بله | کانال اندیشکده تهران
عکس پروفایل اندیشکده تهرانا

اندیشکده تهران

۹۰۴ عضو
thumbnail
undefinedطرح ترامپ برای خروج اورانیوم غنی‌شده از ایران!undefinedخبرگزاری کان
#تهران_ریویو#جنگ_رمضان
undefinedبر اساس گزارش روزنامه وال استریت ژورنال، رئیس جمهور آمریکا در حال بررسی آغاز یک عملیات نظامی در ایران برای خارج کردن حدود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شده از خاک این کشور است. به گفته مقامات ایالات متحده، ترامپ هنوز تصمیم نهایی خود را در خصوص صدور دستور این عملیات نگرفته است. دلیل اصلی تعلل ترامپ در تصمیم‌گیری نهایی، خطرات احتمالی این عملیات برای نیروهای آمریکایی عنوان شده است.
undefinedمطابق این گزارش، ترامپ به مشاوران خود دستور داده است تا با فشار بر ایران،‌ این کشور را وادار به مذاکره کرده و پیشنهاد پایان جنگ در ازای خروج اورانیوم از خاک ایران را به مسئولان سیاسی این کشور ارائه دهند. ترامپ در گفتگو با مشاوران خود تاکید کرده است که اورانیوم غنی شده به هیچ عنوان نباید در اختیار تهران باقی بماند. بنابراین،‌ ترامپ و برخی نزدیکان او اکنون معتقدند که می‌توان با انجام عملیاتی محدود، اورانیوم غنی شده را از ایران خارج کرده و جنگ را تا اواسط ماه آوریل به پایان رساند.
undefinedبرخی از مقامات ارشد پیشین ارتش ایالات متحده در این خصوص گفته‌اند که هرگونه اقدام آمریکا برای ورود به ایران جهت خروج اورانیوم از خاک این کشور، نیازمند عملیاتی بسیار پیچیده و خطرناک خواهد بود و چنین عملیاتی، قطعا یکی از پیچیده‌ترین مأموریت‌هایی خواهد بود که ترامپ تاکنون دستور اجرای آن را صادر کرده است. چنین مأموریتی ممکن است نیروهای آمریکایی را در معرض طیف گسترده‌ای از تهدیدها از جمله پهپادها و موشک‌های ایرانی قرار داده و احتمال درگیری با نیروی زمینی ایران را به شدت افزایش دهد.
undefinedترامپ همچنین اخیرا در مصاحبه خود با روزنامه فاینشنال تایمز، از تمایل خود به در اختیار گرفتن نفت ایران از طریق تصرف جزیره خارک سخن گفته است. ترامپ مدعی شده است که به نظر او حفاظت چندانی از جزیره خارک وجود نداشته و به راحتی می‌تواند آن را تصرف کند. به نظر می‌رسد جزیره خارک اکنون به هدفی راهبردی برای آمریکا تبدیل شده و این جزیره از ابتدای جنگ تاکنون بارها از هوا و دریا مورد حمله قرار گرفته است. این حملات بیشتر بر تأسیسات اسکله و بنادر این جزیره متمرکز بوده و زیرساخت‌های نفتی این جزیره تاکنون هدف حمله قرار نگرفته‌اند.
undefinedمطابق گزارش روزنامه واشنگتن پست، هزاران نیروی آمریکایی در حال استقرار در منطقه تحت نظارت سنتکام بوده تا برای حمله زمینی احتمالی به ایران آماده شوند. مطابق گزارش‌های مختلف، تاکنون بیش از ۳۵۰۰ سرباز آمریکایی به همراه ۲۵۰۰ تفنگدار دریایی با ناوUSS Tripoli وارد خاورمیانه شده‌اند. مقامات پنتاگون ارزیابی می‌کنند که انجام هرگونه عملیات زمینی در ایران، به هفته‌ها زمان نیاز خواهد داشت.
undefinedمطابق اظهارات این منابع، عملیات زمینی احتمالی علیه ایران به اشغال کامل و طولانی مدت نخواهد انجامید، بلکه اصلی‌ترین هدف آن، به احتمال زیاد خروج اورانیوم غنی شده از خاک ایران باشد. مطابق ادعای روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده، آمریکا می‌تواند بدون نیروی زمینی به اهداف خود در جنگ با ایران دست یابد، اما اعزام تعدادی از این نیروها به منطقه، به رئیس جمهور اختیارات و فرصت‌های زیادی را برای برنامه‌ریزی در خصوص سناریوهای احتمالی آینده جنگ خواهد داد.
undefinedمقامات ایالات متحده در شرایطی از آمادگی برای جنگ زمینی با ایران سخن می‌گویند که با گذشت حدود یک ماه از جنگ، اکنون هزینه‌های سنگینی بر ارتش ایالات متحده تحمیل شده است. مطابق آمار رسمی، تاکنون ۱۳ نظامی آمریکا در منطقه کشته شده و بیش از ۳۰۰ نفر نیز در اثر حملات ایران،‌ زخمی شده‌اند. اکنون این نگرانی وجود دارد که ورود زمینی به ایران، می‌تواند جنگ را به یک جنگ فرسایشی و طولانی مدت تبدیل کرده و طبعا این خطر وجود دارد که با شروع تهاجم زمینی، حجم تلفات نظامیان آمریکا افزایش یابد. همچنین مطابق گزارش وال استریت ژورنال، در کنگره آمریکا تردید جدی درباره اعزام نیروهای زمینی وجود دارد و بسیاری از قانون‌گذاران نسبت به تکرار سناریوی عراق هشدار داده‌اند. به نظر می‌رسد مجموع این مسائل سبب شده تا رئیس جمهور آمریکا در تصمیم گیری نهایی خود در قبال حمله زمینی به ایران تعلل کند.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/905

۱۰:۲۳

thumbnail
undefinedایران شبکه یکپارچه پدافندی آمریکا و اسرائیل را هدف قرار می‌دهد!undefinedریسپانسیبل‌استیت‌کرفت
#جنگ_رمضان#تهران_ریویو
undefinedیک ماه پس از آغاز کارزار نظامی آمریکا علیه ایران، سامانه پدافند هوایی پرآوازه اسرائیل در حال نشان دادن محدودیت‌های خود است. تنها در ۱۰ روز گذشته، شهرهای مهمی از جمله تل‌آویو، دیمونا و عراد متحمل خسارات قابل توجهی شده‌اند، زیرا موشک‌های ایرانی توانسته‌اند از شبکه رهگیرهای اسرائیل عبور کنند. کاهش ذخایر موشک‌های رهگیر اسرائیل، نیروهای دفاعی این کشور را ناچار کرده تا در مصرف مهمات صرفه‌جویی کنند یا اهداف را اولویت‌بندی نمایند. اما ایرادهای موجود در پدافند هوایی اسرائیل قطعاً ریشه‌های عمیق‌تری دارد.
undefinedضعف شناسایی یا رهگیری؟
undefinedواقعیت نگران‌کننده‌تر آن است که شکاف‌های موجود در پدافند هوایی اسرائیل ممکن است ناشی از ضعف در «شناسایی» (و نه رهگیری) باشد؛ ضعفی که از آسیب دیدن رادارها و حسگرهایی ناشی می‌شود که زیربنای شبکه یکپارچه پدافند هوایی مشترک میان ایالات متحده، اسرائیل و شرکای خلیج فارس را تشکیل می‌دهند. اگر این مسئله درست باشد، پیامدهای آن بسیار وخیم خواهد بود. بدون چشم‌هایی که ارتش آمریکا برای شناسایی و مهار تهدیدات به آن‌ها تکیه دارد، نیروها و دارایی‌های ایالات متحده بسیار آسیب‌پذیرتر از آن چیزی خواهند بود که پیش‌تر تصور می‌شد.
undefinedبرای مقابله با موشک‌های کروز و بالستیک میان‌برد و دوربرد اسرائیل به سه لایه فلاخن داوود، سامانه‌های پیکان ۲ و ۳، و سامانه‌های آمریکایی تاد متکی بود. در حالی که فلاخن داوود موشک‌ها را در داخل جو زمین رهگیری می‌کند، سامانه پیکان موشک‌ها را خارج از جو هدف قرار می‌دهد و به همین دلیل در مقابله با موشک‌های بالستیک بسیار مؤثرتر است. اسرائیل همچنین از سامانه‌های تاد مستقر در داخل این کشور و نیز از دارایی‌های هوایی و دریایی ایالات متحده در منطقه پشتیبانی دریافت می‌کند.
undefinedوضعیت ذخایر رهگیر
undefinedاسرائیل واقعاً بخش زیادی از ذخایر رهگیر خود را مصرف کرده است. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که تا 80% از مهمات پدافند هوایی اسرائیل در سه هفته نخست جنگ مصرف شده و این کشور را ناچار ساخته به‌طور فزاینده‌ای به سامانه‌های دیگر متکی شود. این مصرف سریع نشان می‌دهد که دفاع‌های اسرائیل شکننده‌تر از آن چیزی بوده‌اند که به نظر می‌رسید. عامل دوم در موفقیت‌های ایران، استفاده از تعداد زیادی پهپاد و مهمات خوشه‌ای است که می‌توانند شبکه پدافند هوایی را اشباع کرده و ظرفیت آن را از کار بیندازند.
undefinedاحتمال محتمل‌تر این است که آسیب‌پذیری‌های پدافند هوایی اسرائیل، نه از داخل این کشور بلکه از بیرون و از شبکه گسترده‌تر پدافند هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل در سراسر خاورمیانه ناشی می‌شود. شبکه پدافند هوایی اسرائیل با شبکه ایالات متحده یکپارچه شده و دو کشور اطلاعات و داده‌های حاصل از حسگرها و رادارهای منطقه را به اشتراک می‌گذارند. آسیب به این شبکه حسگرها و رادارها می‌تواند به‌طور اساسی پدافند هوایی اسرائیل و آمریکا را تضعیف کند.
undefinedکور کردن رادارها
undefinedگزارش‌های مبتنی بر تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که دست‌کم ۱۰ سایت راداری آمریکا در خاورمیانه از آغاز جنگ هدف پهپادهای ایرانی قرار گرفته‌اند. این موارد شامل چندین رادار AN/TPY-2 مورد استفاده در سامانه تاد و نیز یک رادار آرایه فازی AN/FPS-132 در قطر است. هرچند از دست رفتن یک رادار کل شبکه را از کار نمی‌اندازد، اما نابودی ۱۰ یا بیشتر از این سامانه‌ها توان آمریکا در شناسایی و واکنش به تهدیدات ورودی را به‌شدت کاهش می‌دهد. نگران‌کننده‌تر، ناتوانی ظاهری ایالات متحده در حفاظت از پایگاه‌های خود در خاورمیانه است. هفته گذشته گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه نیروهای آمریکایی دیگر قادر به زندگی و فعالیت در بسیاری از پایگاه‌های نظامی در منطقه خلیج فارس نیستند و به هتل‌ها یا مکان‌های جایگزین منتقل شده‌اند.
undefinedدر واقع، حملات موفق به هواپیماهای آمریکایی مستقر در پایگاه‌های منطقه‌ای و تداوم تلفات در میان نیروهای آمریکایی، این آسیب‌پذیری‌ها را تأیید می‌کند. در جدیدترین حادثه در پایگاه هوایی پرنس سلطان در عربستان سعودی، موشک‌ها و پهپادهای ایرانی ۱۲ نظامی را زخمی کرده و به چندین هواپیما، از جمله یک هواپیمای هشدار زودهنگام E-3 (که قطعاً هدفی بسیار حساس محسوب می‌شود) آسیب وارد کردند.
undefinedچالشی جدی‌تر از تولید مهمات
undefinedاین چالشی بسیار دشوارتر از افزایش تولید مهمات است. تعمیر رادارها و حسگرهای پیشرفته زمان‌بر، پرهزینه و پیچیده است. به نظر می‌رسد جنگ با ایران رویکرد آمریکا به پدافند هوایی را به‌طور بنیادی به چالش کشیده و نشان داده که توانمندی‌های کنونی برای جنگ‌های مدرن کافی نیستند. بنابراین مسئله ماهیتی راهبردی دارد، نه صرفاً فنی.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/906

۱۱:۲۱

thumbnail
undefinedاستفاده اسرائيل از هوش مصنوعی در ترور مقامات ایران!undefinedمعاریو
#تهران_ریویو#جنگ_رمضان
undefinedپیش از آغاز جنگ، ماموریت مهم و حساس شناسایی و ترور مقامات بلندپایه ایرانی به اسرائیل واگذار شده بود. در حالی که ایالات متحده و اسرائیل از آغاز جنگ در خصوص ضربه زدن به اهداف مدنظر با یکدیگر همکاری گسترده‌ای داشتند، اما در خصوص ترور مقامات عالی‌رتبه نظام، ماموریت اصلی به اسرائيل واگذار شده بود. بر همین اساس، اسرائيل از آغاز جنگ اقدام به ترور شماری از مقامات سیاسی، نظامی و امنیتی در ایران کرد.
undefinedهمکاری میان سازمان‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی و آمریکا سال‎ها پیش از آغاز جنگ اخیر تداوم داشته و در بسیاری از موارد، این سازمان‌ها با همکاری مشترک، بر علیه ایران عملیات انجام داده‌اند. برای مثال، در سال ۲۰۱۰، حمله ویروس استاکس نت به تاسیسات هسته‌ای ایران،‌ حاصل همکاری مشترک آمریکا و اسرائیل بود.
undefinedبهره‌گیری از هوش مصنوعی
undefinedدر پشت پرده این کارزار ترور، ساختار و شبکه گسترده‌ای از فعالیت‌ها در جریان بوده و این ساختار طی سالیان متمادی توسط اسرائیل ساخته شده و در سال‌های اخیر به ارتقای قابل توجهی رسیده است. مقامات ارشد امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل مدعی اند که این پیشرفت‌ها ناشی از گسترش چشمگیر منابع اطلاعاتی و توانایی‌های ردیابی در داخل ایران، همراه با ترکیب تازه‌ای از فناوری، نفوذ سایبری و تحلیل داده‌ها در مقیاسی بی‌سابقه انجام شده است. به گفته این مقامات، اسرائیل برای ردیابی اهداف خود، از طیف گسترده‌ای از منابع استفاده می‌کند. جذب جاسوس، نفوذ به دوربین‌های شهری، سامانه‌های پرداخت، سیستم‌های امنیتی داخلی، مراکز کنترل ارتباطات و جمع آوری داده از پایگاه‌های اطلاعاتی نهادهای امنیتی ایران مجموعه‌ای از این منابع و ابزارهای اطلاعاتی‌اند.
undefinedحجم عظیم از اطلاعات گرد آمده، توسط یک سامانه هوش مصنوعی دسته بندی شده و تحلیل می‌شود. در نهایت در این سامانه جامع، اطلاعاتی از عادات روزمره، الگوهای رفت و آمد، برنامه روزانه و محل‌های ملاقات و جلسات مقامات دسته بندی و استخراج می‌شود. به گفته راز زیمت، رئیس میز ایران ایران در موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، پیشرفت در هوش مصنوعی به اسرائیل اجازه داد تا از پایگاه‌های داده‌ای که در مورد ایران گردآوری شده بود، در مقیاس و سرعت بالا بهره برداری شود.
undefinedروش‌های نوین ترور
undefinedیکی از عناصر کلیدی در جمع آوری اطلاعات، بهره‌برداری از نقاط ضعف ساختارهایی بوده است که خود حکومت ایران آن‌ها را ایجاد کرده بود. نفوذ مخفیانه ماموران امنیتی اسرائیل به این ساختارها سبب شد تا آن‌ها بتوانند به ایمیل‌ها، پیام‌ها،‌ تماس‌ها و ارتباطات مقامات ایرانی دست یافته و از طریق شنود مکالمات، حلقه نزدیکان مقامات از جمله محافظان، مشاوران، اعضای خانواده و مسئولان نزدیک به فرد مورد نظر را شناسایی کنند.
undefinedبنابر اظهارات مقامات امنیتی رژیم، اسرائیل در طول این سال‌ها تنها در حوزه جمع آوری اطلاعات متمرکز نبوده و در کنار این امر،‌ روش‌های ترور هدفمند خود در غزه،‌ لبنان و ایران را تکامل داده است. بر همین اساس، رژیم صهیونیستی با استفاده از ابزاری نظیر مواد منفجره‌ای که از قبل کار گذاشته شده‌اند، پهپادهای انتحاری و موشک‌های هدایت پذیر شلیک شونده از جنگنده‌های رادار گریز، تلاش کرده است تا اهداف خود را ترور کند. در جنگ اخیر اسرائیل با ایران، ترورها عمدتاً به وسیله موشک‌های شلیک شده از جنگنده‌ها و پهپادهای انتحاری انجام شده است.
undefinedزخمی اما پایدار
undefinedمسئولان امنیتی رژیم صهیونیستی در این گزارش ادعا می‌کنند که حکومت ایران اگرچه به واسطه ترورهای متعدد مقامات خود به شدت آسیب دیده است،‌ اما همچنان از خود مقاومت نشان می‌دهد. آن‌ها وضعیت حکومت ایران را زخمی اما پایدار توصیف کرده و بیان می‌کنند که با گذشت بیش از یک‌ ماه، ایرانی‌ها همچنان در برابر حملات دو قدرت نظامی برتر جهان مقاومت می‌کنند.
undefinedبا وجود موفقیت‌های عملیاتی اسرائیل در ترور مقامات ایران، اما هنوز مشخص نیست که آیا این ترورها اهداف اسرائیل در قبال از بین بردن تهدید موشکی،‌ برنامه هسته‌ای، نیروهای نیابتی و براندازی حکومت ایران را محقق خواهد کرد یا خیر. علاوه بر این، در بسیاری از مناصب، افراد افراطی‌تر و جنگ‌طلب‌تری جایگزین مقامات پیشین شده و این مسئله در کنار عدم وقوع اعتراضات خیابانی در ایران،‌ موثر بودن ابزار ترور در جهت پیشبرد اهداف جنگ اخیر را زیر سوال برده است.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/907

۱۶:۱۶

thumbnail
undefinedضرورت گسترش همکاری‌های اقتصادی با دولت اسپانیا
#مطالعات_اروپا#تحلیل_کوتاه#جنگ_رمضان
undefinedاز ابتدای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران برخی از دولت‌های اروپایی از جمله تروئیکای اروپایی اقدام به ارائه کمک‌های مستقیم و غیرمستقیم به طرف‌های متجاوز کردند و برخی دیگر نیز هیچگونه محکومیت و مخالفتی با جنگ و تجاوزگری آنها علیه ایران نداشتند. دولت اسپانیا اما از جمله معدود کشورهایی بود که نه تنها به طور علنی این جنگ را غیرقانونی خواند و حملات آمریکا و اسرائیل را محکوم کرد بلکه اجازه استفاده آمریکا از حریم هوایی اسپانیا و پایگاه‌هایش در این کشور را نداد. این اقدام نشان‌دهنده عدم همراهی رسمی و واقعی دولت فعلی اسپانیا با سیاست‌های آمریکا و اسرائیل در منطقه است. با این حال، وضعیت محبوبیت احزاب حاکم بر دولت در آستانه یک انتخابات عمومی تا سال دیگر مطلوب نیست و جنگ با ایران نیز بر وخیم‌تر شدن شرایط اقتصادی و به تبع آن کاهش محبوبیت ائتلاف حاکم منجر خواهد شد.
undefinedتأثیر جنگ آمریکا-اسرائیل علیه ایران بر اقتصاد اسپانیا
undefinedاز جمله کشورهایی که در این جنگ بیشترین آسیب‌ها را دیده‌اند یکی کشورهای جنوب شرق آسیا و دیگری کشورهای اروپایی بوده‌اند. در این بین، به گزارش Global Petrol prices اسپانیا از جمله ده کشور اولی است که قیمت سوخت در آن به واسطه این جنگ بالا رفته است به طوری که حدود ۱۳ درصد افزایش داشته است. همچنین بسته بودن تنگه هرمز به شدت بر زنجیره تأمین اروپا تأثیر منفی داشته که باعث آسیب به کسب‌و‌کارهای مختلف اسپانیا نیز شده است.
undefinedوضعیت ائتلاف حاکم بر دولت اسپانیا
undefinedوضعیت ائتلاف حاکم بر دولت اسپانیا («حزب کارگران سوسیالیست اسپانیا» و «ما می‌توانیم») نسبت به آخرین انتخابات عمومی در سال ۲۰۲۳ نامساعد بوده است. میزان محبوبیت حزب کارگران سوسیالیست از ۳۲ درصد در سال ۲۰۲۳ به ۲۷ درصد در مارس ۲۰۲۶ و محبوبیت حزب ما می‌توانیم نیز از ۱۳ به ۴ درصد تقلیل پیدا کرده است. در عین حال محبوبیت احزاب رقیب رشد داشته است.
undefinedگرچه حزب راست میانه «حزب مردم» رشد چندانی نداشته است اما حزب راست افراطی «وکس» از ۱۳ درصد به ۱۷ درصد رشد داشته است و انتظار می‌رود با توجه به تشدید وضعیت وخیم اقتصادی در اروپا و گرایش فزاینده به احزاب راست افراطی رشد بسیار بیشتری تا سال آینده شاهد باشد که در صورت ائتلاف با حزب راست میانه تهدید جدی علیه ائتلاف حاکم بر دولت اسپانیا تلقی خواهد شد. گرچه ضرب‌العجل انتخابات عمومی آینده برای آگوست ۲۰۲۷/ مرداد ۱۴۰۶ است اما احتمال برگزاری یک انتخابات زودهنگار تا پایان سال ۲۰۲۶/ ۱۴۰۵ بسیار محتمل است و برای همین احزاب چپ حاکم بر دولت تحت فشار شدیدی در انتخابات آینده خواهند بود.
undefinedضرورت همکاری اقتصادی برای تقویت دولت اسپانیا
undefinedدولت ایران اکنون می‌تواند از اهرم‌های تنگه هرمز، صادرات نفت و گاز و میانجی‌گری اسپانیا برای تعامل با دیگر دولت‌های اروپایی استفاده کند تا نه تنها شرایط اقتصادی حاکم بر اقتصاد به ضرر دولتش نشود بلکه در عرصه سیاست خارجی نیز دستاوردهای محسوسی بدست آورد.
undefinedبا توجه به این که انسداد هوشمند تنگه هرمز بحران انرژی در جهان را افزایش داده است و اسپانیا نیز با واردات میانگین روزانه 1.3 میلیون بشکه از جمله کشورهای آسیب دیده در این زمینه است، یکی از راه‌های توسعه همکاری اجازه تردد و یا صادرات مستقیم و غیرمستقیم منابع انرژی مورد نیاز این کشور است. برای مثال صدور مجوز عبور محموله‌های صادراتی نفت عراق به مقصد اسپانیا می‌تواند اقدام موثری در این زمینه باشد.
undefinedهمچنین واردات برخی کالاهای ضروری و اساسی که امکان صادرات آن توسط این کشور وجود دارد نیز می‌‌تواند مورد توجه قرار بگیرد تا صادرات اسپانیا رشد پیدا کند، بدین ترتیب ایران نیز بخشی از واردات کالاهای اساسی خود را که پیشتر از تروئیکای اروپایی انجام می‌داد، با اسپانیا جایگزین کرده است. همچنین در صورتی که امکان صادرات و تعامل اقتصادی مستقیم با این کشور نباشد، الجزایر به‎عنوان کشوری که می‌تواند نقش واسطه برای افزایش تعامل تجاری با اسپانیا را ایفا کند گزینه مناسبی خواهد بود.
undefinedعلاوه بر موارد فوق، در حوزه سیاسی نیز می‌توان در صورت تمایل اسپانیا از طریق کانال دیپلماتیک این کشور برای تعاملات مثبت با دیگر کشورهای اروپایی اقدام کرد تا جایگاه سیاسی این کشور در اتحادیه اروپا تقویت و قدرت سیاسی آن در اروپا افزایش پیدا کند.

undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/908

۱۲:۰۵

thumbnail
undefinedعملیات تصرف ذخایر اورانیوم بسیار پرخطر استundefinedواشنگتن‌پست
#تهران_ریویو#جنگ_رمضان
undefinedارتش ایالات متحده طرحی را به رئیس‌جمهور ارائه داده است برای تصرف نزدیک به ۱۰۰۰ پوند اورانیوم با غنای بالا در ایران؛ طرحی که شامل انتقال تجهیزات حفاری از طریق هوا و ساخت یک باند فرود برای هواپیماهای باری به‌منظور خارج کردن این مواد رادیواکتیو می‌شود.
undefinedعملیاتی طولانی، نه سریع
undefinedبرای دسترسی به این ذخایر مدفون، باید تجهیزات حفاری وارد منطقه شده، بتن و پوشش‌های محافظ شکسته شود و سپس سیلندرها استخراج و منتقل شوند. برآوردها درباره مدت زمان این عملیات از چند هفته تا چند ماه متغیر است. یک مقام سابق دفاعی نیز گفت که برای بازیابی بخش عمده‌ای از این مواد، احتمالاً به اشغال موقت منطقه نیاز خواهد بود.
undefinedاز نظر لجستیکی، عملیات احتمالاً با حمله به سامانه‌های دفاعی ایران آغاز می‌شود تا مسیر امن‌تری برای ورود نیروهای زمینی ایجاد شود. سپس نیروها صدها کیلومتر در داخل کشور پیشروی کرده و محیطی امن در اطراف تأسیسات ایجاد می‌کنند. برخی کارشناسان احتمال داده‌اند که نیروهای لشکر ۸۲ هوابرد یا رنجرها برای تصرف منطقه وارد عمل شوند.
undefinedپشتیبانی از عملیات حفاری مستلزم حضور گسترده نیروهای پشتیبانی است—از مکانیک‌ها و رانندگان گرفته تا تأمین‌کنندگان سوخت و تدارکات. همچنین کارشناسان غیرنظامی هسته‌ای برای ارزیابی خطرات و نظارت بر انتقال مواد حضور خواهند داشت. پس از آن، مهندسان نظامی یک باند فرود ایجاد می‌کنند تا تجهیزات و تدارکات منتقل شود. این مرحله، هواپیماهای ترابری را در معرض خطر حملات دشمن قرار می‌دهد. این عملیات بیشتر شبیه ایجاد یک پایگاه کوچک نظامی خواهد بود تا یک مأموریت مخفی و محدود. هرچه عملیات طولانی‌تر شود، احتمال واکنش گسترده‌تر ایران—چه از طریق حملات مستقیم و چه از طریق نیروهای نیابتی در منطقه—افزایش می‌یابد. این امر می‌تواند دامنه درگیری را فراتر از یک عملیات محدود برده و به یک جنگ منطقه‌ای گسترده‌تر تبدیل کند.
undefinedخطر انتشار تشعشعات
undefinedورود به تأسیسات زیرزمینی نیز فرآیندی بسیار دشوار و خطرناک خواهد بود. نیروهای ویژه باید با تجهیزات خاص از موانع عبور کنند، در حالی که دیگر نیروها از آن‌ها محافظت می‌کنند. آن‌ها لباس‌های محافظ و تجهیزات تشخیص آلودگی همراه خواهند داشت. هرگونه شلیک یا انفجار ممکن است مواد خطرناک را آزاد کند، و خطر آلودگی رادیواکتیو نیازمند پاک‌سازی مداوم نیروها و تجهیزات است. همچنین احتمال وجود تله‌های انفجاری وجود دارد.
undefinedحتی پس از موفقیت احتمالی در استخراج و انتقال مواد، چالش‌های قابل‌توجهی باقی می‌ماند. انتقال ایمن این حجم از مواد رادیواکتیو، نگهداری، خنثی‌سازی یا بازفرآوری آن‌ها، و جلوگیری از هرگونه نشت یا حادثه، خود به یک عملیات پیچیده دیگر تبدیل می‌شود. به بیان دیگر، پایان مأموریت در محل، به معنای پایان ریسک نیست.
undefinedمکان ذخایر دقیقاً کجاست؟
undefinedحتی در سطح مفهومی نیز، چنین عملیاتی با عدم‌قطعیت‌های جدی مواجه است. یکی از مهم‌ترین ابهامات این است که آیا محل دقیق تمامی ذخایر اورانیوم با غنای بالا به‌طور کامل شناسایی شده یا خیر. در صورتی که بخشی از این مواد پیش‌تر جابه‌جا شده باشد، کل مأموریت می‌تواند به نتیجه‌ای ناقص یا حتی بی‌اثر منجر شود.
undefinedخطر جنگی فرسایشی
undefinedدر سطح تاکتیکی نیز، مسئله فرسایش اهمیت زیادی دارد. حتی اگر درگیری مستقیم گسترده‌ای رخ ندهد، حضور طولانی‌مدت نیروها در یک محیط خصمانه می‌تواند به‌تدریج توان رزمی، روحیه و کارایی آن‌ها را کاهش دهد. عملیات‌هایی که در ابتدا به‌عنوان مأموریت‌های محدود تعریف می‌شوند، در صورت مواجهه با مقاومت مستمر، ممکن است به یک تعهد فرسایشی تبدیل شوند—چیزی که تجربه‌های گذشته آمریکا در مناطق مختلف نشان داده است.
undefinedانگیزه‌بخشی به ایران برای ساخت سلاح هسته‌ای
undefinedهمچنین باید به اثر معکوس احتمالی توجه کرد. چنین اقدامی ممکن است انگیزه ایران را برای حرکت سریع‌تر به سمت ظرفیت تسلیحاتی افزایش دهد—به‌ویژه اگر به این نتیجه برسد که تنها راه بازدارندگی مؤثر، دستیابی به سلاح هسته‌ای است. در این صورت، عملیات موردنظر نه‌تنها هدف اصلی خود را محقق نمی‌کند، بلکه به تسریع همان روندی کمک می‌کند که قرار بود متوقف شود.
undefinedدر نهایت، اگر این طرح را در یک چارچوب کلان‌تر تحلیل کنیم، می‌توان آن را نمادی از یک دوراهی راهبردی دانست: انتخاب میان کنترل از راه دور با ریسک کمتر اما اثربخشی محدود و مداخله مستقیم با اثربخشی بالقوه بیشتر اما ریسک‌های بسیار بالا. تصمیم‌گیری میان این دو، نه‌فقط یک انتخاب نظامی، بلکه یک انتخاب عمیقاً سیاسی و راهبردی است که پیامدهای آن می‌تواند برای سال‌ها و حتی دهه‌ها ادامه داشته باشد.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/909

۱۴:۳۸

thumbnail
undefinedنگرانی ساکنان مناطق شمال اسرائيل از فرجام جنگ با حزب اللهundefinedمعاریو
#مطالعات_اسرائیل#تهران_ریویو#جنگ_رمضان
undefinedساکنان مناطق شمالی اراضی اشغالی، با خشم و نارضایتی اخبار جنگ با حزب‌الله را دنبال می‌کنند. پس از انتشار بیانیه رسمی ارتش اسرائیل مبنی بر غیر ممکن بودن خلع سلاح حزب الله، ساکنان مناطق شمالی به شدت نسبت به این مسئله واکنش نشان داده و بیان می‌کنند که دولت اسرائيل آن‌ها را به حال خود رها کرده است. این افراد دولت و ارتش رژیم صهیونیستی را به دروغ گویی متهم کرده و بیان می‌کنند: «در حالی که دولت از نابودی کامل حزب‌الله لبنان سخن گفته بود، اکنون به خاطر جنگ با حزب‌الله، ما باید دوباره خانه‌های خود را ترک کنیم.»
undefinedارتش، ناتوان در خلع سلاح حزب الله
undefinedارتش اسرائيل با انتشار بیانیه‌ای، رسما اعلام کرده است که خلع سلاح حزب‌الله امری واقع بینانه نیست و هدف فعلی ارتش، صرفا پاکسازی منطقه جنوب لبنان تا رود لیتانی از نیروهای مسلح وابسته به حزب‌الله است. پس از انتشار این بیانیه، اسرائیل کاتز، وزیر جنگ اسرائيل اعلام کرد که هدف نهایی ما در جبهه شمالی، همچنان خلع سلاح حزب‌الله خواهد بود. اما اظهارات وزیر جنگ نیز دردی را از درد ساکنان مناطق شمالی دوا نکرد و این افراد همچنان نسبت به فریبکاری دولت و ارتش اسرائيل خشمگین هستند.
undefinedنگرانی در مناطق شمالی اسرائیل
undefinedساکنان شمال معتقدند تا زمانی که حزب‌الله خلع سلاح کامل نشود، همچنان مرزهای شمالی ناامن بوده و این امر منجر به اختلال دائمی در زندگی ساکنان مناطق شمالی خواهد شد، بنابراین، دولت باید تا خلع سلاح کامل حزب‌الله، جنگ فعلی را ادامه دهد. به نظر می‌رسد در حالی که در هفته‌های اول جنگ در جبهه شمالی، دولت وعده خلع سلاح کامل حزب‌الله را داده بود، اکنون با گذشت ۵ هفته از جنگ، ارتش در مواجهه با واقعیت‌های میدانی، از اهداف اولیه خود عقب‌نشینی کرده و اکنون تنها به پاکسازی مناطق جنوبی لبنان اکتفا کرده است. اما ساکنان مناطق شمالی از این تغییر راهبرد خشمگین شده و خواهان پایبندی دولت و ارتش به تعهدات اولیه خود هستند.
undefinedساکنان مناطق الجلیل، متولا، کریات شمونه و شلومی که از شهرهای شمالی اسرائيل هستند در این خصوص تاکید کردند: «عدم خلع سلاح حزب‌الله، به معنی آرامش موقت است و این مسئله برای ساکنان این شهرها که مدت‌هاست رنگ آرامش را ندیده اند، اصلا قابل قبول نیست». به گفته بسیاری از ساکنان این مناطق در دور قبلی تنش‌ها با حزب‌الله نیز دولت اشتباه کرد که آتش‌بس با حزب‌الله را پذیرفت و اکنون که جنگ در جبهه شمالی مجددا آغاز شده، دولت باید جنگ را تا نابودی کامل حزب‌الله ادامه دهد. اکنون در این شهرها مردم کاملا نسبت به بیانیه‌های مقامات دولتی بدبین بوده و معتقدند که دولت در حال خیانت به ساکنان مناطق شمالی بوده و آن‌ها را به سپر انسانی خود تبدیل کرده است.
undefinedاوضاع در شمال نابسامان است
undefinedمطابق گزارش‌ها، اکنون وضعیت بغرنجی در مناطق شمالی جریان داشته و ترس و وحشت در میان ساکنان این مناطق حاکم است. معاون شهردار کریات شمونه در این خصوص اظهار داشته است که به طور میانگین، هر ده دقیقه یکبار به دلیل حملات حزب الله،‌ آژیرهای هشدار در این منطقه به صدا در میاید. این مسئله سبب شده است تا ساکنان مناطق شمالی دچار استرس و شوک‌های عصبی شده و برخی از آن‌ها هفته‌هاست که از ترس اصابت راکت‌ها، از خانه خود خارج نشده‌اند. این وقایع در حالی رخ می‌دهد که در جریان آتش‌بس با حزب‌الله، دولت به ساکنان اراضی اشغالی وعده داده بود که امنیت این مناطق تامین شده و با تضعیف حزب‌الله، دیگر خطری مرزهای شمالی اسرائيل را تهدید نخواهد کرد.
undefinedخلع سلاح حزب الله؟ فعلا نه
undefinedپس از انتقادات گسترده نسبت به بیانیه ارتش، ارتش اسرائیل با انتشار بیانیه‌ای جدید، مدعی شد که در بلند مدت به خلع سلاح حزب الله متعهد خواهد بود و عملیات فعلی در لبنان به تحقق این هدف کمک خواهد کرد. اما این بیانیه نیز موجب نشد تا از وحشت ساکنان مناطق شمالی نسبت به حملات حزب‌الله کاسته شده و اکنون این افراد نسبت به توانایی ارتش در مقابله موثر با حملات حزب‌الله، تردید جدی دارند.
undefinedبه نظر می‌رسد خستگی نیروهای ارتش اسرائیل از جنگ ۲.۵ ساله، در کنار تمرکز اصلی دولت بر جنگ با ایران، تحقق راهبرد خلع سلاح حزب‌الله لبنان را در مقطع فعلی زیر سوال برده و محدودیت‌ها و واقعیات میدانی، مقامات ارتش را به این نتیجه رسانده است که در آینده‌ای نزدیک، امکان تحقق این هدف ممکن نخواهد بود.

undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/910

۱۳:۲۷

thumbnail
undefinedآیا جنگ ایران می‌تواند تولید تراشه‌های هوش مصنوعی را مختل کند؟undefinedجی. پی. مورگان
#فناوری#اکوتهران#جنگ_رمضان
undefinedجنگ ایران قیمت نفت را ظرف یک ماه 58 درصد افزایش داد که تاثیر سریع این افزایش، بر اقتصادهای با وابستگی شدید به واردات نفت احساس شد. اما از آنجا که چندین نهاده کلیدی تولید در صنعت هوش مصنوعی به خلیج فارس مرتبط‌اند، این مناقشه در حال معرفی فشارهای جدیدی در توسعه زیرساخت‌های این صنعت است.
undefinedزنجیره تامین در حوزه هوش مصنوعی پیش از جنگ نیز با محدودیت ظرفیت مواجه بود. «حافظه‌های پهنای باند بالا» پیش‌تر برای کل سال جاری پیش‌فروش شده بودند و بسته‌بندی تراشه‌های پیشرفته با تاخیر ۱ تا ۲ ساله انجام می‌پذیرفت. علیرغم اینکه تولیدکنندگان تراشه ابزارهای مختلفی را برای مدیریت شوک‌های عرضه در اختیار دارند، اما کماکان می‌توان مدعی شد که رشد سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی بیش از آنکه با محدودیت‌های طرف تقاضا مواجه باشد، با محدودیت‌های طرف عرضه دست به گریبان است.
undefinedکسری فزاینده هلیوم
undefinedمردم هلیوم را بیشتر با بادکنک‌های مورد استفاده در مهمانی می‌شناسند؛ اما صنایع نیمه‌هادی در حال حاضر یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان هلیوم هستند و از این گاز برای خنک‌سازی ویفرها در فرآیند حکاکی و تنظیم محیط مورد نیاز برای لیتوگرافی پیشرفته استفاده می‌شود. برخلاف بسیاری از نهاده‌های صنعتی، هلیوم را نمی‌توان به آسانی و در پاسخ به تقاضا تولید نمود. این گاز، طی میلیاردها سال، طی فرآیند واپاشی رادیواکتیو در اعماق زمین شکل می‌گیرد. هلیوم در غلظت‌های محدود در ذخایر گاز طبیعی یافت می‌شود و فقط در فرآیند استخراج و فرآوری گاز و پیش از آزاد شدن در جو، می‌توان آن را مهار کرد.
undefinedقطر حدود یک‌ سوم تولید هلیوم جهان را در اختیار دارد و با حمله ایران به زیرساخت‌های گازی قطر، کاهشی ۱۴ درصدی در تولید این کشور اتفاق افتاده است. زمان لازم برای بازگرداندن این ظرفیت تا پنج سال برآورد می‌شود. از یک طرف، هیچ راه سریعی برای جبران این کاهش تولید وجود ندارد و از طرف دیگر، جایگزینی برای این گاز در تولید تراشه‌ها (و البته سایر حوزه‌ها مانند بهداشت، هوافضا و صنایع دفاعی) در دسترس نیست.
undefinedبه هر حال، مقداری ذخیره در طرف عرضه وجود دارد و اثر هزینه‌ای این اختلال، فعلا محدود خواهد بود. تولیدکنندگان بزرگ تراشه در آسیا معمولا معادل سه تا شش ماه ذخیره دارند و حتی اگر قیمت هلیوم دو برابر شود، این ماده تنها یک درصد از هزینه‌های تولید تراشه را تشکیل می‌دهد. اما هلیوم مایع فرّار است و حدود ۳۵ تا ۴۸ روز در مخزن قابل نگهداری است. چنانچه تنگه هرمز تا تابستان بسته بماند، کاهش موجودی انبار می‌تواند به یک محدودیت جدی در تولید تراشه‌های هوش مصنوعی بدل شود.
undefinedفشار هزینه بر تولیدکنندگان تراشه
undefinedمخارج انرژی می‌تواند آثار تورمی مهم‌تری ایجاد کند. در کره جنوبی، که دو شرکت‌ «سامسونگ» و «اس.کی.هینیکس» بر تولید حافظه‌های با پهنای باند بالا سیطره دارند، قیمت برق صنعتی از آغاز سال بین ۳۹ تا ۵۵ درصد افزایش یافته است. صنعت تراشه تایوان نیز ۹۷.۷ درصد انرژی مصرفی خود را وارد می‌کند و تنها یک هفته ذخیره گاز طبیعی مایع (LNG) دارد. شرکت «تی.اس.ام.سی» به‌تنهایی بین ۷ تا ۱۰ درصد از کل برق تایوان را مصرف می‌کند.
undefinedتولیدکنندگان تراشه به‌سرعت در حال تطبیق با شرایط هستند: «تی.اس.ام.سی» تولید را در پیشرفته‌ترین محصولات اولویت بخشیده و «سامسونگ» سامانه‌های بازیافت هلیوم را برای تمدید طول عمر موجودی فعلی فعال کرده است. همچنین، هر دو دولت پروتکل‌های اضطراری انرژی را فعال کرده‌اند. این دست اقدامات به کاهش آثار کوتاه‌مدت شوک عرضه کمک می‌کند، اما در صورت تداوم درگیری فشارهای هزینه‌ای به مشتریان منتقل خواهد شد و حاشیه سود شرکت‌های فناوری آمریکایی از بین خواهد رفت.
undefinedریسکی قابل مدیریت، (البته) فعلا!
undefinedصنایع نیمه‌هادی با شوک‌های عرضه بیگانه نیستند و به نظر می‌رسد شرایط فعلی همچنان قابل مدیریت باشد. انتظار می‌رود که تولیدکنندگان مرتبط با هوش مصنوعی مانند «تی.اس.ام.سی» در تخصیص هلیوم اولویت پیدا کنند و همزمان تلاش‌ها برای یافتن مبادی جایگزین و تطویل عمر ذخایر فعلی شدت گرفته است. با این حال، اختلال طولانی‌مدت می‌تواند تاب‌آوری زنجیره‌های تامین جهانی و سرعت توسعه هوش مصنوعی را تحت تاثیر قرار دهد. در چنین وضعیتی تقاضای ساختاری برای سخت‌افزارهای هوش مصنوعی از بین نمی‌رود، اما ممکن است کند شود. برای سرمایه‌گذاران این صنعت، طول مدت درگیری به‌طور فزاینده‌ای اهمیت دارد، چرا که می‌تواند اثرات ثانویه قابل توجهی بر زنجیره تامین هوش مصنوعی داشته باشد.

undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/911

۱۰:۰۴

thumbnail
undefinedنابودی هواپیمای آواکس: ضربه راهبردی ایران به برتری هوایی آمریکاundefinedالخنادق
#جنگ_رمضان#رویة_العربیة
undefinedحملات موشکی ایران به آمریکا، اسرائیل و متحدانشان، انواع مختلفی از هواپیماهای نظامی با ارزش بالا را که در تجاوز علیه کشور مورد استفاده قرار می‌گرفتند، منهدم کرده است. با این حال، مهم‌ترین و برجسته‌ترین مورد تا به امروز، انهدام هواپیمای E-3 Sentry (آواکس) است که به‌عنوان نماد برتری هوایی آمریکا شناخته و از آن به‌عنوان گران‌قیمت‌ترین هواپیمای پشتیبانی نظامی یاد می‌شود.
undefinedانهدام هواپیمای E-3 آواکس رویدادی بی‌سابقه به شمار می‌رود. این هواپیما با ارزشی در حدود ۵۰۰ میلیون دلار، یکی از گران‌ترین هواپیماهای پشتیبانی نیروی هوایی محسوب می‌شود و در کنار E-4B Nightwatch از نظر قیمت قابل مقایسه است. اما مهم‌تر از هزینه مالی آن، نقش کلیدی آن در جبران خسارات سنگینی است که پایگاه‌های آمریکا در پی نابودی ده‌ها سامانه راداری پیشرفته متحمل شده‌اند.
undefinedانهدام هواپیمای راداری E-3 و اختلال در تلاش‌های تجاوزگرانه آمریکا و اسرائیل
undefinedنیروی هوایی آمریکا یک فروند هواپیمای E-3 Sentry (آواکس) را که برای مأموریت‌های هشدار زودهنگام و کنترل طراحی شده بود، به همراه تجهیزات آن از دست داد. همچنین، در حمله موشکی به پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در عربستان، بیش از سه فروند هواپیمای سوخت‌رسان KC-135 Stratotanker نیز منهدم شدند. این حملات تلفات قابل توجهی بر جای گذاشت؛ برآوردهای محافظه‌کارانه از زخمی شدن دست‌کم ۱۰ نفر از نیروهای نیروی هوایی آمریکا حکایت دارد، در حالی که برخی تخمین‌ها رقم بسیار بالاتری را نشان می‌دهند.
undefinedدر جریان حملات «وعده صادق ۴» ایران، طی دو هفته، ۱۷ تأسیسات نظامی آمریکا هدف قرار گرفتند. این حملات سامانه‌های حیاتی راداری مرتبط با دفاع موشکی آمریکا را هدف قرار دادند. از جمله دستاوردهای مهم در روزهای ابتدایی این عملیات، انهدام سامانه‌های راداری با ارزش مجموع ۲.۷ میلیارد دلار بود؛ از جمله یک رادار AN/FPS-132 به ارزش ۱.۱ میلیارد دلار در قطر و دو رادار AN/TPY-2 در اردن و امارات متحده عربی که ارزش هر یک بین ۵۰۰ میلیون تا ۱ میلیارد دلار برآورد می‌شود. بنابراین، انهدام هواپیمای E-3 توانایی نیروی هوایی در جبران این خسارات از طریق پشتیبانی راداری هوابرد را محدود خواهد کرد.
undefinedپیش از آغاز جنگ، نیروی هوایی آمریکا بخش عمده ناوگان عملیاتی خود را در اردن، شمال عربستان، جنوب عراق و شرق مدیترانه مستقر کرده بود تا نظارت مستمر بر پهپادها و موشک‌های ایرانی را فراهم کند. با وجود تمرکز گسترده سامانه‌های دفاع هوایی و رهگیری موشکی در اسرائیل، حملات ایران به نرخ موفقیتی بین ۳۰ تا ۸۰ درصد دست یافته‌اند که در حال افزایش نیز هست؛ موضوعی که منابع اسرائیلی آن را به نابودی شبکه گسترده راداری منطقه نسبت می‌دهند. از این رو، انهدام هواپیمای E-3 بدون تردید به افزایش موفقیت حملات ایران کمک خواهد کرد.
undefinedدر همین راستا، حمله به پایگاه هوایی شاهزاده سلطان، دست‌کم به پنج هواپیمای سوخت‌رسان KC-135 آمریکا آسیب وارد کرد. چند روز بعد، گزارش‌های گسترده‌ای حاکی از آن بود که یک حمله موشک بالستیک، هواپیمای هشدار زودهنگام و کنترل هوابرد Saab GlobalEye متعلق به نیروی هوایی امارات را که نقشی مشابه E-3 ایفا می‌کند، منهدم کرده است. برخی برآوردها حتی حاکی از آن است که این هواپیمای اماراتی ساخت سوئد، از راداری پیشرفته‌تر و مدرن‌تر نسبت به نمونه آمریکایی برخوردار است.
undefinedضربه راهبردی ایران
undefinedبنابراین، انهدام هواپیمای E-3 آواکس را نمی‌توان صرفاً یک خسارت تاکتیکی منفرد تلقی کرد، بلکه باید آن را بخشی از تغییری گسترده‌تر در موازنه درگیری دانست؛ جایی که ابزارهای برتری هوایی آمریکا در برابر هدف‌گیری مستقیم آسیب‌پذیر شده‌اند و بخش مهمی از توان خود برای مدیریت نبرد و کنترل میدان عملیات را از دست داده‌اند. این رویداد به‌عنوان یکی از دستاوردهای بی‌سابقه ایران ثبت می‌شود، چرا که در تاریخ ایالات متحده نمونه‌ای مشابه نداشته است. با فرسایش شبکه راداری زمینی و کاهش توان هشدار زودهنگام هوابرد، حاشیه امنیتی که نیروهای آمریکا و اسرائیل می‌توانستند در آن با ایمنی عمل کنند، در حال کاهش است.
undefinedاین تحول، معادله بازدارندگی متفاوتی را تثبیت می‌کند؛ معادله‌ای مبتنی بر این فرض که عمق عملیاتی دیگر امن نیست و هزینه راهبردی تجاوز دیگر صرفاً با تلفات مستقیم سنجیده نمی‌شود، بلکه شامل از دست رفتن برتری فناوری نیز هست. در نتیجه، تداوم این روند فرسایش کیفی ممکن است واشنگتن و متحدانش را وادار کند تا محاسبات خود را به‌طور اساسی بازنگری کنند؛ نه‌تنها درباره نحوه اداره جنگ، بلکه حتی درباره امکان‌پذیری ادامه آن.

undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/912

۱۶:۲۷

thumbnail
undefinedبازنگری اپوزیسیون ایران در حمایت از جنگundefinedاکونومیست
#تهران_ریویو#جنگ_رمضان
undefinedیک ماه پیش، اپوزیسیون ایران چنان سرمست جنگ شده بود که گویی تعادل خود را از دست داده است. ایرانیان تبعیدی در خیابان‌های لندن، لس‌آنجلس و تورنتو گرد آمدند تا کشته‌شدن رهبر جمهوری اسلامی، آیت‌الله علی خامنه‌ای را جشن بگیرند. ده‌ها هزار نفر پشت سر رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه و مدعی رهبری یک گذار سیاسی، صف کشیدند؛ کسی که بمباران‌ها را «انسان‌دوستانه» توصیف کرده بود.
undefinedامروز، اگرچه سرسخت‌ها هنوز این حملات را به شیمی‌درمانی تشبیه می‌کنند، اما فضا تغییر کرده است. برخی همچنان در لندن با پرچم‌های ارتش اسرائیل در کنار پرچم‌های سلطنت‌طلبان راهپیمایی می‌کنند. عده‌ای دیگر حتی به رستوران‌های ایرانی فشار می‌آورند تا در ویترین‌های خود نشانه‌های حمایت نصب کنند. شبکه ایران اینترنشنال، رسانه ماهواره‌ای اپوزیسیون مستقر در لندن، نیز از جنگ و بازگشت پهلوی‌ها به سلطنت حمایت می‌کند.
undefinedتردید در اپوزیسیون
undefinedبا این حال، بسیاری دچار تردید و دل‌زدگی شده‌اند. اندازه تجمع‌ها رو به کاهش است و صداهای متنوع‌تری در میان دیاسپورا شنیده می‌شود. موسیقی‌دانان ایرانی سالن‌های کنسرت را پر می‌کنند و همدلی با غیرنظامیانی را برمی‌انگیزند که زیر آوار جان باخته‌اند. پزشکان، معلمان و دانشگاهیان برای میناب—شهری در جنوب ایران که در پی اصابت یک موشک آمریکایی به مدرسه‌ای بیش از ۱۶۰ نفر، عمدتاً دانش‌آموزان دختر، کشته شدند—مراسم یادبود برگزار می‌کنند.
undefinedبا گسترش فهرست اهداف آمریکا و اسرائیل از مراکز حکومتی به زیرساخت‌های ملی، نگرانی برای خانواده‌های باقی‌مانده در ایران افزایش یافته است. رضا پهلوی متهم شده که نسبت به سربازان کشته‌شده آمریکایی همدلی بیشتری نشان داده تا بیش از ۱۵۰۰ غیرنظامی که در داخل کشور در بمباران‌ها جان باخته‌اند. برخی می‌گویند نزدیکی او به اسرائیل، او را به «ابزار مفید» تبدیل کرده و نشانه‌هایی از گرایش اقتدارگرایانه در او دیده می‌شود.
undefinedکنگره آزادی ایران، رقیب پهلوی
undefinedدر نتیجه، بخشی از اپوزیسیون پراکنده به دنبال مسیر دیگری است. در ۲۸ مارس، ائتلافی کم‌سابقه از گروه‌های سیاسی، قومی و مذهبی ایران در لندن جمع شدند تا «کنگره آزادی ایران» را راه‌اندازی کنند؛ نهادی که اعلام کرده است از آمریکا و اسرائیل فاصله خواهد گرفت. سخنرانان، حملات این کشورها به تأسیسات نفتی و مراکز دفاعی را محکوم کردند. یکی از آن‌ها جنگ را فاجعه‌ای دانست که درست در زمانی که ناآرامی‌های داخلی به سمت گذار دموکراتیک پیش می‌رفت، به تقویت حکومت انجامیده است. دیگری تأکید کرد: «تغییر رژیم نباید به این شکل رخ دهد. این باید پروژه‌ای ایرانی باشد، نه اسرائیلی.» برخی حتی از مقاومت ایران در برابر یکی از قدرتمندترین نیروهای نظامی جهان ابراز غرور کردند. برگزارکنندگان برای نشان‌دادن رویکرد فراگیر خود، هم پرچم‌های سلطنت‌طلبان و هم جمهوری‌خواهان را روی صحنه قرار دادند و نمایندگان کرد و بلوچ نیز با استقبال مواجه شدند.
undefinedبا این حال، هر تلاشی برای وحدت با چالش‌های جدی روبه‌روست. هواداران پهلوی بیرون از محل برگزاری کنگره اعتراض کردند و آن را پوششی برای چپ‌گرایان و هواداران پنهان حکومت خواندند. در مقابل، طرفداران حکومت به نبود پرچم جمهوری اسلامی—با شعار مذهبی آن—اعتراض کردند و گزارش‌هایی را بازنشر دادند که مدعی بود این گروه از سوی حامیان اسرائیل تبلیغ می‌شود. اختلاف‌نظرها درباره جنگ چنان شدید بود که بیانیه پایانی حتی اشاره‌ای به آن نکرد.
undefinedاعتراضات گسترده‌ای که رضا پهلوی و حامیان خارجی‌اش وعده داده بودند، در داخل ایران شکل نگرفته است. در عوض، میدان‌های شهری هر شب مملو از نیروهای وفادار به حکومت است. با این حال، پس از پایان جنگ، پرسش‌هایی که پیش‌تر نیز گریبان‌گیر نظام بود، همچنان باقی خواهد ماند: اقتصادی آسیب‌دیده ناشی از جنگ و اعتراضاتی اقتصادی که ممکن است دوباره پس از جنگ سر باز کند.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/913

۱۶:۴۱

thumbnail
undefinedآمریکا انصارالله را در جنگ با ایران دست کم گرفته است!undefinedمرکز مطالعات بین‌المللی و راهبردی
#جنگ_رمضان#تهران_ریویو
undefinedدر اول آوریل، رئیس‌جمهور ترامپ اعلام کرد که اهداف استراتژیک ایالات متحده در جنگ با ایران «در حال نزدیک شدن به پایان» است. با این حال، ایران کارت‌های دیگری برای بازی دارد. چند روز پیش از سخنرانی رئیس‌جمهور ترامپ، انصارالله وارد میدان شد. پس از ماه‌ها اعلام آمادگی برای تشدید درگیری، آنها موشک‌هایی به سمت اسرائیل شلیک کردند. مقامات ایرانی پیش‌تر هشدار داده بودند که اگر ایالات متحده و اسرائیل بیشتر تشدید کنند یا کشورهای عربی خلیج فارس وارد جنگ شوند، نیروهای نیابتی‌شان در یمن فعال خواهند شد. اما علی‌رغم این تهدیدها و سابقه انصارالله در حمله به کشتی‌های بین‌المللی، آنها تا کنون در سال جاری به ترافیک دریایی در باب‌المندب حمله نکرده‌ است.
undefinedپس از اینکه ایران عملاً تنگه هرمز را بست، باب‌المندب به مهم‌ترین نقطه استراتژیک دریایی خاورمیانه تبدیل شده است. اختلال هماهنگ یا متوالی در هر دو تنگه، شوک بی‌سابقه‌ای به تجارت جهانی و بازارهای انرژی وارد خواهد کرد. احتیاط فعلی انصارالله نشان‌دهنده محدودیت یا محاسبه دقیق است: ممکن است پس از حملات مداوم آمریکا و اسرائیل در سال ۲۰۲۵ ضعیف شده باشند؛ ممکن است به دلیل مشوق‌هایی از سوی بازیگر خارجی مانند عربستان سعودی عقب‌نشینی کرده باشند؛ یا صرفاً منتظر لحظه‌ای با حداکثر اهرم فشار در جریان تحولات درگیری باشند.
undefinedاگر انصارالله به باب‌المندب حمله کند، اقتصادهای سراسر جهان دچار لرزش شدیدی خواهند شد. باب‌المندب شریان حیاتی است که بازارهای اروپا و آسیا را به هم متصل می‌کند و به تازگی به کریدور مهمی برای صادرات انرژی عربستان تبدیل شده است. در باریک‌ترین بخش خود، این آبراه دریایی ۱۸ مایلی بین یمن و جیبوتی قرار دارد. پیش از سال ۲۰۲۳، روزانه حدود ۹ میلیون بشکه نفت از باب‌المندب عبور می‌کرد، همراه با سهم قابل توجهی از حمل‌ونقل کانتینری جهانی.
undefinedحمله به کشتی‌رانی در باب‌المندب برای عربستان سعودی به‌ویژه ویرانگر خواهد بود. پادشاهی سعودی از خط لوله شرق به غرب خود برای کاهش اثرات محاصره تنگه هرمز توسط ایران استفاده کرده است. این خط لوله نفت خام را از ساحل شرقی عربستان به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل می‌کند و از تنگه هرمز عبور نمی‌کند. با این حال، ظرفیت این خط لوله حدود ۷ میلیون بشکه در روز است و در حال حاضر نزدیک به حداکثر ظرفیت خود کار می‌کند.
undefinedحمله انصارالله به باب‌المندب، استراتژی مقابله‌ای عربستان را کاملاً نابود خواهد کرد. نه تنها صادرات عربستان از دریای سرخ مختل می‌شود، بلکه خود خط لوله شرق به غرب نیز می‌تواند هدف حملات موشکی و پهپادی انصارالله قرار بگیرد. اثرات بعدی این بحران بیشتر در آسیا احساس خواهد شد، جایی که ۷۵ درصد از صادرات نفت عربستان به آنجا می‌رود. افزایش قیمت نفت تورم را تشدید می‌کند، بودجه عمومی را تحت فشار قرار می‌دهد و تلاش‌های بازیابی اقتصادی در کشورهای آسیایی و فراتر از آن را پیچیده‌تر خواهد کرد.
undefinedبستن باب‌المندب پیامدهای عمیقی فراتر از حوزه انرژی خواهد داشت. مصر نمونه بارز آن است، هرچند هنوز مستقیماً درگیر جنگ نشده. کانال سوئز شریان حیاتی اقتصادی مصر است و معمولاً حدود ۳۰ درصد از ترافیک کانتینری جهانی را مدیریت می‌کند و میلیاردها دلار درآمد ترانزیت برای این کشور ایجاد می‌نماید. در سال ۲۰۲۳، این کانال ۹.۴ میلیارد دلار درآمد داشت. بنابراین، اختلال پایدار در کشتی‌رانی دریای سرخ، ذخایر ارزی مصر را به شدت کاهش خواهد داد. این اتفاق در لحظه‌ای بسیار حساس رخ می‌دهد. پوند مصر به شدت تضعیف شده، تورم همچنان بالاست و دولت برای حفظ یارانه‌های سوخت و کالاهای اساسی در حال تقلا است.
undefinedکمبود انرژی دولت را مجبور کرده اقدامات جیره‌بندی اعمال کند؛ از جمله ممنوعیت فعالیت کسب‌وکارها پس از ساعت ۹ شب و صدور دستور کار از راه دور جزئی برای کارکنان بخش عمومی و خصوصی. افزایش قیمت مواد غذایی بیشترین ضربه را به فقرا وارد کرده است؛ به‌طوری که قیمت کالاهای اساسی مانند سیب‌زمینی و گوجه‌فرنگی در فقط چند هفته پس از آغاز درگیری بیش از ۳۰ درصد گران شده است.
undefinedمصر تنها یکی از کشورهای متعددی است که در صورت تلاش انصارالله برای مسدود کردن باب‌المندب، در بحران فرو خواهند رفت. اگر ایران با تشدید جدی‌تری از سوی ایالات متحده مواجه شود، ممکن است تصمیم بگیرد که انصارالله کلید بقای آن است. اگر ایران تصمیم بگیرد این کارت را بازی کند، هزینه جنگ برای اقتصاد جهانی به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت و برخی دولت‌ها مجبور خواهند شد تدابیر حتی شدیدتری برای عبور از این طوفان اتخاذ کنند.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/914

۸:۰۲

thumbnail
undefinedچگونه پاکستان نقش میانجی میان ایران و آمریکا را به دست آورد؟undefinedنشنال‌اینترست
#جنگ_رمضان#تهران_ریویو
undefinedروسیه که درگیر جنگ خود در اوکراین است، در موقعیتی نبود که بتواند نقش میانجی را بر عهده بگیرد. چین نیز به‌دلیل نزدیکی بیش از حد به منافع ایران، از نظر واشنگتن نمی‌توانست یک میانجی بی‌طرف و قابل اعتماد تلقی شود. کشورهای حوزه خلیج فارس خود در جایگاه طرف‌های درگیر قرار داشتند. ترکیه با توجه به نقش‌آفرینی در مذاکرات غزه و ارتباط با هر دو طرف، از اعتبار برخوردار بود، اما دسترسی مستقیم به واشنگتن را نداشت؛ دسترسی‌ای که پاکستان پس از بازگشت دونالد ترامپ به قدرت در ژانویه ۲۰۲۵ به‌تدریج ایجاد کرده بود. پاکستان همچنین گزینه مطلوب ایران بود. تهران بر این باور بود که قرار گرفتن اسلام‌آباد در معرض فشارهای جغرافیایی و محدودیت‌های داخلی، آن را به‌طور ساختاری از تبدیل شدن به ابزاری در دست واشنگتن بازمی‌دارد.
undefinedپرورش رابطه با دونالد ترامپ توسط پاکستان
undefinedبا بازگشت ترامپ به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۵، پاکستان به‌سرعت وارد عمل شد. نخست‌وزیر شریف از نخستین رهبرانی بود که دعوت ترامپ برای پیوستن به «هیئت صلح»—چارچوبی بحث‌برانگیز برای تثبیت منطقه—را پذیرفت. این اقدام، نشانه‌ای زودهنگام و آشکار از هم‌راستایی با واشنگتن در زمانی بود که بسیاری از دولت‌های غربی هنوز با تردید عمل می‌کردند.
undefinedبا این حال، رابطه مهم‌تر، میان ترامپ و فرمانده ارتش پاکستان، عاصم منیر شکل گرفت. در دیدارهای متعدد در طول سال ۲۰۲۵، ترامپ با شور و حرارت قابل توجهی از منیر تمجید کرد و او را «یک جنگجوی بزرگ»، «فردی بسیار مهم» و «انسانی استثنایی» خواند. ترامپ به‌طور علنی اظهار داشت که پاکستان «ایران را بسیار خوب می‌شناسد، بهتر از بسیاری دیگر». در نتیجه، هنگامی که اسلام‌آباد پیشنهاد میانجی‌گری برای پایان دادن به جنگ ایران را مطرح کرد، این پیشنهاد به رئیس‌جمهوری ارائه شد که از پیش به حامل پیام اعتماد داشت. معماری پشت‌پرده آتش‌بس نیز بازتاب همین پویایی بود. بنا بر گزارش رویترز، منیر «تمام شب» با معاون رئیس‌جمهور جی‌دی ونس، نماینده ویژه استیو ویتکاف و وزیر امور خارجه ایران عباس عراقچی در تماس بود تا توافق در ۶ آوریل شکل بگیرد.
undefinedآنچه آمریکا و ایران می‌خواهند و آنچه پاکستان نیاز دارد
undefinedشکاف میان اهداف واشنگتن و مطالبات رسمی تهران بسیار عمیق است. ترامپ تأکید کرده که در هر توافق نهایی، «به موضوع ذخایر هسته‌ای ایران رسیدگی خواهد شد»، در حالی که چارچوب ۱۰ ماده‌ای ایران صراحتاً خواستار به‌رسمیت شناختن برنامه غنی‌سازی خود است. ایران همچنین خواهان خروج نیروهای آمریکایی از پایگاه‌های منطقه‌ای، لغو کامل تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده و پرداخت غرامت جنگی است. واشنگتن تاکنون بسیاری از این مطالبات را به‌طور علنی نپذیرفته است. پر کردن این شکاف مستلزم میانجی‌ای است که حاضر باشد هزینه سیاسی انتقال پیام‌های ناخوشایند هر طرف به طرف دیگر را بپذیرد. اینجاست که وضعیت خاص پاکستان اهمیت پیدا می‌کند.
undefinedپاکستان خود ذی‌نفع مستقیم این بحران است. بسته شدن تنگه هرمز موجب شوک قیمتی در بازار نفت شده است. پاکستان بخش عمده انرژی خود را وارد می‌کند و هرگونه اختلال طولانی‌مدت در عبور و مرور از هرمز به معنای کمبود عرضه و افزایش شدید هزینه واردات خواهد بود—و این برای کشوری که با شکنندگی مزمن اقتصاد کلان دست‌وپنجه نرم می‌کند، بسیار پرهزینه است.
undefinedدستاوردهای پاکستان از میانجی‌گری
undefinedنکته قابل توجه این است که پاکستان، صرف‌نظر از نتیجه مذاکرات این آخر هفته در اسلام‌آباد، تاکنون نیز دستاوردی مهم کسب کرده است. در سال‌های گذشته، هند راهبردی دیپلماتیک را برای به حاشیه راندن پاکستان دنبال کرده است: منزوی کردن آن در موضوع تروریسم فرامرزی، دور نگه داشتنش از پلتفرم‌های چندجانبه، و تصویرسازی از آن به‌عنوان بازیگری بی‌ثبات‌کننده به‌جای یک دولت مسئول. این راهبرد تا حدی موفق بوده و پاکستان اغلب در مجامع بین‌المللی در موضع دفاعی قرار داشته است.
undefinedاما میانجی‌گری، این معادله را معکوس کرده است. اکنون پاکستان میزبان مذاکراتی میان بزرگ‌ترین اقتصاد جهان و یکی از مهم‌ترین بازیگران خاورمیانه است. صرفِ برگزاری این مذاکرات—فارغ از نتیجه آن—پاکستان را در جایگاه یک بازیگر جدی دیپلماتیک قرار می‌دهد؛ جایگاهی که با هیچ بیانیه یا نشست دوجانبه‌ای به‌دست نمی‌آمد.
undefinedپاکستان به این نقش رسید، زیرا گزینه‌های دیگر عملاً از میان رفته بودند و موقعیت خاص آن باعث شد به تنها میانجی‌ای تبدیل شود که هر دو طرف حاضر به همکاری با آن بودند. زمانی که هم واشنگتن و هم تهران به دعوت اسلام‌آباد پاسخ دادند، این نشانه‌ای بود از اینکه دیپلماسی صبورانه پاکستان سرانجام لحظه خود را یافته است.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/915

۱۳:۵۸

thumbnail
undefined چرا مذاکرات آتش‌بس شکست خورد؟
#مطالعات_آمریکا#تحلیل_کوتاه #جنگ_رمضان
undefinedروز شنبه هیئت‌های ایرانی و آمریکایی در پاکستان مذاکرات آتش‌بس و پایان جنگ را آغاز کردند. این مذاکرات که نزدیک به یک روز به طول انجامید در نهایت نتیجه‌بخش نبود و طرفین پایان آن را اعلام کردند. در نگاه اول به نظر می‌رسید که پس از حدود چهل روز درگیری، آمریکا به این نتیجه رسیده باشد که نمی‌تواند از طریق نیروی نظامی مطالبات پیشاجنگ خود را محقق کند و بنابراین، توافق در دسترس است. اما به نظر می‌رسد عوامل شکست مذاکرات بیش از موفقیت آن هستند.
undefinedباور به پیروزی در هر دو سمت
undefinedنخستین عامل شکست مذاکرات این بود که ایران و آمریکا هر دو ارزیابی می‌کردند پیروز جنگ هستند و دلیلی برای عقب‌نشینی وجود ندارد. در یک سمت، ایران نه تنها توانسته است چهل روز در برابر کارزار هوایی گسترده ابرقدرت جهان و مهم‌ترین متحد منطقه‌ای آن یعنی اسرائیل مقاومت کند، بلکه ابزارهای فشار خود را حفظ کرده است: توانمندی موشکی/پهپادی، توانمندی هسته‌ای و انسجام محور مقاومت. افزون بر این، یک ایران یک اهرم جدید به نام تنگه هرمز را نیز به دست آورده است.
undefinedدر سوی دیگر، ترامپ نیز باور به موفقیت خود در جنگ دارد. عملیات «خشم حماسی» نقاط بسیاری را در ایران مورد هدف قرار داد که در سطح عملیاتی (و نه راهبردی) موفقیت قابل توجهی محسوب می‌شود. ترامپ همچنین معتقد است که می‌تواند از اهرم‌های فشار دیگری برای تسلیم ایران استفاده کند، همچون اشغال جزایر ایرانی، عملیات ویژه برای سرقت ذخایر اورانیوم و اخیراً نیز محاصره دریایی ایران.
undefinedاسرائیل: عامل اخلال‌گر
undefinedاگرچه ایران با آمریکا مذاکره می‌کند، اما در حقیقت مسائلی روی میز هستند که به طور مستقیم مربوط به اسرائیل می‌شوند. ایران می‌خواهد وحدت محور مقاومت را حفظ کرده و لبنان، عراق و یمن را جزو هرگونه توافق آتش‌بس دائمی قرار دهد. این در حالی است که اسرائیل قصد دارد بی‌توجه به هرگونه توافق ایران با آمریکا، آزادی عمل کامل را برای مقابله با حزب‌الله داشته باشد. یکی از اهداف اسرائیل این است که وحدت ساحات در محور مقاومت در هم شکسته تا تبدیل به پرونده‌های کوچک‌تر و مجزا شود. آمریکا نیز در حال حاضر نه توانایی دارد اسرائیل را منصرف کند و نه قادر است خواسته ایران را تغییر دهد.
undefinedصرف جنگ، توازن را تغییر داده است
undefinedترس از وقوع جنگ، عاملی است که باعث می‌شود دو یا چند بازیگر برای رسیدن به یک توافق با یکدیگر مذاکره کنند. اما اگر ترسی نباشد و جنگ رخ دهد، بازیگران تا زمانی که درگیری به یک نقطه مشخص نرسد، انگیزه‌ای برای توافق نخواهند داشت. آمریکا همیشه از کارت تهدید به جنگ برای شکل‌دادن به خواسته‌های ایران استفاده می‌کرد. اکنون ترامپ این کارت را استفاده کرده و ایران مشاهده می‌کند که توانسته در برابر آن دوام بیاورد. بنابراین آمریکا نمی‌خواهد جنگ را با عقب‌نشینی از خواسته‌هایش به پایان برساند که در این صورت دیگر نمی‌تواند از ابزار تهدید استفاده کند و این به اعتبارش بسیار آسیب خواهد رساند. ایران نیز دلیلی نمی‌بیند امتیازاتی که آمریکا در جنگ به دست نیاورده را در مذاکرات بدهد.
undefinedخواسته‌هایی با فاصله نجومی
undefinedدر نتیجه عوامل مذکور، خواسته‌های ایران و آمریکا فاصله بسیار زیادی از یکدیگر گرفته‌اند. ایران می‌خواهد حاکمیت خود را بر تنگه هرمز حفظ کند، همچنان بر حق غنی‌سازی خود پافشاری می‌کند، خواستار رفع تحریم‌های اولیه و ثانویه و همچنین یک تضمین قوی برای عدم تهاجم مجدد آمریکا و اسرائیل است. اما آمریکا می‌خواهد تنگه به روز قبل از جنگ بازگردد، ایران غنی‌سازی صفر را پذیرفته و تأسیسات هسته‌ای را برچیند. رفع تمامی تحریم‌ها نیز تنها ایران را قدرتمندتر می‌کند. همچنین تعهد به عدم تهاجم مجدد دست آمریکا را در برابر ایران در آینده می‌بندد. به همین دلیل، خواسته‌های کاملاً غیر منطبق باعث فروپاشی زودهنگام مذاکرات آتش‌بس می‌شود.
undefinedباور به پیروزی نظامی، اخلال‌گری اسرائیل و نبود ترس از جنگ به عنوان عامل تعادل‌بخش، باعث شده است که ایران و آمریکا بر خواسته‌های خود بیش از گذشته پافشاری کنند. با این وجود، باید در نظر داشت هر جنگی در نهایت با یک توافق آتش‌بس/صلح به پایان خواهد رسید. در صورتی که آمریکا در آینده از خواسته‌های حداکثری خود عقب‌نشینی کند - چیزی که در حال حاضر دیده نمی‌شود، ایران نیز باید برخی مطالبات خود را به عنوان کارت‌هایی ببیند که در ازای دریافت یک امتیاز برجسته قابل تغییر هستند، نه اصولی اساسی و غیرقابل تغییر. در این صورت، توافقی منعقد خواهد شد که می‌تواند از دستاوردهای میدان حفاظت کند.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/917

۱۰:۵۹

thumbnail
undefinedارزیابی خسارت: جنگ ایران چه معنایی برای دفاع اروپایی دارد؟undefinedمؤسسه مطالعات امنیتی اتحادیه اروپا
#مطالعات_اروپا#تهران_ریویو#جنگ_رمضان
undefinedصرف‌نظر از اینکه آتش‌بس میان آمریکا و ایران پابرجا بماند یا نه، جنگ در خاورمیانه روند تسلیح مجدد اروپا و حمایت از اوکراین را پیچیده‌تر می‌کند و در عین حال، اعتماد به ایالات متحده به‌عنوان ضامن قابل‌اتکای امنیت اروپا را بیش از پیش تضعیف می‌کند. برای قرار دادن روند تقویت توان دفاعی بر پایه‌ای مستحکم‌تر، اروپایی‌ها باید میزان وابستگی خود را به بی‌ثباتی سیاسی آمریکا، گلوگاه‌های صنعتی و انحراف تجهیزات دفاعی در زمان جنگ کاهش دهند.
undefinedنوسازی تسلیحاتی تحت فشار
undefinedبا وجود تردیدهای جدی در خصوص تعهد آمریکا به اروپا اما همچنان اروپایی‌ها به آمریکا برای نوسازی تسلیحاتی خودشان و تحویل سلاح به اوکراین تکیه سنگینی دارند. این اقدام به واسطه این استدلال توجیه می‌شد که خرید از آمریکا موجب حفظ روابط فراآتلانتیک خواهد شد. با این حال، جنگ آمریکا علیه ایران این طرح را کاملا زیر سوال برد. این جنگ تردیدهای جدیدی در خصوص تعهد آمریکا به امنیت اروپا و اوکراین را برانگیخته است.
undefinedفراتر از سطح سیاسی، منازعه در غرب آسیا توانایی آمریکا برای تحویل به موقع تسلیحات به اروپا و اوکراین را زیر سوال می‌برد. آمریکا مقدار قابل توجهی از تسلیحات خود را در این جنگ مصرف کرده است. به طور مثال، با توجه به نرخ تولید فعلی موشک تاماهاوک که ۸۵ واحد در سال است، جایگزینی ۸۵۰ عدد از آنها که در جنگ علیه ایران شلیک شده است حدود ده سال طول خواهد کشید.
undefinedآمریکا احتمالا بازسازی ذخایر تسلیحاتی خود را نسبت به نیازهای متحدان اروپایی و اوکراین در اولویت قرار خواهد داد. این تغییر از همین الان در حال رخ دادن است؛ در ماه مارس، سوئیس مطلع شد که سفارش پنج سیستم پاتریوت آن با تأخیر پنج‌ساله مواجه خواهد شد. این جنگ همچنین حفظ رشد صنعت دفاعی اروپا را به خاطر رشد پایین‌تر و فشارهای اضافی بر بودجه‌های دولتی سخت‌تر خواهد کرد.
undefinedمجموع این فشارهای اقتصادی، فنی و سیاسی، پنجره آسیب‌پذیری اروپا عمیق‌تر خواهد کرد. اوکراین ممکن است حمایت کمتر و با تأخیر بیشتری دریافت کند و اروپایی‌ها برای تقویت سریع توانمندی‌های خود با مشکل مواجه شوند. در نتیجه، پنجره وسیع‌تری شکل خواهد گرفت که در آن روسیه می‌تواند به این جمع‌بندی برسد که توازن ریسک به نفع تهاجم بیشتر تغییر پیدا کرده است.
undefinedتقویت بنیان‌های نوسازی تسلیحاتی اروپایی
undefinedاروپایی‌ها باید این پنجره آسیب‌پذیری را در سریع‌ترین زمان ممکن ببندند. در حالی که هیچ راه حل آسانی وجود ندارد، یک رویکرد سه‌گانه می‌تواند به روند افزایش توان دفاعی اروپا کمک کند.
undefined اروپایی‌ها باید سرمایه‌گذاری در سیستم‌های بومی خود را دوبرابر کنند تا وابستگی خود به تأمین خارجی در حوزه‌های کلیدی را کاهش دهند. چالش تاریخی این مسئله تولید در مقیاس پایین این سیستم‌ها بوده است. اگرچه پیشرفت‌هایی در سال‌های اخیر انجام شده اما برای افزایش تولید و ایجاد ذخایر معتبر، سفارش‌های گسترده‌تری لازم است. سفارش‌های مشترک و هماهنگ می‌تواند به تجمیع تقاضا و در نتیجه کاهش هزینه‌ها کمک کند.
undefined اروپایی‌ها باید همکاری‌های نزدیک‌تری با اوکراین داشته باشند. اولویت اول باید تأمین مالی کافی برای دسترسی لازم جهت تولید هرآنچه نیاز دارند باشد. حمایت مستقیم برای صنعت دفاعی اوکراین کارآمدترین روش برای تقویت او در جنگ است. هدف، ادغام عمیق‌تر این کشور در پایگاه صنعت دفاعی اروپا و بهره‌گیری از ظرفیت‌های نوآورانه و تخصصی آن است. تشویق به مشارکت میان شرکت‌های اتحادیه اروپا و همتایان اوکراینی آن‌ها بخش مهمی از این تلاش است. در حال حاضر تمرکز بر تولید تسلیحات در اروپا برای اوکراین است، اما در بلندمدت می‌توان به تولید در اروپا برای نیروهای مسلح اروپایی نیز اندیشید.
undefined بسیاری از کشورهای اروپایی پیشاپیش سفارش‌های عمده‌ای برای سیستم‌های دفاع هوایی و حمله دوربرد آمریکایی ثبت کرده‌اند که باعث نوعی وابستگی ساختاری شده است. به دلیل اینکه برخی وابستگی‌ها به سیستم‌های آمریکایی در این حوزه‌ها و فراتر از آن اجتناب‌ناپذیر است، اروپایی‌ها باید برای کاهش ریسک‌های مربوطه به آن اقدام کنند. یک روش آن ترغیب شرکت‌های آمریکایی به برپایی خطوط تولید در خاک اروپا است. اگرچه این رویکرد شاید برای قراردادهای موجود امکان‌پذیر نخواهد بود اما باید برای قراردادهای آینده مورد بررسی قرار گیرد. استقرار بیشتر تولید، نگهداری و پشتیبانی در اروپا به این قاره کمک می‌کند تا در هنگام خرید از آمریکا، در برابر اختلالات عرضه مصون‌تر شود.

undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/916

۱۶:۴۳

thumbnail
undefinedتله راهبردی آتش بس برای محور در لبنان
#مطالعات_غرب_آسیا#تحلیل_کوتاه#جنگ_رمضان
undefinedدر شرایطی که بحث آتش‌بس میان ایران و امریکا به‌عنوان یک گزینه برای کاهش تنش‌ها برقرار شد، لازم است این موضوع فراتر از سطح ظاهری آن و در چارچوب پیامدهای ژئوپلیتیکی بررسی شود. یکی از مهم‌ترین ابعاد این مسئله، تأثیر آن بر معادلات میدانی در لبنان و به‌طور خاص بر موقعیت اسرائیل و حزب‌الله است.
undefinedدر نگاه نخست، آتش‌بس ممکن است به‌عنوان یک فرصت برای کاهش درگیری‌ها و ایجاد ثبات نسبی تلقی شود، اما در سطح راهبردی می‌تواند به نفع اسرائیل عمل کند. در شرایطی که تنش مستقیم میان ایران و آمریکا کاهش یابد، بخشی از فشارهای بین‌المللی و منطقه‌ای از اسرائیل برداشته می‌شود و این رژیم می‌تواند تمرکز خود را بر جبهه‌های نزدیک‌تر، به‌ویژه لبنان، معطوف کند. در چنین سناریویی، اسرائیل این امکان را خواهد داشت که با فراغ بال بیشتری نیروهای خود را در مرزهای شمالی مستقر کرده و حتی به‌صورت محدود یا گسترده، اقدام به عملیات زمینی در جنوب لبنان کند. این وضعیت می‌تواند به تلاش برای «پاکسازی» مناطق مرزی از حضور نیروهای مقاومت و در نهایت اشغال یا ایجاد یک کمربند امنیتی منجر شود؛ الگویی که پیش‌تر نیز در دهه‌های گذشته تجربه شده است.
undefinedوحدت ساحات و آتش‌بس
undefinedدر مقابل، یکی از ابزارهای مهم محور مقاومت برای جلوگیری از چنین سناریویی، مفهوم «وحدت الساحات» یا هم‌پیوندی میدان‌هاست. این راهبرد مبتنی بر آن است که هرگونه درگیری در یک جبهه، به‌صورت هم‌زمان یا متوالی در جبهه‌های دیگر نیز پاسخ داده شود. چنین رویکردی می‌تواند اسرائیل را با نوعی سردرگمی راهبردی مواجه کند، زیرا این رژیم ناچار خواهد بود منابع و توجه خود را میان چندین جبهه تقسیم کند؛ از غزه گرفته تا کرانه باختری و حتی جبهه‌های دورتر. اما آتش‌بس صرف میان ایران و آمریکا می‌تواند این منطق را تضعیف کند.
undefinedاز این منظر، ورود به یک آتش‌بس بدون در نظر گرفتن پیامدهای غیرمستقیم آن، می‌تواند نوعی «تله راهبردی» تلقی شود. تله‌ای که در آن، کاهش تنش در سطح کلان، به افزایش فشار در سطح میدانی و بر یکی از مهم‌ترین بازیگران محور مقاومت یعنی حزب‌الله منجر می‌شود. اسرائیل در چنین شرایطی می‌تواند با بهره‌گیری از برتری هوایی و اطلاعاتی خود، حملات هدفمندتری علیه زیرساخت‌ها و نیروهای حزب‌الله انجام دهد و هم‌زمان با فشارهای سیاسی و اقتصادی، دولت لبنان را نیز در تنگنا قرار دهد.
undefinedپیامد این روند، افزایش فشار چندلایه بر لبنان خواهد بود؛ کشوری که از پیش نیز با بحران‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کند. هرگونه درگیری جدید یا تشدید تنش در جنوب، می‌تواند وضعیت شکننده این کشور را به‌مراتب وخیم‌تر کند. در چنین شرایطی، نه‌تنها حزب‌الله، بلکه کل ساختار لبنان در معرض فرسایش قرار می‌گیرد.
undefinedآتش‌بس و بازتوزیع تنش
undefinedاگرچه آتش‌بس در ظاهر می‌تواند به‌عنوان یک اقدام تنش‌زدا تلقی شود، اما در واقعیت ممکن است به بازتوزیع تنش‌ها در جغرافیای منطقه بینجامد. در این میان، لبنان به‌عنوان یکی از آسیب‌پذیرترین حلقه‌ها، بیشترین فشار را متحمل خواهد شد. از این رو، هرگونه تصمیم‌گیری درباره آتش‌بس باید با در نظر گرفتن این پیامدهای چندلایه و پرهیز از افتادن در دام محاسبات کوتاه‌مدت صورت گیرد.
undefinedلبنان به‌صورت تاریخی، در کانون رقابت گسترده‌تر میان محورهای منطقه‌ای قرار دارد. هنگامی که نیروهای اصلی در یک محور درگیر به توافق آتش‌بس می‌رسند، خلأ ناشی از کاهش تنش میان آن‌ها می‌تواند به افزایش فشار بر بازیگران ضعیف‌تر یا غیردولتی منجر شود.
undefinedدر مجموع، تجربه تاریخی منازعات چندسطحی در خاورمیانه نشان می‌دهد که آتش‌بس‌ها زمانی مؤثر خواهند بود که همراه با چارچوب امنیت جمعی، نظارت چندجانبه و تضمین‌های متقابل باشند. بنابراین چند شاخص می‌توان از این بحران ذکر کرد:
undefinedحزب الله به عنوان مرکز ثقل مسائل منطقه‌ای اگر تنها بماند باعث رکود قدرت کل محور مقاومت از عراق تا فلسطین می‌شود.
undefinedنتانیاهو نشان داده بلافاصله از فارغ شدن در جبهه دیگری به جبهه دیگر محور حمله می‌کند. نمونه آن آتش بس در ایران و اقدام زمینی در لبنان.
undefinedامریکا درصدد است پرونده لبنان را به عنوان کارت اصلی مذاکراتی ایران در منطقه از پرونده جنگ جدا کند و با ایجاد میز مذاکره در آمریکا با حضور سفرای اسرائیل و لبنان در دفتر روبیو، سازشی جبران ناپذیر بر بیروت وارد کند.
undefinedدر پرونده آتش‌بسی که در واشنگتن در جریان است، حزب الله خلع سلاح و لبنان مانند سوریه و مصر برای همیشه از دور محور مقاومت خالی می‌شود و در نتیجه یک رینگ دیگر حلقه آتش اسرائیل خنثی خواهد شد.

undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/918

۱۶:۳۴

thumbnail
undefinedآیا ترامپ دوباره به ایران حمله خواهد کرد؟undefinedمعاریو
#مطالعات_آمریکا#تهران_ریویو#جنگ_رمضان
undefinedهمزمان با شکست مذاکرات اسلام آباد میان ایران و آمریکا، خبرهایی مبنی بر احتمال از سرگیری مجدد درگیری‌ها به گوش می‌رسد. به نظر می‌رسد اختلاف نظر میان طرفین مذاکرات جدی بوده و همین مسئله منجر شده است تا احتمال به سرانجام نرسیدن مذاکرات جدی باشد. بنابراین، در صورت عدم حصول توافق، بازگشت آمریکا به جنگ علیه ایران، محتمل به نظر می‌رسد.
undefinedپس از اعلام شکست مذاکرات ایران و آمریکا توسط جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا، اکنون می‌توان چند سناریو را نسبت به آینده تقابل نظامی میان ایران و آمریکا متصور بود.
undefinedتداوم روند دیپلماتیک
undefinedدر سناریوی اول، ایران و آمریکا همچنان به آتش‌بس دو هفته‌ای پایبند بوده و در این مدت که تا ۲ اردیبهشت تداوم خواهد داشت،‌ دو طرف تلاش خواهند کرد تا از طریق سازوکارهای دیپلماتیک، راه حلی برای پایان دادن به اختلافات بیابند. مطابق اظهارات مقامات آمریکایی، به نظر می‌رسد در مقطع فعلی، خواسته‌های اصلی واشنگتن از ایران شامل نابودی کامل برنامه هسته‌ای و موشکی، تحویل کامل اورانیوم غنی شده، توقف حمایت از نیروهای همپیمان منطقه‌ای و بازگشایی تنگه هرمز باشد. اما این ارزیابی وجود دارد که طرف ایرانی این خواسته‌ها را حداکثری دانسته و حاضر نخواهد بود که حتی یکی از این موارد را بدون دریافت امتیازی ویژه به آمریکا تسلیم کند.
undefinedتلاش برای بازیابی توان نظامی
undefinedدر سناریوی دوم، به نظر می‌رسد تا زمان استقرار کامل نیروهای زمینی آمریکا و انگلستان در منطقه، آمریکا به توافق آتش‌بس با ایران پایبند بوده و حتی درخواست تمدید مهلت آتش‌بس را نیز مطرح کند. اما پس از استقرار کامل ناوگان و نیروهای نظامی آمریکا و انگلستان در منطقه، آمریکا مجددا کارزار نظامی خود علیه ایران را آغاز خواهد کرد. انتظار می‌رود که انگلستان بر خلاف دوره پیش از آتش‌بس که حضور مستقیمی در درگیری‌ها نداشته و صرفا به انجام نقش‌های دفاعی و لجستیکی بسنده کرده بود، در دور جدید درگیری‌ها مشارکت مستقیم و تهاجمی‌تری در جنگ داشته باشد.
undefinedهمچنین در این دوره ترامپ تلاش خواهد کرد تا با ائتلاف سازی بر علیه ایران، کشورهای بیشتری را به تقابل نظامی با ایران ترغیب کند. حتی این احتمال وجود دارد که این بار کشورهای منطقه خلیج فارس نیز به ائتلاف نظامی علیه ایران پیوسته و حملاتی را علیه ایران و گروه‌های همپیمان آن انجام دهند. در میان کشورهای منطقه خلیج فارس، احتمال پیوستن عربستان و امارات به ائتلاف نظامی علیه ایران، بیش از سایرین است. بر همین اساس، آمریکا در مقطع کوتاه آتش‌بس فعلی، نیاز اساسی به تقویت حضور نظامی خود در منطقه و نیز تکمیل ذخایر مهمات خود دارد.
undefinedاز سرگیری تنش‌ها با اتخاذ راهبرد رادیکال‌تر
undefinedاما در سناریوی سوم، احتمال اتخاذ تصمیماتی رادیکال از سوی ترامپ بعید نیست. در این سناریو ممکن است آمریکا برای تسلیم حکومت ایران،‌ حملاتی را علیه زیرساخت‌های حیاتی ایران یا حتی توسل به ابزارهای خطرناک‌‎تر را برنامه ریزی کند. به هر حال ناامیدی ونس(به عنوان چهره‌ای محبوب و ضد جنگ در میان حامیان ترامپ) از به نتیجه رسیدن مذاکرات، فشارهای داخلی برعلیه دولت ترامپ را کاهش داده و این مسئله ممکن است به ترامپ این امکان را بدهد که بدون نگرانی از ملاحظات سیاسی، کارزار نظامی خود علیه ایران را با اقداماتی گسترده‌تر و پرهزینه‌تر تشدید کند.
undefinedآنچه که تاکنون واضح است، این است که ایران خواسته‌های آمریکا در مذاکرات را نپذیرفته و این مسئله می‌تواند تحولات آینده را در هاله‌ای از ابهام باقی گذارد. به هرحال آمریکا برای دستیابی به اهداف خود در این جنگ،‌ اکنون در حال برنامه ریزی برای افزایش مدت زمان آتش‌بس جهت پیگیری مذاکرات، تلاش برای اجماع سازی گسترده بین‌المللی علیه ایران و یا از سرگیری مجدد حملات به ایران از طریق اقدامات رادیکال‌تر خواهد بود. به هرحال تاکنون روند مذاکرات میان دو کشور موفقیت آمیز نبوده و تداوم این روند بدون تغییر جدی در سیاست‌های یکی از طرفین، ممکن است سبب شود تا دوره‌ای از مذاکرات طولانی مدت میان دو کشور جریان داشته و شرایط فرسایشی نه جنگ- نه صلح بر روابط میان ایران و آمریکا سایه افکند.

undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/919

۱۱:۵۶

thumbnail
undefinedرئیس جدید موساد کیست؟
#مطالعات_اسرائیل#تحلیل_کوتاه
undefinedبا گذشت بیش از ۴ ماه از زمانی که نتانیاهو، دبیر نظامی خود، سرلشگر رومن گافمن را به عنوان نامزد تصدی جایگاه ریاست موساد معرفی کرد، سرانجام کمیته عالی انتصابات اسرائیل، انتصاب این فرد به سمت ریاست موساد را تصویب کرد. بنابراین انتظار می‌رود که از دوازده خرداد، گافمن به مدت ۵ سال، عهده‌دار ریاست موساد شود.
undefinedتمجید نتانیاهو از گافمن
undefinedپس از تایید کمیته عالی انتصابات، نتانیاهو حکم انتصاب رومن گافمن به سمت ریاست موساد را امضا کرد. نتانیاهو با انتشار متنی در صفحه شخصی خود به بیان ویژگی‌های گافمن پرداخته و گفت: «او افسری برجسته، جسور و خلاق است و در طول جنگ، زیرکی قابل توجهی از خود به نمایش گذاشت. من مطمئنم او در سمت ریاست موساد، کارهای فوق‌العاده‌ای برای امنیت اسرائيل انجام خواهد داد.»
undefinedسوابق گافمن
undefinedگافمن متولد ۱۹۷۶ در بلاروس است. او در سن ۱۴ سالگی و در بحبوحه فروپاشی شوروی به اسرائیل مهاجرت کرد. گافمن سپس در مدرسه افسران نیروی دریایی اشدود به تحصیل پرداخته و در سن ۱۹ سالگی وارد ارتش شد. او همچنین دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته علوم سیاسی از دانشگاه حیفا است. گافمن در دوره حضور خود در ارتش اسرائیل، مسئولیت‌های متعددی را بر عهده داشته است. فرماندهی لشکر اطلاعات نظامی، فرماندهی لشکر باشان، فرماندهی تیپ هفتم و فرماندهی تیپ اتزیون، از جمله مناصب نظامی است که گافمن در دوره حضور خود در ارتش، عهده دار آن بوده است. گافمن در جریان طوفان‌الاقصی با نیروهای حماس درگیر شده و به شدت از ناحیه زانو مجروح شد. او در دو سال گذشته نیز به عنوان دبیر نظامی نخست وزیر مشغول به فعالیت بوده و ارتباط نزدیکی با نتانیاهو دارد.
undefinedدیدگاه‌های سیاسی و امنیتی
undefinedموافقان انتصاب گافمن معتقدند که نتانیاهو نه فقط به دلایل سیاسی و نزدیکی دیدگاه‌های سیاسی‌ بلکه به دلیل ویژگی‌های شخصیتی گافمن، او را به عنوان نامزد ریاست موساد معرفی کرده است. این افراد بر استقلال رای و تفکر روشمند او تاکید بسیاری دارند. همین امر سبب می‌شود تا گافمن اسیر برخی از ساختارهای معیوب نهادهای امنیتی نشده و به فکر اصلاح آن باشد تا وقایعی نظیر ۷ اکتبر دیگر تکرار نشود.
undefinedبسیاری از تحلیلگران دیدگاه امنیتی گافمن را متاثر از دکترین نبرد بین جنگ‌ها دانسته و معتقدند که گافمن احتمالا با پبشبرد این دکترین در دوره ریاست خود، به دنبال این خواهد بود که تا پیش از قدرت گرفتن دشمن برای اقدام نظامی و آغاز جنگ، با انجام اقدامات اطلاعاتی و امنیتی پیشدستانه، توان عملیاتی دشمن را سرکوب کند.
undefinedاتهامات رئیس جدید موساد
undefinedگافمن در دوران مسئولیت خود به عنوان فرماندهی تیپ اتزیون، بدون هماهنگی با ما فوق‌های خود، از برخی جاسوس‌های فلسطینی برای جمع آوری اطلاعات استفاده کرده بود که این امر با مخالفت جدی فرماندهان گافمن همراه شد. اما این تمام ماجرا نبود. حدود سه سال پس از این ماجرا، گافمن به سمت فرماندهی لشکر باشان منصوب شد. او در دوران فعالیت خود در این سمت، عملیاتی امنیتی را فرماندهی می‌کرد که طی آن، مجوز انتشار اطلاعات محرمانه‌ای را در شبکه‌های اجتماعی از طریق زیردستان خود به جوانانی ۱۷ ساله اعطا کرد. این عملیات که بدون هماهنگی و دریافت تایید از سرویس اطلاعات نظامی انجام شده بود، منجر به دستگیری جوان ۱۷ ساله شد. پس از دستگیری این افسر جوان، گافمن هرگونه ارتباط با این فرد را تکذیب کرد. همین مسئله سبب شد تا موجی از اتهامات و انتقادات علیه گافمن مطرح شود. هرچند که گافمن هرگز در این پرونده محکوم نشد، اما منتقدان مدعی شدند که صلاحیت گافمن برای فرماندهی زیر سوال رفته است، چرا که او اشتباهات خود را نپذیرفته و در زمانی که زیر دستانش به حمایت او نیاز دارند، به خاطر منافع شخصی، پشت نیروهایش را خالی می‌کند.
undefinedمخالفت‌ها با انتصاب گافمن
undefinedپس از معرفی گافمن به عنوان نامزد تصدی پست ریاست موساد توسط نتانیاهو، موجی از مخالفت‌ها با این انتصاب در اسرائیل به راه افتاد. مخالفان گافمن از جمله داوید بارنیا، رئیس فعلی موساد، اشتباهات فاحش گافمن در دوره فرماندهی خود در ارتش، سوءاستفاده از قدرت و عدم برخورداری از صلاحیت اخلاقی را دلیل اصلی مخالفت با این انتصاب اعلام کردند.
undefinedپس از اعلام نظر نهایی کمیته عالی انتصابات، اوری المکیس، افسر جوانی که از جانب گافمن مورد سوءاستفاده قرار گرفته بود با ثبت دادخواستی در دیوان عالی دادگستری، خواستار جلوگیری از انتصاب وی شدند. همین مسئله ممکن است روند انتصاب رئیس جدید موساد را با چالش مواجه کند. گفتنی است برخی مخالفان در جلسات خود با نتانیاهو از او خواسته بودند تا در انتصاب گافمن به عنوان رئیس موساد تجدید نظر کند، اما ننتانیاهو بر این انتصاب اصرار کرده است.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/920

۱۶:۳۸

thumbnail
undefinedمیانجی‌گری پاکستان و «کابوس راهبردی» جنگ
#تحلیل_کوتاه#جنگ_رمضان
undefinedدیروز هواپیمای حامل فیلد مارشال «عاصم منیر» در ادامه تلاش‌های فشرده اسلام‌آباد برای توقف جنگ در تهران به زمین نشست. گفته می‌شود عاصم منیر حامل پاسخ رسمی آمریکا به پیشنهادهایی است که ایران، پس از دور اول گفتگوها در اسلام‌آباد، به میانجی پاکستانی منتقل نموده است. صبح امروز نیز رسانه‌ها خبر دادند که فرمانده ارتش پاکستان پس از تهران، راهی واشنگتن خواهد شد تا (احتمالا) پاسخ نهایی ایران را، پیش از اتمام مهلت دوهفته‌ای آتش‌بس، به آمریکایی‌ها منتقل کند. پاکستان امیدوار است که ضمن جلب موافقت طرفین برای تمدید آتش‌بس، در روزهای پیش‌رو میزبان دور تازه‌ای از گفتگوها باشد و از این رهگذر، از آغاز دوباره جنگ میان طرفین به عنوان یک «کابوس راهبردی» برای خود ممانعت کند.
undefinedجنگ ایران و «کابوس راهبردی» پاکستان
undefinedعلاوه بر تداوم فشارهای اقتصادی ناشی از بحران انرژی در تنگه هرمز و نگرانی از توسعه‌طلبی فزاینده اسرائیل، جنگ حاضر در سطح راهبردی پاکستان را در معرض یک آزمون ناخوشایند قرار داده است. بنظر می‌رسد که در این آزمون، عاصم منیر تلاش دارد به سلف خود ژنرال «یحیی‌خان» (در حل‌وفصل اختلافات چین و آمریکا در ابتدای دهه 70 میلادی) اقتدا کند و از مسیر دیگری، یعنی ژنرال «پرویز مشرف» (پس از یازدهم سپتامبر 2001) دور بماند.
undefinedپاکستان هفت دهه است که در همسایگی شرقی خود با هند در ستیز است و در سال‌های اخیر، واگرایی طالبان با پاکستان همسایگی شمالی این کشور را نیز به منشاء آشوب و ناآرامی مبدل کرده است. در میان همسایگان بلافصل پاکستان، ایران (با صرفنظر از چین) همگراترین همسایه موجود است و به‌طور تاریخی مفاهمه خوبی در سطح حاکمیتی میان ایران و پاکستان وجود داشته است. پیش از انقلاب اسلامی، پاکستان یکی از نزدیک‌ترین متحدان پهلوی به شمار می‌رفت و پس از انقلاب نیز، علیرغم فراز و نشیب‌های مقطعی، سطح تنش در روابط دوجانبه هیچ‌گاه به ابعاد سایر همسایگان نزدیک نشده است. در صورت شکست دیپلماسی و ادامه جنگ، برهم‌خوردن ثبات داخلی ایران از یکسو و کشیده شدن پاکستان به تقابل ناخواسته با ایران از سوی دیگر، مهم‌ترین ابعاد کابوس راهبردی پاکستان خواهند بود.
undefinedمعمای «دفاع متقابل» با سعودی
undefinedکمک و پشتیبانی اقتصادی سعودی، دهه‌هاست که در مقاطع مختلف بحران و چالش، منجی اقتصاد آسیب‌پذیر پاکستان شده است و علاوه بر کمک‌های نفتی و سرمایه‌گذاری، حداقل 5 میلیارد دلار از منابع مالی سعودی در ذخایر ارزی پاکستان به امانت گذارده شده‌اند. در پاسخ به این حمایت‌های مالی، پاکستان دستکم از میانه دهه 80 میلادی به سمت افزایش تعهدات دفاعی و نظامی خود به پادشاهی سعودی حرکت کرده است. دراپ‌سایت‌نیوز در گزارشی تازه مدعی شده که افزودن بندهایی درباره اعطای تعهد «دفاع متقابل» به سعودی دستکم از اوت 2021 روی میز نخست‌وزیران پاکستان بوده و عمران خان با ابراز نگرانی درباره احتمال کشیده‌شدن پاکستان به یک جنگ خارجی نامطلوب در امضای آن تعلل کرده است. با تثبیت قدرت عاصم منیر در ارتش و برکناری عمران خان از نخست‌وزیری، سرانجام در سال 2025 پاکستان در قالب «توافقنامه راهبردی دفاع متقابل» چنین تعهدی را، هر چند با ابعاد مبهم، برعهده گرفت.
undefinedنخبگان پاکستانی این تعهد را معامله وجوه نقد با بازدارندگی توصیف می‌کردند و انتظار نداشتند که این تعهد، بدین سرعت در سایه جنگی منطقه‌ای، به ورطه آزمون عملی گذارده شود. با این وجود، حملات ایران به منافع ایالات متحده در عربستان در جریان جنگ رمضان، به آزمونی تعیین‌کننده برای این تعهد مبدل شد؛ بالاخص که عربستان (با همراهی قطر) در صدد تحقق سمت خود از معامله برآمد و به تامین 3 میلیارد دلار برای جایگزینی منابع درخواستی امارات از پاکستان (در سایه جنگ و اختلاف‌نظر فزاینده) متعهد شد. تحرک پاکستان برای میانجی‌گری میان تهران و واشنگتن در واقع تلاش امیدوارانه برای محقق ساختن سمت خود از معامله در سطح دیپلماتیک و اجتناب از سطح نظامی است. باید توجه داشت که درست در میانه ورود هیئت‌های مذاکره‌کننده طرفین به اسلام‌آباد، خبرهایی مبنی بر انتقال جنگنده‌ها و تجهیزات نظامی پاکستان به پایگاه ملک عبدالعزیز منتشر شد و همزمان با سفر «عاصم منیر» به تهران، «شهباز شریف»، نخست‌وزیر پاکستان، رهسپار ریاض شد.
undefinedجمع‌بندی
undefinedشکست دیپلماسی و فعالسازی عملی توافق دفاع متقابل با عربستان، بعید است به معنی ورود تهاجمی پاکستان به جنگ باشد و احتمالا، ماهیت دفاعی دارد. با این وجود، نخبگان اسلام‌آباد شروع جنگ را، هم از ناحیه تاثیر بر افکار عمومی و هم از ناحیه روابط منطقه‌ای، یک کابوس راهبردی می‌پندارند و برای اجتناب از آن، در این روزهای پایانی سختی میانجی‌گری‌های فشرده را بیش از پیش بر خود هموار کرده‌اند.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/921

۱۰:۴۲

بازارسال شده از آوردگاه
thumbnail
undefined کاهش جدی محبوبیت حزب جمهوری‌خواه پس از آغاز جنگ با ایران
undefinedپس از آغاز درگیری نظامی مستقیم میان ایالات متحده و ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، نظرسنجی‌ها از افت سریع و قابل‌توجه محبوبیت حزب جمهوری‌خواه خبر می‌دهند. این کاهش در بازه‌ای کوتاه (حدود ۶ تا ۷ هفته) رخ داده و از دید برخی تحلیلگران، فضای انتخاباتی را به نفع دموکرات‌ها تغییر داده است. اما دلایل چنین مسئله ای چیست؟
undefinedمهم‌ترین عامل، پیامدهای اقتصادی مستقیم جنگ است. افزایش حدود ۱.۲ دلاری قیمت بنزین در هر گالن، فشار قابل‌توجهی بر خانوارهای طبقه متوسط و پایین وارد کرد و هزینه سوخت را تا ۳۰ تا ۵۰ درصد بالا برده. این وضعیت به سرعت به سایر کالاها سرایت کرده و تورم آینده را تشدید کرد؛ موضوعی که حزب جمهوری‌خواه را در تضاد با تصویر سنتی خود به‌عنوان مدیر کنترل تورم قرار داد.
undefinedدر سطح دیگر، اختلال در مسیرهای مرتبط با ایران و زنجیره تأمین کودهای شیمیایی باعث افزایش حدود ۲۲ درصدی قیمت کود در مارس ۲۰۲۶ شد که در ادامه، به رشد قیمت مواد غذایی نیز منجر خواهد شد و نارضایتی کشاورزان، به‌عنوان پایگاه سنتی جمهوری‌خواهان، را افزایش داد.
undefinedهمزمان، بازارهای مالی نیز واکنش منفی نشان دادند؛ شاخص بورس آمریکا سقوط کرد و بازده اوراق خزانه ۱۰ ساله افزایش یافت که نتیجه آن افزایش هزینه وام‌ها و فشار بیشتر بر طبقه متوسط شهری و حومه‌نشین بوده که می‌تواند منجر به کاهش رشد اقتصادی شود.
undefined از طرف دیگر جنگ با ایران در تضاد مستقیم با گفتمان ماگا قرار گرفت که بر «پایان جنگ‌های بی‌پایان» و «اول آمریکا» تأکید دارد. بسیاری از رأی‌دهندگان این جریان، ورود به جنگ جدید را نقض وعده‌های اصلی تلقی کردند.
undefinedتصاویر خسارات نظامی و افزایش هزینه‌های جنگ، این تصور را تقویت کرد که منابع مالی کشور به‌جای داخل، صرف یک درگیری خارجی شده است. این موضوع حتی در میان برخی چهره‌های رسانه‌ای و سیاسی نزدیک به جریان ترامپ نیز انتقاد ایجاد کرد و حزب را در موقعیت دفاعی قرار داد. انتقادات شدید افرادی مانند کنت، کلی و تاکر به مداخله اسراییل در سیاست امریکا در همین راستاست.
undefinedبه هر صورت، کاهش محبوبیت جمهوری‌خواهان نتیجه هم‌زمان چند عامل است: فشار اقتصادی مستقیم و روزمره، تعارض با هویت سیاسی ماگا، افزایش هزینه‌های انسانی جنگ و تشدید بی‌ثباتی ژئوپلیتیک. این عوامل در کنار هم باعث شده هم رأی‌دهندگان مستقل و هم بخشی از پایگاه سنتی حزب دچار تردید شوند و موقعیت انتخاباتی جمهوری‌خواهان تضعیف شود.
آوردگاه | @AVARDGAH_IRAN

۱۴:۵۲

thumbnail
undefinedچگونه ناوگان سایه ایران بازار نفت را سرپا نگه می‌دارد؟undefinedاویل پرایس
#جنگ_رمضان#اکوتهران
undefinedاخبار جنگ از اختلال، فلج‌شدگی و انسداد تنگه هرمز سخن می‌گویند. سامانه‌های بین‌المللی ردیابی نفتکش‌ها همگی از فروپاشی ترافیک خبر می‌دهند، در حالی که صادرکنندگان حوزه خلیج فارس در حال کاهش یا توقف تولید هستند. هر شاخص قابل مشاهده‌ای نشان می‌دهد که سیستم تحت فشار شدید قرار دارد. با این حال، هنوز نفت در جریان است. این بار نه به‌صورت آشکار، نه به‌گونه‌ای که بازارها بتوانند به‌راحتی آن را اندازه‌گیری کنند، و نه در حجمی که شفاف باشد.
undefinedسازوکار واقعی این وضعیت یک پارادوکس است که بر «ناوگان سایه» ایران بنا شده است. این ناوگان همچنان به‌عنوان یک سیستم لجستیکی سایه‌ای عمل می‌کند که از یک راهکار دور زدن تحریم‌ها تکامل یافته و به ابزاری راهبردی در قدرت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. دیگر نباید آن را پدیده‌ای حاشیه‌ای دانست، بلکه اکنون به یکی از ستون‌های اصلی نحوه عملکرد سیستم جهانی نفت در شرایط فشار تبدیل شده است. حقیقت ناخوشایند این است که در حال حاضر، این سازوکار نه‌تنها توسط نظام بین‌الملل تحمل می‌شود، بلکه به‌طور غیرمستقیم نیز به آن اتکا دارد.
undefinedساختار دوگانه شفاف و مبهم
undefinedدر حالی که جریان‌های متعارف در تنگه هرمز عملاً بسته شده‌اند، واقعیت این است که تنگه «کاملاً» بسته نشده است؛ بلکه جریان‌ها دگرگون شده‌اند. به‌جای یک شریان جهانی باز برای همه، هرمز به یک گذرگاه با کنترل گزینشی تبدیل شده است. این وضعیت عمدتاً شامل کشتیرانی مرتبط با غرب، صادرکنندگان بزرگ خلیج فارس و کشتی‌هایی است که در چارچوب‌های رسمی بیمه و مقررات فعالیت می‌کنند. نفتکش‌های مرتبط با ایران، کشتی‌های تحت تحریم و شناورهایی با ساختار مالکیت مبهم همچنان از تنگه عبور می‌کنند، اغلب با چشم‌پوشی ضمنی یا حتی صریح نیروهای دریایی ایران. نتیجه نهایی، شکل‌گیری یک سیستم دریایی دوگانه است: یکی قابل مشاهده، قانون‌مند و تا حد زیادی متوقف؛ دیگری مبهم، انعطاف‌پذیر و همچنان فعال.
undefinedابتکار دریایی ایران
undefinedاین وضعیت تصادفی نیست. تهران طی سال‌ها و در واکنش به فشار تحریم‌ها چنین سیستمی را شکل داده است. هرچند پذیرش آن دشوار است، اما ایران موفق شده سیستمی پیچیده، غیرمتمرکز و به‌طرز قابل‌توجهی مقاوم در برابر اختلال ایجاد کند؛ سیستمی که بدون تشدید به یک درگیری دریایی تمام‌عیار، به‌سختی قابل متوقف کردن است. در هسته این شبکه، «ناوگان سایه» به عدم شفافیت مالکیت، دستکاری یا خاموش کردن سامانه‌های شناسایی خودکار (AIS)، و استفاده گسترده از انتقال کشتی‌به‌کشتی متکی است. این نفتکش‌ها اغلب تحت مالکیت شرکت‌های صوری در حوزه‌های قضایی با شفافیت محدود ثبت شده و در کشورهایی با اجرای ضعیف مقررات پرچم‌گذاری شده‌اند.
undefinedاین کشتی‌ها به‌صورت منفرد عمل نمی‌کنند؛ آن‌ها بخشی از یک شبکه هستند که در آن بنادر ایران به‌عنوان نقاط بارگیری اولیه عمل می‌کنند. هم‌زمان، خلیج فارس همچنان به‌عنوان یک منطقه استقرار عمل می‌کند و چندین نفتکش بارگیری‌شده نقش ذخیره‌سازی شناور و بافر لجستیکی را دارند. در مقابل، اقیانوس هند و آب‌های جنوب شرق آسیا به مناطق انتقال تبدیل شده‌اند. بیشتر محموله‌ها پیش از رسیدن به خریداران نهایی، چندین بار بین کشتی‌ها منتقل می‌شوند. تا زمانی که نفت به بازار نهایی می‌رسد، منشأ آن عملاً پنهان شده است. این مجموعه‌ای پراکنده از بازیگران فرصت‌طلب نیست، بلکه یک زنجیره تأمین ساختاریافته و مقاوم است.
undefinedتغییر نقش ایران در بازار انرژی
undefinedبازارها باید در تأثیر کنترل ایران بر تنگه هرمز بازنگری کنند؛ ایران با مدیریت دسترسی به هرمز و حفظ صادرات خود، از یک تولیدکننده محدود به یک «دروازه‌بان» جریان‌های منطقه‌ای تبدیل شده است.
undefinedآنچه در حال شکل‌گیری است، شاید دیگر یک اختلال موقتی نباشد، بلکه نشانه‌ای از ساختار جدید بازار باشد. سیستم قدیمی نفت جهانی به دو لایه موازی تقسیم می‌شود: یک سیستم شفاف و قانون‌مند، و یک سیستم مبهم و سیاسی که در آن جریان‌ها بر اساس دسترسی و روابط تعیین می‌شوند. ایران در لایه دوم پیشتاز است، اما تنها نخواهد بود؛ روسیه نیز قابلیت‌های مشابهی توسعه داده و احتمالاً دیگران نیز به آن خواهند پیوست. این روند می‌تواند اثربخشی تحریم‌ها را کاهش داده و کنترل لجستیک را هم‌تراز با کنترل تولید قرار دهد.
undefinedاین سیستم در حال حاضر بازار را سرپا نگه می‌دارد، زیرا شوک ناشی از اختلال را جذب کرده و از بروز بحران شدیدتر جلوگیری می‌کند. با این حال هم‌زمان ریسک را نیز انباشته می‌کند: هرچه اقتصاد جهانی بیشتر به جریان‌هایی وابسته شود که به‌طور کامل قابل مشاهده، اندازه‌گیری یا کنترل نیستند، آسیب‌پذیری آن در برابر شوک‌های ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی افزایش می‌یابد.

undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/922

۱۷:۴۰

thumbnail
undefinedشکست اوربان و تغییر در مناسبات مجارستان با اتحادیه اروپا
#مطالعات_اروپا#تحلیل_کوتاه
undefinedشکست ویکتور اوربان پس از بیش از یک دهه سلطه بر سیاست مجارستان، نقطه عطفی در تحولات سیاسی این کشور به شمار می‌آید. پیروزی حزب نوظهور تیسا به رهبری پیتر ماگیار، از نگاه بسیاری نشانه‌ای از افول پوپولیسم راست‌گرا و چرخش به سمت الگوهای میانه‌رو و لیبرال تلقی شده است. با این حال، تعمیم این تحول به تغییرات بنیادین در سیاست خارجی مجارستان نیازمند احتیاط تحلیلی است.
undefinedنتایج انتخابات و عوامل پیروزی
undefinedحزب فیدتس به رهبری ویکتور اوربان که طی حدود شانزده سال گذشته کنترل قوه مقننه و مجریه مجارستان را در اختیار داشت، در انتخابات پارلمانی اخیر با کاهش چشمگیر حمایت مواجه شد و تنها ۵۵ کرسی از ۱۹۹ کرسی را کسب کرد؛ نتیجه‌ای که در مقایسه با ۱۳۵ کرسی در انتخابات پیشین، بیانگر افتی نزدیک به ۶۰ درصد است. در مقابل، حزب نوظهور تیسا به رهبری پیتر ماگیار در نخستین حضور انتخاباتی خود با کسب حدود ۱۳۸ کرسی، اکثریت مطلق پارلمان را به دست آورد. این برتری، امکان پیشبرد آسان‌تر اصلاحات قضایی و تصویب لوایح مناقشه‌برانگیز را برای دولت جدید فراهم می‌سازد.
undefinedبرخی تحلیلگران، پیروزی ماگیار را ناشی از افشای پرونده‌های متعدد فساد در میان مقامات دولت اوربان و تمرکز بیش از حد آن بر سیاست خارجی می‌دانند. در مقابل، گروهی دیگر بر نقش کمپین سیاسی نوآورانه ماگیار و نیز حمایت جریان‌های لیبرال حاکم بر اتحادیه اروپا از حزب تازه‌تأسیس تیسا تأکید دارند. با این حال، هرچند مجموعه این عوامل در کسب پیروزی وی مؤثر بوده‌اند، به نظر می‌رسد دو عامل اساسی نقش تعیین‌کننده‌تری ایفا کرده‌اند: نخست، ایجاد احساس «دیده و شنیده شدن» در میان شهروندان، و دوم، شرایط نامساعد اقتصادی مجارستان در سال‌های اخیر.
undefinedتداوم یا تغییر در سیاست داخلی و خارجی
undefinedبا وجود تغییر در نخبگان سیاسی، نباید از تداوم عناصر ساختاری در سیاست مجارستان غافل شد. فرهنگ سیاسی این کشور همچنان گرایش‌هایی به محافظه‌کاری و پوپولیسم دارد. حتی ماگیار نیز خود را نوعی «پوپولیست مثبت» معرفی کرده است. از این رو، انتظار تغییرات سریع و رادیکال، به‌ویژه در سیاست خارجی، واقع‌بینانه نیست. دولت جدید ناگزیر است میان انتظارات اتحادیه اروپا و ملاحظات داخلی تعادل برقرار کند. هرگونه حرکت شتاب‌زده به سمت اصلاحات لیبرال ممکن است واکنش منفی پایگاه اجتماعی محافظه‌کار را برانگیزد و زمینه بازگشت نیروهای پیشین را فراهم کند. بنابراین، محتمل‌ترین سناریو، پیشبرد تدریجی اصلاحات در چارچوبی محتاطانه است.
undefinedروابط با اتحادیه اروپا
undefinedدر دوره اوربان، روابط مجارستان با اتحادیه اروپا با تنش‌های مستمر همراه بود. اختلاف بر سر حاکمیت قانون، سیاست‌های مهاجرتی و به‌ویژه حمایت از اوکراین، موجب تعلیق بخشی از کمک‌های مالی اتحادیه به مجارستان شد. انتظار می‌رود دولت ماگیار با همگرایی بیشتر با اتحادیه اروپا زمینه ازسرگیری حمایت‌های مالی را فراهم کند. با این حال، دولت جدید باید حساسیت‌های داخلی را نیز در نظر بگیرد.
undefinedجهت‌گیری‌های سیاست خارجی
undefinedدر حوزه سیاست خارجی، محدودیت‌های ساختاری نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. وابستگی بالای مجارستان به انرژی روسیه، مانع از قطع ناگهانی روابط با مسکو می‌شود. بنابراین، راهبرد محتمل دولت جدید، کاهش تدریجی این وابستگی در بلندمدت و حرکت به سمت تنوع‌بخشی به منابع انرژی است، در حالی که در کوتاه‌مدت روابط در سطحی عمل‌گرایانه حفظ خواهد شد. در مورد اسرائیل، تداوم روابط نزدیک پیش‌بینی می‌شود، اما با تلاش برای همسویی بیشتر با مواضع کلی اتحادیه اروپا. روابط با ایران و آمریکا نیز به‌طور فزاینده‌ای در چارچوب سیاست‌های کلان اتحادیه اروپا تعریف خواهد شد. به بیان دیگر، سیاست خارجی مجارستان از یک الگوی مستقل و بعضاً واگرا، به سمت الگویی همگرا و نهادمحور تغییر جهت خواهد داد.
undefinedپیامدها برای جریان‌های راست افراطی
undefinedشکست اوربان بازتابی فراتر از مجارستان دارد و بر راست افراطی در اروپا و حتی آمریکا تأثیر می‌گذارد. این شکست، تصویر کارآمدی این جریان‌ها در اروپا را تضعیف می‌کند. در سطح اروپا، از دست رفتن یکی از مهم‌ترین متحدان، چالش‌هایی برای شبکه‌های راست افراطی ایجاد می‌کند؛ با این حال، این تحول را می‌توان فرصتی برای بازاندیشی راهبردهای آنها و تطبیق با شرایط جدید سیاسی دانست.
undefinedجمع‌بندی
undefinedشکست اوربان و پیروزی ماگیار را باید آغاز یک دوره گذار در سیاست مجارستان تلقی کرد، نه یک گسست کامل. اگرچه نشانه‌هایی از تغییر در جهت‌گیری‌های داخلی و خارجی مشاهده می‌شود، اما این تغییرات عمدتاً تدریجی، محدود و متأثر از قیود ساختاری خواهند بود. عملکرد دولت جدید، به‌ویژه در حوزه اقتصاد، نقش تعیین‌کننده‌ای در این مسیر خواهد داشت.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/923

۱۶:۱۶