کارگروه حکمرانی آموزش عالی
لایهٔ معرفتی و تاریخی: بحران روایتهای کلان و نسبیگرایی مطلق از نظر فلسفی، روایتهای کلان اندیشهورزی که زمانی روشنفکر را به مثابه «راهنما» یا «وجدان بیدار» جامعه تعریف میکردند، فروپاشیدهاند. زمانی که نگرش کلی از میان برود، ما با غیاب کنشگری مواجه خواهیم بود.
از روشنفکر پیامآور تا روشنفکر نقاد و سپس متخصص محض: ما شاهد گذار از «روشنفکر کلی» به تعبیر ژان-پل سارتر، به «روشنفکر متخصص» به تعبیر فوکو هستیم. روشنفکر متخصص، دیگر ادعای شناخت کلیت جامعه و ارائهٔ راهحل نهایی را ندارد. او فقط میتواند در حوزهٔ تخصصی محدود خود، به نقد امور بپردازد. این تواضع معرفتی، ارزشمند، اما افراط در آن به انفعال و بیعملی در برابر مسائل بزرگ منجر شده است.
ترس از سادهسازی: نخبگان دانشگاهی به شدت نسبت به پیچیدگیهای یک مسئله آگاهند («از سوی دیگر...»، «اما باید دید که...»). این آگاهی، که برای کار علمی ضروری است، آنها را در ارائهٔ تحلیلهای قاطع، راهحلهای عملی و موضعگیریهای شفاف برای عموم، فلج میکند. آنها بیش از آن که نگران اشتباهبودن حرفشان باشند، نگران «پوپولیستی» یا «تقلیلگرایانه» بهنظررسیدن آن هستند. در این میان، خلأ عظیم ایجاد شده در فضای عمومی به وسیلۀ حرّافان پر مدعا اشباع شده و جا را برای سخنان دقیق در آینده تنگ میسازد.
@HE_Gov
۵۳
۱۱:۱۰