بله | کانال هرمس
عکس پروفایل هرمسه

هرمس

۱.۵ هزار عضو
اقتصاد اجتماعی مهمترین رقیب اقتصاد نئولیبرال
بخش اول: مولفه‌های اقتصاد نئولیبرال
undefined میثم مهدیار
برای فهم اقتصاد اجتماعی یا جامعه‌محور باید ابتدا مولفه‌های اقتصاد لیبرال و نئولیبرال را درک کرد.
اقتصاد لیبرال به سازمان‌دهی اقتصاد به‌طور فردگرایانه ارجاع دارد به این معنا که تصمیم‌های اقتصادی به بیشترین اندازه ممکن توسط افراد و نه نهادها یا سازمان‌های جمعی گرفته شود. این باور دربرگیرنده گستره‌ای از سیاست‌های اقتصادی گوناگون مانند آزادی حرکت و فعالیت است، ولی همواره بر مبنای محدودیت دولت در مقابل حمایت شدید از مالکیت خصوصی و اقتصاد بازار در شیوه‌های تولید است.
گرچه لیبرالیسم اقتصادی می‌تواند تا اندازه معینی حامی قانون‌گذاری دولتی باشد، ولی هنگامی که دخالت و نظارت دولت در بازار آزاد جلوی تجارت آزاد و رقابت باز را بگیرد، با آن مخالفت می‌کند. در واقع لیبرالیسم اقتصادی یک طیف از دیدگاه‌ها و سیاست‌های اقتصادی است که از ضرورت تامین خیر جمعی و کالاهای عمومی (Public Goods) توسط دولت تا رویکردهای رادیکال‌تر که به دنبال محدود کردن دولت به یک صرفا ناظر رقابت سالم و آزاد هستند گسترده می‌شود. این رویکردهای اخیر رویکردهای نئولیبرال شناخته می‌شوند که در آن ارزش‌ اقتصادی مهمترین ارزش اجتماعی شمرده می‌شود و بازار باید مرجع اصلی ارتباطات اجتماعی باشد. در واقع همه چیز قابل قیمت‌گذاری و رقابت پذیری در بازار است و از همین جهت «نابرابری» مزیت بازار شمرده می‌شود که می‌تواند عرضه و تقاضا را ممکن کند. اگرچه در جامعه‌ای که همه‌چیز قابل فروش باشد، زندگی برای افراد بی‌بضاعت سخت می‌شود چرا که هرچه بیشتر بشود با پول خرید، ثروت یا نداشتن مهم‌تر می‌شود و از این جهت وجود طبقات پایین در جامعه ضروری یک اقتصاد رقابتی و باز است.
هایک به عنوان یکی از اصلی‌ترین مثالواره‌های نظریات نئولیبرال معاصر بر بهترین استفاده ممکن از رقابت و مالکیت خصوصی برای هماهنگ‌کردن تلاش‌های انسانی تأکید داشت و معتقد بود هرجا بتوان رقابت آزاد و مفید و مؤثر ایجاد کرد، این رقابت می‌تواند بهترین راه برای هدایت تلاش‌های افراد باشد. بر اساس نظر هایک، حتی ایده دموکراسی نسبت به دفاع از آزادی فردی از جایگاهی ثانوی برخوردار بود و بر این اساس در جامعه لیبرال دفاع از اقتصاد و مالکیت خصوصی به مثابه ارزشی ممتاز جایگزین دفاع از برابری می‌شود. برای هایک دموکراسی ضرورتاً یک روش بود، ابزاری فایده‌گرایانه به منظور حفاظت از صلح داخلی و آزادی فردی. او به شدت معتقد بود که اگر تضادی بین آزادی و دموکراسی به وجود آید، اولویت باید با آزادی باشد و دموکراسی باید قربانی شود، این ایده تا جایی پیش رفت که هایک به دنبال پیشنهاد حذف دموکراسی بود.
تبعات نئولیبرالیسم برای جامعه و اخلاق
نئولیبرالیسم بر روابط بازار و منافع فردی تأکید دارد. بر همین مبنا و در دوران معاصر به نقل از یانیس واروفاکیس «جامعه بازار» جایگزین «جوامع دارای بازار» شده است. در عهد باستان کالا، بازار و ارزش مبادله واقعاً وجود داشته و نقش مهمی در زندگی بشر داشتند، اما این جوامع تحت سیطره بازار نبودند. اما جوامع بازار زمانی به وجود آمدند که مولّدترین فعالیت‌ها از خلال بازارها هدایت شدند و همه‌ چیز ارزش مبادله پیدا کرد. بر این مبنا دو نوع ارزش مبادله و ارزش تجربی را باید از هم تفکیک کرد، ارزش تجربی شامل آنچه می‌شود که بر مبنای هنجارهای اخلاقی رخ داده و قابل مبادله با پول نیست، اما ارزش مبادله اشاره به همان ارزش‌های تجربی مانند خوبی‌کردن و احترام به دیگران دارد که در فرایند نئولیبرالیزه شدن ارزش اخلاقی خود را از دست داده و قابل مبادله به واسطه پول هستند. اگر بگوییم که نئولیبرالیسم «کسب سود» را جایگزین اخلاق کرده است و جامعه و ارزش‌های اجتماعی را به نفع بازار و رقابت به حاشیه رانده است بیراهه نگفته‌ایم. اینجاست که پای رویکردهای انتقادی و آلترناتیو لیبرالیسم به میان‌ می‌آید.
بخش دوم یادداشت: https://ble.ir/hermes_ir/-1790469365514014893/1775930766057
ادامه دارد...
@Hermes_ir

۱۷:۵۴