#رجز#رباعی
آسایشِ تو میانِ دریا، ممنوعوارد شدنت جمعی و تنها، ممنوعقلادهی تو ول شده و هار شدیدر تنگه دگر ورود سگها ممنوع
#محمدحسین_قنّاد
«ایرانسرا»، شعر واقعه، شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
آسایشِ تو میانِ دریا، ممنوعوارد شدنت جمعی و تنها، ممنوعقلادهی تو ول شده و هار شدیدر تنگه دگر ورود سگها ممنوع
#محمدحسین_قنّاد
۶۰
۴:۵۷
#وحدت
دستی با صاحبالزمان بیعت کرددستی دگر از عشق وطن صحبت کردتصویر تو، با دو دست بایست گرفتتصویر تو این تفرقه را وحدت کرد
#محمد_خادم#اصفهان
«ایرانسرا»، شعر واقعه، شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
دستی با صاحبالزمان بیعت کرددستی دگر از عشق وطن صحبت کردتصویر تو، با دو دست بایست گرفتتصویر تو این تفرقه را وحدت کرد
#محمد_خادم#اصفهان
۴۲
۵:۰۳
#رهبر_شهید #رباعی
آغاز حماسه شد غم جانکاهتهویت ایرانی ما خونخواهتدر حرکت توفندهی ما کندی نیست آقای شهید! ادامه دارد راهت
#صامره_حبیبی #کرج
«ایرانسرا»، شعر واقعه، شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
آغاز حماسه شد غم جانکاهتهویت ایرانی ما خونخواهتدر حرکت توفندهی ما کندی نیست آقای شهید! ادامه دارد راهت
#صامره_حبیبی #کرج
۴۳
۵:۰۷
#ملی#امید#غزل
ای خانۀ دلخواه من، ای میهن دلبند!ای دامنۀ شادی و آزادی و پیوند!
گشتیم به هر سوی و گذشتیم به هر کویبهر تو ندیدیم هماورد و همانند
از خویش ندانیمش و از پیش برانیمآن را که به ویرانی خاکت شده خرسند
دشمن پی تاراج تو ای گنج زمانه!یک روز به تیغ آید و یک روز به لبخند
یک روز به تحریم کند قصد حریمتیک روز دهد دست که بر پای نهد بند
هم، دست فرا برده که دستت بفشاردهم، چنگ فرو برده به خون تو هر از چند
هرگز ندهی تن، تو به این بند و به آن ننگهرگز نشوی خام به لبخند و به ترفند
خواری نکشد سرو کهن از تبر و تیغسر خم نکند با تشَر باد دماوند
#محمدمهدی_سیار#تهران
«ایرانسرا»، شعر واقعه، شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
ای خانۀ دلخواه من، ای میهن دلبند!ای دامنۀ شادی و آزادی و پیوند!
گشتیم به هر سوی و گذشتیم به هر کویبهر تو ندیدیم هماورد و همانند
از خویش ندانیمش و از پیش برانیمآن را که به ویرانی خاکت شده خرسند
دشمن پی تاراج تو ای گنج زمانه!یک روز به تیغ آید و یک روز به لبخند
یک روز به تحریم کند قصد حریمتیک روز دهد دست که بر پای نهد بند
هم، دست فرا برده که دستت بفشاردهم، چنگ فرو برده به خون تو هر از چند
هرگز ندهی تن، تو به این بند و به آن ننگهرگز نشوی خام به لبخند و به ترفند
خواری نکشد سرو کهن از تبر و تیغسر خم نکند با تشَر باد دماوند
#محمدمهدی_سیار#تهران
۵۷
۵:۱۰
#میناب#نیماییاز سَکو و درختهای خانهتنها شیطنت زهرا گُم شدهنخلِ حیاطتزاحم برگهای لیمو را کنار میزندشیرینزبانِ بازیهای کودکانهزهرا! زهرا!صدایت لابلای کدام شاخه پنهان شده؟خودت را نمیدانمبلندترین نخل حیاطحتماً دیده استکدام سمت آسمان پنهان شدهای! #یدالله_شهرجو
«ایرانسرا»، شعر واقعه، شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
۶۵
۵:۳۱
#میناب#غزل
خانهام در آتش است و هر چه دارم سوختهبا غم آمد سال نو، باغمل بهارم سوخته
کوچهام، شهرم، خیابانم، دلم آتش گرفت با جهان کاری ندارم، کار و بارم سوخته
گُم شدم در های و هوی این همه اخبارِ بددفترم، دستم، دلم، شعرم، شعارم سوخته
با کتاب و شعر و خلوت روزگاری داشتمعُمرِ من بر باد رفته، روزگارم سوخته
بر سر رویای کودک ریخته آوارِ خشممدرسه در آتش و آموزگارم سوخته
داغ فرزندان ایرانم به جانم شعله زد میهنم، ایران من، ایل و تبارم سوخته
#اسماعیل_امینی
«ایرانسرا»، شعر واقعه، شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
خانهام در آتش است و هر چه دارم سوختهبا غم آمد سال نو، باغمل بهارم سوخته
کوچهام، شهرم، خیابانم، دلم آتش گرفت با جهان کاری ندارم، کار و بارم سوخته
گُم شدم در های و هوی این همه اخبارِ بددفترم، دستم، دلم، شعرم، شعارم سوخته
با کتاب و شعر و خلوت روزگاری داشتمعُمرِ من بر باد رفته، روزگارم سوخته
بر سر رویای کودک ریخته آوارِ خشممدرسه در آتش و آموزگارم سوخته
داغ فرزندان ایرانم به جانم شعله زد میهنم، ایران من، ایل و تبارم سوخته
#اسماعیل_امینی
۲۶
۷:۱۵
#حماسی#رباعی
زیر قدمِ عصای موسی نیل استپاسخ به هجوم ابرهه سجیل استموجی که خروش خون سید علی استسیلی است که ویرانگر اسرائیل است
#علیاصغر_شاهسنایی
«ایرانسرا»، شعر واقعه، شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
زیر قدمِ عصای موسی نیل استپاسخ به هجوم ابرهه سجیل استموجی که خروش خون سید علی استسیلی است که ویرانگر اسرائیل است
#علیاصغر_شاهسنایی
۲۲
۷:۲۳
#رجز #رباعی
وقتش شده دنیا همه پژواک شودصهیون وسط زبالهدان خاک شودوقتش شده که به دست ایرانیهااین لکّهٔ ننگ، از جهان پاک شود
#فائزه_زرافشان#یزد
«ایرانسرا»، شعر واقعه، شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
وقتش شده دنیا همه پژواک شودصهیون وسط زبالهدان خاک شودوقتش شده که به دست ایرانیهااین لکّهٔ ننگ، از جهان پاک شود
#فائزه_زرافشان#یزد
۲۲
۷:۲۵
#حماسی#رباعی
با لشکری از شکوه پرواز کنیداین خاک عزیز را سرافراز کنیدبا ذکر شریف یا علی برخیزیدجنگی به شکوه خیبر آغاز کنید
#علی_گلی_حسین_آبادی
«ایرانسرا»، شعر واقعه، شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
با لشکری از شکوه پرواز کنیداین خاک عزیز را سرافراز کنیدبا ذکر شریف یا علی برخیزیدجنگی به شکوه خیبر آغاز کنید
#علی_گلی_حسین_آبادی
۲۰
۷:۲۷
#شهیده_مهدیس_نظری#میناب#چارپاره
جمع کردیم از دل آوار بال پروانههای زیبا را دفن کردیم در مسیر بهار بذرهای امید فردا را
صبح با ذوق، صبح با خندهمدرسه غرق شوق دخترهاباید اما به خانه برگردند کولهها روی دوش مادرها
آسمان سربه زیر و پرچم سرخدر غباری غلیظ میرقصیدخون دهها ستارهی زخمیاز زمین خوشهخوشه میرویید
شوق آواز صد پرندهی شادمانده بر شاخههای خشکیدهرنگ لبخند قرمز گلهاروی میز کلاس پاشیده
تخته دارد سیاه میبیند روزهای سپید مدرسه رابا قلم موی خون نوشته کسیقصههای جدید مدرسه را
آخرین عکس و هایوهوی کلاسخندهها خطّ مشکی غم بودمادرانی که قصه میگویندبا همان لهجههای دردآلود
خاک بر سر شدم که میبینم میشود خاک آرزوهایتچند سنجاقک پر از احساس مرده در لابهلای موهایت
مشقهای شب تو را خط زد جنگ، این میهمان ناخواندهکفش و پیراهن شب عیدت روی دست عروسکت مانده
باز برخیز و توی خانه بپاش! خندههای خوش بهاری راکوک کن روی ساعت دل مننبض یک عمر بیقراری را
صبح پهن است روی شانهی شهرسایهی شوم غصّه روی زمینبغض کوچ پرندهها جاریستکوچهها خسته ،کوچهها غمگین
غنچه پر، خنده پر، پرستو پر آسمان در مدار بیتابیروی بال فرشتهها خوابندقاصدکهای سرخ مینابی
#معصومه_سادات_اسدیان
«ایرانسرا»، شعر واقعه، شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
جمع کردیم از دل آوار بال پروانههای زیبا را دفن کردیم در مسیر بهار بذرهای امید فردا را
صبح با ذوق، صبح با خندهمدرسه غرق شوق دخترهاباید اما به خانه برگردند کولهها روی دوش مادرها
آسمان سربه زیر و پرچم سرخدر غباری غلیظ میرقصیدخون دهها ستارهی زخمیاز زمین خوشهخوشه میرویید
شوق آواز صد پرندهی شادمانده بر شاخههای خشکیدهرنگ لبخند قرمز گلهاروی میز کلاس پاشیده
تخته دارد سیاه میبیند روزهای سپید مدرسه رابا قلم موی خون نوشته کسیقصههای جدید مدرسه را
آخرین عکس و هایوهوی کلاسخندهها خطّ مشکی غم بودمادرانی که قصه میگویندبا همان لهجههای دردآلود
خاک بر سر شدم که میبینم میشود خاک آرزوهایتچند سنجاقک پر از احساس مرده در لابهلای موهایت
مشقهای شب تو را خط زد جنگ، این میهمان ناخواندهکفش و پیراهن شب عیدت روی دست عروسکت مانده
باز برخیز و توی خانه بپاش! خندههای خوش بهاری راکوک کن روی ساعت دل مننبض یک عمر بیقراری را
صبح پهن است روی شانهی شهرسایهی شوم غصّه روی زمینبغض کوچ پرندهها جاریستکوچهها خسته ،کوچهها غمگین
غنچه پر، خنده پر، پرستو پر آسمان در مدار بیتابیروی بال فرشتهها خوابندقاصدکهای سرخ مینابی
#معصومه_سادات_اسدیان
۲۵
۷:۳۲