بحران هرمز آرایش ناوگان نفتکشهای جهان را برهم زد؛ «عبور تاریک» به الگوی غالب تبدیل شد بحران دوباره در تنگه هرمز تنها مسیر عبور کشتیها را تحت تأثیر قرار نداده، بلکه در حال تغییر الگوی عملیاتی، توزیع جغرافیایی و میزان شفافیت ناوگان نفتکشهای جهان است. از زمان اعمال مجدد محاصره دریایی تنگه هرمز در ۱۴ ژوئیه، ۱۰۲ عبور نفتکش ثبت شده که ۶۲ درصد آنها بدون ارسال سیگنال AIS انجام شده است. به این ترتیب، عبور «تاریک» دیگر یک رفتار استثنایی نیست و به الگوی غالب برای عبور از یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان تبدیل شده است. اهمیت این تغییر زمانی بیشتر مشخص میشود که نوع محموله نفتکشها بررسی شود. در میان نفتکشهای نفت خام، ۷۹ درصد، معادل ۳۳ فروند از ۴۲ کشتی، بدون AIS از تنگه عبور کردهاند. این رقم در مورد نفتکشهای حمل نفت و فرآوردههای نفتی پاک ۵۰ درصد، معادل ۳۰ فروند از ۶۰ کشتی، بوده است. اختلاف قابل توجه میان این دو گروه نشان میدهد که عبور بدون AIS در میان حاملهای نفت خام بهمراتب رایجتر است؛ موضوعی که حساسیت بالاتر تجارت نفت خام و پیچیدگی ساختار مالکیت برخی از این کشتیها را برجسته میکند. ترکیب مالکیت کشتیها نیز تصویر روشنی از افزایش ابهام در تجارت دریایی ارائه میدهد. از مجموع عبورهای ثبتشده، ۵۶ درصد توسط منافع غیرشفاف کنترل شدهاند. این گروه شامل ۲۹ کشتی از ناوگان تحریمشده، ۱۷ کشتی با ساختار مالکیت مبهم و ۱۱ کشتی متعلق به ناوگان سایه بوده است. در مقابل، ۴۴ درصد عبورها تحت کنترل مالکان مشخص و شفاف قرار داشته اند. این ترکیب نشان میدهد بحران هرمز صرفاً یک مسئله امنیتی نیست؛ بلکه شفافیت مالکیت و ردیابی محمولهها را نیز به یکی از متغیرهای اصلی بازار نفت تبدیل کرده است. هرچه سهم کشتیهای فاقد AIS و دارای ساختار مالکیت پیچیده بیشتر شود، تشخیص مسیر واقعی محموله، مالک نهایی و مقصد آن دشوارتر خواهد شد. با وجود محدودیتهای شدید، تردد در هر دو جهت تنگه همچنان ادامه داشته است. ۵۵ عبور در مسیر شرق به غرب و ۴۷ عبور در جهت غرب به شرق ثبت شده که نشان میدهد جریان دریایی کاملاً متوقف نشده و همچنان رفتوبرگشت قابل توجهی در این آبراه وجود دارد. با این حال، آنچه بیش از تعداد عبورها اهمیت دارد، انتخاب مسیر عبور در داخل تنگه است.از میان مسیرهای قابل شناسایی، ۴۵ عبور در امتداد سمت ایرانی تنگه مشاهده شده، در حالی که تنها چهار عبور از مسیر عمانی تأیید شده است. ۵۳ عبور دیگر به دلیل خاموش بودن AIS در بیشتر یا تمام مسیر، قابل تعیین نبودهاند. بنابراین، نمیتوان از روی دادههای موجود نتیجه گرفت که تمام کشتیهایی که مسیرشان مشخص نشده از یک سمت خاص عبور کردهاند؛ اما همین میزان بالای عدم قطعیت نشان میدهد که خاموش کردن AIS عملاً امکان ترسیم دقیق جریان واقعی ترافیک هرمز را محدود کرده است. پیامد بحران تنها در خود تنگه هرمز دیده نمیشود. توزیع نفتکشهای VLCC در نقاط مختلف جهان نشان میدهد که اختلال در این آبراه باعث ایجاد عدم تعادل قابل توجه در ناوگان شده است. در شرق سوئز، ۱۵۰ فروند VLCC در خاور دور و ۱۳۵ فروند در خلیج فارس نفتکش پر هستند؛ در حالی که تعداد نفتکشهای پر در مناطق غرب سوئز بسیار کمتر است. این وضعیت نشاندهنده تمرکز قابل توجه ظرفیت حمل نفت در شرق سوئز است؛ ظرفیتی که در مناطق مختلف جهان توزیع شده و نسبت آن با نفتکشهای دارای محموله در مناطق مختلف، تصویر متفاوتی از وضعیت بازار ارائه میدهد. در خاور دور، ۱۵۰ نفتکش در وضعیت مورد اشاره در برابر ۷۷ نفتکش دارای بار قرار دارند؛ یعنی تعداد گروه نخست تقریباً دو برابر کشتیهای دارای محموله است. در خلیج فارس نیز این شکاف شدیدتر است و ۱۳۵ نفتکش در برابر ۵۴ نفتکش دارای بار قرار دارند. این اعداد یک پیام مهم برای بازار دارند: بحران هرمز فقط حرکت نفتکشها را مختل نکرده، بلکه محل استقرار ظرفیت حملونقل نفت را نیز تغییر داده است. در غرب سوئز، وضعیت متفاوت است. در آمریکا ۲۵ نفتکش در برابر ۲۹ نفتکش دارای بار و در غرب آفریقا ۱۴ نفتکش در برابر ۱۵ نفتکش دارای بار قرار دارند. این ارقام نشان میدهد که در این مناطق، توازن میان دو گروه بسیار نزدیکتر است. اما آفریقای جنوبی و اقیانوس هند یک استثنا محسوب میشوند؛ جایی که ۶۴ نفتکش در برابر ۴۱ نفتکش دارای بار قرار دارند. بنابراین، آثار اختلال هرمز را نمیتوان تنها در خلیج فارس جستوجو کرد؛ بلکه بازآرایی ظرفیت VLCC در سراسر شبکه جهانی حمل نفت در حال شکلگیری است. @iran_transportation_thinktank