شهید سید اسدالله لاجوردی متولد ۱۳۱۴ بود و درس حوزه را تا کفایه نزد علما خوانده بود، با شروع مبارزات امام، او هم به این جریان پیوست و در جریان این مبارزه در زندان های رژیم شاه بازداشت شد، بعد از انقلاب از طرف شهید بهشتی دادستان انقلاب شد و بعد ها به ریاست زندان ها منصوب شد، به دلیل نقش مهمی که زندان در بازگشت و توبه مجاهدین خلق انجام میداد، مورد نفرت سازمان منافقین قرار گرفت.شهید لاجوردی در آموزش زندانیان گرفتارِ انحراف ( مجاهدین ) بسیار وقت میگذاشتند. شاهدین دیده بودند بعضی وقتها تا ساعت سه نصفهشب پدرانه و معلمانه با آنها صحبت میکردند. بدون هیچ گونه تحمیلی، بدون هیچگونه تزریق فکر، خودشان آنچه در سیره رسول خدا و ائمه اطهار بود به اینها یاد میدادند.بعضی از آن افراد هم واقعاً تواب شده بودند؛ حتی از اعضای [گروهک] فرقان با راهنمایی و آموزشهای آقای لاجوردی، عدهای به جبهه رفتند و شهید شدند! آقای لاجوردی در زندان که بودند، شیوهنامه یا دستورالعمل زندانبانی اسلامی را نوشتند. و آن زمان با حقوق بشر اسلامی هم تعاملاتی شد تا آن را در سازمان ملل به ثبت برسانند. شهید لاجوردی برای هرکس که قرآن یاد میگرفت، نماز میخواند و درس میخواند مزیت قائل میشد و بحث ادامه تحصیل زندانیان را آقای لاجوردی پایهگذاری کردند و حتی تا مرحله دانشگاه برای زندانیان امتیاز قائل شدند. شهید لاجوردی در زمان مدیریت زندان ها به مدیر کارگاه اوین دستور دادند سه دفترچه برای زندانیها تهیه کند و از این طریق، سهمی از حقوق زندانیان را به خودشان میدادند که در زندان دستشان جلوی کسی دراز نباشد؛ سهمی را به خانوادههایشان میدادند و سهمی را هم [ذخیره میکردند که] وقتی زندانی آزاد میشود با آن سرمایه بتواند کاری شروع کند. در زمان ایشان تعدادی از منافقین که پروندههای سنگینی داشتند( مبارزات مسلحانه و ...) احکامشان صادر شده بود. وقتی آن ها را به محل مجازات میبردند. یکی از پاسدارانی که کنار آقای لاجوردی ایستاده بود به آنان چیزی گفت. در این لحظه آقای لاجوردی با آن پاسدار برخورد کردند و فرمودند: «احترام این افراد تا مرحله مجازات به عهده ماست و مجازاتشان با خداست.» روز بعد هم گفتند که عذر آن پاسدار را بخواهید. حتی تا این حد هم آقای لاجوردی راضی نبودند نسبت به اعدامیها بیاحترامی شود. در نهایت منافقین به دلیل نقش موثر و پدرانه ایشان در بازگشت تعداد زیادی از مجاهدین و کارهای تبلیغی موثر دیگرش، تصمیم به ترور ایشان گرفتند و در روز اول شهریور ماه سال ۱۳۷۷ ایشان را که شش ماه بود از ریاست زندان ها استعفا و به حجره روسری فروشی در بازار برگشته بودند، ترور کردند .در دهه هفتاد در اوج دوران سازندگی و مدیران اشرافی، او با دوچرخه سواری پنج صبح از منزلش به بازار میرفت و پنج عصر برمیگشت، و در روز اول شهریور ماه در وسط بازار بین مردم توسط دو نفر از منافقین با کلت کمری به شهادت رسید .
روحش شاد
@hariradeli
روحش شاد
@hariradeli
۳۰.۳K
۹:۴۵