#حافظه_شناسی
یکی از روش هایی كه موجب افزايش ظرفيت حافظه كوتاه مدت ميگردد روش قطعه قطعه کردن اطلاعات و دسته بندی آنهاست؛
مثلاً، اگر بخواهيم اين حروف را به حافظه بسپاريم به دليل زياد بودن آنها با مشكل مواجه هستيم.
«ي، م، ا، ل، س، ا، د، ا، ز، آ، ه، ا، گ، ش، ن، ا، د».
حال اگر تمام اين حروف را به طور معكوس به سه قطعه دسته بندی كنيم كلمات دانشگاه آزاد اسلامی به دست ميی آيد؛ يعنی 16 حرف را در سه قطعه قرار داده ايم و حالا به راحتی در حافظه قابل ثبت هستند.
" />
پسهرچه بتوانید محفوظات را منظمتر و در دسته بندی های معنادار تعریف کنید عملکرد حافظه تان بهتر خواهد بود.
مثلا
با توجه به حفظ محتوامحور، آیات با معانی مرتبط را در دسته بندی های معنایی مشترک قرار دهید.
با حفظ شماره آیه، آیات را در دسته بندی های منظم 5 یا 10 تایی به حافظه بسپارید.
از روش دسته بندی برای تثبیت بهتر آیات و عبارات مشابه استفاده کنید.
#ادامه_دارد
[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
حال اگر تمام اين حروف را به طور معكوس به سه قطعه دسته بندی كنيم كلمات دانشگاه آزاد اسلامی به دست ميی آيد؛ يعنی 16 حرف را در سه قطعه قرار داده ايم و حالا به راحتی در حافظه قابل ثبت هستند.
مثلا
#ادامه_دارد
[
۷:۱۰
#برکات_حفظ
دقت کردین اکثر ما آدم ها ممکنه به داشته های دنیوی...پول...خانه ...فرزند صالح ویلا ...ماشین ...همسر .... لباس.... مدارج درس و دانشگاه... و موفقیت های اطرافیان غبطه بخوریم و یا در دعاهامون از خدا طلب کنیم
ولی بعیده کسی به داشته های معنوی غبطه بخوره
یا بالاترین نعمت معنوی این دنیا را طلب کنه؟؟!!!
بالاترین نعمت این دنیا چیست؟
پاسخ را از محضر رسول الله بشنویم
قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم :
مَنْ اَعْطاهُ اللهُ حِفْظَ كِتابِهِ فَظَنَّ اَنَّ أحَداً أُعطيَ أفْضَلَ مِمَّا أُعطيَ فَقَدْ غَمَطَ أفْضَلَ النِّعمَةِ.
كنزالعمال / ج1/ حديث 2317
هر كس كه خداوند حفظ كتابش را به او اعطا كرده اگر گمان برد به كسي چيزي بهتر از وي داده شده است با فضيلتترين نعمت را كوچك شمرده است.*
حسرت محفوظات فراموش شده در قیامت
حافظان عزیز، همین حدیث شریف به تنهایی برای بیان عظمت و ارزش حفظ قرآن کریم کافی است.
حضرت رسول(ص) حفظ قرآن را "بزرگترین و ارزشمندترین نعمت" معرفی میکنند که خداوند به بنده ای از بندگانش عطا می کند. یعنی تمام نعمات مادی و حتی معنوی که ما در دست بندگان خدا در همه عالم می بینیم و شاید حتی آرزوی به دست آوردنش را داشته باشیم دربرابر نعمت حفظ قرآن کریم به شمار نمی آیند.
حالا اگر خداوند توفیق داشتن چنین نعمت بی بدیلی را به بنده ای عطاکند و او را به داشتن چنین مرتبه ای مفتخر کند آیا قابل قبول است که او به سادگی این بزرگترین نعمت هستی را از دست بدهد. چه چیزی در عالم ارزش از دست دادن چنین نعمت و افتخاری را دارد؟
حافظ, تلاش و کوشش بسیار میکند و حتی شاید سختی ها و مشکلات بسیاری را به جان می خرد تا این سرمایه و نعمت بی بدیل را به دست بیاورد. پس رها کردن و از دست دادن این محفوظات, علاوه بر از کف دادن "افضل النعمه" از بین بردن حاصل همه آن تلاش هایی است که در گذشته داشته است.از همین روست که در روایات مختلف حسرت بی انتهای چنین فردی در روز جزا به تصویر کشیده شده است.
از جمله، امام صادق(ع) فرمودند:"هرکه سوره ای از قرآن را فراموش کند آن سوره با صورتی زیبا و درجه ای بالا دربهشت بر او ظاهر میگردد. چون او را ببیند میگوید تو چقدر زیبا هستی ای کاش تو از آن من بودی! پس میگوید آیا مرا نمیشناسی؟ من فلان سوره هستم و اگر مرا فراموش نمیکردی تو را به این درجه می رساندم."
الکافی/ج۲/ص۶۰۸
حتی بر اساس روایات و نظر علما، اگر فراموش کردن قرآن از روی بی توجهی به قرآن و به قصد کوچک شمردن آن باشد جایز نیست و عقوبت اخروی دارد.
پس شایسته است همه حفاظ اولا شاکر این نعمت بی بدیل که خداوند به آن ها عطا فرموده باشند و ثانیا در حفظ و نگهبانی از این "افضل النعمه" تمام تلاش و توان خود را به کار بگیرند تا سعادت دنیا و آخرت خود را در سایه آن به دست بیاورند.
ان شاالله در روز یوم الحسرت ...حسرت از دست رفتن روزی حفظ قرآنمان را نخوریم
وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ ...
و آنان را از روز حسرت ـ آن گاه که کار از کار بگذرد ـ بترسان...سوره مریم آیه ۳۹
مطمئن باشید اگر روزی شما شده و در مسیر حفظ قرآن قدم گذاشتید یا به فکرتان رسیده ....مطمئن باشید توانش در شما دیده شده
می ماند تلاش و استقامت شما برای حفظ افضل النعمه
[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
دقت کردین اکثر ما آدم ها ممکنه به داشته های دنیوی...پول...خانه ...فرزند صالح ویلا ...ماشین ...همسر .... لباس.... مدارج درس و دانشگاه... و موفقیت های اطرافیان غبطه بخوریم و یا در دعاهامون از خدا طلب کنیم
ولی بعیده کسی به داشته های معنوی غبطه بخوره
یا بالاترین نعمت معنوی این دنیا را طلب کنه؟؟!!!
بالاترین نعمت این دنیا چیست؟
پاسخ را از محضر رسول الله بشنویم
مَنْ اَعْطاهُ اللهُ حِفْظَ كِتابِهِ فَظَنَّ اَنَّ أحَداً أُعطيَ أفْضَلَ مِمَّا أُعطيَ فَقَدْ غَمَطَ أفْضَلَ النِّعمَةِ.
حسرت محفوظات فراموش شده در قیامت
ان شاالله در روز یوم الحسرت ...حسرت از دست رفتن روزی حفظ قرآنمان را نخوریم
وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ ...
و آنان را از روز حسرت ـ آن گاه که کار از کار بگذرد ـ بترسان...سوره مریم آیه ۳۹
مطمئن باشید اگر روزی شما شده و در مسیر حفظ قرآن قدم گذاشتید یا به فکرتان رسیده ....مطمئن باشید توانش در شما دیده شده
می ماند تلاش و استقامت شما برای حفظ افضل النعمه
[
۷:۱۲
بازارسال شده از مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم💝
هر جمعه یک حکمتتمرین اجرای اون تا جمعه بعد ان شاالله
شرح صوتی حکمتهای نهجالبلاغه
شرحی برای فکر کردن، نه فقط شنیدن
حکمت های نهجالبلاغه؛ شنیدنیتر از همیشه
حرف هایی برای توقف، تأمل و ادامهٔ آگاهانهٔ راه
هر جمله یک چراغ، هر حکمت یک راه، و یک قدم به فهم زندگی
برای کسانی که دوست دارند «حکمت» را زندگی کنند نه فقط بخوانند
حکمت هایی که ذهن را روشن و دل را آرام میکند
[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
قسمت های قبل در کانال آرشیو

حکمت های نهج البلاغه امیرالمومنین
[
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۳:۵۰
1_16837934582.mp3
۱۰:۱۸-۹.۴۴ مگابایت
نهجالبلاغه #حکمت_15#پانزدهممحمد رضا رنجبر
[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
قسمت های قبل در کانال آرشیو

حکمت های نهج البلاغه امیرالمومنین
[
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۳:۵۰
پیش از قضاوت، همراه باش!
حکمت ۱۵وَ قَالَ (علیه السلام): مَا كُلُّ مَفْتُونٍ يُعَاتَبُ.
نه هر گرفتار و دردمندی را میتوان شایسته سرزنش دانست؛ چهبسا رنجی که بر دوش میکشد، نه از خطا، بلکه آزمایشی باشد که او را به آستانه صبر و کمال میبرد، گاه مسیری برای پاکی، و گاه تقدیری که او را استوارتر و پختهتر میسازد.
واژه ها:مَا: هرگز، نه، نیستكُلُّ: هر، تمام، همهمَفْتُونٍ: گرفتار، فریبخورده، در فتنهافتادهيُعَاتَبُ: سرزنش میشود، ملامت میشود، نکوهش میشود
حکمت ۱۵وَ قَالَ (علیه السلام): مَا كُلُّ مَفْتُونٍ يُعَاتَبُ.
نه هر گرفتار و دردمندی را میتوان شایسته سرزنش دانست؛ چهبسا رنجی که بر دوش میکشد، نه از خطا، بلکه آزمایشی باشد که او را به آستانه صبر و کمال میبرد، گاه مسیری برای پاکی، و گاه تقدیری که او را استوارتر و پختهتر میسازد.
واژه ها:مَا: هرگز، نه، نیستكُلُّ: هر، تمام، همهمَفْتُونٍ: گرفتار، فریبخورده، در فتنهافتادهيُعَاتَبُ: سرزنش میشود، ملامت میشود، نکوهش میشود
۳:۵۰
شرح:
آدمها، مانند شعلههای شمع و زغال
یک فوتِ ملایم حتی شعلهی شمع را خاموش میکند، اما یک بادِ تند نهتنها شعلهی زغال را خاموش نمیکند، بلکه آن را شعلهورتر هم میسازد.آدمها نیز چنیناند؛ برخی مانند شعلهی شمعاند و در برابر کوچکترین ناملایمتی خاموش میشوند. برخی دیگر درست مثل شعلهی زغال، حتی در سختترین شرایط و شداید، شعله میکشند و نیرومندتر میشوند.آیا آدمهای شکننده سزاوار سرزنشاند؟هرگز! چراکه حد و توان آنها همین است. در طبیعت هم بعضی درختها در برابر بادهای تند مقاوماند، خم میشوند اما نمیشکنند. برخی دیگر اما، در هم میشکنند و خرد میشوند.آیا درختی که شکسته و خرد میشود، سزاوار سرزنش است؟ نه! شاید ریشهاش در زمین سست بوده، شاید خاکش فقیر بوده، شاید سالها تشنگی کشیده است.و این همان قصهی آدمهاست. برخی توان استقامت در برابر طوفان حوادث را دارند و از سختیها عبور میکنند. برخی دیگر نه، میشکنند و سقوط میکنند. اما آیا سزاوار سرزنشاند؟ خیر!
قفس پرنده و دامِ فتنهها
پرندهای را تصور کنید که در دامِ شکارچی گرفتار میشود. آیا سزاوار سرزنش است؟ هرگز!شاید قفس آنقدر ماهرانه طراحی شده که راه گریزی نداشته باشد. شاید گرسنگی، او را به سوی دام کشانده باشد. شاید ناآگاهیاش باعث این اسارت شده باشد.انسانی که در دام فتنهها میافتد نیز چنین است. شاید شرایط او را به اینجا کشانده، شاید نیازهایش او را مجبور کرده، شاید ناآگاهیاش سبب شده باشد. پس همهی انسانهایی که در مسیر خطا قرار گرفتهاند، لزوماً سزاوار سرزنش نیستند، زیرا همه از روی بدی و شرارت اشتباه نمیکنند.
نقش شرایط در خطاهای انسانی
گاهی محیط، گاهی ضعفهای شخصیتی، گاهی ناآگاهی و گاهی نیازها، فرد را به ورطهی اشتباه میکشاند. همهی گرفتاران، مقصر نیستند. برخی مقصرند، اما بسیاری قربانی شرایطاند.بر همین اساس، امام (علیهالسلام) فرمودند: «ما کُلُّ مَفتونٍ یُعاتَبُ»؛ یعنی هر فریبخوردهای سزاوار سرزنش نیست.
ماهی در گل و لای و انسان در گرفتاریها
ماهیای را تصور کنید که در آبی کمعمق گرفتار شده و در گل و لای مانده است. آیا این ماهی سزاوار سرزنش است؟ آیا تقصیر اوست که آب کم شده؟در زندگی نیز چنین است. از نگاه امام (علیهالسلام)، برخی افراد در مشکلاتی گرفتار میآیند که خود باعث آن نبودهاند. شاید جامعه، شاید تربیت، شاید فقر، شاید ناآگاهی یا عوامل دیگر، آنها را در گل و لای خطاها گرفتار کرده باشد.نه هر انسانی که در مسیر اشتباه قرار گرفت، از روی قصد و نیت بد بوده است. گاهی شرایط او را به اینجا کشانده و اگر دستی برای کمک به سمت او دراز شود، دوباره میتواند برخیزد. درست مانند همان ماهی که اگر آبی روانهی او شود، دوباره زنده میشود، نفس میگیرد و زندگی را از سر میگیرد.
به جای قضاوت، راهی برای کمک بیابیم
پس بهجای عجله در قضاوت، باید راهی برای کمک و هدایت او پیدا کرد. بسیاری از افراد، اگر فرصتی دوباره داشته باشند، میتوانند تغییر کنند.این همانند آب گلآلود است که اگر فرصت دهی، زلال میشود.پس حکمت حکیمانه «ما کُلُّ مَفتونٍ»؛ در حقیقت به ما گوشزد میکند که در برخورد با خطای دیگران، با درک و مدارا رفتار کن، نه شتاب در ملامت و نه عجله در قضاوت.و پیش از هر چیز و بیش از هر چیز، ببین و بیندیش که چه عاملی او را به این حال و روز افکنده است.
مانند باغبان، با مهربانی اصلاح کنیم
باغبان، وقتی با نهالی پژمرده روبهرو میشود، آن را از ریشه بیرون نمیکشد، بلکه خاک، آب و فضای آن را بررسی میکند.شما هم، پیش از عتاب، ریشهها و علل خطاها را وارسی کنید. آن هم با گرمی و نرمی، زیرا در بسیاری از موارد، مهربانی مؤثرتر از عتاب و سرزنش است.همانطور که آبیاری بهموقع و با ملایمت، گیاهی خشک را احیا میکند، بسیاری از افراد نیز در سایهی مهربانی، جانی دوباره گرفتهاند و به درختانی تناور تبدیل شدهاند، سایهبانی برای دیگران شدهاند.باید فرصت داد... مثل آب گلآلود که اگر فرصت بدهی، زلال میشود.
[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
قسمت های قبل در کانال آرشیو

حکمت های نهج البلاغه امیرالمومنین
آدمها، مانند شعلههای شمع و زغال
یک فوتِ ملایم حتی شعلهی شمع را خاموش میکند، اما یک بادِ تند نهتنها شعلهی زغال را خاموش نمیکند، بلکه آن را شعلهورتر هم میسازد.آدمها نیز چنیناند؛ برخی مانند شعلهی شمعاند و در برابر کوچکترین ناملایمتی خاموش میشوند. برخی دیگر درست مثل شعلهی زغال، حتی در سختترین شرایط و شداید، شعله میکشند و نیرومندتر میشوند.آیا آدمهای شکننده سزاوار سرزنشاند؟هرگز! چراکه حد و توان آنها همین است. در طبیعت هم بعضی درختها در برابر بادهای تند مقاوماند، خم میشوند اما نمیشکنند. برخی دیگر اما، در هم میشکنند و خرد میشوند.آیا درختی که شکسته و خرد میشود، سزاوار سرزنش است؟ نه! شاید ریشهاش در زمین سست بوده، شاید خاکش فقیر بوده، شاید سالها تشنگی کشیده است.و این همان قصهی آدمهاست. برخی توان استقامت در برابر طوفان حوادث را دارند و از سختیها عبور میکنند. برخی دیگر نه، میشکنند و سقوط میکنند. اما آیا سزاوار سرزنشاند؟ خیر!
قفس پرنده و دامِ فتنهها
پرندهای را تصور کنید که در دامِ شکارچی گرفتار میشود. آیا سزاوار سرزنش است؟ هرگز!شاید قفس آنقدر ماهرانه طراحی شده که راه گریزی نداشته باشد. شاید گرسنگی، او را به سوی دام کشانده باشد. شاید ناآگاهیاش باعث این اسارت شده باشد.انسانی که در دام فتنهها میافتد نیز چنین است. شاید شرایط او را به اینجا کشانده، شاید نیازهایش او را مجبور کرده، شاید ناآگاهیاش سبب شده باشد. پس همهی انسانهایی که در مسیر خطا قرار گرفتهاند، لزوماً سزاوار سرزنش نیستند، زیرا همه از روی بدی و شرارت اشتباه نمیکنند.
نقش شرایط در خطاهای انسانی
گاهی محیط، گاهی ضعفهای شخصیتی، گاهی ناآگاهی و گاهی نیازها، فرد را به ورطهی اشتباه میکشاند. همهی گرفتاران، مقصر نیستند. برخی مقصرند، اما بسیاری قربانی شرایطاند.بر همین اساس، امام (علیهالسلام) فرمودند: «ما کُلُّ مَفتونٍ یُعاتَبُ»؛ یعنی هر فریبخوردهای سزاوار سرزنش نیست.
ماهی در گل و لای و انسان در گرفتاریها
ماهیای را تصور کنید که در آبی کمعمق گرفتار شده و در گل و لای مانده است. آیا این ماهی سزاوار سرزنش است؟ آیا تقصیر اوست که آب کم شده؟در زندگی نیز چنین است. از نگاه امام (علیهالسلام)، برخی افراد در مشکلاتی گرفتار میآیند که خود باعث آن نبودهاند. شاید جامعه، شاید تربیت، شاید فقر، شاید ناآگاهی یا عوامل دیگر، آنها را در گل و لای خطاها گرفتار کرده باشد.نه هر انسانی که در مسیر اشتباه قرار گرفت، از روی قصد و نیت بد بوده است. گاهی شرایط او را به اینجا کشانده و اگر دستی برای کمک به سمت او دراز شود، دوباره میتواند برخیزد. درست مانند همان ماهی که اگر آبی روانهی او شود، دوباره زنده میشود، نفس میگیرد و زندگی را از سر میگیرد.
به جای قضاوت، راهی برای کمک بیابیم
پس بهجای عجله در قضاوت، باید راهی برای کمک و هدایت او پیدا کرد. بسیاری از افراد، اگر فرصتی دوباره داشته باشند، میتوانند تغییر کنند.این همانند آب گلآلود است که اگر فرصت دهی، زلال میشود.پس حکمت حکیمانه «ما کُلُّ مَفتونٍ»؛ در حقیقت به ما گوشزد میکند که در برخورد با خطای دیگران، با درک و مدارا رفتار کن، نه شتاب در ملامت و نه عجله در قضاوت.و پیش از هر چیز و بیش از هر چیز، ببین و بیندیش که چه عاملی او را به این حال و روز افکنده است.
مانند باغبان، با مهربانی اصلاح کنیم
باغبان، وقتی با نهالی پژمرده روبهرو میشود، آن را از ریشه بیرون نمیکشد، بلکه خاک، آب و فضای آن را بررسی میکند.شما هم، پیش از عتاب، ریشهها و علل خطاها را وارسی کنید. آن هم با گرمی و نرمی، زیرا در بسیاری از موارد، مهربانی مؤثرتر از عتاب و سرزنش است.همانطور که آبیاری بهموقع و با ملایمت، گیاهی خشک را احیا میکند، بسیاری از افراد نیز در سایهی مهربانی، جانی دوباره گرفتهاند و به درختانی تناور تبدیل شدهاند، سایهبانی برای دیگران شدهاند.باید فرصت داد... مثل آب گلآلود که اگر فرصت بدهی، زلال میشود.
[
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۳:۵۱
نتیجهگیری
نه هر کسی که در خطا افتاده، مقصر است، و نه هر فریبخوردهای سزاوار سرزنش. پیش از آنکه قضاوت کنیم، باید ببینیم که او چگونه به اینجا رسیده است. شاید بتوانیم با نرمی و درک، مسیر بازگشت را برایش فراهم کنیم.
برای پیادهسازی این حکمت در زندگی:
۱. در مواجهه با خطای دیگران، ابتدا به دنبال علت باشیم، نه سرزنش. شاید شرایط، نیاز یا ناآگاهی فرد را به اینجا کشانده باشد.
۲. مهربانی را در اصلاح دیگران مقدم بداریم. سرزنش، گاهی مانند تندبادی است که بهجای خاموش کردن آتش، آن را شعلهورتر میکند.
۳. فرصت دوباره دادن را تمرین کنیم. همانطور که طبیعت، فرصتی دوباره به درخت پژمرده میدهد، ما نیز برای تغییر افراد فرصت قائل شویم.
۴. بهجای حذف و طرد، اصلاح کنیم. همانگونه که باغبان، نهال پژمرده را از ریشه بیرون نمیآورد، بلکه آن را تقویت میکند، ما نیز ریشهی مشکلات را بررسی کنیم.۵. آب زلال مهربانی را جاری سازیم. همانطور که آب، گل و لای را از بین میبرد و ماهی را زنده میکند، محبت نیز میتواند دلهای خطاکاران را زنده کند.
[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
قسمت های قبل در کانال آرشیو

حکمت های نهج البلاغه امیرالمومنین
نه هر کسی که در خطا افتاده، مقصر است، و نه هر فریبخوردهای سزاوار سرزنش. پیش از آنکه قضاوت کنیم، باید ببینیم که او چگونه به اینجا رسیده است. شاید بتوانیم با نرمی و درک، مسیر بازگشت را برایش فراهم کنیم.
برای پیادهسازی این حکمت در زندگی:
۱. در مواجهه با خطای دیگران، ابتدا به دنبال علت باشیم، نه سرزنش. شاید شرایط، نیاز یا ناآگاهی فرد را به اینجا کشانده باشد.
۲. مهربانی را در اصلاح دیگران مقدم بداریم. سرزنش، گاهی مانند تندبادی است که بهجای خاموش کردن آتش، آن را شعلهورتر میکند.
۳. فرصت دوباره دادن را تمرین کنیم. همانطور که طبیعت، فرصتی دوباره به درخت پژمرده میدهد، ما نیز برای تغییر افراد فرصت قائل شویم.
۴. بهجای حذف و طرد، اصلاح کنیم. همانگونه که باغبان، نهال پژمرده را از ریشه بیرون نمیآورد، بلکه آن را تقویت میکند، ما نیز ریشهی مشکلات را بررسی کنیم.۵. آب زلال مهربانی را جاری سازیم. همانطور که آب، گل و لای را از بین میبرد و ماهی را زنده میکند، محبت نیز میتواند دلهای خطاکاران را زنده کند.
[
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۳:۵۱
ثواب تلاوتهای این هفته تقدیم به محضر امام حسین (ع)

امام حسين عليه السلام:
مَن طَلَبَ رِضا اللّهِ بِسَخَطِ الناسِ كَفاهُ اللّهُ اُمُورَ الناسِ، و مَن طَلَبَ رِضا الناسِ بِسَخَطِ اللّهِ، وَكَلَهُ اللّهُ إلى النّاسِ هركه خشنودى خدا را با ناخشنودى مردم بطلبد، خداوند او را از امور مردم بى نياز كند و هركه خشنودى مردم را با ناخشنود كردن خدا بجويد، خداوند او را به مردم وا گذارد
میزان الحکمه جلد4 صفحه488
[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
امام حسين عليه السلام:
مَن طَلَبَ رِضا اللّهِ بِسَخَطِ الناسِ كَفاهُ اللّهُ اُمُورَ الناسِ، و مَن طَلَبَ رِضا الناسِ بِسَخَطِ اللّهِ، وَكَلَهُ اللّهُ إلى النّاسِ هركه خشنودى خدا را با ناخشنودى مردم بطلبد، خداوند او را از امور مردم بى نياز كند و هركه خشنودى مردم را با ناخشنود كردن خدا بجويد، خداوند او را به مردم وا گذارد
میزان الحکمه جلد4 صفحه488
[
۳:۵۸
ارسال مطالب از کانال مجموعه حفظ آسان قرآن برای همه بزرگواران بدون لینک کانال مجاز است
و ممنون و سپاسگذار شما بابت نشر مطالب قرآنی هستیم
البته بجز بزرگوارانی که در گروهها و کانالهایشان برای اعضا... محدودیت ارسال با لینک قرار داده اند
اون عزیزان حتما باید مطالب ما را هم، با لینک استفاده بفرمایند
و ممنون و سپاسگذار شما بابت نشر مطالب قرآنی هستیم
البته بجز بزرگوارانی که در گروهها و کانالهایشان برای اعضا... محدودیت ارسال با لینک قرار داده اند
اون عزیزان حتما باید مطالب ما را هم، با لینک استفاده بفرمایند
۳:۵۹
.#بقرههر یکشنبه با یک قسمت #تفسیر_بوی_گل
بسم الله الرحمن الرحیمهر یکشنبه با بیان آیه به آیه از ابتدای قرآنبا تفسیر بوی گل
استاد رنجبر و متن تفسیر نور آقای قرائتی در خدمتتون هستیم.امیدوارم همگی بهره مند بشویم
ربّنا تقبّل منّا.رزق این هفته مون آیات ۱۷۰ الی ۱۷۶ سوره بقرهقسمتهای قبل در کانال آرشیو تفسیر بوی گل
استاد رنجبرهست..














[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
بسم الله الرحمن الرحیمهر یکشنبه با بیان آیه به آیه از ابتدای قرآنبا تفسیر بوی گل
۶:۲۰
متاسفانه وویس ها در کانال ارسال نمیشود یا با تاخیر و تا فردا و بعد پیامهای متنی آپلود می شوند






آیه ۱۷۰ بقره.وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلاَ يَهْتَدُونَ (170)
وهنگامى كه به آنها (مشركان) گفته شود: آنچه را خدا نازل كرده است پيروى كنيد، گويند: بلكه ما از آنچه پدرانِ خود را بر آن يافتيم پيروى مى نماييم. آيا (از آنان پيروى مى كنند) هرچند پدرانشان چيزى نمى فهميدند و هدايت نيافته بودند؟







آیه ۱۷۱وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لاَ يَسْمَعُ إِلاَّ دُعَاء وَنِدَاء صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ (171)
و مَثل كافران، چنان است كه كسى به حيوانى كه جز صدايى (از نزديك) ويا ندايى (از دور) نمى شنود بانگ زند، اينان كران، لالان و كورانند و از اينروست كه نمى انديشند.






يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ (172)
اى كسانى كه ايمان آورده ايد! از نعمت هاى پاكيزه اى كه به شما روزى داده ايم بخوريد و شكر خدارا به جاى آوريد. اگر فقط او را پرستش مى كنيد.






.إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (173)
همانا خداوند مردار و خون و گوشت خوك و آنچه را كه (هنگام ذبح) نام غير خدا بر آن برده شده، حرام كرده است، (ولى) آن كس كه ناچار شد (به خوردن اينها) در صورتى كه زياده طلبى نكند و از حدّ احتياج نگذراند، گناهى بر او نيست، همانا خداوند بخشنده و مهربان است.





.إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً أُولَـئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (174)
كسانى كه آنچه را خداوند از كتاب نازل كرده، كتمان مى كنند و بدان بهايى اندك مى ستانند، آنها جز آتش در شكم هاى خود فرو نمى برند، و خداوند روز قيامت با آنها سخن نمى گويد و پاكشان نمى كند و براى آنها عذاب دردناكى است.





.أُولَـئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَي وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَي النَّارِ (175)
آنها (كتمان كنندگان حقّ) كسانى هستند كه گمراهى را به بهاى از دست دادن هدايت و عذاب را به جاى آمرزش خريدند. پس به راستى چقدر در برابر عذاب خداوند تحمّل دارند؟





.ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ نَزَّلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِي الْكِتَابِ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ (176)
آن (عذاب) به جهت آن است كه خداوند كتاب (آسمانى) را به حقّ نازل كرده است و البتّه كسانى كه در كتاب (خدا با كتمان و تحريف) اختلاف (ايجاد) كردند، همواره در ستيزه اى عميق هستند.
[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
وهنگامى كه به آنها (مشركان) گفته شود: آنچه را خدا نازل كرده است پيروى كنيد، گويند: بلكه ما از آنچه پدرانِ خود را بر آن يافتيم پيروى مى نماييم. آيا (از آنان پيروى مى كنند) هرچند پدرانشان چيزى نمى فهميدند و هدايت نيافته بودند؟
آیه ۱۷۱وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لاَ يَسْمَعُ إِلاَّ دُعَاء وَنِدَاء صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ (171)
و مَثل كافران، چنان است كه كسى به حيوانى كه جز صدايى (از نزديك) ويا ندايى (از دور) نمى شنود بانگ زند، اينان كران، لالان و كورانند و از اينروست كه نمى انديشند.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ (172)
اى كسانى كه ايمان آورده ايد! از نعمت هاى پاكيزه اى كه به شما روزى داده ايم بخوريد و شكر خدارا به جاى آوريد. اگر فقط او را پرستش مى كنيد.
.إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (173)
همانا خداوند مردار و خون و گوشت خوك و آنچه را كه (هنگام ذبح) نام غير خدا بر آن برده شده، حرام كرده است، (ولى) آن كس كه ناچار شد (به خوردن اينها) در صورتى كه زياده طلبى نكند و از حدّ احتياج نگذراند، گناهى بر او نيست، همانا خداوند بخشنده و مهربان است.
كسانى كه آنچه را خداوند از كتاب نازل كرده، كتمان مى كنند و بدان بهايى اندك مى ستانند، آنها جز آتش در شكم هاى خود فرو نمى برند، و خداوند روز قيامت با آنها سخن نمى گويد و پاكشان نمى كند و براى آنها عذاب دردناكى است.
آنها (كتمان كنندگان حقّ) كسانى هستند كه گمراهى را به بهاى از دست دادن هدايت و عذاب را به جاى آمرزش خريدند. پس به راستى چقدر در برابر عذاب خداوند تحمّل دارند؟
آن (عذاب) به جهت آن است كه خداوند كتاب (آسمانى) را به حقّ نازل كرده است و البتّه كسانى كه در كتاب (خدا با كتمان و تحريف) اختلاف (ايجاد) كردند، همواره در ستيزه اى عميق هستند.
[
۶:۳۰
تفسیر کل آیات امروز
آيه قبل به ما هشدار داد كه از پيروى گامها و فرمان هاى شيطان، دورى كنيم. اين آيه يكى از مصاديق راه شيطان را كه تقليد كوركورانه است بيان مى كند.پيروى و اطاعت عقلانى مانعى ندارد، مورد انتقاد قرآن، تقليد از كسانى است كه نه خود داراى تعقّل بوده اند و نه هدايت انبيا را پذيرفته اند.هدايت الهى، در هر عصر و زمانى وجود دارد. از اينكه قرآن مى فرمايد: نياكان آنان هدايت پذير نبودند، استفاده مى شود كه هدايت الهى در هر زمانى بوده، ولى آنها نمى پذيرفتند. حضرت على عليه السلام در نهج البلاغه مى فرمايد: «بلى لاتخلوا الارض من قائم للّه ظاهراً او خائفاً» زمين از رهبر آسمانى هرگز خالى نيست، خواه آشكارا و خواه مخفيانه مردم را به راه خدا دعوت مى نمايد.دانشمندانِ يهود و نصارى تا قبل از آمدن پيامبر اسلام، به مردم وعده ى آمدن آن حضرت را مى دادند و نشانه هايى را كه در تورات و انجيل آمده بود براى مردم مى گفتند، ولى همين كه پيامبر اسلام مبعوث شد و آنها اقرار به رسالت آن حضرت را مساوى با از دست دادن مقام، مال و... خود ديدند، حقيقت را كتمان نمودند، تا چند روزى بيشتر در مسند خود بمانند و تحفه و هدايايى بخورند، ولى اين بهاى اندكى است كه در برابر گناه بزرگ خود دريافت مى دارند و اين درآمدها نيز چيزى جز آتش نيست كه مى خورند. همچنان كه در آيه اى ديگر، از خوردن اموال يتيمان به خوردن آتش تعبير شده است. خداوند در روز قيامت با اين كتمان كنندگان، سخنى از روى محبّت نخواهد گفت، با آنكه در آن روز، مؤمنان با خدا هم سخن خواهند شد. البتّه اين گفتگو يا از راه ايجاد موج در فضا و يا از طريق الهام و با زبان دل است و همه خوبان در آن روز كليم اللّه مى شوند.در آيه قبل، به دنبال تحريم گوشت خوك و مردار، سخنى از مغفرت آمده است، ولى در اين آيه كه سخن از تحريم كتمان حقّ و گناهان مربوط به مسائل فكرى و فرهنگى است، لحن آيه بسيار تندتر شده و سخنى از مغفرت نيامده است. بگذريم كه در آيه بعد اين تهديدات شديدتر مى شود.كتمان حقيقت، تنها درباره رسالت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله نبوده است. كسانى كه درباره جانشين واقعى پيامبر نيز كتمان حقيقت كنند، دچار اين عقوبت خواهند شد. آنانكه ماجراى غدير خم را در كتب تفسير و تاريخ خود محو و مسير آيات را تحريف و توجيه مى كنند و مردم را به جاى امام معصوم به سراغ ديگران مى فرستند، دچار كتمان حقيقت شده اند.
آيه قبل به ما هشدار داد كه از پيروى گامها و فرمان هاى شيطان، دورى كنيم. اين آيه يكى از مصاديق راه شيطان را كه تقليد كوركورانه است بيان مى كند.پيروى و اطاعت عقلانى مانعى ندارد، مورد انتقاد قرآن، تقليد از كسانى است كه نه خود داراى تعقّل بوده اند و نه هدايت انبيا را پذيرفته اند.هدايت الهى، در هر عصر و زمانى وجود دارد. از اينكه قرآن مى فرمايد: نياكان آنان هدايت پذير نبودند، استفاده مى شود كه هدايت الهى در هر زمانى بوده، ولى آنها نمى پذيرفتند. حضرت على عليه السلام در نهج البلاغه مى فرمايد: «بلى لاتخلوا الارض من قائم للّه ظاهراً او خائفاً» زمين از رهبر آسمانى هرگز خالى نيست، خواه آشكارا و خواه مخفيانه مردم را به راه خدا دعوت مى نمايد.دانشمندانِ يهود و نصارى تا قبل از آمدن پيامبر اسلام، به مردم وعده ى آمدن آن حضرت را مى دادند و نشانه هايى را كه در تورات و انجيل آمده بود براى مردم مى گفتند، ولى همين كه پيامبر اسلام مبعوث شد و آنها اقرار به رسالت آن حضرت را مساوى با از دست دادن مقام، مال و... خود ديدند، حقيقت را كتمان نمودند، تا چند روزى بيشتر در مسند خود بمانند و تحفه و هدايايى بخورند، ولى اين بهاى اندكى است كه در برابر گناه بزرگ خود دريافت مى دارند و اين درآمدها نيز چيزى جز آتش نيست كه مى خورند. همچنان كه در آيه اى ديگر، از خوردن اموال يتيمان به خوردن آتش تعبير شده است. خداوند در روز قيامت با اين كتمان كنندگان، سخنى از روى محبّت نخواهد گفت، با آنكه در آن روز، مؤمنان با خدا هم سخن خواهند شد. البتّه اين گفتگو يا از راه ايجاد موج در فضا و يا از طريق الهام و با زبان دل است و همه خوبان در آن روز كليم اللّه مى شوند.در آيه قبل، به دنبال تحريم گوشت خوك و مردار، سخنى از مغفرت آمده است، ولى در اين آيه كه سخن از تحريم كتمان حقّ و گناهان مربوط به مسائل فكرى و فرهنگى است، لحن آيه بسيار تندتر شده و سخنى از مغفرت نيامده است. بگذريم كه در آيه بعد اين تهديدات شديدتر مى شود.كتمان حقيقت، تنها درباره رسالت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله نبوده است. كسانى كه درباره جانشين واقعى پيامبر نيز كتمان حقيقت كنند، دچار اين عقوبت خواهند شد. آنانكه ماجراى غدير خم را در كتب تفسير و تاريخ خود محو و مسير آيات را تحريف و توجيه مى كنند و مردم را به جاى امام معصوم به سراغ ديگران مى فرستند، دچار كتمان حقيقت شده اند.
۶:۳۲
«دعا»
به معناى خواندن از نزديك و «نداء»
براى خواندن از راه دور است.در اين آيه دو تشبيه است: يكى تشبيه دعوت كننده ى حقّ، به چوپان. و ديگرى تشبيه كافران، به حيواناتى 



كه از كلام چوپان چيزى جز فرياد نمى فهمند. يعنى اى پيامبر! مثال تو در دعوت اين قومِ بى ايمان به سوى حقّ و شكستن سدهاى تقليد كوركورانه، همچون كسى است كه گوسفندان و حيوانات را براى نجات از خطر صدا مى زند و آنها اين پيام را درك نمى كنند. زيرا چشم و گوش دل آنها بسته شده و در واقع كرو لال و نابينا هستند.ارتجاع و عقب گرد، ممنوع است. پيروى از سنّت و راه نياكان، اگر همراه با استدلال و تعقّل نباشد، قابل پذيرش نمى باشد. «الفينا عليه ابائنا»- تعصّباتِ نژادى وقبيله اى، از زمينه هاى نپذيرفتن حقّ است. «بل نتّبع... ابائنا»- آداب و عقايد نياكان، در آيندگان اثر گذار است. «ما الفينا عليه ابائنا»- راه حقّ، با عقل و وحى به دست مى آيد. «لايعقلون شيئاً و لايهتدون»- انتقال تجربه و دانش ارزش است، ولى انتقال خرافات از نسل گذشته به نسل آينده، ضد ارزش مى باشد. «اباؤهم لايعقلون»- عقل، ما را به پيروى از وحى، رهبرى مى كند. «اتّبعوا ما انزلنا... او لوكان اباؤهم لا يعقلون»
ارزش چشم
و گوش
و زبان
، به آن است كه مقدّمه ى تعقّل
باشد، و گرنه حيوانات نيز چشم و گوش دارند. «صم بكم عمى فهم لايعقلون»- راه شناخت، پرسيدن، گوش كردن و ديدن همراه با تفكّر
است. «صم بكم عمى فهم لايعقلون»- اشخاص بى تفاوت در برابر دعوت حقّ، پنج صفت تحقيرآميز دارند:مثل حيوانند، كورند، كرند، لالند و بى عقلند. «مثل الّذين كفروا... فهم لايعقلون»
ارزش چشم
۶:۳۳
تحريم گوشت خوك و مردار و خون، چهار بار در قرآن تكرار شده است: آيه مورد بحث و سوره هاى مائده، 3 و انعام، 145 و نحل، 115.
به دنبال آيه ى قبل كه فرمود: از پيش خود، حلال هاى خدا را بر خود حرام نكنيد، خداوند تنها مردار و خون🩸 و گوشت خوك
و هر حيوانى كه مانند زمان جاهليّت نام غير خدا هنگام ذبح بر او برده شود، حرام كرده است.امام صادق عليه السلام فرمود: گوشت مردار، سبب ضعف بدن و قطع نسل و مرگ ناگهانى مى شود و خوردن خون🩸، سبب سنگدلى و قساوت قلب مى گردد. طبق نظريه هاى بهداشتى، گوشت خوك عامل دو نوع كرم كدو و تريشين است. و حتّى در بعضى از كشورها، مصرف گوشت خوك ممنوع شمرده شده و انجيل مسيح نيز گناهكاران را به خوك تشبيه كرده است.كسى كه براى حفظ جان خود هيچ غذايى نداشته باشد، مى تواند به خاطر اضطرار از غذاى حرام استفاده كند، مشروط بر اينكه از روى سركشى و نافرمانى و ستمگرى نباشد. يعنى فقط به همان مقدارى مصرف كند كه خود را از مرگ برهاند، نه اينكه خواهان لذّت باشد. اين اجازه به خاطر لطف و مهربانى خداوند است. امام صادق عليه السلام فرمود: اگر انسان عمداً در حال اضطرار از خوردنى هاى ممنوع نخورد و بميرد، كافر مرده است. با توجّه به اينكه خوردنى هاى حرام، بيش از چهار موردى است كه در آيه مطرح شده است، پس كلمه «انّما» به معناى حصر عقلى نيست، بلكه در مقابل تحريم هاى جاهليّت است.قاعده اضطرار، اختصاص به خوردنى ها ندارد و در هر مسئله اى پيش آيد، قانون را تخفيف مى دهد. از امام صادق عليه السلام سؤال كردند كه پزشك به مريضى دستور استراحت و خوابيدن داده است، نماز را چه كند؟ امام اين آيه را تلاوت نموده و فرمودند: نماز را خوابيده بخواند. احكام اسلام، براساس مصالح است. در آيه قبل، خوردن بخاطر طيّب بودن آنها مباح بود و در اين آيه چيزهايى كه از طيّبات نيستند، حرام مى شود.تحريم هاى الهى، تنها به جهت مسائل طبى وبهداشتى نيست، مثل تحريم گوشت مردار وخون، بلكه گاهى دليل حرمت، مسائل اعتقادى، فكرى وتربيتى است. نظير تحريم گوشت حيوانى كه نام غير خدا بر آن برده شده كه به خاطر شرك زدايى است. چنانكه گاهى ما از غذاى شخصى دورى مى كنيم، به خاطر عدم رعايت بهداشت توسط او، ولى گاهى دورى ما از روى اعراض يا اعتراض و برائت از اوست.
به دنبال آيه ى قبل كه فرمود: از پيش خود، حلال هاى خدا را بر خود حرام نكنيد، خداوند تنها مردار و خون🩸 و گوشت خوك
۶:۳۳
.در مكتب اسلام، مادّيات مقدّمه ى معنويات است. «كلوا، واشكروا، تعبدون»- اسلام در تغذيه، به بهداشت توجّه دارد. «طيّبات ما رزقناكم»- قبل از تأمين زندگى مردم ومحبّت به آنان، توقّعى نداشته باشيد. «كلوا... واشكروا»
۶:۳۵
كتمان حقايق، از گناهان ويژه ى دانشمندان است. «اولئك الّذين»
از رسول خدا صلى الله عليه وآله نقل شده است كه خداوند مى فرمايد: من مردم را خلق مى كنم، امّا آنان غير مرا مى پرستند. من به آنان روزى مى دهم، امّا آنان شكر ديگرى را مى نمايند. قرآن، هرگاه بنا دارد انسان را از كارى منع كند، ابتدا راههاى مباح آنرا مطرح كرده و سپس موارد نهى را بيان مى كند. چون مى خواهد در آيات بعد، مردم را از يك سرى خوردنى، منع و نهى كند، در اين آيه راههاى حلال را بازگو نموده است.شكر مراحلى دارد. گاهى با زبان است و گاهى با عمل. شكر واقعى آن است كه نعمت ها در راهى مصرف شود كه خداوند مقرر نموده است.هدف اصلى از آفرينش نعمت هاى طبيعى، مؤمنان هستند. در سه آيه قبل فرمود: اى مردم! از آنچه در زمين است بخوريد. در اين آيه مى فرمايد: اى مؤمنان! از نعمت هاى دلپسندى كه براى شما روزى كرده ام بخوريد. شايد در اين اختلاف تعبير، رمزى باشد و آن اينكه هدف اصلى، رزق رسانى به مؤمنان است، ولى ديگر مردم هم در كنار آنها بهره مى برند. همانگونه كه هدف اصلىِ باغبان از آبيارى، رشد گلها ودرختانِ ميوه است، گرچه علف هاى هرز وتيغها نيز به نوايى مى رسند.از هركس توقّع خاصّى است. از مردم عادّى، توقّع آن است كه پس از خوردن، دنبال گناه و وسوسه هاى شيطان و فساد نروند؛ «يا ايّها النّاس كلوا... ولا تَتّبعوا خُطوات الشّيطان» [بقره ۱۶۸] ولى از اهل ايمان اين توقّع است كه پس از خوردن، به دنبال عمل صالح و شكرگزارى باشند. «يا ايّها الّذين آمنوا كلوا... واشكروا» و «يا ايّها الرّسل كلوا... واعملوا صالحاً»
۶:۳۵
اين همه تهديد و وعده ى عذاب كه براى كتمان كنندگان حقايق دينى بيان شد، از آن جهت است كه خداوند كتاب آسمانى را چنان روشن و واضح و همراه با دلايل و استدلال نازل كرده است كه جاى هيچ گونه شبهه و ابهام براى كسى باقى نماند، امّا با اين حال گروهى از مردم براى حفظ منافع شخصى خود، دست به توجيه و تحريف زده و در فهم كتاب آسمانى اختلاف به وجود مى آورند تا به اصطلاح آب را گل آلود نموده و از آن ماهى بگيرند. خداوند در وصف اينان مى فرمايد: اين گروه در شقاق و جدايى بسر مى برند.يكى از راههاى كتمان حقيقت، ايجاد اختلاف است. در سه آيه ى گذشته، تمام تهديدات متوجّه كتمان كنندگان بود. در اين آيه به جاى اينكه بفرمايد: كتمان كنندگان در شقاقند، فرمود: اختلاف كنندگان در كتاب، در شقاقند. اين نشان دهنده ى آن است كه كتمان كنندگان، همان اختلاف كنندگان هستند. زيرا در محيط آلوده به اختلاف است كه مى توان مردم را سردرگم و حقايق را پنهان كرد.
۶:۳۷
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
Ranjbar-Tafsir-083-www.Ziaossalehin.ir-Baqareh-170-176 (2).mp3
۳۱:۰۴-۱۲.۴۸ مگابایت
۷:۱۱
بازارسال شده از مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم💝
#انگیزشی
«حفظ قرآن مسابقه
نیست، مسیرِ دگرگونشدن ذهن
و دل🫀 است.»
از نظر علوم شناختی، انگیزههای درونی (intrinsic) پایدارتر از پاداشهای بیرونیاند؛ به بیان دیگر اگر هدف، یاد خدا و لذت فهم آیات باشد، مغز با «دوپامین یادگیری بلندمدت» تغذیه میشود و یادگیری عمق میگیرد.
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
«حفظ قرآن مسابقه
از نظر علوم شناختی، انگیزههای درونی (intrinsic) پایدارتر از پاداشهای بیرونیاند؛ به بیان دیگر اگر هدف، یاد خدا و لذت فهم آیات باشد، مغز با «دوپامین یادگیری بلندمدت» تغذیه میشود و یادگیری عمق میگیرد.
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
۱۲:۲۱