پس از رویکار آمدن طالبان در سال ( ۱۴۰۰) زندگی و زیست اجتماعی در افغانستان، رنگ تازه به خود گرفت. در همان وهلهی اول محدودیتهای اجتماعی و سیاسی بهصورت بیپیشنهای وضع شد و تنوع زیست شهری به طور کامل از بین رفت. این محدودیتها برای زنان چیزی فراتر از محدودیتهای اجتماعی را شامل شد: تقلیل زن صرف به بودن در خانه و حذف کامل آن از جامعه به صورت آشکار و برنامهریزی شده در بیانیه و اعلامیههای گروه طالبان نشر و تبلیغ میشد. همچنان در مساجد و خیابانها این ضدیت علیه زن همهروزه به گوش مردم میرسید.
طالبان نهتنها زنان را از اجتماع و جامعه، کار و ساختار سیاسی محروم ساختند که ابتداییترین حق یعنی آموزش را از آنها نیز سلب کردند. از همینرو یک موج از بردگی گرفتن زنان ذیل شریعت طالبانی شکل گرفت که اغلب فرماندهان این گروه سه تا چهار زن را به عقد خود درآوردند. عدم رسانههای آزاد و کنترول طالبان بر فضای رسانهای باعث شد این خشونت و ضدیت با زنان که در خوانش آنها قانونی و شرعی بود از تحقیق و پردهبرداری دور بماند.
خوانش جدید شریعت طالبانی که بر محور افراطیت و فرهنگ قبیلوی بنا یافته، افغانستان را در این پنج سال در بدترین شرایط ممکن از نظر اجتماعی و فرهنگی قرار داده است. در روزهای اول حاکمیت طالبان بر افغانستان، صدای زنان در خیابانهای کابل و شهرهای دیگر بلند شد. بدون تردید مبارزه زنان در هرات، کابل، بلخ، بدخشان و چند ولایت دیگر یکی از نمونههای درخشان تاریخ مبارزات زنان افغانستان به حساب می آید. ایستادگی زنان در برابر تیر و تفنگ طالبان، بیش از هر جریان دیگری تصویر جدید از افغانستان را به بیرون مخابره کرد.
با این وصف اما خشونت وحشتناک، زندانی و شکنجهی زنان، باعث شد طالبان سلطه و تفکر خود را بر مردم و به خصوص زنان در این مدت تحمیل کنند. روایت زنان زندانی شده که توانستهاند از قلمرو طالب بیرون شوند، نشان میدهد که این گروه در برابر زنان از هیچ نوع خشونتی دریغ نکردهاند و برای حذف حضور و صدای زنان از جامعه و خیابان، به بدترین شکل ممکن به خشونت و تجاوز متوسل شدهاند.
در فرمان شماره ۱۸ رهبر طالبان درباره زنان، تمام حق انسانی از آنها گرفته شده و براساس آن، زنان در برابر مردان هیچگونه ادعایی نمیتوانند داشته باشند. در این فرمان زنان نمیتوانند تحت هیچ شرایطی درخواست جدایی از یک زندگی مشترک را داشته باشند و تمام امورات زندگی در کنترول مردان است.
به رسمیت شناختن کودک همسری نکته مهم دیگر این فرمان است که از نظر حقوقدانان پیامدهای بسیار ویرانگر به زنان افغانستان دارد. از نظر حقوقدانان این قانون که به پدر و خانواده دختر اجازه مطلق داده است، ازدواجهای اجباری وکودک همسری را افزایش میدهد. هرچند عفو بینالملل و نهادهای حقوقی داخلی و بینالمللی این فرمان را نکوهش کردهاند اما چنانچه تجربه این پنج سال نشان میدهد گوش طالبان بدهکار این واکنشها نیست و مانع طرح و برنامههای آنها نمیشود.
این مسئله و کل برخورد طالبان در قبال زنان باعث شده موجی از اعتراضات در داخل و بیرون از افغانستان علیه گروه حاکم شکل بگیرد. این واکنشها زمانی برجسته شد که طالبان در هرات زنان را فقط به خاطر نداشتن حجاب مورد نظرشان زندانی و شکنجه کردند. در چند روز پی هم گزارشهایی منتشر شد که گروه گروه از زنان را از خیابانها مستقیم به زندان بردهاند، بدون آنکه به خانوادههای آنها اطلاعی داده باشند. مسؤلین گروه طالبان فراتر از این رفتند و در واکنش به اعتراض مردم، زنان و مردان را به گلوله بستهاند.
آنچه بسیار مهم است و جای پرسش دارد این است چگونه در چنین زمانهای این گروه تلاش میکند زنان را به طور کامل از جامعه حذف کند؟ چطور تصور میکنند بدون زنان میتواند این جامعه تداوم پیدا کند؟ و مهمتر اینکه چطور به این نتیجه رسیدهاند که میتوانند یک زندگی را متوقف کنند؟!
#مطالعات_افغانستان#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
۱۲۸
۱۳:۳۹