#یحیی_سنوار#غزل
یحیی چقدر صاعقه در چشمهای توست!طوفان فقط چکیدهای از ماجرای توست
«بگذار کربلا بشود» گفتی و گذشتدنیا هنوز خیره به بغض صدای توست
یحیی! به آرزوت رسیدی؟ مبارک است!من ماندهام که عید شده یا عزای توست؟
ای سرو سربلند! به افتادنت خوشاندامروز، روز جشن تبرها برای توست
معمار فتح هفتم اکتبر! مرگ کو؟!این سنگ قبر نیست، که سنگ بنای توست
کِی با عبور موج، فراموش میشوی؟ساحل همیشه در قُرُق ردّ پای توست
آغوش باز کن وطنت را به سعی زخم!غزه -همان که خواستهای- کربلای توست
حالا بجنگ زندهتر از سالهای قبل…یحیی! هنوز اسلحه در دستهای توست
با تو حماسهتر به غزل فکر میکنمشعرم در انتهای خودش، ابتدای توست
#فاطمه_عارفنژاد#قم
«ایرانسرا»، شعر واقعه، شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
یحیی چقدر صاعقه در چشمهای توست!طوفان فقط چکیدهای از ماجرای توست
«بگذار کربلا بشود» گفتی و گذشتدنیا هنوز خیره به بغض صدای توست
یحیی! به آرزوت رسیدی؟ مبارک است!من ماندهام که عید شده یا عزای توست؟
ای سرو سربلند! به افتادنت خوشاندامروز، روز جشن تبرها برای توست
معمار فتح هفتم اکتبر! مرگ کو؟!این سنگ قبر نیست، که سنگ بنای توست
کِی با عبور موج، فراموش میشوی؟ساحل همیشه در قُرُق ردّ پای توست
آغوش باز کن وطنت را به سعی زخم!غزه -همان که خواستهای- کربلای توست
حالا بجنگ زندهتر از سالهای قبل…یحیی! هنوز اسلحه در دستهای توست
با تو حماسهتر به غزل فکر میکنمشعرم در انتهای خودش، ابتدای توست
#فاطمه_عارفنژاد#قم
۱۵۴
۱۸:۴۴
#شهید_مرضیه_نبوی_نیا#روز_پرستار#غزل
کاش تعریف کنی بیشتر از احوالتتا کبوتر تبعیّت بکند از بالت
تا ابد عطر بهاری تو را خواهد داشتدشت، وقتی متوسل بشود بر شالت
آنقَدر دور مریضان خودت چرخیدی مثلِ پروانهیِ در شعله شده تمثالت
خون دل خوردی و سرسبز شدی شالیزار!آتش افتاده ولی بر دِروی امسالت
عطری از رخت پرستاری تو حتی نیستتا بیاید وسط شعله کسی دنبالت
بتکان بال و پرت را وسط خاکسترآسمان آمده با شوق به استقبالت
دست از کار بکش، گوشی خود را بردارزینب کوچک تو بی خبر است از حالت
#فرزانه_قربانی#قم
«ایرانسرا»، شعر واقعه، شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
کاش تعریف کنی بیشتر از احوالتتا کبوتر تبعیّت بکند از بالت
تا ابد عطر بهاری تو را خواهد داشتدشت، وقتی متوسل بشود بر شالت
آنقَدر دور مریضان خودت چرخیدی مثلِ پروانهیِ در شعله شده تمثالت
خون دل خوردی و سرسبز شدی شالیزار!آتش افتاده ولی بر دِروی امسالت
عطری از رخت پرستاری تو حتی نیستتا بیاید وسط شعله کسی دنبالت
بتکان بال و پرت را وسط خاکسترآسمان آمده با شوق به استقبالت
دست از کار بکش، گوشی خود را بردارزینب کوچک تو بی خبر است از حالت
#فرزانه_قربانی#قم
۱۶۰
۱۸:۴۷
#خیابان#ملت_مبعوث#دوبیتی
برای نام ایران آی مردم!چه بشکوه است میدان آی مردم!شده چون خون تازه پرچم سرخبه رگهای خیابان آی مردم!
#علی_اصغر_شیری
«ایرانسرا»، شعر واقعه، شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
برای نام ایران آی مردم!چه بشکوه است میدان آی مردم!شده چون خون تازه پرچم سرخبه رگهای خیابان آی مردم!
#علی_اصغر_شیری
۱۵۳
۱۸:۵۷
#میناب#محاوره
چرا این کوله دلخونه پر از خاک و پریشونه؟چرا پس زل زده تو چشم من هی روضه میخونه؟
شنیدم زنگ آخر با تموم همکلاسیهاتیه جای خوب رفتی تو بگو پس کی میای خونه؟
نگو که تو کلاست جا گذاشتی آرزوهاتو نگوکه خندههاتو بردی از دنیای ویرونه
بگو که این یه بازیه بگو قایم شدی مادربیا دورت بگردم من کجایی پس تو دردونه؟
بگو تو خواب نازی و سرت رو بالشی از پر نگو که سر نداری تو شبیه خواب میمونه
فقط هفت سالته اما شدی مثل معلمها چه درس سخت و سنگینی جهان مبهوت و حیرونه
ببین پیچیده تو دنیا صدای بال پروازت ولی این داغ مادر رو خدای عشق میدونه
گناه تو بزرگیته زمین کوچیکه کوچیکه بخواب ای غنچهی پرپر! که یک ایران دلش خونه
#زهرا_بوالحسنی#تهران
«ایرانسرا»، شعر واقعه، شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
چرا این کوله دلخونه پر از خاک و پریشونه؟چرا پس زل زده تو چشم من هی روضه میخونه؟
شنیدم زنگ آخر با تموم همکلاسیهاتیه جای خوب رفتی تو بگو پس کی میای خونه؟
نگو که تو کلاست جا گذاشتی آرزوهاتو نگوکه خندههاتو بردی از دنیای ویرونه
بگو که این یه بازیه بگو قایم شدی مادربیا دورت بگردم من کجایی پس تو دردونه؟
بگو تو خواب نازی و سرت رو بالشی از پر نگو که سر نداری تو شبیه خواب میمونه
فقط هفت سالته اما شدی مثل معلمها چه درس سخت و سنگینی جهان مبهوت و حیرونه
ببین پیچیده تو دنیا صدای بال پروازت ولی این داغ مادر رو خدای عشق میدونه
گناه تو بزرگیته زمین کوچیکه کوچیکه بخواب ای غنچهی پرپر! که یک ایران دلش خونه
#زهرا_بوالحسنی#تهران
۱۵۹
۷:۴۹
#شهید_افسانه_عقیلا#غزل
عقیلا! شاخه هم خون مهرستان حلالم کن گل پرپر شده از هجمه طوفان حلالم کن
نسیم از درب خانه میبرد تا کوچه بویت راعقیلا! چادر خونین بیسامان حلالم کن
تو همپرواز یاران شهید ماه اسفندیکه داری میروی با نمنم باران حلالم کن
کسی زیبا نباشد مرگ را زیبا نمیبیندعقیلای وطن ! ای زینب دوران حلالم کن
چرا رگبار؟ پهلوی تو را یک زخم کافی بودشنیدم دختری میگفت مادرجان حلالم کن
برای پاسدار زابلستان شروه میخوانمعقیلا ! دختر رودابه ایران حلالم کن
#نجمه_پورملکی#رشت
«ایرانسرا»، شعر واقعه، شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
عقیلا! شاخه هم خون مهرستان حلالم کن گل پرپر شده از هجمه طوفان حلالم کن
نسیم از درب خانه میبرد تا کوچه بویت راعقیلا! چادر خونین بیسامان حلالم کن
تو همپرواز یاران شهید ماه اسفندیکه داری میروی با نمنم باران حلالم کن
کسی زیبا نباشد مرگ را زیبا نمیبیندعقیلای وطن ! ای زینب دوران حلالم کن
چرا رگبار؟ پهلوی تو را یک زخم کافی بودشنیدم دختری میگفت مادرجان حلالم کن
برای پاسدار زابلستان شروه میخوانمعقیلا ! دختر رودابه ایران حلالم کن
#نجمه_پورملکی#رشت
۱۰۹
۱۹:۳۷
#شهید_یحیی_سنوار#غزل
لحظههای آخرت تلفیق شعر و جنگ بودای شهید معرکه! مردن برایت ننگ بود
باید از آن لحظهها افسانهای میساختیبا تمام زخمهایت، گرچه فرصت تنگ بود
گرچه آنها خواستند اینگونه تحقیرت کنندچشمهایت باطلالسّحری بر این نیرنگ بود
در پلان آخرت… نه! ابتدای قصهاتتیتراژ چشم تو زیباترین آهنگ بود
چوبِ در دست تو را چوب خدا دیدیم مابیصدا بر شیشۀ شب خورد؛ گویا سنگ بود
ما رمیتَ اذ رمیتَ، چوب مأمور خداستصبغةاللهی که هرچه غیر از آن بیرنگ بود
چفیه و تصویر قدس و عطر و تسبیح و خشابدر کنار تو نمایشگاه یک فرهنگ بود
#محمد_رسولی#تهران
«ایرانسرا»، شعر واقعه، شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
لحظههای آخرت تلفیق شعر و جنگ بودای شهید معرکه! مردن برایت ننگ بود
باید از آن لحظهها افسانهای میساختیبا تمام زخمهایت، گرچه فرصت تنگ بود
گرچه آنها خواستند اینگونه تحقیرت کنندچشمهایت باطلالسّحری بر این نیرنگ بود
در پلان آخرت… نه! ابتدای قصهاتتیتراژ چشم تو زیباترین آهنگ بود
چوبِ در دست تو را چوب خدا دیدیم مابیصدا بر شیشۀ شب خورد؛ گویا سنگ بود
ما رمیتَ اذ رمیتَ، چوب مأمور خداستصبغةاللهی که هرچه غیر از آن بیرنگ بود
چفیه و تصویر قدس و عطر و تسبیح و خشابدر کنار تو نمایشگاه یک فرهنگ بود
#محمد_رسولی#تهران
۹۰
۱۹:۴۰
#فرانسه#غزل
سلام ای چهرهات یادآورِ سگها و میمونها!درود ای خندههایت زادهی تخدیرِ افیونها!
تو باید حاصلِ آمیزشِ گاو و علف باشیکه رفتار تو دارد از جنون و حُمق، معجونها
نمیدانم که حیوان یا که جن یا آدمیزادی؟نه! در آدم ندیدم اینچنین نیرنگ و افسونها
تو تنها نه، که اجداد قدیمت هم شرافت رابه خاکِ الجزایر آبرو شُستند با خونها
بخوان در صفحههای زخمی تاریخ آفریقابپرس از کودکان! آن در لباسِ قبر مدفونها
تو تنها میتوانی رهبر دیوانگان باشیخوشا بر تو، خوشا بر خیلِ احمقها و مجنونها
بگو "ویکتور هوگو" از ماجرایت قصّه بنویسدصدای "بینوایان" رفته از بامت به گردونها
اگر شمر و اگر چنگیز، خونخواران تاریخندتویی امروز شمرِ لشکر انبوه ملعونها
تو شاید آن "نجیبِ وحشی" عصر "روسو" باشیکه نسلت میرسد اینک به "داروین"ها و میمونها
من از تو کینهای دیرینه دارم در جگر، بگذاربه لبخند تو خوش باشند امثالِ "فریدون"ها
بچَر ای گاوبازِ سامری! با گلّهی خوکانکه نزدیک است وقتِ رمیِ هامانها و قارونها
"چراغی را که ایزد بر فروزد" ریشهسوزان استبه آتش میکشد یکروز کاخ مکرِ "مکرون"ها
#محمد_مرادی#شیراز
«ایرانسرا»، شعر واقعه، شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
سلام ای چهرهات یادآورِ سگها و میمونها!درود ای خندههایت زادهی تخدیرِ افیونها!
تو باید حاصلِ آمیزشِ گاو و علف باشیکه رفتار تو دارد از جنون و حُمق، معجونها
نمیدانم که حیوان یا که جن یا آدمیزادی؟نه! در آدم ندیدم اینچنین نیرنگ و افسونها
تو تنها نه، که اجداد قدیمت هم شرافت رابه خاکِ الجزایر آبرو شُستند با خونها
بخوان در صفحههای زخمی تاریخ آفریقابپرس از کودکان! آن در لباسِ قبر مدفونها
تو تنها میتوانی رهبر دیوانگان باشیخوشا بر تو، خوشا بر خیلِ احمقها و مجنونها
بگو "ویکتور هوگو" از ماجرایت قصّه بنویسدصدای "بینوایان" رفته از بامت به گردونها
اگر شمر و اگر چنگیز، خونخواران تاریخندتویی امروز شمرِ لشکر انبوه ملعونها
تو شاید آن "نجیبِ وحشی" عصر "روسو" باشیکه نسلت میرسد اینک به "داروین"ها و میمونها
من از تو کینهای دیرینه دارم در جگر، بگذاربه لبخند تو خوش باشند امثالِ "فریدون"ها
بچَر ای گاوبازِ سامری! با گلّهی خوکانکه نزدیک است وقتِ رمیِ هامانها و قارونها
"چراغی را که ایزد بر فروزد" ریشهسوزان استبه آتش میکشد یکروز کاخ مکرِ "مکرون"ها
#محمد_مرادی#شیراز
۱۰۵
۱۹:۴۳
#روز_پرستار
ای زینبِ روزگارِ یکسر شمشیر!رودرروی سیهزار لشکر شمشیرگفتی که ندیدهام بهجز زیباییای معنی پیروزی خون بر شمشیر
#مهدی_جهاندار#اصفهان
«ایرانسرا»، شعر واقعه، شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
ای زینبِ روزگارِ یکسر شمشیر!رودرروی سیهزار لشکر شمشیرگفتی که ندیدهام بهجز زیباییای معنی پیروزی خون بر شمشیر
#مهدی_جهاندار#اصفهان
۱۱۷
۱۹:۵۱
#پرچم #رباعی
آرام بگیرید و درشتی نکنیدبا شیر نبرد لاکپشتی نکنیددر خاک شما پرچم ما بالا رفتبا ما پساز این هوای کشتی نکنید
#علی_سلیمیان#اصفهان
«ایرانسرا»، شعر واقعه، شعر بههنگام (ویژه بهرهبرداری رسانهای و هنری) @iran_sara
آرام بگیرید و درشتی نکنیدبا شیر نبرد لاکپشتی نکنیددر خاک شما پرچم ما بالا رفتبا ما پساز این هوای کشتی نکنید
#علی_سلیمیان#اصفهان
۹۲
۱۲:۱۳
بازارسال شده از ویژهنامه ادبی «خط» 🇮🇷
-3920275796296589566_1891914730000607.pdf
۲.۷۱ مگابایت
دستِ پُر به میدان بروید
۱
۱۵:۴۹