#رصد#پرونده_اعتراضات
۸:۵۲
#یادداشت_سیاستی#پرونده_اعتراضات
۱۱:۱۱
همچنین پیشنهاد میشود براساس فناوریهای مبتنیبر تحلیل داده، نظام توزیع به صورت لحظهای پایش شود تا از هرگونه فساد یا کمبود و احتکار پیشگیری شود.
#یادداشت_سیاستی#پرونده_حذف_ارز_ترجیحی
۵:۰۰
#اخبار
۷:۳۲
#رصد#پرونده_اعتراضات
۱۱:۵۱
نتیجه پرواضح است: حذف تدریجی اندیشکدههای مستقل و باقیماندن نهادهای همسو با دولت. این دقیقاً نقطه مقابل فلسفه وجودی اندیشکدههاست.
۱۶:۵۰
#یادداشت_سیاستی#پرونده_حذف_ارز_ترجیحی
۲:۳۳
#اخبار#پرونده_اعتراضات
۴:۵۳
هزینه ثبتنام: ۴ میلیون تومانتخفیف تا سقف ۵۰ درصد برای ثبتنام گروهی، کارشناسان و مدیران دستگاههای اجرایی، دانشجویان دانشگاههای دولتی سراسر کشور، معرفیشدگان از سوی اعضای هیئت علمی دانشگاههای دولتی، آزاد و غیر انتفاعی کشور و انجمنهای علمی و همچنین فارغالتحصیلان دورههای قبلی مدرسه حکمرانی و قانونگذاری شهید مدرس (ره)
این تخفیف پس از ارسال مدارک مربوطه در مراحل بعدی و در زمان دریافت قسط دوم هزینه دوره، اعمال خواهد شد.
کسب اطلاعات بیشتر:۰۲۱-۳۹۹۳۶۹۴۰@governanceschoolmrc_admin
#اخبار#رویداد
۶:۲۴
#اخبار#رویداد
۷:۳۱
این تغییرات، نشاندهنده عبور تدریجی اما پرهزینه بودجه، از نفتمحوری به مالیاتمحوری است. علاوهبراین دولت تلاش دارد، بدون توسل مستقیم به استقراض پولی و تشدید تورم، با افزایش نرخ رسمی ارز؛ هم انگیزه صادرات را حفظ کند و هم بخشی از شکاف منابع خود را غیرمستقیم پوشش دهد
پتروشیمیها برخلاف بسیاری از بخشهای اقتصادی، امکان پنهانسازی درآمد، فرار مالیاتی یا خروج از نظام قیمتگذاری رسمی را ندارند. فروش محصولات از طریق بورس کالا، وابستگی به خوراک و انرژی دولتی و حضور در بازار سرمایه، پتروشیمی را به یکی از قابل رصدترین بخشهای اقتصاد تبدیل کرده است. در نتیجه، در شرایطی که دولت به دنبال منابع پایدار مالی است، فشار سیاستی بهطور طبیعی بر چنین صنایعی متمرکز میشود.
افزایش نرخ ارز از منظر درآمدی برای شرکتهای پتروشیمی صادراتمحور، مزیت است. افزایش نرخ تسعیر، درآمد ریالی صادرات را تقویت میکند و بهویژه برای شرکتهایی که هزینههای آنها عمدتا ریالی است، منجر به بهبود سودآوری اسمی میشود. این موضوع انگیزه صادرات را افزایش میدهد و اگر همراه بازگشت ارز شود به بهبود تراز ارزی کشور کمک میکند.
افزایش مالیاتها، بهویژه رشد مالیات برارزشافزوده از ۱۰ به ۱۲% و تشدید مالیات بر سود شرکتها، یکی دیگر از مسیرهای انتقال بار بودجهای به صنعت پتروشیمی است. در صنایعی با قدرت قیمتگذاری بالا، امکان انتقال این هزینه به مصرفکننده وجود دارد؛ اما در بازارهای رقابتی صادراتی، این افزایش هزینه مستقیما به کاهش حاشیه سود منجر میشود.
صنعت پتروشیمی ایران ماهیتی سرمایهبر، بلندمدت و وابسته به ثبات سیاستی دارد. پروژههای توسعهای این صنعت نیازمند افق قابل پیشبینی در نرخ خوراک، سیاستهای ارزی و مقررات صادراتی هستند. هرگونه نوسان یا تصمیمات مقطعی، هزینه سرمایه را افزایش و جذابیت سرمایهگذاری جدید را کاهش میدهد؛ موضوعی که آثار آن نه فوری، بلکه در میانمدت و بلندمدت نمایان میشود.
کاهش حدود ۷۰درصدی درآمدهای حاصل از واگذاری داراییهای سرمایهای نیز نشان میدهد دولت تمایل کمتری به فروش دارایی یا اتکا به منابع ناپایدار دارد. این تصمیم اگرچه از منظر پایداری مالی قابل دفاع است، اما در عمل فشار بیشتری بر جریانهای نقدی مستمر اقتصاد، ازجمله مالیات، انرژی و صادرات وارد میکند که پتروشیمیها در کانون آن قرار دارند.
فشار واردشده بر پتروشیمی در بودجه ۱۴۰۵ محصول مستقیم گذار بودجه ایران از نفتمحوری به مالیاتمحوری است. اگر این گذار بدون اصلاح هزینههای دولت و افزایش بهرهوری بخش عمومی ادامه یابد، بار آن بهطور نامتوازن بر دوش صنایع شفاف و مولد باقی میماند؛ صنایعی که درعین تامین منابع کوتاهمدت دولت، نقش کلیدی در رشد اقتصادی و ارزآوری بلندمدت ایفا میکنند.
#یادداشت_سیاستی#پرونده_بودجه_1405
۱۰:۵۱
#رصد#پرونده_اعتراضات
۱۵:۱۰
چینشناسی
رصد اندیشکدههای خارجی در موضوع چین؛ مرور ۵۱ گزارش از ۲۱ اندیشکده
چین در آستانه نیمه دوم دهه ۲۰۲۰ با مجموعهای از تحولات همزمان و متداخل روبهرو است که درک آن نیازمند نگاهی فراتر از شاخصهای اقتصادی سنتی است. کاهش آهنگ رشد، بحران املاک و افزایش عدمقطعیتهای ژئوپلیتیکی، پرسشهایی بنیادین درباره پایداری مدل توسعه این کشور ایجاد کردهاند. با این حال، تمرکز صرف بر کندی اقتصاد میتواند تصویری ناقص ارائه دهد، زیرا چین همزمان در حوزههای نهادی، فنآورانه و نظامی به بازآرایی راهبردی گستردهای دست زده که پیامدهای آن فراتر از مرزهای ملی است.
اقتصاد چین، که بیش از چهار دهه موتور رشد جهانی محسوب میشد، اکنون با محدودیتهای ساختاری عمیقی مواجه است. افول بخش املاک، کاهش بازده سرمایهگذاری و ضعف تقاضای داخلی، دولت را به بازاندیشی در الگوی توسعه واداشته است. در پاسخ به این مسئله، پکن مفهوم «نیروهای مولد با کیفیت جدید» را مطرح کرده که بر نوآوری، فنآوریهای پیشرفته و بهرهوری متمرکز است. این تغییر رویکرد نشان میدهد که چین بهجای بازگشت به محرکهای سنتی، آینده خود را در پیوند عمیقتر میان اقتصاد و علموفنآوری جستوجو میکند.
در سطح نظم بینالمللی، چین بهعنوان یک قدرت بازنگر عمل میکند، اما نه از مسیر تقابل مستقیم. راهبرد پکن مبتنیبر فرسایش تدریجی قواعد لیبرال، ایجاد نهادهای جایگزین و ترویج هنجارهای مبتنیبر حاکمیت ملی است. این رویکرد، که اغلب در پوشش همکاری جنوب–جنوب و چندجانبهگرایی غیرغربی ارائه میشود، به چین امکان میدهد بدون برهمزدن ناگهانی نظام موجود، وزن هنجاری و نهادی خود را افزایش دهد و نظم مطلوبتری برای منافعش بسازد.
علم و فنآوری در این چارچوب نقشی دوگانه ایفا میکنند: هم ابزار رشد اقتصادی و هم اهرم قدرت ژئوپلیتیکی است. گزارشهای بینالمللی نشان میدهند که چین در بخش بزرگی از فنآوریهای حیاتی، از هوش مصنوعی تا کوانتوم، به جایگاهی پیشتاز دست یافته است. اتکای دولت به سیاستگذاری متمرکز، دادههای انبوه و پیوند میان بخشهای غیرنظامی و نظامی، اکوسیستمی ایجاد کرده که قابلیت رقابت پایدار با غرب را دارد، هرچند همچنان با گلوگاههای حساس مواجه است.
پیوند راهبردی میان فنآوری و امنیت ملی، ویژگی برجسته مسیر توسعه چین است. از شبکههای ارتباطی نسل پنج و استانداردهای اینترنتی تا امنیت سایبری و فضا، پکن علم را ابزاری برای اعمال حاکمیت و نفوذ بینالمللی تلقی میکند. این نگاه، استفاده از فنآوریهای چینی را به مسئلهای فراتر از کارایی فنی تبدیل کرده و آن را به موضوعی مرتبط با امنیت داده، استقلال راهبردی و جهتگیریهای ژئوفنآورانه ارتقا داده است.
همزمان، قدرت نظامی چین با سرعتی بیسابقه در حال تحول است. ارتش آزادیبخش خلق چین نهتنها در حال نوسازی تجهیزات، بلکه در حال بازطراحی ساختار، دکترین و ماموریتهای خود است. تمرکز بر تایوان، توسعه توان فضایی و سایبری و گسترش حضور نظامی در مناطق فراتر از شرق آسیا، نشان میدهد که چین آماده ایفای نقشی فعالتر و پرریسکتر در معادلات امنیتی جهانی است.
این گزارش با تلفیق چهار حوزه اقتصاد، نظم بینالمللی، علموفنآوری و امنیت، میکوشد تصویری جامع از مسیر تحول چین ارائه دهد. درک این همپیوندیها برای تحلیل آینده رقابت قدرتهای بزرگ ضروری است؛ زیرا چین دیگر صرفا یک بازیگر اقتصادی یا نظامی نیست، بلکه پروژهای چندبُعدی برای بازتعریف قدرت در قرن بیستویکم را دنبال میکند.
در این گزارش خواهید خوانید:
اقتصاد چین؛
نظم چینی و جایگاه چین در نظام بینالملل؛
علم و فناوری چین؛
امنیت و نظامیگری چین.
بیشتر بخوانید
پیوند دریافت مستقیم گزارش
#گزارش_رصدی
جامعه اندیشکدهها در وب I بله I تلگرام
#گزارش_رصدی
۱۶:۴۷
#یادداشت_سیاستی#پرونده_اعتراضات
۳:۱۵
#یادداشت_سیاستی#پرونده_اعتراضات
۸:۴۶
#یادداشت_سیاستی#مسئله#پرونده_تبار_اندیشکده
۱۳:۳۰
آییننامه ساماندهی اندیشکدهها؛
نطفهای برای ناکامی در آینده نظام اندیشهورزی
" />
محمود نظرنیا، مدیر اندیشکده نظام مسائل حکمرانی کشور
مقدمهدر دنیای امروز، اندیشکدهها بهعنوان کانونهای مطالعاتی و راهبردی، نقش برجستهای در تولید و نشر دانش و ارائه مشاوره به سیاستگذاران ایفا میکنند. وزارت علوم بهتازگی آییننامهای بهمنظور ساماندهی و تقویت این نهادها تدوین کرده است. اما به نظر میرسد این اقدام علیرغم نیت نیک آن، با نقاط ضعفی جدی و چالشهایی روهبرو شده است که نیاز به بررسی و اصلاح فوری دارد، در همین راستا به بررسی موارد ذیل خواهیم پرداخت.
شفافیت ناکافی؛ تخریب اعتماد عمومییکی از اشکالات اصلی این آییننامه، عدم شفافیت در فرآیندها و ارزیابیهای مربوط به اندیشکدههاست. این فقدان شفافیت میتواند سوتفاهم و اختلافنظرهایی را به وجود آورد که درنتیجه آن، کارایی فعالیتهای علمی و تحقیقاتی با تهدید جدی مواجه میشود. بدون اعتماد عمومی و شفافیت، اندیشکدهها نمیتوانند به نحو موثری در خدمت جامعه قرار گیرند.
محدودیتهای مالی؛ سم مهلک برای نوآورییکی دیگر از نقاط ضعف این آییننامه، عدم تعیین سازوکارهای مالی مناسب برای تامین منابع اندیشکدههاست. بودجههای ناکافی و مبهم، باعث میشود که این نهادها نتوانند نیروی انسانی متخصص و پروژههای تحقیقاتی ضروری را تامین کنند. اگر وزارت علوم نتواند مدلهای مالی پایدار و مناسبی ارائه کند، احتمالا اندیشکدهها به زودی با بحرانهای جدی مواجه خواهند شد.
عدم توجه به تنوع موضوعی؛ اختلال در خلاقیتآییننامه کنونی بیشتر به موضوعات خاصی تمرکز کرده و از تنوع موضوعی و رویکردهای مختلف غافل مانده است. این رویکرد میتواند منجر به کاهش خلاقیت و نوآوری در فعالیتهای اندیشکدهها شود و درنهایت توانایی آنها برای حل مسائل پیچیده جامعه را کاهش دهد. تکبعدینگری در این آییننامه، به روشنشدن افقهای گسترده و نیازهای متنوع جامعه آسیب میزند؛ چراکه اساسا نمیشود فضای اندیشه و گفتوگو را محدود به موضوعات مورد پسند حاکمیت تعریف کرد.
فقدان معیارهای ارزیابی دقیق؛ ناپایداری در عملکردیکی از الزامات ضروری برای ارزیابی عملکرد اندیشکدهها، وجود معیارهای دقیق و معتبر است. اما عدم وضوح در این معیارها میتواند به ارزیابیهای غیرعادلانه و ناهماهنگی بین نهادها منجر شود. وزارت علوم باید به همکاری با متخصصان و پژوهشگران بپردازد تا استانداردهای ارزیابی قابل اندازهگیری و فرآیندهای شفافتری را تدوین کند، آنچه در این آیین نامه به آن پرداخته شد، منجر به توقف فعالیت نظام اندیشهورزی و ناپایداری در مدیریت اندیشکدهها خواهد شد.
سازوکارهای ناپایدار؛ تهدیدی برای آینده اندیشکدههاوزارت علوم در تدوین این آییننامه به اهمیت ایجاد سازوکارهای پایدار و بلندمدت برای اندیشکدهها بیتوجه بوده است. این بیتوجهی میتواند به ایجاد چالشهای جدی در پایداری فعالیتهای این نهادها منجر شود. برای ایجاد یک اکوسیستم پایدار، لازم است که وزارت علوم به توسعه مدلهای حمایتی موثر و پایدار توجه داشته باشد، وگرنه سنگ اندازی و مانع تراشی با وضع الزامات حقوقی و علمی برای نظام فکر و اندیشه مهارت ویژه ای نیست، آنچه تاکنون در نهاد اندیشه ورزی و اندیشکده ای به وقوع پیوسته است، مدیریت جهادی توام با تدبیر علمی بوده، لذا نامساعد ساختن این فضا، جز ناپایداری و تهدید اندیشه حاصل دیگری نخواهد داشت.
نتیجهگیریآییننامه ساماندهی اندیشکدهها بهدلیل چالشهای مذکور نیازمند بازنگری جدی و اصلاحات اساسی است. وزارت علوم باید بهجای اتخاذ رویکردهای یکسویه و بدون مشورت با کارشناسان، با بهرهگیری از نظرات علمی و تخصصی، به شفافیت، تأمین مالی مناسب، تنوع موضوعی، ارزیابی دقیق و سازوکارهای پایدار توجه کند. تنها در این صورت است که میتوان از پتانسیلهای بالقوه اندیشکدهها بهرهبرداری کرد و نقش آنها را در پیشبرد علمی و اجتماعی کشور بهبود بخشید.
#بازتاب#پرونده_مجوز_اندیشکدهها
جامعه اندیشکدهها در وب I بله I تلگرام
#بازتاب#پرونده_مجوز_اندیشکدهها
۱۶:۰۴
نظم بینالملل (International Order) غیر از نظامات بینالمللی (International Systems ) و مناسبات بینالمللی (International Interactions) است. در یک معنای مختصر میتوان مفهوم نظم را مبنای شکلگیری نظامات و مناسبات سیاسی، تجاری و مالی و امنیتی دانست که در یک چرخه بازتولید میشود. در این روزها هنوز ما در نظم، نظام و مناسباتی زندگی میکنیم که درک هژمونیک از ایالات متحده امریکا دارد. ایالات متحدهای که پس از پایان جنگ جهانی دوم مسئولیتهای مقام هژمون را پذیرفت و به ازای آن به منافع گسترده این نقش بینالمللی دست یافت.
حال پس از طی مقاطعی از این چرخه عمر هژمونیک، ایالات متحده امریکا به مرحله خطیری رسیده است که برآوردها نشان میدهد منافع این نظم که هزینههای عمده آن با امریکاست بیشتر به رقبایش میرسد. در این پارادوکس پیش آمده، آمریکا از نظامات لیبرال دموکراسی آمریکایی شانه خالی میکند و آنها را از وجاهت نیز تخلیه میسازد؛ تا جایی که جمهوری خلق چین، آمریکا را به حفظ نظامات آمریکایی دعوت و چه بسا اصرار میورزد.
به آرامی روشن میشود که آمریکای دونالد، مجبور به یک هماوردی هژمونیک و شاید هم تمدنی شده است. بزکها و ریاکاریها به تعبیر خودشان فرو ریخته است. دیگر با ژستهای دموکراتهای ماشین امضایی نمیشود مملکت داری کرد. از سوابق فردی دونالد نیز برمیآید که او بر این مشی است که در برهههایی یک عمل جسورانه میکند تا در ده موقعیت حساس تنها با تهدید به عمل، کار را پیش ببرد. از همین بابت هرجا گفت "نخواستم" را باید ترجمه کرد "نتوانستم".
در چنین شرایطی بازگشت به استراتژی حفظ قدرت از درون تا طی شدن کامل این دوران گذار بینالمللی، پرهیز از سوداگریهای پرخطر و بلندپروازانه، خویشتنداری معقول و عملگرایی بیفاصله از آگاهی به تکلیف میتواند کشورها را نجات ببخشد.
#یادداشت_سیاستی
۴:۳۲
#اخبار#رویداد
۵:۳۴
#مصاحبه_اختصاصی#تسهیم_ریسک#مسئله#خلق_پول#دلار
۱۳:۳۸