مجموعهای مردمپایه با هدف تولید و ترویج:اندیشه اسلامیعلوم اسلامیفناوریهای نرم مبتنی بر آنها.تماس با ادمین ها:@rferdosi / @z_3_1_3m.ارتباط با مسئول اندیشکده:@SajadRostamali.آدرس اندیشکده در همه رسانههای اجتماعی :@jahaadetabin
سکانس۳: علیه قدرت! ️در جریان ناآرامیهای لیبی در ۲۰۱۱، نفوذ از مرحله مردمسالاری و امنیت عبور و مستقیماً قدرت سخت را هدف گرفت. رسانههای غربی و عربی، با طرح ادعاهای اثباتنشده نظیر «بمباران هوایی» یا «فرمان تجاوز» به معترضان، ارتش لیبی را به «نسلکشی» متهم کردند. این روایتسازی پشتوانه تصویب قطعنامه ۱۹۷۳ شورای امنیت شد و مداخله نظامی تحت پوشش بشردوستانه مشروع جلوه کرد. پیش از جنگ، جنگ ادراکی آغاز شد: اتهامات مکرر به فرماندهان و القای «ضد مردمی بودن ارتش»، انسجام روانی نیروهای مسلح و وفاداری قبیلهای که ستون فقرات ارتش بود را سست کرد. همزمان، گروههای مسلح مورد حمایت خارجی، در روایت رسانهای بهعنوان «نیروهای مردمی» معرفی و مرز میان اعتراض مدنی و شورش مسلحانه مخدوش شد. در نتیجه، ارتش نه تنها در میدان، بلکه در عرصه ذهنیت عمومی فروپاشید؛ انتشار اخبار نادرست «سقوط قریبالوقوع شهرها»، در کنار فرار نیروها، نافرمانی سازمانی و پیوستن برخی یگانها به مخالفان، زمینهساز سقوط طرابلس، کشته شدن قذافی و تجزیه کشور شد. سکانس۴: شاخص تمایز! ️آنچه در این تجربهها تکرار شد، یک الگوی ثابت دارد: ۱. بیاعتمادسازی به نهادها و سازوکارهای انتخاباتی۲. بیاعتمادسازی به نهادهای امنیتی و قضایی۳. بیاعتمادسازی به نهادهای نظامی مسئله اصلی نفوذ، وجود نقد یا نارضایتی اجتماعی نیست؛ بلکه جهتدهی به نقد و بازنمایی آن بهگونهای است که نهادها بیاعتبار جلوه کنند. وقتی این زنجیره کامل شد، بدنه متأثر جامعه در بزنگاهها، بهجای تکیه بر مردمسالاری یا نهادهای رسمی و قانونی، ناخواسته به خیابان، خشونت و رهبری غیررسمی متوسل میشود. با بیاعتبار شدن نهادهایی که باید آخرین پناه مردم در حفظ نظم، امنیت و تمامیت ارضی باشند، حتی مطالبات بحق مردم، به سوخت بیثباتی بدل شده و جامعه، ناخواسته، در هیبت ستون پنجم، ستونهای نظم و امنیت و اقتدار خود را با دستان خویش سست میکند. نسخه صوتی قسمت قبل قسمت بعد همه قسمتها پیوستن به کانال اندیشکده علوم و فناوریهای نرم انقلاب اسلامی