عکس پروفایل کارگروه حکمرانی آموزش عالیک
۱۸۱ عضو

کارگروه حکمرانی آموزش عالی

«و ما سزاواریم بدانچه منزلت عالی جوییم و بدین خمول و انحطاط راضی نباشیم!»undefinedکلیله و دمنهundefined





undefinedوابسته به مرکز نوآوری و تعالی کوثر:‏https://kosarut.ir/


undefinedارتباط با ما:https://zil.ink/he_gov
کارگروه حکمرانی آموزش عالی
undefined بر لبه تیغ؛ از عوام‌زدگی علمی تا انزوای نخبگانی • دانشگاه همواره میدان کشاکشی میان دو وسوسه خطرناک بوده است: از یک سو فروغلتیدن در ورطه عوام‌زدگی علمی و از سوی دیگر، خزیدن در برج عاج انزوا و گسستن از نبض جامعه. قرار گرفتن در میانه این دو، نه یک نقطه ضعف، که نشانه بلوغ نهادی و رسالت حقیقی دانشگاه است. • عوام‌زدگی در دانشگاه یعنی تنزل معیارهای پژوهش و آموزش به سلیقه بازار هیجانی یا مطالبات سطحی و کوته‌بینانه. یعنی تبدیل شدن استاد به بلاگری که به دنبال اقناع لحظه‌ای جمعیت است و دانشجو به مشتری‌ای که خواستار «فرمول آماده» به جای «تفکر» است. این آفت، دانشگاه را از نهاد تولید فکر به ابزاری در دست قطب‌های قدرت بدل می‌کند. زیرا هنگامی که حقیقت به حراج گذاشته می‌شود، هیاهو و موضع‌گیری‌های هیجانی جایگزین می‌گردند. • اما آن‌سوی بام نیز پرتگاهی عمیق است. بریدن از جامعه و پناه بردن به شاخه‌های خشک و بی‌روحِ علمی، نسل روشنفکران بی‌خاصیت و متخصصانی را پرورش می‌دهد که در خوش‌بینانه‌ترین حالت، درد مردم را تنها «موضوع پژوهش» می‌بینند. وقتی زبان دانشگاه چنان تخصصی و رمزآلود شود که حتی دانشجوی همان رشته نیز در فهم آن درماند، این «دانش» دیگر حلّال مسائل نیست، بلکه دیواری میان کرسی‌های درس، جامعه و بازار است. • راه درست، «میانه‌داری دشوار» است. یعنی حفظ حریم عقلانیت و صبوری در برابر شتاب‌زدگی عامه، اما گشودن درها به روی پرسش‌های واقعی جامعه. نهاد دانشگاه باید همزمان که «فانوس» است، «آینه» نیز باشد؛ روشن‌گر راه‌های نرفته، اما منعکس‌کننده رنج‌ها و نیازهای مردم. این تعادل حاصل نمی‌شود مگر با بازتولید پیوسته «عقل سلیم انتقادی»؛ عقلی که نه خود را اسیر هیاهوی جامعه کند و نه آن‌قدر شکننده شود که از نفس افتاده در کتابخانه‌های خلوت بماند. #نظرگاه undefined@HE_Gov
[بارگیریِ ایدۀ دانشگاه... ۵٪]...undefinedانزوای نخبگانی
از آن جایی که در روزهای جنگ، زخم‌های «انزوای نخبگانی»، کاری‌تر از «عوام‌زدگی علمی» است، بهتر است حق تقدم را به انزوای نخبگانی داده و کمی به دسته‌بندی و ریشه‌یابی آن بپردازیم. ...اگر بخواهیم در یک دسته‌بندی ساده به انزوای نخبگانی، نگاهی بیندازیم باید بدانیم که ما لزوما همیشه با یک فعل آگاهانه و ارادی از سوی اصحاب دانشگاه یا نخبگان روبه‌رو نیستیم. به عبارت دیگر گاهی دستِ خودشان نیست! یعنی ضرورتا نمیخواهند از جامعه و واقعیتش فاصله بگیرند، اما می‌گیرند :)
بنابراین انزوای نخبگانی یا ارادی است یا غیر ارادی.هرچند که انزوای غیرارادی، به دلیل غلبۀ رویکردهای سیاستگذارانه، شایع‌تر، ناملموس‌تر و نامفهوم‌تر از دستۀ ارادی بوده و درک آن، به دقت بیشتری نیاز دارد. ارائه و پیگیری راهکار نیز در این زمینه دشوارتر است.
اما تمایز ماهیت ارادی و غیرارادی این پدیده، بر ریشه‌یابی آن سبقت نمی‌گیرد. از این رو، در ادامه به لایه‌هایی چند از مسئله انزوای نخبگانی پرداخته می‌شود:


undefined@HE_Gov

۱۵۶

۱۷:۲۳