بله | کانال "همسفر سلیمانی"
عکس پروفایل "همسفر سلیمانی""

"همسفر سلیمانی"

۷۸ عضو
thumbnail

۱۴:۱۵

thumbnail
undefined #اطلاعیه #دیدار_بهشتی
undefined ویژه خواهران
undefined دیدار با خانواده شهدا#شهید_سیدحسین_علم‌الهدی
undefined یکشنبه ۲۸ ارديبهشت‌ماه ۱۴۰۴
undefined حرکت ساعت ۱۵:٠٠undefinedاز دانشکده بهداشت و ایمنی
undefinedبرگشت ساعت ۱۷:٣٠به خوابگاه حضرت زینب (س)
پیوند ثبت‌نام:undefined https://survey.porsline.ir/s/GKAXklnI
برای کسب اطلاعات بیشتر با آیدی زیر در ارتباط باشید:undefined @Didar_kh404
undefinedظرفیت محدودundefinedundefinedundefinedundefined @abna_o_zahraundefined @hamsafare_soleimaniundefined @ph_bsbmu

۱۴:۳۶

thumbnail
undefined #گزارش_تصویری
undefined دیدار با خانواده محترم #شهید_سیدحسین_علم‌الهدی
undefined پیکر پاره پاره شهید علم‌الهدی را از قرآنش شناختند؛ ما را به چه خواهند شناخت؟!..
undefined یکشنبه ۲۸ ارديبهشت‌ماه ۱۴۰۴
undefinedundefinedundefinedundefined @abna_o_zahraundefined @hamsafare_soleimaniundefined @ph_bsbmu

۹:۴۰

thumbnail

۹:۴۰

thumbnail

۹:۴۰

thumbnail

۹:۴۰

thumbnail

۹:۴۰

thumbnail

۹:۴۰

thumbnail
undefined #اطلاعیه #دیدار_بهشتی
undefined دیدار با خانواده شهدا#شهید_علیرضا_قنبری
undefined ویژه برادران
شهید علیرضا قنبری متولد ۱۳۸۰ بودند. در سال ۱۳۹۸ موفق به قبولی در رشته مهندسی عمران دانشگاه شهید بهشتی شدند.علاقه شهید به خدمت در حوزه تعلیم و تربیت سبب شد در دوره دانشجویی به عنوان معلم فعالیت کنند و همچنین در مسجد  با نوجوانان به فعالیت‌های تربیتی و فرهنگی بپردازند.در زمان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه برای کار جهادی و مبارزه با رژیم صهیونیستی به صورت پیوسته در سازمان بسیج مستضعفین بودند و دوم تیرماه ۱۴۰۴ به فیض شهادت نائل آمدند.
undefined پنجشنبه ۱۱ دی‌ماه، پس از اذان مغرب
undefined زمان حرکت سرویس ایاب و ذهاب اطلاع داده خواهد شد.
undefined جهت حضور، تکمیل پرسشنامه زیر الزامی است:
undefinedhttps://survey.porsline.ir/s/FJXWdiPX
undefined برای کسب اطلاعات بیشتر، با شناسهٔ زیر در ارتباط باشید:undefined @DidarSBMU404
undefinedظرفیت محدود
undefinedundefinedundefinedundefined @abna_o_zahraundefined @hamsafare_soleimaniundefined @BSBMU_IR

۹:۰۵

thumbnail
undefined #گزارش_تصویری
undefined دیدار با خانواده شهید والامقام علیرضا قنبری
شهید قنبری دانشجوی رشته مهندسی عمران دانشگاه شهید بهشتی بودند که در دوران دانشجویی به کار معلمی نیز می‌پرداختند. در جنگ ۱۲ روزه به طور پیوسته در سازمان بسیج مشغول فعالیت بودند و روز دوم تیرماه بر اثر بمباران رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدند.

این دیدار در روز ۱۱ دی‌ماه در منزل خانوادگی شهید قنبری برگزار شد و پدر و مادر بزرگوار شهید، از زندگی ایشان روایت‌‌هایی برای دانشجویان داشتند.
undefined @abna_o_zahraundefined @hamsafare_soleimaniundefined @BSBMU_IR

۲۲:۰۶

thumbnail

۲۲:۰۶

thumbnail
undefined #گزارش_تصویری
undefined دیدار با خانواده شهداشهید جنگ تحمیلی سوم #شهید سعید حکمت
undefined حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (حفظه الله):توصیه می‌کنم که مردم دید و بازدیدهای معمول این ایام را البته با حفظ احترام به بازماندگان شهداء و رعایت حال ایشان داشته باشند؛ و ای بسا مردم هر محله‌ای در صورتیکه ممکن شود دیدارهای سال نو خود را با تکریم شهداء همان محل آغاز نمایند.
undefined شنبه ۱۵ فروردین‌ماه ۱۴۰۵
undefinedundefinedundefinedundefined @abna_o_zahraundefined @hamsafare_soleimani

۱۵:۰۳

thumbnail

۱۵:۰۳

thumbnail

۱۵:۰۳

thumbnail

۱۵:۰۳

thumbnail
undefined #گزارش_تصویری
undefined دیدار با خانواده شهدادانشجوی بسیجی، #شهید_محمّدرضا_حشمتیشهید جنگ تحمیلی سوم
undefined پدر شهید:گاهی با خودم فکر می‌کنم این بچه از وقتی خودش را شناخت، به اندازه یک انسان چهل‌ساله کار انجام داده! ما خیلی از کارهایش را تازه بعد از شهادتش فهمیدیم. اصلاً اهل تظاهر و ریا نبود.
undefined جمعه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵
undefinedundefinedundefinedundefined @abna_o_zahraundefined @hamsafare_soleimani

۱۶:۰۷

thumbnail

۱۶:۰۷

thumbnail

۱۶:۰۷

"همسفر سلیمانی"
undefined تصویر
undefined<img style=" />undefined #روایت | #دیدار_بهشتی
undefined روایت دیدار با خانواده دانشجوی بسیجی، #شهید_محمّدرضا_حشمتی، شهید جنگ تحمیلی سوم
undefined میزبان چند بار آمد جلوی در نیمه‌باز، چشم در کوچه چرخاند. نگاهش برای ما حرف‌هایی داشت اما ناگفته می‌ماندند. چند دقیقه می‌ایستاد و باز برمی‌گشت داخل خانه. ما منتظر بودیم بقیه همراهان هم برسند. درِ این خانه تا به حال زیاد شاهد صحنهٔ استقبال و بدرقهٔ مهمان‌ها بوده، ولی مهمان‌داری‌های این یک ماه، با همهٔ روزهای دیگر فرق دارد...
undefined من در ذهنم دنبال کلمه می‌گشتم، ولی او با درِ گشودهٔ خانه‌شان با من صحبت کرد. با تکاپوی خانواده‌اش برای پذیرایی، با نجابتی که در سکناتشان موج می‌زد، با بغض‌هایی که از داغ تنها فرزندشان در گلو داشتند و تنها با روضهٔ جوان اباعبدالله علیهماالسلام باز شد، با لحن راسخ پدر و مادرش! غم در حلقومشان موج می‌زد ولی تا به دهان می‌رسید، حماسه می‌شد و می‌شکفت.
undefined عزادار بودند؛ اما سینه‌شان ستبر بود. مادر می‌گفت:«به پسرم از اولشم می‌گفتم خیلی بهت افتخار می‌کنم، الانم باز مایه افتخار من شده!» مادر چشم‌هایش را به زیر انداخته بود و به ما رحم کرده بود! وگرنه چگونه می‌توانستیم در برابر نگاه نافذ و ایمان راستین او ذوب نشویم؟ مادری که تنها فرزندش را چنان در دامان خود پرورانده بود که تا قبل از بهار بیست و دو سالگی، عاشقانه، به دیدار مولایش شتافته بود...
undefined از پدر پرسیدیم: خاطره‌ای از پسرت داری که برایمان بگویی؟ مکثی کرد و گفت:«زندگی‌اش تماماً خاطره بود!» ما شرمنده‌ی لحظات بی‌ثمر عمر و غفلت‌های خود ‌شدیم و پدر ادامه داد:*«اینحا خونه‌ی دومش بود! خونه‌ی اولش مسجد بود. از دوازده سالگی بعد از مدرسه می‌رفت مسجد و ساعت ده شب به خانه برمی‌گشت. همواره پیگیر فعالیت‌های فرهنگی و جهادی بود. دانشجو هم که شد باز همین طور. مسئول بسیج دانشگاهشون شد. انقدر سرش شلوغ بود که برایمان آرزو می‌شد هفته‌ای دو یا سه بار سر یک سفره غذا بخوریم!»*
undefined آمدیم بگوییم بله ما هم دانشجوییم و فضای دانشگاه را می‌شناسیم و این روزها پای عقید‌ه‌ی خود ماندن سخت است و دم شهید شما گرم که اینگونه محکم ایستاد؛ پدر نگذاشت جمله‌ تمام شود:«راهش را انتخاب کرده بود، سر آن هم هیچ وقت سست نمی‌شد. هیچ وقت از باورهایش برنگشت. نهایت تلاش خود را می‌کرد.»
undefined لحظاتی مکث کرد و گفت:«گاهی با خودم فکر می‌کنم این بچه از وقتی خودش را شناخت، به اندازه یک انسان چهل‌ساله کار انجام داده! ما خیلی از کارهایش را تازه بعد از شهادتش فهمیدیم. اصلا اهل تظاهر و ریا نبود. همه می‌شناختندش و ما از بعد شهادتش یک روز در میان مهمان داریم. از مسجد‌های محل، دانشگاه، شهرداری، هیئت و ...
undefined یک وقتی بعد از کلی کار برگشته بود خانه، ساعت یک شب تازه می‌خواست استراحت کند که گوشی‌اش زنگ خورد و شروع کرد یک ساعت صحبت کردن. گفتم بابا حالا شما خسته‌ای بعداً جواب می‌دادی... گفت بابا یکی از دوستان دانشگاهم بود، دلش گرفته بود و می‌خواست صحبت کنیم تا حالش خوب شود.»
undefined فکر می‌کنم که وقتی محبت و دغدغهٔ راستین بسیجی‌واری در وجود تو باشد، اینگونه مردم‌دار می‌شوی و دلسوزانه کمک خواهی کرد.
undefined پدر می‌گوید بارزترین ویژگی‌اش تواضع و فروتنی و لبخند‌های همیشگی‌اش بوده است. جوری از لبخند پسر تعریف می‌کند که معلوم است دلش چقدر برای نگاه کردن به سیمای جوانش تنگ شده... آخر تشخیص هویت پیکر شهید بعد از یک هفته با آزمایش DNA ممکن شده بود و سیمایی نمانده بود...
undefined آری مهمان‌داری‌های این یک ماه فرق دارد، هر کس از کوچه رد می‌شود مهمان است! محمدرضای شهید حرف‌هایش را از چشم‌های خویش و با همان لبخند همیشگی‌ به قلب هم‌وطنانش جاری می‌کند. او اکنون بر سر سفرهٔ آن راز نشسته، رازی که جز به بهای خون فاشش نمی‌خواهند:فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِو ندای بشارتش را گوش‌های بیدار خواهند شنید:وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَا هُمْ يَحْزَنُونَ...
undefinedundefinedundefinedundefined @abna_o_zahraundefined @hamsafare_soleimani

۱۶:۰۸

thumbnail
undefined #اطلاعیه | #دیدار_بهشتی
undefined دیدار با خانواده شهدا#شهید جنگ تحمیلی سومundefined شهیدان رامین و علیرضا جعفریundefined شهدای ایست‌بازرسی
undefined ویژه برادران
undefined چهارشنبه ۱۹ فروردین‌ماه ۱۴۰۵
undefined حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای(حفظه الله):توصیه میکنم که مردم دید و بازدیدهای معمول این ایام را البته با حفظ احترام به بازماندگان شهداء و رعایت حال ایشان داشته باشند؛ و ای بسا مردم هر محله‌ای در صورتیکه ممکن شود دیدارهای سال نو خود را با تکریم شهداء همان محل آغاز نمایند.

undefinedundefinedundefinedundefined @abna_o_zahraundefined @hamsafare_soleimani

۹:۱۹