کارگروه حکمرانی آموزش عالی
[بارگیریِ ایدۀ دانشگاه... ۵٪] . . .
انزوای نخبگانی از آن جایی که در روزهای جنگ، زخمهای «انزوای نخبگانی»، کاریتر از «عوامزدگی علمی» است، بهتر است حق تقدم را به انزوای نخبگانی داده و کمی به دستهبندی و ریشهیابی آن بپردازیم. . . . اگر بخواهیم در یک دستهبندی ساده به انزوای نخبگانی، نگاهی بیندازیم باید بدانیم که ما لزوما همیشه با یک فعل آگاهانه و ارادی از سوی اصحاب دانشگاه یا نخبگان روبهرو نیستیم. به عبارت دیگر گاهی دستِ خودشان نیست! یعنی ضرورتا نمیخواهند از جامعه و واقعیتش فاصله بگیرند، اما میگیرند :) بنابراین انزوای نخبگانی یا ارادی است یا غیر ارادی. هرچند که انزوای غیرارادی، به دلیل غلبۀ رویکردهای سیاستگذارانه، شایعتر، ناملموستر و نامفهومتر از دستۀ ارادی بوده و درک آن، به دقت بیشتری نیاز دارد. ارائه و پیگیری راهکار نیز در این زمینه دشوارتر است. اما تمایز ماهیت ارادی و غیرارادی این پدیده، بر ریشهیابی آن سبقت نمیگیرد. از این رو، در ادامه به لایههایی چند از مسئله انزوای نخبگانی پرداخته میشود:
@HE_Gov
از نظر فلسفی، روایتهای کلان اندیشهورزی که زمانی روشنفکر را به مثابه «راهنما» یا «وجدان بیدار» جامعه تعریف میکردند، فروپاشیدهاند. زمانی که نگرش کلی از میان برود، ما با غیاب کنشگری مواجه خواهیم بود.
۱۳۹
۱۱:۰۰