۱۹:۵۱
━━━━━━━━━━━━━━━استجابت دعاهای پنجاه ساله ایرانیان و شکر آن━━━━━━━━━━━━━━━
الله اکبر، الله اکبر 
باید دو دست باز خداوند در عالم را دید و به شکر آن پرداخت؛ این است حیات طیبهای که روح انسان را به اسماء الله منور میکند تا ببیند، بشنود، بیندیشد و از فضل خداوند سخن بگوید.
خداوند بزرگ، در این جنگ، تکبیرها و دعاهای ایرانیان پس از نماز جماعت مساجد و نماز جمعه مصلیها را در پنج دهه گذشته استجابت کرد؛ در این نوشتار بر آنیم تا از این استجابت بزرگ سخن بگوییم و شکر آن به جای آوریم.
یکم:شکر خدای را که از نهضت خمینی، محافظت کرد و پویایی نظامند، جمهوری اسلامی در حفظ، پویایی و انتقال قدرت را به جهانیان نشان داد و بار دیگر نام موحد کبیر امام خمینی قدس سره را در جهان طنین افکن کرد. درود و سپاس خود را بر شهیدان انقلاب و دفاع های مقدس و طراحان قانون اسلامی و ایرانیان رأی دهنده بدان، می فرستیم.
دوم:شکر خدای را که خامنه ای رهبر، آیت الله شهید را برای ما حفظ کرد و سایه آن مرد قرآنی را بر ما مستدام داشت تا او را به کهن سالی رساند و سرانجام با شهادت، آن نفس مطمئنه را به سوی خود فراخواند، خداوند حفیظ، امام سید علی خامنه ای را حفظ کرد؛ چرا که یکی از الطاف بزرگ خداوند بر صالحان آن است که مرد را در فرزندش و امام را در امتش حفظ می کند و این نعمت از بزرگترین الباقیات الصالحات است.
سوم:شکر خدای را که در باران رحمت جهاد در راه خود، مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل را محقق کرد و دست خود را از آستین مجاهدان ایرانی، عراقی، لبنانی و یمنی و... جلوه گر کرد و شهادت که حیاتی جاودان و پویا است را برای ما برگزید.
چهارم:شکر خدای را که منافقان ضد ولایت فقیه را هم چون چرکی که از بدن، دفع می شود، از این مملکت دور کرد و امید مشرکان به آنان را نا امید کرد و پته دول منافقی که از قرآن و رسول الله ص و ولایت علوی بویی نبردند را بر آب انداخت و رسوایشان کرد و در مقام عمل به دور از هر گونه مناقشات و جدال های تاریخی و کلامی، نشان داد که شیعه امامیه همان اسلام ناب محمدی ص است که در جنگ نور و ظلمت، سردمدار نور است و گرنه منافقان اسلام نما، دل در گرو یهود و مشرکان دارند، از آخور آنان ارتزاق می کنند و گاو شیر ده شیطان هستند، اف لکم و لما تعبدون من دون الله.
پنجم:شکر خدای را که رزمندگان اسلام را به ایمان به خود و انواع سلاح مجهز و آنان را نصرت کرد و وجود سلاح، آنان را از مبدا اعلی غافل نکرد تا با شهامت و شجاعتی بی نهایت، به جنگ ابر قدرت های تا دندان مسلح بروند و مرگ را به سخره بگیرند و برای جهانیان در مقام عمل ثابت کنند که لا حول و لا قوة إلا بالله.
ششم:شکر خدای را که با حذف بعثی ها از عراق به دست خود کفار و مشرکان، زیارت کربلا و حرکت جهانی اربعین سید الشهداء ع را نصيب ما گردانید و اقتدا بدان حضرت که اسم اعظم شهادت است را سر لوحه جهاد ما قرار داد، آری آن جلوه که فانی نشود، نور خداست.
هفتم:شکر خدای را که همچون خورشیدی که پشت ابرها، برای مردمان سودمند است، ما را از برکات وجودی حضرت بقية الله امام زمان عج بهره مند ساخت و در غبار فتنه، قلب مردم را حفظ کرد. خدایا! دیدار روی مهدی نیز نصیب ما بگردان.
هشتم:شکر خدای را که ما مردم را بر این دعاها ثابت قدم نگه داشت و با بسیج مردمی در خیابان ها، بر حفظ ایران اسلامی کوشید. خداوند است که بین قلب ها الفت ایجاد می کند چون قلب ها به دست اوست.
الله اکبر، الله اکبر خامنه ای، رهبر مرگ بر ضد ولایت فقیه مرگ بر آمریکا مرگ بر اسرائیل
خدایا، خدایا! تا انقلاب مهدی، از نهضت خمینی محافظت بفرما خامنه ای رهبر، به لطف خود نگه دار رزمندگان اسلام، نصرت عطا بفرما زیارت کربلا، دیدار روی مهدی نصیب ما بگردان.
حسینی کمال آبادی
۱۴۰۵/۰۱/۱۳
@hkamall
باید دو دست باز خداوند در عالم را دید و به شکر آن پرداخت؛ این است حیات طیبهای که روح انسان را به اسماء الله منور میکند تا ببیند، بشنود، بیندیشد و از فضل خداوند سخن بگوید.
خداوند بزرگ، در این جنگ، تکبیرها و دعاهای ایرانیان پس از نماز جماعت مساجد و نماز جمعه مصلیها را در پنج دهه گذشته استجابت کرد؛ در این نوشتار بر آنیم تا از این استجابت بزرگ سخن بگوییم و شکر آن به جای آوریم.
الله اکبر، الله اکبر خامنه ای، رهبر مرگ بر ضد ولایت فقیه مرگ بر آمریکا مرگ بر اسرائیل
@hkamall
۶:۱۳
۱۶:۲۰
۱۴:۳۷
۱. منطق استراتژیک:
۲. بازدارندگی پایدار:
۳. تأمین منافع:
---
#ایران_مقتدر #دیپلماسی_اقتدار #میدان_و_دیپلماسی #بازدارندگی @hkamall
۱۴:۳۸
جغرافیای زمین، کالبد یک حقیقتاگر زمین را به مثابهی یک پیکر تصور کنیم، «جمهوری اسلامی ایران» بیتردید قلب تپنده و مرکز حیاتبخش این اندام است؛ نقطهای که خون غیرت و ایستادگی را در رگهای جهان جاری میکند.اما هر پیکر سالمی، برای بقا نیازمند پالایش است. آنچه زمین از خود رانده و به خاکش راه نداده، همان صهیونیست های نجسی هستند، که نه در زمین ریشه دارند و نه در آسمان نامی؛ «بیوطنهایی» که حتی خاک هم از پذیرش آنها ابا دارد. آری، دفع زوائد، نشانه سلامت یک قلب تپنده است.
حسینی کمال آبادی@hkamall
۶:۱۳
۱۳:۴۷
پاداش و کیفر؛ همینجا، درونِ جانِ ما!آیا ثواب و عقاب، فقط قراردادهایی برای دنیای دیگرند؟یکی از بزرگترین کجفهمیها در شناختِ مسیر زندگی، این است که «پاداش» و «مجازات» را اموری اعتباری یا حوالهای به آیندهای دور (قیامت زمانی) بدانیم.حقیقت این است که بر اساس معارف عمیق، ثواب و عقاب چیزی خارج از وجود ما نیستند.
ثواب یعنی: «حیاتافزایی»؛ هر گامی که به رشد، پویایی و قدرتِ جان ما میافزاید.
عقاب یعنی: «حیاتزدایی»؛ هر مسیری که باعث ضعف، پژمردگی و تقلیل حقیقتِ وجودی ما میشود.به عبارت سادهتر:ما برای کارهایمان پاداش نمیگیریم، بلکه با رشدِ وجودمان، «عینِ پاداش» میشویم.ما برای خطاهایمان مجازات نمیشویم، بلکه با پژمردنِ روحمان، «عینِ مجازات» میشویم.بهشت و جهنم، پیش از آنکه مکانی در زمان دیگر باشند، کیفیتی از «بودن» در همین لحظه هستند. چقدر به حیاتِ خود افزودهایم؟
سید مرتضی حسینی کمال آبادی
#فلسفه_حیات #سبک_زندگی #رشد_فردی #معنای_زندگی #حیات_افزایی #خودشناسی #زنده_جاوید #معرفت_نفس
@hkamall
#فلسفه_حیات #سبک_زندگی #رشد_فردی #معنای_زندگی #حیات_افزایی #خودشناسی #زنده_جاوید #معرفت_نفس
@hkamall
۷:۲۴
۷:۳۷
*
از «نماز خفتن» تا شبنشینیهای بیپایان
در زبان شیوای پارسی، نیاکان ما نامهای زیبایی برای اوقات نماز برگزیده بودند که هر یک نشان از پیوند دین با تاروپود زندگی داشت:
نماز بامداد: سپیدهدم و آغازِ بیداری.
نماز پشین: ظهر و اوج تابش آفتاب.
نماز دیگر: عصرگاه و میانه روز.
نماز شام: غروب آفتاب و پایان کار.
نماز خفتن: وقت عشا و هنگام آرام گرفتن.
اما در میان این نامها، «نماز خفتن» (نماز عشا) حکایتی غریب دارد. این واژه تنها یک نشانهی مذهبی نیست، بلکه آیینهای از سبک زندگی مردمان گذشته است. در آن روزگاران، پیوند انسان با طبیعت ناگسستنی بود؛ همین که پردهی سیاه شب برافتاد و بانگِ نماز خفتن برخاست، مردمان جان و تن را به سجاده و سپس به بستر خواب میسپردند تا با نخستین طلیعهی نور، همگام با جهانِ هستی بیدار شوند.
امروز اما، این نظمِ ازلی دگرگون شده است.
دنیای مدرن، آرامشِ شب را با چراغهای مصنوعی ربوده و «نماز خفتن» را نه به خواب، که به آغاز بیدارنشینیهای بی ثمر بدل کرده است. ما تا پاسی از شب بیدار میمانیم و درست آنگاه که نسیمِ سحری میوزد و گیتی ردای بیداری بر تن میکند، خسته و فرسوده در خواب فرو میافتیم.
غمانگیز است که وقتی خورشید برمیآید و جهان غرق در تسبیح و تکاپو میشود، بسیاری از ما در خوابیم؛ گویی سبک زندگی نوین، ما را از تماشای باشکوهترین لحظهی خلقت، یعنی طلوع، محروم کرده است. بازگشت به آن تعبیرِ زیبای «نماز خفتن»، شاید بازگشت به ریتمِ سلامت و آرامشِ از دست رفتهمان باشد.
سید مرتضی حسینی کمالآبادی
https://eitaa.com/hkamal
در زبان شیوای پارسی، نیاکان ما نامهای زیبایی برای اوقات نماز برگزیده بودند که هر یک نشان از پیوند دین با تاروپود زندگی داشت:
اما در میان این نامها، «نماز خفتن» (نماز عشا) حکایتی غریب دارد. این واژه تنها یک نشانهی مذهبی نیست، بلکه آیینهای از سبک زندگی مردمان گذشته است. در آن روزگاران، پیوند انسان با طبیعت ناگسستنی بود؛ همین که پردهی سیاه شب برافتاد و بانگِ نماز خفتن برخاست، مردمان جان و تن را به سجاده و سپس به بستر خواب میسپردند تا با نخستین طلیعهی نور، همگام با جهانِ هستی بیدار شوند.
امروز اما، این نظمِ ازلی دگرگون شده است.
غمانگیز است که وقتی خورشید برمیآید و جهان غرق در تسبیح و تکاپو میشود، بسیاری از ما در خوابیم؛ گویی سبک زندگی نوین، ما را از تماشای باشکوهترین لحظهی خلقت، یعنی طلوع، محروم کرده است. بازگشت به آن تعبیرِ زیبای «نماز خفتن»، شاید بازگشت به ریتمِ سلامت و آرامشِ از دست رفتهمان باشد.
https://eitaa.com/hkamal
۱۵:۱۱
*تنگه هرمز؛ آستانهی خانهی ما 
ایران چنان با اعتمادبه خداوند مقتدر بر «تنگهی هرمز» نظارت دارد که گویی درِ یخچالِ خانهاش را باز و بسته میکند؛ با همان سادگی و همان حقِ مالکیتِ مطلق!
این یعنی هرمز برای ما:
نه یک نقطهی مرزی در نقشه
که بخشی از حیاطِ خانه
و داراییِ شخصیِ این ملت است.
سید مرتضی حسینی کمالآبادی
#اقتدار #ایران #تنگه_هرمز
https://eitaa.com/hkamal
ایران چنان با اعتمادبه خداوند مقتدر بر «تنگهی هرمز» نظارت دارد که گویی درِ یخچالِ خانهاش را باز و بسته میکند؛ با همان سادگی و همان حقِ مالکیتِ مطلق!
این یعنی هرمز برای ما:
#اقتدار #ایران #تنگه_هرمز
https://eitaa.com/hkamal
۱۶:۲۸
۶:۱۵
۲۱:۴۹
ملکات؛ ما معمارانِ چهرهی ابدی خویشیم
کارهایی که ما در این دنیا انجام میدهیم، لایهلایه روی هم جمع میشوند و در جانِ ما «عادتهای همیشگی» یا همان «ملکات» را میسازند. این عادتها در جهانِ پس از مرگ، دستبهکار میشوند و صورت و چهرهی واقعی ما را طراحی میکنند.
در قرآن آمده است که در روز قیامت، انسان از برادر، مادر، پدر، همسر و فرزندانش فرار میکند. اما چرا؟ یکی از دلایلش این است که افراد با صورتِ واقعیِ باطنشان محشور میشوند. کسی که در دنیا خصلتهای درندگی مثل گرگ و پلنگ داشته، آنجا هم به همان شکل دیده میشود؛ چهرهای چنان هولناک که حتی نزدیکانش از او میگریزند. اینها کسانی هستند که در دنیا، با کارهایشان، تیشه به ریشهی انسانیت خود زدهاند.
«چرا به این شکلهای زشت درآمدید؟ مگر نمیدانستید هر شکلی که اینجا دارید، بازتابِ رفتار خودتان در دنیاست؟»
مولوی چه زیبا میگوید:«ای کسی که آبروی دیگران (یوسفها) را میدری، بدان که وقتی از خوابِ مرگ بیدار شوی، به شکل گرگ برمیخیزی. آن حرفهای نیشدار و کنایههایی که مثل مار و کژدم به جان دیگران میانداختی، آنجا واقعاً به مار و کژدم تبدیل میشوند و خودت را نیش میزنند.»
خلاصهی کلام:هر فکری که میکنیم و هر کاری که انجام میدهیم، آجرِ بنایِ وجودِ ماست. مراقب باشیم که در حال ساختن چه موجودی هستیم؛ فرشته یا...؟ افسوس که گاهی از این حقیقتِ بزرگ غافل میشویم.
سید مرتضی حسینی کمالآبادی
@hkamall
کارهایی که ما در این دنیا انجام میدهیم، لایهلایه روی هم جمع میشوند و در جانِ ما «عادتهای همیشگی» یا همان «ملکات» را میسازند. این عادتها در جهانِ پس از مرگ، دستبهکار میشوند و صورت و چهرهی واقعی ما را طراحی میکنند.
در قرآن آمده است که در روز قیامت، انسان از برادر، مادر، پدر، همسر و فرزندانش فرار میکند. اما چرا؟ یکی از دلایلش این است که افراد با صورتِ واقعیِ باطنشان محشور میشوند. کسی که در دنیا خصلتهای درندگی مثل گرگ و پلنگ داشته، آنجا هم به همان شکل دیده میشود؛ چهرهای چنان هولناک که حتی نزدیکانش از او میگریزند. اینها کسانی هستند که در دنیا، با کارهایشان، تیشه به ریشهی انسانیت خود زدهاند.
«چرا به این شکلهای زشت درآمدید؟ مگر نمیدانستید هر شکلی که اینجا دارید، بازتابِ رفتار خودتان در دنیاست؟»
مولوی چه زیبا میگوید:«ای کسی که آبروی دیگران (یوسفها) را میدری، بدان که وقتی از خوابِ مرگ بیدار شوی، به شکل گرگ برمیخیزی. آن حرفهای نیشدار و کنایههایی که مثل مار و کژدم به جان دیگران میانداختی، آنجا واقعاً به مار و کژدم تبدیل میشوند و خودت را نیش میزنند.»
خلاصهی کلام:هر فکری که میکنیم و هر کاری که انجام میدهیم، آجرِ بنایِ وجودِ ماست. مراقب باشیم که در حال ساختن چه موجودی هستیم؛ فرشته یا...؟ افسوس که گاهی از این حقیقتِ بزرگ غافل میشویم.
@hkamall
۷:۰۶
همهی ما شنیدهایم که میگویند «سکوت طلاست»، اما در مکتب امام سجاد (ع) نگاهی دقیقتر و متفاوت وجود دارد. آقا فرمودهاند:«اگر سکوت نقره باشد، نطق و سخن گفتن طلاست.» 🪙
اما چرا؟ مگر نه اینکه همیشه از فضیلت خاموشی شنیدهایم؟
یادمان باشد:هنرِ واقعی، نه فقط «خوب حرف زدن»، بلکه «فهمیدنِ زمانِ درست برای حرف زدن» است. مراقب باشیم جای این دو را با هم عوض نکنیم!
@hkamall
۵:۳۴
*«خدایا! او را به بهشت تبعید کن!»
خدایا! زاهد از تو حور میخواهد؛ قصورش ده. «ز جنّت میگریزد از درت یا رب شعورش ده»
در نگاه نخست، این یک دعا به نظر میرسد؛ اما در بطن خود، یک مرثیه برای همتهای کوتاه است. زاهد، تمامِ عبادتش را هزینهی «تجارت» میکند؛ او پیشانی بر خاک میساید تا به «قصر» برسد. شاعر با ظرافتی بینظیر از واژهی «قصور» استفاده میکند. این واژه دو پهلو دارد:۱. قصرها: یعنی خدایا، آنچه میخواهد (کاخهای بهشتی) را به او بده.۲. کوتاهی: یعنی خدایا، او را در همین سطح از فهم و درکِ کوتاه رها کن!
چرا؟ چون کسی که در حضور «سلطان»، سراغ «نان» را میگیرد، در واقع از لذتِ دیدار محروم مانده است. به تعبیر آن بیتِ تکاندهنده: «ز جنت میگریزد از درت یا رب شعورش ده»؛ کسی که از آغوشِ خدا به سمتِ باغهای بهشت فرار میکند، در حقیقت دچارِ نوعی «بیشعوریِ معنوی» است.
نکته راهبردی:فرق است میان کسی که «بهشت» را میخواهد و کسی که «بهشتآفرین» را. زاهد در پیِ نعمت است و عارف در پیِ مُنْعِم. زاهد میخواهد در بهشت «بماند»، اما عارف میخواهد به او «برسد».
تلنگر:مراقب باشیم در پیچوخمِ دعاها، به جایِ «صاحبخانه»، سرگرمِ «تزییناتِ خانه» نشویم. کسی که به حور و قصور دلخوش کرد، از لذتِ «لقاءالله» بازماند.
سید مرتضی حسینی کمالآبادی@hkamall
در نگاه نخست، این یک دعا به نظر میرسد؛ اما در بطن خود، یک مرثیه برای همتهای کوتاه است. زاهد، تمامِ عبادتش را هزینهی «تجارت» میکند؛ او پیشانی بر خاک میساید تا به «قصر» برسد. شاعر با ظرافتی بینظیر از واژهی «قصور» استفاده میکند. این واژه دو پهلو دارد:۱. قصرها: یعنی خدایا، آنچه میخواهد (کاخهای بهشتی) را به او بده.۲. کوتاهی: یعنی خدایا، او را در همین سطح از فهم و درکِ کوتاه رها کن!
چرا؟ چون کسی که در حضور «سلطان»، سراغ «نان» را میگیرد، در واقع از لذتِ دیدار محروم مانده است. به تعبیر آن بیتِ تکاندهنده: «ز جنت میگریزد از درت یا رب شعورش ده»؛ کسی که از آغوشِ خدا به سمتِ باغهای بهشت فرار میکند، در حقیقت دچارِ نوعی «بیشعوریِ معنوی» است.
نکته راهبردی:فرق است میان کسی که «بهشت» را میخواهد و کسی که «بهشتآفرین» را. زاهد در پیِ نعمت است و عارف در پیِ مُنْعِم. زاهد میخواهد در بهشت «بماند»، اما عارف میخواهد به او «برسد».
۱۳:۲۱
میراثِ چفیهدر وصفِ زندگانی و مجاهدتِ امامِ شهید، آیتالله سید علی خامنهای (قدسسره)چون نور که بر تارکِ دوران گذشتیچون باد که از معرکهِ داغ گذشتیلالایِ زمین، چشمِ تو را خواب نگرداندچون رستمِ دستان ز ره خوُان گذشتیمویِ سپیدت، اثرِ دستِ دعا بودبا رویِ جوان، زین شبِ هجران گذشتیآزمونِ تو دشوارتر از هر کسِ دیگرزاهد شدی و از پسِ امتحان گذشتیارثیه تو چفیه و انگشتر و تسبیحسادهسِمت، از شوکتِ شاهان گذشتیدر خونِ خودت، در حرمِ عشق نشستیبا سیدِ خوبان، ز قفسِ جان گذشتیاز ساغرِ لطفت قدحی ناب بنوشانای ماه که از شامِ غریبان گذشتیبه قلم: سید مرتضی حسینی کمالآبادی۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
@hkamall
@hkamall
۵:۰۱
ما در محاصرهی معجزاتیم، اما «عادت»، پردهای صلب بر دیدگان ما کشیده است. آنکه از حصار تکرار بیرون میجهد، پیش از هر چیز به «وصفِ آفرینش» مینشیند؛ او ذرات عالم را بازخوانی میکند و همین «دقتِ ستایشگرانه»، او را به حقالیقینِ معرفت و شکر میرساند.
@hkamall
۱۹:۵۹