بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۱۵:۲۰
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۱۵:۲۳
دکتر مجید شاه حسینی:تحلیل بنده به عنوان یک مطلع از رسانه این است که تأثیرات رسانهای این جنگ تا پایان سال تازه فهم خواهد شد...
پایان رسانش نباشید...
مجموعه پژوهشی هنر ولایی
@honarevelaee
بله | تارنما | آپارات
بله | تارنما | آپارات
۱۹:۰۳
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۱۲:۰۲
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۱۰:۱۳
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۱۹:۳۰
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۸:۴۵
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۵:۰۰
بسم الله الرحمن الرحیم
ای افراد با ایمان! (هنگامی که از پیغمبر تقاضای مهلت برای درک آیات قرآن میکنید) نگویید: «راعنا» بلکه بگویید: «انظرنا». (زیرا کلمه اول، هم به معنی «ما را مهلت بده!» و هم به معنی «ما را تحمیق کن!» می باشد و دستاویزی برای دشمنان است.) و (آنچه به شما دستور داده می شود) بشنوید! و برای کافران (و استهزاکنندگان) عذاب دردناکی است.--------------
بله | تارنما | آپارات
۲:۴۵
بسم الله الرحمن الرحیم
بعضی از مردم (با ایمان و فداکار، همچون علی (ع) در «لیلة المبیت» به هنگام خفتن در جایگاه پیغمبر ص)، جان خود را به خاطر خشنودی خدا میفروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.--------------
حالا بماند که معشوق هم نسبت به این عشاق رئوف است...
مطالعۀ مطالب ماه رمضان در hvsl.ir/ramadan
بله | تارنما | آپارات
۲:۴۹
بسم الله الرحمن الرحیم
بگو: «اگر خدا را دوست میدارید، از من پیروی کنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد؛ و گناهانتان را ببخشد؛ و خدا آمرزنده مهربان است.»--------------
محبت ماجرای پیچیدهای دارد. همین که حس کنیم کسی را دوست داریم، محبت میانمان اثبات نمیشود. محبت تبعیت میخواهد. عشق تبعیت محض از معشوق میخواهد. اصلا محبت بدون تبعیت چیزی نیست... یک دروغ بزرگ است... اگر کسی گرفتار کسی شد، عاشق کسی شد، مُحب کسی شد، قهراً غلام حلقهبهگوشش میشود... اسیرش و ابیرش میشود... مینشیند به انتظار اشاراتش؛ تا محض خاطرش با سر برایش بدود...اما در وادی محبت، گاهی محبوب تبعیت از خودش را بند تبعیتِ از دیگری میکند... و اینجاست که ماجرای عشق سختتر میشود... تبعیتِ از خود محبوب را عشق است، اما تبعیت از دیگری را...؟ آنقدر پیچیده است که گاهی برخی قید اصلِ عشقِ به محبوب را هم میزنند... مثل آن عربی که از پیامبر(صلیاللهوعلیهوآله) پرسید، علی(علیهالسلام) را از جانب خود جانشین کردی یا از جانب خدا؟ و وقتی پاسخ پیامبر را شنید، محبت پیامبر را هم کنار گذاشت و مرگ خود را از خدا خواست! بماند که خداوند هم با سنگی خواستهاش را اجابت کرد...از سوی دیگر هر عاشقی، کشتۀ این است که معشوق هم دوستش داشته باشد... کدام عاشقی است که نخواهد محبت و عنایت معشوق را؟ این ماجرای محبت زمانی سختتر میشود که محبوب بگوید از دیگری تبعیت کن تا من هم تو را دوست بدارم... تا محبوبم باشی... تا بخواهمت و بخوانمت... خداوند هم کار عشق را سخت کرد و عشق و محبت به بندهاش را بندِ تبعیت از رسولش کرد... هر کس خدا را دوست دارد پیامبر را تبعیت کند، تا دوستش داشته باشم... تا ببینمش... عنایتش کنم... غفران برایش بریزم... به آغوش رحمتم بکشانمش... قصه، قصۀ پیچیدهای است... ای محبوب، انظر الینا نظرة الرحیمه...
مطالعۀ مطالب ماه رمضان در hvsl.ir/ramadan
بله | تارنما | آپارات
۴:۲۱
بسم الله الرحمن الرحیم
اگر خداوند شما را یاری کند، هیچ کس بر شما پیروز نخواهد شد! و اگر دست از یاری شما بردارد، کیست که بعد از او، شما را یاری کند؟! و مؤمنان، تنها بر خداوند باید توکل کنند!--------------
مؤمنین جنگهای متنوع و زیادی با کافرین داشتند و دارند؛ از جنگهای با نیزه و شمشیر، تا جنگهای با شاعران و شعرها... از جنگهای با توپ و تانک تا جنگهای با روزنامه و رادیو و تلویزیون... در همۀ این جنگها یک چیزی وجود داشت که مؤمنین و کافرین را میفریفت و همچنان هم دارد میفریبد! هنوز هم که هنوز است، دل هر دو طرف به این فریبندۀ زیبا خوش است! این فریبنده، عبارت است از نفر و معونۀ زیاد.نه اینکه نباید نفر و معونه را زیاد کرد، نه... این که اصلا امر الهی بود به مؤمنین که «أَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ؛ تا میتوانید همه چیزتان را آماده کنید.» اما در این بین یک اشکال ظریفی پیش میآمد. خداوند فرموده بود تا میتوانید ادوات جمع کنید تا دشمنان خدا را، که ظاهربین هستند و اسیر همین عدد و رقمها، بترسانید، تا مزاحمت برایتان ایجاد نکنند... اما عدهای گمان کردند این ادوات و نفرات، خود اسباب پیروزیاند! دلشان به تعداد موشکها خوش شد! به عدد تانکها! به میزان نفر ساعت صندلیها! به تیراژ مجلدات! به دقایق سینماییها! به تعداد انیماتورها! و بدتر از همه به تعداد قلبهای پای عکسها!خلاصه که عدهای دلشان به ادوات گرم شد! غافل... غافل از اینکه اصلا نصرت به این چیزها نبود. اصلا اینها ملاکهای مشرکانۀ غیرمؤمنین بود برای ترسیدن یا ترساندن! اصلا اگر خروار خروار از این ادوات هم داشته باشی ولی خدا اراده نکرده باشد، مثل پوستِ جویِ جویده شده، در بیابان طبس هزیمت خواهی شد؛ بدون هیچ دشمن انسانی... و اگر نفراتِ هزار هزار کمتر از دشمن داشته باشی، ولی خدا اراده کرده باشد، ۳۰۰۰ مَلَک نامدار میآیند و دشمنانتان را نابود میکنند...راستش گاهی مسببالاسباب را فراموش میکنیم... اصلا توکل و معنایش از یادمان میرود... یک امر الهی را عمل میکنیم و ادواتمان را جمع و جور میکنیم اما همان را میکنیم حجابمان و علتالعلل پیروزی را از یاد میبریم... شاید باید به نبردهایمان جور دیگری بنگریم...فتأملوا...
مطالعۀ مطالب ماه رمضان در hvsl.ir/ramadan
بله | تارنما | آپارات
۴:۲۲
بسم الله الرحمن الرحیم
و آنان که اموالشان را از روی ریا و خودنمایی به مردم انفاق می کنند، و به خدا و روز قیامت ایمان ندارند شیطان همدم آنان است]. و هر کس شیطان همدم او باشد بی تردید بد همدمی است.
--------------
هیچ وقت کسی فکر نمیکرد بتواند قرین شیطان شود... یک به یک... عین به عین... بشود مجسم آن بیجسم! تا اینکه خدا هویت برخی قرائنِ انسیِ شیطان را روشن و ویژگیهای آنها را آشکار کرد. آنها اول از همه اهل خرج بودند، اهل خرج ریاکارنه، اهل بخشش دیدنی، اهل انفاقی که همه آن را ببینند... اهل فیلم و عکس و مصاحبه و خبر و اطلاع رسانی... نخودی داخل دیگی میاندازد و به اندازۀ ده تا دیگ صدا میدهد! حالا فرق هم نمیکند این انفاق از چه جنس است؛ مالی، علمی، خدمتی، زمانی، محبتی و... کلا صدایش زیاد است... دیده و شنیدهشدن را دوست دارد. این آدم قرین بینقص شیطان است... البته ویژگیهای دیگری هم دارد. ایمانش به خدا لنگ میزند... یا در دل، یا در زبان یا در عمل! نتیجهاش هم میشود اینکه معلوم نیست این اموال را از کجا آورده که دارد حاتمبخشی میکند. طبق شریعت به دست آورده؟ وجوهاتش را داده؟ برای خودش است؟ حق تصرف در آن را دارد؟ ندارد؟ در یک کلام، منبع مالی که بخشیده برایش مهم نیست، چون خدا برایش مهم نیست... و اساساً این بخشش هم برای خدا نبوده است؛ برای حفظ یا به دست آوردن منافعی بوده! بالاخره نام و جاه و مال جذابند و دیدهشدن به هر سۀ اینها کمک میکند...
قرین شیطان ویژگی دیگری هم دارد؛ به قیامت بیایمان است... خوف سوختن و حساب و کتاب ندارد و هرطور که خوش دارد حاتم بخشی میکند! جا و محل و مکانش هم مهم نیست! مهم همان دیدهشدن است... مهم سر و صدای انفاق است، از هر جنسی. حالا در محل مجاز بوده یا غیر مجاز، جای اولویتداری بوده یا نه برایش مهم نیست... مهم ریا است، دیدهشدن است، شنیدهشدن است...
راستش برای هر انفاق مؤمنانه آنقدر شرایط هست که گاهی آدم نگران انفاقکردن میشود... مبادا این زمان را، این مال را، این محبت را، این علم را جایی انفاق کند و در شرایطی خرج کند و تبعاتی از آن انتظار داشته باشد، که قرینۀ شیطان شود... باشد که نشود... آمین
مطالعۀ مطالب ماه رمضان در hvsl.ir/ramadan
[بله | تارنما | آپارات *
۱۴:۱۱
بسم الله الرحمن الرحیم
آنها که ایمان آوردهاند میگویند: «آیا این (منافقان) همانها هستند که با نهایت تأکید سوگند یاد کردند که با شما هستند؟! (چرا کارشان به اینجا رسید؟!)» (آری،) اعمالشان نابود گشت، و زیانکار شدند.--------------
همیشه آنهایی به آغوش دشمن میروند و آنها را دوست و ولی خود میگیرند که در ابتدای راه از همه آتشینتر و قسمخورتر هستند. خیلی محکم به خدا قسم میخورند که با مؤمنین هستند و در نطقِ به نفع مؤمنین و لعن دشمنان آتش تندتری دارند. چنان با شور و هیجان حرف میزنند که وقتی انحرافشان عیان میشود، مؤمنین انگشت به دهان میمانند و از خود میپرسند آیا اینها که در آغوش دشمن هستند، همان قسمخورهای اول راهند؟!اساساً شور و هیجان بیحد و حساب ویژگی دو گروه خاص است؛ اول جاهلان و کم عقلان، سپس منافقان و نفوذیان. یعنی جایی که هیجان و شور بیحساب و کتاب و غیرعادی است، مطمئن باش آنجا جای عاقلان و مؤمنین راستین نیست... اصلا راه پنهانکردن نفاق، بلند بلند حرفزدن از اعتقادات و لعن دشمنان است. هیچ استدلال، برنامهریزی، تخصص و حرفی ندارند جز اینکه خیلی پر شور از اسلامِ در خطر و انقلاب بیپناه سخن میگویند! مَثل اینها مثل آن دزدی است که بلندتر از مالباخته «دزد دزد» میکند! تا مبادا کسی شک کند! تا مبادا کسی به خیال خود راه دهد که اینها منافق هستند، جاهل هستند و چه و چه و چه.این مدل آدمها ممکن است مختصر عملی هم از روزگاری داشته باشند، ولی همین تمایلشان به دشمنان و دوستی با آنها همۀ آن اعمال را باطل میکند... یعنی دیگر نباید به آن اعمال هم استناد کرد... اعمالشان با این کارشان حبط شده است... خسران زده شدهاند... اصل سرمایۀ عمرشان را بر باد دادهاند و چه رقت انگیز است حال خاسرین... حال سرمایه باختهها... حال صاحبان یخهای آب شده...
مطالعۀ مطالب ماه رمضان در hvsl.ir/ramadan
بله | تارنما | آپارات
۱۴:۱۲
بسم الله الرحمن الرحیم
ای کسانی که ایمان آوردهاید! از چیزهایی نپرسید که اگر برای شما آشکار گردد، شما را ناراحت میکند! و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سؤال کنید، برای شما آشکار میشود؛ خداوند آنها را بخشیده (و نادیده گرفته) است. و خداوند، آمرزنده و بردبار است.--------------
خیلی وقتها سوالهایی میکنیم که نباید... دنبال فهم آن چیزهایی هستیم که نباید... اصلا یادمان رفته که خدا به اندازهای که قرار بوده بدانیم برایمان گفته و الباقی را بخشیده است... اصلا چرا سوالی کنیم که غمی بر ما بیافزاید و تکلیف اضافه بر ما بار کند؟ تکلیفهایی مثل تکالیف شرعی بیشتر، تحقیق بیشتر در مورد خبری که شنیدیم، دفاع از کسانی که به اصرار خودمان بدِ آنها شنیدیم، پایمردی بر راهی که فکر میکردیم هیچ خللی به آن وارد نیست ولی با پرسشهای بیجا فهمیدیم که اشکالاتی هم دارد و آنقدر وسعت صدر نداشتیم که این مسئله را هضم کنیم...گاهی مانند آن کسی میشویم که وقتی حکم وجوب حج آمد، با اصرار از پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) میپرسید که آیا حج برای هر سال واجب است؟ هرچه پیامبر از پاسخ تفره رفتند و خواستند پاسخی ندهند، او اصرار کرد. دنبال تکلیف تراشی بود... و پیامبر با خطابی تند به او فرمودند: «وای بر تو، چرا اصرار میکنی؟ اگر در جواب تو بگویم بلی، حجّ در همه سال بر همه واجب میشود و توانایی انجام آن را نخواهید داشت و اگر مخالفت کنید گناهکار خواهید بود! تا چیزی نگفتهام به آن اصرار نورزید.»گاهی در کنکاشهای رسانهای هم برخی سراغ سوالاتی که نباید میروند و سراغ جوابهایی که نباید را میگیرند. حرفهایی را میخواهند که اصلا نباید مطرح شود. حرفهایی که اگر دیگران بفهمند، بر غمها و تکالیفشان افزوده میشود؛ که اگر بر تکالیفشان افزوده شود و به آنها نپردازند گناهکار خواهند بود و آتش دوزخشان شعلهورتر خواهد شد. حالا خبر، پیام یا تصویر نو است که باشد... هر چیز نویی را مگر باید دید و پرسید و مخابره کرد؟باید قبل از هر سوال و پاسخی، از خود بپرسیم که آیا این سوال یا پاسخ را باید مطرح کنیم یا نه؟ بر تکالیف عملنکردهمان میافزاید یا نه؟ برای غمهایمان میافزاید یا نه... اگر این سوالات را پرسیدیم شاید سوالات خوبی بپرسیم و جوابهای خوبی مخابره کنیم...
مطالعۀ مطالب ماه رمضان در hvsl.ir/ramadan
بله | تارنما | آپارات
۲:۱۶
بسم الله الرحمن الرحیم
همۀ انسانها وعدههای خدا را میشنوند. هر کس به طریقی و در موضعی. برخی در موضع بندگی و برخی در موضع ظالمین. برخی وعدههای خدا را میشنوند، حقیقی میپندارند و به دنبال کسب رضایت او میروند ولی برخی وعدههای خدا را میشنوند و تکذیب و تکفیر میکنند. آنها که ایمان میآورند، وعدههای خدا موتور محرکۀ زندگیشان میشود و گام به گام زندگیشان را در راستای رضایت الهی شکل میدهند... اما آنها که وعدهها را حقیقی نمیدانند و آن را تکذیب میکنند زندگیشان را در راستای هرچیزی سامان میدهند جز رضایت و وعدههای الهی... آنها که وعدهها را راست میدانند محور زندگیشان میشود احکام و اخلاق الهی و سنت و سیرۀ پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)... ولی آنها که وعدهها را دروغ میپندارند محور زندگیشان میشود امیال نفس، خانواده، جامعه و نهایتاً شیاطینشان... اگر در بازار میدوند نه به دنبال لبخند رضایت الهی که به دنبال سود بیشترند، حالا به هر شکل... اگر در وادی ازدواجاند نه به دنبال لبخند رضایت الهی که به دنبال امیال خود، خانواده، سنن و قوانین کور اجتماع دور و برشان هستند، حالا هرچه باشد... اگر در وادی علمآموزیاند نه به دنبال علم نافع از منظر الهی که به دنبال دانستن برای دانستن، نام و جاه و مال و فرار از احساس بیخاصیتبودن است... اگر در رسانهاند نه به دنبال نشر و تعمیق توحید و زیست الهی که به دنبال شهوات دیدهشدن، شنیدهشدن، معتبرشدن و مالدارشدن هستند... هرچه بار بخورد هم مینویسند و میسازند و منتشر میکنند. اصلا وعدههای الهی هم در هیچ یک از این مراحل مد نظرشان نیست... اینها باورشان نمیشود که وعدههای الهی راست باشد. باورشان نمیشود، تا روز حساب... تا روزی که آشنایانشان را میبینند. آشنایانی که وعدهها را باور داشتند و حالا از اینها میپرسند «ما بهشت را و رضایت الهی را دیدیم، وعدههای خدا راست بود، شما چه؟ حرفهای خدا برای آتش و سوختن و قهر الهی راست بود...؟» اینها هم با یک حسرت عجیبی میگویند: «بله»...دیدهها را دیگر همه باور میکنند... همۀ سختی در باور نادیدهها است... و تو گویی ایمان یعنی باور به ندیدهها...
مطالعۀ مطالب ماه رمضان در hvsl.ir/ramadan
بله | تارنما | آپارات
۲:۱۷
ما به میدان جنگ پرواز خواهیم کرد...
آغاز رسانش باشید...
مجموعه پژوهشی هنر ولایی
@honarevelaee
بله | تارنما | آپارات
بله | تارنما | آپارات
۸:۱۲
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
بسم الله الرحمن الرحیم
--------------
گاهی سالهای سال درس میخوانند، تحقیق و تفحص میکنند، تجربه میآموزند، سفر میکنند، تحلیل و استاد میبینند و چه و چه و چه تا در وقت بزنگاه بتوانند یک تصمیم درست بگیرند و حق و باطل چیزی را تشخیص بدهند... تا بتوانند خوب و بد چیزی، حرفی، تصمیمی، قراردادی، پیامی، فیلمی و اتفاقی را ببینند... تا شاید خود، خانواده، شهر، کشور یا امتی را نجات و رشد دهند. همیشه خیلیها برای رسیدن به چنین افرادی و داشتن چنین تشخیصدهندهای میکوشند اما...
همۀ آن تلاشها خوب است، اما گاهی فراموش میکنیم که کلید فرقان دست اینها نیست! یادمان میرود که قدرت فرقگذاری بین حق و باطل نه با علم و تجربه و تحلیل، که با تقوای در برابر حضرت حق ایجاد میشود، با مراعات حدود الهی، با برانگیختگی دائمی برای اجرای اوامر او و با خوف همیشگی برای گریز از نواهی او... برای همین است که گاهی عالمترینهای روزگار با همۀ اعوان و انصارشان تصمیماتی میگیرند که همه چیزشان را نابود میکند و کارهایی میکنند که به خاک مذلت مینشینند و مینشانند... ما اسمش را میگذاریم اشتباه محاسباتی! ولی در اصل اشتباه فرقانی است. آنها کلید آخر را ندارند... فرقان را ندارند... که اگر نباشد هر چه داشته باشیم هم باز به تشخیص نخواهیم رسید. و فرقان را نمیدهند مگر به متقی... مگر به آنکه لحظه به لحظهاش در اطاعت از امر الهی باشد... بهتر اگر بگوییم در مواقع نیاز به تشخیصهای سخت،آن هم در یک هوای مهآلود، به جای رفتن پیش عالمان، باید پیش متقیان رفت... بماند که گاهی این دو را اشتباه میگیریم...
فاتقوا الله... تا فرقانتان بدهند...
*مطالعۀ مطالب ماه رمضان در hvsl.ir/ramadan
[بله | تارنما | آپارات *
۱۵:۴۵
بازارسال شده از ریحانه
"اگر کمکهاى حضرت خدیجه علیهاالسلام نبود شاید در حرکت اسلام و پیشرفت اسلام یک اختلال و وقفهى عمدهاى به وجود مىآمدو تأثیر این کار را کسانى مىدانند که در مبارزات و دوران اختناق، نقش کمکهاى مالى را به مبارزین تجربه کردند."
رهبر انقلاب اسلامی ۱۳۶۵/۰۳/۰۲دهم رمضان، سالروز وفات حضرت خدیجه، تسلیت باد.
@khamenei_Reyhaneh
۱۵:۴۶