در آغاز، میشد در عمق و هسته شکلگیری هر دو جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی رگههایی از تلاش برای اعتلای ایران، دوست داشتن وطن و خدمت صادقانه به مردم را دید اما رفته رفته و به تدریج، موريانه فرصتطلبی به هر دو جریان رخنه کرد و آنها را از اصالت انداخت و به انحراف کشاند. اما مهمتر از رخنه فرصتطلبان، غیرفعال شدن جریان خودانتقادی و نقددرونی بود که هر دو جریان را از چشم مردم ایران انداخت. تا جایی که امروز شاهدیم به دلیل شکل گیری قبیلههای فرصتطلب ذیل نام جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی، دیگر اقبال چندانی به هر دوطرف نیست.تعطیلیِ جريان مستمر نقد درونی به فساد و بیاعتباریِ هر گفتمانی انجامید که از ابتدا به قصد اصلاح و خدمت شکل گرفته بود.به نظر می رسد فرهنگیان بیش از سایر اصناف جامعه، به هر دو گفتمان و جریان، بیاعتماد شده باشند. علیرغم وجود چهرههای سلامت و اصیل در هر دو طیف، اما برآیند نظر مخاطبان این است که جذابیت و کارکرد گذشتهشان را از دست دادهاند. مردم به ویژه معلمان که عموماً سازمان رأی هر دو جریان فرض شدهاند، ارزیابی دقیقی از کارنامه هر دو طرف دارند.وضعیت جدید کشور به ویژه در موضوع آموزش و فرهنگ، به گفتمانی اصیل حول محور پیشرفت، و ساختن آموزش و پرورشی شايسته و برازنده نام ایران نیاز دارد. گفتمانی که در پیشگاه مردم ایران، فاقد سوپیشینه پشتِ نام "تدیّن و انقلابیگری" یا "تحول و روشنفکری" باشد. #ایران#گفتمان_اصیل#آموزشِ_خوب_حق_بچههای_ایرانه
۳.۴K
۱۹:۴۹