بازارسال شده از خانه اندیشهورزان
#رویداد #اخبار#تنگه_هرمز#پرونده_مقاومت_ملی
۳:۳۱
بازارسال شده از خانه اندیشهورزان
#رویداد #اخبار #پرونده_مقاومت_ملی
۵:۳۰
#اخبار#رویداد#پرونده_جنگ
۷:۳۳
بازارسال شده از خانه اندیشهورزان
#رویداد #اخبار#پرونده_مقاومت_ملی
۹:۳۱
مطابق اظهارات رسمی، ریاست محترم جمهور از روز پنجم جنگ بهدنبال کنترل جنگ بود اما بهمرور با فشار مردم و نظامیان بهسمت جنگ میانمدت حرکت و از اواسط جنگ رد و بدل پیامها را برای زمینه مذاکرات فراهم کرد. از نگاه دکتر پزشکیان، جنگ مقدمهای برای رسیدن به صلح و راه مشترک با امریکا است. او بهدنبال توازن روابط با امریکا، روسیه و چین و مدیریت تنش با امریکا حتی پس از جنگ است. درواقع استراتژی دولت «جنگ برای رسیدن به صلح، توازن و همکاری» بود.
دکتر قالیباف و مشاورین او (غریبآبادی، شاکری و...) نیز در سالهای اخیر از مذاکره با امریکا استقبال کرده و نقدهای آنان بیشتر به تیم مذاکرهکننده بوده است. از نگاه آنان معامله قبلی با امریکا تمام شده و باید معامله جدیدی با مختصات جدید به امریکا عرضه شود و همین وابستگی امریکا به این منافع و نیز پافشاری بر حقوق اساسی ایران، میتواند مذاکرات را به ثمر برساند.
در این بین، آیتالله سیدمجتبی خامنهای رهبر جدید انقلاب، همانند سلف صالح خویش فرصت کافی جهت تبیین شرافتمندانه نبودن مذاکرات پیدا نکردند و این خلا تبیین حضوری، فرصت خوبی را فراهم آورد تا برخی مسئولین سیاسی کشور مذاکرات اسلامآباد را دقیقا مانند خط رسانهای سابق خود در برجام، قرارداد الجزایر، مذاکرات سعدآباد، قطعنامه ۵۹۸ و... با هماهنگی کامل مقام معظم رهبری قلمداد کنند.
کنش رهبر سوم انقلاب اسلامی بسیار نزدیک به پیام رهبر شهید به ادّعای حسن روحانی در مکتوب خویش مبنیبر پیروزی ایران در برجام به امام شهید بود: «مطابق آنچه مرقوم فرمودهاید...» و در طی زمان علل مخالفت خویش با برجام و اصل مذاکره با امریکا را تبیین کردند. آیتالله سیدمجتبی خامنهای نیز همین سبک را پیش گرفتند: «اگر بر فرض، ضرورتا نوبت دوره سکوت صحنه نبرد نظامی رسیده باشد، وظیفه آحاد مردمی که امکان حضور در میادین و محلات و مساجد را دارا هستند، سنگینتر از قبل بهنظر میرسد. مسلما فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات موثر است» و با تاكيد بر حضور مردم در میادین برای تاثیر بر مذاکره درواقع فشار بر مذاکرات را حفظ کردند. جملات ایشان نشان میدهد مذاکرات طراحی ایشان نبوده بلکه آن را طرح مسئولین میدانند که برای موفقیت آنان از سلاح مردم و دعا بهره میبرند. چراکه مطابق قانون اساسی و رویه رهبران قبل انقلاب، معمولا تیم مذاکره کنندهای یا طرح مستقلی از طرف رهبری پیگیری نمیشود و دولتها مطابق اختیارات خویش استراتژی مذاکرات را با وزارت خارجه و شعام پیش میبرند چراکه قانون اساسی نیز این مأموریت را مخصوص رهبری و بهعهده ایشان قرار نداده است.
استراتژی مردم و نیروهای مسلح در جنگ اخیر «تضعیف توان رزم دشمن و گرفتن امتیاز در میانه جنگ» ازطرف امریکایی در منطقه (اخذ غرامت، برچیدهشدن پایگاهها و...) و تضعیف توان جنگیدن رژیم صهیونیستی (اعم از تابآوری مردم، سیاسی و نظامی) جهت بازگرداندن بازدارندگی ازدسترفته دربرابر حملات آنان تا اخذ غرامت و تحمیل شروط ایران در میدان بود. این استراتژی اما با استراتژی «جنگ برای صلح، توازن و همکاری» دولت و وزارت خارجه فاصله داشت و تنها در مسیر ۴۰ روزه توانستد به یک وفاق دست یابد چراکه راهبرد دولت برای خاتمه جنگ نیز نیاز به مقدماتی ازجمله تثبیت قدرت میدانی تا سطح رسیدن به چانهزنی داشت که در ۴۰ روز محقق شد؛ بنابراین ادامه جنگ برای تضعیف یا نابودی بخش منطقهای توان رزمی دشمن توجیه نداشت؛ امری که از اظهارات یوسف پزشکیان (فرزند و مشاور غیررسمی رئیس جمهور) در پاسخ به منتقدین سخنان رئیس جمهور میتوانست درک شود. او اشاره کرد مگر قرار است امریکا و اسرائیل را نابود کنیم که به رئیسجمهور در مورد اظهاراتش خاتمه جنگ انتقاد میکنید؟
بنابراین دولت امریکا با زیرکی سیاسی از بنبست جنگ خارج شد و مذاکرات را به بنبست رسانید تا دو طرف به جمع صفر سیاسی برسند. احتمالا در ادامه امریکا با ادامه جنگ در لبنان و سایر جبههها بهدنبال کماثرکردن ابزارهای دیگر ایران مانند تنگه هرمز و... حرکت کند.
به نظر نگاه قاطبه مسئولین کنونی هنوز از مدار ترس و احترام به امریکا میگذرد. خواستن رفع تحریمها و پذیرش حق غنیسازی برای چندمینبار در شروط ایران نشان از نادیدهگرفتن قدرت ملی و پذیرش هژمونی و حتی استمرار مداخله امریکا در امور کشور است. قدرتی که در جنگ نظامی دچار زمینگیری و شکست راهبردی بوده است اما در ذهن دیپلماتیک ایران، هنوز مرجع اعطا و سلب حق انگاشته میشود.
۱۰:۳۰
تیم مذاکرهکننده ایرانی ریسکهای امنیتی مهمی را پذیرفت و برای دفاع از حقوق ایران، به اسلامآباد رفت و پیشنهادهای متعددی را به طرف امریکایی ارائه کرد، اما ونس تحت فشار لابی شدید اسراییل در مورد ذخایر اورانیوم و فشار ترامپ در مورد تنگه هرمز نتوانست به جمعبندی برسد و نخواست که ریسک تصمیمات بزرگ را بپذیرد. نکته مهم این مذاکرات این بود که تهران بهدلیل عدم تحقق دو پیششرط خود، از بازگشایی تنگه هرمز استنکاف کرد و حتی با لاککردن روی دو رزمناو امریکایی و شلیک پهپاد بهسمت آنها که قصد تستکردن سطح حساسیت ایران را داشتند، تلاش امریکا برای کنترل و بازگشایی این تنگه را ناکام گذاشت.
اکنون دو حالت متصور است؛ یا طرف امریکایی در تبدیل این وضعیت به جنگ مجدد تعلل خواهد کرد و خواهد کوشید با افزایش فشار در حوزه کشتیرانی ایران و ایجاد فشار اقتصادی، موضع خود را ارتقا دهد و پس از آن در ادامه مسیر دیپلماتیک جدیدی را باز کند. مسلما در آنصورت، ایران بهمنظور واکنش به فشار به حوزه کشتیرانی و نفت خود، بهسمت برخی اقدامات جبرانی در منطقه حرکت خواهد کرد؛ اما توصیه اکید این است که ایران زمان را از دست ندهد و با رایرنی سطح بالا با قدرتهای بزرگ و تعریف نقش مشخصی برای آنها در دوران پساجنگ در منطقه، زمینه وساطت آنها را بهشکلی که وزنه وساطت آنها بهنفع تهران سنگینی کند، فراهم کند. بارها گفتهایم و باز هم میگوییم که سطح این پرونده، سطح کشورهای کوچکی چون عمان و قطر و قدرتهای منطقهای چون پاکستان نیست. همچنین تهران دیگر نباید حضور ویتکاف و کوشنر را در مذاکرات بپذیرد.
حالت دوم این است که ضمن افزایش فشار اقتصادی بر ایران، فضا حتی زودتر از دو هفته بهسمت عملیاتهای ترور و تصاعد جنگ و شاید حرکت بهسمت تخریب زیرساختها پیش خواهد رفت؛ که این به آن معنی است که اسراییل بهعنوان پیشران و مسبب اصلی این جنگ، هزینههای ادامه جنگ را برای خود کمتر از فواید آن ارزیابی میکند. درآنصورت، تهران برای تحقق شروط خود، چارهای ندارد جز آنکه علاوهبر حفظ فشار بر بازارهای جهانی و اقدامات جبرانی در منطقه، برخی از ملاحظات در مدیریت جنگ ۴۰ روزه را -که مبتنیبر دکترین جنگ فرسایشی است- کنار گذار و در بازه زمانی کوتاهتری نظام محاسباتی را در اسراییل تغییر دهد تا فضا برای گشودهشدن باب جدیدی از مذاکره در کوتاهترین زمان هموار شود.
در هر دو حالت باید دقت کرد که اولا آمادگی برای بدترین شرایط، ازجمله ترور و جنگ زیرساختی شرط عقل است و ثانیا مسئله مدیریت صحنه و زمان برای ایران بسیار مهم است و تهران با فعالیت گسترده در سطوح عالی دیپلماسی و رایزنی با قدرتهای بزرگ و کنارگذاشتن برخی ملاحظات در بانک اهداف، نباید اجازه دهد که ایالات متحده مدیریت زمان و صحنه را بهدست گیرد.
#یادداشت_سیاستی#پرونده_جنگ
۱۲:۱۰
#یادداشت_سیاستی#پرونده_جنگ
۱۳:۵۹
#بررسی_تحلیل#آموزش_علم_فناوری#پرونده_جنگ
۱۵:۲۹
تحولات اخیر نشان میدهد آنچه در ظاهر بهعنوان «آتشبس» در جنگ تحمیلی سوم مطرح شد، نه پایان جنگ، بلکه ورود به مرحلهای پیچیدهتر از همان بازی پیشین است؛ مرحلهای که در آن تغییر میدان نظامی به عرصه چانهزنی ژئواکونومیک و تثبیت دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران رخ داده است. این وضعیت را باید در چارچوب یک بازی پویا با اطلاعات ناقص در «نظریه بازیها» تحلیل کرد؛ جایی که هدف، نه خاتمه جنگ، بلکه تغییر قواعد آن است.
بیانیه شورای عالی امنیت ملی این واقعیت را تثبیت کرد که ایران، آتشبس را صرفا یک وقفه تاکتیکی برای تبدیل پیروزی میدانی به دستاورد سیاسی میداند. تاکید بر ادامه جنگ تا تحقق اهداف، در کنار پذیرش مذاکرات محدود، نشاندهنده راهبردی است که در آن مذاکره، ادامه میدان است، نه جایگزین آن.
در این چارچوب، طرح ۱۰ مادهای ایران را باید بهعنوان «نقشه بازآرایی نظم منطقهای» فهمید؛ طرحی که تلاش میکند برتری در میدان را به امتیازات ساختاری، حقوقی و پایدار تبدیل کند. ابعاد این طرح عبارتند از:
در کنار این چارچوب، ناکامی امریکا در عملیاتهای پرهزینه نفوذ به عمق ایران، در منطق نظریه بازیها بهعنوان «علامتدهی پرهزینه ناموفق» عمل کرده و باعث تضعیف تصویر توان عملیاتی دشمن و افزایش قدرت مطالبهگری ایران شده است.
نتیجه آنکه، طرح ۱۰ مادهای ایران یک بسته کامل برای افزایش هزینه بازگشت به درگیری است. اگر این مسیر به نتیجه برسد، خروجی آن آغاز یک نظم جدید منطقهای خواهد بود و اگر به شکست بینجامد، بازی به میدانی بهمراتب پرهزینهتر بازمیگردد.
بحول الله و قوته. انشاءالله.
#یادداشت_سیاستی#پرونده_جنگ
۴:۳۰
روسیه که درگیر جنگ خود در اوکراین است، در موقعیتی نبود که بتواند نقش میانجی را بر عهده بگیرد. چین نیز بهدلیل نزدیکی بیش از حد به منافع ایران، از نظر واشنگتن نمیتوانست یک میانجی بیطرف و قابل اعتماد تلقی شود. کشورهای حوزه خلیج فارس خود در جایگاه طرفهای درگیر قرار داشتند. ترکیه با توجه به نقشآفرینی در مذاکرات غزه و ارتباط با هر دو طرف، از اعتبار برخوردار بود، اما دسترسی مستقیم به واشنگتن را نداشت؛ دسترسیای که پاکستان پس از بازگشت دونالد ترامپ به قدرت در ژانویه ۲۰۲۵ بهتدریج ایجاد کرده بود. پاکستان همچنین گزینه مطلوب ایران بود. تهران بر این باور بود که قرار گرفتن اسلامآباد در معرض فشارهای جغرافیایی و محدودیتهای داخلی، آن را بهطور ساختاری از تبدیل شدن به ابزاری در دست واشنگتن بازمیدارد.
بااینحال، رابطه مهمتر، میان ترامپ و فرمانده ارتش پاکستان، عاصم منیر شکل گرفت. در دیدارهای متعدد در طول سال ۲۰۲۵، ترامپ با شور و حرارت قابل توجهی از منیر تمجید کرد و او را «یک جنگجوی بزرگ»، «فردی بسیار مهم» و «انسانی استثنایی» خواند. ترامپ بهطور علنی اظهار داشت که پاکستان «ایران را بسیار خوب میشناسد، بهتر از بسیاری دیگر». در نتیجه، هنگامی که اسلامآباد پیشنهاد میانجیگری برای پایان دادن به جنگ ایران را مطرح کرد، این پیشنهاد به رئیسجمهوری ارائه شد که از پیش به حامل پیام اعتماد داشت. معماری پشتپرده آتشبس نیز بازتاب همین پویایی بود. بنا بر گزارش رویترز، منیر «تمام شب» با معاون رئیسجمهور جیدی ونس، نماینده ویژه استیو ویتکاف و وزیر امور خارجه ایران عباس عراقچی در تماس بود تا توافق در ۶ آوریل شکل بگیرد.
پاکستان خود ذینفع مستقیم این بحران است. بسته شدن تنگه هرمز موجب شوک قیمتی در بازار نفت شده است. پاکستان بخش عمده انرژی خود را وارد میکند و هرگونه اختلال طولانیمدت در عبور و مرور از هرمز به معنای کمبود عرضه و افزایش شدید هزینه واردات خواهد بود—و این برای کشوری که با شکنندگی مزمن اقتصاد کلان دستوپنجه نرم میکند، بسیار پرهزینه است.
اما میانجیگری، این معادله را معکوس کرده است. اکنون پاکستان میزبان مذاکراتی میان بزرگترین اقتصاد جهان و یکی از مهمترین بازیگران خاورمیانه است. صرفِ برگزاری این مذاکرات—فارغ از نتیجه آن—پاکستان را در جایگاه یک بازیگر جدی دیپلماتیک قرار میدهد؛ جایگاهی که با هیچ بیانیه یا نشست دوجانبهای بهدست نمیآمد.
پاکستان به این نقش رسید، زیرا گزینههای دیگر عملاً از میان رفته بودند و موقعیت خاص آن باعث شد به تنها میانجیای تبدیل شود که هر دو طرف حاضر به همکاری با آن بودند. زمانی که هم واشنگتن و هم تهران به دعوت اسلامآباد پاسخ دادند، این نشانهای بود از اینکه دیپلماسی صبورانه پاکستان سرانجام لحظه خود را یافته است.
۶:۳۹
طراحی چارچوب حقوقی و مدیریتی برای تنگه هرمز.pdf
۱.۳۴ مگابایت
جنگ رمضان، معادلات امنیتی خلیج فارس را برای دههها تغییر داد. اکنون وقت آن است که قواعد حقوقی و مدیریتی تنگه هرمز را هم متناسب با این شرایط بازتعریف کنیم.
در این سند که توسط اندیشکده تابا تهیه شده، یک چارچوب حقوقی و مدیریتی جامع برای اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز پیشنهاد شده است:
#اخبار#نشراندیشکده#یادداشت_سیاستی#پرونده_جنگ
۹:۳۱
بازارسال شده از خانه اندیشهورزان
#رویداد #اخبار#پرونده_مقاومت_ملی
۱۲:۳۱
در نخستین هفته تنشها و تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی، بسته شدن تنگه هرمز به مهمترین متغیر معادلات منطقه تبدیل شد. توقف تردد در این شاهراه حیاتی انرژی بیش از هر چیز تحت تأثیر دو عامل شکل گرفت:
با افزایش ریسک، بازار بیمه دریایی نیز دچار شوک شد. بسیاری از شرکتهای بیمه بینالمللی پوشش جنگی در خلیج فارس را متوقف کردند و نرخ بیمه جنگی از حدود نیم درصد ارزش کشتی به نزدیک ۱۰ درصد رسید؛ افزایشی که در کنار ناامنی مسیر، عملا عبور بسیاری از کشتیها را متوقف کرد.
واشنگتن برای بازگرداندن جریان کشتیرانی تلاش کرد با اختصاص ۲۰ میلیارد دلار پوشش بیمه اتکایی، ریسک شرکتها را کاهش دهد؛ تلاشی که نتیجهای نداشت و اکنون گفته میشود این رقم به ۴۰ میلیارد دلار افزایش یافته است. بااینحال تجربه نشان میدهد در تنگه هرمز، تعیینکننده اصلی نه بستههای مالی بلکه واقعیتهای میدانی است.
در چنین شرایطی، ایران علاوهبر اتکای به اقتدار نظامی خود میتواند ابتکار عمل اقتصادی–امنیتی تازهای نیز تعریف کند؛ ازجمله طراحی سازوکار «بیمه جنگی با پشتوانه امنیتی ایران» برای تضمین امنیت تجارت مشروع و مدیریت هوشمند تردد در این گذرگاه راهبردی.
#یادداشت_سیاستی#پرونده_جنگ
۱۵:۳۰
#کلیپ#پرونده_جنگ
۴:۳۰
تغییر فاز امریکا از ایدههای پرریسک با نتایج نامعلوم مثل تصرف جزایر و هلیبرن و عصر حجر و امثالهم بهسمت ایده کمریسکتر محاصره دریایی، نشانهای از تغییر استراتژی بزرگتری در صحنه جنگ است.
برخلاف نگاه عمومی در ایران که محاصره را یک بازی کوتاهمدت برای امتیازگیری در مرحله بعدی مذاکره تصور میکنند، [ضمن اینکه این سناریو را نامحتمل نمیدانم] فکر میکنم احتمال اینکه هدف امریکا از این اقدام، حرکت بهسمت یک جنگ کمشدت، طولانیتر، کمریسکتر و کمهزینهتر برای امریکا و پرهزینهتر برای ایران باشه کم نیست. یعنی ایده محاصره دریایی میتواند بهنوعی فن بدل «فرسایشیکردن جنگ» باشد. ما با هضم ضربات اولیه امریکا و فرسایشیکردن جنگ پلن اول دشمن را معکوس کردیم و حالا شاید امریکا فن بدلی زده باشد تا اینبار او بتواند فرسایش را جذب و هزینه بیشتر را به دوش ما بیندازد. بهصورتیکه گذر زمان دیگر به نفع ما نباشد. اگر امریکا بتواند با کنترل سطح تنش (عدم اسکلیشن نظامی) هم ایران را در موقعیت اضطراری اقتصادی نگه دارد، هم قیمت نفت را حدود ۱۰۰ دلار حفظ کند، شاید بتواند ضمن مدیریت تبعات جنگ برای اقتصاد خودش ما را تحت فشار موثر برای پذیرش خواستههایش قرار دهد.
اگر این سناریو درست باشد، اقدام درست از جانب جمهوری اسلامی این است که نگذارد محاصره طبیعی انگاشته و طولانی شود. جلوگیری از صادارت نفت یا واردات کالای اساسی مورد نیاز به کشور عین زدن نیروگاه یا تلاش برای تصرف خارک میماند. باید به همین چشم به مسئله نگاه کرد و پاسخ داد.
#یادداشت_سیاستی#پرونده_جنگ
۷:۲۹
#اخبار#رویداد#پرونده_جنگ
۱۰:۲۵
یکی از مهمترین ایرادات راهبرد مذاکره برای حل مشکلات کشور، معطلماندن کشور و بلاتکلیفی است.
از ابتدای شروع این مسیره ۱۳_۱۴ ساله و انتخاب این راهبرد بهعنوان راهبرد اصلی، همواره ایران معطل بود تا مذاکره به جایی برسد و بعد اقدامی را انجام دهد. روزی مذاکره برای رفع تحریم، روزی مذاکره برای عدم محکومیت ایران در آژانس، روزی مذاکره برای عدم جنگ، روزی مذاکره برای بازگشت به برجام و...
در طول این مسیر همواره کشور معطل بود، بلاتکلیف که انشاءالله مذاکره پیش رود تا بعدش فلان گشایش اتفاق بیفتد. اما معمولا یا مذاکره پیش نمیرفت یا اگر پیش میرفت گشایشی حاصل نمیشد و گشایش معطل مذاکره بعدی میشد.
اتفاقی که در عمل رخ میداد این بود که طرف مقابل هر دفعه یک بهانه جدید رو میکرد. ایران بهسمت این میرفت که با دادن امتیاز بهانه را ازطرف مقابل بگیرد، اما طرف مقابل بعد از گرفتن امتیاز ضربه جدیدی وارد میکرد و دوباره دعوت به مذاکره میکرد. مثلا برای رفع تحریم مذاکره شد، ایران امتیاز میداد تا بهانه گرفته شود و تحریم رفع شود، ولی دوباره ایران تحریم جدید میشد. یا امریکا از برجام خارج میشد، ایران را متهم میکرد که سیستم مالی شفافی ندارد، ایران میرفت که این بهانه را رفع کند و fatf را میپذیرفت اما بعد طرف مقابل تحریم جدید میکرد که با fatf کارآیی آن بیشتر میشد و دوباره دعوت میکرد به مذاکره برای دادن امتیاز بیشتر.
یا اینکه طرف مقابل از ایران اجازه بازرسی بیشتر طلب میکرد، ایران برای اینکه بهانه را از آنها بگیرد اجازه بازرسی حتی به اماکن نظامی، نه هستهای (مانند پارچین) میداد، اما بعد ایران در آژانس محکوم میشد و دوباره دعوت به مذاکره.
همیشه هم در طول این مذاکرات طرف مقابل سعی میکرد با فشار میدان، ایران را راضی به دادن امتیاز بیشتر کند. تحریم در حین مذاکره، محکومیت در آژانس در حین مذاکره و امروز هم محاصره دریایی در ایام مذاکره!
این چرخه باطل تا کنون برای ایران چیزی جز تحریم بیشتر، محکومیت و جنگ نداشته است. یعنی نه مشکل اقتصاد را حل کرده، نه امنیت را و نه حتی باعث شده ایران کاپ اخلاق ببرد!
درمقابل میدان توانسته دستآوردهای به مراتب بهتری داشته باشد.
حال سوال اینجاست. چرا اساسا باید مذاکره با امریکا یک راهبرد جدی باشد؟ چرا یک کار غیرعاقلانه و غیرشرافتمندانه اینقدر مهم میشود؟
سوال دیگر این است که اساسا مذاکره زیر فشار معنی ندارد. اگر امروز بعد از صحبتهای شیخ نعیم قاسم، همچنان علیرغم حمله رژیم صهیونی به لبنان تن به مذاکره دهیم یا زیر فشار محاصره دریایی بهسمت مذاکره برویم چه معنی برای دشمن دارد؟
سوال بعدی این است که اساسا چه کسی گفته که جنگ حتما با مذاکره به پایان میرسد؟ جنگها میتوانند با اقدامات یکطرفه سمت پیروز ماجرا و وادار کردن دشمن به پذیرش آن اقدامات پایان بپذیرد. یعنی ایجاد یک حالت باثبات، بازدارنده عینی.
و اما درنهایت، این بلاتکلیفی و حالت نه جنگ نه صلح که دوباره با پیشآمدن مذاکره ایجاد شده، اگر مدیریت نشود، میتواند باعث ایجاد ضربات کاری به کشور شود. امیدواریم که مسیر ۱۳_۱۴ سالهای که منجر به جنگ و شهادت رهبری شد، دوباره طی نشود.
#یادداشت_سیاستی#پرونده_جنگ
۱۴:۰۶
تابآوری در روانشناسی به توانایی افراد و جوامع برای حفظ یا بازیابی کارکرد هیجانی، شناختی و اجتماعی نسبتا سالم در دل بحران گفته میشود؛ ظرفیتی که نه بهمعنای نادیدهگرفتن رنج، بلکه بهمعنای تبدیل آن به انطباق و رشد سازنده است. ایده اصلی این یادداشت آن است که فرهنگ ایرانی، با ترکیب خاصی از معنویت، مناسک جمعی، شبکههای خانوادگی و حافظه تاریخی، یک «برگ برنده روانشناختی» در اختیار سیاستگذار میگذارد که میتواند تابآوری را در شرایط جنگی تقویت کند.
در چارچوب نظری تابآوری، مقیاس کانر و دیویدسون نشان میدهد که تابآوری مجموعهای از مولفهها مانند احساس شایستگی فردی، تحمل هیجانهای منفی، پذیرش تغییر، روابط امن و تجربه تاثیرات معنوی است. مفهوم «سرسختی» کوباسا –شامل تعهد، کنترل و نگاهِ چالشمحور– توضیح میدهد چرا برخی افراد و جوامع دربرابر فشارهای شدید کمتر فرسوده میشوند و بحران را به فرصتی برای بازتعریف خود تبدیل میکنند. در سطح معنابخشی، ویکتور فرانکل یادآور میشود انسانی که در دل رنج معنایی برای ادامهدادن پیدا میکند، از درون فرونمیپاشد؛ او شاید نتواند خودِ بحران را حذف کند، اما میتواند نسبتش را با آن تغییر دهد.
اگر این چارچوبها را به زمینه ایرانی بیاوریم، تصویر روشنتری از مزیتهای فرهنگی ایران در تابآوری به دست میآید. مردمی که در روایتهای تاریخی و مذهبیشان بارها با الگوهای «ایستادگی تا آخر» و «پایداری بر ارزشها» مواجه شدهاند، بالقوه میتوانند مولفههای تعهد، احساس کنترل و نگاهِ چالشمحور را در سطح جمعی نیز تجربه کنند.
فرهنگ ایرانی با ترکیب ویژهای از اسطورهها، مناسک و ادبیات، این منابع معنوی را تقویت کرده است. از روایتهای عاشورایی و ادبیات حماسی که رنج را در افق کرامت و سرافرازی بازخوانی میکنند، تا غزلهای عارفانهای که از دل تاریکترین شبها «صبح امید» را نوید میدهند، همه و همه به ایرانیان الگوهایی برای معنادادن به درد و تبدیل آن به استقامت ارائه کردهاند. مناسک جمعی و حضور میدانی مردم – از گردهماییها و راهپیماییهای شبانه تا آیینهای مذهبی و اجتماعی– با ایجاد احساس تعلق، گسترش شبکههای حمایت و نوعی تنظیم هیجان جمعی، ستون «حمایت اجتماعی» در تابآوری را مستحکم میکنند. در کنار این، شبکههای خانوادگی و محلهای در ایران همچنان یکی از مهمترین تکیهگاهها در زمان فشارهای اقتصادی و بحراناند و به افراد اجازه میدهند در دل نااطمینانی، حس «پشتگرمی» و امنیت نسبی را تجربه کنند.
#یادداشت_سیاستی#پرونده_جنگ
۱۶:۴۷
شماره یکم:نگرش افکار عمومی اسرائیل نسبت به حمله امریکا و اسرائیل به ایرانبههمت گروه سیاستپژوهی و تحلیل داده نمافر
نظرسنجیهای مراکز تحقیقاتی و رسانههای رژیم صهیونیستی از آغاز حمله نظامی امریکا و اسرائیل به ایران (۲۸ فوریه تا ۲۶ مارس) نشاندهنده حمایت گسترده و حداکثری اکثریت یهودیهای اسرائیل از این حمله است؛ بهطورمثال بنیاد دموکراسی اسرائیل گزارش کرده که ۸۱ درصد اسرائیلیها موافقند، درحالیکه حمایت در میان عربهای اسرائیلی بسیار کمتر است:
بااینحال کارشناسان معتقدند این نظرسنجیها ممکن است متاثر از نهادهای امنیتی و تحت تاثیر نظرسازی باشند و حمایت افکار عمومی بهخصوص در درازمدت شکننده است. برای نمونه اکثریت مردم اسرائیل، ۱۰ روز پس از آغاز جنگ، این جنگ را کوتاهمدت (حدود یکماهه) پیشبینی میکردند. همچنین پس از سه هفته از شروع جنگ، حدود یکسوم اسرائیلیها خواهان پایان سریع درگیریها هستند.
#اخبار#اینفوگرافی#داده_جنگ /۱#پرونده_جنگ
۲:۳۰
مقامات ارشد مالی جهان این هفته در واشنگتن گرد هم میآیند؛ درحالیکه جنگ ایران سومین شوک بزرگ به اقتصاد جهانی را پس از همهگیری کووید و حمله روسیه به اوکراین وارد کرده است. صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی هشدار دادند که جنگ باعث کاهش رشد جهانی و افزایش تورم خواهد شد و کشورهای فقیرتر بیشترین ضربه را میخورند.
#یادداشت_سیاستی#پرونده_جنگ
۳:۵۹