فرهنگ تاریخی ایران اقتصاد لیبرال را برنمیتابد.
بخش دوم:اقتصاد اجتماعی: اصالت جمع به جای اصالت سرمایه
میثم مهدیار
در یادداشت اول مروری اجمالی داشتیم بر مولفههای اقتصاد لیبرال و نئولیبرال. در بخش دوم رویکردهای دگرواره را مرور خواهیم کرد. در رویکردهای دگرواره (آلترناتیو) در مقابل اقتصاد سرمایهسالار و فردگرای لیبرال، خیر جمعی و عمومی بر منافع فردی ارجح شمرده میشوند. این رویکردها که در مقابل رویکردهای لیبرال میتوان آنها را رویکردهای جمعگرایانه نامید طیف گستردهای هستند. از نظریات کمونیستی که به طور کلی بر الغای مالکیت خصوصی و سیطره کامل دولت بر زندگی اقتصادی و اجتماعی تاکید میکنند تا رویکردهای سوسیالیستی که بر عدالت توزیعی در یک دولت رفاه حداکثری تاکید دارند و تا جماعتگراها که بیشتر دغدغه فضایل و اخلاق و ارزشهای عمومی را دارند و تلاش میکنند بین دولت و بازار تعادل ایجاد کنند.
سوژه انسانی اقتصاد لیبرال و نئولیبرال مبتنی بر عقلانیت کاملا ابزاری و منطق اقتصادی رفتار میکند و از همین جهت میتواند رفتارهای آن را ذیل منطقهای ریاضی و آماری تبیین و پیشبینی کرد. اما رویکردهای آلترناتیو اغلب با نقد فروکاهیدن تحلیلهای اقتصادی به عملیاتهای ریاضی از نقش فرهنگ و نهادهای تاریخی فرهنگی و اجتماعی و سیاسی در اقتصاد سخن به میان میآورند.
اقتصاد نهادگرایی (Institutional Economics) یک جریان مهم در علم اقتصاد است که به بررسی نقش نهادها در توسعه اقتصادی و رفتار اقتصادی افراد و سازمانها میپردازد. این جریان تأکید دارد که نهادها، به عنوان ساختارها و قوانین بازی اجتماعی، تعیینکننده اصلی رفتارها و عملکرد اقتصادی هستند.
مفهوم اصلی اقتصاد نهادگرایی این است که عوامل نهادی مانند قوانین، سیاستها، فرهنگ، و ساختارهای اجتماعی بر تصمیمگیری و عملکرد اقتصادی تأثیر مستقیم دارند. این نهادها میتوانند شکلدهنده اقتصاد یک جامعه باشند و تأثیر چشمگیری بر رفتار افراد، نهادهای اقتصادی و سازمانها داشته باشند. در اقتصاد نهادگرایی، مفهوم "نهاد" به عنوان سازوکارها، قوانین، ساختارها و الگوهای اجتماعی تعریف میشود که تصمیمگیریها و رفتارهای افراد و سازمانها را تحت تأثیر قرار میدهد. این تعریف گسترده شامل عناصر فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، و اقتصادی است که در تدوین قوانین و نظامها، تنظیم بازارها، و تعیین رفتارهای اقتصادی نقش دارند.
به عنوان مثال یکی از عناصر اصلی نهادی در حوزه اقتصاد «فرهنگ و اخلاق» است که تأثیر مهمی بر تصمیمگیریها، تعاملات اجتماعی، و الگوهای رفتاری افراد و سازمانها دارند. فرهنگ و اخلاق جامعه میتوانند تصمیمگیریها و رفتارهای اقتصادی را شکل دهند. ارزشها و اعتقادات فرهنگی ممکن است تأثیر بزرگی بر تصمیمگیریهای مالی، سرمایهگذاری، و مصرف افراد و نیز نقشی اصلی در تعیین سیاستهای مالی و اقتصادی داشته باشند. در واقع اقتصاد نهادگرا در مقابل اقتصاد لیبرال بر تاثیر علل غیر اقتصادی و مالی بر اقتصاد تاکید میکند و از این وجه غلبه منطق سود و بازارگرایی بر جامعه و به تبع آن شکافهای طبقاتی گسترده را نیز برنمیتابد
اقتصاد جامعهگرا و جمعگرایی ایرانی
اقتصاد نهادگرا و اجتماعی بیشتر ناظر به «تاثیر جامعه بر اقتصاد» است و کمتر بر «تاثیر اقتصاد بازار بر جامعه» تاکید دارد در حالیکه «اقتصاد جمعگرا و جامعهگرا» با نقد سیاستهای اقتصادی لیبرال به نفی رقابتهای فردگرایانه و محدود کردن دولت اشعار دارد و در مقابل بر تعاون اجتماعی و حفظ جامعه و فرهنگ و نقش دولت در این زمینه تاکید میکند. از این جهت مهمترین دغدغه اقتصاد جامعهگرا کاستن از شکافهای طبقاتی و اجتماعی است چرا که سعادتمندی را امری جمعی به حساب میآورد. از سوی دیگر پتانسیلهای جمعگرایی در فرهنگ و تاریخ جامعه ایرانی بسیار غنی بوده است و علیرغم اتخاذ سیاستهای لیبرال در ۷دهه گذشته هنوز سویههای قوی این جمعگرایی را میتوان بخصوص در مواقع بحرانهای اجتماعی (حوادث طبیعی چون سیل و زلزله و غیر طبیعی همچون جنگ) به عینه مشاهده کرد. از همین جهت و فارغ از انتقاداتی که به اقتصاد لیبرال وجود دارد، به سبب ظرفیتهای تاریخی و نهادی جمعگرایانه و تولیدی در فرهنگ و جامعه ایرانی که در آن کار و تلاش و کوشش فی نفسه ارزش است و غنی از آیینها و مناسک جمعی و ساختارهای جمعگرایانه است، اقتصاد اجتماعی تناسب بیشتری با اقتضائات و شرایط بومی و تاریخی و فرهنگی جامعه ما دارد. با این اوصاف نسبت این پتانسیلهای تاریخی جمعگرایانه با مقوله اقتصاد اجتماعی و جامعهگرا چیست؟ چگونه میتوان از این ظرفیتها برای رشد و سازندگی و توسعه کشور بهرهبرداری کرد؟
بخش اول یادداشت: https://ble.ir/hermes_ir/5568901746251318155/1775930084511
ادامه دارد...
@Hermes_ir
بخش دوم:اقتصاد اجتماعی: اصالت جمع به جای اصالت سرمایه
در یادداشت اول مروری اجمالی داشتیم بر مولفههای اقتصاد لیبرال و نئولیبرال. در بخش دوم رویکردهای دگرواره را مرور خواهیم کرد. در رویکردهای دگرواره (آلترناتیو) در مقابل اقتصاد سرمایهسالار و فردگرای لیبرال، خیر جمعی و عمومی بر منافع فردی ارجح شمرده میشوند. این رویکردها که در مقابل رویکردهای لیبرال میتوان آنها را رویکردهای جمعگرایانه نامید طیف گستردهای هستند. از نظریات کمونیستی که به طور کلی بر الغای مالکیت خصوصی و سیطره کامل دولت بر زندگی اقتصادی و اجتماعی تاکید میکنند تا رویکردهای سوسیالیستی که بر عدالت توزیعی در یک دولت رفاه حداکثری تاکید دارند و تا جماعتگراها که بیشتر دغدغه فضایل و اخلاق و ارزشهای عمومی را دارند و تلاش میکنند بین دولت و بازار تعادل ایجاد کنند.
سوژه انسانی اقتصاد لیبرال و نئولیبرال مبتنی بر عقلانیت کاملا ابزاری و منطق اقتصادی رفتار میکند و از همین جهت میتواند رفتارهای آن را ذیل منطقهای ریاضی و آماری تبیین و پیشبینی کرد. اما رویکردهای آلترناتیو اغلب با نقد فروکاهیدن تحلیلهای اقتصادی به عملیاتهای ریاضی از نقش فرهنگ و نهادهای تاریخی فرهنگی و اجتماعی و سیاسی در اقتصاد سخن به میان میآورند.
اقتصاد نهادگرایی (Institutional Economics) یک جریان مهم در علم اقتصاد است که به بررسی نقش نهادها در توسعه اقتصادی و رفتار اقتصادی افراد و سازمانها میپردازد. این جریان تأکید دارد که نهادها، به عنوان ساختارها و قوانین بازی اجتماعی، تعیینکننده اصلی رفتارها و عملکرد اقتصادی هستند.
مفهوم اصلی اقتصاد نهادگرایی این است که عوامل نهادی مانند قوانین، سیاستها، فرهنگ، و ساختارهای اجتماعی بر تصمیمگیری و عملکرد اقتصادی تأثیر مستقیم دارند. این نهادها میتوانند شکلدهنده اقتصاد یک جامعه باشند و تأثیر چشمگیری بر رفتار افراد، نهادهای اقتصادی و سازمانها داشته باشند. در اقتصاد نهادگرایی، مفهوم "نهاد" به عنوان سازوکارها، قوانین، ساختارها و الگوهای اجتماعی تعریف میشود که تصمیمگیریها و رفتارهای افراد و سازمانها را تحت تأثیر قرار میدهد. این تعریف گسترده شامل عناصر فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، و اقتصادی است که در تدوین قوانین و نظامها، تنظیم بازارها، و تعیین رفتارهای اقتصادی نقش دارند.
به عنوان مثال یکی از عناصر اصلی نهادی در حوزه اقتصاد «فرهنگ و اخلاق» است که تأثیر مهمی بر تصمیمگیریها، تعاملات اجتماعی، و الگوهای رفتاری افراد و سازمانها دارند. فرهنگ و اخلاق جامعه میتوانند تصمیمگیریها و رفتارهای اقتصادی را شکل دهند. ارزشها و اعتقادات فرهنگی ممکن است تأثیر بزرگی بر تصمیمگیریهای مالی، سرمایهگذاری، و مصرف افراد و نیز نقشی اصلی در تعیین سیاستهای مالی و اقتصادی داشته باشند. در واقع اقتصاد نهادگرا در مقابل اقتصاد لیبرال بر تاثیر علل غیر اقتصادی و مالی بر اقتصاد تاکید میکند و از این وجه غلبه منطق سود و بازارگرایی بر جامعه و به تبع آن شکافهای طبقاتی گسترده را نیز برنمیتابد
اقتصاد جامعهگرا و جمعگرایی ایرانی
اقتصاد نهادگرا و اجتماعی بیشتر ناظر به «تاثیر جامعه بر اقتصاد» است و کمتر بر «تاثیر اقتصاد بازار بر جامعه» تاکید دارد در حالیکه «اقتصاد جمعگرا و جامعهگرا» با نقد سیاستهای اقتصادی لیبرال به نفی رقابتهای فردگرایانه و محدود کردن دولت اشعار دارد و در مقابل بر تعاون اجتماعی و حفظ جامعه و فرهنگ و نقش دولت در این زمینه تاکید میکند. از این جهت مهمترین دغدغه اقتصاد جامعهگرا کاستن از شکافهای طبقاتی و اجتماعی است چرا که سعادتمندی را امری جمعی به حساب میآورد. از سوی دیگر پتانسیلهای جمعگرایی در فرهنگ و تاریخ جامعه ایرانی بسیار غنی بوده است و علیرغم اتخاذ سیاستهای لیبرال در ۷دهه گذشته هنوز سویههای قوی این جمعگرایی را میتوان بخصوص در مواقع بحرانهای اجتماعی (حوادث طبیعی چون سیل و زلزله و غیر طبیعی همچون جنگ) به عینه مشاهده کرد. از همین جهت و فارغ از انتقاداتی که به اقتصاد لیبرال وجود دارد، به سبب ظرفیتهای تاریخی و نهادی جمعگرایانه و تولیدی در فرهنگ و جامعه ایرانی که در آن کار و تلاش و کوشش فی نفسه ارزش است و غنی از آیینها و مناسک جمعی و ساختارهای جمعگرایانه است، اقتصاد اجتماعی تناسب بیشتری با اقتضائات و شرایط بومی و تاریخی و فرهنگی جامعه ما دارد. با این اوصاف نسبت این پتانسیلهای تاریخی جمعگرایانه با مقوله اقتصاد اجتماعی و جامعهگرا چیست؟ چگونه میتوان از این ظرفیتها برای رشد و سازندگی و توسعه کشور بهرهبرداری کرد؟
بخش اول یادداشت: https://ble.ir/hermes_ir/5568901746251318155/1775930084511
ادامه دارد...
@Hermes_ir
۱۸:۰۶