عکس پروفایل کارگروه حکمرانی آموزش عالیک
۱۸۱ عضو

کارگروه حکمرانی آموزش عالی

«و ما سزاواریم بدانچه منزلت عالی جوییم و بدین خمول و انحطاط راضی نباشیم!»undefinedکلیله و دمنهundefined





undefinedوابسته به مرکز نوآوری و تعالی کوثر:‏https://kosarut.ir/


undefinedارتباط با ما:https://zil.ink/he_gov
کارگروه حکمرانی آموزش عالی
[بارگیریِ ایدۀ دانشگاه... ۵٪] . . . undefinedانزوای نخبگانی از آن جایی که در روزهای جنگ، زخم‌های «انزوای نخبگانی»، کاری‌تر از «عوام‌زدگی علمی» است، بهتر است حق تقدم را به انزوای نخبگانی داده و کمی به دسته‌بندی و ریشه‌یابی آن بپردازیم. . . . اگر بخواهیم در یک دسته‌بندی ساده به انزوای نخبگانی، نگاهی بیندازیم باید بدانیم که ما لزوما همیشه با یک فعل آگاهانه و ارادی از سوی اصحاب دانشگاه یا نخبگان روبه‌رو نیستیم. به عبارت دیگر گاهی دستِ خودشان نیست! یعنی ضرورتا نمیخواهند از جامعه و واقعیتش فاصله بگیرند، اما می‌گیرند :) بنابراین انزوای نخبگانی یا ارادی است یا غیر ارادی. هرچند که انزوای غیرارادی، به دلیل غلبۀ رویکردهای سیاستگذارانه، شایع‌تر، ناملموس‌تر و نامفهوم‌تر از دستۀ ارادی بوده و درک آن، به دقت بیشتری نیاز دارد. ارائه و پیگیری راهکار نیز در این زمینه دشوارتر است. اما تمایز ماهیت ارادی و غیرارادی این پدیده، بر ریشه‌یابی آن سبقت نمی‌گیرد. از این رو، در ادامه به لایه‌هایی چند از مسئله انزوای نخبگانی پرداخته می‌شود: undefined@HE_Gov
undefined لایهٔ زبانی و مفهومی؛
تخصصی‌شدن افراطی و ظهور «زبان ویژه»



undefinedزایش زبان‌های نامفهوم: علوم مدرن، به‌ویژه در قرن بیستم، به چنان سطحی از انتزاع و تخصص رسیدند که هر رشته، زبان و واژگان خاص خود را آفرید. این زبان، برای ارتباط دقیق میان متخصصان ضروری است، اما به دیواری بلند میان دانشگاه و کوچه و بازار تبدیل شده است. یک جامعه‌شناس، یک فیلسوف پساساختارگرا و یک فیلسوف تحلیلی هرکدام به زبانی سخن می‌گویند که نه‌تنها برای مردم عادی، بلکه برای هم‌قطارانشان در رشته‌های دیگر نیز نامفهوم است.


undefined مسئله فقط پیچیدگی نیست، «عادت واره» زبانی است: این صرفاً سخت‌بودن مفاهیم نیست. دانشگاهیان در فرآیند آموزش، یک «عادت واره» مبتنی بر نگرش بوردیو یا شیوهٔ نگاه، استدلال و سخن‌گفتن خاص پیدا می‌کنند. این عادت‌واره، آن‌ها را از تجربهٔ زیستهٔ بی‌واسطه و روزمرهٔ مردم دور می‌کند. یک اقتصاددان ممکن است بیکاری را با منحنی فیلیپس توضیح دهد، درحالی‌که برای یک کارگر بیکار، این یک فاجعهٔ انسانی است.



undefined@HE_Gov

۱۵۳

۱۸:۰۶