#شهادت#غزل
زندگی بعد از شهادت را به ما آموختیمعجزه یا خرق عادت را به ما آموختی
نفخِ صورِ عدل، رستاخیز آزادی و عشقمعنی یومالقیامت را به ما آموختی
گیلک و تالش، بلوچ و کرد، لر یا ترکمنوحدتِ در عین کثرت را به ما آموختی
ای که محراب نگاهت قبلهی حاجات ماست!راز و آداب عبادت را به ما آموختی
پرتو اندیشهات با ریشههای ما چه کرد؟میوه دادیم و اصالت را به ما آموختی
#مارال_افشون
«ایرانسرا»، شعر واقعه؛ شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
زندگی بعد از شهادت را به ما آموختیمعجزه یا خرق عادت را به ما آموختی
نفخِ صورِ عدل، رستاخیز آزادی و عشقمعنی یومالقیامت را به ما آموختی
گیلک و تالش، بلوچ و کرد، لر یا ترکمنوحدتِ در عین کثرت را به ما آموختی
ای که محراب نگاهت قبلهی حاجات ماست!راز و آداب عبادت را به ما آموختی
پرتو اندیشهات با ریشههای ما چه کرد؟میوه دادیم و اصالت را به ما آموختی
#مارال_افشون
۱۱۶
۸:۰۴
#امام_خمینی #رباعی
هر چند لطیف مثل باران بودیهنگام خروش همچو طوفان بودیبا مردم و قرآن و هویت، همراهجمهوریاسلامیایران بودی
#سمانه_خلف_زاده#قم
«ایرانسرا»، شعر واقعه؛ شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
هر چند لطیف مثل باران بودیهنگام خروش همچو طوفان بودیبا مردم و قرآن و هویت، همراهجمهوریاسلامیایران بودی
#سمانه_خلف_زاده#قم
۱۰۵
۸:۰۸
#امام_خمینی #غزل
راه گم بود، اگر نام و نشان تو نبوداگر آن دیدهٔ بر ما نگران تو نبود
كوه بیداد ز بنیاد نمیشد ویراناگر از خشم، نهیب تو، تكان تو نبود
ریشۀ آنچه نباید، كه ز جا بر میكند؟اگر امید، به بازوی توان تو نبود
چه كسی راه به دنیای كرامت میجستاگر انوار دل فیضرسان تو نبود؟
جامهٔ نو، كه بر این ملک كهن میپوشید؟آه! ای پیر، اگر بخت جوان تو نبود
پای تردید به دلهای كسان وا میشدنام محبوب، اگر وردِ زبان تو نبود
مأمنی یافت سخنهای خوش اهل طریقكه در اظهار، به جز طرز بیان تو نبود
آنچه گفتی و بر آن زد دل ما، مُهر قبولحرف حق بود، فقط حرف دهان تو نبود
هستیات بود برازندۀ سیر ملكوتاین جهان گرچه جهان بود، جهان تو نبود
#محمدجواد_محبت
«ایرانسرا»، شعر واقعه؛ شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
راه گم بود، اگر نام و نشان تو نبوداگر آن دیدهٔ بر ما نگران تو نبود
كوه بیداد ز بنیاد نمیشد ویراناگر از خشم، نهیب تو، تكان تو نبود
ریشۀ آنچه نباید، كه ز جا بر میكند؟اگر امید، به بازوی توان تو نبود
چه كسی راه به دنیای كرامت میجستاگر انوار دل فیضرسان تو نبود؟
جامهٔ نو، كه بر این ملک كهن میپوشید؟آه! ای پیر، اگر بخت جوان تو نبود
پای تردید به دلهای كسان وا میشدنام محبوب، اگر وردِ زبان تو نبود
مأمنی یافت سخنهای خوش اهل طریقكه در اظهار، به جز طرز بیان تو نبود
آنچه گفتی و بر آن زد دل ما، مُهر قبولحرف حق بود، فقط حرف دهان تو نبود
هستیات بود برازندۀ سیر ملكوتاین جهان گرچه جهان بود، جهان تو نبود
#محمدجواد_محبت
۱۰۳
۸:۲۹
#امام_خمینی #غزل
مثل شیرینی روحانی یک رؤیا بودسالهایی که در آن روح خدا با ما بود
یاد باد آن شکرین فرصت ایام وصالکه به کوتاهی یک خاطرۀ زیبا بود
وقت آیینه به تسبیح جمالش خوش بودحال پروانه ز کار نگهش شیدا بود
کس ندانست که با او ز نهانخانۀ اُنسچه حکایات لطیف و چه هدایتها بود
عارفی بود که در فصل بلند نگهشباب نورانی برهان تماشا وا بود
همۀ آینهها را به تشهّد واداشتنور اسماء و صفاتی که در او پیدا بود
هر چه از دامن خوشبوی کرامات افشاندهمه انفاس مسیحایی روحافزا بود
شرح اسرار سبکروحی او داشت نسیمکاینچنین در چمن لاله و گل غوغا بود
پرده از راز شهیدان سحر بر گیریدتا ببینند که با او چه کرامتها بود
#زکریا_اخلاقی
«ایرانسرا»، شعر واقعه؛ شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
مثل شیرینی روحانی یک رؤیا بودسالهایی که در آن روح خدا با ما بود
یاد باد آن شکرین فرصت ایام وصالکه به کوتاهی یک خاطرۀ زیبا بود
وقت آیینه به تسبیح جمالش خوش بودحال پروانه ز کار نگهش شیدا بود
کس ندانست که با او ز نهانخانۀ اُنسچه حکایات لطیف و چه هدایتها بود
عارفی بود که در فصل بلند نگهشباب نورانی برهان تماشا وا بود
همۀ آینهها را به تشهّد واداشتنور اسماء و صفاتی که در او پیدا بود
هر چه از دامن خوشبوی کرامات افشاندهمه انفاس مسیحایی روحافزا بود
شرح اسرار سبکروحی او داشت نسیمکاینچنین در چمن لاله و گل غوغا بود
پرده از راز شهیدان سحر بر گیریدتا ببینند که با او چه کرامتها بود
#زکریا_اخلاقی
۹۵
۸:۳۴
#غدیر#شعر_نو
چشم از او نمیتوان گرفت دیدنی است این شکوه چشمگیر
دل به او نمیتوان نبست دل سپردهایم ناگزیر
کار دست های او گره گشودن استاز برای دستهای ناتوان همیشه دستگیر
ایستادگی به اعتبار او سرودنی است پای هر رکوع او جهان فقیر
همردیف حق ترجمان عدل جلوهگاه واژهی دلیرپیش پای اوترس کوچک است و گوشهگیر
محو هایوهوی ذوالفقار اوست جبرییل او که در مصاف شیر مرد تیغ میکشد چه بیبدیلرزم میکند چه بینظیر
بی نیاز از حصار کاخ های سبز تار و پود عرشی عمارتش حصیر
مشق پهلوان شدن ،هنوز« یا علی» است
او فقط نه در روایت زمین که در روایت زمان« علی »است
اوست با وجود کفشهای وصلهدار هم «امیر »
ماجرا خوش است ماجرای این طلوع بر فراز رشته کوه آن دو دست
ماجرا خوش است و خوشگوارمثل آب برکهی غدیر
#سعاده_سادات_حوائجی#قم
«ایرانسرا»، شعر واقعه؛ شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
چشم از او نمیتوان گرفت دیدنی است این شکوه چشمگیر
دل به او نمیتوان نبست دل سپردهایم ناگزیر
کار دست های او گره گشودن استاز برای دستهای ناتوان همیشه دستگیر
ایستادگی به اعتبار او سرودنی است پای هر رکوع او جهان فقیر
همردیف حق ترجمان عدل جلوهگاه واژهی دلیرپیش پای اوترس کوچک است و گوشهگیر
محو هایوهوی ذوالفقار اوست جبرییل او که در مصاف شیر مرد تیغ میکشد چه بیبدیلرزم میکند چه بینظیر
بی نیاز از حصار کاخ های سبز تار و پود عرشی عمارتش حصیر
مشق پهلوان شدن ،هنوز« یا علی» است
او فقط نه در روایت زمین که در روایت زمان« علی »است
اوست با وجود کفشهای وصلهدار هم «امیر »
ماجرا خوش است ماجرای این طلوع بر فراز رشته کوه آن دو دست
ماجرا خوش است و خوشگوارمثل آب برکهی غدیر
#سعاده_سادات_حوائجی#قم
۹۶
۸:۳۹
#غدیر#مثنوی
درختان تنومند و پر شاخ و برگاندکمند این درختان ولی بر غدیرند
خلیلاند گویی از آتش گذشته که در شعله هیچ بیمی نمیرند
جدا شد در این برکه باطل جدا شدو حق ماند و تا روز آخر بماند
و پیمان ما ماند با دست ساقی که پیمانهها را به کوثر رساند
ببین ناامید است شیطان بدین عهدکه ما را از او دست مولا گرفتهست
از امروز روشن بود تا به محشر چراغی که در قلب ما جا گرفتهست
نبستیم بر سفره آب و نان عهد که با تشنگی از ولی باز گردیم
جهان کربلا گر شود نیز هیهات که از خیمهگاه علی باز گردیم
دل توست سویی گِل توست سویی زسویی غم دل ز سویی غم نان
جهان آزمون دل تو ست تا هست بگو با کدامی خدا یا که شیطان
نبستیم بر سفره آب و نان عهد که با تشنگی از ولی باز گردیم
جهان کربلا گر شود نیز هیهات که از خیمهگاه علی بازگردیم
#علی_محمد_مودب #تهران
«ایرانسرا»، شعر واقعه؛ شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
درختان تنومند و پر شاخ و برگاندکمند این درختان ولی بر غدیرند
خلیلاند گویی از آتش گذشته که در شعله هیچ بیمی نمیرند
جدا شد در این برکه باطل جدا شدو حق ماند و تا روز آخر بماند
و پیمان ما ماند با دست ساقی که پیمانهها را به کوثر رساند
ببین ناامید است شیطان بدین عهدکه ما را از او دست مولا گرفتهست
از امروز روشن بود تا به محشر چراغی که در قلب ما جا گرفتهست
نبستیم بر سفره آب و نان عهد که با تشنگی از ولی باز گردیم
جهان کربلا گر شود نیز هیهات که از خیمهگاه علی باز گردیم
دل توست سویی گِل توست سویی زسویی غم دل ز سویی غم نان
جهان آزمون دل تو ست تا هست بگو با کدامی خدا یا که شیطان
نبستیم بر سفره آب و نان عهد که با تشنگی از ولی باز گردیم
جهان کربلا گر شود نیز هیهات که از خیمهگاه علی بازگردیم
#علی_محمد_مودب #تهران
۱۰۸
۸:۴۲
#لبنان #غزل
چه باک از این همه داغ! از به غم دچار شدننشان حب علی(ع) چیست؟ داغدار شدن
زمانه بر سر جنگ است! صبح پیروزیستزمان مرثیه خوانی و سوگوار شدن
سلام امت اسلام بر تو حزبالله!درود بر تو و فخر طلایهدار شدن
بیا و تیغه بکش بین حق و باطل را که افتخار بزرگیست ذوالفقار شدن
میان معرکه ابلیس را بکش در بندبه جز مهار چه باشد سزای هار شدن!
دم از حقوق بشر میزنند خونخوارانبدا به خفت بر موج خون سوار شدن
ز سنگلاخ زمستان تیره میگذردمسیر روشن گلدادن و بهار شدن
بمان و دلنگران تبر نباش ای سرو!مقدر است برای تو استوار شدن
قسم به صدق خداوند جاء نصراللهکه فتح قدس میارزد به سر به دار شدن
زبان شعر ستم را ادب نخواهد کرد!چه فاخر است غزل بودن و شعار شدن
#بشری_صاحبی#تهران
«ایرانسرا»، شعر واقعه؛ شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
چه باک از این همه داغ! از به غم دچار شدننشان حب علی(ع) چیست؟ داغدار شدن
زمانه بر سر جنگ است! صبح پیروزیستزمان مرثیه خوانی و سوگوار شدن
سلام امت اسلام بر تو حزبالله!درود بر تو و فخر طلایهدار شدن
بیا و تیغه بکش بین حق و باطل را که افتخار بزرگیست ذوالفقار شدن
میان معرکه ابلیس را بکش در بندبه جز مهار چه باشد سزای هار شدن!
دم از حقوق بشر میزنند خونخوارانبدا به خفت بر موج خون سوار شدن
ز سنگلاخ زمستان تیره میگذردمسیر روشن گلدادن و بهار شدن
بمان و دلنگران تبر نباش ای سرو!مقدر است برای تو استوار شدن
قسم به صدق خداوند جاء نصراللهکه فتح قدس میارزد به سر به دار شدن
زبان شعر ستم را ادب نخواهد کرد!چه فاخر است غزل بودن و شعار شدن
#بشری_صاحبی#تهران
۱۴۳
۹:۰۴
#لبنان#تک_بیتی
به نام نامی حیدر، به یُمن فاتح خیبرکه اسرائیل گردد محو و #حزب_الله میماند
#علی_مقدم#مشهد
«ایرانسرا»، شعر واقعه؛ شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
به نام نامی حیدر، به یُمن فاتح خیبرکه اسرائیل گردد محو و #حزب_الله میماند
#علی_مقدم#مشهد
۱۵۸
۹:۱۱
بازارسال شده از ویژهنامه ادبی «خط» 🇮🇷
-4933352416559489280_1197849681855857.pdf
۳.۰۷ مگابایت
دستِ پُر به میدان بروید
۱
۱۵:۳۲
#لبنان#غزل
هر قدر هم شب باشد و شب، ماه زندهستآن چشم بیدار شهادتخواه زندهست
میزاید از نو قطرهقطره، لالهزاریخونِ روان بر سنگ قربانگاه، زنده است
دارد چه رازی مرگ در میدان که هر کس سر میگذارد در کف این راه، زنده است
مسرور باش ای چاکچاک از خنجر داغ!قلبی که دارد در بساطش آه، زندهست
با آرزوهای شهیدان شریفشتا عرش حق برپاست، حزبالله زندهست
#اعظم_سعادتمند#قم
«ایرانسرا»، شعر واقعه؛ شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
هر قدر هم شب باشد و شب، ماه زندهستآن چشم بیدار شهادتخواه زندهست
میزاید از نو قطرهقطره، لالهزاریخونِ روان بر سنگ قربانگاه، زنده است
دارد چه رازی مرگ در میدان که هر کس سر میگذارد در کف این راه، زنده است
مسرور باش ای چاکچاک از خنجر داغ!قلبی که دارد در بساطش آه، زندهست
با آرزوهای شهیدان شریفشتا عرش حق برپاست، حزبالله زندهست
#اعظم_سعادتمند#قم
۹۴
۱۷:۱۵