بسماللهالرحمنالرحیم
مجموعه یادداشتها درباره جنگ رمضان – قسمت دوم
قمار! (بخش اول)
️در سحرگاه دهم اسفند ۱۴۰۴، خبری جهان را شوکه کرد! رهبر ایران در عملیات مشترک ارتش تروریستی آمریکا با باند تیهکار رژیم صهیونی ترور و به شهادت رسید!
اما چه چیز باعث شده بود که آنها با علم به جایگاه ایشان در ایران و جهان اسلام و عواقب ویرانگر چنین جنایتی، دست به بزرگترین قمار تاریخ تمدن غرب بزنند؟
سکانس۱: سقوط دروازه!
️پیشتر (اینجا) گفتیم که رژیم صهیونی دروازهای برای جهان غرب در برابر غرب آسیاست؛ منطقهای که برای قرنها محل ظهور تمدنهای عظیم مهاجم به اروپا بوده است.
این یکی از اصلیترین دلایل حمایت همه جانبه غربیها از اسرائیل بوده و هست؛ چنانکه مرتس، صدراعظم آلمان، اسرائیل را عامل انجام کارهای کثیف اروپاییها در منطقه معرفی کرد و نخستوزیر سابق فرانسه، سقوط اسرائیل را آغازی بر سقوط غرب دانست.
در این بین این ایران و رهبری آن بودند که در برابر این غده سرطانی، محور مقاومت را ایجاد و روز به روز آن را تقویت کردند. محوری که یکی از اعضای آن یعنی مقاومت فلسطین، با عملیات طوفان الاقصی، ضربهای نابودگر را بر آن وارد و آن را ۷۰ سال به عقب برگرداند و جنگ، به جنگ بقای حق و باطل در منطقه بدل شد که پیشتر آن را توضیح دادیم (اینجا)؛ ضربات ایران در وعده صادق ۱، ۲ و ۳ نیز، این مردهی زیر دستگاه را، دچار ایست قلبی مجدد کرد!
گزارش روزنامه اقتصادی صهیونی کالکالیست در دی ۱۴۰۴، اقتصاد اسرائیل را دچار کسری تجاری معرفی و اذعان میکند که اسرائیل در برابر هر ۱۰۰ دلار واردات، تنها ۵۸ دلار صادرات داشته است.
به لحاظ نظامی نیز ارتش اسرائیل دچار کمبود ۳۰۰ افسر ارشد بوده و به دلیل کمبود سرباز، به سراغ حریدیها (اقلیت یهودیان ارتدکس) رفته است؛ در حالیکه آنها، حتی شاغل بودن را هم جایز نمیدانند چه برسد به نظامیگری!
ظاهراً آمریکا به نتیجه رسیده که جنازه رژیم صهیونی، حتی دیگر با نفس مصنوعی نیز قابل احیا نیست و حال که دروازه در حال سقوط است، بهتر است تا توان آخر رژیم را برای نابودی مهاجم بکار گرفت و با قتل فرمانده لشگر فاتح، انگیزه فتح دژ سقوط کرده غرب را در آنها از بین برد! بعلاوه با قتل فرمانده مقاومت، مقاومت عملاً پایان یافته و میتوان با اشغال و غارت کشورهای وابسته و ناتوان منطقه بدون هیچ مانعی، اسرائیل بزرگ را جایگزین اسرائیل نابود شده فعلی کرد!



۷:۱۶