمده بودم مبلغ بشوم*.
یکی از عقب کلاس گفت: راستش همه ی دغدغه ما این بود که بیاییم و مبلغ بشویم. ما می خواستیم خودمان را وقف اسلام کنیم. وارد حوزه علمیه شدیم که گام به گام ما را وارد میدان های تبلیغی کنند و یاد بگیریم چطور باید در محله، مسجد، مدرسه، مجموعه های مختلف اجتماعی، عرصه ی بین الملل و.. تبلیغ کنیم. می گفت : الان ما الزام و تجربه تبلیغی زیادی نداریم. اگر هم هست، بعضی از ما خودشان کاری کردند. ما روش پاسخگویی به سوالات شرعی و مشاوره را یاد نگرفتیم. ما روش های مختلف کلاس داری و فعالیت در بین دانش آموزان برای انتقال زیبایی های معارف را خوب نیاموختیم.
اینجا که رسید، صدا ها بلند شد. یکی گفت: اینقدر دروس زیاد است و آموزش اصل است که هیچ فرصتی برای تبلیغ نیست ، اگر هم تبلیغ بروی آموزش مدرسه واحدت را حذف می کند، بگذریم که دروس تبلیغ هم فرعی است و اهمیت دروس اصلی را ندارد، دیگری گفت: ما حتما برای عرصه بین الملل هم حرف داریم اما کجا می توانیم این دغدغه مان را رشد دهیم؟! چطور با عرصه ی بین الملل و روش های تبلیغی در آن آشنا شویم و چگونه حضور در کشور های مختلف را تجربه کنیم؟! اگر شما به ما گفتید فیلم *کابرینی «۱» را ببینیم ، من می گویم هر کدام از ما ده برابر بهتر از کابرینی می توانیم عمل کنیم اما چطور اینها را بیاموزیم ؟!طلبه دیگری گفت: من می خواستم در مسیر آقا رسول الله طبیب دوار بطبه بشوم اما هنوز یک تجربه تبلیغی هم ندارم و باز دارم واحد ها را پاس می کنم. .ادامه دارد.۱. فیلم کابرینی (cabrini)https://www.aparat.com/v/nzx78pd
بخش اول
حامد تقدیری @hamedtaghdiri
یکی از عقب کلاس گفت: راستش همه ی دغدغه ما این بود که بیاییم و مبلغ بشویم. ما می خواستیم خودمان را وقف اسلام کنیم. وارد حوزه علمیه شدیم که گام به گام ما را وارد میدان های تبلیغی کنند و یاد بگیریم چطور باید در محله، مسجد، مدرسه، مجموعه های مختلف اجتماعی، عرصه ی بین الملل و.. تبلیغ کنیم. می گفت : الان ما الزام و تجربه تبلیغی زیادی نداریم. اگر هم هست، بعضی از ما خودشان کاری کردند. ما روش پاسخگویی به سوالات شرعی و مشاوره را یاد نگرفتیم. ما روش های مختلف کلاس داری و فعالیت در بین دانش آموزان برای انتقال زیبایی های معارف را خوب نیاموختیم.
اینجا که رسید، صدا ها بلند شد. یکی گفت: اینقدر دروس زیاد است و آموزش اصل است که هیچ فرصتی برای تبلیغ نیست ، اگر هم تبلیغ بروی آموزش مدرسه واحدت را حذف می کند، بگذریم که دروس تبلیغ هم فرعی است و اهمیت دروس اصلی را ندارد، دیگری گفت: ما حتما برای عرصه بین الملل هم حرف داریم اما کجا می توانیم این دغدغه مان را رشد دهیم؟! چطور با عرصه ی بین الملل و روش های تبلیغی در آن آشنا شویم و چگونه حضور در کشور های مختلف را تجربه کنیم؟! اگر شما به ما گفتید فیلم *کابرینی «۱» را ببینیم ، من می گویم هر کدام از ما ده برابر بهتر از کابرینی می توانیم عمل کنیم اما چطور اینها را بیاموزیم ؟!طلبه دیگری گفت: من می خواستم در مسیر آقا رسول الله طبیب دوار بطبه بشوم اما هنوز یک تجربه تبلیغی هم ندارم و باز دارم واحد ها را پاس می کنم. .ادامه دارد.۱. فیلم کابرینی (cabrini)https://www.aparat.com/v/nzx78pd
بخش اول
۴:۲۴
حوزه های علمیه خواهران#بخش_دوم. مدیریت، واحد های درسی، استاد کلاسوارد اشکالات دیگر که شدیم، آه از نهاد شان بلند بود. می دانستم خیلی از این اشکالات ، بیشترش در دانشگاه هم هست که با دغدغه و نیاز دانشجو ها همراه نیست، اما اینجا حوزه علمیه است. حوزه ای که دغدغه در آن همیشه زنده است. می گفتند: مدیر باید مربی باشد. مدیر طلبه را تربیت میکند اما گاهی مدیر ساختاری و ابلاغ محور میشود. می گفتند: واحد های درسی اگر هم توسط بانوان طراحی شده باشد، به شرایط و ویژگی های بانوان توجهی نکرده، انگار هیچ نگاهی به مشکلات بانوان در خانواده و وظایف زن و مادر بودنش نداشته است. واحد های درسی ، آموزش محور است و نه مهارت محور و رشد محور و جای وظایف دیگر مانند تبلیغ ، اخلاق و سیاست و فعالیت های اجتماعی کمتر دیده شده است. می گفتند: وقتی این همه سال حوزه های علمیه خواهران تأسیس شده است چرا باید هنوز در مقدمات و سطوح استاد مرد داشته باشیم ؟ طبیعتا وقتی استاد مرد میشود ، مجبور میشود فقط تدریس کند و کلاس را آموزش محور پیش ببرد و دیگر استاد ، «ولی امر» طلاب ، که نقش تربیتی و رشدی برای آنها داشته باشد و گام به گام در میدان های مختلف در کنار ایشان باشد و آنها را رشد دهد، ندارد. .نسبت با انقلاب اسلامی و کشورمی گفتند: این فقط مشکل مدارس علمیه نیست، دانشگاه ها هم انگار دیوار بزرگی دور خودشان کشیده اند و به مسائل کشور و ساختارهای آن کاری ندارند. یکی گفت: وقتی ما ساختار و وظایف وزارت خانه و دستگاه های حاکمیتی کشور را نمیشناسیم ، مسائل آنها را هم نمیشناسیم و برای حل آن فکر نمی کنیم و قدمی بر نمی داریم. اصلا همین سازمان تبلیغات اسلامی وظیفه و نقشش چیست؟ مسائلش و کارهایی که می خواهد انجام دهد کدام است؟ فرقش با دفتر تبلیغات اسلامی و شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی چیست؟ ما در همین موضوع حجاب سراغ کدامیک از اینها باید برویم؟ اصلا سراغ اینها برویم یا سراغ دستگاه های دیگر باید برویم ؟! ما هیچ کاری به این ها نداریم و نهایتا مسئولی از این مجموعه ها برای سخنرانی دعوت شده است. یکی گفت: کاش روی در هر کلاس اسم یکی از مسئله های کشور نوشته شده بود، مثلا کلاس وزارت خارجه و دیپلماسی عمومی، کلاس اقتصاد و فعالیت زنان ، کلاس آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت و...این ایده را که دادند ، از همه شان تشکر کردم. گفتند چقدر خوب در همین کلاس ساده دارید یک حوزه علمیه مجاهد پرور ، انقلابی و پای کار را طراحی می کنید. پس بسم الله بگید و ادامه بدید. .
اوایل انقلاب فقط مکتب علی و مکتب توحید، با تعداد محدودی طلبه خواهر بود. امام خمینی ره به لشگر پر برکت بانوان اعتقاد داشت. انقلاب اسلامی را ثمره ی مجاهدت های ایشان می دانست. مقام معظم رهبری هم نقش موثر بانوان را در نگاه و دل های ما کاشت. زنان را فقط در همایش های روز مادر نمی دیدند، بلکه آنها را فرماندهان جامعه سازی و رشد معنوی و فکری انقلاب اسلامی می دانستند و تا می توانستند از عرصه بانوان، دانشگاه های بانوان، حوزه های علمیه خواهران، جامعه الزهرا سلام الله علیها و .. حمایت کردند. همین حمایت ها بود که بزرگ ترین دانشگاه آموزشی اختصاصی زنان در جهان، جامعه الزهرا سلام الله علیها شد و بزرگ ترین و گسترده ترین مجموعه ی شبکه ای آموزش عالی اختصاصی بانوان در جهان، مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران شد. و حالا چشم بیدار مستضعفان جهان ، دل بی قرار دختران نوجوان ، روح عدالت خواه بانوان جوان ، تشنه ی زیبایی های معارف دین و انقلاب اسلامی است. همان معارفی که اساتید ما نشان ما دادند و ما بی قرار شدیم و زندگی را جور دیگر فهم کردیم. حال این لشگر بیش از پنجاه هزار طلبه خواهر در حال تحصیل در بیش از چهارصد و پنجاه مدرسه علمیه ، و هزاران بانوی دانش آموخته حوزه های علمیه، می تواند جهان را تکان دهد. می تواند با دیپلماسی بانوان روایتگر مظلومیت مردم غزه و مقاومت باشد. می تواند مبلغ محله ها و مدرسه ها و خانه های انقلاب اسلامی در جهان باشد. .مکتب علی علیه السلام ، ایجاد جامعه زهرا یی است. جامعه ای که با دختران فاطمه زهرا سلام الله علیها ساخته میشود..میلاد با سعادت حضرت زهرا سلام الله علیها مبارک.
حامد تقدیری۲۰ آذر ۱۴۰۴@hamedtaghdiri
اوایل انقلاب فقط مکتب علی و مکتب توحید، با تعداد محدودی طلبه خواهر بود. امام خمینی ره به لشگر پر برکت بانوان اعتقاد داشت. انقلاب اسلامی را ثمره ی مجاهدت های ایشان می دانست. مقام معظم رهبری هم نقش موثر بانوان را در نگاه و دل های ما کاشت. زنان را فقط در همایش های روز مادر نمی دیدند، بلکه آنها را فرماندهان جامعه سازی و رشد معنوی و فکری انقلاب اسلامی می دانستند و تا می توانستند از عرصه بانوان، دانشگاه های بانوان، حوزه های علمیه خواهران، جامعه الزهرا سلام الله علیها و .. حمایت کردند. همین حمایت ها بود که بزرگ ترین دانشگاه آموزشی اختصاصی زنان در جهان، جامعه الزهرا سلام الله علیها شد و بزرگ ترین و گسترده ترین مجموعه ی شبکه ای آموزش عالی اختصاصی بانوان در جهان، مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران شد. و حالا چشم بیدار مستضعفان جهان ، دل بی قرار دختران نوجوان ، روح عدالت خواه بانوان جوان ، تشنه ی زیبایی های معارف دین و انقلاب اسلامی است. همان معارفی که اساتید ما نشان ما دادند و ما بی قرار شدیم و زندگی را جور دیگر فهم کردیم. حال این لشگر بیش از پنجاه هزار طلبه خواهر در حال تحصیل در بیش از چهارصد و پنجاه مدرسه علمیه ، و هزاران بانوی دانش آموخته حوزه های علمیه، می تواند جهان را تکان دهد. می تواند با دیپلماسی بانوان روایتگر مظلومیت مردم غزه و مقاومت باشد. می تواند مبلغ محله ها و مدرسه ها و خانه های انقلاب اسلامی در جهان باشد. .مکتب علی علیه السلام ، ایجاد جامعه زهرا یی است. جامعه ای که با دختران فاطمه زهرا سلام الله علیها ساخته میشود..میلاد با سعادت حضرت زهرا سلام الله علیها مبارک.
۴:۳۹
تک پسر بود. پدرش کفاش بود. در کنار کفاشی مطالعه میکرد. آنقدر به مطالعه علاقه داشت که گاهی از کار عقب می ماند. اهل سبزوار جمع شدند و از پدرش خواستند او را به مسیر علم و حوزه ببخشد . و هاشم طلبه شد..به خوانسار هجرت کرده بود. دغدغه شان کار تربیتی بود. در حوزه علمیه مستقر شده بودند تا طلبه تربیت کنند. همه وقت شان برای طلبه ها بود. هم تدریس می کردند و هم به امور تربیتی و اخلاقی طلبه رسیدگی می کردند و پای درددل شان می نشستند. می گفتند یکی از بهترین کارها خدمت به طلبه هاست..و آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (ره) به ایشان گفته بودند: شما در قم بمانید. هم عالم هستید و هم در انقلاب اسلامی نقش داشتید. مرجعیت در انتظار شماست و شما امید حوزه اید.سپس سوال کرده بودند راستی هوای خوانسار چطور است ؟پدربزرگ در پاسخ گفته بودند : ما از قم رفتیم که این امور ما را رها کند. ما در انقلاب دنبال سهم و در حوزه دنبال مرجعیت نبودیم. الان هم آنقدر گرفتار هوای نفس خود هستم که نفهمیدم هوای خوانسار چطور است..برای مطالعات و تدریس هایشان باید مرتب به قرآن مراجعه میکردند. سه ماه کارهایشان را تعطیل کردند و کل قرآن را حفظ کردند و سپس به ادامه درس پرداختند..مادرم برایشان چراغ قوه کوچکی خریده بود؟ تا صبح های زود و شب ها که کوچه ها تاریک است استفاده کنند. یک روز استفاده کردند و پس دادند. گفتند عروس خانم از این چراغ قوه خوشم آمد. نمیخواهم نفسم رشد کند و خوشش بیاید..سالها هم بحثی #آیت_الله_جوادی_آملی و #آیت_الله_لنگرودی بودند. منزل مراجع و علماء زیاد می رفتند. می گفتند با نفس های پاک زیاد زندگی کنید ، غفلت را از شما می برد*. ما را هم در دوران کودکی با خودشون به دیدن مراجع و علما می برند تا یاد بگیریم. خاطرات خوب دیدن مراجع از آیت الله اراکی تا دیگر بزرگواران را ما از همراهی ایشان در کودکی داریم.
.
وقتی قم بودند، شب های جمعه به زیارت مراجع و علما مدفون در حرم حضرت معصومه می آمدند و برای هر کدام شان سوره یس و الرحمن می خواندند. می گفتند همان شب به خوابم می آیند و تشکر می کنند.
.
با همه ی مشغله های علمی به تربیت بچه ها خیلی بها می دادند. بازی کردن در بین کوهی از کتابهای دور ایشان برای ما خیلی جذاب بود. آنقدر کتاب دورشان بود که خود ایشان هم پیدا نبودند. همیشه با مهربانی ما رو می پذیرفتند. یکبار عبا و عمامه شان را دادند به مادربزرگ و گفتند برای #حامد بدوز، دیگر از امروز طلبه شده.
.
*نماز شب شان ترک نمیشد*. همیشه بخش زیادی از شب شان به نماز شب میگذشت. مادربزرگ را هم بیدار می کردند. دوست داشتند بقیه هم در این عاشقی الهی شریک باشند. برای ما خاطرات خوب دیدن نماز های شب شان هنوز ماندگار است.
.
#پدربزرگ به طلبه ها گفته بود هر روزی که برای نمازجماعت صبح نیامدم ، بیایید برای تشییع جنازه ام. سحر #پنج_رجب طلبه ها دیدند که از امام جماعت شان بعد از هجده سال خبری نیست. بر در خانه آمدند و *دیدند استاد شان در #سجده #نماز_شب دنیا را وداع کرده و به #معشوق هستی پیوسته است. .قبر شان را در گلزار شهدای قم آماده کرده بودیم. بعد از نماز بر پیکر ایشان در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها ، پیام دادند حضرت آقا لطف کردند و فرمودند در حرم حضرت معصومه دفن شوند. و ایشان مزد خدمت شان را در جوار بانوی کریمه گرفتند..#آیت_الله_شیخ_هاشم_تقدیری_سبزواریپنج رجب، سالروز وفات ایشانفاتحه ای مهمانشان کنیم.
حامد تقدیری@hamedtaghdiri
.
وقتی قم بودند، شب های جمعه به زیارت مراجع و علما مدفون در حرم حضرت معصومه می آمدند و برای هر کدام شان سوره یس و الرحمن می خواندند. می گفتند همان شب به خوابم می آیند و تشکر می کنند.
.
با همه ی مشغله های علمی به تربیت بچه ها خیلی بها می دادند. بازی کردن در بین کوهی از کتابهای دور ایشان برای ما خیلی جذاب بود. آنقدر کتاب دورشان بود که خود ایشان هم پیدا نبودند. همیشه با مهربانی ما رو می پذیرفتند. یکبار عبا و عمامه شان را دادند به مادربزرگ و گفتند برای #حامد بدوز، دیگر از امروز طلبه شده.
.
*نماز شب شان ترک نمیشد*. همیشه بخش زیادی از شب شان به نماز شب میگذشت. مادربزرگ را هم بیدار می کردند. دوست داشتند بقیه هم در این عاشقی الهی شریک باشند. برای ما خاطرات خوب دیدن نماز های شب شان هنوز ماندگار است.
.
#پدربزرگ به طلبه ها گفته بود هر روزی که برای نمازجماعت صبح نیامدم ، بیایید برای تشییع جنازه ام. سحر #پنج_رجب طلبه ها دیدند که از امام جماعت شان بعد از هجده سال خبری نیست. بر در خانه آمدند و *دیدند استاد شان در #سجده #نماز_شب دنیا را وداع کرده و به #معشوق هستی پیوسته است. .قبر شان را در گلزار شهدای قم آماده کرده بودیم. بعد از نماز بر پیکر ایشان در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها ، پیام دادند حضرت آقا لطف کردند و فرمودند در حرم حضرت معصومه دفن شوند. و ایشان مزد خدمت شان را در جوار بانوی کریمه گرفتند..#آیت_الله_شیخ_هاشم_تقدیری_سبزواریپنج رجب، سالروز وفات ایشانفاتحه ای مهمانشان کنیم.
۴:۳۶
«ما می توانیم ».این را پیرمرد گفت. همان موقع که همه ی دنیا کنار شاه ایران ایستاده بود و ساواک از هیچ بی رحمی کوتاهی نمی کرد. همان موقع که جشن های ۲۵۰۰ ساله برگزار شده بود و سینما ها و عشرتکده ها از سر و کول محله ها بالا می رفت. .حالا پیرمرد ۷۶ ساله که سالها ما را با «ما می توانیم» بزرگ کرده بود و امید را در دل هایمان کاشته بود ، پیروز شده بود. اما دولتی به کار نبود، روستا ها برق نداشتند چه برسد به جاده و دیگر امکانات! آمریکایی ها که سر گنج معادن ما نشسته بودند و همه چیز را برده بودند، روی معدن مس نوشته بودند بر می گردیم و شما نمی توانید کاری کنید. از سدها و استخراج های عظیم نفت و گاز خبری نبود. همان موقع که همه طرف ایران در حال جنگ داخلی و تجزیه شده بود، دقیقا همان موقع همه ی دنیا توسط عراق به ما حمله کرد، همان وقت که خیابان های ما ۱۷۰۰۰ شهید ترور داد ، همان موقع که زلزله رودبار ۳۷۰۰۰ نفر از مردم ایران را از ما گرفت. دقیقا همان موقع!!!!.دقیقا همان موقع پیرمرد امید آفرین اسلام ناب محمدی، پیرمرد ۷۶ ساله که با معارف قرآن و نهج البلاغه انس داشت ، به ما گفت: «ما می توانیم».همین شد که صف های کیلومتری کشیدیم تا پول دهیم و به مسکن نیازمندان کمک کنیم، متحد شدیم تا تجزیه طلبان ایران و منافقین را بیرون کنیم، ایستادیم و جان دادیم تا دنیا در هشت سال جلوی دست خالی ما کم بیاورد، همه ی توان مان را با تحریم های ظالمانه گذاشتیم و معدن ها را احیا کردیم، نفت و گاز استخراج کردیم، سد زدیم، مدرسه ساختیم ، اتوبان و جاده ها و ریل قطار ها ساختیم، دل به هم دادیم و زلزله و سیل ها را پشت سر گذاشتیم. پیرمرد ۷۶ ساله ، جوان بود، امام بود، راوی امید بود، حرفش خدایی بود. ارزش مردم و نهضت و حرکت مردم را می دانست. روی جوان ها و قلب ها حساب کرده بود. .سید ابراهیم هم همان را گفت. گفت : «ما می توانیم». همان موقع که معاون اول و رئیس جمهور سابق و وزرا دولت قبل گفته بودند : هیچ پولی نداریم، روزی ۷۰۰ کشته کرونا داریم، واکسن نداریم، ذخایر گندم ما تمام شده و خیلی توان نداریم، دام مولد به جهت نبود خوراک ذبح شده و قیمت گوشت در حال افزایش است، لاستیک و اتوبوس نداریم، فروش نفت نداریم ، حقوق نداریم، ارتباط با کشورهای همسایه نداریم، نتیجه و گلابی برجام نداریم و همه ی نداریم ها !!!!.حالا سید ابراهیم بعد از دولت نداریم ها و نمی شود ها آمده بود. سید ابراهیم دلش به گفتمان امامش گره خورده بود که محکم گفت: «ما می توانیم» و ایستاد و با قلبی بی قرار دل به جاده ها زد. سید ابراهیم چون گفت : «ما می توانیم» کار دشمن را خراب کرد و شد امیرکبیر ایران. شد شهید تا ابد ماندگار راه حاج آقا روح الله. سید ابراهیم بعد از نداریم ها و نمی شود ها با میشود و می توانیم ها،کاری کرد کارستان..حالا دقیقا بعد از سید ابراهیم بی قرار و «ما می توانیم و ما توانستیم ها» ، دقیقا همین موقع که در مقابل ابر قدرت های جهان ایستاده ایم و دوازده روز سلحشورانه جنگیده ایم و دشمن را عقب زدیم و سردار و دانشمند و کودک و نوجوان تقدیم کردیم، دقیقا همین موقع که مردم ایران متحد و همدل شده اند ، همین موقع که اخبار خبری مهم از پرتاب سه موشک و ماهواره ایرانی در سراسر جهان مخابره کردند ، دقیقا همین موقع می گوییم : «نداریم و نمی شود و نمی توانیم»!!!.#روایت «ما می توانیم و ما توانستیم» ، راه امام عزیز مان است، راه نجات و حرکت کشور و انقلاب اسلامی است و کسی این راه را می رود که باور داشته باشد. باور ! باور ! .امام خمینی ره : «اساس همه شکستها و پیروزیها از خود آدم شروع می شود. انسان اساس پیروزی است و اساس شکست است. باور انسان اساس تمام امور است...اگر افکار شما آزاد شد و باورتان آمد که ما می توانیم که صنعتمند و صنعتکار باشیم، خواهید بود. اگر افکارتان و باورتان این باشد که ما میتوانیم مستقل باشیم و وابسته به غیر نباشیم، خواهید توانست»صحیفه ج ۱۴ ص۳۰۶
حامد تقدیری۸دیماه ۱۴۰۴@hamedtaghdiri
۵:۳۸
تصمیم گرفته اند فتح کنند. امان از این نوجوانان که وقتی تصمیم می گیرند ، با عزم و امید و حرکتی که می کنند حتما به نتیجه می رسند. می دانند سختی دارد و باید روزه بگیرند، می دانند مساجد همراهی لازم را ندارند و امکانات فراهم نیست، می دانند وسط امتحانات است و از طرفی دشمن در تدارک اغتشاشات است ، حتی می دانند گوشی های تلفن شان را سه روز می گیرند ، اما تصمیم گرفته اند مساجد را فتح کنند و معتکف شوند و قلب شان را به خدا گره بزنند.در اخبار آمد :« از هر ۸ نوجوان ایرانی یک نفر در اعتکاف شرکت کرده و از هر ۶ نوجوان دختر ایرانی یک نفر معتکف شده است.».آمار معتکفین امسال ، یقیناً معجزه است. معجزه ای که سال آینده قطعا فتح بیشتری را توسط نوجوانان به دنبال خواهد داشت. اما فکر میکنید در این ایام بیشتر پیام ها در مورد نوجوانان درباره ی این معجزه بود؟! .پیام های این روزها درباره حضور زیاد نوجوانان در اغتشاشات اخیر و آسیب های این نسل بود. هر کسی هم توانسته بود به گونه ای تحلیلی کرده بود و از خجالت نوجوانان در آمده بود. راستش را بخواهید من فکر میکنم هنوز نگاه مان را با نگاه ولی جامعه کوک نکردیم. او نوجوانی را فرصت می بیند که با او می تواند قله ها را در نوردد و نه فقط مسائل کشور را حل کند بلکه حضور بین المللی داشته باشد و نظم نوین جهانی را جهت دهد. او فتح الفتوح انقلاب را این نوجوانان می داند اما (رجوع کنید به سخنان چند سال اخیر مقام معظم رهبری در آبان ماه) ، ما او را آسیب می دانیم و نقشی برای او تعریف نمی کنیم و هر روز از تغییرات او حرف می زنیم. .نوجوان، نوجوان است. شور دارد، هیجان دارد، آینده برایش مهم است، دنبال نقش است، هویتش را مطالبه میکند ، جسارت اقدام دارد و.. . ما برای او چه کردیم؟ چند اردوی هیجانی سراغ دارید؟ چقدر مسیر پر برکت پیشرفت گذشته و آینده پر امید کشور را برای او روایت کردیم؟ چقدر در جامعه که هیچ ، در مدرسه به او نقش دادیم؟ راستش را بخواهید ما هنوز در کشور نوجوانان را جدی نگرفتیم..خدا رحمت کند رئیس جمهور مجاهد و شهید حضرت آیت الله رییسی را. نوجوانان می گفتند رییس جمهور نوجوانان است. کاری نداشت نوجوان حق رأی ندارد و در انتخابات برای او رأی نمی آورد. او نوجوان را موتور حرکت و امید جامعه می دانست. در نتیجه سالی چند بار با نوجوانان دیدار میکرد. مدافع نوجوانان بود و شورای عالی جوانان را به شورای عالی جوانان و نوجوانان تغییر داد و هر جا فرصت میشد به نوجوانان توصیه می کرد. او هم مانند ولی جامعه نوجوانان را فرصت می دانست. امید حرکت و خدمت می دانست..استاد می فرمودند: ظهور با حضور نوجوانان است و آینده انقلاب اسلامی به دست همین نوجوانان پر حرکت و امید رقم می خورد. انشاالله. .مقام معظم رهبری: خدا می داند که اگر این جنگ نبود در این هشت سال، این جوان هایی که این جور هیجان هایشان را رفتند در راه خدا، در راه حقیقت، در راه اعتلای کلمه حق مصرف کردند، این هیجانات کجا مصرف می شد؟چقدر می رفتند پای تریبون های شعار دادن سیاسی می نشستند ، چقدر می رفتند پی لهو و لعب مشغول می شدند ، چقدر می رفتند به چاقو کشی میافتند ، جنگ جلوی اینها را گرفت.ما امروز جنگ نداریم جای جنگ چه چیزی دارید؟ چگونه می خواهید آن روح هیجان طلب این جوانان را اشباع کنید به جای جنگ؟ کجاست آن برنامه؟.مقام معظم رهبری:نوجوانِ امروز، بر خلاف نوجوان قدیم، یک عنصر بالغ و عاقل است، یک عنصر خردمند است. زمان ما این جوری نبود؛ من به شما عرض میکنم... نوجوان امروزی این جوری نیست؛ نوجوان امروزی فکر میکند، تحلیل میکند، تحلیل را درست میفهمد، نکاتی به نظرش میرسد، جوان امروزی اهل تحلیل است؛ این خیلی نکتهی مهمّی است، این خیلی قابل توجّه است. بچّههای ما و جوانهای ما حرف دارند، این خاصیّت انقلاب اسلامی است..
حامد تقدیریبهمن ماه ۱۴۰۴@hamedtaghdiri
۵:۱۷
بازارسال شده از زنگ اول
۱۴:۳۷
حامدانه
بسته آموزشی ویژه
دوره آموزشی «روایتِ سفیر»
گامی نو در عرصه #دیپلماسی_عمومی
بهصورت مجازی | ۱۲ جلسه آموزشی و
بسته همراه
اگر به ارتباطات بینالملل و نقشآفرینی مؤثر در میدان دیپلماسی عمومی علاقهمندید، این دوره نقطه شروع شماست.
زمان ثبتنام: ۲ لغایت ۱۰ اسفند
زمان برگزاری دوره: ۲۵ اسفند تا ۳۰ فروردین
اطلاعات تکمیلی: @hamedtaghdiri_ir
ثبتنام:
https://haama.ir/?utm_source=taghdiribale
پشتیبانی: @haama_poshtiban
سلام و رحمت خدمت سرورانطاعات و عباداتتان قبول 
در جهانی که سرعت رخدادها هر روز بیشتر میشود، دیگر نمیتوان منفعل بود؛
باید فعالانه وارد جنگ روایتها شد.
پیشنیاز این حضور مؤثر، شناخت ظرفیتهای «دیپلماسی عمومی» و بهرهگیری هوشمندانه از آن در ارتباط با ملتهای مختلف جهان است.
دیپلماسی عمومی*، قدرت جنگ نرم انقلاب اسلامی است؛
قدرتی که بهجای دولتها، ملتها را هدف میگیرد و میتواند همانند موشک، اهداف و روایتهای دشمن را خنثی کند.
امروز در میدانی قرار داریم که وسعت آن، همهی جهان و همهی انسانهاست.
در چنین نبردی، حضور جوانان انقلاب اسلامی در عرصهی بینالملل و در مسیر جهاد تبیین یک ضرورت است.
اما پرسش اصلی اینجاست:
وقتی «بینالملل» را نمیشناسیم، چگونه میتوانیم وارد آن شویم؟
این دغدغه، ما را بر آن داشت تا یک دورهی مجازی با عنوان
*«روایت سفیر؛ گامی نو در عرصهی دیپلماسی عمومی»
طراحی و تولید کنیم.«روایت سفیر» صرفاً مجموعهای از چند فیلم آموزشی نیست؛بلکه تلاشی است برای ارائهی یک بستهی آموزشی متفاوت شامل فیلمهای هدفمند و کتابهای مطالعاتی، تا قدمی جدی برای ورود دغدغهمندان به این عرصه برداشته شود.این دوره، آغاز یک مسیر است؛ مسیری که انشاءالله به نشستهای حضوری و فعالیتهای مردمی مؤثر در عرصهی بینالملل ختم خواهد شد.برای تولید این دوره، تلاش زیادی صورت گرفت.
با مسئولان و فعالان حوزهی بینالملل گفتوگو شد و سعی کردیم نگاهی منسجم، کاربردی و در عین حال خلاصه به مخاطب ارائه دهیم.
از شما خواهش میکنم این دوره را به دلسوزان جهاد تبیین معرفی کنید.و اگر تاکنون بهصورت منسجم به عرصهی بینالملل و دیپلماسی عمومی فکر نکردهایم،پیشنهاد میکنم این فرصت را از دست ندهیم؛چرا که هر روز، در شرایطی که دشمن پیوسته در حال تهدید و روایتسازی است، فرصتی مغتنم برای اقدام است.این دوره یک «پاسپورت آموزشی» دارد؛
و در آخر آن نوشتهایم:«دارندهی این پاسپورت، روزی با عزت به فلسطین عزیز سفر خواهد کرد.»
حامد تقدیری
در جهانی که سرعت رخدادها هر روز بیشتر میشود، دیگر نمیتوان منفعل بود؛
باید فعالانه وارد جنگ روایتها شد.
پیشنیاز این حضور مؤثر، شناخت ظرفیتهای «دیپلماسی عمومی» و بهرهگیری هوشمندانه از آن در ارتباط با ملتهای مختلف جهان است.
دیپلماسی عمومی*، قدرت جنگ نرم انقلاب اسلامی است؛
قدرتی که بهجای دولتها، ملتها را هدف میگیرد و میتواند همانند موشک، اهداف و روایتهای دشمن را خنثی کند.
امروز در میدانی قرار داریم که وسعت آن، همهی جهان و همهی انسانهاست.
در چنین نبردی، حضور جوانان انقلاب اسلامی در عرصهی بینالملل و در مسیر جهاد تبیین یک ضرورت است.
اما پرسش اصلی اینجاست:
وقتی «بینالملل» را نمیشناسیم، چگونه میتوانیم وارد آن شویم؟
این دغدغه، ما را بر آن داشت تا یک دورهی مجازی با عنوان
*«روایت سفیر؛ گامی نو در عرصهی دیپلماسی عمومی»
طراحی و تولید کنیم.«روایت سفیر» صرفاً مجموعهای از چند فیلم آموزشی نیست؛بلکه تلاشی است برای ارائهی یک بستهی آموزشی متفاوت شامل فیلمهای هدفمند و کتابهای مطالعاتی، تا قدمی جدی برای ورود دغدغهمندان به این عرصه برداشته شود.این دوره، آغاز یک مسیر است؛ مسیری که انشاءالله به نشستهای حضوری و فعالیتهای مردمی مؤثر در عرصهی بینالملل ختم خواهد شد.برای تولید این دوره، تلاش زیادی صورت گرفت.
با مسئولان و فعالان حوزهی بینالملل گفتوگو شد و سعی کردیم نگاهی منسجم، کاربردی و در عین حال خلاصه به مخاطب ارائه دهیم.
از شما خواهش میکنم این دوره را به دلسوزان جهاد تبیین معرفی کنید.و اگر تاکنون بهصورت منسجم به عرصهی بینالملل و دیپلماسی عمومی فکر نکردهایم،پیشنهاد میکنم این فرصت را از دست ندهیم؛چرا که هر روز، در شرایطی که دشمن پیوسته در حال تهدید و روایتسازی است، فرصتی مغتنم برای اقدام است.این دوره یک «پاسپورت آموزشی» دارد؛
و در آخر آن نوشتهایم:«دارندهی این پاسپورت، روزی با عزت به فلسطین عزیز سفر خواهد کرد.»
۱۶:۲۲
بازارسال شده از آکادمی حاما
وقتی یک خانم، با یک رسانه وارد عرصه دیپلماسی عمومی می شود و در کشورهای زیادی اثر میگذارد و به پولدارترین بانوی سیاه پوست آمریکا تبدیل می شود. رسانه ای برای ۲۵ سال
روایتی از اپرا وینفری
@hamedtaghdiri_ir
روایتی از اپرا وینفری
@hamedtaghdiri_ir
۱۴:۵۸