۷:۰۶
۷:۲۹
۸:۳۷
۸:۳۷
۶:۳۵
بازارسال شده از کانال رسمی میثم مطیعی
۱۲:۴۱
۱۲:۵۶
امتی که فرماندهانش شهدا هستند، پیروز خواهد شد
۱۲:۵۶
#خط_تحلیل
اما این فقط بخشی از داستان است. واقعیت این است که در این نوع جدید جنگ که باند نتانیاهو آغاز کرده اند ‘ایجاد توازن در پاسخ’ گرچه لازم است اما باز هم صحنه را به طور بنیادین تغییر نخواهد داد. باید برای یک منازعه عمیق و بلند مدت آماده شد. قواعد در ذهن دشمن اساسا تغییر کرده.
اگر در این لحظه تشخیص ندهیم که ضعف دشمن کجاست و به آن یورش نبریم، خود مسئول آن فجایعی خواهیم بود که به سوی ما می آید. و اگر شجاع باشیم، و به ترس های دشمن حمله کنیم، ورق به سرعت برخواهد گشت.
همه چیز به ما بستگی دارد که خود را باور کنیم، دست برادری به هم بدهیم، شجاع باشیم و به قلب های داغدار مردم خود تکیه کنیم یا نه؟
باید کلان روایت کرد، آنگاهپیروزی با مقاومت است و مسیر ادامه دارد
محسن ام، خسته از این سرعت عجیب تحولات و یک سال طوفان!
@Thirdintifada
۱۰:۲۳
۳:۲۰
بازارسال شده از محسن فایضی_انتفاضه فلسطین
جدا از مسئله #خط_تحلیل که حسابی سرش دعواست و همه میگن چرو میزنی، چرو نمیزنی،، اما الان یک مسئله بسیار مهم پیش روی دوستان درگیر این نبرد است و بسیار درخواست کمک دارند! بله!
سرعت تحولات، حجم خرابی ها و مجروحین و ... باعث شده "پول" اکنون یک مسئله مهمی در نبرد لبنان باشد
لذا اکنون کمک به لبنان را تنها مثل دیگر کمک های همیشگی تو ذهنتان مانده از برچسب روی صندوق های راهپیمائی ها که نوشته میشد "کمک ملت ایران به مردم مظلوم لبنان" نبینید!
راه های مختلفی است و با اطلاع عرض میکنم تمام راه های زیر اکنون مستقیم و فوری به بیروت میرسد:
@Thirdintifada
۲:۵۴
۷:۱۸
بسم الله الرحمن الرحیم
«لومه»سوریه بشار سقوط کرد. برای جبهه مقاومت، مهمترین ضرورت، تامین تدارکات برای حماس و حزبالله است. اتفاقات این ده روزه آنقدر زیاد است که اگر فهرست شود، خواندنش زمانبر است: از خیانت اردوغان به فلسطین و وادادگی ارتش سوریه تا آتشبس در لبنان و دیپلماسی ایرانی... . اما آن چه که در این وقایع نباید فراموش شود، اسرائیل است. سقوط سوریه، اتفاقی است که افتاده، فرصتی برای سوگواری نیست و بزرگترین شکست «ناامیدی» است.
حرفم چیز دیگری است. احتمال زیاد، سرزنشهای زیادی بشنویم. لطفا در برابر آماج سرزنشها سینه خود را سپر کنیم تا این تیرها به نظام نخورد، شاید در اجر مدافعان حرم هم سهیم شدیم (جمهوری اسلامی حرم است...). اما سرزنشها چیست؟ بگذارید تا کمی از آنها را بگویم:- این همه شهید دادیم، این همه خرج کردیم، آخرش هم نتوانستیم جلوی سقوط بشار را بگیریم، از اول اشتباه کردیم که روی این دیکتاتور حساب کردیم.- اسرائیل نشان داد که میتواند شکست سنگینی به ما تحمیل کند. هنوز میخواهیم به جنگ با اسرائیل و شعارهای توخالی اداهم دهیم؟- سوریه سقوط کرد، لبنان و عراق هم سقوط میکند و ...و ده ها منفیبافی دیگر و سیاهنمایی دیگر و ...در برابر این سرزنش ها از نظاممان (حرممان) دفاع میکنیم یا نه؟ میخواهیم جا خالی بدهیم که همه تیرها سهم یک نفر شود؟...و اما ابزار دفع تیرهای سرزنش (که البته از خود ما حزباللهیها هم به سمت خودمان هم پرتاب میشود)- شهدای مدافع حرم برای حکومت بشار جنگیدند؟ شهدای مدافع حرم برای چند چیز جنگیدند: برای حرم بیبی زینب کبری سلاماللهعلیها، برای امنیت جمهوری اسلامی در برابر وحشیهای داعش، برای تقویت جبهه مقاومت. خب نتیجه چه شد؟ داعش برای همیشه نابود شد، جبهه مقاومت برای همیشه تقویت شد، فقط میماند حرم بیبی زینب سلاماللهعلیها. اگر خودمان را باخته بدانیم، حرم را هم دو دستی تحویل خواهیم داد. باید بدانیم که هنوز در سوریه کارهایی برای انجام دادن هست... حرم بیبی زینب، بیبی رقیه، بیبی سکینه... به هر طریق: اجتماعی، میان فرهنگی، سیاسی و دیپلماسی، تهدید... باید وظایف مان را انجام دهیم.- اسرائیل قدرتنمایی نکرد، بلکه از شکافهای داخلی مسلمانان استفاده کرد. شعار نابودی اسرائیل هم توخالی نیست؛ چه طوفان الاقصی شروع میشد، چه نمیشد، اسرائیل که موجودیت نامشروع خود را در خطر میدید، درصدد شروع درگیری با جبهه مقاومت بود، یک. دو، اسرائیل هنوز هم بزرگترین دشمن خود را ایران میداند. سه، باورهای مذهبی در اسرائیل وجود دارد که حکومت [نامشروع] اسرائیل، دهه هشتم خود را نخواهد دید (نفرین دهه هشتم). چهار، تحلیلهای کارشناسان اسرائیلی پرپژواکتر از همیشه، خطرات جدی که رژیم با آن روبهروست را تکرار میکند. پنج، قرارگرفتن یک فرد مثل نتانیاهو بر مسند حکومت، که به دنبال حفظ قدرت خودش است و منافع شخصی اش را بر منافع موجودیت نامشروع اسرائیل ترجیح میدهد. در این میان، مهمترین مخالف اسرائیل هم جبهه مقاومت است و نابودی آن را پیشبینی میکند. اما در جنگ با اسرائیل، زد و خورد وجود دارد. زور آن ها به ضعیفترین عضو جبهه مقاومت رسید، چطور شد که از پس حزبالله بر نیامدند، چطور شد که حاکمیت سیاسی غزه هنوز به دست هیچ کس دیگری نیفتاده است. اینها را که خودشان ادعا کرده بودند!- و این که لبنان و عراق هم مثل سوریه سقوط میکنند. باید گفت، سوریه پیچیده ترین شرایط و ضعیف ترین حکومت را داشت. حزبالله، ستون حکومت لبنان است و عراق هم بافت اجتماعی بهمراتب قویتری از سوریه دارد.
ولکن، دشمن اصلی در اسرائیل است. سوریه از پروندههای جبههی مقاومت کم شد و به پروندههای سیاسی ما اضافه شد؛ در کنار امارات و قطر و عربستان و مصر! اما دشمن اصلی در اسرائیل است. مظلوم اصلی در غزه است. اگر ایران، تنها هم بود، به تنهایی در برابر اسرائیل میایستاد. یادمان نرود، هنوز مهمترین موضوع جلسات امنیت ملی (نامشروع) اسرائیل، «ایران» است، هنوز مهمترین ترس جامعهی (غاصب) صهیونیست، «ایران» است، و ایران هنوز لشکر اصلی را به میدان نفرستاده است.لومه، ملامت، سرزنش: لطفا کم نیاوریم.
https://ble.ir/innamairabbi
«لومه»سوریه بشار سقوط کرد. برای جبهه مقاومت، مهمترین ضرورت، تامین تدارکات برای حماس و حزبالله است. اتفاقات این ده روزه آنقدر زیاد است که اگر فهرست شود، خواندنش زمانبر است: از خیانت اردوغان به فلسطین و وادادگی ارتش سوریه تا آتشبس در لبنان و دیپلماسی ایرانی... . اما آن چه که در این وقایع نباید فراموش شود، اسرائیل است. سقوط سوریه، اتفاقی است که افتاده، فرصتی برای سوگواری نیست و بزرگترین شکست «ناامیدی» است.
حرفم چیز دیگری است. احتمال زیاد، سرزنشهای زیادی بشنویم. لطفا در برابر آماج سرزنشها سینه خود را سپر کنیم تا این تیرها به نظام نخورد، شاید در اجر مدافعان حرم هم سهیم شدیم (جمهوری اسلامی حرم است...). اما سرزنشها چیست؟ بگذارید تا کمی از آنها را بگویم:- این همه شهید دادیم، این همه خرج کردیم، آخرش هم نتوانستیم جلوی سقوط بشار را بگیریم، از اول اشتباه کردیم که روی این دیکتاتور حساب کردیم.- اسرائیل نشان داد که میتواند شکست سنگینی به ما تحمیل کند. هنوز میخواهیم به جنگ با اسرائیل و شعارهای توخالی اداهم دهیم؟- سوریه سقوط کرد، لبنان و عراق هم سقوط میکند و ...و ده ها منفیبافی دیگر و سیاهنمایی دیگر و ...در برابر این سرزنش ها از نظاممان (حرممان) دفاع میکنیم یا نه؟ میخواهیم جا خالی بدهیم که همه تیرها سهم یک نفر شود؟...و اما ابزار دفع تیرهای سرزنش (که البته از خود ما حزباللهیها هم به سمت خودمان هم پرتاب میشود)- شهدای مدافع حرم برای حکومت بشار جنگیدند؟ شهدای مدافع حرم برای چند چیز جنگیدند: برای حرم بیبی زینب کبری سلاماللهعلیها، برای امنیت جمهوری اسلامی در برابر وحشیهای داعش، برای تقویت جبهه مقاومت. خب نتیجه چه شد؟ داعش برای همیشه نابود شد، جبهه مقاومت برای همیشه تقویت شد، فقط میماند حرم بیبی زینب سلاماللهعلیها. اگر خودمان را باخته بدانیم، حرم را هم دو دستی تحویل خواهیم داد. باید بدانیم که هنوز در سوریه کارهایی برای انجام دادن هست... حرم بیبی زینب، بیبی رقیه، بیبی سکینه... به هر طریق: اجتماعی، میان فرهنگی، سیاسی و دیپلماسی، تهدید... باید وظایف مان را انجام دهیم.- اسرائیل قدرتنمایی نکرد، بلکه از شکافهای داخلی مسلمانان استفاده کرد. شعار نابودی اسرائیل هم توخالی نیست؛ چه طوفان الاقصی شروع میشد، چه نمیشد، اسرائیل که موجودیت نامشروع خود را در خطر میدید، درصدد شروع درگیری با جبهه مقاومت بود، یک. دو، اسرائیل هنوز هم بزرگترین دشمن خود را ایران میداند. سه، باورهای مذهبی در اسرائیل وجود دارد که حکومت [نامشروع] اسرائیل، دهه هشتم خود را نخواهد دید (نفرین دهه هشتم). چهار، تحلیلهای کارشناسان اسرائیلی پرپژواکتر از همیشه، خطرات جدی که رژیم با آن روبهروست را تکرار میکند. پنج، قرارگرفتن یک فرد مثل نتانیاهو بر مسند حکومت، که به دنبال حفظ قدرت خودش است و منافع شخصی اش را بر منافع موجودیت نامشروع اسرائیل ترجیح میدهد. در این میان، مهمترین مخالف اسرائیل هم جبهه مقاومت است و نابودی آن را پیشبینی میکند. اما در جنگ با اسرائیل، زد و خورد وجود دارد. زور آن ها به ضعیفترین عضو جبهه مقاومت رسید، چطور شد که از پس حزبالله بر نیامدند، چطور شد که حاکمیت سیاسی غزه هنوز به دست هیچ کس دیگری نیفتاده است. اینها را که خودشان ادعا کرده بودند!- و این که لبنان و عراق هم مثل سوریه سقوط میکنند. باید گفت، سوریه پیچیده ترین شرایط و ضعیف ترین حکومت را داشت. حزبالله، ستون حکومت لبنان است و عراق هم بافت اجتماعی بهمراتب قویتری از سوریه دارد.
ولکن، دشمن اصلی در اسرائیل است. سوریه از پروندههای جبههی مقاومت کم شد و به پروندههای سیاسی ما اضافه شد؛ در کنار امارات و قطر و عربستان و مصر! اما دشمن اصلی در اسرائیل است. مظلوم اصلی در غزه است. اگر ایران، تنها هم بود، به تنهایی در برابر اسرائیل میایستاد. یادمان نرود، هنوز مهمترین موضوع جلسات امنیت ملی (نامشروع) اسرائیل، «ایران» است، هنوز مهمترین ترس جامعهی (غاصب) صهیونیست، «ایران» است، و ایران هنوز لشکر اصلی را به میدان نفرستاده است.لومه، ملامت، سرزنش: لطفا کم نیاوریم.
۵:۴۱
بازارسال شده از أخٌفيالله
ع_سوریه_توسط_سردار_اثباتی.mp3
۰۱:۰۰:۲۰-۲۷.۶۳ مگابایت
۶:۲۵
بسم الله الرحمن الرحیم
فرصتها؛ رشدها؛هر رشدی از دل فرصت پدید نیامده است، که گاهی از میان سختیها جوانه میزند.هر فرصتی موجب رشد نمیشود، که گاهی از میان فرصتها خمول میروید.اما بعضی فرصتها، بعضی رشدها را به دنبال دارند، گاهی، گاهی.
وقتی که تمدن پیشرفته دنیای مدرن و حقوق بشر پیشروی غربی، مشت خود را باز کردند و از میان همهی تشویقها و توجههایی که به خود جلب کرده بودند، در مشتشان چیزی جز قساوت و بیرحمی، چیزی جز جنگ و خونریزی، چیزی جز تبعیض و بیعدالتی، چیزی جز تفکرات پیشاوسطایی و ... نبود، همچون ذغالی بودند که زمستان رفته و روسیاهی را برای آنها باقی گذاشته است. و مشت تمدن غرب و ادعاهای بشردوستانهاش را «غزه» باز کرد. غزه توانست تا حقیقتی را نشان بدهد، به شرق و غرب عالم؛ از توکیو تا اوهایو؛ حقیقتی که صهیونیسم و لیبرال دموکراسی آن را زیر نقاب مخفی کرده بودند؛ که جان انسان، انسانیت و آرمانهای بشر زیر لگدهای آنها (ایالات متحده، اسرائیل و همپیمانان دیگر) دیر یا زود لگدمال خواهد شد. وقتی که غافلترینها، بیدار شدند، مسلمانان بیداری مضاعفی را تجربه کردند، زخم بیشتری خوردند، بیشتر همقطار شدند و بعضا همسنگر.
منطقهی جنوب غربی آسیا، دیگر مانند 6 اکتبر (یک روز پیش از شروع طوفان) نخواهد شد. چون حالا هیچ کس بیتوجه به مقاومت نیست. در ایران در میان دوستانمان، بودند خیلیها که میگفتند «چرا باید از فلسطین دفاع کنیم؟». و در کشورهای دیگر، جریانات میدانی و فکری چنین ایدهای را پیش میبردند. حالا، همهی ما، در ایران و منطقه از این «چراها» عبور کردهایم. تردید در مقاومت، به یقین تبدیل شده است. بدنهی مردمی مقاومت تقویت شده است. مقاومت، شکها را به یقین بدل کرده است، و چه چیزی قویتر از یقین؟
یقین تودههای مردمی، یعنی آیندهای که پرحادثهتر از دیروز است. چرا که یقین مبدا عمل است. و عمل، مبدا تغییر. و تغییر و حادثه، به یکدیگر آمیختهاند. جبههی مقاومت، گرچه سیدحسنها و هنیهها را از دست داد، اما یقین به دست آورد؛ که تنها راه، «مبارزه» است. حالا فقط روسیاهان تاریخ در جبههی نکبت ماندهاند و آزادگان، در جبههی مبارزه و مقاومت اند. یقین، فکرها را تازه میکند. فکرهای تازه، رویهها را تازه میکند و افقهای نادیده را در مقابل دیدگان قرار میدهد. یقین، فاصلهها را نزدیک میکند. تنها چیزی که یقین بدان نیاز دارد، فرصت است؛ فرصتی که فکر و عمل را به یکدیگر گره بزند.
لبنان، غزه و سوریه، هر کدامشان چیزهایی را از دست دادند. اما یقین جمعی بر سر مقاومت را به دست آوردند. کار به جایی رسیده که لبنان و غزه که هیچ، جولانی هم وانمود میکند که باید در برابر اسرائیل ایستادگی نشان داد! فقط فرصت نیاز است. فرصتی تا حزبالله، تشکیلات خود را ترمیم کند؛ چرا که فرماندهان بسیاری را از دست داده است. فرصتی به حماس و جهاد، تا ذخایر تسلیحاتی خود را ارتقا دهند. فرصت، برای مقاومت؛ ضروری است. بله، فرصت برای مقاومت ضروری است تا انباشتهی یقین مردمی را به تشکیلات و تسلیحات خود تزریق کند. موجی که باورهای مجهز به یقین در آیندهای نزدیک ایجاد خواهد کرد، ظرفیتهایی بیش از این را طلب خواهد کرد، انشاءالله؛ ظرفیت تشکیلاتی بالاتر، ظرفیت مبارزاتی بیشتر، ظرفیت تسلیحاتی پیشرفتهتر، ظرفیت استمراری طولانیتر و ... .
فرصت برای مقاومت ضروری است، البته برای رشد مقاومت، نه برای میدان دادن به گسترش ضربات دشمن.
فرصتی که با عقبنشینی تاکتیکی هممعناست. بگذار ترامپ فکر کند خیلی سیاستمدار است! نمیداند که دارد فرصت به جبههی مقاومت را داخل پاکت نامه میگذارد و میفرستد. این را نتانیاهو بیشتر درک میکند که به خطر دستگیری توسط کشورهای عضو دیوان بینالمللی دادگستری را به جان میخرد، تا شخصا خدمت جناب پرزیدنت ترامپ شرفیاب شود، و التماس کند که باید به ایران (راس محور مقاومت و تعبیر خودشان، راس مار) حمله کرد، حمله. و ترامپ هم بگوید که نه، مذاکره میکنیم. نتانیاهو عمیقا میداند که به جبهه مقاومت فرصت بدهی، رشد میکند و میخواهد برزگترین ضربه به این جبهه، یعنی به راس این جبهه، ایران، وارد شود. اما ترامپ یا فعلا قوهی ادراکیاش روشن نشده، یا کلا به دنبال جنگ تعرفهای و پول و ... است و به چیز جز درآمد، وقعی نمینهد.
۶:۰۵
۶:۰۵
ان معی ربی
علی ای حال، ما به دنبال فرصت هستیم. لذا، باید فرصت را به دست آورد، فرصت را تراشید. مذاکره غیرمستقیم، فرصتی است تا با خروج ایران از دایره جنگ، گروههای مقاومت نیز شرایط داخلی خود را بهبود دهند تا ... ؟ تا چی؟ .... تا قدرت ناشی از یقین، در محاسباتشان و کنشهایشان جاری شود. یعنی بشوند «یمن». سید عزیز یمن، عبدالملک بدرالدین چند روز پیش چیزی گفت که برای منِ سیاستگذاری خوانده جالب بود: «تنها محاسبات ایمانی و اخلاقی بر یمن حکمفرماست و ما به عملیاتهای حمایتی خود از غزه و ملت فلسطین ادامه خواهیم داد... یمن از آمریکا هراسی ندارد و موضع ما تغییر نخواهد کرد». همچنان که یمن، سرزمین یقین و مبارزه است، منطقه نیز بزودی خواهد بود، انشاءالله.
https://ble.ir/inamairabi
نسبت به توضیحات فوق: اولویت مسائل دیگری بر نکات مطروحه در بالا مسلم بود که بنده فراموش کردم. لذا، هماکنون مطالب فوق را مناسب نمیبینم. گرچه ضرورت توجه به فلسطین در جای خود باقی است؛ اما از بیشرافتی دولت کنونی آمریکا نمیتوان چشمپوشی کرد.
۱۱:۴۷
1_18939039029.mp3
۰۷:۰۰-۳.۳۵ مگابایت
۶:۳۴
۱:۰۰
«آفتاب آمد دلیلِ...»
شاید خیلیها، حتی خیلی از خودمانیها، هرچقدر دلیل میآوردیم که در جنگ ۱۲روزه پیروز شدیم، از ته دل باور نمیکردند.حالا یک دلیل ملموس و تجربه عینی؛ اگر دشمنها در جنگ ۱۲روزه، به اهداف خود رسیده بودند و پیروزی استراتژیکی که توقع داشتند به دست آورده بودند، هیچگاه ۱۸دی را به راه نمیانداختند. فائقآمدن بر فتنهی آمریکایی، دلیلی قاطع شد بر پیروزی در جنگ ۱۲روزه و «آفتاب آمد دلیل آفتاب»
https://ble.ir/inamairabi
شاید خیلیها، حتی خیلی از خودمانیها، هرچقدر دلیل میآوردیم که در جنگ ۱۲روزه پیروز شدیم، از ته دل باور نمیکردند.حالا یک دلیل ملموس و تجربه عینی؛ اگر دشمنها در جنگ ۱۲روزه، به اهداف خود رسیده بودند و پیروزی استراتژیکی که توقع داشتند به دست آورده بودند، هیچگاه ۱۸دی را به راه نمیانداختند. فائقآمدن بر فتنهی آمریکایی، دلیلی قاطع شد بر پیروزی در جنگ ۱۲روزه و «آفتاب آمد دلیل آفتاب»
۹:۲۹