بله | کانال ایران‌سرا؛ شعر واقعه، شعر به‌هنگام
عکس پروفایل ایران‌سرا؛ شعر واقعه، شعر به‌هنگاما

ایران‌سرا؛ شعر واقعه، شعر به‌هنگام

۳۵۴عضو
پرچمت بالاست بالا؛ جانِ من!نقطه‌ی آغاز من پایان من پرچمت پایین نمی‌آید مگرروی تابوت من ای ایران من
#مینا_شیرخان
undefined «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara

۱۱:۰۲

با سرانگشت خویش وا میکردگره کار و بار دنیا رااسکناس چروک او حتماباز میکرد راه فردا را
از پر روسری او میشدبوی اشک و گلاب را حس کردجمعه تا جمعه نذر ساده‌ی او تازه می‌کرد حال دل‌ها را
چادر نخ‌نمای او خاکی،قلب او صاف و ساده افلاکیپیرزن پابه‌پای عمرش ساختخشت در خشت این مصلّی را
جانمازش مگر همین گوشهرونق هر نمازجمعه نبود؟به کدامین گناه سوزاندندخاطرات معطّر ما را
شعله‌های زبان‌دراز کجا؟آهِ او بعدِ هر نماز کجا؟وای بر حال تو که آمده‌ایاز گلیمت فرانهی پا را
#فائزه_زرافشان
undefined «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara

۱۱:۳۱

تا پای جان با دشمن این خاکمی جنگم و آری نمی گویممن رخت های چرک خود را همدر خانه ی دشمن نمی شویم
#نجمه_بنائیان_بروجنی
undefined «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara

۱۱:۳۳

در سنگر خون حماسه‌سازی ایراندر باغ زمانه سرو نازی ایرانبا آنکه تو را شکسته می خواهد خصماما تو همیشه سرفرازی ایران
#حسین_کیوانی
undefined «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara

۱۱:۳۷

آسمان آبی‌ست، دریا زنده، دنیا روشن استپرچم شادی فراز قلّه‌های میهن است
صبح تابستان آزادی‌ست، بستان پرنشاطاز خرز تا فارس، دشت و کوه، جشن و خرمن است
باغ شب زیباست، هر سو قاصدک‌ها در تپشاز چراغ لاله‌ها چشم بنفشه روشن است
تیز باید بود چون شمشیر امّا ای شبانپشت دیوارند گرگان، گرچه قلعه ایمن است
رقص شمشیر است و با هم گرگ‌ها رقصنده‌اندآن سوی دیوار خانه، فتنۀ اهریمن است
ماه می‌تابد ولی از سایه‌ها غافل مشوتیغ مگذار ای برادر جان! که دشمن دشمن است
لاله‌ها بیدار و سرو قصّه هشیار است و سبزپرچم غیرت فراز قلّه‌های میهن است
#علی‌محمد_مؤدب
undefined «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara

۱۴:۵۱

آهودلان که طاقت زندان نداشتندبندی شدند اگرچه نگهبان نداشتند
درگیرودار جنگ، تب فتنه داشتندمعلوم بود زهره ی میدان نداشتند
آتش زندند اگر چه به مسجد، نسوخت نوراین شعله‌ها که قدرت کتمان نداشتند
انبانشان پر است ز هرچه نجس، حرام عزمی برای رونق دکان نداشته
رودی مکدر است نمای حضورشانحتی خیال سیل خروشان نداشتند
دردند پشت درد همین است عزمشان ناخوش‌دلان که نیت درمان نداشتند
در کاخ خود نشسته دم از کوخ میزنندآسودگان که درد جوی نان نداشتند
گاهی اجل مجال ندامت نمیدهدبس خیره‌سر که فرصت جبران نداشتند...
#ریحانه_ابراهیم‌زادگان
undefined «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara

۱۴:۵۳

ما منتظر نبرد با شیطانیمبا اذن ولی، مجاهد مِیْدانیمهر لحظه خطایی بکند دشمنِ دونتوفنده تر از صاعقه و طوفانیم
#نگین_نقیبی
undefined «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara

۱۴:۵۵

undefinedدر محکومیت هتک حرمت قرآن کریم و اعلام بیزاری از کوردلانی که به قرآن اهانت کردند

در میان شعله‌ها خورشید می‌سوزد مگر؟از هجوم سِفله‌ها ناهید می‌سوزد مگر؟
عقل‌ها را کرده روشن نورِ قرآن مبینبا جهالت معجزِ جاوید می‌سوزد مگر؟
آیه‌های نور را ظلمت نگرداند خموششمس و قدر و کوثر و توحید می‌سوزد مگر؟
سِحر ساحرها ندارد بر سلیمان سلطه‌ایاز فُسون‌ها خاتم جمشید می‌سوزد مگر؟
مِهر دین بهتر نُمایان می‌شود در قهرِ کفر این یقینِ محض با تردید می‌سوزد مگر؟
ای کج‌اندیشان کور و کافران کینه‌توزآنچه از حق بر جهان تابید می‌سوزد مگر؟
ننگ و نفرین بر چنین آزادی اهریمنی!گلشن اندیشه با تهدید می‌سوزد مگر؟
گوهر حق گشته عالم‌گیر، از آتش چه باک؟مؤمنان، مرجان و مروارید می‌سوزد مگر؟
مژدۀ فتح مبین در جان ما گل کرده استدر دل ایرانیان امّید می‌سوزد مگر؟
نیست ترسی نور را از حملۀ اصحاب ناردر میان شعله‌ها خورشید می‌سوزد مگر؟
#محمدتقی_عارفیان
undefined «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara

۱۵:۵۹

#شهید_حسین_بابری
وقتی به دلیران وطن پیوستیمعلوم شد استوار و محکم هستینگذاشتی از دردِ خودش شکوه کندبا چفیه دهان زخم‌ها را بستی
#فرزانه_قربانی
undefined «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara

۱۶:۰۸

برای شهید #قاسم_عزیزی
" لباس تازه به تن کنرسیده فصل رسیدنخوش است در دم آخربه خون خویش تپیدن
که عشق نشئه‌ی رنج است وتیغ گرمِ ترنج است و در چکاچکِ مقتلخوش است جامه دریدن
پس از هزاره‌ی دوریبلاکشی و صبوریبیا به بزم تماشادرآ به خیمه‌ی دیدن "
بگو چه خواند برایتدر آن دقیقه خدایتکه تیغ روی گلویتنشست محض بریدن
تبر کجا و تن گل؟دلم کجا و تحمّل؟تو غرق شوق وصالی منم دچار خمیدن
در اوج ضجّه رسیدمتو گفتی و نشنیدم :" چه با شکوه عروجی استمیان شعله پریدن! "
#فائزه_زرافشان
undefined «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara

۱۶:۱۸

بسم الله الرحمن الرحیم
تو بگو! از طلوع بیداری،یا هجوم غروب بنویسم؟یا برای بهار و آنیلا فبأی ذنوب بنویسم؟
قتل عامی است در سرم برپاباید از دست شب فرار کنمواژه ها را به صبح بسپارممانده ام با قلم چکار کنم؟!
آسمان در مدار غم افتادفتنه بارید،شهر تاول زدغربت کربلا مجسم شدشب گریزی به قلب مقتل زد
مانده ام در میان آتش و دوددوستانم شهید تر شده اند من فقط رو سیاه تقدیرمدوستانم سپیدتر شده اند
باید از غم به کوچه ی تبییندر دل این زمانه برگردماین همه خون پاک روی زمین!با چه رویی به خانه برگردم!
خواهرم با حجاب وارد شوکوچه هامان تمامشان حرم استهر کجایی که چشم میچرخدردی از یک شهید محترم است
#مارال_افشون
undefined «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara

۱۷:۴۳

خدا کند که به عشقِ وطن شهید بمیرم به احترامِ وطن پاک و روسپید بمیرم
به پاسداری از این آب و خاک زنده ترینمبه عشقِ آنکه وطن را بیافرید بمیرم
به اغتشاش کشیدند دشمنان وطنم راروا مباد که چون دشمنان پلید بمیرم
مقدس است وطن، مثلِ آیه آیهٔ قرآنخدا کند به بلندای دین رشید بمیرم
بمیرد آنکه نخواهد وطن عزیز بماندبمیرد آنکه بخواهد که ناامید بمیرم
حَرم‌سراست وطن، جان من فدای حریمشخدا کند که به عشقِ وطن شهید بمیرم
#صفيه_قومنجانی
undefined «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara

۱۹:۰۱

"جمهوری نامه"
منظومه ای برای وطن!
در پناهت رد شدیم از دره ها از بیم هااز تمام لحظه های زخمی تقویم ها
ردشدیم از روزگار رونق مرداب هاتیرباران می شد آنجا سینه نوّاب ها
دسته پروانه ها بر سنگفرش ژاله ریختدر خیابان‌های تو خون ‌هزاران لاله ريخت
رد شدیم از اربعین های مکرر با امید تازه شد خاک تو با خون دل نسلی شهید
رد شدیم از التهاب بهمن و سرمای سختبا امید صبح فردا از دل شبهای سخت
تو بهارانی ولی در خود خزان ها دیده ای مادر پیر وطن! داغ جوان‌ها دیده ای
در اسارت بودی اما بالهایت باز شدفصل تازه، روزگار انقلاب آغاز شد
جان گرفتی با دم عیسای مردی ناگهاناز جماران باز شد دروازه های آسمان
روی پایت ایستادی در پناه ذوالفقارروبروی "مارقین"و "ناکثین " روزگار
دسته دسته برخی از غربال ایمان ریختند ناگهان بر دامن تاریک شب آویختند
رد خون جاری شد از هر صفحه اخبار توپر شد از زخم فراوان،کوچه و بازار تو
اشک باریدی در اندوه "بهشتی"ای وطن!تیر ماهت سرخ شد از خون هفتاد و دوتن
خوب من! ای خاک گلگون رجایی پرورممهر تو جاری شده در بند بند پیکرم
جزر و مد هشت سالِ پر طپش را دیده ایملاله لاله در دلت ای سرزمین روئیده ایم
"همت" مردانه جنگاورانت دیدنی ستدامن پاک زنانت ای وطن! بوسیدنی ست
قد کشید ایمان مان در ازدحام رنج‌هاسربرآورد از دل ویرانه هایت گنج ها
نام مردانت بلند آوازه تر شد در جهانرفت موشک‌های "طهرانی"به سوی آسمان
قصه آن جنگ طولانی به پایانش رسیدآه اما ناگهان دوران هجرانش رسید
شهر شهر و کوچه‌ کوچه ،خانه خانه سوختیشعله شعله ای وطن! از هر کرانه سوختی
با من از آن روزگار از داغ خردادت بگوبا من ای شیرین من ! از هجر فرهادت بگو
در گلوی خسته ات فریاد طوفان خفته است خاک من! درسینه ات ماه جماران خفته است
تو گذشتی از تب آن ماجرای سوزناکگفت مردی بعد از آن با یک صدای سوزناک:
راه ما ،مردم! همان راه خمینی می‌شود راه ما تابنده با نور حسینی میشود
سوی قله پا به پای او به راه افتاده ایمما به دست زخمی او دست بیعت داده ایم
سربلندا! خاک من ای خاطراتت ماندگار!ای غرور با شکوه!ای سرفراز روزگار!
گرچه تابوت درختان روی دوش باغ توست روشنی های جهان از شعله های داغ توست
فتنه فتنه خنجر دشمن به جانت چون نشستماجرا در ماجرا راه نفس را گاه بست
ماجرای وعده های شوم آمریکا چه شد؟!خسته جانم !خاطرات سرخ آرمیتا چه شد؟!
گرگهای قرن نو این بار وحشی تر شدند داعشی ها در حرم انگار وحشی تر شدند
تو ولی در دامن سبزت مدافع پروریگفت مردی تو حرم هستی، تو تنها سنگری
گاه طوفان، گاهی اما ابر بارانی شدیناگهان یک شب عزادار سلیمانی شدی
آیه های مومنون با خون او تفسیر شددستهایش بعد از آن شب ناگهان تکثیر شد
سوختی ،لبریز از داغ ارسباران شدیگریه گریه در دل کوه و‌کمر حیران شدی
وقت جنگ آمد دوباره شیر غُرانی شدیبر شب تاریک "حیفا" ماه تابانی شدی
وعده صادق شدی بر گنبد آهن زدی"ما استطعتم"خواندی و آتش به اهریمن زدی
لشگر صاحب زمان این بار هم آماده شدصورتت گلگون پر از لبخند "حاجی زاده "شد
شب کم‌آورد ،از نفس افتاد با پیکار ما آیه ی "لاتحزنوا" میخواند پرچمدار ما
دشنه دشنه کینه هاشان عازم دی ماه شد در دل دی ماه سرخت باز یوم الله شد
با تن مجروحِ دیروزت به فردا می رویشک ندارم‌"تو ز بالایی و بالا می‌روی"
سرو قامت! تا همیشه استواری ای وطن!ریشه داری، ریشه داری، ریشه داری ای وطن!
#عاطفه_خرمی
undefined «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara

۱۹:۵۱

حق به جانبید اما جانب شما حق نیستآن طرف که جا ماندید جز سیاه مطلق نیست
مثل برگ در بادید،این چنین که لرزانیدپایه ی شما در خاک غیر ریشه ای لق نیست
این به نفع «بی بی سی» ست ،حامی ات اگر گشتهدشمن شما و ما، اینقدر که احمق نیست
کاه میشود هر کوه پیش همت ‌بشکوهپیش پایتان تازه چاله است و خندق نیست
کشور من آباد است،آسمانش آزاد استجز ستاره ای روشن از شبش معلق نیست
معنی حیات من ،جز وطن نمی باشد کشتی نجات است و تنگنای زورق نیست
اهتزاز آن در باد تا همیشه جاری بادخوشتر از سه رنگش نیز در زمانه بیرق نیست
جفت پایتان در گل ،حق کجا و این باطل؟حق به جانبید اما جانب شما حق نیست!
#حسن_میرزانیا
undefined «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara

۳:۳۹

undefinedترانه ای برای ملینااز زبان پدر داغدارش :

آسمونم رو از من جدا کرد،تیرِ نامردمی و پلیدیبا پر و بال کوچیکِ سرخت،روی دست خودم پر کشیدی !
کاش بودی و شیرین زبونیت،مرهمی رو غمِ زندگیم بودکِی دیگه دردم آروم میگیره؟آی دنیا! همه زندگیم بود!
دخترم! تو سه سالِت فقط بود!رفتی و ما رو مبهوت کردیشمعِ رو کیکِ رنگی تو، تازه،با هزار آرزو فوت کردی
با من و خانواده ام چه کردن؟ اونایی که به دنبال جنگن؟مُشتی مزدورِ بزدل که از دم،گربه ای در لباسِ پلنگن
تنها میمونه داداش، بی تورفتنت پشت بابا تو خم کردمادرت چشم به راهه هنوزمبازیگوشی دیگه بسه! برگرد!
شمعِ کيک ات رو حالا میذارمروی سنگِ کوچیکِ مزارتدخترم خوب بخوابی! نترسی!قول میدم بمونم کنارت
#ریحانه_کرامتی
undefined «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara

۳:۴۰

با وحدتمان ثباتشان بر هم خورد افسانه‌ی سور و ساتشان بر هم خورد با همدلیِ ملّتِ ایرانِ حسینطومار محاسباتشان بر هم خورد
#مریم_محبی‌نژاد
undefined «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara

۳:۴۲

شهید تبیین #سیدحسن_حسینی
ای کشته‌ی مظلوم خصم وحشی موسادمثل "علی‌وردی" تو‌ ماندی تا ابد در یادبا خون سرخت تا ابد در حال تبیینیخاموشی امروز تو بالاترین فریاد
#طاهره_ابراهیم‌نژاد
undefined «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara

۳:۵۱

آتش بزن بیگانه... در آتش نمی‌سوزدای خانه ات ویرانه...در آتش نمی‌سوزد
از پیله بیرون می‌زند با شوق پروانههرگز تن پروانه در آتش نمی‌سوزد
دل را به آتش می‌زند مانند ابراهیمعاشق که شد دُردانه در آتش نمی سوزد
ذکر علی فاطمه وقتی به لب باشددل می شود دیوانه در آتش نمی سوزد
ساقی امیر المومنین و ساغرش عشق استحاشا که این میخانه در آتش نمی سوزد
بیگانه آتش می کشد این خانه را امااین خانه و کاشانه در آتش نمی سوزد
#بهرام_مژدهی
undefined «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara

۳:۵۸

میان شعله می‌سوزد مگر باران؟ نمی‌سوزداگرچه «جسم» هم آتش بگیرد، «جان» نمی‌سوزد
به آتش می‌کشند این روزها قرآنِ ما را... لیکنمی‌دانند «فجر» و «طارق» و «فرقان» نمی‌سوزد
نمی‌دانند این اصحاب نار، این شعله بر دوشانکه «حمد» آتش نمی‌گیرد که «الرحمان» نمی‌سوزد
خدای قصۀ قرآنیِ «عاد» و «ثمود»! آخرچرا این شهرها در آتشِ کفران نمی‌سوزد؟
مگر قرآن چه دارد؟ سوره سوره، خط به خط، ایماندل مردم برای این همه ایمان نمی‌سوزد؟
به این کافرمرامان، منکرانِ نور و زیباییبگو قرآن نمی‌سوزد، بگو قرآن نمی‌سوزد
#رضا_یزدانی
undefined «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara

۴:۰۰

به یاد #مرضیه_دباغ و مبارزاتش :
بَر هم بزن آرامشِ آشوبگرها راروکُن برای دشمنان،شقُّ القَمرها را
مثلِ همیشه چادرت را سَرکن و بگذاردرهم فرو ریزد ، بساطِ بی سپرها را
دیگر زمانِ خوابِ راحت نیست، وقتی کهبیدار خواهد کرد دشمن،بی خبرها را
آئینه دارِ خاک ، باران باز می بیند از بذرِ زخمِ نوبرت، فصلِ ثَمرها را
در چشم هایت صبر، در قلبِ تو آرامشاین جنگ گلچین کرد از بُن باهنرها را
با بغضِ احساساتِ مادرگونه ات هربارخَط میزدی از خاطرت،امّا اگرها را
این خاک محتاجِ زنانی مردپرور بودوا کن دوباره ای مبارز، بال و پرها را
دباغ ها برخاستند از جا و دشمن دیددر پشت هر جنگاوری، إِذنِ پدرها را
ای مادر این انقلاب کهنه پا ، برخیزبَر هم بزن آرامشِ آشوبگرها را
#ندا_نوروزی
undefined «ایران‌سرا»، شعر واقعه؛ شعر به‌هنگام (ویژه بهره‌برداری رسانه‌ای و هنری) @iran_sara

۷:۲۳