عکس پروفایل ایران‌وارا
۱ هزار عضو

ایران‌وار

روایتی نادر از ایرانگی
ارتباط با ایران‌وار@iravi
پیام ناشناس

HivaPodcast-Special01.mp3

۰۶:۲۰-۱۵.۳۲ مگابایت
هیواآوای ایرانگیمجموعه پادپخش(پادکست) های ایران‌وار
قسمت ویژه:سلام ای آنکه اسمت را نمی دانم
برایت می نویسم تا بعدها که خواندن آموختیدر سرزمینی که نامش ایران بوده هست و به لطف پدرت خواهد بود شاید به دستت رسید این نوشته و خواندیدر آینده از رستم خواهی خواند از دیوها از ضحاک از سهراب از آرش...ما خواندیم... ما خواندیم و در ذهنمان مردانی دیدیم با موهای بلند،ریش های انبوه سینه هایی ستبر و بازوانی سترگدیوها برایمان شاخ هایی بزرگ داشتند با دندان هایی تیز و از پشت لب بیرون زدهبا قیافه هایی هولناک و هیکل هایی درشتاما... اما... اما هیچ وقت گمان نمی کردیم با آرش و رستم همشهری و همسایه باشیمبه ما حق بده چون هیچ کس نگفت از اندام های ستبر و قوی چیزی مهم تر وجود داردچیزی که در سینه است هیچ کس به ما نگفت تیر آرش را بازوانش پرتاب نکردهبلکه قلب محکم و با اراده و سرشار از ایمان آرش تیر را تا آن دورها فرستادهیچ کس نگفت آرش نمی دانسته جانش هم با تیر خواهد رفتمیدانسته؟اما پدرت با هیچکدام از تصویرهای در ذهن ما یکسان نبودایمانش را هم نمی توانستیم ببینیماو برای ما... برای ایران... از تو گذشت ومی دانست که تو در راهی اما با آن قلب مهم تر از بازوان آهنین و سینه های ستبر ما را تا همیشه مدیون خود و شرمنده تو ساختشرمنده در آینده دخترانی مثل خودت خواهی دید که در آغوش پدر هستندشرمنده دخترانی خواهی دید که پا به پای پدرشان می دوندشرمنده دخترانی خواهی دید که دست در دست پدر در خیابان قدم می زنندشرمنده دخترانی خواهی دید که پدرشان جلوی در مدرسه انتظار آن ها را می کشندشرمنده برگه های امتحانی و کارنامه های دخترانی خواهی دید که پدرشان امضا کردهو خیلی شرمنده های دیگرما را ببخشما هیچ وقت گمان نمی کردیمدیوها می توانند زیبا باشندما همیشه آن ها را با چهره های کریه تصور می کردیمنمی دانستیم دیوها می توانند شاخ نداشته باشندمی توانند کت و شلوار بپوشند و کراوات بزنندما را ببخش و خیلی به پدرت افتخار کناو می دانست اگر تیرش از کمان رها شود دیو او را شکار خواهد کرداو می دانست که شاید اصلا تو را نبینداو می دانست که شاید هیچ وقت نتواند به تو بگوید سلام باباییما را حلال کن که پدرت ایران را... ما را... که حتی نمی شناخت از تو بیشتر دوست داشتمن مطمئنم که اگر رستم و سهراب و آرش و همه پهلوانان بودند مقابل پدرت زانو می زدندما شاید خیلی نتوانیم درک کنیم اما می دانم تو با تمام وجود خواهی دانست:ما برای آنکه ایران خانه خوبان شودرنج دوران برده ایم،خون دلها خورده ایمیعنی چه
ارادتمند تو و پدرتنادر کد 2
#ایران#جنگ#اسطوره#پادکست#هیوا
ایران‌وار@iranwar_org
undefined۲۱
undefined۳
undefined۱
undefined۱

۳.۳K

۶:۵۶