1_1393068632.mp3
۰۴:۰۳-۳.۷۱ مگابایت
#مشاوره #دعوا_نمودن_پیش_خانواده
سلام مدتی پیش بود که باهمسرم دعواکردیم و همسرم تماس به خانواده خودشون ومن کردن و اوناهم اومدن منزل ما.من هیچوقت از زندگی شخصیم پیش خانواده ها نگفته بودم وهمسرم هم همینطور بودن.ولی اونروز به شدت جفتمون عصبانی بودیم و ازکنترل خارج شد .منم هرچی تودلم بود گفتم از کتک زدن ها وفحاشی های ایشون .واون هم از تمام کاستی های من گفت.خلاصه بعد از این موضوع ماباهم خوب شدیم ولی اونروز ازذهن من بیرون نمیره .و مابین حرفا مادرشوهرمنم گله هایی ازمن داشت وگفت .متاسفانه دیگه حتی به ظاهرهم دوس ندارم باهاشون خوب باشم .وازهمسرم هم به شدت دلخورم .توخونه موقع آشپزی یهومیرم توخودم میگم این آدم همونی بود که جلو همه بهم گفت زن من غذاجلوم نمیذاره.شمابگین چه طوری کناربیام.خیلی خوردشدن جلوخانواده شوهر بده.البته من هم به همسرم خیلی حرفاگفتم.بعدمیگن اشکال نداره غریبه نبودن که پدرومادرمونن دیگه.
🟢 پاسخ استاد پوراحمدخمینی
روانشناس و مشاور خانواده

کانال تربیتی همسران خوب
@hamsaranekhoob
@hamsaranepak
سلام مدتی پیش بود که باهمسرم دعواکردیم و همسرم تماس به خانواده خودشون ومن کردن و اوناهم اومدن منزل ما.من هیچوقت از زندگی شخصیم پیش خانواده ها نگفته بودم وهمسرم هم همینطور بودن.ولی اونروز به شدت جفتمون عصبانی بودیم و ازکنترل خارج شد .منم هرچی تودلم بود گفتم از کتک زدن ها وفحاشی های ایشون .واون هم از تمام کاستی های من گفت.خلاصه بعد از این موضوع ماباهم خوب شدیم ولی اونروز ازذهن من بیرون نمیره .و مابین حرفا مادرشوهرمنم گله هایی ازمن داشت وگفت .متاسفانه دیگه حتی به ظاهرهم دوس ندارم باهاشون خوب باشم .وازهمسرم هم به شدت دلخورم .توخونه موقع آشپزی یهومیرم توخودم میگم این آدم همونی بود که جلو همه بهم گفت زن من غذاجلوم نمیذاره.شمابگین چه طوری کناربیام.خیلی خوردشدن جلوخانواده شوهر بده.البته من هم به همسرم خیلی حرفاگفتم.بعدمیگن اشکال نداره غریبه نبودن که پدرومادرمونن دیگه.
🟢 پاسخ استاد پوراحمدخمینی
۱۰:۱۵
باباشون کچل کرده؛ قیافه بچهها دیدن داره
جالب اینجاست که نمیذاره داداشش رو بغل کنه
۱۹:۳۵
#مشاوره #فعالیت_مادری#تقویت_روحیه_نشاطوپویایی
سلام وقت بخیربنده ۳۷ سالمه یک پسر دوساله دارم و الآنم باردارم،زندگی ساده و خوبی دارم و به آینده خوشبین هستم ولی سالهاست احساس میکنم درجا میزنم،الان دیگه از دست خودم خسته شدم،تو این دنیا به هیچ دردی نخوردم و در راه خدا هیچ کاری از دستم برنمیاد،عمرم هدر رفت و الان تنها امیدم فرزندانم هستند که حداقل سربازی برای امام زمان بشن اما باز فکر میکنم این طفل معصوم ها با وجود مادرتنبل و افسرده ای مثل من چجوری میخوان یاد بگیرن که به اهدافشان برسن؟از هیچ کاری لذت نمیبرم و همش دراز میکشم و کارهام میمونه،اصلا به جز این من دوست داشتم تاثیر گذار باشم در جامعه اما سالهاست این آرزوم محقق نمیشه و من در جا میزنم
سوال دوم اینکه پدرم از بعد از بازنشستگیش با اینکه دستشون تنگه نمیره سرکار،به زور مامانم رفت آژانس ثبتنام کرد ولی اونم به زور چند ساعتی میره،انگیزه ای برای کارکردن نداره و بیشتر وقتشون تلویزیون نگاه میکنه و حالت درازکش یا میخوابهمیخواستم بپرسم علتش چیه و راهکار چیه که به کار علاقه نشون بده؟
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ #مشاور_امین کانال تربیتی همسران خوب سرکار خانم #رضایت_مند
سلام عرض میکنم خدمت شما خواهر گرامی تبریک عرض میکنم بارداری شما را و خداقوت میگم بابت شغل مهم مادری و همسری
وجود نشاط و سرزندگی امری لازم و حیاتی برای ادامه زندگی و بالا رفتن کیفیت زندگی شخصی، زوجی و مادری است.
لازمه ایحاد نشاط و پویایی داشتن هدف، نظم وو برنامه ریزی درست است تا بگونه ایی عمل شود که فرد به همه کارها ومسیولیت های خود رسیدگی کند.
لازم خاطر نشان کنم که شما همسر و مادر یک خانه هستید یعنی حداقل دو شغل بسیار مهم و پر زحمت دارید.چرا حس می کنید در جا می زنید؟اگر تلاش کنید همین فعالیت ها را درست و خوب انجام دهید کاری بسیار مهم و خداپسندانه انجام می دهید.چرا که اصلی ترین کار مادر حول محور تربیت انسان و تامین آرامش خانه و خانواده است.
البته که کار اصلی شما با وجود فرزند کوچک و بارداری فعلا مادری و مراقبت از خود و فرزندان هست و ولیکن لازم است در کنار این مسئولیت با برنانه ریزی و کمک از اطرافیان (همسر،خانواده خود، خانواده همسر و یا...) زمان هایی را برای انجام فعالیت ها و مشغولیت های مورد علاقه خود قرار داده تا حس آرامش مفید و پویایی و شادابی به شما منتقل شده و در نتیجه کیفیت روابط همسری و مادری شما نیز بالا رود.البته باید پذیرفت در دوران بارداری و چند سال اول تولد فرزندان مادر محدودیت هایی برای کار و فعالیت دارد ولی باز خوب است ولو در حد کم در روز و یا هفته زمان هایی را به انجام فعالیت های شخصی، فرهنگی، اجتماعی ، ورزشی هنری، مطالعه و ... اختصاص دهد تا از درگیر حس کلافگی و افسرده و تنبلی نشود.
توصیه هایی جهت عملیاتی شدن این امر:
فعالیت های مورد علاقه خود را لیست کنید.
توانایی های خود را لیست کنید.
ساعات خواب خود را تنظیم کرده و از پرخوابی پرهیز کنید
شرایط زمانی، خانوادگی و فرزندان را درک کنید و بپذیرید( ممکن است در شرایط فعلی امکان وقت گذاری کمتری برای خود داشته باشید.)
متناسب با شرایط انتظار از خودتان را تنظیم کنید و از کمال گرایی پرهیز کنید
یکسری فعالیت و برنامه های مورد علاقه برای زمان های خالی خود در نظر بگیرید و با انجام کارهای کوچک روزانه پیش بروید.(فعال بودن لزوما به معنای بیرون رفتن از منزل و کار بیرون نیست با توجه به شرایط فعلی می توانید کارهایی درون منزل انجام دهید که حس مثبت و پویا به شما بدهد. مانند: مطالعه، تحقیق، کارهای هنری، ورزش خانگی، یا هر کاری که مورد علاقه ووتوانایی شماست)
به مرور که سن فرزندان افزایش یابد قدرت مانور و فعالیت های شما نیز قابل افزایش هست.
توجه داشته باشید مادری و همسری مهم ترین کار هست که به لطف شما هر دوی آن رادارید پس اصلا حس در جا زدن نکنید و با نیت خوبی که ذکر کردید انشالله تا می توانید اقدام به فرزند آوری و تربیت نسل امام زمانی بکنید انشالله
با آرزوی موفقیت، سلامتی و شادابی برای شما

(سوال دوم رو مجدد جداگانه مطرح نمایید)هرچند بهتر است از راهنمایی های مشاوره تلفنی استفاده کنید تا نتیجه بهتری دریافت کنید

کانال تربیتی همسران خوب
@hamsaranekhoob
@hamsaranepak
سلام وقت بخیربنده ۳۷ سالمه یک پسر دوساله دارم و الآنم باردارم،زندگی ساده و خوبی دارم و به آینده خوشبین هستم ولی سالهاست احساس میکنم درجا میزنم،الان دیگه از دست خودم خسته شدم،تو این دنیا به هیچ دردی نخوردم و در راه خدا هیچ کاری از دستم برنمیاد،عمرم هدر رفت و الان تنها امیدم فرزندانم هستند که حداقل سربازی برای امام زمان بشن اما باز فکر میکنم این طفل معصوم ها با وجود مادرتنبل و افسرده ای مثل من چجوری میخوان یاد بگیرن که به اهدافشان برسن؟از هیچ کاری لذت نمیبرم و همش دراز میکشم و کارهام میمونه،اصلا به جز این من دوست داشتم تاثیر گذار باشم در جامعه اما سالهاست این آرزوم محقق نمیشه و من در جا میزنم
سوال دوم اینکه پدرم از بعد از بازنشستگیش با اینکه دستشون تنگه نمیره سرکار،به زور مامانم رفت آژانس ثبتنام کرد ولی اونم به زور چند ساعتی میره،انگیزه ای برای کارکردن نداره و بیشتر وقتشون تلویزیون نگاه میکنه و حالت درازکش یا میخوابهمیخواستم بپرسم علتش چیه و راهکار چیه که به کار علاقه نشون بده؟
سلام عرض میکنم خدمت شما خواهر گرامی تبریک عرض میکنم بارداری شما را و خداقوت میگم بابت شغل مهم مادری و همسری
وجود نشاط و سرزندگی امری لازم و حیاتی برای ادامه زندگی و بالا رفتن کیفیت زندگی شخصی، زوجی و مادری است.
لازمه ایحاد نشاط و پویایی داشتن هدف، نظم وو برنامه ریزی درست است تا بگونه ایی عمل شود که فرد به همه کارها ومسیولیت های خود رسیدگی کند.
لازم خاطر نشان کنم که شما همسر و مادر یک خانه هستید یعنی حداقل دو شغل بسیار مهم و پر زحمت دارید.چرا حس می کنید در جا می زنید؟اگر تلاش کنید همین فعالیت ها را درست و خوب انجام دهید کاری بسیار مهم و خداپسندانه انجام می دهید.چرا که اصلی ترین کار مادر حول محور تربیت انسان و تامین آرامش خانه و خانواده است.
البته که کار اصلی شما با وجود فرزند کوچک و بارداری فعلا مادری و مراقبت از خود و فرزندان هست و ولیکن لازم است در کنار این مسئولیت با برنانه ریزی و کمک از اطرافیان (همسر،خانواده خود، خانواده همسر و یا...) زمان هایی را برای انجام فعالیت ها و مشغولیت های مورد علاقه خود قرار داده تا حس آرامش مفید و پویایی و شادابی به شما منتقل شده و در نتیجه کیفیت روابط همسری و مادری شما نیز بالا رود.البته باید پذیرفت در دوران بارداری و چند سال اول تولد فرزندان مادر محدودیت هایی برای کار و فعالیت دارد ولی باز خوب است ولو در حد کم در روز و یا هفته زمان هایی را به انجام فعالیت های شخصی، فرهنگی، اجتماعی ، ورزشی هنری، مطالعه و ... اختصاص دهد تا از درگیر حس کلافگی و افسرده و تنبلی نشود.
توصیه هایی جهت عملیاتی شدن این امر:
با آرزوی موفقیت، سلامتی و شادابی برای شما
(سوال دوم رو مجدد جداگانه مطرح نمایید)هرچند بهتر است از راهنمایی های مشاوره تلفنی استفاده کنید تا نتیجه بهتری دریافت کنید
۹:۳۰
زمان : #جمعه مورخ ٨ اسفندماه، ساعت ١٧.٠٠
آدرس: قم، پلاک ۵٨
ارادتمند، محسن پوراحمدخمینیالتماس دعا
۹:۳۰
#کلیپ_تصویری #روانشناسی #تربیت_دینی
۹:۳۳
آرزوی مامانا وقتی میگن پاشید خونه رو جمع کنید
البته آرزویی دست نیافتنی
۱۹:۴۵
امیرالمؤمنین امام علی عليهالسلام
۹:۴۰
#مشاوره #مدیریت_تعامل_با_داماد
سلام علیکم ممنون از پاسخگوییتون. حدودیک سال وخورده ای. هست که دخترم عقد هستن.تواین یکسال هر عیدی یا مناسبتی ویا تولد دامادم بوده بهش زنگ زدم یا پیام تبریک دادم .ولی خیلی سرد وخشک جواب میدن گاهی هم زنگ میزنم به دامادم دخترم گوشی رو جواب میده .آخرین بار هم چند هفته پیش بهش زنگ زدم که جواب نداد .وبعدش هم به من زنگ نزد .ببینه چکار داشتم .منم خیلی ناراحت شدم ودوهفته س نه بهش زنگ زدم ونه پیام دادم .حتی برا روز مادر وپدر هم که اولین سال بود برای من وشوهرم یک کادو آورده که اونم مادرش داده بود.بنظر شما رفتار درست چیه .آیا منم دیگه زنگ نزنم بهش دیگه؟

پاسخ #مشاور_امین کانال تربیتی همسران خوب سرکار خانم #اصلانی 
بسم الله الرحمن الرحیم 
با سلام خدمت شما خواهر گرامی
نحوه و میزان ارتباط افراد رابطه ی مستقیمی با تیپ شخصیتی و نوع تربیت و فرهنگشان دارد.
در بسیاری از موارد اختلاف فرهنگی و شخصیتی باعث ایجاد سود تفاهم بین افراد میشود. بنابراین دقت کنید ببینید آیا ایشان در تعامل با سایر اعضای خانواده نیز چنین برخوردی دارند؟ در اینصورت پیداست که مشکلی با شما ندارند و روحیه ی شخصی ایشان به این شکل هست.
احتمال دیگر اینکه شاید موردی یا مسئله ای باعث دلخوری و ناراحتی ایشان از شما شده و به این صورت بروز می دهند.
بنظر میرسد بهتر است این دغدغه ی خود را به عنوان سوال با دخترتان در میان بگذارید و از طریق ایشان دلیل این رفتار دامادتان را پیگیری کنید.
سربلند و پیروز باشید

کانال تربیتی همسران خوب
@hamsaranekhoob
@hamsaranepak
سلام علیکم ممنون از پاسخگوییتون. حدودیک سال وخورده ای. هست که دخترم عقد هستن.تواین یکسال هر عیدی یا مناسبتی ویا تولد دامادم بوده بهش زنگ زدم یا پیام تبریک دادم .ولی خیلی سرد وخشک جواب میدن گاهی هم زنگ میزنم به دامادم دخترم گوشی رو جواب میده .آخرین بار هم چند هفته پیش بهش زنگ زدم که جواب نداد .وبعدش هم به من زنگ نزد .ببینه چکار داشتم .منم خیلی ناراحت شدم ودوهفته س نه بهش زنگ زدم ونه پیام دادم .حتی برا روز مادر وپدر هم که اولین سال بود برای من وشوهرم یک کادو آورده که اونم مادرش داده بود.بنظر شما رفتار درست چیه .آیا منم دیگه زنگ نزنم بهش دیگه؟
با سلام خدمت شما خواهر گرامی
نحوه و میزان ارتباط افراد رابطه ی مستقیمی با تیپ شخصیتی و نوع تربیت و فرهنگشان دارد.
در بسیاری از موارد اختلاف فرهنگی و شخصیتی باعث ایجاد سود تفاهم بین افراد میشود. بنابراین دقت کنید ببینید آیا ایشان در تعامل با سایر اعضای خانواده نیز چنین برخوردی دارند؟ در اینصورت پیداست که مشکلی با شما ندارند و روحیه ی شخصی ایشان به این شکل هست.
احتمال دیگر اینکه شاید موردی یا مسئله ای باعث دلخوری و ناراحتی ایشان از شما شده و به این صورت بروز می دهند.
بنظر میرسد بهتر است این دغدغه ی خود را به عنوان سوال با دخترتان در میان بگذارید و از طریق ایشان دلیل این رفتار دامادتان را پیگیری کنید.
سربلند و پیروز باشید
۹:۴۰
۹:۴۴
سلام و خداقوتممنون بابت کلاس فوقالعاده مهم و حیاتی که جای این کلاس واقعا واقعا بین زوجین خالی هستای کاش ای کاش این آموزشها شرط ازدواج زوجین بود کهقطعا قطعا قطعا آمار زندگی بهتر بالا تر بود و بدون شک آمار طلاق و جدایی و حتی طلاق عاطفی زوجین خیلی پایینحدود ۹۰ درصد اطرافیان خودم رو میبینم که منشا بیشتر مشکلاتشون از اتاق خواب هستو همچنین خودم و همسرم که حدودا دو سالی میشه که با کانال همسران خوب آشنا شدم و فایلهای صوتی هنر زن بودن رو و هم کتاب رو تهیه کردم و خیلی از مشکلات زندگی بحمدالله برطرف شده و همیشه به ديگران هم توصیه میکنم که حتما استفاده کننتا جایی که دو کتاب خریداری کردم و یکی رو در اختیار اقوام گذاشتم تا بهره ببرن از مطالب
#نظر_یکی_از_اعضای_محترم👆
️ #دریافت_سریع و #آسان فایل صوتی کلاسهای آموزشی استاد پوراحمدخمینی
@hamsaranclass
@hamsaranclass

کانال تربیتی همسران خوب
@hamsaranekhoob
@hamsaranepak
۹:۴۴
1_12176233740.mp3
۰۱:۳۳-۷۲۹.۰۴ کیلوبایت
#مشاوره #خواستگاری_بدون_اطلاع_خانواده
سلام وقت بخیر من دختری هستم ۲۲ ساله. خانومی از بنده برای فرزندشون خواستگاری کردند و خواستند اولین دیدار ما در جایی باشه ک عمومی و جمعیه و فقط صحبت های اولیه و کوتاه رو داشته باشیم با حضور مادر و خود آقا پسر و بنده. و خواستند ک فعلا از این قرار خونواده بنده اطلاعی نداشته باشند. ب نظرتون این کار درسته؟ من باید سر این قرار برم یا نه پافشاری کنم ک حداقل مادرم از این ملاقات باید خبر داشته باشن. البته نظر مادر آقا پسر این هستش ک فقط ی ملاقات کوتاه و البته ظاهری باشه و برای باقی ملاقات خونواده بنده هم در جریان باشن
🟢 پاسخ استاد پوراحمدخمینی
روانشناس و مشاور خانواده

کانال تربیتی همسران خوب
@hamsaranekhoob
@hamsaranepak
سلام وقت بخیر من دختری هستم ۲۲ ساله. خانومی از بنده برای فرزندشون خواستگاری کردند و خواستند اولین دیدار ما در جایی باشه ک عمومی و جمعیه و فقط صحبت های اولیه و کوتاه رو داشته باشیم با حضور مادر و خود آقا پسر و بنده. و خواستند ک فعلا از این قرار خونواده بنده اطلاعی نداشته باشند. ب نظرتون این کار درسته؟ من باید سر این قرار برم یا نه پافشاری کنم ک حداقل مادرم از این ملاقات باید خبر داشته باشن. البته نظر مادر آقا پسر این هستش ک فقط ی ملاقات کوتاه و البته ظاهری باشه و برای باقی ملاقات خونواده بنده هم در جریان باشن
🟢 پاسخ استاد پوراحمدخمینی
۱۱:۱۵
#مشاوره #اضطراب_فراگیر#ترس_از_مورد_قضاوت_قرار_گرفتن
سلام مشکلم اینههمش درحال استرسم ی لحظه آرامش ندارم سرهرموضوعی استرس دارم و اگه موضوعی برای استرس در اون لحظه نباشه نمیتونم فکرم آزاد بزارم زندگی کنمهمش باید یه موضوعی رو پیدا کنم براش استرس داشته باشم نمیتونمبی خیال باشم واینکه اصلا اعتماد به نفس ندارم واز اینکه کاری کنم وحرفی بزنم دیگران راجع ب من چی فک میکنن میترسم از دیگران

پاسخ #مشاور_امین کانال تربیتی همسران خوب، سرکار خانم#ملکیان
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و عرض ادب خدمت شما.
اولین سوال از شما این هست که علت اضطراب شما چیست؟
در این زمینه به صورت حضوری با یک روان شناس و یا مشاور امین و معتقد صحبت بفرمایید.


چند تا نکته هم خدمتتون میگم که به کاهش اضطراب شما کمک میکنن:
خودتون رو از لحاظ معنوی ارتقا بدید. ارتباط بیشتری با خدا و ائمه ی اطهار بگیرید و از اون ها کمک بخواید.
این نکته رو مد نظر داشته باشید که دنیا محل سختی هست و هر کسی یجوری سختی داره، شما وقتی این رو بپذیرید خودتون رو برای مواجهه با اون ها آماده می کنید.
با دوستان و آشنایانی ارتباط برقرار کنید که از لحاظ معنوی و اعتقادی از شما بالاتر باشند و شما پیش اون ها از آرامش برخوردارید.
فعالیت های مفرح و هیجانی که دوست دارید انجام بدید. گاهی اوقات پیاده روی کردن، مطالعه ی کتاب یا رمانی که مورد علاقه ی شماست میتونه به شما کمک کنه.
از بیکار بودن در طول روز پرهیز کنید. خودتون رو با فعالیت های مفید سرگرم کنید. مثل استخر، کوه نوردی، تماشای فیلم با محتوا و ......
در ارتباط با ترس از قضاوت شدن توسط دیگران باید خدمتتون بگم که شما باید یک قاعده را برای خودتان مشخص کنید. در زندکی وقتی هدف شما رضایت و خشنودی خدا باشه اون وقت کارها و حرف هاتون را با وزنه ی رضایت خدا می سنجید و خیالتونراحت هست که دارید کار درست رو انجام میدید. شما هر جوری هم که باشید، برای همیشه نمی تونید دیگران را از خودتون راضی نگه دارید. پس برای شما هدف زندگی باید رضایت الهی باشد.
ان شاءالله که موفق باشید.

کانال تربیتی همسران خوب
@hamsaranekhoob
@hamsaranepak
سلام مشکلم اینههمش درحال استرسم ی لحظه آرامش ندارم سرهرموضوعی استرس دارم و اگه موضوعی برای استرس در اون لحظه نباشه نمیتونم فکرم آزاد بزارم زندگی کنمهمش باید یه موضوعی رو پیدا کنم براش استرس داشته باشم نمیتونمبی خیال باشم واینکه اصلا اعتماد به نفس ندارم واز اینکه کاری کنم وحرفی بزنم دیگران راجع ب من چی فک میکنن میترسم از دیگران
سلام و عرض ادب خدمت شما.
ان شاءالله که موفق باشید.
۲:۱۲
┈••✾•
۲:۱۲
شرایط دعوت از استاد پوراحمدخمینی در مساجد #شهر_مقدس_قم
در راستای جهاد تبيين حوزه خانواده و تربیت و رشد دینی فرزندان، استاد پوراحمدخمینی بنا دارند جهت تدریس و سخنرانی در مساجد شهر مقدس قم حضور یابید.
متقاضیان دعوت از ایشان (فقط در مساجد شهر مقدس قم) وارد شوند
https://eitaa.com/farzandan_hajqasem
موسسهفرزندانانقلابی زمینهساز ظهور؛ قم
در راستای جهاد تبيين حوزه خانواده و تربیت و رشد دینی فرزندان، استاد پوراحمدخمینی بنا دارند جهت تدریس و سخنرانی در مساجد شهر مقدس قم حضور یابید.
متقاضیان دعوت از ایشان (فقط در مساجد شهر مقدس قم) وارد شوند
۱۱:۰۲
۱۳:۰۰
1_12266419977.mp3
۰۴:۵۹-۲.۲۸ مگابایت
#مشاوره #لجبازی_فرزند_نوجوان
سلام وقت بخیرببخشید مزاحم شدمببخشید ی پسر ۱۲ساله دارم الان چندوقته خیلی لج بازی میکنه صداش میبره بالا مثلا الان دوجلسه لج بازی میکنه وکلاس زبانش هم نمیرهبه نظرشما چطوری باهاش رفتارکنم که برگرده به کلاسش و رفتارخوبی داشته باشههرچی هم بهش میگیم اصلا مثلی براش حرفامون اهمیت ندارهخیلی رو اعصابمونهمثلا چندوقت پیش ازطرف مدرسه میخواستن برن مشهد نگران کلاسش بود الان میگه من دگه نمیرم کلاس اصلا دوست ندارم که برم ازاین حرفانمیدونم چکارکنم میریزم بهم ی خورده داد بیداد میکنم سرش دوباره پشیمون میشم کلافه شدم نمیدونمنه حرف به خوبی به گوشش میره نه به بدیممنون میشم کمکم کنین
🟢 پاسخ استاد پوراحمدخمینی
روانشناس و مشاور خانواده

کانال تربیتی همسران خوب
@hamsaranekhoob
@hamsaranepak
سلام وقت بخیرببخشید مزاحم شدمببخشید ی پسر ۱۲ساله دارم الان چندوقته خیلی لج بازی میکنه صداش میبره بالا مثلا الان دوجلسه لج بازی میکنه وکلاس زبانش هم نمیرهبه نظرشما چطوری باهاش رفتارکنم که برگرده به کلاسش و رفتارخوبی داشته باشههرچی هم بهش میگیم اصلا مثلی براش حرفامون اهمیت ندارهخیلی رو اعصابمونهمثلا چندوقت پیش ازطرف مدرسه میخواستن برن مشهد نگران کلاسش بود الان میگه من دگه نمیرم کلاس اصلا دوست ندارم که برم ازاین حرفانمیدونم چکارکنم میریزم بهم ی خورده داد بیداد میکنم سرش دوباره پشیمون میشم کلافه شدم نمیدونمنه حرف به خوبی به گوشش میره نه به بدیممنون میشم کمکم کنین
🟢 پاسخ استاد پوراحمدخمینی
۱۸:۵۲
تا به خانه میرسد، میگوید تصادفی را دیدم! نمیخواهد بگویید.اصلا خبرهای منفی را در منزل نگویید.شما را به خدا قسم میدهم اینها را رعایت کنید؛ ضربههایی به خانواده زده میشودکه جبران نمیشود. چیزهای پریشان کننده نگویید.به همسر و بچهها آرامش دهید.
۹:۰۷
۱۷:۵۰
1_24518495279.mp3
۰۳:۲۶-۳.۲۳ مگابایت
۱۸:۵۲