سلام به روی ماهتون 
عباداتتون قبول.شده گاهی حس کنید زمان از دستتون در رفته؟ 
انگار عقربهها برای خودشون میچرخن و ما فقط داریم دنبالشون میدویم تا به افطار و سحر و کارهای تمومنشدنی برسیم. 
این جور وقتها آدم یه جوری «تعلیق» رو تجربه میکنه؛ انگار اختیارِ هیچی دست خودش نیست. اما حقیقت اینه که حالِ خوبِ زندگی، بیشتر از اینکه به اتفاقاتِ بزرگِ بیرونِ خونه ربط داشته باشه، به همین «ریتمهای کوچکِ» توی خونه بنده. 
۱۴:۱۷
آدم وسطِ شلوغیهای دنیا، باید بتونه یه مرز بکشه دورِ ثانیههاش. وقتی ما آگاهانه انتخاب میکنیم که فلان ساعت بخوابیم یا فلان کار رو انجام بدیم، یعنی هنوز فرمانِ زندگی دست خودمونه، نه دستِ هیاهویِ بیرون. 
بیاین از امروز، به جای اینکه اجازه بدیم زمان ما رو با خودش ببره، ما سوار بر زمان بشیم. حتی شده با جابجا کردنِ نیمساعت از برنامهمون، به خودمون ثابت کنیم که هنوز «مدیرِ» حالِ دلِ خودمون هستیم. 

۱۴:۱۷
خب، برای اینکه این حسِ «تسلط بر ریتمِ زندگی» رو از همین امشب شروع کنیم، یه قرارِ ساده داریم.
یادتون باشه، وقتی خستهایم، دنیا رو خاکستریتر از چیزی که هست میبینیم. پس برای اینکه فردا رو با یه دیدِ روشنتر و انرژیِ بیشتر شروع کنیم، چالشِ روز چهارمِ رمضان رو اینطوری میریم جلو:
۱۴:۲۶
روز چهارم: بازپسگیریِ ریتمِ خواب 

امشب قرارمون اینه: نیم ساعت زودتر از هر شب، به غوغایِ دنیا و گوشی و فکر و خیال «خداحافظ» بگیم و بریم برای استراحت.
این نیم ساعت، فقط برای خوابیدن نیست؛ برای اینه که به خودمون یادآوری کنیم: «من اونقدر برای خودم ارزش قائلم که نذارم خستگی، توانِ فکر کردن و لبخند زدنم رو ازم بگیره.»کی حاضره امشب با این نیم ساعت، یه مرزِ قشنگ دورِ آرامشش بکشه؟ با یه «
» اعلام آمادگی کنید. 

امشب قرارمون اینه: نیم ساعت زودتر از هر شب، به غوغایِ دنیا و گوشی و فکر و خیال «خداحافظ» بگیم و بریم برای استراحت.
۱۴:۲۸
شده یه وقتایی حس کنید انگار توی یه «اتاقِ پُر از دود» گیر افتادید؟
همه دارن میدوَن، همهجا شلوغه، همهجا پر از حرف و خبر و اضطرابِ فرداست... جوری که آدم یادش میره آخرین بار کی یه نفسِ عمیق کشیده که تا تهِ ریههاش بره.
راستش من فکر میکنم این روزها، بزرگترین هنرِ ما اینه که یادمون نره «آدمیزاد» هستیم.آدمیزادی که نیاز داره لابلایِ این همه هیاهو، یه جایی برای خودش داشته باشه. یه نقطهیِ امن که هیچکس و هیچ خبری بهش دسترسی نداشته باشه.بیاین امروز به جای اینکه غصهی چیزهایی رو بخوریم که دست ما نیست، بچسبیم به همین چیزهای کوچیکی که مالِ خودمونه. به همین که چای رو با آرامش دم کنیم، به اینکه به گلدونها برسیم، یا اصلاً به اینکه به خودمون برسیم. 
گاهی وقتها «زندگی کردن» لجبازانهترین کاریه که آدم میتونه در برابرِ همهی اون تلخیها انجام بده. اینکه نذاریم اون دود بیرون، بیاد توی خونهمون و چشمامون رو بسوزونه. همین!
@hanil_life
همه دارن میدوَن، همهجا شلوغه، همهجا پر از حرف و خبر و اضطرابِ فرداست... جوری که آدم یادش میره آخرین بار کی یه نفسِ عمیق کشیده که تا تهِ ریههاش بره.
@hanil_life
۱۳:۳۶
خب، حالا برای اینکه یه قدم واقعی برایِ خودمون برداریم، چالش امروز روز پنجم رو خیلی ساده برگزار میکنیم. 
۱۳:۳۷
ما معمولاً وقتی فکرمون مشغوله، یادمون میره که جسممون چقدر داره تحتِ فشار قرار میگیره. بدن که خشک و بیرمق بشه، ذهن هم زودتر خسته میشه.
۱۳:۳۷
روز پنجم: مهربونی با خود با ۸ لیوان آب 

قرارمون اینه: امشب از افطار تا سحر، حواسمون به این ۸ لیوان باشه.نه به خاطرِ سلامتی و این حرفهایِ همیشگی؛ فقط به خاطرِ اینکه به خودمون بگیم: «من حواسم بهت هست. من نمیذارم توی این شلوغیها فراموش بشی.»
یه پارچِ خوشگل بذارید دمِ دستتون، توش اگه دوست داشتید یکم نعنا یا گلاب بریزید 
قرارمون اینه: امشب از افطار تا سحر، حواسمون به این ۸ لیوان باشه.نه به خاطرِ سلامتی و این حرفهایِ همیشگی؛ فقط به خاطرِ اینکه به خودمون بگیم: «من حواسم بهت هست. من نمیذارم توی این شلوغیها فراموش بشی.»
۱۳:۴۰
کیا پارچِ آبشون رو آماده کردن؟ یه استیکرِ آب (
) یا یه قلب بذارید که بدونم حواستون به خودِ قشنگتون هست. 


۱۳:۴۰
سلام و نور به هانیلیهای عزیز 🩵
ببخشید امروز یه کوچولو (
) دیر رسیدم... روز خیلی شلوغی بود!
شرمنده اگه نگران شدین یا منتظر موندین. امشب هستید یه کم باهم حرف بزنیم؟
چند دقیقه وقت دارید؟🫠
۱۸:۳۲
داشتیم به این فکر میکردم که این روزا اینستاگرام و تلگرام و اینا چقدر میتونن حال آدم رو عوض کنن. نه لزوماً به خاطر اخبار بد، نه. گاهی فقط با یه سری عکس...مثلاً همین الان برید یه سر به پیجها بزنید. پر از عکس سفرههای افطار با کلی خوراکیهای رنگارنگ.بعد آدم یهو به خودش میگه: "وای، ما چی دارشتیم واسه افطار؟!" 
شما هم این حس رو داشتید؟ راستشو بگیدا
شما هم این حس رو داشتید؟ راستشو بگیدا
۱۸:۳۳
این حس مقایسه، یه چیز طبیعیه. همه ما گاهی دچارش میشیم.اما نکته ظریف اینجاست: ما معمولاً خودمون رو با یه تصویر کامل مقایسه میکنیم، نه با یه واقعیت.
چون اون عکسهایی که میبینیم، فقط یه برش کوچیک از یه روز پرمشغلهست.
پشتش کلی تلاش بوده، کلی برنامهریزی.همون قدر که سفرهی ما ساده بوده، سفرهی اونها هم میتونه ساده باشه، فقط اونا اون لحظه کامل رو به نمایش گذاشتن.

چون اون عکسهایی که میبینیم، فقط یه برش کوچیک از یه روز پرمشغلهست.
۱۸:۴۸
حالا اگه یه کم عمیقتر نگاه کنیم، یه چیز جالب میبینیم:
چیزی که واقعاً تو خونهها میگذره، اصلاً قابل مقایسه با این عکسها نیست.همون لحظهای که بچه اولین لقمه رو میگیره و میگه "ممنون مامان".
همون وقتی که همه دور هم جمع میشن و یه نفر یه خاطره تعریف میکنه و همه میخندن.
همون چایی سادهای که بعد افطار کنار هم میخوریم.
🫖اینها رو کسی نمیتونه توی یه عکس نشون بده.
اینها اصلاً قاب نمیشن.اما اینها زندگی واقعی ماست. و اینهاست که موندگار میشه تو خاطرهها.
چیزی که واقعاً تو خونهها میگذره، اصلاً قابل مقایسه با این عکسها نیست.همون لحظهای که بچه اولین لقمه رو میگیره و میگه "ممنون مامان".
اینها اصلاً قاب نمیشن.اما اینها زندگی واقعی ماست. و اینهاست که موندگار میشه تو خاطرهها.
۱۸:۵۰
سفرههای پرزرق و برق یادمون میره، اما اون جمعهای صمیمی رو یادمون میمونه.
۱۸:۵۰
بریم سراغ چالش امروز:امشب سحری، یه جای کوچیک به سبزیجات پخته بدید.نه سالاد (که ممکنه باعث نفخ بشه)، نه خیار و گوجه موقع سحر (که تشنگی میاره).

منظورم یه کم کدو پختهست. یه کاسه سوپ جو. یه کم لوبیا سبز توی خورشت.🥬 فیبرش کمک میکنه آب توی بدنت بمونه. تا عصر دیرتر گرسنه بشی. معده رو اذیت نمیکنه.
سادهست. امتحانش کنید!
سادهست. امتحانش کنید!
۱۸:۵۲
دارم کتاب «قدرت شروع ناقص» جیمز کلیر رو میخونم...
رسیدم به بخشی که بنظرم خیلی مناسب حالِ اینروزهامونه!:ارزش زمان 
۱۱:۳۸
کتاب میگه:«زمان تنها منبعی هست که واقعاً محدود و غیرقابل برگشته.
پول رو میتونی دوباره دربیاری، اما زمان رفته، رفتهست.»واقعاً بهش فکر کردی؟ 🤍هر دقیقهای که میگذره، یا سرمایهگذاری میشه روی زندگیای که میخوای،یا هدر میره روی چیزایی که فردا حتی یادت نمیمونه...

پول رو میتونی دوباره دربیاری، اما زمان رفته، رفتهست.»واقعاً بهش فکر کردی؟ 🤍هر دقیقهای که میگذره، یا سرمایهگذاری میشه روی زندگیای که میخوای،یا هدر میره روی چیزایی که فردا حتی یادت نمیمونه...
۱۱:۴۰
حالا جدی بپرسیم:ما با زمانمون چیکار میکنیم؟!
توی یک ماه و نیم گذشته چقدر از وقتمون رفت پای گوشی؟
اسکرول کردن، خوندن هر خبر جدید، چک کردن وضعیت مملکت هر ساعت، بحث تو کامنتا، استوری دیدن بیوقفه...درسته که وضعیت کشور مهمه، خیلی هم مهمه، آدم نمیتونه بیتفاوت باشه...ولی واقعاً انقدر ارزشش رو داره کهبیشتر وقت مفید روزانهمون رو ببلعه؟چقدر از این زمان میتونستیم بذاریم روی خودمون، خانواده، هدفامون؟ 
۱۱:۴۱
کتاب میگه:هر روز یا ۱٪ بهتر میشی (با عادتهای کوچیک)،
یا ۱٪ عقب میمونی.و این کوچیکها در طول زمان، زندگی رو کامل تغییر میدن.
پس دفعه بعد که داشتی اخبار چک میکردی یا بیهدف اسکرول میکردی...یه لحظه مکث کن و بپرس:این کار ارزش یک ساعت از زمان من رو داره؟
زمانت طلاست، هدرش نده... 
۱۱:۴۱
پس چالش امروزمون اینه که: حداقل ده صفحه کتاب بخونیم!
بیاید کتابهاتون رو معرفی کنید:الان چی میخونید؟ نظرتون راجع بهش چیه؟اسم کتاب + یه جمله در موردش رو کامنت بذارید، منتظرم ببینم! 
🩵
۱۱:۴۲