#بخش_اول
انویدیا و TSMC با ساخت نخستین ویفر تراشه بلکول (Blackwell) در آریزونا، گامی بزرگ در صنعت نیمههادی آمریکا برداشتن.این حرکت، نشان می دهد که آمریکا تصمیم بر این دارد که به خود کفایی فناوری برسد و شرکت های تولید کننده فناوری های کلیدی را به داخل مرز های خود منتقل کند.
تولید تراشههای پیشرفتهی هوش مصنوعی در آمریکا تا پیش از این غیرممکن به نظر میرسید، اما TSMC توانست تنها در شش ماه، نخستین ویفر بلکول را بسازد. این شرکت همچنین برنامه دارد تولید تراشههای ۲، ۳ و ۴ نانومتری و مدل A16 را نیز در آریزونا آغاز کند.
درگذشته شرکتهای آمریکایی مالکیت فناوریهای حوزه تراشه را در اختیار داشتند و تولید تراشه را در تایوان انجام میدادند باتوجه به ریسک بالای وابستگی به زیرساخت تولید تایوان و احتمال حمله چین آمریکا چندسالی است به دنبال راه اندازی زیرساختهای تولید تراشه در خاکخود است. قانون تراشه(CHIP Act) در سال ۲۰۲۲ با هدف کم شدن وابستگی به چین و تایوان تصویب شده است.
#جنگ_فناوری #نظم_جدید_جهانی#جهاد_فناورینگاهی نو به توسعه فناوری در ایران
@Jahadfanavari
انویدیا و TSMC با ساخت نخستین ویفر تراشه بلکول (Blackwell) در آریزونا، گامی بزرگ در صنعت نیمههادی آمریکا برداشتن.این حرکت، نشان می دهد که آمریکا تصمیم بر این دارد که به خود کفایی فناوری برسد و شرکت های تولید کننده فناوری های کلیدی را به داخل مرز های خود منتقل کند.
تولید تراشههای پیشرفتهی هوش مصنوعی در آمریکا تا پیش از این غیرممکن به نظر میرسید، اما TSMC توانست تنها در شش ماه، نخستین ویفر بلکول را بسازد. این شرکت همچنین برنامه دارد تولید تراشههای ۲، ۳ و ۴ نانومتری و مدل A16 را نیز در آریزونا آغاز کند.
درگذشته شرکتهای آمریکایی مالکیت فناوریهای حوزه تراشه را در اختیار داشتند و تولید تراشه را در تایوان انجام میدادند باتوجه به ریسک بالای وابستگی به زیرساخت تولید تایوان و احتمال حمله چین آمریکا چندسالی است به دنبال راه اندازی زیرساختهای تولید تراشه در خاکخود است. قانون تراشه(CHIP Act) در سال ۲۰۲۲ با هدف کم شدن وابستگی به چین و تایوان تصویب شده است.
#جنگ_فناوری #نظم_جدید_جهانی#جهاد_فناورینگاهی نو به توسعه فناوری در ایران
۱۸:۰۰
جهاد فناوری
#بخش_اول انویدیا و TSMC با ساخت نخستین ویفر تراشه بلکول (Blackwell) در آریزونا، گامی بزرگ در صنعت نیمههادی آمریکا برداشتن. این حرکت، نشان می دهد که آمریکا تصمیم بر این دارد که به خود کفایی فناوری برسد و شرکت های تولید کننده فناوری های کلیدی را به داخل مرز های خود منتقل کند. تولید تراشههای پیشرفتهی هوش مصنوعی در آمریکا تا پیش از این غیرممکن به نظر میرسید، اما TSMC توانست تنها در شش ماه، نخستین ویفر بلکول را بسازد. این شرکت همچنین برنامه دارد تولید تراشههای ۲، ۳ و ۴ نانومتری و مدل A16 را نیز در آریزونا آغاز کند. درگذشته شرکتهای آمریکایی مالکیت فناوریهای حوزه تراشه را در اختیار داشتند و تولید تراشه را در تایوان انجام میدادند باتوجه به ریسک بالای وابستگی به زیرساخت تولید تایوان و احتمال حمله چین آمریکا چندسالی است به دنبال راه اندازی زیرساختهای تولید تراشه در خاکخود است. قانون تراشه(CHIP Act) در سال ۲۰۲۲ با هدف کم شدن وابستگی به چین و تایوان تصویب شده است. #جنگ_فناوری #نظم_جدید_جهانی #جهاد_فناوری نگاهی نو به توسعه فناوری در ایران
@Jahadfanavari
#بخش_دومبرخی از اعداد و ارقام کلیدی این قانون به شرح زیر است: 1. ۲۰ میلیارد دلار برای حمایت از ساخت و توسعه کارخانههای تولید نیمههادی: این مبلغ بهطور مستقیم برای تشویق شرکتها به ساخت کارخانههای جدید تولید تراشه در ایالات متحده اختصاص یافته است. هدف این است که تولید تراشههای پیشرفته در خاک آمریکا افزایش یابد.
2. ۱۰ میلیارد دلار برای تحقیق و توسعه (R&D): این مبلغ بهطور اختصاصی برای حمایت از پروژههای تحقیقاتی و نوآوری در زمینهی فناوریهای نیمههادی، شامل طراحی و تولید تراشههای نسل جدید، در نظر گرفته شده است.
3. ۲۲ میلیارد دلار برای کمک به دولتهای ایالتی و محلی: این کمکها برای جذب و حمایت از شرکتها در ایالتهای مختلف جهت ایجاد کارخانههای جدید یا گسترش ظرفیتهای تولیدی موجود خواهد بود. هدف این بخش تقویت زیرساختهای محلی و افزایش اشتغال است.
4. بستههای مالیاتی: این قانون شامل انواع مشوقهای مالیاتی است که شرکتهای تولیدکننده تراشه در ایالات متحده میتوانند از آنها بهرهمند شوند. این مشوقها میتوانند شامل کسر مالیات برای سرمایهگذاریهای جدید در تحقیق و تولید تراشهها باشند.
5. حمایت از تأسیس مراکز تحقیقاتی: طبق این قانون، دولت آمریکا برنامههایی برای ایجاد و تقویت مراکز تحقیقاتی تخصصی در زمینه نیمههادیها خواهد داشت، که هدف آن ارتقای فناوریهای نوین و پیشرفته در این حوزه است.
#جنگ_فناوری #نظم_جدید_جهانی#جهاد_فناورینگاهی نو به توسعه فناوری در ایران
@Jahadfanavari
2. ۱۰ میلیارد دلار برای تحقیق و توسعه (R&D): این مبلغ بهطور اختصاصی برای حمایت از پروژههای تحقیقاتی و نوآوری در زمینهی فناوریهای نیمههادی، شامل طراحی و تولید تراشههای نسل جدید، در نظر گرفته شده است.
3. ۲۲ میلیارد دلار برای کمک به دولتهای ایالتی و محلی: این کمکها برای جذب و حمایت از شرکتها در ایالتهای مختلف جهت ایجاد کارخانههای جدید یا گسترش ظرفیتهای تولیدی موجود خواهد بود. هدف این بخش تقویت زیرساختهای محلی و افزایش اشتغال است.
4. بستههای مالیاتی: این قانون شامل انواع مشوقهای مالیاتی است که شرکتهای تولیدکننده تراشه در ایالات متحده میتوانند از آنها بهرهمند شوند. این مشوقها میتوانند شامل کسر مالیات برای سرمایهگذاریهای جدید در تحقیق و تولید تراشهها باشند.
5. حمایت از تأسیس مراکز تحقیقاتی: طبق این قانون، دولت آمریکا برنامههایی برای ایجاد و تقویت مراکز تحقیقاتی تخصصی در زمینه نیمههادیها خواهد داشت، که هدف آن ارتقای فناوریهای نوین و پیشرفته در این حوزه است.
#جنگ_فناوری #نظم_جدید_جهانی#جهاد_فناورینگاهی نو به توسعه فناوری در ایران
۱۸:۰۱
تا زمانی که ورودی مدلها اینگونه باشد، خروجی نیز تغییر نخواهد کرد؛ همان اصل ساده و صریح:WEIRD in → WEIRD out(اگر دادهی غربی وارد شود، خروجی هم غربی خواهد بود.)
منبع:Atari, M., Xue, M. J., Park, P. S., Blasi, D. E., & Henrich, J. (2023). Which Humans?Department of Human Evolutionary Biology, Harvard University.Available at: https://scholar.harvard.edu/sites/scholar.harvard.edu/files/henrich/files/which_humans_09222023.pdf
۱۲:۰۵
۱۷:۵۰
۵:۰۳
جهاد فناوری
فناوری، نظم جدید حاکم بر جهان را مشخص میکند
جنگ تراشهها؛ فناوری در میانه رقابت قدرتها در سالهای اخیر، اصطلاح «جنگ فناوری» به یکی از محورهای اصلی گفتوگو در محافل سیاسی، دانشگاهی و رسانهای جهان بدل شده است. در قلب این نبرد خاموش، صنعتی قرار دارد که کمتر دیده میشود اما بیش از هر زمان دیگری سرنوشت اقتصاد، امنیت و حتی حاکمیت کشورها را رقم میزند: صنعت نیمههادیها. این صنعت، ستون فقرات تمام فناوریهای مدرن است؛ از گوشیهای هوشمند و تجهیزات پزشکی گرفته تا سامانههای دفاعی و شبکههای ارتباطی. به همین دلیل، نیمههادیها نه یک کالای مصرفی، بلکه اکنون فناوری زیرساختی و استراتژیک محسوب میشوند.
نقطه حساس زنجیره؛ لیتوگرافی، گلوگاه جهانی فناوری در میانه این زنجیره پیچیده، دستگاهی وجود دارد که همهچیز به آن وابسته است: دستگاه لیتوگرافی. بدون آن، تولید تراشههای پیشرفته عملاً ناممکن است. نکته قابل تأمل اینجاست که تنها یک بازیگر در جهان توان ساخت این فناوری را دارد: شرکت ASML در هلند. سؤال اصلی اینجاست: چگونه ممکن است تنها یک شرکت در جهان به چنین فناوری حساسی دسترسی داشته باشد و دیگر قدرتهای صنعتی جهان از ساخت آن بازماندهاند؟ منابع صنعتی و اسناد نشان میدهد این انحصار نه حاصل تصادف، بلکه نتیجه دههها سرمایهگذاری مشترک، انتقال کنترلشده دانش و تصمیمات سیاسی هماهنگ بوده است.
انحصار یا استراتژی؟ غرب چگونه فناوری را به ابزار قدرت تبدیل کرد ایالات متحده، اتحادیه اروپا و متحدانشان با محدودکردن صادرات دستگاههای لیتوگرافی، عملاً مسیر پیشرفت فناوری در برخی کشورها را مهار میکنند. از سوی دیگر، همین کشورها با تزریق سرمایه مالی، حمایتهای حقوقی و امنیتی، از ASML حفاظت میکنند تا این «دروازهبان فناوری» جایگاه خود را از دست ندهد. هدف چیست؟ حفظ برتری تکنولوژیک و مدیریت وابستگی جهانی. تراشهها امروز همان نقشی را دارند که نفت در قرن بیستم ایفا میکرد؛ ابزاری برای نفوذ، فشار و تعیین نظم جهانی. اگر رقبایی مانند چین به این فناوری دست یابند، توازن قدرت جهانی میتواند در زمانی کوتاه جابهجا شود.
پشت صحنه نظم قدیم؛ تقسیم کار جهانی یا مهندسی وابستگی؟ بر اساس نظریه تقسیم کار جهانی، هر کشور نقش مشخصی در زنجیره تولید جهانی بر عهده میگرفت: برخی تولیدکننده مواد اولیه، برخی مونتاژکار و برخی مالک فناوری. این ساختار، دههها به قدرتهای غربی امکان داد تا جریان دانش، سرمایه و فناوری را تحت کنترل خود نگه دارند. اما این نظم قدیمی اکنون در حال فروپاشی است. جنگهای اقتصادی، رقابت نظامی و بحرانهای زنجیره تأمین باعث شده حتی طراحان همین نظم – آمریکا و اروپا – به سمت بازتولید داخلی فناوریها و بازگرداندن صنایع به خاک خود حرکت کنند. چین نیز در مقابل، میلیاردها دلار برای توسعه فناوریهای بومی سرمایهگذاری کرده است.
نظم جدید در راه است؛ چه کسی آینده را میسازد؟ آنچه امروز در جهان در حال وقوع است، فقط رقابت اقتصادی نیست؛ بلکه رقابت بر سر معماری آینده قدرت جهانی است. انحصار فناوری، تصمیمی آگاهانه بود؛ اما دوام آن دیگر تضمینشده نیست. اکنون پرسش اساسی این است: کدام کشور در این بزنگاه تاریخی، سرمایهگذاری در فناوری را جدی میگیرد؟ زیرا در نظم جدید جهانی، قدرت از دل آزمایشگاهها، کارخانههای تراشه و زنجیرههای ارزش فناورانه بیرون میآید، نه صرفاً میدانهای نبرد یا معاهدات سیاسی. اگر اکنون غفلت کنیم از بازیگر ومعمار بودن در نظام جدید باز خواهیم ماند. #جنگ_فناوری #نظم_جدید_جهانی #جهاد_فناوری نگاهی نو به توسعه فناوری در ایران
@Jahadfanavari
جنگ تراشه.m4a
۰۱:۱۵:۴۸-۱۷.۷۳ مگابایت
۱۸:۵۵
۲۰:۴۸
بازارسال شده از روایت پیشرفت ایران
۱۹:۳۲
خوش آمدی به زمین ای شروع زیباییتو عطر یاسی و نرگس تویی که زهراییتو آن طلوع قشنگی که در کنار علیبرای ظلمت شبهای مکه آمدهای
سالروز خجسته ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) و روز مادر مبارک.
@Jahadfanavari
۹:۰۵
جهاد فناوری نگاهی نو به توسعه فناوری-------------------------------------------------------
۸:۱۸
۱۸:۰۵
جهاد فناوری نگاهی نو به توسعه فناوری در ایران
۸:۲۹
۸:۲۹
۸:۲۹
#بخش_اول
«ناترازی انرژی؛ هزینه بیمسئولیتی صنایع بزرگ»
چالش ناترازی انرژی در کشور، صرفاً یک مسئله فنی یا مقطعی نیست؛ بلکه حاصل سالها تعلل در تصمیمگیری، اجرا نشدن قوانین و فقدان نگاه راهبردی به مصرف و تولید انرژی در بخشهای کلیدی اقتصاد است. در این میان، نقش صنایع بزرگ و انرژیبر ـ بهویژه صنایع فولادی ـ نقشی جدی و پررنگ بوده و بهعنوان یکی از عوامل مؤثر در تشدید وضعیت موجود قابل ارزیابی است.
انرژی، اعم از برق و گاز، لازمه تولید و پیشنیاز بدیهی رشد اقتصادی است. اختلال در تأمین پایدار آن، مستقیماً به کاهش بهرهوری، توقف تولید، افزایش هزینهها و تحمیل فشار به زندگی روزمره مردم منجر میشود. ازاینرو، کشوری که در تأمین انرژی مورد نیاز خود دچار مشکل باشد، ناگزیر در مسیر پیشرفت نیز با موانع جدی روبهرو خواهد شد. با این حال، بررسی دقیقتر ناترازی انرژی در کشور نشان میدهد بخش قابل توجهی از این بحران، نه ناشی از کمبود منابع، بلکه نتیجه بیتوجهی به تکالیف قانونی و فناورانه مصرفکنندگان بزرگ انرژی و ضعف در مدیریت مصرف است.
ناترازی انرژی در کشور پدیدهای تازه نیست، بلکه پیامد سالها اهمال در اجرای قوانین و فقدان سرمایهگذاری هدفمند در زیرساختهای تأمین انرژی به شمار میرود. در این میان، صنایع بزرگ به دلیل سهم بالای خود در مصرف برق، نقش ویژهای در این معادله دارند. صنایع فولادی، بهعنوان یکی از بزرگترین مصرفکنندگان برق کشور، نمونهای روشن از این وضعیت هستند؛ صنایعی که از یکسو از یارانههای گسترده انرژی بهرهمند شدهاند و از سوی دیگر، در انجام مسئولیتهای قانونی خود برای کاهش فشار بر شبکه برق، عملکردی افتضاح و تأسفبرانگیز از خود نشان دادهاند.
بر اساس آمار موجود، صنایع کشور روزانه حدود ۱۵ هزار مگاوات برق مصرف میکنند که بیش از یکسوم این میزان، یعنی حدود ۵.۵ هزار مگاوات، به صنایع فولادی اختصاص دارد. هرچند بخشی از این مصرف از طریق نیروگاههای احداثشده توسط خود این صنایع تأمین میشود، اما مسئله اصلی در جای دیگری قرار دارد.
مطابق ماده چهارم قانون مانعزدایی از توسعه صنعت برق، صنایع بزرگ موظف بودند تا پایان سال ۱۴۰۴ نسبت به احداث ۱۰ هزار مگاوات نیروگاه اقدام کنند. با این حال، به گفته مدیرعامل شرکت مدیریت شبکه برق، تاکنون تنها حدود ۲ هزار مگاوات از این تعهد به بهرهبرداری رسیده است. این فاصله معنادار میان تکلیف قانونی و عملکرد واقعی، یکی از عوامل اصلی تشدید ناترازی برق در کشور محسوب میشود.
در شرایطی که کشور با کسری حدود ۲۲ هزار مگاوات برق مواجه است، روشن است که اجرای کامل این قانون میتوانست بخش قابل توجهی، نزدیک به نیمی از کسری برق کشور را جبران کند. عدم پایبندی صنایع بزرگ به تعهدات قانونی خود، نهتنها به افزایش آسیبپذیری شبکه برق منجر شده، بلکه هزینه این کمکاری را بهطور مستقیم به مردم و سایر بخشهای اقتصادی تحمیل کرده است.
با این حال، مسئله به عدم اجرای قوانین محدود نمیشود. موضوعی که حتی از عمل نکردن به تکالیف قانونی در احداث نیروگاهها نیز اساسیتر به نظر میرسد، بیتوجهی به تحقیق و توسعه، استفاده از فناوریهای روز و بومیسازی فناوریهای نوین در صنایع بزرگ است. این در حالی است که رهبر انقلاب در دیدار با تولیدکنندگان در سال ۱۴۰۱، بهصراحت بر ضرورت دانشبنیان شدن صنایع بزرگ تأکید کردهاند.
در صنایع فولادی، نمونههای روشنی از اتلاف انرژی ناشی از ضعف فناوری و نبود نگاه توسعهمحور مشاهده میشود. برای مثال، در فرآیند تولید فولاد، پس از خروج فولاد گداخته از کوره و پیش از ورود به دستگاه نورد، این ماده چندین بار سرد و مجدداً گرم میشود؛ فرآیندی که منجر به اتلاف قابل توجه انرژی میگردد. در مقابل، فناوری «شارژ داغ» این امکان را فراهم میکند که فولاد گداخته بدون طی این مراحل تکراری، مستقیماً وارد نورد گرم شود.
بهکارگیری این فناوری میتواند صرفهجویی قابل توجهی در مصرف انرژی به همراه داشته باشد؛ بهطوریکه حدود ۸۰۰ کیلووات کاهش مصرف برق و افزایش سرعت نورد تا ۲۲ متر بر ثانیه از جمله مزایای آن عنوان شده است. اگرچه یکی از شرکتهای داخلی موفق به بومیسازی این فناوری شده، اما استفاده محدود از آن در سطح صنعت فولاد، نشاندهنده ضعف جدی در سیاستگذاری تحقیق و توسعه و نبود عزم و اراده جدی برای ارتقای بهرهوری است. این در حالی است که فناوری شارژ داغ تنها یکی از دهها ظرفیت فناورانه موجود در زنجیره تولید فولاد به شمار میرود.
جهاد فناوری نگاهی نو به توسعه فناوری در ایران






@Jahadfanavari
جهاد فناوری نگاهی نو به توسعه فناوری در ایران
۹:۳۰
جهاد فناوری
#بخش_اول
«ناترازی انرژی؛ هزینه بیمسئولیتی صنایع بزرگ»
چالش ناترازی انرژی در کشور، صرفاً یک مسئله فنی یا مقطعی نیست؛ بلکه حاصل سالها تعلل در تصمیمگیری، اجرا نشدن قوانین و فقدان نگاه راهبردی به مصرف و تولید انرژی در بخشهای کلیدی اقتصاد است. در این میان، نقش صنایع بزرگ و انرژیبر ـ بهویژه صنایع فولادی ـ نقشی جدی و پررنگ بوده و بهعنوان یکی از عوامل مؤثر در تشدید وضعیت موجود قابل ارزیابی است.
انرژی، اعم از برق و گاز، لازمه تولید و پیشنیاز بدیهی رشد اقتصادی است. اختلال در تأمین پایدار آن، مستقیماً به کاهش بهرهوری، توقف تولید، افزایش هزینهها و تحمیل فشار به زندگی روزمره مردم منجر میشود. ازاینرو، کشوری که در تأمین انرژی مورد نیاز خود دچار مشکل باشد، ناگزیر در مسیر پیشرفت نیز با موانع جدی روبهرو خواهد شد. با این حال، بررسی دقیقتر ناترازی انرژی در کشور نشان میدهد بخش قابل توجهی از این بحران، نه ناشی از کمبود منابع، بلکه نتیجه بیتوجهی به تکالیف قانونی و فناورانه مصرفکنندگان بزرگ انرژی و ضعف در مدیریت مصرف است.
ناترازی انرژی در کشور پدیدهای تازه نیست، بلکه پیامد سالها اهمال در اجرای قوانین و فقدان سرمایهگذاری هدفمند در زیرساختهای تأمین انرژی به شمار میرود. در این میان، صنایع بزرگ به دلیل سهم بالای خود در مصرف برق، نقش ویژهای در این معادله دارند. صنایع فولادی، بهعنوان یکی از بزرگترین مصرفکنندگان برق کشور، نمونهای روشن از این وضعیت هستند؛ صنایعی که از یکسو از یارانههای گسترده انرژی بهرهمند شدهاند و از سوی دیگر، در انجام مسئولیتهای قانونی خود برای کاهش فشار بر شبکه برق، عملکردی افتضاح و تأسفبرانگیز از خود نشان دادهاند.
بر اساس آمار موجود، صنایع کشور روزانه حدود ۱۵ هزار مگاوات برق مصرف میکنند که بیش از یکسوم این میزان، یعنی حدود ۵.۵ هزار مگاوات، به صنایع فولادی اختصاص دارد. هرچند بخشی از این مصرف از طریق نیروگاههای احداثشده توسط خود این صنایع تأمین میشود، اما مسئله اصلی در جای دیگری قرار دارد.
مطابق ماده چهارم قانون مانعزدایی از توسعه صنعت برق، صنایع بزرگ موظف بودند تا پایان سال ۱۴۰۴ نسبت به احداث ۱۰ هزار مگاوات نیروگاه اقدام کنند. با این حال، به گفته مدیرعامل شرکت مدیریت شبکه برق، تاکنون تنها حدود ۲ هزار مگاوات از این تعهد به بهرهبرداری رسیده است. این فاصله معنادار میان تکلیف قانونی و عملکرد واقعی، یکی از عوامل اصلی تشدید ناترازی برق در کشور محسوب میشود.
در شرایطی که کشور با کسری حدود ۲۲ هزار مگاوات برق مواجه است، روشن است که اجرای کامل این قانون میتوانست بخش قابل توجهی، نزدیک به نیمی از کسری برق کشور را جبران کند. عدم پایبندی صنایع بزرگ به تعهدات قانونی خود، نهتنها به افزایش آسیبپذیری شبکه برق منجر شده، بلکه هزینه این کمکاری را بهطور مستقیم به مردم و سایر بخشهای اقتصادی تحمیل کرده است.
با این حال، مسئله به عدم اجرای قوانین محدود نمیشود. موضوعی که حتی از عمل نکردن به تکالیف قانونی در احداث نیروگاهها نیز اساسیتر به نظر میرسد، بیتوجهی به تحقیق و توسعه، استفاده از فناوریهای روز و بومیسازی فناوریهای نوین در صنایع بزرگ است. این در حالی است که رهبر انقلاب در دیدار با تولیدکنندگان در سال ۱۴۰۱، بهصراحت بر ضرورت دانشبنیان شدن صنایع بزرگ تأکید کردهاند.
در صنایع فولادی، نمونههای روشنی از اتلاف انرژی ناشی از ضعف فناوری و نبود نگاه توسعهمحور مشاهده میشود. برای مثال، در فرآیند تولید فولاد، پس از خروج فولاد گداخته از کوره و پیش از ورود به دستگاه نورد، این ماده چندین بار سرد و مجدداً گرم میشود؛ فرآیندی که منجر به اتلاف قابل توجه انرژی میگردد. در مقابل، فناوری «شارژ داغ» این امکان را فراهم میکند که فولاد گداخته بدون طی این مراحل تکراری، مستقیماً وارد نورد گرم شود.
بهکارگیری این فناوری میتواند صرفهجویی قابل توجهی در مصرف انرژی به همراه داشته باشد؛ بهطوریکه حدود ۸۰۰ کیلووات کاهش مصرف برق و افزایش سرعت نورد تا ۲۲ متر بر ثانیه از جمله مزایای آن عنوان شده است. اگرچه یکی از شرکتهای داخلی موفق به بومیسازی این فناوری شده، اما استفاده محدود از آن در سطح صنعت فولاد، نشاندهنده ضعف جدی در سیاستگذاری تحقیق و توسعه و نبود عزم و اراده جدی برای ارتقای بهرهوری است. این در حالی است که فناوری شارژ داغ تنها یکی از دهها ظرفیت فناورانه موجود در زنجیره تولید فولاد به شمار میرود. جهاد فناوری نگاهی نو به توسعه فناوری در ایران 





@Jahadfanavari
#بخش_دوم
در نهایت، مسئله ناترازی انرژی را نمیتوان صرفاً به کمبود ظرفیت تولید برق یا افزایش مصرف نسبت داد. بخش قابل توجهی از این بحران، نتیجه عملکرد صنایعی است که نهتنها به تکالیف قانونی خود در تأمین انرژی پایدار عمل نکردهاند، بلکه از سرمایهگذاری مؤثر در زنجیره تأمین، تحقیق و توسعه و بهکارگیری فناوریهای نوین نیز غفلت کردهاند. این رویکرد کوتاهمدت و غیرمسئولانه، بهرهوری پایین و اتلاف گسترده انرژی را به یک ویژگی ساختاری در صنایع بزرگ تبدیل کرده است.
پیامد این کمکاریها، صرفاً متوجه صنایع بزرگ نیست. در عمل، فشار ناشی از ناترازی انرژی به شبکه سراسری منتقل شده و دولت ناگزیر شده است برای مدیریت بحران، محدودیتها را بر بخشهایی اعمال کند که کمترین نقش را در شکلگیری آن داشتهاند. صنایع کوچک و متوسط، که ستون فقرات اشتغال و تولید داخلی به شمار میروند، بیشترین آسیب را از قطعی برق و محدودیتهای انرژی متحمل شدهاند؛ آسیبی که به کاهش تولید، افزایش هزینهها و تضعیف توان رقابتپذیری این واحدها انجامیده است.
تداوم بیتوجهی صنایع بزرگ به مسئولیتهای قانونی و فناورانه خود، به معنای تداوم انتقال هزینه ناکارآمدیها به بدنه تولید کشور است. اگر سرمایهگذاری در زنجیره تأمین انرژی، تحقیق و توسعه و ارتقای فناوری بهعنوان یک الزام اجتنابناپذیر پذیرفته نشود، ناترازی انرژی همچنان به ابزاری برای فشار بر تولید ملی بدل خواهد شد؛ فشاری که در نهایت نه صنایع بزرگ، بلکه صنایع کوچک، نیروی کار و اقتصاد کشور بهای آن را میپردازند.
جهاد فناوری نگاهی نو به توسعه فناوری در ایران






@Jahadfanavari
جهاد فناوری نگاهی نو به توسعه فناوری در ایران
۹:۳۰
جهاد فناوری
#بخش_اول
«ناترازی انرژی؛ هزینه بیمسئولیتی صنایع بزرگ»
چالش ناترازی انرژی در کشور، صرفاً یک مسئله فنی یا مقطعی نیست؛ بلکه حاصل سالها تعلل در تصمیمگیری، اجرا نشدن قوانین و فقدان نگاه راهبردی به مصرف و تولید انرژی در بخشهای کلیدی اقتصاد است. در این میان، نقش صنایع بزرگ و انرژیبر ـ بهویژه صنایع فولادی ـ نقشی جدی و پررنگ بوده و بهعنوان یکی از عوامل مؤثر در تشدید وضعیت موجود قابل ارزیابی است.
انرژی، اعم از برق و گاز، لازمه تولید و پیشنیاز بدیهی رشد اقتصادی است. اختلال در تأمین پایدار آن، مستقیماً به کاهش بهرهوری، توقف تولید، افزایش هزینهها و تحمیل فشار به زندگی روزمره مردم منجر میشود. ازاینرو، کشوری که در تأمین انرژی مورد نیاز خود دچار مشکل باشد، ناگزیر در مسیر پیشرفت نیز با موانع جدی روبهرو خواهد شد. با این حال، بررسی دقیقتر ناترازی انرژی در کشور نشان میدهد بخش قابل توجهی از این بحران، نه ناشی از کمبود منابع، بلکه نتیجه بیتوجهی به تکالیف قانونی و فناورانه مصرفکنندگان بزرگ انرژی و ضعف در مدیریت مصرف است.
ناترازی انرژی در کشور پدیدهای تازه نیست، بلکه پیامد سالها اهمال در اجرای قوانین و فقدان سرمایهگذاری هدفمند در زیرساختهای تأمین انرژی به شمار میرود. در این میان، صنایع بزرگ به دلیل سهم بالای خود در مصرف برق، نقش ویژهای در این معادله دارند. صنایع فولادی، بهعنوان یکی از بزرگترین مصرفکنندگان برق کشور، نمونهای روشن از این وضعیت هستند؛ صنایعی که از یکسو از یارانههای گسترده انرژی بهرهمند شدهاند و از سوی دیگر، در انجام مسئولیتهای قانونی خود برای کاهش فشار بر شبکه برق، عملکردی افتضاح و تأسفبرانگیز از خود نشان دادهاند.
بر اساس آمار موجود، صنایع کشور روزانه حدود ۱۵ هزار مگاوات برق مصرف میکنند که بیش از یکسوم این میزان، یعنی حدود ۵.۵ هزار مگاوات، به صنایع فولادی اختصاص دارد. هرچند بخشی از این مصرف از طریق نیروگاههای احداثشده توسط خود این صنایع تأمین میشود، اما مسئله اصلی در جای دیگری قرار دارد.
مطابق ماده چهارم قانون مانعزدایی از توسعه صنعت برق، صنایع بزرگ موظف بودند تا پایان سال ۱۴۰۴ نسبت به احداث ۱۰ هزار مگاوات نیروگاه اقدام کنند. با این حال، به گفته مدیرعامل شرکت مدیریت شبکه برق، تاکنون تنها حدود ۲ هزار مگاوات از این تعهد به بهرهبرداری رسیده است. این فاصله معنادار میان تکلیف قانونی و عملکرد واقعی، یکی از عوامل اصلی تشدید ناترازی برق در کشور محسوب میشود.
در شرایطی که کشور با کسری حدود ۲۲ هزار مگاوات برق مواجه است، روشن است که اجرای کامل این قانون میتوانست بخش قابل توجهی، نزدیک به نیمی از کسری برق کشور را جبران کند. عدم پایبندی صنایع بزرگ به تعهدات قانونی خود، نهتنها به افزایش آسیبپذیری شبکه برق منجر شده، بلکه هزینه این کمکاری را بهطور مستقیم به مردم و سایر بخشهای اقتصادی تحمیل کرده است.
با این حال، مسئله به عدم اجرای قوانین محدود نمیشود. موضوعی که حتی از عمل نکردن به تکالیف قانونی در احداث نیروگاهها نیز اساسیتر به نظر میرسد، بیتوجهی به تحقیق و توسعه، استفاده از فناوریهای روز و بومیسازی فناوریهای نوین در صنایع بزرگ است. این در حالی است که رهبر انقلاب در دیدار با تولیدکنندگان در سال ۱۴۰۱، بهصراحت بر ضرورت دانشبنیان شدن صنایع بزرگ تأکید کردهاند.
در صنایع فولادی، نمونههای روشنی از اتلاف انرژی ناشی از ضعف فناوری و نبود نگاه توسعهمحور مشاهده میشود. برای مثال، در فرآیند تولید فولاد، پس از خروج فولاد گداخته از کوره و پیش از ورود به دستگاه نورد، این ماده چندین بار سرد و مجدداً گرم میشود؛ فرآیندی که منجر به اتلاف قابل توجه انرژی میگردد. در مقابل، فناوری «شارژ داغ» این امکان را فراهم میکند که فولاد گداخته بدون طی این مراحل تکراری، مستقیماً وارد نورد گرم شود.
بهکارگیری این فناوری میتواند صرفهجویی قابل توجهی در مصرف انرژی به همراه داشته باشد؛ بهطوریکه حدود ۸۰۰ کیلووات کاهش مصرف برق و افزایش سرعت نورد تا ۲۲ متر بر ثانیه از جمله مزایای آن عنوان شده است. اگرچه یکی از شرکتهای داخلی موفق به بومیسازی این فناوری شده، اما استفاده محدود از آن در سطح صنعت فولاد، نشاندهنده ضعف جدی در سیاستگذاری تحقیق و توسعه و نبود عزم و اراده جدی برای ارتقای بهرهوری است. این در حالی است که فناوری شارژ داغ تنها یکی از دهها ظرفیت فناورانه موجود در زنجیره تولید فولاد به شمار میرود. جهاد فناوری نگاهی نو به توسعه فناوری در ایران 





@Jahadfanavari
در مورد ارز، برگشت ارزهای کسانی که درآمد صادراتی ارزی دارند، خیلی مهم است. من شنیدم زمان مرحوم آقای رئیسی (رحمة الله علیه) گفته شد که برخی از شرکتهای بزرگ، یعنی شرکتهای کلان و مهم و بزرگ دولتی که مال دولت هم هست، اینها صادرات دارند، درآمد ارزی دارند که ارزِ این درآمد برنمیگردد به بانک مرکزی. ایشان یک فکری کرده بود، علاجی درست کرده بود و آن اینکه این شرکتها متعهّد بشوند هر کدام یک کار بزرگی را در کشور انجام بدهند؛ مثلاً فرض کنید که در فلان منطقه آب شرب و آب مثلاً کشاورزیِ فلان منطقهی کمآب را تأمین کنند، یا فلان پالایشگاه را بزنند یا نیروگاهِ مثلاً فرض کنید دویست مگاواتی، سیصد مگاواتی را تولید کنند؛ قول داده بودند. دو سه ماه بعد، من از ایشان پرسیدم، گفتم که این کاری که بنا بود این شرکتها بکنند به کجا رسید، ایشان اطّلاعی نداشت. گفت من سؤال میکنم به شما جواب میدهم. بعد از مثلاً یک هفته، دو هفته، ایشان یک گزارشی به من دادند، گفتند این گزارش را اینها دادند. من نگاه کردم دیدم این گزارش مهمل است؛ پوچ! اصلاً این گزارش نشاندهندهی هیچ اقدامی نیست، [بلکه] یک مقدار عدد و رقم پشت سر هم گذاشتهاند. ایشان دنبال این کار بود. خب اینها جزو کارهایی است که باید انجام بگیرد. درآمد ارزی اگر متعلّق به شرکتی است که مال خود دولت است، خب چطور این در اختیار دولت قرار نمیگیرد؟ در اختیار بانک مرکزی قرار نمیگیرد؟ چرا؟ برای این باید فکری بشود، کار اساسی باید انجام بگیرد؛ یعنی اینها همه چیزهایی است که در همین گشایش معیشت مردم مؤثّر است.
جهاد فناوری نگاهی نو به توسعه فناوری در ایران
۸:۴۴
ز اعماق قرون از بین جمعیت تو را دیدیمتو هم ای ناز مطلق از همان بالا ببین ما را
سالروز ولادت با سعادت امیرالمؤمنین، حضرت علی (علیه السلام) و روز پدر مبارک باد 
جهاد فناوری نگاهی نو به توسعه فناوری در ایران






@Jahadfanavari
جهاد فناوری نگاهی نو به توسعه فناوری در ایران
۵:۵۹
وقتی دانشگاه در برابر ترور دانشمندان هستهای خاموش شد
گلایه تاریخی رهبر انقلاب از تشکلهای دانشجویی: چندروز پس ازشهادت دکتر داریوش رضایینژاد در مرداد ۱۳۹۰ رهبر انقلاب در دیداری با تشکلهای دانشجویی، با تبیین نقشه دشمن برای کوبیدن حرکت علمی کشور از طریق حذف دانشمندان، از کوتاهی و بیعملی تشکلها در معرفی و تبیین شهدای هستهای گلایه کردند. این بیانات در شرایطی ایراد شد که تا آن زمان، چهار دانشمند هستهای ترور شده بودند و چندماه بعد نیز در دیماه همان سال، مصطفی احمدیروشن به شهادت رسید. مسیری که دشمن ترسیم کرده بود، بهوضوح یک جبهه تمامعیار علیه حاکمیت علمی ایران بود.
تروریسم علمی؛ استراتژی ادامهدار دشمن: در طول سالهای پس از آن بیانات هشدارآمیز، روند ترور دانشمندان نه تنها متوقف نشد، بلکه ادامه یافت تا در جنگ اخیر نیز، حذف چهرههای علمی در صدر اهداف رژیم صهیونیستی قرار گیرد. شهادت دکتر محمدرضا طهرانچی و جمع دیگری از دانشمندان در خانههایشان به همراه خانواده اقدام وحشیانهای بود که اسرائیلیها، هزینهای بابت آن در افکار عمومی دنیا ندادند.
چرا ترورها عادیسازی شد؟چرا این تروریسم سیستماتیک علیه علم و دانش ایرانی، در اذهان عمومی به نوعی "عادیسازی" شد؟ و مهمتر آنکه، چرا دانشگاه و بدنه آن در طول این سالها در قبال این دشمنی آشکار با عرصه علم، سکوت پیشه کرد؟ سکوتی که بیعملی در معرفی شهدا، بخشی از تبعات آن بود.
در آستانه سالروز شهادت دو تن از شهدای هستهای در دیماه میخواهیم تأملی در ماهیت "جبهه دشمنی با علم" که ترور دانشمندان، یکی از جلوههای آن است، داشته و راوی جهاد علمی شهدای هستهای باشیم.
جهاد فناوری نگاهی نو به توسعه فناوری در ایران






@Jahadfanavari
جهاد فناوری نگاهی نو به توسعه فناوری در ایران
۱۷:۴۷
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۲۲ دیماه ۱۴۰۴
۲۱:۱۷