بازارسال شده از مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم💝
مهربان باشید و صمیمی!
حکمت ۱۰وَ قَالَ (علیه السلام): خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَكَوْا عَلَيْكُمْ، وَ إِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَيْكُمْ.
با مردم چنان گرم و گیرا و دلنشین و مهربان زندگی کنید که اگر روزی از میانشان رفتید، اشک از چشمهایشان جاری شود و دلهایشان در حسرت حضورتان بسوزد، و اگر در کنارشان بمانید، با شوق و شور و عشق به شما روی آورند و از همنفسی با شما آرامش و شادی بگیرند.
واژه ها:خَالِطُوا: بیامیزید، معاشرت کنید، رفتار کنیدالنَّاسَ: مردم، انسانها، دیگرانمُخَالَطَةً: معاشرت، همنشینی، ارتباطإِنْ: اگر، چنانچه، در صورتی کهمِتُّمْ: مردید، درگذشتید، فوت کردیدمَعَهَا: همراه آن، در کنار آن، با آنبَكَوْا: گریستند، اشک ریختند، زاری کردندعَلَيْكُمْ: برای شما، به خاطر شما، در غم شماوَ: و، همچنین، نیزإِنْ: اگر، چنانچه، در صورتی کهعِشْتُمْ: زنده ماندید، زندگی کردید، باقی ماندیدحَنُّوا: مشتاق شدند، محبت ورزیدند، علاقمند شدندإِلَيْكُمْ: به سوی شما، نزد شما، به حضورتان
[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
قسمت های قبل در کانال آرشیو

حکمت های نهج البلاغه امیرالمومنین
حکمت ۱۰وَ قَالَ (علیه السلام): خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَكَوْا عَلَيْكُمْ، وَ إِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَيْكُمْ.
با مردم چنان گرم و گیرا و دلنشین و مهربان زندگی کنید که اگر روزی از میانشان رفتید، اشک از چشمهایشان جاری شود و دلهایشان در حسرت حضورتان بسوزد، و اگر در کنارشان بمانید، با شوق و شور و عشق به شما روی آورند و از همنفسی با شما آرامش و شادی بگیرند.
واژه ها:خَالِطُوا: بیامیزید، معاشرت کنید، رفتار کنیدالنَّاسَ: مردم، انسانها، دیگرانمُخَالَطَةً: معاشرت، همنشینی، ارتباطإِنْ: اگر، چنانچه، در صورتی کهمِتُّمْ: مردید، درگذشتید، فوت کردیدمَعَهَا: همراه آن، در کنار آن، با آنبَكَوْا: گریستند، اشک ریختند، زاری کردندعَلَيْكُمْ: برای شما، به خاطر شما، در غم شماوَ: و، همچنین، نیزإِنْ: اگر، چنانچه، در صورتی کهعِشْتُمْ: زنده ماندید، زندگی کردید، باقی ماندیدحَنُّوا: مشتاق شدند، محبت ورزیدند، علاقمند شدندإِلَيْكُمْ: به سوی شما، نزد شما، به حضورتان
[
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۱۱:۱۹
بازارسال شده از مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم💝
شرح:زایندهرود را به یاد آور. تا بود، مردم با شور و شوق و عشق و اشتیاق به کنارش میرفتند. و در کنار آن خوش بودند، خوش میگذراندند، و اصفهانیها به این زایندهرود میبالیدند. آن را مایه افتخار خود میدانستند. زایندهرود دیدنی بود، و دیدن داشت و از دیدنیهای اصفهان بود که بسیاری به شوق دیدارش راهی این شهر میشدند.
اما روزی که خشک شد، حسرتش به دلها ماند. هنوز هم که هنوز است، مردم اصفهان با تأسف و حسرت به زایندهرود نگاه میکنند و روزهای خوش و خوشگذرانی کنار آن را به یاد میآورند.حال تو گویی امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میگوید: در میان مردم، مثل زایندهرود باش. تا هستی، همه با شور و شوق سراغت بگیرند و به سراغت بیایند و در کنارت خوش باشند. طوری زندگی کن که وقتی رفتی، حسرت روزهایی که در کنار تو بودند بر دلها بماند.خَالِطُوا النَّاسَ، با مردم قاطی شو. جالب این است که نمیگوید با مسلمانان یا مؤمنین، بلکه میگوید با مردم. یعنی حتی اگر کافر باشند، گبر باشند، یا منکر و ملحد. با همه، با نرمی و زیبایی رفتار کن و قاطی شو. قاطیشدنی که از آن بوی لطف و محبت برخیزد. إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَکَوْا عَلَیْکُمْ، چنان رفتار کن که اگر روزی نبودی، همه بر تو بگریند. وَإِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَیْکُمْ، و اگر زنده بودی، هوس دیدارت را در دل داشته باشند.زایندهرود چنین بود، چون آب بود. آب، هر جا باشد، آبادی میآورد. آتش را خاموش میکند، عطش را رفع میکند، و حیات میبخشد. تو هم مثل آب باش. هر کجا که میروی، با خود آبادی ببر.بپرهیز از آنکه مثل آتش باشی. بعضیها آتشاند؛ آتش میبارند. سخنانشان دلها را میسوزاند و فقط خاکستر باقی میگذارد. اما تو آتش نباش؛ آب باش.
زایندهرود باش که هر جا میرفت، زمینهای تشنه را سیراب میکرد، درختان را زنده نگه میداشت و حتی سنگهای سخت را در مسیر صیقل میداد. و روزی هم که خشک شد، همه چیز تغییر کرد؛ درختانی مردند، زمینها ترک برداشت، و دلها حسرتزده ماندند.زایندهرود باش. بیوقفه زندگی ببخش، بیمنت جاری شو. اگر روزی نبودی، اثرات حضورت در زندگی مردم باقی بماند.
مثل گلهای باغ باش. تا هستی، عطر و رایحهات مشام آدمی را نوازش دهد، و وقتی نیستی، باغ از عطر تو خالی و جای خالیات حس شود.
مثل خورشید باش. تا هستی، گرما ببخش، و وقتی غروب کردی، زندگی سرد و تاریک شود و همه آرزوی طلوع دوبارهات را داشته باشند.
️چشمه باش. بودنت آرامش ببخشد و نبودنت حسرتی در دل بگذارد. چشمهای جاری و بخشنده، بیتوقع.
جوری زندگی کن که حتی نبودنت را درختان, زمینو رهگذران خسته، و دلهای شکسته حس کنند.
مثل درخت باش: سایهای برای خستهها، پناهی برای درماندهها، و لانهای برای پرندگان. طوری باش که اگر رفتی، همه حسرت سایهات را بخورند.در میان مردم، چنان زندگی کن که بودنت زندگی ببخشد و نبودنت دلها را غمین کند. مثل زایندهرود که جاری بود و حیات میبخشید، و وقتی نبود، زمینها ترک برداشتند و دلها بیقرار شدند.و حالا، این را از خودت بپرس: آیا امروز مثل آب بودی یا آتش؟
نتیجهگیری:
زندگی ما، به مثابه جریانی است که میتواند آبادانی یا ویرانی به همراه داشته باشد. انتخاب با ماست که مثل آب باشیم و حیات ببخشیم، یا مثل آتش، ویرانی بیافرینیم.
برای پیادهسازی این حکمت در زندگی:
۱. در تعاملات روزمره خود، نرمی و مهربانی را اصل قرار بده و از هر گونه خشونت یا تندی دوری کن.
۲. کمک کردن به دیگران را بیمنت و بیتوقع انجام بده، حتی اگر قدرش را ندانند.
۳. سخنانی بگو که دلها را آرام کند و امید ببخشد، نه آنکه آتش بر جانها بزند.
۴. با همه مردم، صرف نظر از عقیده یا دینشان، رفتار انسانی و محبتآمیز داشته باش.
۵. در هر جمعی که وارد میشوی، اثر مثبتی به جای بگذار؛ حتی اگر تنها یک لبخند باشد.
۶. کاری کن که وقتی از جایی میروی، نبودنت را حس کنند و آرزوی بازگشتت را داشته باشند.
[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
قسمت های قبل در کانال آرشیو

حکمت های نهج البلاغه امیرالمومنین
زایندهرود باش که هر جا میرفت، زمینهای تشنه را سیراب میکرد، درختان را زنده نگه میداشت و حتی سنگهای سخت را در مسیر صیقل میداد. و روزی هم که خشک شد، همه چیز تغییر کرد؛ درختانی مردند، زمینها ترک برداشت، و دلها حسرتزده ماندند.زایندهرود باش. بیوقفه زندگی ببخش، بیمنت جاری شو. اگر روزی نبودی، اثرات حضورت در زندگی مردم باقی بماند.
جوری زندگی کن که حتی نبودنت را درختان, زمینو رهگذران خسته، و دلهای شکسته حس کنند.
نتیجهگیری:
زندگی ما، به مثابه جریانی است که میتواند آبادانی یا ویرانی به همراه داشته باشد. انتخاب با ماست که مثل آب باشیم و حیات ببخشیم، یا مثل آتش، ویرانی بیافرینیم.
برای پیادهسازی این حکمت در زندگی:
۱. در تعاملات روزمره خود، نرمی و مهربانی را اصل قرار بده و از هر گونه خشونت یا تندی دوری کن.
۲. کمک کردن به دیگران را بیمنت و بیتوقع انجام بده، حتی اگر قدرش را ندانند.
۳. سخنانی بگو که دلها را آرام کند و امید ببخشد، نه آنکه آتش بر جانها بزند.
۴. با همه مردم، صرف نظر از عقیده یا دینشان، رفتار انسانی و محبتآمیز داشته باش.
۵. در هر جمعی که وارد میشوی، اثر مثبتی به جای بگذار؛ حتی اگر تنها یک لبخند باشد.
۶. کاری کن که وقتی از جایی میروی، نبودنت را حس کنند و آرزوی بازگشتت را داشته باشند.
[
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۱۱:۱۹
بازارسال شده از مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم💝
1_16671264519.mp3
۰۸:۱۰-۷.۴۹ مگابایت
[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
قسمت های قبل در کانال آرشیو

حکمت های نهج البلاغه امیرالمومنین
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۶:۵۲
بازارسال شده از مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم💝
1_23619715994.mp3
۰۹:۱۰-۸.۳۹ مگابایت
[
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۱۹:۴۷
بازارسال شده از مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم💝
حکمت ۱۱وَ قَالَ علیه السلام: إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّكَ، فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ.
توضیح ساده:إِذَا: وقتی که، یعنی درست در اون لحظهای که اصلاً فکرش رو نمیکردی، زمانه چرخید و...قَدَرْتَ: قادر شدی، قدرت پیدا کردی، یعنی وقتی قوی شدی…وقتی کارت راه افتاد…
وقتی دستت باز شد…
وقتی میتونی تلافی کنی،
میتونی جواب بدی،
میتونی ضربه بزنی،
میتونی آبرو ببری،
میتونی حذف کنی…؛ یعنی دقیقاً همون نقطهای که ورق برگشت و حالا تویی که سواری و حریف تو دشمن تو پیاده، تویی که زورت میرسه و دستت بالاست و میتونی تعیینکننده باشی.عَلَى: بر علیه، در مقابلِ، بر ضدِ...عَدُوِّكَ: دشمنت؛ یعنی همون کسی که در برابر تو ایستاده، برات خط و نشون کشیده، دشمنی کرده، مخالفت داشته، سنگ راهت شده، یا در مسیرت سد شده؛ همونی که شاید یه روزی با حرفاش یا کاراش دلت رو لرزونده، اشکت رو درآورده یا غرورت رو شکسته و حالا روزگار جوری چرخیده که افتاده گیرِ تو و قدرتِ تو.فَ: پس حالا که در موضع قدرتی، بیا و یه مرام و معرفتی به خرج بده و یه کاری بکن و اونم اینکه اجْعَلِ: بگذار، قرار بده، تعیین کن، با کمالِ بزرگواری اینطور مقرر کن که الْعَفْوَ: بخشش، گذشت، اغماض، شتر دیدی ندیدی و چشمپوشی کردن؛ عَنْهُ: از او، از خطاهاش، از تمامِ بدیهایی که در حقّت کرده، از همون آدمی که حالا پیش تو ضعیف و بیدفاع شده. یعنی درست همونجایی که تمام ابزارها رو داری تا مچشو بشکنی و تلافی کنی، ولی به جاش بزرگوارانه لبخند بزنی و از حقّت بگذری و بذاری با آرامش بره دنبال کارش.چرا؟ تا این بخششِ تو شُكْرًا: یه شکرِ واقعی، یه سپاسگزاریِ از تهِ دل، و یه قدردانیِ جانانه باشه؛ لِ: برای، به خاطرِ الْقُدْرَةِ: اون قدرتی که پیدا کردی، به خاطر اون توانمندی و نفوذی که خدا بهت داده؛ یعنی این گذشت و بخشش رو بذار جایِ شیرینیِ این پیروزیِ شیرین، بذار جایِ مژدگانی و صدقهی این حالِ خوبی که الان از موفقیت داری.یعنی این گذشت و بخشش رو مثل یک هدیه و یک واکنش سپاسگزارانه در برابر قدرتی بدون که خودت اون رو به تنهایی به دست نیاوردی، بلکه تمامش لطف و عنایت خدا بوده؛ یعنی یادت باشه اگه الان زورت میرسه و دستت بالاست، به خاطرِ زورِ بازویِ خودت نیست، بلکه این زور و قدرت جایزهی ویژه و امانتی از طرف خداست که به تو عَلَيْهِ: بر او، بر اون شخص، یعنی بر اون دشمنت کرامت کرده و بخشیده؛ همون دشمنی که تو امروز بر او مسلط و مستولی شدی و الان تمام و کمال اختیارِ سرنوشتش دست توئه.ببین امام علی ع نمیگه همیشه ببخش.
نمیگه حقتو نخواه.
نمیگه عدالت رو ول کن.
میگه:
وقتی قدرت داری، ببین چیکارش میکنی.
قدرت، آدمها رو لو میده.
بعضیا وقتی قوی میشن، همون زخمی رو میزنن که خودشون خوردن.
بعضیا وقتی قوی میشن، زخم رو میبندن.
و اون دومیها، دارن شکرِ قدرت رو به جا میارن.
بخشش تو لحظهٔ ضعف هنر نیست؛
بخشش در اوج توانایی، معرفته.
[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
قسمت های قبل در کانال آرشیو

حکمت های نهج البلاغه امیرالمومنین
توضیح ساده:إِذَا: وقتی که، یعنی درست در اون لحظهای که اصلاً فکرش رو نمیکردی، زمانه چرخید و...قَدَرْتَ: قادر شدی، قدرت پیدا کردی، یعنی وقتی قوی شدی…وقتی کارت راه افتاد…
وقتی دستت باز شد…
وقتی میتونی تلافی کنی،
میتونی جواب بدی،
میتونی ضربه بزنی،
میتونی آبرو ببری،
میتونی حذف کنی…؛ یعنی دقیقاً همون نقطهای که ورق برگشت و حالا تویی که سواری و حریف تو دشمن تو پیاده، تویی که زورت میرسه و دستت بالاست و میتونی تعیینکننده باشی.عَلَى: بر علیه، در مقابلِ، بر ضدِ...عَدُوِّكَ: دشمنت؛ یعنی همون کسی که در برابر تو ایستاده، برات خط و نشون کشیده، دشمنی کرده، مخالفت داشته، سنگ راهت شده، یا در مسیرت سد شده؛ همونی که شاید یه روزی با حرفاش یا کاراش دلت رو لرزونده، اشکت رو درآورده یا غرورت رو شکسته و حالا روزگار جوری چرخیده که افتاده گیرِ تو و قدرتِ تو.فَ: پس حالا که در موضع قدرتی، بیا و یه مرام و معرفتی به خرج بده و یه کاری بکن و اونم اینکه اجْعَلِ: بگذار، قرار بده، تعیین کن، با کمالِ بزرگواری اینطور مقرر کن که الْعَفْوَ: بخشش، گذشت، اغماض، شتر دیدی ندیدی و چشمپوشی کردن؛ عَنْهُ: از او، از خطاهاش، از تمامِ بدیهایی که در حقّت کرده، از همون آدمی که حالا پیش تو ضعیف و بیدفاع شده. یعنی درست همونجایی که تمام ابزارها رو داری تا مچشو بشکنی و تلافی کنی، ولی به جاش بزرگوارانه لبخند بزنی و از حقّت بگذری و بذاری با آرامش بره دنبال کارش.چرا؟ تا این بخششِ تو شُكْرًا: یه شکرِ واقعی، یه سپاسگزاریِ از تهِ دل، و یه قدردانیِ جانانه باشه؛ لِ: برای، به خاطرِ الْقُدْرَةِ: اون قدرتی که پیدا کردی، به خاطر اون توانمندی و نفوذی که خدا بهت داده؛ یعنی این گذشت و بخشش رو بذار جایِ شیرینیِ این پیروزیِ شیرین، بذار جایِ مژدگانی و صدقهی این حالِ خوبی که الان از موفقیت داری.یعنی این گذشت و بخشش رو مثل یک هدیه و یک واکنش سپاسگزارانه در برابر قدرتی بدون که خودت اون رو به تنهایی به دست نیاوردی، بلکه تمامش لطف و عنایت خدا بوده؛ یعنی یادت باشه اگه الان زورت میرسه و دستت بالاست، به خاطرِ زورِ بازویِ خودت نیست، بلکه این زور و قدرت جایزهی ویژه و امانتی از طرف خداست که به تو عَلَيْهِ: بر او، بر اون شخص، یعنی بر اون دشمنت کرامت کرده و بخشیده؛ همون دشمنی که تو امروز بر او مسلط و مستولی شدی و الان تمام و کمال اختیارِ سرنوشتش دست توئه.ببین امام علی ع نمیگه همیشه ببخش.
نمیگه حقتو نخواه.
نمیگه عدالت رو ول کن.
میگه:
وقتی قدرت داری، ببین چیکارش میکنی.
قدرت، آدمها رو لو میده.
بعضیا وقتی قوی میشن، همون زخمی رو میزنن که خودشون خوردن.
بعضیا وقتی قوی میشن، زخم رو میبندن.
و اون دومیها، دارن شکرِ قدرت رو به جا میارن.
بخشش تو لحظهٔ ضعف هنر نیست؛
بخشش در اوج توانایی، معرفته.
[
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۱۹:۴۷
بازارسال شده از مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم💝
خلاصه امام تمام حرفش اینجا اینه: «وقتی دنیا چرخید و چرخید و تو شدی همهکاره و اون دشمنت شد هیچکاره،اون لحظهای که میتونی بزنی، جواب بدی، له کنی، رسوا کنی، حذف کنی…اما نمی کنی و می بخشی، این بخشش تو در اینجا یه نوع شکر و شکرگزاری از خدا بحساب میاد. پس بیا و بخشش رو بکن شیرینیِ این پیروزی.»معنای «شکراً للقدره» یعنی چی؟ یعنی به جای اینکه فکر کنی با زرنگیِ خودت به اینجا رسیدی، بگی: «خدایا، تو به من قدرت دادی که الان بتونم حالِ این طرف رو بگیرم؛ حالا منم به شکرانهی این حالِ خوبی که بهم دادی، از این آدم میگذرم، بالاخره هر چه باشه بنده توئه، من که برای تو نمی تونم کاری کنم برا بنده ت می کنم، و با این کار خوشحالت می کنم چون خوشحالم کردی.»مثلاً تو محیط کار فرض کن یکی قبلاً زیر پات رو خالی کرده، پشتت حرف زده، کارت رو خراب کرده، اما حالا اوضاع برگشته، و تصمیم دست توئه، و امضا با توئه، و حرف آخرو تو میزنی.اینجا دو راه داری:یا حالشو بگیری و دلت خنک بشه،یا از کنارش رد بشی و بگی: «ولش کن.»اینجا وقتی چشمات رو میبندی و امضا میکنی و میگی: «بذار نونش رو ببره خونه، من بزرگتر از این حرفام»، این یعنی داری شکرِ واقعی میکنی. اینجاست که معلوم میشه تو ظرفیتِ اون صندلی رو داشتی.این «ولش کن» یجور شکرگزاری از خدا بخاطر قدرتیه که بهت داده.پس همینجا نتیجه بگیر شکرگزاری همیشه یه الهی شکر گفتن خشک و خالی نیست، شکر گزاری هر کسی یجوره، شکرگزاری یه آدم قدرتمند یا به قدرت رسیده بخششه، بخشیدنه.او اگه ببخشه شکر کرده، نبخشه ناشکری کرده.پس، اینجا همون لحظهی طلاییه! میتونی با یه حرکت قلم، تلافیِ تمام اون روزای سخت رو دربیاری و رسواش کنی. اما نمی کنی.یا توی فضای مجازی: یه نفر زیر پستت کامنتِ تند گذاشته، قضاوتت کرده یا تهمت زده. و تو هم، زبون داری، هم مدرک داری، هم فالوئر داری که بگی بریزن سرش جوری که تا هفتهها نتونه جمعش کنه، اما سکوت میکنی. این سکوتِ تو باخت نیست، این یعنی: «من از این جنگهای کوچیک بزرگترم.» این یعنی داری به خدا میگی: «ممنون که به من عزت دادی که حرفِ این آدم بهم برنخوره.»یا توی خونه و جمعِ صمیمی: همیشه یه جاهایی هست که حق ۱۰۰ درصد با توئه. میتونی طرف رو با یه «دیدی گفتم؟» یا ثابت کردنِ تقصیرش، جلوی بقیه کوچیک کنی. اما وقتی میگی: «بیخیال بابا... فدای سرت، مهم اینه که الان دورِ همیم»، اینجا داری قدرتت رو خرجِ آرامش میکنی، نه دعوا. این همون مزرعه سبزیه که ساختی.واقعاً شکرگزاری فقط «الهی شکر» گفتنِ خشک و خالی نیست. شکرِ آدمِ قلدر، زور نگفتنه؛ شکرِ آدمِ توانا، دست گرفتنه؛ و شکرِ آدمِ پیروز، اغماض و چشمپوشیه.
وقتی میبخشی، داری نشون میدی که هنوز صاحبِ دلت هستی، نه اسیرِ زخمت. آدمهای ضعیف همیشه دنبالِ تلافیان چون میترسن دیگه فرصت پیدا نکنن، اما آدمِ قوی میبخشه.و آخرش امام میخواد به ما یاد بده که:پیروزیِ واقعی اون لحظهای نیست که طرف رو زمین میزنی؛ پیروزی اون ثانیهایه که میتونی بزنی و نمیزنی.
و این «بیخیال شدنِ آگاهانه»، قشنگترین تشکر از خداییه که دستت رو پر کرده.
یادت باشه، وقتی کسی رو که بهت بدی کرده میبخشی، در واقع داری به خدا میگی: «من به خاطرِ تو، از حقِ خودم گذشتم، تو هم به خاطرِ بزرگیِ خودت، از حقِ من بگذر.»
این معامله، پرسودترین معاملهی دنیاست.
[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
قسمت های قبل در کانال آرشیو

حکمت های نهج البلاغه امیرالمومنین
وقتی میبخشی، داری نشون میدی که هنوز صاحبِ دلت هستی، نه اسیرِ زخمت. آدمهای ضعیف همیشه دنبالِ تلافیان چون میترسن دیگه فرصت پیدا نکنن، اما آدمِ قوی میبخشه.و آخرش امام میخواد به ما یاد بده که:پیروزیِ واقعی اون لحظهای نیست که طرف رو زمین میزنی؛ پیروزی اون ثانیهایه که میتونی بزنی و نمیزنی.
و این «بیخیال شدنِ آگاهانه»، قشنگترین تشکر از خداییه که دستت رو پر کرده.
یادت باشه، وقتی کسی رو که بهت بدی کرده میبخشی، در واقع داری به خدا میگی: «من به خاطرِ تو، از حقِ خودم گذشتم، تو هم به خاطرِ بزرگیِ خودت، از حقِ من بگذر.»
این معامله، پرسودترین معاملهی دنیاست.
[
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۱۹:۴۷
بازارسال شده از مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم💝
1_23655566176.mp3
۱۰:۰۴-۹.۲۲ مگابایت
[
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۵:۰۲
بازارسال شده از مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم💝
حکمت ۱۲قَالَ علیه السلامأَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اكْتِسَابِ الْإِخْوَانِ، وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ.
توضیح ساده: أَعْجَزُ : ناتوانترین، عاجزترین، بی دست و پا ترین النَّاسِ: آدما، مردم مَنْ : کسیه که...همین جا توی پرانتز عرض کنم کلمه من از اون کلمههایی است که فعل ماضی بعدش معنای مضارع میده یعنی باید آینده معنا کنیم مثل همین جا عَجَزَ:نتونه، عاجز باشه، عرضه و مهارت نداشته باشه عَنِ: از اكْتِسَابِ : پیدا کردن و به دست آوردن، و تلاش کردن برای به چنگ آوردن الْإِخْوَانِ : برادران، که در اینجا منظور دوستا و رفیقای جونی و همدله، و چقدر قشنگه این تعبیر که از دوست و رفیق به عنوان برادر یاد میکنه میخواد بگه دوست و رفیق عین برادره یا اصلاً باید جوری باشه که بشه مثل برادر روش حساب کرد.پس در نگاه امام ع عاجزترین آدم کسیه که توی این دنیا نتونه رفیقی برای خودش دست وپا کنه و پیدا کنه و دل به دل کسی بده.یعنی کسی که گوشه گیره و نمیتونه با بقیه بجوشه و دوست واقعی پیدا کنه از همه ضعیفتره و ناتوانتره چون تنهایی، آدم رو ضعیف میکنه.
چقدر قشنگ به جای کسب یعنی به دست آوردن اینجا تعبیر به ظفر کرد ظفر یعنی پیروزی در جنگ یا رسیدن به یک گنج بزرگ امام میخواد بگه پیدا کردن یه دوست جانی و واقعی خودش یه نوع پیروزی بزرگه،انگار که یک نبرد رو بردی یا یک مدال
گرفتی و طبیعتاً وقتی با بدرفتاری یا خودخواهی یا با بیمعرفتی اون رو از دست میدی این دیگه ته شکسته.حضرت داره میگه آدم ناتوان کسی نیست که پول نداره یا زور بازوش کمه؛بلکه کسیه که مهارت آدم جمع کردن دور خودش رو نداره، چهار تا رفیق مثل برادر نداره که بهشون تکیه کنه. و بدتر از اون کسیه که رفیقای خوبش رو با تلخی و بیتوجهی از خودش میرونه. اون دیگه واقعاً عاجزترین آدماست. رفیق مثل یه گل حساسه؛ که اگه بهش آب ندی،اگه حواست به نورش نباشه،خشک میشه.
آدما اشیا نیستند که وقتی کهنه شدن یا دیگه به کارمون نیومدن بگذاریمشون کنار.
رفیق ریشه است،هرچه ریشههات عمیقتر باشند یعنی دوستات قدیمی تر باشن، تو طوفانهای زندگی محکمتر میایستی.یادت باشه وقتی ساعت ۲ نصف شب دلت میگیره و لیست مخاطبین گوشیت رو بالا و پایین میکنی،اگه کسی را نداشتی که بهش زنگ بزنی،یعنی در به دست آوردن دوست عاجز بودی. یا اگه کلی رفیق داشتی ولی حالا همه ازت فرارین یا به خاطر رفتارهای سردت،دیگه کسی سراغت رو نمیگیره،یعنی اونهایی رو هم که داشتی پروندی، و این دیگه اند عاجزیه.در حقیقت امام علیه السلام داره کد خیلی مهم به ما میده. تو دنیای امروز که همه میدویم دنبال پول و مدرک و پز دادن گاهی یادمون میره که آدمیزاد به آدمیزاد زنده است.دیدى بعضیا میگن: «من تنهایی راحتترم»، «حوصله حرف زدن با کسی رو ندارم»، یا «سرم تو لاک خودمه»؟امام میگه این قدرت نیست، این عین ناتوانیه. کسی که نتونه چهارتا آدم دور خودش جمع کنه که وقتی دلش گرفت بهشون زنگ بزنه، یا وقتی خوشحاله باهاشون بخنده، واقعاً دستوپاش بستهست.
[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
قسمت های قبل در کانال آرشیو

حکمت های نهج البلاغه امیرالمومنین
توضیح ساده: أَعْجَزُ : ناتوانترین، عاجزترین، بی دست و پا ترین النَّاسِ: آدما، مردم مَنْ : کسیه که...همین جا توی پرانتز عرض کنم کلمه من از اون کلمههایی است که فعل ماضی بعدش معنای مضارع میده یعنی باید آینده معنا کنیم مثل همین جا عَجَزَ:نتونه، عاجز باشه، عرضه و مهارت نداشته باشه عَنِ: از اكْتِسَابِ : پیدا کردن و به دست آوردن، و تلاش کردن برای به چنگ آوردن الْإِخْوَانِ : برادران، که در اینجا منظور دوستا و رفیقای جونی و همدله، و چقدر قشنگه این تعبیر که از دوست و رفیق به عنوان برادر یاد میکنه میخواد بگه دوست و رفیق عین برادره یا اصلاً باید جوری باشه که بشه مثل برادر روش حساب کرد.پس در نگاه امام ع عاجزترین آدم کسیه که توی این دنیا نتونه رفیقی برای خودش دست وپا کنه و پیدا کنه و دل به دل کسی بده.یعنی کسی که گوشه گیره و نمیتونه با بقیه بجوشه و دوست واقعی پیدا کنه از همه ضعیفتره و ناتوانتره چون تنهایی، آدم رو ضعیف میکنه.
چقدر قشنگ به جای کسب یعنی به دست آوردن اینجا تعبیر به ظفر کرد ظفر یعنی پیروزی در جنگ یا رسیدن به یک گنج بزرگ امام میخواد بگه پیدا کردن یه دوست جانی و واقعی خودش یه نوع پیروزی بزرگه،انگار که یک نبرد رو بردی یا یک مدال
آدما اشیا نیستند که وقتی کهنه شدن یا دیگه به کارمون نیومدن بگذاریمشون کنار.
رفیق ریشه است،هرچه ریشههات عمیقتر باشند یعنی دوستات قدیمی تر باشن، تو طوفانهای زندگی محکمتر میایستی.یادت باشه وقتی ساعت ۲ نصف شب دلت میگیره و لیست مخاطبین گوشیت رو بالا و پایین میکنی،اگه کسی را نداشتی که بهش زنگ بزنی،یعنی در به دست آوردن دوست عاجز بودی. یا اگه کلی رفیق داشتی ولی حالا همه ازت فرارین یا به خاطر رفتارهای سردت،دیگه کسی سراغت رو نمیگیره،یعنی اونهایی رو هم که داشتی پروندی، و این دیگه اند عاجزیه.در حقیقت امام علیه السلام داره کد خیلی مهم به ما میده. تو دنیای امروز که همه میدویم دنبال پول و مدرک و پز دادن گاهی یادمون میره که آدمیزاد به آدمیزاد زنده است.دیدى بعضیا میگن: «من تنهایی راحتترم»، «حوصله حرف زدن با کسی رو ندارم»، یا «سرم تو لاک خودمه»؟امام میگه این قدرت نیست، این عین ناتوانیه. کسی که نتونه چهارتا آدم دور خودش جمع کنه که وقتی دلش گرفت بهشون زنگ بزنه، یا وقتی خوشحاله باهاشون بخنده، واقعاً دستوپاش بستهست.
[
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۵:۰۲
بازارسال شده از مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم💝
مثلاً: تو محیط کار، اون کسی که همیشه اخموئه و با هیچکس حتی یه «سلام و احوالپرسی» ساده نمیکنه، وقتی سیستمش خراب میشه یا یه مشکلی براش پیش میاد، هیچکس نیست که خودجوش بیاد کمکش. این آدم تو شلوغی، تنهاست و این یعنی اوج ناتوانی.
و از اون ناتوانتر: کسی که فرض کن یه عالمه زحمت کشیدی، یه رفیق پیدا کردی که مثل برادرت بوده. با هم خاطره ساختید، شبهای سخت پیشت بوده. اما یهو به خاطر غرور، به خاطر اینکه «چرا اون اول زنگ نزد؟»، یا چون سرت شلوغ شد، کلاً فراموشش کردی.
امام میگه این آدم از اولی هم وضعش بدتره! چون اولی شاید بلد نبوده چطور گل بکاره، اما تو گُل کاشتی، تو گل داشتی و گذاشتی خشک بشه. این یعنی پیروزی رو تبدیل کردی به شکست.همه ما تو تلگرام و واتساپ گروههایی داریم. گاهی میبینیم یکی از دوستای قدیمی یه پیام میده، ولی ما حوصله نداریم جواب بدیم. میگیم حالا بعداً! همین «بعداً»ها باعث میشه اون آدم کمکم دور بشه. رفاقت همون «آبیاری» کردن گله؛ یه ریاکشن به استوری دوستت، یه پیام که «فلانی یادت افتادم، خوبی؟»، همینا ریشه رو محکم میکنه.یا گاهی با یه رفیقِ مثلِ برادر، سر یه سوءتفاهم کوچیک قطع رابطه میکنیم و اینجا همونجاییه که «ظفر» رو از دست دادیم. امام میگه نذار این اتفاق بیفته. اگه رفیق خوب پیدا کردی، مثل جونت ازش مراقبت کن.رفیق واقعی اون گلیه که تو زمستون هم باید مراقبش باشی. وقتی دوستت حالش بده، یا تو زندگی کم آورده، اگه اونجا پشتش نباشی، در واقع داری باغ خودت رو هرس که نه، تیشه به ریشهاش میزنی.یادمون باشه، رفیقِ خوب پیدا کردن مثل خریدن گلدون گله، اما رفاقت کردن مثل نگهداری از اونه.اگه کسی رو داری که میتونی باهاش بیسانسور حرف بزنی، اگه کسی رو داری که از موفقیتت واقعاً ذوق میکنه، تو یه پیروزِ واقعی هستی. پس با یه زنگ، با یه «خسته نباشی»، با یه شاخه گل یا حتی یه آیکون قلب، نذار این پیروزی از دستت بره.
دنیا به اندازه کافی سخت هست؛ با رفیق، نرم و آسونش کنیم.
پس رفیقا رو برا خودمون نگه داریم.
و تنها راه نگه داشتن دوست و رفیق محبت کردن و توجه کردنه.چون همونطور که گلای باغ بیآبی و غفلت رو تاب نمیارن، رفاقت هم بیمحبتی و بیتوجهی رو دوام نمیارهو درست مثل باغ گله که باید هر روز مراقبش باشی، آبیاری کنی، گلها رو هرس کنی، از آفتها محافظتش کنی،تو رفاقت هم همینطوره: محبت کن، گوش بده، وقت بذار، کمک کن، قدردانی کن.گاهی آدما وقت و انرژی ندارن، اما یک «حال تو چطوره؟» یا کمک کوچک میتونه رفاقت رو زنده نگه داره.یه زنگ زدن، یه پیام کوتاه، یه دیدار مختصر، رفاقت رو می تونه زنده نگه بداره.به همین خاطر تو محل کار یا مدرسه، آدمایی که مهربون و صبور هستن، راحت دوست پیدا میکنن و همیشه اطرافشون آدمای خوب هست.اما کسی که فقط خودش رو مهم میدونه یا بیتوجهه، رفیقهاش رو از دست میده، و بعد تو جمعها هم تنها میمونه.اصلأ پیدا کردن دوست کار مهمیه، اما نگه داشتنش هنر میخواد، مثل نگهداری باغ پرگل که مراقبت همیشگی میطلبه.دوست پیدا کردن هنر مهمیه: به دوستای خوب اعتماد کن، باهاشون صمیمی شو، دلشون رو بدست بیار.اما دوست نگه داشتن یه هنر بالاتره: بهشون اهمیت بده، وقت بذار، محبت کن، وقتی ناراحتن کمکشون کن، وقتی خوشحالن خوشحال باش.و کسی که این کار رو نمیکنه، تو زندگی اجتماعی ضعیفه؛ و کسی که میکنه اما دوستاشو از دست میده، بدتر از همه..[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
قسمت های قبل در کانال آرشیو

حکمت های نهج البلاغه امیرالمومنین
و از اون ناتوانتر: کسی که فرض کن یه عالمه زحمت کشیدی، یه رفیق پیدا کردی که مثل برادرت بوده. با هم خاطره ساختید، شبهای سخت پیشت بوده. اما یهو به خاطر غرور، به خاطر اینکه «چرا اون اول زنگ نزد؟»، یا چون سرت شلوغ شد، کلاً فراموشش کردی.
امام میگه این آدم از اولی هم وضعش بدتره! چون اولی شاید بلد نبوده چطور گل بکاره، اما تو گُل کاشتی، تو گل داشتی و گذاشتی خشک بشه. این یعنی پیروزی رو تبدیل کردی به شکست.همه ما تو تلگرام و واتساپ گروههایی داریم. گاهی میبینیم یکی از دوستای قدیمی یه پیام میده، ولی ما حوصله نداریم جواب بدیم. میگیم حالا بعداً! همین «بعداً»ها باعث میشه اون آدم کمکم دور بشه. رفاقت همون «آبیاری» کردن گله؛ یه ریاکشن به استوری دوستت، یه پیام که «فلانی یادت افتادم، خوبی؟»، همینا ریشه رو محکم میکنه.یا گاهی با یه رفیقِ مثلِ برادر، سر یه سوءتفاهم کوچیک قطع رابطه میکنیم و اینجا همونجاییه که «ظفر» رو از دست دادیم. امام میگه نذار این اتفاق بیفته. اگه رفیق خوب پیدا کردی، مثل جونت ازش مراقبت کن.رفیق واقعی اون گلیه که تو زمستون هم باید مراقبش باشی. وقتی دوستت حالش بده، یا تو زندگی کم آورده، اگه اونجا پشتش نباشی، در واقع داری باغ خودت رو هرس که نه، تیشه به ریشهاش میزنی.یادمون باشه، رفیقِ خوب پیدا کردن مثل خریدن گلدون گله، اما رفاقت کردن مثل نگهداری از اونه.اگه کسی رو داری که میتونی باهاش بیسانسور حرف بزنی، اگه کسی رو داری که از موفقیتت واقعاً ذوق میکنه، تو یه پیروزِ واقعی هستی. پس با یه زنگ، با یه «خسته نباشی»، با یه شاخه گل یا حتی یه آیکون قلب، نذار این پیروزی از دستت بره.
دنیا به اندازه کافی سخت هست؛ با رفیق، نرم و آسونش کنیم.
پس رفیقا رو برا خودمون نگه داریم.
و تنها راه نگه داشتن دوست و رفیق محبت کردن و توجه کردنه.چون همونطور که گلای باغ بیآبی و غفلت رو تاب نمیارن، رفاقت هم بیمحبتی و بیتوجهی رو دوام نمیارهو درست مثل باغ گله که باید هر روز مراقبش باشی، آبیاری کنی، گلها رو هرس کنی، از آفتها محافظتش کنی،تو رفاقت هم همینطوره: محبت کن، گوش بده، وقت بذار، کمک کن، قدردانی کن.گاهی آدما وقت و انرژی ندارن، اما یک «حال تو چطوره؟» یا کمک کوچک میتونه رفاقت رو زنده نگه داره.یه زنگ زدن، یه پیام کوتاه، یه دیدار مختصر، رفاقت رو می تونه زنده نگه بداره.به همین خاطر تو محل کار یا مدرسه، آدمایی که مهربون و صبور هستن، راحت دوست پیدا میکنن و همیشه اطرافشون آدمای خوب هست.اما کسی که فقط خودش رو مهم میدونه یا بیتوجهه، رفیقهاش رو از دست میده، و بعد تو جمعها هم تنها میمونه.اصلأ پیدا کردن دوست کار مهمیه، اما نگه داشتنش هنر میخواد، مثل نگهداری باغ پرگل که مراقبت همیشگی میطلبه.دوست پیدا کردن هنر مهمیه: به دوستای خوب اعتماد کن، باهاشون صمیمی شو، دلشون رو بدست بیار.اما دوست نگه داشتن یه هنر بالاتره: بهشون اهمیت بده، وقت بذار، محبت کن، وقتی ناراحتن کمکشون کن، وقتی خوشحالن خوشحال باش.و کسی که این کار رو نمیکنه، تو زندگی اجتماعی ضعیفه؛ و کسی که میکنه اما دوستاشو از دست میده، بدتر از همه..[
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۵:۰۲
بازارسال شده از مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم💝
1_23693973007.mp3
۰۷:۲۰-۶.۷۳ مگابایت
[
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۵:۰۲
بازارسال شده از مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم💝
حکمت ۱۳وَ قَالَ علیه السلامإِذَا وَصَلَتْ إِلَيْكُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِ، فَلَا تُنَفِّرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّةِ الشُّكْرِ.
توضیح ساده:إِذَا: هرگاه، وقتی که وَصَلَتْ: برسه إِلَيْكُمْ: به سمت شما، به زندگیِ شما، به سفره یا به دلِ شما؛ چی برسه؟ أَطْرَافُ: اطراف؛ جمعِ «طرف» و طرف یعنی جانب، گوشه و کنار؛ اما در اینجا به معنیِ «آغازه»، به معنیِ «شروعه»، به معنیِ «ابتداعه»، یا بگو بخشهایِ اول و نشانههایِ اولیهیِ النِّعَمِ: نعمتها، برکتها، گشایشها و روزیهایِ مادی و معنوی.کنایه از اینکه همین که سر و کلهیِ نعمتها و نشانههایِ برکت تو زندگیتون پیدا شد و نسیمِ خوشبختی وزیدن گرفت، فَ: پس، در این موقعیتِ حساس، حواستون رو جمع کنید و یه کاری بکنید و اونم اینکه: لَاتُنَفِّرُوا: نرونید، رم ندید، پس نزنید، دور نکنید، دفع نکنید أَقْصَا: آخر، دنباله، غایت، انتها و ادامه هَا: اون نعمتها رو.کنایه از ادامه و بقیه و سیلِ اصلیِ اون نعمتهاست؛ یعنی جوری رفتار نکنید که اون نعمتی که تازه شروع شده، همین اولِ راه قطع بشه. یعنی موجب نشه که تا تهِ نعمتها پیش نرید و همهیِ اون سفرهای که خدا براتون پهن کرده رو به دست نیارید.
اما چطور ممکنه ما نعمت رو از خودمون برونیم و فراریش بدیم؟
بِ: به خاطرِ، به وسیلهیِ قِلَّةِ: کمی، ناچیز بودن، کمگذاشتن در الشُّكْرِ: شکر و شکرگزاری کردن؛ یعنی ندیدنِ اون بخشِ کوچیکِ نعمت و قدردانی نکردن از اون.غر زدن به جای دیدن خوبیها، طلبکار بودن به جای قدردانی، و فکر کردن اینکه «این که چیزی نیست».
غافل از اینکه نعمتها مثل پرندهان؛
با سر و صدا، غر، ناشکری و عجله میپرن.
[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
قسمت های قبل در کانال آرشیو

حکمت های نهج البلاغه امیرالمومنین
توضیح ساده:إِذَا: هرگاه، وقتی که وَصَلَتْ: برسه إِلَيْكُمْ: به سمت شما، به زندگیِ شما، به سفره یا به دلِ شما؛ چی برسه؟ أَطْرَافُ: اطراف؛ جمعِ «طرف» و طرف یعنی جانب، گوشه و کنار؛ اما در اینجا به معنیِ «آغازه»، به معنیِ «شروعه»، به معنیِ «ابتداعه»، یا بگو بخشهایِ اول و نشانههایِ اولیهیِ النِّعَمِ: نعمتها، برکتها، گشایشها و روزیهایِ مادی و معنوی.کنایه از اینکه همین که سر و کلهیِ نعمتها و نشانههایِ برکت تو زندگیتون پیدا شد و نسیمِ خوشبختی وزیدن گرفت، فَ: پس، در این موقعیتِ حساس، حواستون رو جمع کنید و یه کاری بکنید و اونم اینکه: لَاتُنَفِّرُوا: نرونید، رم ندید، پس نزنید، دور نکنید، دفع نکنید أَقْصَا: آخر، دنباله، غایت، انتها و ادامه هَا: اون نعمتها رو.کنایه از ادامه و بقیه و سیلِ اصلیِ اون نعمتهاست؛ یعنی جوری رفتار نکنید که اون نعمتی که تازه شروع شده، همین اولِ راه قطع بشه. یعنی موجب نشه که تا تهِ نعمتها پیش نرید و همهیِ اون سفرهای که خدا براتون پهن کرده رو به دست نیارید.
اما چطور ممکنه ما نعمت رو از خودمون برونیم و فراریش بدیم؟
بِ: به خاطرِ، به وسیلهیِ قِلَّةِ: کمی، ناچیز بودن، کمگذاشتن در الشُّكْرِ: شکر و شکرگزاری کردن؛ یعنی ندیدنِ اون بخشِ کوچیکِ نعمت و قدردانی نکردن از اون.غر زدن به جای دیدن خوبیها، طلبکار بودن به جای قدردانی، و فکر کردن اینکه «این که چیزی نیست».
غافل از اینکه نعمتها مثل پرندهان؛
با سر و صدا، غر، ناشکری و عجله میپرن.
[
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۵:۰۲
بازارسال شده از مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم💝
در حقیقت امام (ع) داره یه قانون نانوشته اجتماعی–روانی رو میگه که:
نعمتها «یکدفعه کامل» نمیان؛
ذرهذره میان و رفتار تو با ذرههای اول، سرنوشت ادامهشونو تعیین میکنه.
تو جامعه، خانواده، کار، روابط، حتی وضعیت اقتصادی کشورها دقیقاً همین اتفاق میافته.فرض کن یه نفر تازه استخدام شده، حقوقش کمه، امکاناتش محدوده ، مدیرش کامل و ایدهآل نیست، ولی اینا همون«أطراف النعم» هست که امام فرمود یعنی شروعِ نعمت شغله، نه قله ی اون،
حالا اگه این آدم مدام غر بزنه و بگه «این که چیزی نیست» و قدر همون تجربهی اول، ارتباطات، یادگیری رو ندونه، انگیزه ش کم میشه، پیشرفت متوقف میشه، مدیر هم ناخودآگاه فاصله میگیره، یعنی با قلّت و کمی شکر، ادامهی نعمت یا به تعبیر امام ع (أقصاها) رو فراری داده.
اما کسی که: قدردان
همون فرصت اولیهست، و درست کار میکنه، رشد رو میبینه نه کمبود رو، خیلی وقتا همون شغل ساده میشه سکوی پرتاب.
یا در ازدواج، دوستی، خانواده و چیزهایی از این قبیل اوایل هر رابطهای معلومه همهچیز کامل نیست، و طرف مقابل هنوز «بهترین نسخه» خودش نیست و این مرحله همون اطراف النعم هست. اما وقتی آدم: فقط نقصها رو میبینه، و مقایسه میکنه ، و تشکر نمیکنه، و خوبیها رو بدیهی میدونه،اگه مدام سرکوفت بزنه، اگه خوبیهای کوچیکش رو نبینه و بگه «وظیفهته» یا «این که چیزی نیست»، اون آدم کمکم دلسرد میشه. خیلی از جداییها واقعاً سرِ خیانت نیست، سرِ همون «قِلَّةِ الشُّكر» یا کمسپاسیِ جمع شده روی همه. وقتی طرف میبینه هر چقدر تلاش میکنه دیده نمیشه، بار و بندیل محبتش رو جمع میکنه و میره. اونوقت ما میمونیم و یه دنیا تنهایی. خیلی از رابطهها نه با خیانت، بلکه با کمقدردانی میمیرن.یا بچهای که با کلی ذوق یه نقاشیِ خطخطی میاره نشونت میده، اون لحظه تمامِ توانش رو آورده وسط. اگه بهش بگی «این چیه کشیدی؟ برو مشقت رو بنویس»، تو داری ریشهی اعتماد به نفس و خلاقیتش رو خشک میکنی. اما اگه همون تلاش کوچیکش رو شکر کنی و تشویقش کنی، اون بچه فردا برات یه شاهکار خلق میکنه. شکر کردنِ تلاشِ بچه، یعنی اجازه دادن به اینکه استعدادش تا آخر (أقصاها) رشد کنه.شکر یعنی: دیدنِ همون پیشرفتهای فسقلی.
ناشکری یعنی: فقط دیدنِ چالهها و ندیدنِ آسفالتها.
یا یه جامعهای که: مردمش فقط کمبودها رو میبینن، و هر حرکت مثبت کوچیک رو مسخره میکنن، و هیچ پیشرفتی رو به رسمیت نمیشناسن دچار همون قِلَّةِ الشُّكر یعنی کمی شکر جمعی میشن.و نتیجه روشنه: امید اجتماعی سقوط میکنه، افراد فعال دلسرد میشن، مهاجرت نخبه ها، وبیتفاوتی عمومی اتفاق می افته،در حالی که: حتی دیدن و گفتن پیشرفتهای کوچیک میتونه ادامهی مسیر رو زنده نگه بداره.یا تو عالم رفاقت: رفیقت بعدِ مدتها زنگ میزنه حالت رو میپرسه. اگه برداری بگی: «عجب عجب! یادی از فقرا کردی؟ چه عجب راه گم کردی؟»، این همون «قله الشکر» یا کمه شکرگزاریه. خب اون بنده خدا دیگه رغبت نمیکنه دفعه بعد زنگ بزنه. ولی اگه بگی «چقدر دلم برات تنگ بود، دمت گرم که زنگ زدی»، راه رو برای یه رفاقتِ عمیقتر باز کردی.
یه چایِ دبش
️، یه خوابِ آروم
، یه لایکِ رفیق
، یه نونی که داغه
... اینا همون «اطراف النعم» هستن. یعنی لبههای نعمت که به دستت رسیده. اگه سفت نچسبیشون و براشون ذوق نکنی، اون نعمتِ اصلی که قراره بیاد و زندگیت رو بترکونه، پشتِ در میمونه چون میبینه تو کلاً آدمِ ناسپاسی!
رفیق، نعمتها مثل «مهمون» میمونن. مهمون وقتی وارد خونه میشه، اول نگاه میکنه ببینه صاحبخونه با همون پارچِ آبِ خنکی که آورده، ذوق میکنه یا نه؟ اگه ببینه صاحبخونه اخموئه و داره زیر لب غر می زنه راهش رو می کشه و می ره.خلاصه شکرگزاری یعنی «ذوق کردن برای چیزهای کوچیک». وقتی برای یه لبخند، برای یه نفسِ راحت، برای یه استکان چای ذوق کنی، خدا و کائنات میگن: « این چقدر با کم هم حالش خوب میشه، بذا بیشتر بهش حال داده باشیم.»
[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
قسمت های قبل در کانال آرشیو

حکمت های نهج البلاغه امیرالمومنین
نعمتها «یکدفعه کامل» نمیان؛
ذرهذره میان و رفتار تو با ذرههای اول، سرنوشت ادامهشونو تعیین میکنه.
تو جامعه، خانواده، کار، روابط، حتی وضعیت اقتصادی کشورها دقیقاً همین اتفاق میافته.فرض کن یه نفر تازه استخدام شده، حقوقش کمه، امکاناتش محدوده ، مدیرش کامل و ایدهآل نیست، ولی اینا همون«أطراف النعم» هست که امام فرمود یعنی شروعِ نعمت شغله، نه قله ی اون،
اما کسی که: قدردان
یا در ازدواج، دوستی، خانواده و چیزهایی از این قبیل اوایل هر رابطهای معلومه همهچیز کامل نیست، و طرف مقابل هنوز «بهترین نسخه» خودش نیست و این مرحله همون اطراف النعم هست. اما وقتی آدم: فقط نقصها رو میبینه، و مقایسه میکنه ، و تشکر نمیکنه، و خوبیها رو بدیهی میدونه،اگه مدام سرکوفت بزنه، اگه خوبیهای کوچیکش رو نبینه و بگه «وظیفهته» یا «این که چیزی نیست»، اون آدم کمکم دلسرد میشه. خیلی از جداییها واقعاً سرِ خیانت نیست، سرِ همون «قِلَّةِ الشُّكر» یا کمسپاسیِ جمع شده روی همه. وقتی طرف میبینه هر چقدر تلاش میکنه دیده نمیشه، بار و بندیل محبتش رو جمع میکنه و میره. اونوقت ما میمونیم و یه دنیا تنهایی. خیلی از رابطهها نه با خیانت، بلکه با کمقدردانی میمیرن.یا بچهای که با کلی ذوق یه نقاشیِ خطخطی میاره نشونت میده، اون لحظه تمامِ توانش رو آورده وسط. اگه بهش بگی «این چیه کشیدی؟ برو مشقت رو بنویس»، تو داری ریشهی اعتماد به نفس و خلاقیتش رو خشک میکنی. اما اگه همون تلاش کوچیکش رو شکر کنی و تشویقش کنی، اون بچه فردا برات یه شاهکار خلق میکنه. شکر کردنِ تلاشِ بچه، یعنی اجازه دادن به اینکه استعدادش تا آخر (أقصاها) رشد کنه.شکر یعنی: دیدنِ همون پیشرفتهای فسقلی.
ناشکری یعنی: فقط دیدنِ چالهها و ندیدنِ آسفالتها.
یا یه جامعهای که: مردمش فقط کمبودها رو میبینن، و هر حرکت مثبت کوچیک رو مسخره میکنن، و هیچ پیشرفتی رو به رسمیت نمیشناسن دچار همون قِلَّةِ الشُّكر یعنی کمی شکر جمعی میشن.و نتیجه روشنه: امید اجتماعی سقوط میکنه، افراد فعال دلسرد میشن، مهاجرت نخبه ها، وبیتفاوتی عمومی اتفاق می افته،در حالی که: حتی دیدن و گفتن پیشرفتهای کوچیک میتونه ادامهی مسیر رو زنده نگه بداره.یا تو عالم رفاقت: رفیقت بعدِ مدتها زنگ میزنه حالت رو میپرسه. اگه برداری بگی: «عجب عجب! یادی از فقرا کردی؟ چه عجب راه گم کردی؟»، این همون «قله الشکر» یا کمه شکرگزاریه. خب اون بنده خدا دیگه رغبت نمیکنه دفعه بعد زنگ بزنه. ولی اگه بگی «چقدر دلم برات تنگ بود، دمت گرم که زنگ زدی»، راه رو برای یه رفاقتِ عمیقتر باز کردی.
یه چایِ دبش
رفیق، نعمتها مثل «مهمون» میمونن. مهمون وقتی وارد خونه میشه، اول نگاه میکنه ببینه صاحبخونه با همون پارچِ آبِ خنکی که آورده، ذوق میکنه یا نه؟ اگه ببینه صاحبخونه اخموئه و داره زیر لب غر می زنه راهش رو می کشه و می ره.خلاصه شکرگزاری یعنی «ذوق کردن برای چیزهای کوچیک». وقتی برای یه لبخند، برای یه نفسِ راحت، برای یه استکان چای ذوق کنی، خدا و کائنات میگن: « این چقدر با کم هم حالش خوب میشه، بذا بیشتر بهش حال داده باشیم.»
[
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۵:۰۲
بازارسال شده از مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم💝
1_23701595504.mp3
۰۸:۰۶-۷.۴۳ مگابایت
[
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۱۶:۲۰
بازارسال شده از مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم💝
حکمت ۱۴وَ قَالَ عَلَيهِ السِّلَامُمَنْ ضَيَّعَهُ الأَقْرَبُ أُتِيحَ لَهُ الأَبْعَدُ.
توضیح ساده:مَنْ: کسی که، ضَيَّعَهُ: نابود کنه و تباه کنه او رو، از دست بده اون رو ، رها کنه اون رو ، فراموش کنه اون رو، نادیده بگیره اون رو، کی؟ الْأَقْرَبُ: اونی که نزدیکتره، یعنی نزدیکان، دور و بری ها، آدمایی که همیشه دور و برت هستن، خانواده، دوستان صمیمی، همکاران نزدیک، أُتِيحَ: فراهم میشه، داده میشه، لَهُ: به او، برای او یعنی فرصت یا امکانی بهش داده میشه، توسط کی؟ الْأَبْعَدُ: اونی که دورتره، دورترها، کسایی که فاصله دارن، یعنی آدمایی که همیشه از نظر فاصله یا رابطه، دور هستن.
به به از این حکمت!
ببین، یه وقتایی هست که آدم تمامِ خودش رو واسه دور و بریهاش میذاره؛ واسه خانوادهاش، واسه رفیقای فابریکش، یا حتی واسه اون شرکتی که سالها توش عرق ریخته.
اما یهو به خودت میای و میبینی انگار دیده نمیشی. انگار بود و نبودت فرقی نداره. این همونجاست که امام فرمود: «ضَيَّعَهُ الأَقْرَبُ»؛ یعنی اونایی که باید قدرِت رو میدونستن، گذاشتنت کنار یا نادیدهات گرفتن. این حرفِ امام (ع) یه جورایی هم دلداریه، هم یه هشدارِ جدی به اونهایی که قدرِ داشتههاشون رو نمیدونن.اما قشنگیِ ماجرا اینجاست: دنیا خالی نمیمونه. خدا یه سیستمی چیده که وقتی از نزدیکترینها بیمهری میبینی، از جایی که فکرش رو نمیکنی، آدمایی سر راهت سبز میشن که غریبهان، دورن، اما جوری پشتت وایمیستن که انگار صد ساله میشناسنت. این همون کلام امامه که فرمود: «أُتِيحَ لَهُ الأَبْعَدُ» . خدا یه جوری چیدمانِ این هستی رو ردیف کرده که وقتی از نزدیکترینهات “نه” میشنوی یا ولت میکنن، یهو میبینی از جایی که اصلاً فکرش رو نمیکردی، برات خیر و برکت می باره.
خیلی پیش میاد که توی یه مجموعه، نبوغ و زحمتِ یه جوون رو نمیبینن و مدام تو سرش میزنن. طرف توی کشور خودش، توی شهر خودش کلی ایده داره، کلی استعداد داره؛ ولی کی قدرش رو میدونه؟ هیچکس! نزدیکان و مدیرانِ دور و برش نادیدهاش میگیرن. نتیجهاش چی میشه؟ همون «فرار مغزها»؛ یه شرکت رقیب یا یه دانشگاه و کشورِ اونورِ دنیا، با کلی احترام براش فرش قرمز پهن میکنه. یعنی اونی که دور بود، قدرِ این “دُرِّ گرانبها” رو فهمید. اونا میشن همون «أَبْعَدُ» که قدرِ گوهری رو که نزدیکانش ضایع کردن، میدونن. درخت رو ما کاشتیم، ولی چون بلد نبودیم چطور بهش برسیم، میوهاش رو یکی دیگه چید.
یا تو دنیای رفاقت:گاهی صمیمیترین دوستت که کلی براش مایه گذاشتی، توی سختیا تنهات میذاره. انگار هر چقدر بیشتر دمِ دست باشی، کمتر دیده میشی. همون موقع، یه همکلاسی قدیمی که سالی یه بار هم باهاش حرف نمیزدی یا یه آدم تازه وارد، جوری سنگ صبورت میشه و دستت رو میگیره که خودت هم باورت نمیشه. این همون “بادِ ملایمیه” که از دور میآد تا تو رو که از بیمهریِ نزدیکات پژمرده شده بودی، دوباره سرپا کنه.
[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
قسمت های قبل در کانال آرشیو

حکمت های نهج البلاغه امیرالمومنین
توضیح ساده:مَنْ: کسی که، ضَيَّعَهُ: نابود کنه و تباه کنه او رو، از دست بده اون رو ، رها کنه اون رو ، فراموش کنه اون رو، نادیده بگیره اون رو، کی؟ الْأَقْرَبُ: اونی که نزدیکتره، یعنی نزدیکان، دور و بری ها، آدمایی که همیشه دور و برت هستن، خانواده، دوستان صمیمی، همکاران نزدیک، أُتِيحَ: فراهم میشه، داده میشه، لَهُ: به او، برای او یعنی فرصت یا امکانی بهش داده میشه، توسط کی؟ الْأَبْعَدُ: اونی که دورتره، دورترها، کسایی که فاصله دارن، یعنی آدمایی که همیشه از نظر فاصله یا رابطه، دور هستن.
به به از این حکمت!
ببین، یه وقتایی هست که آدم تمامِ خودش رو واسه دور و بریهاش میذاره؛ واسه خانوادهاش، واسه رفیقای فابریکش، یا حتی واسه اون شرکتی که سالها توش عرق ریخته.
اما یهو به خودت میای و میبینی انگار دیده نمیشی. انگار بود و نبودت فرقی نداره. این همونجاست که امام فرمود: «ضَيَّعَهُ الأَقْرَبُ»؛ یعنی اونایی که باید قدرِت رو میدونستن، گذاشتنت کنار یا نادیدهات گرفتن. این حرفِ امام (ع) یه جورایی هم دلداریه، هم یه هشدارِ جدی به اونهایی که قدرِ داشتههاشون رو نمیدونن.اما قشنگیِ ماجرا اینجاست: دنیا خالی نمیمونه. خدا یه سیستمی چیده که وقتی از نزدیکترینها بیمهری میبینی، از جایی که فکرش رو نمیکنی، آدمایی سر راهت سبز میشن که غریبهان، دورن، اما جوری پشتت وایمیستن که انگار صد ساله میشناسنت. این همون کلام امامه که فرمود: «أُتِيحَ لَهُ الأَبْعَدُ» . خدا یه جوری چیدمانِ این هستی رو ردیف کرده که وقتی از نزدیکترینهات “نه” میشنوی یا ولت میکنن، یهو میبینی از جایی که اصلاً فکرش رو نمیکردی، برات خیر و برکت می باره.
خیلی پیش میاد که توی یه مجموعه، نبوغ و زحمتِ یه جوون رو نمیبینن و مدام تو سرش میزنن. طرف توی کشور خودش، توی شهر خودش کلی ایده داره، کلی استعداد داره؛ ولی کی قدرش رو میدونه؟ هیچکس! نزدیکان و مدیرانِ دور و برش نادیدهاش میگیرن. نتیجهاش چی میشه؟ همون «فرار مغزها»؛ یه شرکت رقیب یا یه دانشگاه و کشورِ اونورِ دنیا، با کلی احترام براش فرش قرمز پهن میکنه. یعنی اونی که دور بود، قدرِ این “دُرِّ گرانبها” رو فهمید. اونا میشن همون «أَبْعَدُ» که قدرِ گوهری رو که نزدیکانش ضایع کردن، میدونن. درخت رو ما کاشتیم، ولی چون بلد نبودیم چطور بهش برسیم، میوهاش رو یکی دیگه چید.
یا تو دنیای رفاقت:گاهی صمیمیترین دوستت که کلی براش مایه گذاشتی، توی سختیا تنهات میذاره. انگار هر چقدر بیشتر دمِ دست باشی، کمتر دیده میشی. همون موقع، یه همکلاسی قدیمی که سالی یه بار هم باهاش حرف نمیزدی یا یه آدم تازه وارد، جوری سنگ صبورت میشه و دستت رو میگیره که خودت هم باورت نمیشه. این همون “بادِ ملایمیه” که از دور میآد تا تو رو که از بیمهریِ نزدیکات پژمرده شده بودی، دوباره سرپا کنه.
[
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۱۶:۲۰
بازارسال شده از مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم💝
یا توی خانواده و فامیل:امان از وقتی که توی فامیل غریبه باشی! حتماً دیدی آدمهایی رو که برای فامیل و خانوادهشون جون میدن، ولی همیشه نادیده گرفته میشن. اما یهو میبینی یه همسایه یا یه آدم غریبه تو مسیر زندگی، جوری برات دلسوزی میکنه که از صدتا برادر و خواهر جلو میزنه.یا تو عالم کسب و کار و ایدههای نو:خیلی وقتها میخوای یه کار جدید راه بندازی، اول به دوست و آشنات میگی. اونا جای حمایت، میزنن تو سرِ مالت و ناامیدت میکنن. ولی وقتی میری توی بازارِ واقعی پیش آدمهایی که اصلاً نمیشناسنت، میبینی چقدر از ایدهات استقبال میکنن و پشتت وامیستن.رفیق، اگر الان حس میکنی تنهایی، اگر فکر میکنی اطرافیانت درکت نمیکنن و اونجوری که باید، کنارت نیستن؛ غصه نخور. دنیا که به آخر نرسیده! این قانونِ مهربونهی خداست. گاهی وقتها خدا نزدیکات رو ازت دور می کنه و دورت پراکنده میکنه تا تو “بزرگ” بشی. تا بفهمی که روزیِ تو، احترامِ تو و موفقیتِ تو، گرویِ چند نفر آدمِ تکراریِ دور و برت نیست. اگه یه در بسته بشه، هزار تا پنجره از دوردستها برات باز میشه.این حکمت یه بارِ معناییِ مثبت و عمیق دیگه هم داره اونم اینه که: حمایت واقعی همیشه از راه میرسه. مثل درختی که شاید باغبونِ بالاسرش بهش آب نده و رهاش کنه، اما ابرها از کیلومترها اونطرفتر مأمور میشن بیان و بالاسرش ببارن تا خشک نشه. مثل بادهای ملایمی که از دور میاد و درخت پژمرده رو دوباره سرحال و شاداب و سرزنده میکنه، آدمایی که شاید نمیبینی، وقتی وقتش برسه، پشتت هستن و بهت انرژی میدن.پس یادت باشه:ارزش تو کم نشده: اگه نزدیکات قدرِت رو نمیدونن، مشکل از سلیقه و نگاهِ اوناست، نه از قیمتِ تو.
منتظر غریبههای آشنا باش: نگرانِ تنهاییت نباش! همیشه یه دستی هست، یه دلی هست که از دور برات میتپه. حمایت و پشتوانه همیشه نزدیکت نیست، بعضی وقتها باید باور کنی که چه دلها که پشتت هستن و وقتی لازم باشه، دستشون بهت میرسه.دنیا وسیعه: خودت رو محدود به آدمای تکراریِ اطرافت نکن. اگه امروز تنهات گذاشتن، این یعنی “وقتِ کوچِ توئه”. یعنی خدا برات یه سری آدمِ جدید، یه محیطِ جدید و یه فرصتِ دورتر (ولی بهتر) آماده کرده که بیان و زیرِ بغلت رو بگیرن.دلت قرص باشه، اون بادی که قراره حالت رو خوب کنه، تو راهه.
و خدا هوایِ غریبها رو خیلی خاص داره!
[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
قسمت های قبل در کانال آرشیو

حکمت های نهج البلاغه امیرالمومنین
منتظر غریبههای آشنا باش: نگرانِ تنهاییت نباش! همیشه یه دستی هست، یه دلی هست که از دور برات میتپه. حمایت و پشتوانه همیشه نزدیکت نیست، بعضی وقتها باید باور کنی که چه دلها که پشتت هستن و وقتی لازم باشه، دستشون بهت میرسه.دنیا وسیعه: خودت رو محدود به آدمای تکراریِ اطرافت نکن. اگه امروز تنهات گذاشتن، این یعنی “وقتِ کوچِ توئه”. یعنی خدا برات یه سری آدمِ جدید، یه محیطِ جدید و یه فرصتِ دورتر (ولی بهتر) آماده کرده که بیان و زیرِ بغلت رو بگیرن.دلت قرص باشه، اون بادی که قراره حالت رو خوب کنه، تو راهه.
و خدا هوایِ غریبها رو خیلی خاص داره!
[
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۱۶:۲۰
بازارسال شده از مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم💝
1_16837934582.mp3
۱۰:۱۸-۹.۴۴ مگابایت
نهجالبلاغه #حکمت_15#پانزدهممحمد رضا رنجبر
[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
قسمت های قبل در کانال آرشیو

حکمت های نهج البلاغه امیرالمومنین
[
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۳:۵۴
بازارسال شده از مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم💝
پیش از قضاوت، همراه باش!
حکمت ۱۵وَ قَالَ (علیه السلام): مَا كُلُّ مَفْتُونٍ يُعَاتَبُ.
نه هر گرفتار و دردمندی را میتوان شایسته سرزنش دانست؛ چهبسا رنجی که بر دوش میکشد، نه از خطا، بلکه آزمایشی باشد که او را به آستانه صبر و کمال میبرد، گاه مسیری برای پاکی، و گاه تقدیری که او را استوارتر و پختهتر میسازد.
واژه ها:مَا: هرگز، نه، نیستكُلُّ: هر، تمام، همهمَفْتُونٍ: گرفتار، فریبخورده، در فتنهافتادهيُعَاتَبُ: سرزنش میشود، ملامت میشود، نکوهش میشود
حکمت ۱۵وَ قَالَ (علیه السلام): مَا كُلُّ مَفْتُونٍ يُعَاتَبُ.
نه هر گرفتار و دردمندی را میتوان شایسته سرزنش دانست؛ چهبسا رنجی که بر دوش میکشد، نه از خطا، بلکه آزمایشی باشد که او را به آستانه صبر و کمال میبرد، گاه مسیری برای پاکی، و گاه تقدیری که او را استوارتر و پختهتر میسازد.
واژه ها:مَا: هرگز، نه، نیستكُلُّ: هر، تمام، همهمَفْتُونٍ: گرفتار، فریبخورده، در فتنهافتادهيُعَاتَبُ: سرزنش میشود، ملامت میشود، نکوهش میشود
۳:۵۴
بازارسال شده از مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم💝
شرح:
آدمها، مانند شعلههای شمع و زغال
یک فوتِ ملایم حتی شعلهی شمع را خاموش میکند، اما یک بادِ تند نهتنها شعلهی زغال را خاموش نمیکند، بلکه آن را شعلهورتر هم میسازد.آدمها نیز چنیناند؛ برخی مانند شعلهی شمعاند و در برابر کوچکترین ناملایمتی خاموش میشوند. برخی دیگر درست مثل شعلهی زغال، حتی در سختترین شرایط و شداید، شعله میکشند و نیرومندتر میشوند.آیا آدمهای شکننده سزاوار سرزنشاند؟هرگز! چراکه حد و توان آنها همین است. در طبیعت هم بعضی درختها در برابر بادهای تند مقاوماند، خم میشوند اما نمیشکنند. برخی دیگر اما، در هم میشکنند و خرد میشوند.آیا درختی که شکسته و خرد میشود، سزاوار سرزنش است؟ نه! شاید ریشهاش در زمین سست بوده، شاید خاکش فقیر بوده، شاید سالها تشنگی کشیده است.و این همان قصهی آدمهاست. برخی توان استقامت در برابر طوفان حوادث را دارند و از سختیها عبور میکنند. برخی دیگر نه، میشکنند و سقوط میکنند. اما آیا سزاوار سرزنشاند؟ خیر!
قفس پرنده و دامِ فتنهها
پرندهای را تصور کنید که در دامِ شکارچی گرفتار میشود. آیا سزاوار سرزنش است؟ هرگز!شاید قفس آنقدر ماهرانه طراحی شده که راه گریزی نداشته باشد. شاید گرسنگی، او را به سوی دام کشانده باشد. شاید ناآگاهیاش باعث این اسارت شده باشد.انسانی که در دام فتنهها میافتد نیز چنین است. شاید شرایط او را به اینجا کشانده، شاید نیازهایش او را مجبور کرده، شاید ناآگاهیاش سبب شده باشد. پس همهی انسانهایی که در مسیر خطا قرار گرفتهاند، لزوماً سزاوار سرزنش نیستند، زیرا همه از روی بدی و شرارت اشتباه نمیکنند.
نقش شرایط در خطاهای انسانی
گاهی محیط، گاهی ضعفهای شخصیتی، گاهی ناآگاهی و گاهی نیازها، فرد را به ورطهی اشتباه میکشاند. همهی گرفتاران، مقصر نیستند. برخی مقصرند، اما بسیاری قربانی شرایطاند.بر همین اساس، امام (علیهالسلام) فرمودند: «ما کُلُّ مَفتونٍ یُعاتَبُ»؛ یعنی هر فریبخوردهای سزاوار سرزنش نیست.
ماهی در گل و لای و انسان در گرفتاریها
ماهیای را تصور کنید که در آبی کمعمق گرفتار شده و در گل و لای مانده است. آیا این ماهی سزاوار سرزنش است؟ آیا تقصیر اوست که آب کم شده؟در زندگی نیز چنین است. از نگاه امام (علیهالسلام)، برخی افراد در مشکلاتی گرفتار میآیند که خود باعث آن نبودهاند. شاید جامعه، شاید تربیت، شاید فقر، شاید ناآگاهی یا عوامل دیگر، آنها را در گل و لای خطاها گرفتار کرده باشد.نه هر انسانی که در مسیر اشتباه قرار گرفت، از روی قصد و نیت بد بوده است. گاهی شرایط او را به اینجا کشانده و اگر دستی برای کمک به سمت او دراز شود، دوباره میتواند برخیزد. درست مانند همان ماهی که اگر آبی روانهی او شود، دوباره زنده میشود، نفس میگیرد و زندگی را از سر میگیرد.
به جای قضاوت، راهی برای کمک بیابیم
پس بهجای عجله در قضاوت، باید راهی برای کمک و هدایت او پیدا کرد. بسیاری از افراد، اگر فرصتی دوباره داشته باشند، میتوانند تغییر کنند.این همانند آب گلآلود است که اگر فرصت دهی، زلال میشود.پس حکمت حکیمانه «ما کُلُّ مَفتونٍ»؛ در حقیقت به ما گوشزد میکند که در برخورد با خطای دیگران، با درک و مدارا رفتار کن، نه شتاب در ملامت و نه عجله در قضاوت.و پیش از هر چیز و بیش از هر چیز، ببین و بیندیش که چه عاملی او را به این حال و روز افکنده است.
مانند باغبان، با مهربانی اصلاح کنیم
باغبان، وقتی با نهالی پژمرده روبهرو میشود، آن را از ریشه بیرون نمیکشد، بلکه خاک، آب و فضای آن را بررسی میکند.شما هم، پیش از عتاب، ریشهها و علل خطاها را وارسی کنید. آن هم با گرمی و نرمی، زیرا در بسیاری از موارد، مهربانی مؤثرتر از عتاب و سرزنش است.همانطور که آبیاری بهموقع و با ملایمت، گیاهی خشک را احیا میکند، بسیاری از افراد نیز در سایهی مهربانی، جانی دوباره گرفتهاند و به درختانی تناور تبدیل شدهاند، سایهبانی برای دیگران شدهاند.باید فرصت داد... مثل آب گلآلود که اگر فرصت بدهی، زلال میشود.
[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
قسمت های قبل در کانال آرشیو

حکمت های نهج البلاغه امیرالمومنین
آدمها، مانند شعلههای شمع و زغال
یک فوتِ ملایم حتی شعلهی شمع را خاموش میکند، اما یک بادِ تند نهتنها شعلهی زغال را خاموش نمیکند، بلکه آن را شعلهورتر هم میسازد.آدمها نیز چنیناند؛ برخی مانند شعلهی شمعاند و در برابر کوچکترین ناملایمتی خاموش میشوند. برخی دیگر درست مثل شعلهی زغال، حتی در سختترین شرایط و شداید، شعله میکشند و نیرومندتر میشوند.آیا آدمهای شکننده سزاوار سرزنشاند؟هرگز! چراکه حد و توان آنها همین است. در طبیعت هم بعضی درختها در برابر بادهای تند مقاوماند، خم میشوند اما نمیشکنند. برخی دیگر اما، در هم میشکنند و خرد میشوند.آیا درختی که شکسته و خرد میشود، سزاوار سرزنش است؟ نه! شاید ریشهاش در زمین سست بوده، شاید خاکش فقیر بوده، شاید سالها تشنگی کشیده است.و این همان قصهی آدمهاست. برخی توان استقامت در برابر طوفان حوادث را دارند و از سختیها عبور میکنند. برخی دیگر نه، میشکنند و سقوط میکنند. اما آیا سزاوار سرزنشاند؟ خیر!
قفس پرنده و دامِ فتنهها
پرندهای را تصور کنید که در دامِ شکارچی گرفتار میشود. آیا سزاوار سرزنش است؟ هرگز!شاید قفس آنقدر ماهرانه طراحی شده که راه گریزی نداشته باشد. شاید گرسنگی، او را به سوی دام کشانده باشد. شاید ناآگاهیاش باعث این اسارت شده باشد.انسانی که در دام فتنهها میافتد نیز چنین است. شاید شرایط او را به اینجا کشانده، شاید نیازهایش او را مجبور کرده، شاید ناآگاهیاش سبب شده باشد. پس همهی انسانهایی که در مسیر خطا قرار گرفتهاند، لزوماً سزاوار سرزنش نیستند، زیرا همه از روی بدی و شرارت اشتباه نمیکنند.
نقش شرایط در خطاهای انسانی
گاهی محیط، گاهی ضعفهای شخصیتی، گاهی ناآگاهی و گاهی نیازها، فرد را به ورطهی اشتباه میکشاند. همهی گرفتاران، مقصر نیستند. برخی مقصرند، اما بسیاری قربانی شرایطاند.بر همین اساس، امام (علیهالسلام) فرمودند: «ما کُلُّ مَفتونٍ یُعاتَبُ»؛ یعنی هر فریبخوردهای سزاوار سرزنش نیست.
ماهی در گل و لای و انسان در گرفتاریها
ماهیای را تصور کنید که در آبی کمعمق گرفتار شده و در گل و لای مانده است. آیا این ماهی سزاوار سرزنش است؟ آیا تقصیر اوست که آب کم شده؟در زندگی نیز چنین است. از نگاه امام (علیهالسلام)، برخی افراد در مشکلاتی گرفتار میآیند که خود باعث آن نبودهاند. شاید جامعه، شاید تربیت، شاید فقر، شاید ناآگاهی یا عوامل دیگر، آنها را در گل و لای خطاها گرفتار کرده باشد.نه هر انسانی که در مسیر اشتباه قرار گرفت، از روی قصد و نیت بد بوده است. گاهی شرایط او را به اینجا کشانده و اگر دستی برای کمک به سمت او دراز شود، دوباره میتواند برخیزد. درست مانند همان ماهی که اگر آبی روانهی او شود، دوباره زنده میشود، نفس میگیرد و زندگی را از سر میگیرد.
به جای قضاوت، راهی برای کمک بیابیم
پس بهجای عجله در قضاوت، باید راهی برای کمک و هدایت او پیدا کرد. بسیاری از افراد، اگر فرصتی دوباره داشته باشند، میتوانند تغییر کنند.این همانند آب گلآلود است که اگر فرصت دهی، زلال میشود.پس حکمت حکیمانه «ما کُلُّ مَفتونٍ»؛ در حقیقت به ما گوشزد میکند که در برخورد با خطای دیگران، با درک و مدارا رفتار کن، نه شتاب در ملامت و نه عجله در قضاوت.و پیش از هر چیز و بیش از هر چیز، ببین و بیندیش که چه عاملی او را به این حال و روز افکنده است.
مانند باغبان، با مهربانی اصلاح کنیم
باغبان، وقتی با نهالی پژمرده روبهرو میشود، آن را از ریشه بیرون نمیکشد، بلکه خاک، آب و فضای آن را بررسی میکند.شما هم، پیش از عتاب، ریشهها و علل خطاها را وارسی کنید. آن هم با گرمی و نرمی، زیرا در بسیاری از موارد، مهربانی مؤثرتر از عتاب و سرزنش است.همانطور که آبیاری بهموقع و با ملایمت، گیاهی خشک را احیا میکند، بسیاری از افراد نیز در سایهی مهربانی، جانی دوباره گرفتهاند و به درختانی تناور تبدیل شدهاند، سایهبانی برای دیگران شدهاند.باید فرصت داد... مثل آب گلآلود که اگر فرصت بدهی، زلال میشود.
[
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۳:۵۴
بازارسال شده از مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم💝
نتیجهگیری
نه هر کسی که در خطا افتاده، مقصر است، و نه هر فریبخوردهای سزاوار سرزنش. پیش از آنکه قضاوت کنیم، باید ببینیم که او چگونه به اینجا رسیده است. شاید بتوانیم با نرمی و درک، مسیر بازگشت را برایش فراهم کنیم.
برای پیادهسازی این حکمت در زندگی:
۱. در مواجهه با خطای دیگران، ابتدا به دنبال علت باشیم، نه سرزنش. شاید شرایط، نیاز یا ناآگاهی فرد را به اینجا کشانده باشد.
۲. مهربانی را در اصلاح دیگران مقدم بداریم. سرزنش، گاهی مانند تندبادی است که بهجای خاموش کردن آتش، آن را شعلهورتر میکند.
۳. فرصت دوباره دادن را تمرین کنیم. همانطور که طبیعت، فرصتی دوباره به درخت پژمرده میدهد، ما نیز برای تغییر افراد فرصت قائل شویم.
۴. بهجای حذف و طرد، اصلاح کنیم. همانگونه که باغبان، نهال پژمرده را از ریشه بیرون نمیآورد، بلکه آن را تقویت میکند، ما نیز ریشهی مشکلات را بررسی کنیم.۵. آب زلال مهربانی را جاری سازیم. همانطور که آب، گل و لای را از بین میبرد و ماهی را زنده میکند، محبت نیز میتواند دلهای خطاکاران را زنده کند.
[
مجموعه مجازی حفظ آسان قرآن کریم
]( https://ble.ir/hefzasanquran)
قسمت های قبل در کانال آرشیو

حکمت های نهج البلاغه امیرالمومنین
نه هر کسی که در خطا افتاده، مقصر است، و نه هر فریبخوردهای سزاوار سرزنش. پیش از آنکه قضاوت کنیم، باید ببینیم که او چگونه به اینجا رسیده است. شاید بتوانیم با نرمی و درک، مسیر بازگشت را برایش فراهم کنیم.
برای پیادهسازی این حکمت در زندگی:
۱. در مواجهه با خطای دیگران، ابتدا به دنبال علت باشیم، نه سرزنش. شاید شرایط، نیاز یا ناآگاهی فرد را به اینجا کشانده باشد.
۲. مهربانی را در اصلاح دیگران مقدم بداریم. سرزنش، گاهی مانند تندبادی است که بهجای خاموش کردن آتش، آن را شعلهورتر میکند.
۳. فرصت دوباره دادن را تمرین کنیم. همانطور که طبیعت، فرصتی دوباره به درخت پژمرده میدهد، ما نیز برای تغییر افراد فرصت قائل شویم.
۴. بهجای حذف و طرد، اصلاح کنیم. همانگونه که باغبان، نهال پژمرده را از ریشه بیرون نمیآورد، بلکه آن را تقویت میکند، ما نیز ریشهی مشکلات را بررسی کنیم.۵. آب زلال مهربانی را جاری سازیم. همانطور که آب، گل و لای را از بین میبرد و ماهی را زنده میکند، محبت نیز میتواند دلهای خطاکاران را زنده کند.
[
قسمت های قبل در کانال آرشیو
۳:۵۴