آموزش خوب، حق همه بچههای ایرانهمرتضی نظری، یادگیرنده، نویسنده و تحلیلگر مسائل آموزش و پرورش ارتباط با من@mnazari_edu
نقدنگاشت - ۱۹
مدرسه؛ فراتر از آموزشضرورت ورود فوری روانشناسان و مشاوران به مدارس مسعود حیدری معینیعضو رسمی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره سالهای آموزش غیرحضوری در دوران کرونا، بخشی از تجربه طبیعی مدرسهرفتن را از بسیاری از دانشآموزان گرفت؛ بهویژه دانشآموزانی که نخستین سالهای ورودشان به مدرسه با آموزش مجازی و غیرحضوری همزمان شد. امروز بخشی از همین دانشآموزان به مقاطع بالاتر، از جمله دوره متوسطه اول، رسیدهاند و ضروری است پیامدهای احتمالی آن دوره با دقت بیشتری بررسی شود.البته نمیتوان درباره همه این دانشآموزان حکم یکسانی صادر کرد؛ اما نمیتوان احتمال وجود برخی نیازهای جدید را نیز نادیده گرفت. ممکن است تعدادی از آنان در برقراری ارتباط با همسالان، سازگاری با محیط مدرسه، اعتمادبهنفس، تمرکز، کنترل هیجانات، پذیرش قوانین، مسئولیتپذیری و انگیزه تحصیلی با چالشهایی مواجه باشند.مدرسه فقط محل انتقال مطالب درسی نیست. دانشآموز بسیاری از مهارتهای اجتماعی و رفتاری خود را از طریق تجربه مستقیم، مشاهده معلم، ارتباط با همکلاسیها، کار گروهی، رعایت نظم و مواجهه با موقعیتهای واقعی یاد میگیرد. آموزش غیرحضوری، هرچند در شرایط خاص ضرورت داشت، نمیتوانست تمام این تجربهها را بهطور کامل جایگزین کند.از این رو، اکنون زمان آن است که آموزشوپرورش با نگاهی آیندهنگر، وضعیت دانشآموزانی را که بخش مهمی از سالهای ابتدایی تحصیل خود را در شرایط غیرحضوری گذراندهاند، مورد توجه جدی قرار دهد.البته آموزشوپرورش سالهاست طرحهای غربالگری را اجرا میکند و اصل این اقدام ارزشمند است؛ اما غربالگری زمانی معنا پیدا میکند که به مداخله منتهی شود.اگر دانشآموزی در فرآیند غربالگری شناسایی شود اما پس از آن ارزیابی تخصصی، مشاوره، حمایت و پیگیری مستمر وجود نداشته باشد، در واقع بخش مهمی از هدف غربالگری محقق نشده است.آنچه امروز مورد نیاز است، ایجاد یک زنجیره کامل حمایت از دانشآموز است:شناسایی ← ارزیابی تخصصی ← مداخله ← پیگیری ← ارزیابی نتیجهدر چنین ساختاری باید مشخص باشد پس از شناسایی یک دانشآموز، چه فرد یا تیم تخصصی مسئول بررسی وضعیت اوست، چه نوع مداخلهای باید انجام شود و نتیجه اقدامات چگونه ارزیابی خواهد شد.از سوی دیگر، نباید همه مسئولیت را بر عهده مشاور مدرسه گذاشت. معلم و مدیر نیز باید برای تشخیص نشانههای اولیه مشکلات رفتاری، عاطفی و اجتماعی دانشآموزان توانمند شوند و بدانند در چه شرایطی باید از مشاور یا روانشناس متخصص کمک بگیرند.آموزش مهارتهای اجتماعی نیز باید از حالت صرفاً نظری خارج شود. ارتباط مؤثر، کار گروهی، حل تعارض، کنترل هیجانات، مسئولیتپذیری و سازگاری با محیط جدید مهارتهایی هستند که باید در فضای واقعی مدرسه تمرین و آموزش داده شوند.در کنار مدرسه و متخصصان، خانواده نیز نقش مهمی دارد. خانواده نباید زمانی در جریان وضعیت فرزند خود قرار گیرد که مشکل به مرحله جدی رسیده باشد. ارتباط منظم میان والدین، معلم، مدیر و مشاور میتواند بسیاری از مسائل را در همان مراحل اولیه شناسایی و مدیریت کند.با بیش از سه دهه تجربه در آموزشوپرورش، معتقدم امروز بیش از هر زمان دیگری باید از نگاه صرفاً آموزشی فاصله بگیریم و به سلامت روانی، اجتماعی و تربیتی دانشآموزان نیز توجه کنیم.موضوع اصلی، مداخله پس از بروز مشکل نیست؛ هدف باید پیشگیری باشد.اگر آموزشوپرورش بتواند دانشآموزان نیازمند حمایت را زودتر شناسایی کند، نتایج غربالگری را به اقدام تخصصی تبدیل کند و ارتباط میان خانواده، مدرسه و متخصصان را تقویت نماید، میتوان بسیاری از مشکلات احتمالی را پیش از آنکه به مسائل جدی و پیچیده تبدیل شوند، شناسایی و مدیریت کرد.مدرسه امروز، فقط به معلم برای آموزش نیاز ندارد؛ به یک نظام حرفهای برای شناخت، پیشگیری و حمایت از دانشآموز نیز نیازمند است. #آموزش_خوب_حق_همه_بچههای_ایرانه شبکههای اجتماعی ما روبیکا |بله |ایتا | تلگرام | [اینستاگرام](https://www.instagram.com/mortezanazari_ed)*