بله | کانال حیات‌نگار
عکس پروفایل حیات‌نگارح

حیات‌نگار

۵۱ عضو
thumbnail
رخدادهایی که پیش از آغاز مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو در برخی دانشگاه‌ها مشاهده شده است، امیدوارم بیش از آنکه حاصل یک برنامه‌ریزی آگاهانه و هدفمند باشد، ناشی از خطا، ناآگاهی و فقدان تشخیص درست موقعیت باشد.
با این حال، فارغ از نیت‌ها، پیامد عملی این حوادث قرار دادن ایران در موقعیتی ضعیف‌تر در عرصه مذاکرات است.
نباید از این نکته غفلت کرد که قدرت اجتماعی و انسجام داخلی یکی از مؤلفه‌های اساسی قدرت ملی و عاملی تعیین‌کننده در هر فرآیند مذاکره است.
#فاطمه_درخشان#عضو_هیئت_علمی_دانشگاه_علامه_طباطبائی
@hayatnegar

۷:۱۸

دانشگاه، بدون حضور دانشجو، چیزی جز سازه‌ای خاموش نیست؛ کالبدی که روح گفت‌وگو و یادگیری از آن گرفته شده است. دانشگاه با سامانه و پلتفرم زنده نمی‌ماند، با «حضور» زنده است.کلاس مجازی، هرچند گاه ناگزیر، جای تجربه‌ی انسانی آموزش را نمی‌گیرد. استادی که دانشجو را نمی‌بیند و واکنشش را حس نمی‌کند، ناخواسته از آموزش زنده فاصله می‌گیرد و آموزش به انتقال صرف محتوا تقلیل می‌یابد.دانشجو ــ با همه‌ی تفاوت‌ها، حتی با مخالفت‌ها و ناملایمات ــ بخشی از حیات دانشگاه است؛ چرا که دانشگاه محل اندیشیدن و گفت‌وگوست، نه هم‌صدایی مطلق. غیبت، این امکان را از هر دو سوی آموزش می‌گیرد.دلتنگ کلاس‌هایی هستم که نگاه‌ها، سکوت‌ها، پرسش‌ها و حتی مخالفت‌ها در آن جریان داشت. دلتنگ دانشگاهی که نفس می‌کشید.مجازی‌شدن، اگر به عادت بدل شود، نه به نفع دانشجوست و نه به نفع آموزش.دانشگاه، بدون دانشجو، دانشگاه نیست.
#فاطمه_درخشان#عضو_هیئت_علمی_دانشگاه_علامه_طباطبائی
@hayatnegar

۲۰:۲۵

thumbnail
میراث سرخ، حماسه‌ی جاودان
در پی شهادت مظلومانه‌ی رهبر عظیم‌الشأن، که به دست رژیم سفاک صهیونیستی و با حمایت مستقیم آمریکای جنایتکار به وقوع پیوست، قلب‌های ما در ماتمی عمیق فرو رفته است. این ضایعه‌ی بزرگ، زخم عمیقی بر پیکر امت اسلام نهاد، اما خون شهیدان، همواره بذر حماسه می‌کارد و راه را روشن می‌سازد.این فقدان عظیم، ما را به یاد سخنان پرمعنایی می‌اندازد که عمق غربت و دلبستگی آن بزرگوار را به یاران حقیقی‌اش به تصویر می‌کشد:
بشکسته‌تر ازخویش ندیدم به همه عمرافسرده دل از خویشم و زندانی خویشمهر چند امین، بسته دنیا نیم امادلبسته یاران خراسانی خویشم
این دلشکستگی و زندانی بودن در خود، نشان از بار سنگین مسئولیت و عظمت روحی ایشان دارد. اما این پایان راه نیست؛ شهادت، قله‌ی رهایی و آغاز جهاد برای ماست.ما، وارثان خون شهدا و ادامه‌دهندگان راه این رهبر فرزانه، سوگند یاد می‌کنیم که در برابر این جنایت، استوارتر بایستیم. ظلم، هر چقدر هم که گسترده باشد، در برابر نور حقیقت، پایدار نخواهد بود. تاریخ گواه است که فریاد مظلومان، دیر یا زود، دامن ظالمان را خواهد گرفت.روح بلند ایشان در کنار اولیای الهی آرام گیرد و راهشان پر رهرو باد.
#فاطمه_درخشان#عضو_هیئت_علمی_دانشگاه_علامه_طباطبائی
@hayatnegar

۱۰:۲۳

thumbnail
هنر شفافیت و بازدارندگی؛ نگاهی به کاریکاتورهای جدید کمال شرف
کاریکاتورهای کمال شرف هنرمند یمنی، روایتی موجز و بی‌پرده از تقابل قدرت و توهم است. شرف در این آثار، با زبانی نمادین و فریبنده، پوچی توطئه‌های ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونیستی را در برابر قدرت بازدارنده و استراتژیک ایران به تصویر می‌کشد. این نقاشی‌ها فراتر از یک شوخی سیاسی، پیامی حماسی مبنی بر این دارند که در میدان نبرد ایران، ترس و تهدید دشمنان تنها به ضعف و بی‌اثری آن‌ها منجر می‌شود و قدرت واقعی در دفاع هوشمندانه و قاطع جمهوری اسلامی است.
#فاطمه_درخشان#عضو_هیئت_علمی_دانشگاه_علامه_طباطبائی#هنر_مقاومت
@hayatnegar

۱۱:۲۷

thumbnail

۱۱:۲۷

thumbnail

۱۱:۲۷

thumbnail

۱۱:۲۷

thumbnail
حقیقت میدان: تقابل «مردم-دشمن» به‌جای «دولت-مردم»

undefinedدر روزهایی که سایه تهدیدات خارجی بر سر کشور سنگینی می‌کند، بازنمایی‌های تقلیل‌گرایانه‌ای در فضای رسانه‌ای تلاش دارند تصاویری رمانتیک از استیصال (مانند هلهله برای موشک‌های دشمن) را به کلان‌مفهوم «مردم» تعمیم دهند. این رویکرد، با پیش‌فرض گرفتن تضاد ذاتی میان «دولت» و «ملت»، ادعا می‌کند مردم واقعی کسانی هستند که برای رهایی به آسمانِ پر از بمب‌افکن‌های دشمن چشم دوخته‌اند؛ اما این تقلیل‌گرایی نیازمند کالبدشکافی عمیق است تا مشخص شود آیا این مفهوم صرفا به یک ابزار تقلیل‌یافته‌ی سیاسی تبدیل نشده است؟
undefinedاز منظر تبارشناسی، ورود واژگان مدرنی چون «ملت» در کنار مفاهیم سنتی و کلان‌تری مانند «امت»، به یک خلط مفهومی در ادبیات سیاسی ایران دامن زد. این مسئله، مفهوم مردم را به ابزاری مشروعیت‌بخش برای پیشبرد پوپولیسم تبدیل کرد؛ تا جایی که بزرگ‌ترین مغالطه شکل گرفت: فرضِ تقابلِ ذاتیِ جامعه با نظام سیاسیِ برآمده از اراده جمعی، تقابلی که در واقعیت عملا معادل «خودزنی» است.
undefinedاین توهمِ تضاد، نه یک ویژگی ذاتی، بلکه پیامدی تاریخی از روند حکمرانی و تحولات ساختاری است. فرافکنی‌های سیاسی برخی جریان‌ها برای سلب مسئولیت از خود در برابر انتخاب‌های غلط، در کنار تغییرات پرشتاب نسلی، گسترش شهرنشینی و توسعه‌ی رسانه‌های نوپدید، لایه‌های جدیدی از مطالبات را ایجاد کرد که دیوان‌سالاری کشور با آن‌ها همگام نشد. افزون بر این، غلبه‌ی تئوری‌های وارداتی جامعه‌شناسی که پیچیدگی‌های ایران را در دوگانه‌ی متضاد «دولت اقتدارگرا در برابر جامعه‌ی مدنی» تقلیل می‌دادند، به این گسست ادراکی رسمیت بخشید. ترکیب این ناکارآمدی‌های بوروکراتیک و تحلیل‌های دوقطبی‌ساز، بهانه‌ی لازم را به جریان‌های رادیکال داد تا با موج‌سواری بر نارضایتی‌ها، تصویری جعلی از «حاکمیت» در برابر «مردمی سراسر مخالف» بسازند.
undefinedدر میانه‌ی این قطبی‌سازی‌های رسانه‌ای، پرسش اساسی این است: «کف جامعه» واقعا کجاست؟ واقعیت این است که کف جامعه ساختاری یکدست ندارد. «مردم» صرفا مخالفانِ چشم‌انتظار موشک‌های بیگانه نیستند؛ بلکه شامل مدافعان کشور در شب‌های پرالتهاب و همچنین اکثریتِ خاموش و گسترده‌ای است که با هرگونه جنگ و خدشه‌دار شدن تمامیت ارضی عمیقاً مخالف‌اند. این طیف وسیع، دغدغه‌ی زندگی، امنیت و اصلاح امور را دارند و با ویرانی کشور سر سازگاری ندارند. وقتی مفهوم مردم توسط اقلیتی رادیکال مصادره می‌شود، صدای این اکثریتِ دغدغه‌مند ذبح شده و استیصالِ ناشی از جنگ روانیِ عده‌ای معدود، با هیاهوی رسانه‌ای جعل می‌شود و جای اراده واقعی را در بزنگاه‌ها می‌گیرد.
undefinedتوجیه پناه بردن به دشمن با استناد به برخی گسست‌های تاریخی و جست‌وجوی منجی در بیرون از مرزها، قیاسی خطرناک و مع‌الفارق است. پناه بردن به بیگانگان برای فرار از مشکلات داخلی، نماد دقیق خودکشی ناشی از فقدان تحلیل است؛ چرا که منطقِ آن همواره ثابت است: آزادی هیچ‌گاه از پیوند ویرانی و مداخله‌ی خارجی به دست نمی‌آید. مردم بودن صرفاً ژست مخالفت گرفتن و شبیه حاکمان لباس نپوشیدن نیست؛ بلکه داشتن راهبرد و تقابل فعالانه در سطوح تمدنی است. صدای واقعی مردم، هلهله زیر بمبارانِ ویرانگر نیست؛ بلکه اراده‌ی جمعیِ ملتی است که با وجود تمام نقدها، گلایه‌ها و فشارهای اقتصادی، راه نجات را در استقلال، اصلاح درونی و ایستادگی می‌بیند، نه در فرش قرمز پهن کردن برای موشک‌هایی که تفاوتی میان موافق و مخالف قائل نیستند.
undefined #فاطمه_درخشانعضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائیundefined #محمد_حسن_محبوبیپژوهشگر علوم اجتماعی
@hayatnegar

۱۳:۴۱

thumbnail

۱۳:۴۱

بازارسال شده از فصلنامه اقلیما
undefinedاز سنگر خانه تا میدان مقاومت؛ بازخوانی نقش زن ایرانی در روزهای بحران
دکتر فاطمه درخشان، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی
undefined#یادداشت_اختصاصی
در شرایط حساس کنونی که کشور با تهدیدات و ناامنی‌های ناشی از جنگ مواجه است، پرسش از جایگاه و نقش زنان، از مهم‌ترین دغدغه‌های اجتماعی و فرهنگی است. زن ایرانی در تداوم مسیر تاریخی خود، از انقلاب اسلامی تا امروز، توانسته است تصویری نو از زن مسلمان ارائه دهد؛ تصویری که در بیانات مقام معظم رهبری از آن با عنوان الگوی جدید از زن ایرانیِ مسلمان یاد شده است. الگویی که زن را به عنوان انسانی مؤمن، فعال و آگاه معرفی می‌کند که در متن جامعه حضور دارد و با لطافت، عقلانیت و ایمان، تحولات اجتماعی را معنا می‌بخشد.مطابق با بیانات رهبر معظم انقلاب، زن نیازی به جایگاهی مصنوعی یا تشریفاتی ندارد؛ زیرا در وجود او گرمای محبت، زیبایی روح، و قدرت تربیت نهفته است. این ویژگی است که او را به محور آرامش در خانه و رکن پایداری در جامعه تبدیل می‌کند. در دیدگاه رهبری، زن می‌تواند در میدان اجتماعی و علمی فعال باشد و هم‌زمان وظیفه الهی خود در ساخت درونی‌ترین سنگر جامعه، یعنی خانواده را حفظ کند. او «می‌تواند زن باشد، عفیف و محجبه و شریف، و در عین حال در متن و مرکز»، زنی که نه تنها نماد عفاف و وقار است، بلکه مظهر خرد، تدبیر و ایثار نیز هست.در مشاهدات میدانی این روزها، این الگو به شکلی عینی و درخشان قابل لمس است. در هنگامه اضطراب و ناامنی، زمانی که صدای هشدارها و انفجارها در شهر می‌پیچد و کودکان در دل ترس فرو می‌روند، این زنان‌اند که با صدای نرم و نگاه مطمئن خود، آرامش را بازمی‌گردانند. آنان فرزندان را در آغوش می‌گیرند، دعا می‌خوانند، چراغ خانه را روشن نگه می‌دارند و در نگاه کودکان، تصویری از اطمینان و امید به آینده ترسیم می‌کنند. در کنار این نقش درونی، زنان در میدان نیز حضور دارند: در سازمان‌دهی همیاری‌های مردمی، در آماده‌سازی پناهگاه‌ها و کمک‌های شبانه در خیابان‌ها، و در پشتیبانی از رزمندگان. آنان نه صرفاً ناظران وقایع، بلکه کنشگران فعال تحولات‌اند.نقش امروز زن ایرانی، ادامه همان سیر تکاملی است که انقلاب اسلامی آغاز کرد: ترکیب ایمان با عقلانیت، عاطفه با اقتدار، لطافت با اراده اجتماعی. زن امروز با تکیه بر هویت اسلامی ـ ایرانی خویش، می‌تواند چراغ استقامت را در دل خانواده روشن نگه دارد و با حضور آگاهانه در صحنه‌های اجتماعی، تضمین‌کننده تداوم مقاومت ملی باشد. در حقیقت، زنان نه‌تنها پاسداران آرامش خانه‌اند، بلکه حافظان امید در کوچه‌ها و میدان‌ها نیز هستند زنانی که در هیاهوی جنگ، رسالت خود را در آفرینش صلح، ایمان و پایداری بازمی‌یابند.
undefined فصلنامه اقلیما | #اقلیما_مجازیمجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه
eqlimamag.irundefined @Eqlima_Mag

۱۰:۵۹

از ابتلاء تا بیعت: بازتجلی نسبت امام و امت
«هوالحاکم»
پس از شهادت شصت‌ویکمین نفس مطهرِ سلسله زعامتِ منجیِ قائم، عرصه اجتماعی پیروان ولایت فقیه، خاصه در ایران، شاهد بستری از ابتلاء بود که به تبع آن زمینه رشد مردم در مسیر دستیابی به امت واحده مهدوی فراهم آمد.
نظام اسلامی که متشکل از دو رکن «امام» و «امت» است و در بستر ارتباط و تعامل میان این دو رکن معنا می‌یابد، امروز به مرحله‌ای از رشد و بالندگی رسیده است که ان‌شاءالله زمینه‌ساز شکل‌گیری امت ظهور در کامل‌ترین صورت خود خواهد شد.
از میان رفتن و شهادت امام خامنه‌ای زمینه‌ای فراهم ساخت تا امت اسلام در میدان ابتلاء قرار گیرند و خود را بیش از پیش در معرض عمل به وظیفه و ادای تکلیف الهی ببینند. امت از نخستین ساعات اعلام شهادت امام و ولیّ خویش، میدان را در دست گرفت؛ از نخستین تجمع در میدان انقلاب گرفته تا اجتماعات خون‌خواهی و پاسداری از میراث امام شهید خود ــ با مقاومت در برابر جبهه کفر ــ که در ساعات پس از افطار در محله‌های گوناگون شهر شکل گرفت.
پس از گذشت یک هفته، فضای حاکم بر انتظارها و کنشگری‌های مردمی به سمت معرفی امام از سوی خبرگان رهبری جهت یافت و مردم، همسو با خواص انقلابی، بی‌وقفه در تلاطم برای استمرار سایه ولایت بر سر خویش بودند. در همان حال که زیر فضای سرد و آلوده ناشی از تعدی جبهه کفر، حضرت حق را به اسماء خویش می‌خواندند، ابر رحمت الهی این امت را دربرگرفت و آنان شیرینی استمرار سایه ولایت و امامت را چشیدند؛ چنان‌که در روز بعد، اجتماعات مردمی در میادین شهرها با محوریت بیعت با ولیّ جدید شکل گرفت.
این رخدادها در شرایطی رقم خورد که هم‌زمان با نبرد تمدنی و فرهنگی غرب علیه جهان اسلام، از جمله ایران، فضای فکری، سیاسی و اجتماعی جامعه نیز تحت تأثیر این هجوم نظری قرار گرفته است. مبانی علوم انسانی اومانیستی که به انقطاع انسان از حقیقت عالم می‌انجامد، از سوی روشنفکران غرب‌گرا در جامعه ترویج و بسط داده می‌شود. این مبانی با پدید آوردن سازوکارهای حقوقیِ کثرت‌گرایِ نفس‌محور، وعده نظام لیبرال‌دموکراسی و ذیل آن «جامعه مدنی» را مطرح کرده و در پی جایگزینی روندهای دموکراتیک مبتنی بر زدودن ارزش‌های دینی از عرصه اجتماعی‌اند. از همین رو، با اقتدارگرا و پدرسالارانه خواندن جایگاه ولایت فقیه و سر دادن شعار «دیکتاتور! دیکتاتور!» درصدد تضعیف و برچیدن این نظام دینی و دو رکن بنیادین آن، یعنی امام و امت، بوده‌اند.
نمونه‌هایی از این تلاش حتی در دوران جنگ و پیش از معرفی نائب‌الامام نیز مشاهده می‌شود؛ زمانی که برخی جریان‌های لیبرال کوشیدند با توصیه به تعویق انتخاب رهبر جدید، به‌تدریج این نظام امام‌محور را به سیستمی لیبرال و دموکراتیزه بدل سازند.
آنچه در روزهای اخیر و در متن این مواجهه و نبرد رخ داد، تجلی اعتقاد قلبی خیل عظیم مردم به ساختار جامعه مبتنی بر وجود امام و شکل‌گیری امت واحد حول آن امام بود. مردم با انسجام معرفتی، پر کردن خلأها و تقویت روحیه همدلی، در مسیر شکل‌گیری امت ظهور گام برداشتند و با حال اضطرار و روح استغاثه، خواستار تداوم سایه امامت بر سر خویش شدند. بدین‌سان، مردم خود را در چارچوب این نظام تعریف کرده و برای بسط و تحقق آن به میدان آمدند.
همه این رخدادها به برکت خون نفس زکیه امام خامنه‌ای رقم خورد و ان‌شاءالله بسطی جهانی یافته و نظام لیبرال‌دموکراسیِ ازخودبیگانه‌کننده بشر را به نظام جهانیِ امام و امت، به امامت حضرت حجت (عج)، مبدل سازد.
در عین حال، این مسیر همچنان ادامه دارد و از آحاد مردم انتظار می‌رود با حفظ حضور آگاهانه و مسئولانه در صحنه، در پاسداری از این میراث الهی ثابت‌قدم بمانند تا سرانجام، پیروزی کامل سپاه حق بر جبهه باطل تحقق یابد.
undefined #فاطمه_درخشانعضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائیundefined#علی_مستعانپژوهشگر علوم اجتماعی
@hayatnegar

۲۰:۵۱

thumbnail
فرسایش سرمایه اجتماعی در جامعه جنگ‌زده: تحلیلی بر توییت‌های شهروندان اسرائیلی
undefinedروایت‌های کوتاهی که شهروندان اسرائیلی در شبکه‌های اجتماعی از تجربه روزمره جنگ منتشر می‌کنند، اغلب فراتر از بیان احساسات فردی‌اند و می‌توان آن‌ها را به‌عنوان نشانه‌هایی از وضعیت اجتماعی یک جامعه در شرایط بحران خواند. مجموعه توییت‌ها، تصویری از جامعه‌ای ارائه می‌دهند که در آن جنگ به‌تدریج به عاملی برای فرسایش سرمایه اجتماعی تبدیل شده است؛ یعنی همان شبکه اعتماد، همبستگی و مشروعیتی که رابطه میان شهروندان و نهادهای سیاسی را سامان می‌دهد.
undefinedیکی از نخستین نشانه‌های این فرسایش، شکاف میان روایت رسمی و تجربه زیسته شهروندان است. در این توییت‌ها بارها به وعده‌ها و ارزیابی‌های پیشین سیاستمداران اشاره می‌شود و اکنون با لحنی آمیخته به تردید و کنایه مورد پرسش قرار می‌گیرد. هنگامی که شهروندان در زندگی روزمره خود با ناامنی، آژیرهای مداوم و تهدیدهای واقعی مواجه می‌شوند، اما در سطح رسمی با روایت‌هایی از کنترل اوضاع یا موفقیت‌های راهبردی روبه‌رو هستند، فاصله میان این دو تجربه می‌تواند به کاهش اعتماد عمومی بینجامد. این فاصله، یکی از مهم‌ترین عوامل تضعیف سرمایه اجتماعی در شرایط بحران است.
undefinedدر این میان، آنچه بیش از همه به چشم می‌آید خستگی و فرسایش روانی شهروندان است. توصیف بی‌خوابی، اضطراب دائمی، و رفت‌وآمدهای مکرر به پناهگاه‌ها نشان می‌دهد که جنگ به بخشی از ریتم روزمره زندگی تبدیل شده است. اما این خستگی تنها یک تجربه فردی نیست؛ بلکه به‌تدریج به احساس جمعی از فشار، نااطمینانی و بی‌ثباتی تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، اعتماد به توانایی ساختارهای سیاسی برای تأمین امنیت و ثبات جامعه نیز به چالش کشیده می‌شود.
undefinedنکته مهم دیگر، گسترش لحن کنایه‌آمیز و طنز تلخ در بیان تجربه‌هاست. استفاده از شوخی و طعنه در مواجهه با وضعیت جنگی، در ظاهر ممکن است صرفا راهی برای تخلیه فشار روانی باشد، اما در سطح اجتماعی می‌تواند نشانه‌ای از کاهش اعتماد و افزایش بدبینی نسبت به نهادهای قدرت نیز تلقی شود. طنز در اینجا تنها ابزار خندیدن نیست؛ بلکه شیوه‌ای برای بیان تردید و فاصله‌گیری از روایت‌های رسمی است.
undefinedدر کنار این موارد، توجه به نابرابری در دسترسی به امنیت نیز در این توییت‌ها دیده می‌شود. اشاره به افرادی که پناهگاه ندارند و مجبورند در خیابان‌ها به دنبال مکانی امن بگردند، نشان می‌دهد که حتی در شرایط تهدید مشترک نیز احساس برابری در مواجهه با خطر وجود ندارد. چنین تجربه‌هایی می‌تواند احساس بی‌عدالتی را تقویت کند و یکی از مؤلفه‌های مهم سرمایه اجتماعی، یعنی حس تعلق و همبستگی اجتماعی را تضعیف سازد.
undefinedدر نهایت، شاید مهم‌ترین نشانه فرسایش سرمایه اجتماعی در این پیام‌ها، افزایش مطالبه توضیح و پاسخ‌گویی از سوی شهروندان است. پرسش‌هایی مانند «هدف واقعی این جنگ چیست؟» نشان می‌دهد که بخشی از جامعه دیگر صرفا دریافت‌کننده روایت‌های رسمی نیست، بلکه خواهان توضیحی روشن درباره هزینه‌ها، اهداف و چشم‌انداز جنگ است. این پرسشگری اگرچه می‌تواند نشانه‌ای از پویایی اجتماعی باشد، اما در بستر بی‌اعتمادی و فشارهای مداوم جنگ، بیشتر به شکل تردید و بدبینی نسبت به تصمیمات سیاسی بروز می‌کند.
undefinedدر مجموع، این توییت‌ها را می‌توان بازتاب جامعه‌ای دانست که در آن جنگ نه‌تنها امنیت فیزیکی، بلکه سرمایه اجتماعی را نیز تحت فشار قرار داده است. تجربه مداوم ناامنی، شکاف میان روایت رسمی و واقعیت روزمره، احساس نابرابری و گسترش لحن کنایه‌آمیز همگی نشانه‌هایی از فرآیندی هستند که در آن اعتماد عمومی به تدریج فرسایش یافته و رابطه میان شهروندان و ساختارهای سیاسی دچار تنش و تردید شده است.
undefined #فاطمه_درخشانعضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی
@hayatnegar

۱۴:۰۴

thumbnail

۱۴:۰۴

thumbnail

۱۴:۰۴

thumbnail

۱۴:۰۴

وحدت اجتماعی؛ صورت‌بندی جهاد تبیین در روزهای مضیقه
تجربه تاریخی جوامع نشان می‌دهد که وحدت اجتماعی معمولاً نه در روزهای عادی، بلکه در لحظات مضیقه و فشار خود را آشکار می‌کند. زمانی که جامعه با تهدیدی بیرونی یا بحرانی فراگیر مواجه می‌شود، خطوط پنهان همبستگی اجتماعی نمایان می‌گردد و ظرفیت واقعی ملت برای ایستادگی روشن می‌شود. از همین رو حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب در اولین متن بیانات خویش تأکید کرده‌اند که «نباید بر وحدت بین آحاد و اقشار ملت ـ که معمولاً در مواقع مضیقه نمود خاصی پیدا می‌کند ـ خدشه‌ای وارد شود»؛ هشداری که نشان می‌دهد در چنین شرایطی، وحدت دیگر صرفاً یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه به ضرورتی راهبردی برای عبور از بحران تبدیل می‌شود.
در منطق جهاد تبیین ـ مفهومی که در سال‌های اخیر از سوی رهبر شهید انقلاب، حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (ره)، به عنوان یکی از الزامات میدان تقابل شناختی و رسانه‌ای مطرح شد ـ وحدت اجتماعی نه محصول حذف تفاوت‌ها، بلکه نتیجه جهت‌گیری صحیح کنش‌ها است. آنچه جامعه را از درون دچار فرسایش می‌کند، صرفاً اختلاف دیدگاه‌ها نیست، بلکه کنش‌های نادرستی است که مرزهای اجتماعی را مخدوش می‌سازد و میدان را برای بهره‌برداری دشمن فراهم می‌کند. از همین منظر است که تشخیص «نقش صحیح» در شرایط پیچیده، به یکی از مهم‌ترین الزامات کنش اجتماعی تبدیل می‌شود.
در روزهای جنگ و فشار همه‌جانبه، مسئله اصلی صرفاً «حضور در صحنه» نیست؛ بلکه چگونگی حضور اهمیت دارد. حضور مؤثر، حضوری است که به تقویت انسجام اجتماعی بینجامد، نه به تضعیف آن. همان‌گونه که در بیانات اخیر رهبر انقلاب اسلامی تأکید شده است، باید «حضور مؤثر در صحنه حفظ شود؛ چه به‌صورتی که در این روزها و شب‌های جنگ از خود نشان دادید و چه در قالب نقش‌آفرینی‌های گوناگون در عرصه‌های اجتماعی، سیاسی، تربیتی، فرهنگی و حتی امنیتی». اهمیت این تأکید در آن است که کنش اجتماعی در چنین شرایطی باید با درک درست از جایگاه خود و بدون خدشه وارد کردن به وحدت عمومی صورت گیرد.
جهاد تبیین در این معنا، سازوکاری برای مدیریت تعارض‌ها درون وحدت است. جامعه‌ای که در وضعیت جنگ ترکیبی قرار دارد، ناگزیر با تکثر نقش‌ها، صداها و کنش‌ها مواجه است. اما آنچه این تکثر را به ظرفیت تبدیل می‌کند، وجود یک افق مشترک و مرز روشن با دشمن است؛ همان مرزبندی‌ای که در ادبیات جهاد تبیین همواره مورد تأکید قرار گرفته است. هر کنشی که این مرز را تضعیف کند یا اولویت تقابل را از دشمن به درون جامعه منتقل سازد، حتی اگر با نیت خیر انجام شده باشد، در عمل از منطق جهاد فاصله می‌گیرد.
نکته اساسی آن است که دشمن در شرایط جنگ، بیش از آنکه به دنبال غلبه سخت باشد، به دنبال فرسایش اجتماعی از درون است. شکستن اعتماد، تحریک حساسیت‌های هویتی، برجسته‌سازی اختلافات و تبدیل تفاوت‌های طبیعی اجتماعی به گسل‌های فعال، از مهم‌ترین ابزارهای این راهبرد است. در چنین وضعیتی، جهاد تبیین ـ به تعبیر رهبر شهید انقلاب ـ تلاشی برای روشن نگه داشتن مرزهای حقیقت و جلوگیری از غبارآلود شدن فضای اجتماعی است؛ تلاشی که یکی از مهم‌ترین نتایج آن، صیانت از سرمایه وحدت ملی است.
از این منظر، نقش‌آفرینی صحیح به معنای سکوت یا کناره‌گیری نیست؛ بلکه به معنای کنش مسئولانه و آگاهانه است. کنشی که پیامد اجتماعی خود را می‌سنجد و می‌داند که در شرایط جنگ، هر سخن و هر اقدام می‌تواند یا به انسجام بیفزاید یا به شکاف دامن بزند. به همین دلیل نیز تأکید شده است که «نقش صحیح، بدون خدشه به وحدت اجتماعی، باید به‌خوبی درک و تا حد ممکن به اجرا گذاشته شود».وحدت میان آحاد و اقشار ملت، در این چارچوب، نه یک امر احساسی و مقطعی، بلکه یک کنش آگاهانه جمعی است؛ کنشی که در آن هر فرد، جایگاه خود را در کلیت جامعه می‌بیند و تلاش می‌کند سهم او در مقاومت اجتماعی، به تقویت این کلیت منجر شود. چنین وحدتی امکان استمرار حضور مؤثر در صحنه را فراهم می‌کند و جامعه را از افتادن در دام نزاع‌های فرسایشی حفظ می‌نماید.
در نهایت، جهاد تبیین یادآور این واقعیت است که پیروزی در شرایط جنگ و فشار، صرفاً محصول قدرت نظامی یا امکانات مادی نیست، بلکه بیش از هر چیز به سلامت درونی جامعه، انسجام اجتماعی و فهم درست از نقش‌ها وابسته است. در این معنا، وحدت خود یکی از مهم‌ترین اشکال جهاد است؛ جهادی که اگر به‌درستی فهم و اجرا شود، توان عبور از سخت‌ترین روزها را برای یک ملت فراهم می‌سازد.
undefined #فاطمه_درخشانعضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائیundefined #محمد_ایمان_هندیانپژوهشگر علوم اجتماعی
@hayatnegar

۲۲:۱۸

بازارسال شده از پندار
thumbnail
undefined پیام دکتر فاطمه درخشانundefined هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی در پی شهادت رهبر معظم انقلاب، آیت الله خامنه ای و حوادث اخیر
undefinedدر میانه‌ی این قطبی‌سازی‌های رسانه‌ای، پرسش اساسی این است: «کف جامعه» واقعا کجاست؟ واقعیت این است که کف جامعه ساختاری یکدست ندارد. «مردم» صرفا مخالفانِ چشم‌انتظار موشک‌های بیگانه نیستند؛ بلکه شامل مدافعان کشور در شب‌های پرالتهاب و همچنین اکثریتِ خاموش و گسترده‌ای است که با هرگونه جنگ و خدشه‌دار شدن تمامیت ارضی عمیقاً مخالف‌اند. این طیف وسیع، دغدغه‌ی زندگی، امنیت و اصلاح امور را دارند و با ویرانی کشور سر سازگاری ندارند.
#فکر_ملی#اساتید_ایران#دانشگاه_علامه_طباطباییundefined@hayatnegarundefined @rouidadpendar

۲۲:۲۸

بازارسال شده از پندار
thumbnail

۲۲:۲۸

بازارسال شده از پندار
thumbnail

۲۲:۲۸

بازارسال شده از پندار
thumbnail

۲۲:۲۸