بله | کانال اندیشکده تهران
عکس پروفایل اندیشکده تهرانا

اندیشکده تهران

۶۶۰عضو
thumbnail
undefinedشروع مجدد مذاکرات هسته‌ای با چشم‌اندازی مبهم
#تحلیل_کوتاه#مذاکرات_هسته‌ای#ایران #آمریکا
undefinedپس از یک بازه کوتاه تصاعد تنش میان ایران و آمریکا و میانجی‌گری کشورهای منطقه برای آرام‌کردن فضا، مذاکرات هسته‌ای میان دو کشور در عمان از سر گرفته شد. در حالی که طبق برخی گزارش‌ها، بحث‌هایی پیرامون مکان و موضوع گفتگوها (مذاکره هسته‌ای/فراهسته‌ای) ممکن بود مذاکرات را پیش از آغاز به شکست بکشاند؛ اما اکنون می‌توان گفت حداقل این دو مسئله مانعی برای مذاکرات نبوده‌اند. با این وجود، تداوم در سیاست‌های طرفین مهم‌ترین چیزی است که آینده گفتگوهای عراقچی-ویتکاف-کوشنر را مبهم می‌کند.
undefinedپس از گذشت حدود ۸ ماه از جنگ ۱۲روزه، ایران و آمریکا تغییر مشخصی در مواضع و سیاست‌های خود نداده‌اند. ایران نه‌تنها بر حق غنی‌سازی خود پافشاری می‌کند؛ بلکه برخی شواهد حاکی از آغاز فعالیت‌هایی در تأسیسات هسته‌ای کلنگ‌گزلا، اصفهان و نطنز هستند. در سمت مقابل، در بهترین حالت حتی اگر آمریکا به توافقی صرفاً هسته‌ای رضایت داده باشد –آنگونه که ترامپ نیز این نکته را تأیید کرد- همچنان بر توقف دائمی غنی‌سازی و خروج مواد غنی‌شده اصرار می‌ورزد. در این صورت، حتی اگر ایران و آمریکا به توافقی حداقلی برای مدیریت تنش میان خود برسند، در آینده مجدداً به سراغ گزینه درگیری خواهند رفت، چراکه مسائل به صورت اساسی حل‌وفصل نشده است.
undefinedهر دو طرف در مذاکرات انگیزه‌ها و محرک‌های بالایی برای تغییرندادن مواضع خود دارند. در سمت آمریکا نه‌تنها لابی اسرائیل و حزب جمهوری‌خواه به‌شدت با مذاکرات یا توافقی مشابه برجام مخالفت می‌ورزد، بلکه اساساً ترامپ برای حفظ اعتبار خود نمی‌تواند از خواسته‌هایش عقب‌نشینی کند. در سمت ایران نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. ایران که بخاطر پافشاری بر حق غنی‌سازی و حفظ اورانیوم با خلوص بالا (۶۰٪) خطر جنگ را پذیرفت، اکنون نمی‌تواند در مذاکرات این امتیازات را به آمریکا بدهد. اظهارات عراقچی پس از مذاکرات نیز مؤید همین نکته است.
undefinedافزون بر این، آمریکا پس از بمباران تأسیسات هسته‌ای در عملیات «چکش نیمه‌شب» که با پاسخ برجسته‌ای از سمت ایران همراه نشد اراده جدی‌تری برای اقدام نظامی پیدا کرده است. این ادراک که ایران در برابر اقدام نظامی آمریکا عقب‌نشینی خواهد کرد و محور مقاومت در ضعیف‌ترین وضعیت تاریخی خود قرار دارد، همچنان در ذهن برخی تصمیم‌گیران آمریکایی برجسته است. به همین دلیل، آمریکا به‌لحاظ روانی آمادگی بیشتری نسبت به گذشته برای خروج از مذاکرات و انجام عملیات نظامی دارد.
undefinedبه نظر می‌رسد آنچه که ایران و آمریکا را علیرغم یک تجربه شکست خورده و عدم تغییر مواضع به سمت مذاکره کشانده است، ملاحظات کوتاه‌مدت باشد. در سمت ایران، هرگونه تلاش برای به تعویق انداختن درگیری با آمریکا جهت افزایش آمادگی دفاعی مثبت ارزیابی می‌شود. آمریکا نیز امتحان مجدد دیپلماسی در ترکیب با تهدید نظامی و استقرار نیروها در منطقه را گزینه‌ای مطلوب می‌شمارد تا بدون هزینه‌ جدی، خواسته‌های اصلی خود را تحمیل و برآورده کند. همچنین، مذاکرات فرصتی را به آمریکا می‌دهد تا با افزایش استقرار نیروها، خود را برای ضربه‌ای غافلگیرانه و احتمال درگیری گسترده‌تر با ایران آماده کند.
undefinedملاحظات منطقه‌ای نیز در گرایش دو کشور به این مسیر اهمیت داشته‌اند. فشار دیپلماتیک برخی کشورهای منطقه‌ای برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا عاملی بوده است تا هر دو طرف یک‌بار دیگر پای میز مذاکره بنشینند؛ زیرا بازیگرانی نظیر ترکیه و مصر نمی‌خواهند ایران در برابر اسرائیل بیش از حد ضعیف‌ شود و توازن منطقه‌ای برهم‌خورد. عربستان و قطر علاوه بر این ملاحظه، نمی‌خواهند در جنگ احتمالی، جزو بانک اهداف ایران باشند.
undefinedازسرگیری مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا در عمان، با وجود رفع موانع شکلی، چشم‌اندازی به‌شدت مبهم دارد. پس از ماه‌ها تنش و جنگ کوتاه‌مدت، هیچ‌یک از طرفین تغییری اساسی در مواضع خود نداده‌اند: ایران بر حق غنی‌سازی و حفظ اورانیوم با غنای بالا پافشاری می‌کند و آمریکا همچنان خواهان توقف کامل غنی‌سازی است. فشارهای داخلی، ملاحظات اعتبار سیاسی و محاسبات نظامی، انعطاف‌پذیری را محدود کرده‌اند. در این میان، به نظر می‌رسد دیپلماسی بیشتر ابزاری برای مدیریت کوتاه‌مدت تنش و آماده‌سازی برای سناریوهای سخت‌تر باشد.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/854

۱۸:۴۴

thumbnail
undefined کسری نوظهور در بازار جهانی مسundefinedموسسه بین‌المللی مطالعات راهبردی
#اکوتهران#اقتصاد_بین‌الملل#معادن
undefinedمس یکی از عناصر اساسی مورد استفاده در بخش‌های سنتی تولید و ساختمان‌سازی و صنایع نوظهور دیجیتال و انرژی سبز است. توقف و گسست در تولید برخی از معادن، کاهش حاشیه سود در صنایع فرآوری مس و اقدام به انباشت ذخایر مس توسط ایالات متحده بازار جهانی مس را به دوره‌ای از فشار و محدودیت وارد نموده و عرضه جهانی مس فرآوری‌شده به احتمال زیاد در سال ۲۰۲۶ و پس از آن با محدودیت مواجه خواهد شد. محدودیت‌های موجود در بازار مس متاثر از تشدید اصطکاک‌ها در زنجیره تأمین، تصمیمات سیاست‌گذاران و افزایش پرشتاب تقاضا در بخش‌های مربوط به شبکه برق، صنایع دفاعی و زیرساخت‌های مرتبط با هوش مصنوعی (AI) تشدید نیز خواهد شد.
undefinedظهور کسری
undefinedعرضه و تقاضا در بازار مس برای سال ۲۰۲۵ تعادل نسبی داشت؛ به این معنی که تولید مس فرآوری‌شده با مصرف برابری می‌کرد. مطابق ارقام برآوردی، در سال جاری عرضه مس حدود ۳.۴ درصد و مصرف آن ۳ درصد افزایش داشت. با این حال، در حال حاضر عرضه مس اختلالی شدید را تجربه می‌کند و واحدهای ذوب مس جهان با عرضه محدودتر سنگ مس مواجه هستند. از این منظر، احتمالاً در سال ۲۰۲۶ مقادیری از کسری در بازار مشهود خواهد بود.
undefinedتقاضای مس رو به فزونی است؛ چرا که مس نقش عمده‌ای در زنجیره تولید خودروهای برقی، انرژی تجدیدپذیر و مراکز داده مرتبط با هوش مصنوعی بر عهده دارد. به‌عنوان مثال، تولید یک خودروی برقی معمولاً حدود چهار برابر بیشتر از یک خودروی دارای موتور احتراق داخلی، مس نیاز دارد. باید توجه داشت که علیرغم رکود بخش املاک در چین و کاهش تقاضای مس مرتبط با ساخت و ساز در این کشور، کماکان تقاضای مس چین، به‌عنوان یک بازار مهم، در مجموع افزایشی است. این تقاضای افزایشی عمدتاً به‌دلیل رشد چشمگیر در تولید خودروهای برقی و توسعه فزاینده زیرساخت‌های انرژی تجدیدپذیر در چین مشاهده می‌شود.
undefinedشایان ذکر است که درصدهای کوچک‌تر رشد تقاضای مس در چین، اکنون با ضریبی فزاینده خودنمایی خواهند کرد. به‌عنوان مقایسه، باید اشاره کرد که رشد تقاضای نزدیک به ۷ درصدی در سال ۲۰۱۱، به‌معنای افزایش کمتر از ۰.۵ میلیون تنی در تقاضای مس چین بود و رشد تقاضای حدود ۴ درصدی در سال ۲۰۲۴ به معنای افزوده شدن نزدیک به ۰.۶ میلیون تن تقاضای مس در چین است. از این منظر، توجه به درصد رشد تقاضا گمراه‌کننده است.
undefinedبازیگران کلیدی
undefinedکشور شیلی همچنان بزرگ‌ترین تولیدکننده مس خام است و در سال ۲۰۲۴، ۲۴ درصد از استخراج مس جهان را سامان داده است. در حقیقت، قاره آمریکا به تنهایی نزدیک به نیمی از عرضه معدنی مس جهان را تأمین می‌کند. اندونزی و جمهوری دموکراتیک کنگو نیز سهم‌های قابل توجهی در عرضه مس معدنی موردنیاز بازارهای جهانی دارند.
undefinedچین بزرگ‌ترین تولیدکننده مس معدنی در آسیا است و به‌طور مستقل، حدود ۱۰ درصد از عرضه جهانی را به خود اختصاص می‌دهد. با این وجود، با احتساب سرمایه‌گذاری‌های خارجی چین در حوزه مس، به‌ویژه در آفریقا و آمریکای لاتین، سهم چین در بازار جهانی مس به حدود ۲۰ درصد از کل عرضه معدنی در جهان می‌رسد.
undefinedاز طرف دیگر، باید توجه داشت که چین بر زنجیره ذوب و فرآوری مس تسلط بیشتری دارد. براساس آمار، در سال ۲۰۲۴ چین به‌ترتیب ۵۱ درصد و ۴۵ درصد از فعالیت‌های ذوب و فرآوری مس را انجام داده است. صرف نظر از چین، فعالیت فرآوری در سایر مناطق جهان ماهیتی به نسبت پراکنده دارد و شیلی به‌عنوان دومین کشور تولیدکننده فرآورده مس در جهان، تنها معادل ۷ درصد از تولید را به خود اختصاص داده است.
undefinedچشم‌انداز
undefinedدر مجموع، به نظر می‌رسد که در سال ۲۰۲۶ ناترازی عرضه و تقاضا و کسری در بازار مس فرآوری‌شده اجتناب ناپذیر باشد و متاثر از همین ناترازی، قیمت‌ها در سطوح بالا باقی بمانند. در عین حال و علیرغم اینکه با تداوم روندهای کنونی بازار جهانی مس در دهه ۲۰۳۰ به سمت شکلی از کسری ساختاری حرکت خواهد کرد، بروز یک کسری شدید در کوتاه‌مدت بعید است.

undefinedسایت https://institutetehran.com/art/855

۶:۲۸

thumbnail
undefinedآیا آمریکا پس از ونزوئلا به کوبا نیز حمله خواهد کرد؟
#تحلیل_کوتاه#آمریکای_لاتین#آمریکا #کوبا
undefinedپس از عملیات ربایش مادورو، نوبت به کوبا رسید تا مقامات کاخ سفید مواضع تهدیدآمیز علیه آن اتخاذ کنند. در کنفرانس خبری پس از عملیات، ترامپ اعلام کرد که دولت کوبا نیز باید نگران باشد. سپس ترامپ در گفتگو با خبرنگاران بیان داشت که «کوبا به‌زودی فرومی‌پاشد.» او چند روز پیش نیز طی یک صدور فرمان اجرایی کشورهای صادرکننده نفت و سوخت به کوبا را تهدید به اعمال تعرفه کرد. پس از این تهدید دولت مکزیک –بزرگترین تأمین‌کننده نفت کوبا از زمان محاصره ونزوئلا- را وادار به قطع صادرات نفت این کشور شد. به نظر می‌رسد ترامپ در قدم‌های اول گزینه فشار برای تسلیم کوبا را انتخاب کرده باشد.
undefinedبا وجود ادعای فروپاشی زودهنگام کوبا، باید گفت هدف اولیه ترامپ از محاصره نفتی، وادارکردن دولت کوبا به تغییر رفتار خود است. علیرغم بحران‌های اقتصادی، غذایی و بهداشتی در کوبا، نارضایتی شدید مردمی و فشار از سمت آمریکا، دولت کوبا با اتکا به حفظ انحصار قدرت و انسجام بالا میان نخبگان حاکم (بیشتر از ونزوئلا) و همچنین بازه کوتاه تنفس به‌واسطه ازسرگیری روابط با آمریکا در دوران اوباما توانسته است خود را در قدرت نگاه دارد. همچنین اگرچه این محاصره نفتی زندگی مردم را بحرانی‌تر خواهد کرد، اما طبق برخی گزارش‌ها شبکه‌های غیررسمی و قاچاق کوبا –که پیشتر به صادرات نفت ونزوئلا کمک می‌کردند- ممکن است بتوانند تا حدی به ورود سوخت تداوم بخشند.
undefinedاما در هر صورت، هزینه بالای مقاومت در برابر آمریکا، مقامات کوبایی را وادار به مذاکره با آمریکا خواهد کرد، چه اینکه میگل دیاز کانل، رئیس جمهور کوبا نیز برای مذاکره اعلام آمادگی کرده است. اما نوع خواسته‌های آمریکا در نتیجه‌بخشی مذاکرات احتمالی اهمیت دارد، مخصوصاً اگر این خواسته‌ها چیزی فراتر از تغییر رفتار در سیاست خارجی باشد که جایگاه نخبگان کمونیستی حاکم را هدف قرار دهد و مذاکرات را به شکست برساند. به همین دلیل، اجرای مجدد الگوی ونزوئلا سناریویی محتمل در تنش میان این دو کشور است. در این حالت همچون الگوی ونزوئلا، آمریکا بدون انجام عملیات زمینی، با حملاتی هوایی، رهبران و مقامات ارشد دولت کوبا را هدف قرار می‌دهد تا راه برای قدرت‌گیری دیگر نخبگان سیاسی هموار شود.
undefinedکمیت و کیفیت تهاجم آمریکا به ونزوئلا ترجیحات دولت ترامپ را بیش از پیش آشکار کرد. ترامپ از هرگونه عملیات نظامی زمینی که جنگی فرسایشی را آغاز کند دوری می‌گزیند، در عین حال کمترین مدارا را در برابر دشمنان آمریکا نشان می‌دهد و اراده بالایی برای استفاده از ابزار نظامی دارد. این رویکرد گزینه‌های نظامی آمریکا را به یک حالت محدود می‌کند: انجام عملیاتی کوتاه، شدید و قاطع برای کسب بیشترین فایده و وادارکردن طرف مقابل به تغییر رفتار خود.
undefinedاما اجرای مجدد الگوی ونزوئلا چالش‌های خاص خود را دارد. مهم‌ترین چالش پیداکردن گروهی از سیاستمداران متمایل به آمریکا در کوبا است. آمریکا به دنبال گزینه جایگزینی درون دولت کوبا برای میگل کانل خواهد گشت تا بتواند پس از حمله به ونزوئلا ضمن برقراری ثبات، همکاری با دولت ترامپ را به‌صورت تدریجی آغاز کند. این موضوعی بود که وال‌استریت ژورنال نیز به آن اشاره کرد. این مسئله باعث می‌شود آمریکا به مدتی زمان نیاز داشته باشد تا همچون مورد ونزوئلا، تنش نظامی را در منطقه کارائیب علیه کوبا افزایش دهد.
undefinedآمریکا فعلاً گزینه فشار اقتصادی و محاصره نفتی را برای وادار کردن کوبا به تغییر رفتار در پیش گرفته، اما احتمال حرکت به‌سوی سناریویی مشابه ونزوئلا بالا است. دولت کوبا با وجود بحران‌های عمیق داخلی، به‌دلیل انسجام نخبگان حاکم و کنترل سیاسی بالا، توان مقاومت در برابر فشار را دارد؛ امری که شانس موفقیت راهبرد فشار و مذاکره را کاهش می‌دهد. در این چارچوب، ترامپ از جنگ زمینی پرهیز می‌کند اما تمایل بالایی به استفاده از زور دارد، ممکن است به گزینه حملات محدود و هوایی برای تغییر موازنه قدرت در کوبا بیاندیشد؛ هرچند اجرای این الگو نیازمند زمان و یافتن جایگزین سیاسی مناسب در داخل کوبا است.
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/856

۶:۲۹

thumbnail
undefinedتاکایچی چگونه قدرت خود را در ژاپن تحکیم کرد؟
#تحلیل_کوتاه#شرق_آسیا #ژاپن
undefinedدر ژانویه ۲۰۲۶، نخست‌وزیر تازه‌منصوب ژاپن، سانائه تاکایچی مجلس نمایندگان را منحل و انتخابات ‏زودهنگام را برای ۸ فوریه تعیین کرد. او از اختیارات نخست‌وزیری استفاده کرد تا با تکیه بر محبوبیت بالای ‏خود در ابتدای دوره تصدی این منصب و برای پیشبرد برنامه‌های اقتصادی و امنیتی تازه‌اش، رأی مردم را مجدداً ‏کسب کند. با برگزاری انتخابات در دیروز ائتلاف او پیروزی قاطعی به دست آورد و قدرت خود را تحکیم ‏بخشید.‏
undefinedچارچوب حقوقی و نظام سیاسی
undefinedقانون اساسی ژاپن مصوب ۱۹۴۷، پارلمان دو مجلسی تشکیل داده و اختیار انحلال مجلس نمایندگان را، با ‏توصیه نخست‌وزیر و تأیید کابینه، به امپراتور داده است. براین‌اساس چنین اقدامی در واقع توسط نخست‌وزیر ‏انجام می‌شود و باید ظرف ۴۰ روز پس از انحلال، انتخابات عمومی برگزار شود ‏. نظام انتخاباتی کشور به ‏احزاب بزرگ برتری می‌دهد و باعث شده تا نخست‌وزیران برای تحکیم قدرت، از انحلال به عنوان ابزار سیاسی ‏بهره بگیرند.‏
undefinedسابقه انحلال‌ها
undefinedاز زمان اجرای قانون اساسی، اکثر مجلس‌های نمایندگان پیش از پایان دوره چهار ساله‌شان منحل شده‌اند. ‏نخست‌وزیرانی مانند شینزو آبه به‌طور مکرر از این اختیار برای تأیید سیاست‌های جنجالی یا بهره‌گیری از موج ‏محبوبیت استفاده کردند ‏. این سبک آبه به چرخه تقریباً دائمی مبارزات انتخاباتی منجر شده است.
undefinedعملکرد و برنامه تاکایچی
undefinedتاکایچی خود را ادامه‌دهنده سیاست‌های شینزو آبه می‌داند. برنامه امنیتی و اقتصادی تاکایچی، بر سه اصل ‏استوار است: پشتیبانی از سیاست پولی انبساطی، استفاده از مخارج دولتی برای حمایت از خانوارها و شرکت‌ها و ‏تقویت صنایع راهبردی چون نیمه‌رسانا، هوش مصنوعی و فضا. وی همچنین می‌خواهد بودجه دفاعی را افزایش ‏دهد و حق دفاع جمعی را در قانون اساسی تصریح کند. این رویکرد می‌تواند به افزایش بدهی و فشار تورمی ‏منجر شود. در سیاست داخلی، او مهاجرت غیرقانونی را تهدید قلمداد کرده و از اخراج سریع مهاجران حمایت ‏می‌کند.
undefinedدلایل انحلال توسط تاکایچی
undefinedپیش از انحلال کابینه نظرسنجی‌ها حدود ۷۰ درصد رضایت عمومی از عملکرد تاکایچی را نشان می‌دادند ‏. از ‏سوی دیگر، شریک دیرینه حزب لیبرال‌دموکرات، یعنی کمیتو، به‌دلیل مواضع تند تاکایچی نسبت به چین و ‏تایوان از ائتلاف کناره‌گیری کرد ‏. تاکایچی با حزب احیا (ایشین نو کای) ائتلاف جدیدی تشکیل داد و برای ‏کسب اکثریت به انتخابات نیاز داشت.
undefinedانتخابات ۸ فوریه ۲۰۲۶‏
undefinedدر آستانه انحلال، ائتلاف حاکم از حزب لیبرال‌دموکرات و حزب احیا تشکیل شده بود و در مجموع ۲۳۰ ‏کرسی یعنی سه کرسی کمتر از اکثریت نسبی داشت. تاکایچی گفته بود در صورت عدم کسب اکثریت نسبی، ‏استعفا خواهد داد. رقیب اصلی تاکایچی ائتلافی متشکل از دو حزب دموکراتیک مشروطه و کمیتو بود. مهم‌ترین مسائل این انتخابات عبارت از کنترل تورم و هزینه زندگی، رشد دستمزدها، امنیت ملی و مهاجرت بود ‏و احزاب وعده‌هایی مانند حذف مالیات بر مواد غذایی یا کوپن‌های حمایتی ارائه داده بودند.
undefinedرقابت برای ۴۶۵ ‏کرسی مجلس نمایندگان ژاپن دیروز انجام شد و ائتلاف حاکم توانست ۳۵۲ کرسی بدست آورد که در این میان ‏حزب تاکایچی با ۳۱۶ کرسی به تنهایی اکثریت دو سوم را کسب کرد. با این میزان کرسی‌ها ائتلاف حاکم و ‏حتی حزب تاکایچی به تنهایی می‌تواند ریاست بر همه کمیته‌های مجلس نمایندگان و اکثریت اعضا را در این ‏کمیته‌ها اختیار داشته باشد و اصلاحات قانون اساسی را نیز تصویب کند.
undefinedژاپن و معادلات قدرت‌های بزرگ
undefinedسیاست خارجی تاکایچی در سطح منطقه با دو محور تعریف می‌شود: بازدارندگی در برابر چین و تقویت اتحاد ‏با ایالات متحده. او گفته است که در صورت حمله چین به تایوان، ژاپن می‌تواند بر اساس قانون امنیت جمعی از ‏متحدان خود دفاع کند. در مقابل، او در دیدار با ترامپ بر تعهد خود به اتحاد ژاپن و آمریکا تأکید کرد ‏. با ‏نتایج بدست آمده به نظر می‌رسد تنش‌ها با چین ادامه یابد و همکاری ژاپن با آمریکا بیش از پیش تقویت شود.
undefinedنتیجه‌گیری
undefinedانحلال مجلس ژاپن توسط تاکایچی و برگزاری انتخابات زودهنگام نمونه‌ای از استفاده نخست‌وزیران از ابزار ‏انحلال برای تحکیم قدرت است. این تصمیم با هدف کسب اکثریت و اجرای برنامه‌های اقتصادی و امنیتی گرفته ‏شد. نتیجه انتخابات نشان می‌دهد که ائتلاف حاکم اکنون می‌تواند برنامه‌های خود را با قدرت بیشتری پیش ببرد. در سطح منطقه ‏شرق آسیا نیز به نظر می‌رسد با توجه به سابقه تاکایچی، مواضع تند او در برابر چین کمابیش ادامه یافته و ‏همکاری ژاپن با ایالات متحده تقویت شود.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/857

۷:۳۷

thumbnail
undefinedمذاکرات صلح اوکراین؛ آیا جنگ پایان می‌‎یابد؟
#تحلیل_کوتاه#اروپا #جنگ_اوکراین
undefinedدر هفته‌های اخیر، مذاکرات صلح میان روسیه، اوکراین و ایالات متحده با هدف رسیدن به یک توافق نهایی در حال انجام است. گرچه روند کلی مذاکرات مثبت ارزیابی شده و طرف‌های اوکراینی و اروپایی تمایل به دستیابی به مصالحه نشان داده‌اند، اما همچنان اختلافات عمده‌ای وجود دارد که مشخص نیست این مذاکرات به نتایج ملموسی منتهی شود. در این راستا، مهم‌ترین تحولات میدانی و روند مذاکراتی طرف‌ها بررسی شده است تا تصویری دقیق از وضعیت فعلی مذاکرات ارائه شود.
undefinedدیدارها و تحولات میدانی
undefinedمهم‌ترین تحول در مذاکرات اخیر، دیدار سه‌جانبه میان نمایندگان روسیه، اوکراین و آمریکا در تاریخ ۲۴ ژانویه در ابوظبی بود. این نشست نخستین مذاکره علنی و مستقیم میان مسکو و کی‌یف از زمان آغاز جنگ در سال ۲۰۲۲ محسوب می‌شود. قرار بود دیدار دیگری در روز یک‌شنبه ۱ فوریه برگزار شود که به چهارشنبه ۴ فوریه موکول و انجام گردید. پیش از این جلسات، دیمیتری مدودف، معاون رئیس شورای امنیت روسیه، در حاشیه نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس با استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا و جرد کوشنر، مشاور ارشد کاخ سفید دیدار کرده بود. علاوه بر این، مدودف روز شنبه ۳۱ ژانویه در فلوریدا نیز ملاقات‌های سازنده‌ای با طرف آمریکایی داشته است.
undefinedسه مسأله اصلی که در مذاکرات مورد توجه قرار گرفت، عبارت بودند از: درخواست‌های سرزمینی روسیه، تضمین‌های امنیتی آمریکا برای اوکراین، و لزوم توقف جنگ قبل از رسیدن به توافق نهایی. با این حال، اگرچه هیچ توافق مشخصی حاصل نشد، طرفین روند مذاکرات را مثبت و سازنده یاد کردند.در تحولات میدانی، روسیه با وجود سرمای شدید زمستان، همچنان به پیشروی در مناطق مختلف ادامه می‌دهد. هر دو طرف در حالی که با وقفه‌ای کوتاه در حملات هوایی مواجه شدند، دوباره به زیرساخت‌های انرژی و حمل‌ونقل یکدیگر حمله کردند. در این میان، روسیه دست برتر را داشته و اوکراین به دلیل آسیب‌های جدی به مراکز زیرساختی خود، با کمبود شدید انرژی مواجه است.
undefinedمصالحه اروپا
undefinedدر سطح اروپا شاهد این هستیم که کشورهای اروپایی به آرامی خود را با برخی شرایط صلح مورد نظر ترامپ تطبیق می‌دهند. کایا کالاس، رئیس کمیسیون روابط خارجی اتحادیه اروپا اذعان کرده که اوکراین برای رسیدن به صلح ممکن است مجبور به مصالحه‌های سرزمینی قابل توجهی باشد. همچنین، صدراعظم آلمان و وزیر خارجه ایتالیا ضمن مخالفت با عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا تا سال ۲۰۲۷، بر لزوم انجام اصلاحات بیشتر از سوی اوکراین برای پیوستن به این اتحادیه تأکید کردند.
undefinedپافشاری روسیه
undefinedروسیه همچنان بر مواضع خود در مذاکرات پافشاری می‌کند و به نظر نمی‌رسد که قصدی برای مصالحه جدی از خود نشان دهد. با این حال، مسکو مذاکرات را به طور کلی مثبت ارزیابی کرده و به گفت‌وگوها با مقامات آمریکایی ادامه می‌دهد. به نظر می‌رسد که روسیه تنها زمانی برای رسیدن به صلح آماده به مصالحه باشد که اوکراین در زمینه سرزمین‌های خود مصالحه‌ای جدی نشان دهد.
undefinedمذاکرات اوکراین و آمریکا
undefinedدر مذاکرات اخیر میان اوکراین و آمریکا، تمرکز اصلی بر روی توافقات پیرامون تضمین‌های امنیتی و مصالحه‌های سرزمینی بوده است. به گفته مارکو روبیو، مهم‌ترین چالش باقی‌مانده در مذاکرات میان اوکراین و روسیه، موضوع مصالحه‌های سرزمینی است. مقامات آمریکایی به طور غیررسمی اعلام کرده‌اند که تنها در صورتی حاضر به ارائه تضمین‌های امنیتی قوی به اوکراین خواهند بود که این کشور مناطق دونباس را به روسیه واگذار کند. به نظر می‌رسد که در مذاکرات اخیر پیشرفت‌هایی در رابطه با میزان واگذاری سرزمین‌ها در مقابل میزان تضمین‌های امنیتی حاصل شده است، اما همچنان توافق نهایی به دست نیامده است. زلنسکی همچنین بر اهمیت نظارت آمریکا بر روند مذاکرات و ارائه تضمین‌های امنیتی در پایان جنگ تأکید کرده و از ادامه مذاکرات و هماهنگی‌ها در پایتخت‌ها خبر داده است.
undefinedمذاکرات میان روسیه و اوکراین با میانجی‌گری آمریکا همچنان با کندی پیش می‌رود و تا زمانی که هر دو طرف آمادگی برای مصالحه جدی نداشته باشند، به نتیجه نخواهد رسید. با این حال، به نظر می‌رسد که فشارهای اخیر آمریکا و اروپا بر اوکراین، همراه با ضعف‌های اوکراین در میادین جنگ و آسیب‌های شدید به زیرساخت‌های انرژی، این کشور را وادار به پذیرش مصالحه‌های جدی کند.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/858

۷:۳۷

thumbnail
undefinedآیا هند در مقابل توسعه‌طلبی تجاری آمریکا تسلیم می‌شود؟
#اکوتهران#هند #آمریکا
undefinedدونالد ترامپ، روز دوشنبه، از دستیابی هند و ایالات متحده به یک توافق تجاری موقت خبر داد. با فاصله چند روز از اعلام خبر توسط شخص ترامپ، بیانیه مشترکی نیز در ششم فوریه از سوی دو کشور منتشر شد که در آن «چارچوب کلی یک توافق موقت تجاری» ترسیم شده بود و بر تعهد طرفین بر دستیابی به «توافق موقت» (احتمالا تا میانه ماه مارس) و سپس انعقاد یک «توافق تجاری دوجانبه» تاکید شده بود. با این حال، بسیاری از ناظران بیرونی، چارچوب مذکور را از حیث تعهدات نامتوازن ارزیابی می‌کنند.
undefinedتعهدات هند
undefinedبراساس این چارچوب، هند متعهد شده است که در یک دوره پنج ساله حدود 500 میلیارد دلار از واردات خود را به محصولات کلیدی ایالات متحده، اعم از انرژی، هواگردها و قطعات یدکی آنها، فلزات گرانبها، محصولات فناورانه و زغال‌سنگ کُک‌شو اختصاص دهد. در خصوص محصولات فناوری، به‌صورت جداگانه به جی‌پی‌یوها و سایر کالاهای مرتبط با مراکز داده اشاره شده است. بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند افزایش مذکور در میزان واردات هند از ایالات متحده، واقع‌بینانه نیست و با توجه به ماهیت خصوصی تجارت مقدور هم نخواهد بود. مقامات تنظیم‌کننده چارچوب اما با ارجاع به خریدهای احتمالی حوزه نظامی و فناوری‌های نوظهور این رقم را محافظه‌کارانه دانسته‌اند.
undefinedباید توجه داشت که مجموع تجارت هند و ایالات متحده در سال 2024 معادل 212 میلیارد دلار بوده که از این مقدار، کمتر از 42 میلیارد دلار آن به واردات هند اختصاص دارد. در سفر مودی به واشنگتن در فوریه سال گذشته، طرفین توافق کردند که تجارت دوجانبه را تا سال 2030 به 500 میلیارد دلار برسانند و اکنون، هند در چارچوب اولیه توافق متعهد شده تا ظرف پنج سال 500 میلیارد دلار از ایالات متحده واردات داشته باشد.
undefinedهمزمان، هند موافقت نموده است تا تعرفه‌های اعمالی بر واردات کالاهای کشاورزی از ایالات متحده را در برخی محصولات اصلاح نماید. بند مرتبط با اصلاح تعرفه محصولات کشاورزی بسیار مبهم و گسترده است و با توجه به وجود عنوان «سایر محصولات کشاورزی» در آن، از سوی مخالفان دولت مودی و تشکل‌های کشاورزی به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است. این دو گروه معتقدند تسهیل واردات محصولات کشاورزی از ایالات متحده، آثار معیشتی گسترده‌ای برای بخش‌های وابسته به کشاورزی اقتصاد هند خواهد داشت که بنابر اظهارات آخیلِش یاداو، نماینده سرشناس مجلس سفلی، قریب به 70 درصد از جمعیت هند را تشکیل می‌دهند.
undefinedتعهدات آمریکا
undefinedدر مقابل، ایالات متحده تعرفه متقابل 25 درصدی وضع شده بر کالاهای هندی در قالب «روز آزادی» را به 18 درصد کاهش داده است. لازم به‌ذکر است که بلافاصله پس از اعلام این توافق موقت، دونالد ترامپ نسبت به لغو تعرفه‌ 25 درصدی اعمالی بر هند در صورت احراز توقف خرید نفت از روسیه نیز مبادرت نموده است. بدین ترتیب، هند در نهایت ممکن است از کاهش تعرفه‌ای 32 درصدی بهره‌مند شده باشد. در حالیکه اجتناب پالایشگاه‌های هندی از ثبت سفارش‌های جدید به روسیه مورد تایید قرار گرفته، کمیت و کیفیت توقف خرید نفت از روسیه هنوز مشخص نیست.
undefinedعلاوه بر این، ایالات متحده وعده داده است تا نسبت به اعطای سهمیه و تعرفه ترجیحی به هند در حوزه خودرو و لوازم یدکی خودرو و لغو تعرفه اختصاصی وضع‌شده در حوزه هواگردها در خصوص این کشور مبادرت نماید. مسیر مشابهی نیز برای محصولات دارویی و بهداشتی هند ترسیم شده است.
undefinedجمع‌بندی
undefinedبا توجه به تداوم مذاکرات تجاری، دور از ذهن نیست که توافق نهایی طرفین مختصاتی متفاوت داشته باشد. در مجموع، باید اذعان داشت که ملاحظات متعدد اقتصادی و ژئوپلیتیکی، هند را ناگزیر می‌سازد که اختلافات تجاری خود را با ایالات متحده مدیریت کند. کیفیت این مدیریت اختلافات اما به مولفه‌های مختلفی اعم از قابلیت اهرم‌سازی در خارج، چانه‌زنی در داخل و تاب‌آوری اقتصادی در مقابل تعرفه‌ها بستگی دارد. در نهایت، هزینه اقتصادی و سیاسی تسلیم کامل در برابر توسعه‌طلبی تجاری ایالات متحده برای دولت مودی بسیار زیاد است و از این منظر، مذاکرات برای تنظیم توافق نهایی پیچیده و نفسگیر خواهد بود.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/859undefinedتلگرام https://t.me/InstituteTehran

۱۲:۴۶

thumbnail
undefinedنتانیاهو این بار در واشنگتن به دنبال چیست؟
#تحلیل_کوتاه#اسرائیل #آمریکا
undefinedامروز سه‌شنبه، ۲۱ بهمن ماه، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل برای دیدار با دونالد ترامپ، رئیس ‏جمهور ایالات متحده، عازم واشنگتن شد. این هفتمین دیدار نتانیاهو و ترامپ در دومین دوره ریاست جمهوری ‏ترامپ است؛ دیداری که به طور ویژه بر مذاکرات میان ایران و آمریکا متمرکز خواهد بود.‏
undefinedآیا قرار است اقدامی شود؟
undefinedدر تاریخ ۲۶ و ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴، نتانیاهو برای شرکت در اجلاس سالانه سازمان ملل متحد به نیویورک سفر ‏کرد و پس از اتمام سخنرانی نتانیاهو در سازمان ملل، با حمله رژیم صهیونیستی به منطقه ضاحیه بیروت، سید ‏حسن نصرالله، به شهادت رسید. ارزیابی‌ها حاکی از این است که نتانیاهو در آن سفر مجوز ترور سید حسن ‏نصرالله را از آمریکا گرفته و دستور را به افسران ارتش رژیم صهیونیستی ابلاغ کرده است.‏
undefinedدر دیدار دیگری نیز، در تاریخ ۲۸ دسامبر تا ۱ ژانویه سال جاری، همزمان با آغاز اعتراضات در ایران نتانیاهو، به ‏اقامتگاه شخصی ترامپ در مارالاگو سفر کرده و در این دیدار در خصوص مسائل خاورمیانه و موضوعات ‏پیرامون ایران تبادل نظر شد. یک هفته پس از این دیدار،‌ وقایع تلخ ایران در ۱۸ و ۱۹ دی به وقوع پیوست. با ‏توجه به ادعاهای مقامات ایالات متحده و اسرائیل در خصوص حمایت و پشتیبانی از عناصر آشوب‌طلب، ارتباط ‏تشدید وقایع داخلی ایران با دیدار مقامات ایالات متحده و رژیم صهیونیستی دور از ذهن نیست. این رویه چنین ‏گمانی را ایجاد می‌کنند که ممکن است باز اقدامی علیه ایران قرار است صورت بگیرد.
undefinedکنار آمدن با اصل مذاکرات و توافق
undefinedنتانیاهو پیش از سفر اخیر خود به واشنگتن اعلام کرد:«من ایده خود را در مورد اصول مذاکرات به رئیس‌جمهور ‏ترامپ ارائه خواهم داد.». بر اساس این اظهار نظر، به نظر می‌رسد نتانیاهو اصل توافق با ایران را پذیرفته و تنها ‏خواهان گنجانده شدن خواسته‌های اسرائیل در این توافق خواهد بود. براین اساس، به نظر می‌رسد یکی از اهداف ‏اصلی نتانیاهو در سفر به واشنگتن، در جریان قرار گرفتن از جزئیات مذاکرات میان ایران و ایالات متحده و طرح ‏خواسته‌های خود از توافق باشد.
undefinedتخریب مذاکرات
undefinedاما احتمال دیگری که مطرح می‌شود این است که نتانیاهو با سفر به ایالات متحده نقشی مخرب در مذاکرات ایفا ‏کرده، ترامپ را از انعقاد هرگونه توافق با ایران برحذر داشته و او را ترغیب به حمله نظامی به ایران کند. یک ‏نگرانی جدی در رژیم صهیونیستی این است که در صورت عدم حمله به ایران در روزها و هفته‌های آتی و در ‏صورت طولانی شدن مذاکرات و حتی حصول توافقی موقت چندساله میان ایران و آمریکا در حوزه هسته‌ای، ‏ایران توان نظامی خود را به کلی ارتقا بخشیده و فرصت طلایی حمله به ایران از دست برود.‏
undefinedنقش پلیس بد و اهرم فشار
undefinedبه نظر می‌رسد برآورد مقامات ایالات متحده این است که ایران به هیچ وجه مذاکره بر سر مسائل فراتر از موضوع ‏هسته‌ای را نپذیرفته و بر همین اساس، تن دادن به خواست نتانیاهو و ورود به مسائل غیرهسته‌ای، با شکست قاطع ‏در مذاکرات همراه خواهد شد. از این رو به نظر می‌رسد نتانیاهو در این سناریو محدودیت‌های ترامپ را درک ‏کرده و برای دستیابی به یک توافق حداقلی با ایران، نقش پلیس بد را بازی کند و با طرح خواسته های ‏حداکثری، ایران را ترغیب به دادن امتیازات قابل‌توجه در زمینه هسته‌ای کند و پذیرش درخواست‌های آمریکا را ‏بهتر از رد آن قلمداد کند. نتانیاهو همچنین با اعلام این که تمام تلاش خود را کرده تا ترامپ را قانع به توافقی ‏حداکثری با ایران کند، انتقادهای مخالفان داخلی را نیز پاسخ خواهد داد.‏
undefinedعملیات فریب
undefinedسناریوی دیگر این است که ایالات متحده با مشغول کردن ایران به بحث مذاکرات، به دنبال تکمیل تجهیزات ‏نظامی خود در منطقه و حمله به ایران خواهد بود. مقامات ایالات متحده همزمان با اعزام هیئت دیپلماتیک به ‏عمان و پیشبرد روند مذاکرات با ایران، در حال ارسال گسترده نیرو و تجهیزات نظامی به منطقه‌اند. ممکن است ‏ترامپ از اهرم مذاکرات صرفاَ برای توجیه تاخیر در عمل به تهدیدات اخیر تا تکمیل استقرار نیروهای خود در ‏منطقه و همچنین مشروعیت‌بخشی به حمله احتمالی استفاده کند. در این سناریو، هدف مقامات ایالات متحده و ‏رژیم صهیونیستی از دیدار با یکدیگر، بیش از بحث در خصوص مذاکرات، هماهنگی بیشتر جهت حمله مشترک ‏به ایران خواهد بود.‏
undefinedگرچه با توجه‌به تجربه جنگ ۱۲ روزه و سطح آماده باش کنونی بعید است بار دیگر ایران غافلگیر شود اما ایران باید برای وقوع هر سناریویی آماده باشد.‏
تلگرام https://t.me/InstituteTehran

۲۲:۰۵

thumbnail
undefinedچرا می‌توان از ایران امتیازاتی فراتر از موضوع هسته‌ای گرفت؟undefined️موسسه واشنگتنundefinedریچارد نفیو و مایکل سینگ
#تهران_ریویو#آمریکا #ایران#مذاکرات_هسته‌ای
undefinedپس از گذشت هشت ماه از جنگ دوازده‌روزه، واشنگتن دوباره در آستانه جنگ با تهران قرار دارد. نشانه‌هایی از نگرانی دولت ایران نسبت به اقدام نظامی آمریکا مشاهده می‌شود. حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به برنامه هسته‌ای ایران در سال 2025 هرچند به عقب افتادن آن انجامید، اما نتوانست آن را به طور کامل نابود کند. در عین حال، ایران به بازسازی شبکه شرکای خود و تأمین مالی آنها ادامه داده است. با توجه به این شرایط، پیش‌بینی می‌شود که ایالات متحده و اسرائیل در ماه‌های آینده حملات مشترکی علیه ایران انجام دهند که ممکن است اهداف وسیع‌تری از جمله تغییر رژیم را در بر گیرد.
undefinedدو گزینه «جنگ» و «توافق» و چندین چالش
undefinedدر دوران دولت اوباما، او به شدت مورد انتقاد قرار گرفت که تنها به مسئله هسته‌ای پرداخته است. مقامات دولت او این رویکرد را راهبردی‌ترین و عمل‌گراترین می‌دانستند، چرا که این اقدام علاوه بر رسیدگی به مهم‌ترین موضوع، فضای لازم برای گفت‌و‌گو درباره مسائل دیگر را فراهم می‌آورد. اما احتمال اینکه دولت کنونی آمریکا چنین رویکردی را در پیش گیرد، بسیار ضعیف است. پیشنهاد مصالحه در زمینه هسته‌ای نه تنها با تعهد دولت ترامپ به حمایت از معترضان در تضاد است، بلکه حتی ممکن است نتواند هدف حداقلی یعنی جلوگیری از درگیری‌های منطقه‌ای را تأمین کند. در این شرایط، دو گزینه پیش روی دولت ایالات متحده قرار دارد: حملات نظامی یا یک «توافق بزرگ» که تمامی نگرانی‌های واشنگتن را پوشش دهد. با این حال، به نظر نمی‌رسد که هیچ‌کدام از این گزینه‌ها رضایت‌بخش باشند.
undefinedدولت ایالات متحده نمی‌تواند اطمینان حاصل کند که حملات هوایی به تنهایی اهدافش در زمینه برنامه هسته‌ای ایران را تحقق خواهد بخشید. همچنین، دولت نمی‌تواند به طور قطع مطمئن باشد که حملات گسترده‌تر منجر به تغییر رژیم یا ایجاد دولتی جدید که بیشتر به منافع آمریکا توجه داشته باشد شود.
undefinedتوافق بزرگ که شامل درخواست‌های فراگیر از ایران برای کنار گذاشتن برخورد با معترضین، توانایی‌های موشکی، شبکه‌های نیابتی و برنامه هسته‌ای است، ممکن است نیاز به تغییرات اساسی در استراتژی امنیت ملی جمهوری اسلامی داشته باشد. با اینکه دولت ایران به شدت ضعیف شده است، به نظر نمی‌رسد که آمادگی پذیرش چنین تغییرات عمیقی را داشته باشد. مقامات ایران ممکن است باور داشته باشند که تهدیدهای موشکی و قدرت نامتقارن می‌تواند ایالات متحده و اسرائیل را از حملات بیشتر بازدارد، و این واقعیت که کشورهای منطقه به سرعت برای منصرف کردن دولت ترامپ از انجام حملات جدید اقدام کردند، باعث تقویت ایده آنها شده است.
undefinedاین موانع باعث شده برخی پیشنهاد کنند تغییر رژیم می‌تواند منافع آمریکا را برآورده کند اما بدون یک برنامه عملی برای دستیابی به آن، تغییر رژیم تنها یک رویا است. روش‌های مختلف برای تلاش در این زمینه یا غیرواقعی و یا احتمالاً نیازمند زمان زیادی خواهند بود و حتی ممکن است نتایج آن دقیقاً بر خلاف خواسته‌های ایالات متحده باشد.
undefinedراه پیش‌رو
undefinedبا این حال، اکنون دولت ترامپ به دلیل ضعف ایران در زمینه‌های هسته‌ای، اقتصادی، سیاسی و منطقه‌ای بیش از هر زمان دیگری از مزایای قابل‌توجهی برای رویارویی با ایران برخوردار است. در نظر گرفتن این مزایا، دولت ترامپ باید کمتر به فکر «توافق» با تهران باشد و بیشتر تمرکز خود را معطوف کند به این که چگونه می‌تواند از تهدید حملات قریب‌الوقوع برای فشردن خواسته‌های خود از ایران در زمینه‌های مختلف استفاده کند. این خواسته‌ها عبارتند از:
undefinedبرنامه هسته‌ای که شامل همکاری کامل ایران با آژانس انرژی اتمی، ارائه گزارش از وضعیت مواد هسته‌ای ایران و انتقال آن به کشوری دیگر و تهدید به حملات بیشتر در صورت عدم همکاری با آژانس و تلاش برای دستیابی به بمب هسته‌ای است.
undefinedحقوق بشر که شامل لغو محدودیت‌های ارتباطی، آزادی زندانیان سیاسی و جلوگیری از اعدام و شکنجه معترضان است.
undefinedموشک‌ها و نیروهای نیابتی که شامل همکاری با دولت‌های منطقه‌ای فشار برای محدودیت در اندازه، برد و ترکیب زرادخانه‌های موشکی، و حمایت از بازیگران غیر دولتی است. در عین حال، واشنگتن باید روشن کند که اگرچه نگران برنامه موشکی تهران است، اما مانع حمله یک‌جانبه اسرائیل نخواهد بود. اگر ایران و کشورهای منطقه می‌خواهند جلوی حملات اسرائیل را بگیرند، باید به طور مستقیم به نگرانی‌های اسرائیل رسیدگی کنند.
undefinedترامپ نباید به هیچ وجه در مذاکرات آتی تسهیلات تحریمی در ازای امتیازات سبک ارائه دهد. ایالات متحده باید روشن کند که بار مسئولیت جلوگیری از درگیری بر دوش دولت ایران است.
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/861

۲۲:۰۵

thumbnail
undefinedدیپلماسی قفقازی واشنگتن در پرتو معادلات ایران
#تحلیل_کوتاه#آمریکا #قفقاز
undefinedاحسان فلاحی
undefinedجی دی ونس، 9 و 10 فوریه در سفری از پیش برنامه‌ریزی شده از ارمنستان و آذربایجان دیدار کرد. این سفر در تداوم توافقات اوت 2025 قرار دارد. همزمانی سفر مذکور با تحولات مرتبط با ایران گمانه‌هایی را در محافل تحلیلی برانگیخته است. صحت سنجی ارتباط این سفر با تحولات مرتبط با ایران نیازمند واکاوی ماهیت، اهداف و دستاوردهای این سفر است.
undefinedماهیت سفر
undefinedسفر از پیش برنامه‌ریزی‌شده لزوماً به معنای بی‌ربط بودن آن به تحولات جاری در ایران نیست. سفر ونس می‌تواند به عنوان ارسال سیگنال‌های دیپلماتیک به ویژه بعد از سفر وزیر دفاع ایران به باکو تلقی می‌شود. مواضع پیشین ونس نشان می‌دهد که وی تشدید فشار حداکثری بر علیه ایران را راه‌کاری منطقی‌تر از جنگ تلقی می‌کند. بنابراین ماهیت سفر او می‌تواند در راستای اعمال فشار بر ایران نیز تلقی شود.
undefinedتا پیش از تحولات ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی قفقاز در سال‌های اخیر، واشنگتن نگاهی کاملاً مجموعه‌ای به کشورهای این منطقه داشت. به گونه‌ای که سفر مقامات آمریکایی به قفقاز شامل هر سه کشور و در بسیاری از موارد جمهوری خودخوانده قره‌باغ نیز می‌شد. اما سفر ونس دارای خصیصه‌های راهبردیِ منحصر به جمهوری آذربایجان و ارمنستان به عنوان دو کشور با اهمیت راهبردی است.
undefinedاز نظر بسیاری از تحلیلگران اعزام معاون رئیس جمهور به جای ترامپ به معنای کم اهمیت بودن قفقاز برای آمریکا است. این نکته اگرچه به لحاظ دیپلماتیک مهم است اما به هیچ وجه نمی‌تواند اهمیت استراتژیک قفقاز را برای آمریکا زیر سئوال ببرد. امضای موافقتنامه استراتژیک میان ونس و علی‌اف به خوبی گویای ماهیت استراتژیک این سفر است.
undefinedاهداف سفر
undefinedاهداف سفر حول سه محور «توافق سه‌جانبه کاخ سفید»، «تثبیت مسیرهای ترانزیتی» و حمایت از «روند صلح ارمنستان–آذربایجان» قابل پیکربندی است. توافقاتی که در اوت 2025 انجام شد علاوه بر توافقنامه سه‌جانبه با محوریت «مسیر ترامپ»، شامل برخی از تفاهامات دوجانبه میان واشنگتن و هریک از طرفین بود. یکی از اهداف این سفر پیگیری تفاهمات کلی بوده که پیشتر در کاخ سفید حاصل شده بود. در این سفر بخشی از توافقات کلان به شکل قرارداد اجرایی در آمد.
undefinedبخشی از سفر ونس در پرتو تحرکات دیپلماتیک اخیر آمریکا در آسیای میانه و برگزاری نشست C5+1 در واشنگتن قابل درک است. تثبیت روابط با آذربایجان و ارمنستان از جمله اهدافی است که امتداد آن به آسیای مرکزی کشیده خواهد شد. نزدیکی تدریجی آمریکا و ترکمنستان به منظور توسعه مسیر ترنس خزر شاهدی بر این مدعا است.
undefinedکاهش نفوذ ساختاری روسیه در آذربایجان و به ویژه در ارمنستان از جمله اهداف اصلی آمریکا در قفقاز است. فاصله گرفتن تدریجی گرجستان از غرب باعث شده است که آمریکا کاهش نفوذ روسیه در آذربایجان و ارمنستان را به طور جدی‌تر پیگیری کند. نخست‌وزیر گرجستان پس از سفر ونس نگرانی تفلیس از بی‌توجهی آمریکا را اعلام و آمادگی گرجستان را برای تقویت روابط استراتژیک با آمریکا اعلام داشته است. علاوه بر موارد فوق تقویت مناسبات در حوزه دفاعی- امنیتی و همچنین تضمین امنیت انرژی از دیگر اهداف سفر ونس بوده است. به منظور تحقق اهداف مورد اشاره توافقنامه‌هایی امضاء شده است که در ادامه به آن اشاره شده است.
undefinedدستاوردهای سفر
undefinedاز مهمترین دستاوردهای سفر امضای توافقنامه مشارکت استراتژیک با آذربایجان بود. این سند چارچوب همکاری‌های بلندمدت میان دو کشور را در حوزه‌هایی مانند امنیت، تجارت، انرژی و ارتباطات برای بلند مدت تعیین می‌کند. نمونه مشابه این سند در دوره بایدن میان ایروان و واشنگتن امضاء شده بود.
undefinedاز دیگر دستاوردها، قرارداد احداث نیروگاه هسته‌ای ماژولار در ارمنستان است که راه را برای کاهش و قطع وابستگی ایروان به نیروگاه هسته‌ای متسامور روسیه فراهم می‌کند. ارزش این قرارداد 9 میلیارد دلار برآورد شده است.
undefinedدر این سفر پهبادهای شناسایی V-BAT به ارزش 11 میلیادر دلار به ایروان فروخته شد. این پهبادها می‌تواند در راستای تامین امنیت دالان ترامپ و جاسوسی علیه ایران استفاده شود. همچنین در بیانیه مشترک مطبوعاتی ونس و علی‌اف بیان شده که آمریکا به زودی کشتی‌های جنگی کوچک به باکو خواهد فروخت.
undefinedسفر ونس به قفقاز نشان می‌دهد که ارمنستان و به ویژه آذربایجان اهمیتی فراتر از مجموعه قفقاز جنوبی برای آمریکا یافته است. اهمیت فرامنطقه‌ای باکو و ایروان برای آمریکا به صورت دوجانبه و در چارچوب قراردادهای مشخص توسط واشنگتن دنبال می‌شود که بخشی از آن به کاهش نفوذ تهران در قفقاز و اعمال فشار بر ایران منجر خواهد شد.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/862تلگرام https://t.me/InstituteTehran

۲۲:۰۶

thumbnail
undefinedاستفاده امارات از پلتفرم‌های افراط‌گرای راست برای نفوذ در رسانه‌های اروپا!undefinedمفاتح السیاسیه
#رویة_العربیة #امارات
undefinedامارات متحده عربی از نیمه دوم سال 2024 تلاش‌های خود را برای تأثیرگذاری سیاسی و رسانه‌ای در اروپا از طریق کانال‌های غیررسمی مرتبط با راست افراطی افزایش داده است. این امر با بهره‌برداری از هم‌گرایی منافع در مسائل مرتبط با اسلام سیاسی، مهاجرت، دشمنی با ایران و حمایت بی‌قید و شرط از اسرائیل انجام می‌شود.
undefinedوبسایت لهستانی Visegrad24
undefinedدر این زمینه، وبسایت لهستانی Visegrad24 با توجه به پایگاه دنبال‌کنندگان بیش از 1.5 میلیون حساب در پلتفرم X و ارتباطات غیرمستقیم آن با حزب قانون و عدالت (PiS) لهستان، به‌عنوان یک ابزار تأثیرگذاری دیجیتال با ارزش عملی بالا ظهور کرده است. اسناد ارتباطات استراتژیک وزارت خارجه امارات نشان می‌دهد که این پلتفرم به‌عنوان «ابزار بالقوه تأثیرگذاری» ارزیابی شده است.
undefinedنام‌های برجسته مرتبط با شبکه
undefinedاین اسناد تأیید می‌کنند که وزارت خارجه امارات توصیه کرده است که روابط از طریق واسطه‌های غیر دولتی مدیریت شود و به شخصیت‌های اماراتی با نقش مشاوره‌ای یا رسانه‌ای که مقام رسمی ندارند، تکیه شود. از جمله نام‌های پیشنهادی در فهرست افراد تأثیرگذار می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: سلیمان الهاتلان (مشاور ارتباطات و بنیان‌گذارHattlan Media)، یاسر حارب (نویسنده، مجری و مشاور پیشین شورای اجرایی دبی)، حبیب الملا (وکیل بین‌المللی و عضو پیشین کمیته‌های قانونی فدرال)، راشد الفلاحي (مسئول روایت استراتژیک در سازمان فدرال تنظیم مقررات هسته‌ای)، دبی ابو هول (بنیان‌گذار موسسه فکری برای تحقیق) و سلطان القاسمی (نویسنده و عضو خانواده حاکم شارجه). وظیفه این بخش تولید محتوا یا مشارکت در پلتفرم‌های بحث‌برانگیز مرتبط با Visegrad24 است که این امکان را می‌دهد که گفتمان اماراتی بدون تأیید مستقیم دولت منتشر شود.
undefinedسیاست تحریریه
undefinedدر سطح عملیاتی رسانه‌ای، تغییر واضحی در گفتمان Visegrad24 از دسامبر 2025 مشاهده شده است که با انتشار دوباره سخنان قدیمی وزیر خارجه امارات در مورد اخوان المسلمین و ارائه آن به‌عنوان «هشدارهای دوراندیشانه» برای اروپا نمایان می‌شود. این پلتفرم همچنین به‌طور آشکار از موضع امارات در یمن حمایت کرده است، به رسمیت شناختن سومالی‌لند را ترویج داده و گفتمانی تند علیه ایران را اتخاذ کرده که با اولویت‌های امنیتی ابوظبی هم‌راستا است.
undefinedگسترش سیاسی در اروپا
undefinedاز نظر سیاسی، این فعالیت رسانه‌ای با همگرایی فزاینده رهبران افراط‌گرای راست اروپا به‌سمت ابوظبی تلاقی کرده است. در بریتانیا، نایجل فاراژ، رهبر حزب اصلاح بریتانیا، پس از دعوت به حضور در گراندپری فرمول یک ابوظبی در دسامبر 2025، حضور خود را در امارات تقویت کرده است و در تلاش برای دیدار با محمد بن زاید آل نهیان است. گمان می‌رود که ناظم زهاوی، رهبر پیشین حزب محافظه‌کار، در ژانویه 2026 با حمایت غیرمستقیم از شبکه روابطی که در طول بازدیدهای مکرر خود در امارات ساخته است، به حزب اصلاح پیوسته باشد.
undefinedدر فرانسه، جردن باردلا، رهبر حزب «اجماع ملی»، به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین کاربران محتوای Visegrad24 ظاهر شده است و مطالب آن را منتشر کرده و درباره آن‌ها نظر داده است. اطلاعات تأیید می‌کند که باردلا در سفر خود به ابوظبی در ژوئن 2024 همراه با تیری ماریانی، با خالد بن محمد بن زاید و طحنون بن زاید ملاقات کرده است. در این دیدارها، مسائل امنیتی، مقابله با اسلام سیاسی و بازسازی افکار عمومی اروپا مورد بحث قرار گرفته است.
undefinedسبک عملیاتی و روایتی
undefinedاین شبکه نشان‌دهنده الگوی عملیاتی مبتنی بر جنگ روایت‌ها از طریق جریان‌های نیابتی است که در آن پلتفرم‌های ایدئولوژیک اروپایی و شخصیت‌های سیاسی جنجالی، به‌عنوان مسیر‌هایی برای اشاعه گفتمان اماراتی استفاده می‌شوند، در حالی که فاصله‌ای معقول از دولت امارات را حفظ می‌کنند. این مدل احتمالاً در مراحل بعدی گسترش خواهد یافت، به‌ویژه با توجه به افزایش قطب‌بندی سیاسی در اروپا و تأثیر روزافزون جنبش‌های پوپولیستی.
undefinedجمع‌بندی
undefinedاین اقدام نشان‌دهنده حرکت امارات از دیپلماسی سنتی به ابزارهای تأثیرگذاری غیرمستقیم از طریق پلتفرم‌های ایدئولوژیک غربی است. انتخاب پلتفرم‌های راست افراطی حاکی از آن است که امارات بخش‌های خاصی از افکار عمومی غرب را به جای نخبگان رسمی هدف گرفته است. از سوی دیگر تعامل با راست افراطی اروپا ممکن است در کوتاه‌مدت اهرم فشار ایجاد کند، اما هزینه استراتژیک بلندمدتی برای وجهه این کشور دارد.

undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/863

۱۲:۵۰

thumbnail
undefinedنگاه اروپا به مذاکرات هسته‌ای چگونه است؟
#مقاله_تحلیلی#مذاکرات_هسته‌ای
undefinedاتحادیه اروپا همواره بر اهمیت دیپلماسی در حل پرونده هسته‌ای ایران تأکید کرده است. با این حال، در عمل، رفتار و اقدامات این اتحادیه در سال‌های اخیر به مانع‌تراشی و انسداد در مسیر دیپلماتیک تبدیل شده است. اما این به معنای پایان نقش اروپا در این پرونده یا بی‌توجهی آن به منافع حاصل از توافقات احتمالی نیست.
undefinedمنافع اروپا از مشارکت در توافق هسته‌ای
undefinedاتحادیه اروپا طی یک سال گذشته به سمت استفاده از فشار و تحریم‌های بیشتر در برابر ایران رفته است که منجر به حذف آن در پرونده شده است. با این وجود، حل دیپلماتیک پرونده هسته‌ای ایران با حضور فعال اروپا مزایای متعددی از جمله موارد زیر را برای این اتحادیه خواهد داشت:
undefinedتقویت روابط فراآتلانتیک: تمرکز آمریکا بر مسائل جهانی دیگر مانند ایران فرصت مناسبی به اروپا می‌دهد تا از این رویدادها بهره برده و با حفظ هم‌گرایی در موضوع هسته‌ای، شکاف‌های ناشی از سیاست‌های یک‌جانبه آمریکا را پر کند.
undefinedتقویت جایگاه بین‌المللی اروپا: از زمان روی کار آمدن ترامپ، جایگاه اروپا در سیاست بین‌الملل رو به زوال بوده است و اتحادیه اروپا به این نتیجه رسیده که وابستگی به آمریکا در عرصه دیپلماتیک باید کاهش یابد. آنها تلاش می‌کنند تا با بازیگری موثر در دیگر پرونده‌های جهانی و منطقه‌ای نقش ویژه و مستقلی در عرصه دیپلماتیک پیدا کنند تا اعتبار جهانی خود را افزایش دهند.
undefinedتقویت بازارهای تجاری و تامین انرژی: ایران همواره یکی از بازارهای بزرگ صادراتی برای اروپا بوده است. کاهش شدید حجم روابط تجاری ایران و اروپا در سال‌های اخیر، نشان‌دهنده فرصت‌های از دست رفته اروپا است. در صورت رفع تحریم‌ها، اروپا می‌تواند علاوه بر بهره‌مندی مجدد از بازار ایران، به منابع انرژی ایران نیز دسترسی پیدا کند تا بتواند جدای از جبران کاهش واردات انرژی از روسیه، بین واردکنندگان انرژی‌اش در منطقه نیز تنوع‌بخشی ایجاد کند.
undefinedابزارهای اروپا برای بازیگری در پرونده هسته‌ای
undefinedبا وجود تنش‌های بی‌سابقه‌ای که در سال‌های اخیر بین ایران و اروپا شکل گرفته، اتحادیه اروپا به دلایل زیر همچنان یک رکن مهم برای رفع تحریم‌ها در هرگونه توافق دیپلماتیک است:
undefinedقطعنامه‌های شورای امنیت: یکی از بزرگترین دغدغه‌های ایران همواره خروج از ذیل قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل بوده است. گرچه اروپا در بازگرداندن این قطعنامه‌ها علیه ایران در سال جاری به عنوان آخرین ابزار فشار خود عمل کرده است، اما در صورت توافق ایران با آمریکا، خروج از این قطعنامه‌ها به موافقت کشورهای اروپایی نیاز خواهد داشت.
undefinedتحریم‌های اروپا: اتحادیه اروپا به طور مستقل تحریم‌های زیادی علیه بخش‌های مختلف اقتصادی ایران وضع کرده است. حتی اگر تحریم‌های آمریکا لغو شوند، این تحریم‌ها همچنان یکی از موانع جدی در مسیر تجارت ایران با اروپا هستند. در نتیجه، اروپا می‌تواند از این تحریم‌ها به عنوان یک اهرم بازی در هرگونه مذاکراتی استفاده کند.
undefinedپیشنهادات اقتصادی: علاوه‌براین که انتفاع اقتصادی ایران از توافق نیازمند عادی‌سازی نسبی کانال‌های تجاری با اروپا است، روابط تجاری با اروپا برای جلوگیری از وابستگی اقتصادی ایران به چین و روسیه اهمیت دارد و اروپا می‌تواند با پیشنهاد سرمایه‌گذاری در بخش انرژی، ایران را به امتیاز دادن در موضوع هسته‌‌ای ترغیب کند.
undefinedموانع حضور دیپلماتیک اروپا و رفع تحریم‌ها
undefinedبا وجود منافع اروپا در حل بحران هسته‌ای ایران، برخی موانع جدی بر سر راه تلاش‌های دیپلماتیک این اتحادیه وجود دارد:
undefinedافکار عمومی و مسئله حقوق بشر: احزاب و جریانات حاکم بر اروپا به دلیل کاهش محبوبیت خود در داخل نسبت به فشار افکار عمومی واکنش‌پذیرتر شدند و لابی‌گری جریانات اپوزوسیون و صهیونیست می‌توانند مانعی جدی بر هرگونه عادی‌سازی روابط و کاهش تحریم‌ها باشند.
undefinedنقش ایران در جنگ اوکراین: یکی از دلایل مهم تنش‌های اخیر میان ایران و اروپا، همکاری تسلیحاتی ایران با روسیه و استفاده از تسلیحات ایرانی در جنگ اوکراین است. این موضوع باعث افزایش نگرانی‌ها و احساس تهدید در اروپا شده و می‌تواند بر روند دیپلماتیک تأثیر منفی بگذارد.
undefinedدر نهایت، هرچند که اتحادیه اروپا در دوره اخیر به دلیل تحولات ژئوپلیتیکی و مسائل داخلی نقش کمرنگ‌تری در حل بحران هسته‌ای ایران ایفا کرده، اما این اتحادیه همچنان به عنوان یک بازیگر حیاتی در دستیابی به یک توافق پایدار باقی می‌ماند. در این راستا، تعامل دقیق و استراتژیک با اتحادیه اروپا برای ایران ضروری است.
مطالعه متن کامل مقاله https://institutetehran.com/art/864
undefinedتلگرام https://t.me/InstituteTehran

۱۲:۵۱

thumbnail
undefinedنقش امارات در جنگ احتمالی آمریکا علیه ایران
#مقاله_تحلیلی#آمریکا #ایران#امارات
undefinedسیدرضا میرطاهر
undefinedامارات متحده عربی متشکل از ۷ شیخ‌نشین در جنوب خلیج‌فارس که مهم‌ترین آن‌ها ابوظبی و دوبی هستند، در سال‌های اخیر نقش مهمی در استراتژی و حضور منطقه‌ای آمریکا با میزبانی از نیروها و تجهیزات نظامی واشنگتن در پایگاه هوایی «الظفره» ایفا نموده است. اکنون امارات نقش کلیدی در حضور نظامی و عملیات احتمالی ایالات‌متحده به دنبال تهدیدات مکرر ترامپ علیه ایران دارد. ضمن اینکه امارات به دلیل روابط بسیار نزدیک سیاسی، امنیتی و نظامی با اسرائیل نقش مهمی در جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران ایفا کرد.
undefinedامارات در جنگ 12روزه
undefinedمجموعه‌ای از شواهد سیاسی، امنیتی و لجستیکی نشان می‌دهد که این کشور حاشیه جنوبی خلیج‌فارس عملاً در کنار اسرائیل و ایالات‌متحده قرار داشته و به شکل‌های مختلف به تضعیف توان بازدارندگی ایران کمک کرده است. یکی از مهم‌ترین ابعاد این نقش، همکاری امارات در سامانه‌های پدافندی و رهگیری موشک‌ها و پهپادهای ایرانی است. در سال‌های اخیر، امارات به بخشی از شبکه یکپارچه دفاع هوایی آمریکا در منطقه تبدیل شده است.
undefinedآرایش نیروها و تجهیزات آمریکا در امارات
undefinedامارات به عنوان یکی از متحدان اصلی واشنگتن، میزبان پایگاه نظامی مهمی بوده است. حضور آمریکا در پایگاه هوایی الظفره در این کشور، بخشی از یک نیروی نظامی گسترده متشکل از حدود ۳۵۰۰۰ تا ۴۰۰۰۰ نفر در سراسر منطقه محسوب می‌شود. پایگاه الظفره میزبان جنگنده‌های اف-۲۲ است که برای تأمین برتری هوایی مطلق و مقابله با جنگنده‌های ایرانی در مراحل اولیه یک جنگ احتمالی مستقر شده‌اند. علاوه بر این، بر اساس برخی گزارش‌ها، هواپیماهای شناسایی و پهپادهایی از جمله ام‌کیو-۹ ریپر (MQ-9 Reaper) نیز در الظفره عملیاتی هستند.
undefinedآمریکا سیستم‌های دفاع موشکی پیشرفته‌ای نیز در منطقه مستقر کرده است. در این راستا، سامانه دفاع موشکی «تاد» (THAAD) در امارات استقرار یافته است. این سامانه برای رهگیری موشک‌های بالستیک در ارتفاع بسیار بالا طراحی شده و تکمیل‌کننده سامانه‌های پاتریوت محسوب می‌شود. در عین حال امارات خود نیز مبادرت به خرید و استقرار چند آتشبار تاد در نقاط مختلف این کشور برای مقابله با حملات موشکی بالستیک احتمالی از ایران نموده است.
undefinedموضع رسمی
undefinedدولت امارات به طور عمومی اعلام کرده است که اجازه نخواهد داد از خاک، حریم هوایی یا آب‌های خود برای هرگونه اقدام نظامی خصمانه علیه ایران استفاده شود. این موضع نشان‌دهنده یک تمایز آشکار بین حضور نظامی آمریکا در این کشور و امکان استفاده از آن به عنوان سکوی پرش برای حمله است.
undefinedچشم‌انداز عملیاتی
undefinedدر صورت جنگ احتمالی بین آمریکا و ایران در مورد کشورهای میزبان نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا مانند امارات، قطر، عربستان، استراتژی ایران باید مبتنی بر «تنبیه محدود و تهدید نامحدود» باشد. در این راستا باید از حمله به زیرساخت‌های نفتی این کشورها در فاز اول شامل پالایشگاه‌های آرامکو، جبل‌علی و راس‌لفان، خودداری شود. دلیل اصلی این است که نفت و گاز این تأسیسات نفتی و گازی شریان حیاتی اقتصاد چین و بسیاری از کشورهای اروپایی است. در واقع این تأسیسات انرژی باید سالم بمانند تا جهان بداند «هنوز چیزی برای از دست دادن دارد.»
undefinedاما در فاز اول اهداف نظامی در این کشورهای حوزه جنوبی خلیج‌فارس اهداف مشروع خواهند بود که شامل پایگاه‌های هوایی (الظفره امارات، العدید قطر، شاهزاده سلطان عربستان سعودی) می‌شوند. حمله به این پایگاه‌ها متمرکز بر باند پرواز و مخازن سوخت جنگنده‌ها برای جلوگیری از پرواز هواپیماهای آمریکایی برای حمله به اهداف ایرانی است.
undefinedدر فاز دوم می‌توان رادارها و سامانه‌های پدافند هوایی و ضد موشکی مانند پاتریوت و تاد مورد هدف قرار گیرند تا بدین ترتیب امکان کمک به آمریکایی‌ها در شناسایی موشک‌ها، پهپادها و سایر هواگردهای ایرانی از آن‌ها سلب شود.
مطالعه متن کامل مقاله https://institutetehran.com/art/865

undefinedاینستاگرام https://instagram.com/institutetehran1undefinedتلگرام https://t.me/InstituteTehran

۱۲:۵۳

thumbnail
undefinedضرورت اعطای آزادی پنجم هوایی برای تسهیل تردد میان ایران و آفریقا
#اکوتهران#لجستیک#ایران #آفریقا
undefinedقاره آفریقا به یکی از نقاط تمرکز رقابت‌ اقتصادی و تجاری در جهان جنوب مبدل شده است و از همین رو، تقویت پیوندها در این قاره کلیدی برای کلیه بازیگران منطقه‌ای اهمیت ویژه پیدا کرده است. ایران نیز دستکم از دهه ۸۰ شمسی بدین‌سو تلاش داشته است تا روابط اقتصادی و تجاری خود را با کشورهای مختلف آفریقایی توسعه بخشد. در این بین، وجود پروازهای منظم به پایتخت‌های آفریقایی یکی از الزامات کلیدی توسعه روابط در سطح تجاری محسوب می‌شود.
undefinedبه بیان دقیق‌تر، نمی‌توان از توسعه روابط اقتصادی و تجاری با یک پایتخت آفریقایی –فرضا نایروبی یا کامپالا- سخن گفت و از تجار و فعالان اقتصادی دو طرف انتظار داشت که برای انجام یک بازدید تجاری یا پیگیری سفارش و محموله چند نوبت هواپیما عوض کنند. در حال حاضر، تونس از معدود مقاصد پروازی مستقیم ایرلاین‌های ایرانی در آفریقاست و برای پرواز به سایر پایتخت‌های آفریقایی، مسافران باید ابتدا خود را به یکی از فرودگاه‌های پررونق منطقه برسانند. در خصوص پروازهای باری نیز همین دغدغه وجود دارد و در عمل، تجارت برخی از کالاهای خاص و فسادپذیر میان ایران و آفریقا به سبب نبود امکان لجستیکی هوایی ممکن نشده است.
undefinedمحدودیت‌ خطوط و ناوگان ایران و آفریقا

undefinedتلاش‌هایی برای گسترش پروازهای مستقیم از ایران به پایتخت‌های آفریقایی در گذشته انجام پذیرفته که البته موفقیت‌آمیز نبوده است. این عدم توفیق متاثر از یک واقعیت کلیدی است: ایرلاین‌های فعال در کشور مبدا (ایران) و کشورهای مقصد (کشورهای آفریقا) با توجه به محدودیت ناوگان، ظرفیت مازادی برای تخصیص به این خطوط ندارند و ترجیح می‌دهند مسیرهایی با تقاضای مطمئن‌تر و توجیه‌پذیری اقتصادی بیشتر را پوشش دهند. راه‌اندازی خطوط پروازی جدید میان تهران و پایتخت‌های آفریقایی، فعالیتی از جنس ظرفیت‌سازی و توسعه خدمات هوایی است؛ تمایل به مشارکت در راه‌اندازی این خطوط، بیش از آنکه بر محاسبات درآمدی کوتاه‌مدت استوار باشد، از جنس محاسبات بلندمدت توسعه‌ای و ارتقای سهم از بازار است.
undefinedدر شرایطی که ایرلاین‌های داخلی ایران، متاثر از عوامل مختلف، هدف شرکتی و اداری خود را بقا و تداوم خدمات‌دهی در سطح موجود تعریف کرده‌اند، طبیعی است که تخصیص منابع به این خطوط جدید از سوی ایرلاین‌های داخلی مطلوب تلقی نشود. در عین حال، مقاصد این پروازها نیز اغلب با مشکلاتی همچون محدودیت ناوگان مواجه‌اند و راه‌اندازی خطوط جدید به تهران، برای آنها اولویت فوری محسوب نمی‌شود.
undefined آزادی پنجم و تسهیل تجارت
undefinedبرای برقرار ساختن خطوط مستقیم در چنین بستری، به نظر می‌رسد که اعطای آزادی پنجم به ایرلاین‌های خارجی یکی از ظرفیت‌های قابل مراجعه باشد. حق آزادی پنجم براساس پیمان شیکاگو (معاهده هوانوردی غیرنظامی بین‌المللی ۱۹۴۷)، امتیازی است که شرکت‌های هواپیمایی بر اساس آن حق سوار کردن و جابه‌جایی مسافر، بار و محموله‌های پستی بر سر راه کشور مقصد و مبدا را پیدا می‌کنند. ایران علیرغم همه محدودیت‌های موجود در حوزه هوایی، تاکنون به ایرلاین‌های طرف سوم (یعنی ایرلاینی که نه متعلق به کشور مبدا است و نه کشور مقصد) اجازه ارائه خدمات پروازی در داخل کشور نداده است. با اعطای این اجازه به ایرلاین‌های شناخته شده منطقه‌ای، اعم از ایرلاین‌های عربی، ترک یا چینی می‌توان به مشارکت آنها در راه‌اندازی این خطوط با نگاه بلندمدت و با پیشران رقابت برای افزایش سهم در بازار منطقه‌ای پروازها امیدوار بود.
undefinedباید توجه داشت که تجارت ایران و قاره آفریقا در سال گذشته کمتر از یک میلیارد دلار بوده است و برای حرکت به سمت چشم‌انداز ۱۰ میلیارد دلاری اعلام شده توسط وزیر صمت، ضرورت دارد تسهیلات مورد نیاز برای تقویت تجارت فراهم گردد. با وجود آزادی پنجم، شرکت‌های خارجی می‌توانند با برقراری پروازهای ترانزیتی به آفریقا دستکم بخشی از تقاضای اولیه مورد نیاز برای مقاصد آفریقایی را از سایر مناطق فراهم کنند و بدین ترتیب، توجیه‌پذیری اقتصادی این خطوط نیز افزایش خواهد یافت.
undefinedسیاست عدم اعطای آزادی پنجم در شرایطی که کشور دسترسی مناسبی به بازار بین‌المللی ناوگان و تجهیزات پروازی داشته باشد، می‌تواند به مثابه یک اقدام صیانتی و حمایتی برای توسعه ایرلاین‌های ملی مورد قبول باشد. اما در شرایطی که ایرلاین‌های داخلی در ارائه خدمات پروازی به مقاصد مرسوم و معمول نیز با چالش‌های عدیده مواجه شده‌اند، اعطای آزادی پنجم به ایرلاین‌های خارجی به طور قطع راهکاری عملگرایانه برای ارتقا و توسعه خدمات هوایی کشور به حساب می‌رود.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/866

۱۲:۵۴

thumbnail
undefinedآیا نتانیاهو نظر ترامپ درباره حمله به ایران را عوض کرده است؟
#مطالعات_آمریکا#تحلیل_کوتاه #ایران #اسرائیل
undefinedاین هفته بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل بلافاصله پس از دور نخست مذاکرات عمان-2 میان ایران و آمریکا به واشنگتن رفت تا با دونالد ترامپ دیدار کند. تاکنون گمانه‌زنی‌های مختلفی در رسانه‌ها راجع به نتایج این دیدار مطرح شده است که پشت درهای بسته صورت گرفت. پس از آن نیز دو طرف تنها به یک کنفرانس خبری رضایت دادند. همچنین برخی اخبار، مسئله آینده غزه را در کنار پرونده ایران موضوع دوم دیدار نتانیاهو با ترامپ عنوان کرده‌اند.
undefinedسفر نتانیاهو در شرایطی انجام شد که در مقایسه با سال‌های گذشته کمترین میزان شکاف میان آمریکا و اسرائیل در قبال ایران دیده می‌شود. آمریکا و اسرائیل هر دو بر غنی‌سازی صفر پافشاری می‌کنند. همچنین مواضع مقامات سیاستمداران آمریکایی حاکی است این کشور تمایلی به ارائه امتیازات اقتصادی در ازای محدودیت بر برنامه هسته‌ای ندارد و صرفاً از تهدید نظامی برای امتیازگیری بهره‌برداری می‌کند. این همگرایی در کنار اثرگذاری لابی اسرائیل و نومحافظه‌کاران جمهوری‌خواه ریشه در این برداشت دارد که جایگاه ایران و محور مقاومت در منطقه به‌شدت تضعیف‌شده و آمریکا می‌تواند با فشار بیشتر، امتیازهای بیشتری نیز دریافت کند.
undefinedبا این وجود، میان آمریکا و اسرائیل همچنان اختلافاتی دیده می‌شود و رفع این اختلافات می‌تواند دستاورد نتانیاهو باشد. نخست، این احتمال جدی وجود دارد که نتانیاهو از ترامپ خواسته باشد تا با فشار بر ایران، موضوع مذاکرات را نه هسته‌ای بلکه همه‌جانبه کند. از آنجا که ایران با مذاکرات مجدد در عمان موافقت کرده و ترامپ نیز پیش از دیدار با نتانیاهو به خبرنگاران گفته بود که یک توافق صرفاً هسته‌ای را خواهد پذیرفت –هرچند حل‌وفصل مسئله موشکی و منطقه‌ای ایران را نیز در چشم‌انداز خود می‌بیند. بنابراین این احتمال وجود دارد که آمریکا در دور دوم مذاکرات عمان-2 همچون مواضع پیش از مذاکرات ویتکاف، خواستار یک توافق جامع در ازای عدم حمله نظامی باشد.
undefinedبا توجه به تغییر لحن ترامپ پس از دیدار با نتانیاهو این احتمال که آمریکا خواسته‌های خود را افزایش دهد بالا رفته است. او اخیراً در گفتگوی دیگری با خبرنگاران حتی بحث تغییر رژیم را در خصوص ایران مطرح کرده و به طور صریح‌تری از احتمال استفاده از گزینه نظامی صحبت می‌کند. افزون بر این، به گزارش آکسیوس ترامپ پس از دیدارش با نتانیاهو تصمیم نهایی را برای ارسال ناو هواپیمابر یواس‌اس جرالد فورد به غرب آسیا گرفت.
undefinedنتیجه دیگر سفر نتانیاهو می‌تواند رسیدن به یک هماهنگی عملیاتی در صورت شکست مذاکرات باشد. آمریکا در جنگ 12روزه زمانی اقدام به حمله به تأسیسات هسته‌ای کرد که توانمندی آفندی و پدافندی ایران پس از حدود دو هفته درگیری با اسرائیل تضعیف‌شده بود. به همین دلیل، آمریکا به این نتیجه رسیده بود که ایران نمی‌تواند یک پاسخ گسترده به آمریکا بدهد. در سناریوی جنگ احتمالی نیز همچون جنگ 12روزه این همکاری میان نتانیاهو و ترامپ می‌تواند مجدداً شکل بگیرد.
undefinedهمانطور که پیشتر نیز گفته شد، نتانیاهو مسائل داخلی خود همچون آتش‌بس غزه و بحث عفو سیاسی را نیز در دیدار خود با ترامپ در نظر داشته است. انتظار می‌رود هیئت صلح غزه ترامپ، که شامل حدود دو دوجین کشور است، هفته آینده در واشنگتن تشکیل جلسه دهد. اخیراً نیویورک تایمز گزارش داده است که پیش‌نویس طرح ایالات متحده از حماس می‌خواهد که تمام سلاح‌های قادر به حمله به اسرائیل را به عنوان بخشی از مرحله دوم طرح صلح غزه ترامپ تسلیم کند، اما حداقل در ابتدا به این گروه اجازه می‌دهد برخی از سلاح‌های سبک را نگه دارد؛ اما اسرائیل اصرار دارد که غیرنظامی کردن غزه گامی غیرقابل مذاکره برای روند صلح است. احتمالاً نتانیاهو مجدداً از ترامپ خواسته است تا به اسحاق هرتزوگ، رئیس‌جمهور اسرائیل برای عفو فشار بیاورد، چه اینکه ترامپ اخیراً در گفتگو با خبرنگاران به دلیل عدم عفو نتانیاهو از هرتزوگ انتقاد کرد.
undefinedنتانیاهو در دیدار محرمانه با ترامپ، عمدتاً پرونده ایران و آینده غزه را مطرح کرد. همگرایی بی‌سابقه میان دو طرف در مورد «غنی‌سازی صفر»، عدم اعطای امتیاز اقتصادی و تداوم فشار نظامی علیه ایران وجود دارد. تغییر لحن ترامپ پس از دیدار (ذکر تغییر رژیم، اعزام ناو جرالد فورد) نشان‌دهنده موفقیت نسبی نتانیاهو در سفر به واشنگتن است. همچنین این احتمال جدی است که هماهنگی عملیاتی برای سناریوی شکست مذاکرات و حمله مشترک نیز حاصل شده باشد.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/867undefinedتلگرام https://t.me/InstituteTehran

۱۳:۳۱

thumbnail
undefinedچگونه حزب ملی‌گرای بنگلادش به پیروزی قاطع دست یافت؟
#مطالعات_شبه‌قاره#تحلیل_کوتاه#بنگلادش
undefinedدولت موقت بنگلادش، در روز ۱۲ فوریه اولین انتخابات سراسری را پس از انقلاب ژوئیه ۲۰۲۴ برگزار کرد و با انتشار نتایج اولیه این انتخابات، می‌توان مدعی شد که به‌زودی طارق رحمان، رهبر حزب ملی‌گرای بنگلادش (BNP) بر کرسی نخست‌وزیری این کشور تکیه خواهد زد. براساس آمار از مجموع ۱۲۷ میلیون نفر واجدین شرایط (ثبت‌نام شدگان)، ۵۹.۴ درصد از رای‌دهندگان بنگلادشی در انتخابات شرکت کرده‌اند و علاوه بر تعیین ترکیب نهایی کرسی‌های انتخابی مجلس، اصلاحات قانون اساسی نیز با ۶۸ درصد رای مثبت تایید گردیده است.
undefinedدر بنگلادش، جاتیا سانگساد یا خانه ملت ۳۵۰ کرسی دارد که ۳۰۰ کرسی آن با انتخابات مستقیم و ۵۰ کرسی آن به‌صورت اختصاصی برای زنان، بین احزاب برنده انتخابات به صورت نسبی تقسیم می‌شود. نتایج اعلام شده برای ۲۹۷ کرسی از ۳۰۰ کرسی انتخابات حاکی از آن است که حزب ملی‌گرا به تنهایی ۲۰۹ کرسی و ائتلاف این حزب در مجموع ۲۱۲ کرسی را از آن خود کرده اند. حزب اسلام‌گرای جماعت اسلامی به تنهایی در ۶۸ کرسی و ائتلاف این حزب در ۷۷ کرسی برنده شده‌اند. عملکرد حزب ملی‌گرا در دو بخش اصلی داکا و چیتاگونگ به‌مراتب بهتر از رقیب خود بوده و جماعت اسلامی، در بخش کهلنا (سومین بخش پرجمعیت بنگلادش) دست بالا را داشته است. این پیروزی قاطع چند دلیل عمده دارد که در ادامه به آن پرداخته می‌شود.
undefinedسابقه حزب ملی‌گرا
undefinedعلیرغم مخالفت با خویشاوندسالاری، بخش قابل‌توجهی از رای‌دهندگان بنگلادشی تصویری مثبت از خانواده ضیا-رحمان در ذهن داشتند. ژنرال ضیاالرحمان، مشهور به رئیس‌جمهور شهید، یکی از چهره‌های تاثیرگذار سیاست بنگلادش در اولین دهه استقلال بود. همسر وی، خالده ضیا نیز در سال‌های حکومت نظامی ارشاد، یکی از مهم‌ترین چهره‌های مقاومت مدنی بنگلادش بود و با پایان حکومت نظامی، به نخست‌وزیری بنگلادش رسید. درگذشت خالده ضیا در روزهای پایانی سال ۲۰۲۵ و همزمانی آن با بازگشت طارق رحمان از تبعید هفده ساله منجر به افزایش محبوبیت حزب ملی‌گرا نزد رای دهندگان شد.
undefinedرتوریک و گفتمان مناسب
undefinedحزب ملی‌گرای بنگلادش و رهبری آن، طارق رحمان، در جریان کمپین‌های انتخاباتی خود رتوریک زیرکانه‌ای را برگزیدند که در نهایت، بیشینه آرای ممکن را به سبد آنها ریخت. تمرکز بر مسائلی همچون بیکاری، فساد و رشوه‌خواری از یکسو و پرهیز از ادبیات انتقام‌جویانه و تند درباره گذشتگان طیف وسیعی از رای‌دهندگان را، از هواداران سابق عوامی‌لیگ گرفته تا اقشار غیرسیاسی و خاکستری، به حزب ملی‌گرا متمایل کرد.
undefinedعلیرغم تمرکز بر مطالبات ایجابی و مفصل‌بندی یک گفتمان توسعه‌محور، حزب ملی‌گرا از تضعیف موضع رقیب اصلی خود، یعنی جماعت اسلامی نیز غافل نشد. بدین معنی که از یک طرف، نقش تاریخی جماعت اسلامی در مخالف با استقلال بنگلادش، مداوما از سوی رقیب مورد اشاره و تاکید قرار می‌گرفت و از طرف دیگر، درباره برداشت سنتی جماعت از مسائل زنان و اقلیت‌ها تبلیغ می‌شد.
undefinedآرای منفی جماعت و کوچ آرای حزب شهروند ملی
undefinedدر این میان، رهبران جماعت نیز با اظهارنظرها، مواضع و اقدامات خود به دستکم بخش‌هایی از روایت ملی‌گرایان دامن زدند. علیرغم معرفی یک نامزد هندو، جماعت اسلامی از معرفی نامزد زن برای کرسی‌های انتخاباتی اجتناب کرد. شفیق‌الرحمان، امیر جماعت اسلامی و رهبر ائتلاف یازده حزبی، در مصاحبه‌ای در پاسخ به پرسشی درباره احتمال فرضی امارت یک زن در این حزب اسلام‌گرا، به ارائه پاسخ منفی بسنده نکرد و از مخالفت جماعت اسلامی با اشتغال زن در خارج خانه سخن گفت. در میان کشورهای جنوب آسیا، بنگلادش یکی از بالاترین نرخ‌های مشارکت زنان در بازار کار را داراست و گزافه نیست اگر ادعا شود که حزب ملی‌گرا از رای منفی زنان به جماعت اسلامی بهره برده است.
undefinedهمزمان، باید به این نکته توجه کرد که علیرغم ائتلاف حزب شهروند ملی (NCP) با جماعت اسلامی، بسیاری از جریان‌های دانشجویی پیشگام در انقلاب ژوئیه از این حزب جدا شدند و به‌صورت آشکار یا ضمنی از طارق رحمان حمایت کردند. در واقع، بخش قابل‌توجهی از آرای مورد انتظار این حزب، به‌موجب خروج چهره‌های مذکور شکسته شد و طبعا به سبد حزب ملی‌گرا کوچ کرد.
undefinedجمع‌بندی
undefinedدر نهایت، حزب ملی‌گرای بنگلادش توانست با ترسیم تصویری تکنوکراتیک، میانه‌روانه و توسعه‌خواه از خود و برجسته کردن نقاط افتراق رقیب با زنان و نسل جوان، بر اسلام‌گرایان غلبه کند و به یک پیروزی قاطع در اولین انتخابات پس از انقلاب ژوئیه دست یابد. با این وجود، موانع مهم‌تری برای کامیابی پیش روی دولت جدید در بنگلادش قرار دارد که غلبه بر آنها با کمپین انتخاباتی مقدور نخواهد بود.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/868undefinedاینستاگرام https://instagram.com/institutetehran1

۱۳:۳۳

thumbnail
undefined پشت‌پرده تغییرات مدیریتی در حزب‌الله چیست؟
#مطالعات_غرب_آسیا#تحلیل_کوتاه#لبنان #حزب‌الله
undefinedمحمدعلی حسن‌نیا
undefinedحزب‌الله لبنان در ماه‌های اخیر وارد مرحله‌ای از بازنگری و بازسازی ساختاری شده است که هدف اصلی آن بازتعریف نقش حزب در لبنان پس از جنگ اخیر با اسرائیل است. استعفای رئیس واحد ارتباط و هماهنگی، وفيق صفا، نه تنها یک تغییر سازمانی ساده نبود، بلکه نماد تحولی عمیق در نحوه مدیریت و عملکرد حزب به‌شمار می‌رود. صفا که سال‌ها مسئولیت پرونده‌های امنیتی، هماهنگی با نهادهای قضایی و مدیریت مسائل داخلی حزب را بر عهده داشت، نقش کلیدی در تداخل میان بخش‌های امنیتی و سیاسی حزب داشت.
undefinedشهادت تعدادی از رهبران رده‌بالا خلأهای رهبری ایجاد کرد و ناکارآمدی‌ها و مشکلات ساختاری در هماهنگی میان بخش‌های مختلف حزب آشکار شد. این وضعیت، رهبری حزب تحت هدایت شیخ نعیم قاسم را به آغاز بازسازی جامع و بازنگری در ساختار سازمانی سوق داده است. این بازنگری تنها محدود به پر کردن خلأهای رهبری نبود بلکه شامل اصلاحات گسترده در سبک مدیریت، تفکیک وظایف و توزیع مسئولیت‌ها بود تا حزب بتواند نقش مؤثر سیاسی خود را در لبنان ایفا کند و از تداخل‌های امنیتی جلوگیری نماید..
undefinedاستعفای وفيق صفا نتیجه تصمیمات داخلی است که ماه‌ها پیش آغاز شده بود. این تصمیم شامل محدود کردن حضور رسانه‌ای او، کاهش اختیارات و تمرکز بیشتر بر هماهنگی فنی–امنیتی بوده است. صفا اکنون دیگر در جلسات سیاسی حزب یا دیدار با نهادهای رسمی و احزاب دیگر حضور ندارد، و این امر نشان‌دهنده حرکت حزب به سمت مدیریت حرفه‌ای‌تر و جدا کردن نقش‌های سیاسی از نقش‌های امنیتی است.
undefinedهمزمان با کاهش نقش امنیتی، حزب‌الله تلاش می‌کند نقش سیاسی خود را بازسازی و تقویت کند. سخنگویان و رهبران سیاسی حزب بیانیه‌ها و پیام‌های خود را از طریق کانال‌های کنترل‌شده و هماهنگ منتشر می‌کنند. مدیریت رسانه‌ای تحت یک ساختار مرکزی قرار گرفته تا پیام‌های حزب یکپارچه و منسجم باشد. این اقدامات به حزب کمک می‌کند خود را به عنوان یک بازیگر سیاسی فعال در لبنان معرفی کند، نه صرفاً یک نیروی نظامی یا امنیتی. در همین راستا، حزب اقدام به تنظیم چارچوب‌های مشخص برای انتشار بیانیه‌ها و حضور رسانه‌ای رهبران ارشد کرده تا از پراکندگی و ابهام در پیام‌ها جلوگیری شود.
undefinedتغییرات ساختاری در رهبری نیز از اهمیت بالایی برخوردارند. حزب قصد دارد محمد رعد، رئیس فراکسیون «الوفاء للمقاومة»، را به عنوان نائب دبیرکل معرفی کند و همزمان او را از فعالیت‌های انتخاباتی آینده کنار بگذارد تا تمرکز کامل بر نقش سیاسی–سازمانی داشته باشد. محمد فنیش مسئول مدیریت ساختارهای سازمانی و هماهنگی انتخابات حزب شده و نقش مهمی در نظم‌دهی داخلی ایفا می‌کند. محمود قماطی مسئول روابط حزب با احزاب متحد و احمد مهنا مسئول روابط حزب با نهادهای دولتی لبنان، از جمله ریاست‌جمهوری و پارلمان، تحت نظارت مستقیم رهبری سیاسی حزب شده است.
undefinedدر سطح امنیتی، بازسازی شامل تمرکز بیشتر تصمیم‌گیری‌ها و هماهنگی بین واحدهای امنیتی حساس، از جمله امنیت داخلی، واحدهای مرتبط با فعالیت‌های نظامی و بخش‌های اطلاعاتی است. هدف از این بازسازی امنیتی، کاهش پراکندگی مسئولیت‌ها، ایجاد ساختار مرکزی و تصمیم‌گیری سریع و مؤثر و جلوگیری از اشتباهات پیشین است.
undefinedبازسازی ساختار حزب‌الله لبنان شامل چهار محور اصلی است: نخست، کاهش نقش‌های امنیتی آشکار و انتقال تمرکز به سیاست؛ دوم، بازسازی و مدیریت حرفه‌ای پیام‌ها و فعالیت‌های رسانه‌ای؛ سوم، اصلاح رهبری و تعیین مسئولیت‌های مشخص برای رهبران ارشد؛ و چهارم، بازسازی ساختار امنیتی و تمرکز تصمیم‌گیری.
undefinedدر سطح رسانه‌ای، حزب‌الله تلاش کرده تا با استفاده از کانال‌های خبری تحت کنترل خود، پیام‌ها و تحلیل‌های سیاسی را به شکل دقیق و هدفمند منتشر کند. این اقدامات شامل مدیریت دقیق بیانیه‌ها، سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های رهبران است تا از پراکندگی پیام‌ها و تضادهای احتمالی جلوگیری شود. همچنین ایجاد واحدهای تخصصی رسانه‌ای در کنار ساختارهای سیاسی و امنیتی باعث شده حزب بتواند حضور خود را در فضای رسانه‌ای لبنان و منطقه به شکل منسجم و سازمان‌یافته تقویت کند.
undefinedدر نتیجه، بازسازی ساختار حزب‌الله لبنان یک تحول اساسی است که نه تنها به بازتعریف نقش سیاسی و کاهش تمرکز بر فعالیت‌های امنیتی می‌انجامد بلکه پایه‌ای برای مدیریت حرفه‌ای‌تر، افزایش تأثیرگذاری سیاسی و انسجام داخلی حزب فراهم می‌آورد. این بازسازی باعث خواهد شد حزب با ابزارهای سیاسی، رسانه‌ای و مدیریتی خود در موقعیت قوی‌تر برای شکل‌دهی به تصمیمات کلان در لبنان قرار ‌گیرد و نقش فعال خود در ساختار قدرت لبنان را تقویت کند.

undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/869undefinedتلگرام https://t.me/InstituteTehran

۶:۰۷

thumbnail
undefinedتکاپوی اسرائیل برای رفع نواقص پدافندی در برابر حملات ایران
#مطالعات_اسرائیل#تحلیل_کوتاه#غرب_آسیا
undefinedمحمدحسین پورعلی‌اقبال
undefinedدر بحبوحه افزایش سطح تحرکات نظامی در منطقه، رژیم اسرائیل نیز در هفته‌های اخیر برای ارتقای آمادگی خود جهت مقابله با حملات نظامی احتمالی ایران، اقداماتی را در راستای ارتقای توان پدافندی خود انجام داده است. یکی از اقدامات قابل توجه انجام شده در این زمینه، فعالیت‌های اخیر شرکت رافائل در حوزه پدافندی است.
undefinedشرکت رافائل و تولیدات آفندی و پدافندی
undefinedشرکت صنایع نظامی رافائل، یک شرکت فعال در حوزه تولید تجهیزات نظامی و ارتقای قابلیت‌های نظامی در اسرائیل است. این شرکت دولتی وابسته به وزارت جنگ این رژیم بوده و تاسیس آن به سال ۱۹۴۸ باز می‌گردد. رافائل برای خودکفایی در تولید سلاح‌ تاسیس شد. از مهمترین تولیدات این شرکت نظامی می‌توان به سامانه دفاع هوایی کوتاه برد گنبد آهنین، سامانه دفاع هوایی فلاخن داوود، سامانه دفاع موشکی لیزری پرتو آهنین، موشک ضد تانک اسپایک و موشک‌های هوا به هوای پایتون اشاره کرد. این شرکت همچنین در تولید سامانه‌های جنگ الکترونیک، مین زدایی و کنترل از راه دور نیز فعال است.
undefinedصادرات نظامی رافائل
undefinedپس از وقوع جنگ اوکراین، تقاضای کشورهای اروپایی جهت خرید تسلیحات نظامی و سامانه‌های دفاعی به شدت افزایش یافت. بر همین اساس، یکی از مراکزی که برای تامین سلاح‌های مورد نیاز کشورهای اروپایی به شدت مورد توجه قرار گرفت، شرکت‌های تسلیحاتی اسرائیل نظیر رافائل بود. مطابق آمار منتشرشده از سوی وزارت جنگ اسرائیل، صادرات نظامی این رژیم در سال ۲۰۲۴، علیرغم فشارهای ناشی از جنگ غزه، به حدود ۱۴.۷ میلیارد دلار رسید که نسبت به سال قبل رشد ۱۳ درصدی را نشان می‌دهد. مطابق گزارش جروزالم پست، فنلاند برای مقابله با تهدیدات احتمالی از جانب مرزهای روسیه، اقدام به خرید سامانه فلاخن داوود از شرکت رافائل در سال ۲۰۲۳ کرد. رافائل در سال‌های اخیر در کشورهای آسیایی نیز فعالیت پررنگی داشته و در حال حاضر روابط مثبتی با برخی شرکت‌های نظامی در هند، سنگاپور، کره جنوبی، فیلیپین، استرالیا و ویتنام دارد. پس از انعقاد پیمان صلح ابراهیم، کشورهای حاضر در این پیمان نیز به صف مشتریان محصولات شرکت رافائل پیوستند. همچنین رافائل با بسیاری از کشورهای عضو ناتو، قراردادهای تسلیحاتی بلندمدت به امضا رسانده است. این شرکت با حضور فعال در نمایشگاه‌های بین‌المللی نظامی، به معرفی جدیدترین دستاوردهای خود در حوزه تسلیحاتی می‌پردازد.
undefinedآزمایش سامانه فلاخن داوود
undefinedبا افزایش تحرکات نظامی در غرب آسیا، اسرائیل نیز در هفته‌های اخیر فعالیت‌های نظامی و امنیتی خود را تشدید کرده است. بر همین اساس، شرکت رافائل در ماه‌های اخیر آزمایشات پدافندی متعددی را در منطقه حیفا و کریا به انجام رسانده است. بنابر اعلام رسانه‌های رژیم، این آزمایش‌ها عمدتا در حوزه رفع نواقص و بهبود عملکرد سامانه‌های دفاع هوایی بوده است. بر این اساس، در روز ۲۲ بهمن، وزارت جنگ اسرائیل رسما اعلام کرد که آزمایشات مربوط به عملکرد سامانه دفاع هوایی فلاخن داود با موفقیت تکمیل شده است. در این بیانیه صراحتا تاکید شده است که آزمایش‌‌های اخیر بر اساس آموخته‌های اسرائیل از نبردهای مختلف در طول سال‌های گذشته طراحی شده و شامل طیف متنوعی از سناریوها برای مواجهه با تهدیدهای نوظهور بوده است. علاوه بر این، یووال اشتاینیتز، رئیس شرکت رافائل نیز اعلام کرد که پس از درس‌هایی که از جنگ ۱۲ روزه آموخته شد، نقاط ضعف فلاخن داوود شناسایی شده و این سامانه اکنون به میزان قابل توجهی بهبود و ارتقا یافته است.
undefinedناتوانی اسرائیل در دفع حملات موشکی ایران در جریان جنگ ۱۲ روزه اکنون به چالشی جدی برای این رژیم تبدیل شده و تمرکز اصلی اسرائیل در دوره کنونی بر ارتقا و بهبود عملکرد سامانه‌های دفاعی خود متمرکز شده است. از این رو، علاوه بر استقرار گسترده سامانه‌های دفاعی آمریکایی نظیر تاد و پاتریوت در ۲۰ پایگاه نظامی ایالات متحده در منطقه، به احتمال زیاد یک سامانه تاد جدید نیز در اسرائیل مستقر شود تا تعداد سامانه‌های تاد این رژیم به عدد ۲ برسد.
undefinedهمچنین ناوشکن‌های مجهز به موشک‌های پدافندی ایجیس نیز اکنون در منطقه مستقر شده‌اند. علاوه بر سامانه‌های پدافندی آمریکا در منطقه، شرکت‌های تسلیحاتی رژیم نظیر IAI و البیت سیستمز نیز در حال ارتقا و تقویت تولیدات پدافندی خود هستند. بر همین اساس، شرکت صنایع نظامی رافائل نیز، به عنوان شرکتی پیشرو در حوزه سامانه‌های پدافند هوایی که سابقه طراحی و ساخت سامانه‌های دفاعی گنبد آهنین، پرتو آهنین، فلاخن داوود و اسپایدر را در کارنامه خود دارد، اکنون در حال ارتقا و به‎روزرسانی گسترده سامانه‌های دفاعی خود در مقابله با حملات موشکی احتمالی آینده ایران به اراضی اشغالی است.
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/870

۶:۰۸

thumbnail
undefinedعضویت تدریجی؛ راه‌حل پیوستن اوکراین به اتحادیه اروپا
#مطالعات_اروپا#تحلیل_کوتاه#اروپا #اوکراین
undefinedبا ادامه روند مذاکرات صلح در اوکراین و تداوم بحران جنگ، اتحادیه اروپا که به دلیل مخالفت‌های آمریکا نمی‌تواند اوکراین را به عضویت ناتو درآورد، به دنبال راه‌حلی برای کمک به بازسازی اقتصادی و امنیتی این کشور از طریق پیوستن آن به اتحادیه اروپا است. با این حال، به دلایل فنی و سیاسی متعدد، پیوستن کامل اوکراین به اتحادیه اروپا حداقل تا پنج سال آینده بعید به نظر می‌رسد. در این راستا، طرح «عضویت تدریجی» به‌عنوان راه‌حلی برای ادغام تدریجی اوکراین در اتحادیه اروپا ارائه شده است.
undefinedروند عضویت «تدریجی»
undefinedطرح عضویت تدریجی، که به‌هیچ‌وجه به‌عنوان یک میان‌بر برای دسترسی فوری به اتحادیه اروپا مطرح نمی‌شود، در واقع تأکید بر انجام اصلاحات لازم به صورت مرحله‌ای از سوی اوکراین دارد. این طرح با اعطای تدریجی حقوق و امتیازات اتحادیه اروپا به اوکراین، به این کشور این امکان را می‌دهد که اصلاحات مورد نیاز خود را گام‌به‌گام اجرا کند. علاوه بر این، برای جلوگیری از اعمال وتوی مجارستان در روند عضویت، تدابیری در نظر گرفته شده است که شامل فشار آمریکا و استفاده از بند ۷ منشور اتحادیه اروپا برای تعلیق وتو است. هدف از این عضویت تدریجی، عضویت کامل اوکراین تا انتهای سال ۲۰۲۷ است.
undefinedچالش‌های عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا
undefinedاوکراین برای عضویت کامل در اتحادیه اروپا با چالش‌های زیر مواجه است:
undefinedاولین چالش عمده، مخالفت شدید مجارستان با عضویت اوکراین است. از آنجا که تصمیمات مهم در اتحادیه اروپا نیازمند اجماع تمامی اعضا هستند، اوکراین به موافقت مجارستان نیاز دارد. دولت مجارستان اوکراین را تهدیدی برای منافع ملی خود می‌داند و به شدت با هرگونه عضویت این کشور در اتحادیه مخالف است.
undefinedچالش دوم وابستگی روند الحاق اوکراین به پایان جنگ و شرایط امنیتی آن است. اگر مذاکرات صلح به نتیجه نرسد، روند عضویت اوکراین عملاً بدون پیشرفت خواهد ماند و وضعیت امنیتی همچنان مانعی برای ادغام این کشور به شمار می‌رود.
undefinedچالش سوم به مسائل سیاسی و اقتصادی داخلی اوکراین بازمی‌گردد. اوکراین با فساد گسترده و ساختارهای سیاسی-اقتصادی غیراستاندارد مواجه است که برای عضویت در اتحادیه اروپا باید این مسائل را به طور جدی اصلاح کند. اتحادیه اروپا در این زمینه هیچ‌گونه مماشاتی نخواهد داشت و اوکراین باید به اصلاحات اساسی در حوزه‌های مختلف دست بزند تا تایید مقامات اتحادیه برای عضویت را بدست بیاورد.
undefinedامکان‌سنجی عضویت تدریجی اوکراین در اتحادیه اروپا
undefinedاگرچه جزئیات دقیقی از نحوه اجرای طرح عضویت تدریجی منتشر نشده است، به‌نظر می‌رسد این طرح به اوکراین اجازه می‌دهد تا بدون تحقق صلح پایدار و موافقت تمام کشورهای عضو، برخی از مزایای اقتصادی اتحادیه اروپا را دریافت کند. این کار به اوکراین این فرصت را می‌دهد که اصلاحات مورد نیاز خود را برای هماهنگ شدن با قوانین اتحادیه اروپا به تدریج انجام دهد.
undefinedبا این حال، عضویت تدریجی نیز با چالش‌هایی مواجه خواهد بود. یکی از این چالش‌ها این است که اگرچه در مراحل اولیه عضویت نیازی به موافقت مجارستان نیست، اما در مرحله نهایی، موافقت این کشور همچنان ضروری خواهد بود. همچنین، تعلیق عضویت مجارستان و اقدامات مشابه می‌تواند پیامدهای ناخوشایندی برای انسجام درونی اتحادیه اروپا به همراه داشته باشد.
undefinedمسئله دیگر، مخالفت برخی کشورهای عضو اتحادیه با هرگونه حمایت جدی از اوکراین بدون مشاهده اصلاحات ملموس در این کشور است. این کشورها معتقدند که اوکراین باید ابتدا صلاحیت خود را ثابت کند و سپس از مزایای اتحادیه اروپا بهره‌مند شود.
undefinedدر نهایت، مهم‌ترین عامل در موفقیت یا شکست طرح عضویت تدریجی، اراده واقعی اوکراین برای انجام اصلاحات اساسی است. اوکراین یکی از فاسدترین کشورهای اروپا است و برای جلب حمایت اتحادیه اروپا باید ساختارهای اقتصادی و سیاسی خود را به‌طور جدی اصلاح کند. این مسئله به‌ویژه در شرایط جنگ و فساد ریشه‌دار در این کشور و فرهنگ سیاسی-اقتصادی متفاوت از ارزش‌های اروپایی، به‌طور قابل توجهی پیچیده و چالش‌برانگیز است.
undefinedعضویت تدریجی اوکراین در اتحادیه اروپا اگرچه می‌تواند راهی برای پیشبرد این فرآیند باشد، اما به‌تنهایی کافی نیست تا چالش‌های اساسی مانند مخالفت برخی کشورهای عضو و ضرورت اصلاحات ساختاری در اوکراین را حل کند. با توجه به پیچیدگی‌های موجود و احتمال پایین امکان تغییر اساسی ساختارهای دولت اوکراین، حتی در صورت پیشبرد عضویت تدریجی و اراده اوکراین برای اصلاحات، به‌نظر می‌رسد که این کشور تا سال ۲۰۳۰ نخواهد توانست به عضویت کامل اتحادیه اروپا درآید.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/871undefinedتلگرام https://t.me/InstituteTehran

۵:۵۹

thumbnail
undefinedخاموشی جامعه ونزوئلا در قبال ربایش مادورو
#مطالعات_آمریکای_جنوبی#تحلیل_کوتاه#ونزوئلا
undefinedیکی از خروجی‌های تأمل‌برانگیز عملیات ربایش مادورو مواجه منفعلانه بخش بزرگی از جامعه ونزوئلا با این اتفاق بود. همانطور که در یادداشت دیگری نیز بررسی شده بود، تنها بخش اقلیتی از جامعه در هفته‌های نخست پس از ربایش به نحوی فعالانه در خیابان‌ها تظاهرات ضدآمریکایی برگزار کردند. همچنین، جامعه ونزوئلا علی‌رغم مشکلات اقتصادی متعدد ثبات و آرامش نسبی دوران مادورو را حفظ کرده و تاکنون مخالفت برجسته‌ای از خود با دلسی رودریگز، رئیس‌جمهور موقت ونزوئلا نشان نداده است. یک عامل قطعاً محبوبیت بسیار پایین مادورو بوده است؛ اما چه عوامل دیگری در این وضعیت دخالت دارند؟
undefinedسرعت آمریکا در اجرای عملیات اهمیت داشت. آمریکا نخست محاصره نفتی ونزوئلا را آغاز کرد و پیش از آنکه این محاصره به یک بحران اجتماعی منتج شود، عملیات ربایش را آغاز نمود. در صورتی که محاصره نفتی تداوم می‌یافت، دولت ونزوئلا از مهم‌ترین درآمد خود محروم می‌شد که خود را در یک فروپاشی اقتصادی نشان می‌داد. این فروپاشی نه‌تنها احساسات ضدآمریکایی را تقویت می‌کرد، بلکه جامعه این کشور را به نوعی هرج‌ومرج دچار می‌ساخت.
undefinedافزون بر این، ونزوئلا در جریان حمله آمریکا تلفات غیرنظامی پایینی داشت. روزنامه‌های نیویورک تایمز و واشنگتن پست گزارش دادند که در این حمله در کاراکاس و مناطق دیگر، دست‌کم حدود ۴۰ نفر کشته شده‌اند که در میان آن‌ها تعدادی غیرنظامی نیز حضور داشته‌اند. این رقم پایین کشته‌شدگان غیرنظامی باعث شد که احساسات ملی‌گرایانه نه در اکثریت، بلکه تنها در بخشی از جامعه ونزوئلا شکل بگیرد و به یک موج ضدآمریکایی فراگیر منتهی نشود.
undefinedاز سوی دیگر، اپوزیسیون قدرتمندی نیز در ونزوئلا حضور نداشت تا از فرصت ربایش مادورو بهره برده و قدرت را به دست گیرد. قشر مخالف دولت مستقر نیز توانی برای استفاده از این فرصت نداشت. حتی برخی گزارش‌ها حاکی از دستگیری کسانی هستند که از ربایش مادورو ابزار خوشحالی کردند. افزون بر این، بخش دیگری از جامعه نیز صرفاً دغدغه‌های معیشتی را اولویت خود می‌دانند و به همین دلیل واکنشی خنثی به تهاجم آمریکا به ونزوئلا از خود نشان دادند.
undefinedتمامی این عوامل در کنار یکدیگر باعث شده‌اند که دلسی رودریگز تاکنون دوران آرامی را در قدرت داشته باشد. در کنار سیاست توازن میان آمریکا و سوسیالیست‌های ونزوئلا، این ثبات نسبی نیز به او کمک کرده است تا قدرتش تداوم داشته باشد. همچنین او با یکسری اقداماتی نظیر عفو تمامی زندانیان سیاسی از زمان چاوز و ارائه برنامه‌هایی در حوزه رفاه و سرمایه‌گذاری چهره نسبتاً مثبتی از خود را در جامعه ونزوئلا ایجاد کرده است. به عبارت دیگر، می‌توان دریافت که بخشی از جامعه ونزوئلا، مخصوصاً آنان که غالباً دغدغه‌های اقتصادی دارند فعلا با رودریگز همراهی خواهند کرد.
undefinedآمریکای ترامپ نه به دلایل خیرخواهانه، بلکه به‌خاطر مسائل سیاسی و امنیتی ثبات در جامعه ونزوئلا را در حال حاضر مطلوب خود می‌پندارد. جلوگیری از موج ملی‌گرایی و آمریکاستیزی در ونزوئلا راه را برای تغییر رفتار سیاست خارجی ونزوئلا همراه می‌کند. افزون بر این، وقوع هرج‌ومرج در جامعه ونزوئلا، معضلات امنیتی متعددی را برای آمریکا به همراه خواهد داشت. فروپاشی اقتصادی و اجتماعی ونزوئلا، اقتدار دولت مرکزی را تضعیف می‌کند و مردم برای رفع مشکلات معیشتی خود بیش از گذشته به سمت کارتل‌های مواد مخدر خواهند رفت. همچنین تضعیف حاکمیت در ونزوئلا راه نفوذ را برای دشمنان آمریکا در ونزوئلا هموار می‌کند.
undefinedسرعت عمل آمریکا و جلوگیری از تعمیق محاصره نفتی مانع بروز فروپاشی اقتصادی و شکل‌گیری موج گسترده ملی‌گرایی شد. پایین بودن تلفات غیرنظامی نیز از تشدید احساسات ضدآمریکایی جلوگیری کرد. نبود اپوزیسیون قدرتمند و اولویت داشتن دغدغه‌های معیشتی، فضا را برای ثبات نسبی فراهم ساخت. دلسی رودریگز با سیاستی میانه‌رو، عفو زندانیان سیاسی و وعده‌های رفاهی، موقعیت خود را فعلاً تثبیت کرده است. آمریکا نیز برای جلوگیری از هرج‌ومرج، تقویت کارتل‌ها و نفوذ رقبا، ترجیح می‌دهد ثبات ونزوئلا حفظ گردد.
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedسایت https://institutetehran.com/art/872undefinedاینستاگرام https://instagram.com/institutetehran1

۹:۳۵

thumbnail
undefinedنگاهی به نمایشگاه هوایی سنگاپور ۲۰۲۶
#مطالعات_شرق_آسیا#مقاله_تحلیلی #سنگاپور
undefinedسیدرضا میرطاهر
undefinedنمایشگاه هوایی سنگاپور ۲۰۲۶ یا «سنگاپور ایرشو» دهمین دوره و یکی از تأثیرگذارترین نمایشگاه‌های بین‌المللی هوافضا و دفاع در جهان است که از ۳ تا ۸ فوریه ۲۰۲۶ در مرکز نمایشگاهی چانگی سنگاپور برگزار شد. این رویداد نقطه تلاقی بیش از ۱۰۰۰ شرکت از بیش از ۵۰ کشور بود و هم‌زمان با نخستین «اجلاس فضایی» برگزار گردید.
undefinedاهمیت
undefinedنمایشگاه هوایی سنگاپور یکی از معدود رویدادهای چندوجهی در منطقه آسیا–اقیانوس آرام است که هوانوردی نظامی و تجاری را در یک مکان راهبردی ترکیب می‌کند. هر دو سال یک‌بار، هیئت‌های دولتی و نظامی سطح بالا و همچنین مدیران ارشد شرکت‌های بزرگ از سراسر جهان در نمایشگاه هوایی سنگاپور شرکت می‌کنند تا در این منطقه مشارکت کنند. به‌عنوان تأثیرگذارترین نمایشگاه هوایی آسیا، این رویداد محل حضور شرکت‌های هوافضای پیشرو و بازیگران نوپایی است که مشتاق‌اند نشان خود را در بازار بین‌المللی هوافضا و دفاع ثبت کنند.
undefinedدر این نمایشگاه، جت‌های جنگنده از کشورهای مختلف از جمله سنگاپور، فرانسه، کره جنوبی و آمریکا حضور داشتند. در این دوره ویژه، نمایش‌های پروازی نفس‌گیر شامل تیم آکروباتیک نیروی هوایی سنگاپور با اف-۱۶سی و ای‌اچ-۶۴دی، ایرباس ای۳۵۰-۱۰۰۰ ، سی۹۱۹ چینی، اف-۳۵ استرالیا، جی-۱۰سی چین و تیم‌های آکروباتیک هند، اندونزی، مالزی و دیگر کشورها به نمایش درآمد.
undefinedبرخی رویدادهای مهم در نمایشگاه
undefinedامبرائر
undefinedشرکت برزیلی امبرائر در دهمین نمایشگاه هوایی سنگاپور جدیدترین نسل هواپیمای ای۱۹۵-ئی۲، بی‌صداترین و کارآمدترین جت تجاری باریک‌پیکر کوچک جهان، و هواپیمای ترابری تاکتیکی چندمنظوره و همه‌کاره کی‌سی-۳۹۰ «میلنیوم» را به نمایش گذاشت. حضور پررنگ امبرائر در این نمایشگاه، تمایل و تعهد این شرکت به رشد در منطقه آسیا–اقیانوس آرام را نشان می‌دهد.
undefinedلئوناردو
undefinedشرکت ایتالیایی لئوناردو هواپیمای ام-۳۴۶ اف بلاک ۲۰ را در اندونزی بازاریابی می‌کند. در این راستا، در نمایشگاه هوایی سنگاپور، لئوناردو از امضای یک نامه تعهد با شرکای اندونزیایی و وزارت دفاع این کشور درباره برنامه ام-۳۴۶ اف بلاک ۲۰ خبر داد.
undefinedصنایع هوافضای چین
undefinedصنایع هوافضای چین با نمایش مدل دقیق جنگنده نسل پنجم جی-۳۵ ای در نمایشگاه هوایی سنگاپور ۲۰۲۶، رسماً از رقیب جدی جنگنده نسل پنجمی آمریکایی اف-۳۵ برای بازارهای جهانی و تقویت نیروی هوایی خود پرده‌برداری کرد و آمادگی خود را برای صادرات این جنگنده اعلام نمود. این جنگنده نسخه «زمین‌پایه» (مخصوص باند فرودگاه) از پروژه‌ای است که پیش‌تر مدل دریایی آن برای ناوهای هواپیمابر طراحی شده بود. هدف پکن از این نمایش، اثبات پیشرفت‌های قابل‌توجه فناورانه خود در ساخت جنگنده‌های نسل پنجم به جهان است.
undefinedانتخاب نمایشگاه هوایی سنگاپور برای رونمایی از جنگنده جی-۳۵ ای اقدامی حساب‌شده بود. این نمایشگاه محل گردهمایی مقامات دفاعی آسیا، غرب آسیا و آفریقاست و چین با این کار نشان داد آماده است جنگنده نسل پنجم خود را به کشورهایی که به دنبال جایگزینی برای جنگنده‌های غربی هستند صادر کند.
undefinedبوئینگ و اندونزی
undefinedدر نمایشگاه هوایی سنگاپور، بوئینگ رسماً تأیید کرد که تلاش‌های خود برای فروش جنگنده‌های اف-۱۵ایی‌ایکس «ایگل ۲» به اندونزی را متوقف می‌کند. با وجود توافقات اعلام‌شده در اوت ۲۰۲۳ و یادداشت تفاهم برای خرید احتمالی ۲۴ تا ۳۶ فروند جنگنده، جاکارتا هرگز قرارداد نهایی را امضا نکرد. اندونزی در همین حال انتخاب راهبردی دیگری انجام داده است. در سال ۲۰۲۵، این کشور توافق‌نامه‌ای با ترکیه برای خرید ۴۸ فروند جنگنده نسل پنجم «خان» (کان) امضا کرد و بر مسیر جایگزین توسعه ناوگان جنگنده خود تمرکز نمود.
undefinedکوماک و پایان انحصار
undefinedشرکت هواپیماسازی تجاری چین، «کوماک» اعلام کرد آماده رقابت مستقیم در بازاری است که دهه‌ها در اختیار بوئینگ و ایرباس بوده است. در قلب این تحول، دو پروژه راهبردی سی-۹۱۹ و سی-۹۲۹ قرار دارند. هواپیمای تک‌راهرو سی-۹۱۹ که برای رقابت با مدل‌های پرفروش بوئینگ ۷۳۷ و ایرباس ای۳۲۰ طراحی شده، اگرچه فعلاً در خطوط داخلی چین پرواز می‌کند، اما پایه‌ای محکم برای صادرات آینده فراهم کرده است.
undefinedورود کوماک به‌ویژه با حمایت کامل دولت چین و بازار داخلی عظیم این کشور، می‌تواند به‌تدریج انحصار دوقطبی را بشکند. بازارهای در حال توسعه آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین که به دنبال گزینه‌های مقرون‌به‌صرفه و فاقد محدودیت‌های سیاسی هستند، می‌توانند هدف اصلی صادرات کوماک باشند. نمایشگاه سنگاپور نقطه عطفی برای اعلام حضور رسمی چین در باشگاه انحصاری سازندگان هواپیمای مسافربری جهان بود.
مطالعه متن کامل مقاله https://institutetehran.com/art/873
undefinedاندیشکده تهرانundefined
undefinedتلگرام https://t.me/InstituteTehran

۹:۳۷