بازنمایی دو تصویر از زن ایرانی
تصویر اول: شرکت تولیدکننده «عشق ابدی» قرار است از یک برنامه دیگر رونمایی کند: «زن روز». مهناز افشار هم قرار است جای پرستو صالحی بنشیند. برنامهای که قرار است به قول خودش خوشاستایلترین، زیباترین و خوشپوشترین زن ایرانی را انتخاب کند.
این زن روز تکرار و یادآور «مجله زن روز» است. مجلهای که در دهه چهل به تقلید از یک مسابقه اروپایی، مسابقه «دختر شایسته ایران» را راه انداخت. مسابقهای که برندگانش دخترانی زیبا از طبقه بالای جامعه بودند. حتی لوگوی برنامه جدید زن روز یادآور تاجگذاری مسابقه «Miss world» است که همه مسابقات زیبایی جهان از آن تقلید میکنند! الماسی به شکل تاج در بالای نام زن روز.
این عقبگرد و این ابژهانگاری از زن ایرانی، امر تازهای نیست. «زن زندگی آزادی» هرچه برای بعضیها به خصوص آنور آبیها نان داشت برای زن ایرانی آبی نداشت که هیچ، او را به سمت هرچه منفعلشدن کشاند، برعکس نامش که «آزادی» را یدک میکشد تمام تلاشش را کرد که زن ایرانی را در بند و اسیر موهومات تبلیغاتی و فریبکارانهٔ مدرن کند. دقیقا بعد از ماجرای مهسا امینی، «مسابقه دختر شایسته ایرانی» به یاد مهسا امینی در آمریکا شکل گرفت تا هرساله دختر شایستهٔ ایران را با معیارهای اروپایی_آمریکایی معرفی کند که موفق هم نبود و سروصدایی در جامعه ایرانی به پا نکرد. اینبار زن روز پس از موفقیت در برنامه زرد عشق ابدی، آمده تا شاید بتواند آن ماموریت ناتمام استعماری را انجام دهد.
این درحالیست که نخبگان و فمینیستهای جهان (همین جهان غرب) بارها به اینگونه مسابقات اعتراض کردهاند و حتی در دهه هفتاد میلادی اعتراضشان را به شدیدترین شکل ابراز کردند، زیرا این مسابقات را مصداق بارز شیءانگاری زن، ترویج کلیشههای جنسیتی و تاکید بر ظاهر بهعنوان ملاک ارزشگذاری زن میدانند.
تصویر دوم: «سحر امامی» با شجاعت مثالزدنیاش هنگامی که ساختمان صداوسیما مورد حمله قرار میگیرد همچنان روی آنتن است و محکم و رسا صدایش را مخابره میکند. صدایش در سرتاسر دنیا شنیده میشود و جهانیان تصویری جدید از زن ایرانی را میبینند و او را قهرمان خطاب میکنند. تصویری که اتفاقا جنسیتی نیست. به ظاهر و لباس و قیافه و آرایش کاری ندارد بلکه نمایانگر یک ارزش عمیق و زیبای انسانی است به نام «شجاعت». همان تصویری که اسلام در قرآن از حضرت آسیه میسازد. «و ضرب اللَّه مثلا للذين آمنوا امرأت فرعون...» زن فرعون نمونهای برای تمام مومنان است، چه زن، چه مرد... .
بعد از جنگ گروهی از خبرنگاران به دیدن ساختمان صداوسیما میروند و با سحر امامی هم همصحبت میشوند. همانجا یک عکس تاریخی هم ثبت میشود. یک خانم خبرنگار آمریکایی کنار سحر امامی میایستد و درحالی که انگشت سبابهاش را بالا آورده، ژست حماسی امامی را تکرار میکند و عکس میگیرد.
این عکس خیلی نمادین، دوستداشتنی، باابهت و غرورآفرین است. اگر در مسابقات زرد انتخاب دختر شایسته، نگاه همه جهان به زن اروپایی و آمریکاییست تا شبیهش شوند، در این عکس زن آمریکایی، زن ایرانی را قهرمان میداند و به دنبال الگو گرفتن از اوست. گویی نظم جدید جهانی از همین عکس شروع شدهاست...@jahaneyekzan
تصویر اول: شرکت تولیدکننده «عشق ابدی» قرار است از یک برنامه دیگر رونمایی کند: «زن روز». مهناز افشار هم قرار است جای پرستو صالحی بنشیند. برنامهای که قرار است به قول خودش خوشاستایلترین، زیباترین و خوشپوشترین زن ایرانی را انتخاب کند.
این زن روز تکرار و یادآور «مجله زن روز» است. مجلهای که در دهه چهل به تقلید از یک مسابقه اروپایی، مسابقه «دختر شایسته ایران» را راه انداخت. مسابقهای که برندگانش دخترانی زیبا از طبقه بالای جامعه بودند. حتی لوگوی برنامه جدید زن روز یادآور تاجگذاری مسابقه «Miss world» است که همه مسابقات زیبایی جهان از آن تقلید میکنند! الماسی به شکل تاج در بالای نام زن روز.
این عقبگرد و این ابژهانگاری از زن ایرانی، امر تازهای نیست. «زن زندگی آزادی» هرچه برای بعضیها به خصوص آنور آبیها نان داشت برای زن ایرانی آبی نداشت که هیچ، او را به سمت هرچه منفعلشدن کشاند، برعکس نامش که «آزادی» را یدک میکشد تمام تلاشش را کرد که زن ایرانی را در بند و اسیر موهومات تبلیغاتی و فریبکارانهٔ مدرن کند. دقیقا بعد از ماجرای مهسا امینی، «مسابقه دختر شایسته ایرانی» به یاد مهسا امینی در آمریکا شکل گرفت تا هرساله دختر شایستهٔ ایران را با معیارهای اروپایی_آمریکایی معرفی کند که موفق هم نبود و سروصدایی در جامعه ایرانی به پا نکرد. اینبار زن روز پس از موفقیت در برنامه زرد عشق ابدی، آمده تا شاید بتواند آن ماموریت ناتمام استعماری را انجام دهد.
این درحالیست که نخبگان و فمینیستهای جهان (همین جهان غرب) بارها به اینگونه مسابقات اعتراض کردهاند و حتی در دهه هفتاد میلادی اعتراضشان را به شدیدترین شکل ابراز کردند، زیرا این مسابقات را مصداق بارز شیءانگاری زن، ترویج کلیشههای جنسیتی و تاکید بر ظاهر بهعنوان ملاک ارزشگذاری زن میدانند.
تصویر دوم: «سحر امامی» با شجاعت مثالزدنیاش هنگامی که ساختمان صداوسیما مورد حمله قرار میگیرد همچنان روی آنتن است و محکم و رسا صدایش را مخابره میکند. صدایش در سرتاسر دنیا شنیده میشود و جهانیان تصویری جدید از زن ایرانی را میبینند و او را قهرمان خطاب میکنند. تصویری که اتفاقا جنسیتی نیست. به ظاهر و لباس و قیافه و آرایش کاری ندارد بلکه نمایانگر یک ارزش عمیق و زیبای انسانی است به نام «شجاعت». همان تصویری که اسلام در قرآن از حضرت آسیه میسازد. «و ضرب اللَّه مثلا للذين آمنوا امرأت فرعون...» زن فرعون نمونهای برای تمام مومنان است، چه زن، چه مرد... .
بعد از جنگ گروهی از خبرنگاران به دیدن ساختمان صداوسیما میروند و با سحر امامی هم همصحبت میشوند. همانجا یک عکس تاریخی هم ثبت میشود. یک خانم خبرنگار آمریکایی کنار سحر امامی میایستد و درحالی که انگشت سبابهاش را بالا آورده، ژست حماسی امامی را تکرار میکند و عکس میگیرد.
این عکس خیلی نمادین، دوستداشتنی، باابهت و غرورآفرین است. اگر در مسابقات زرد انتخاب دختر شایسته، نگاه همه جهان به زن اروپایی و آمریکاییست تا شبیهش شوند، در این عکس زن آمریکایی، زن ایرانی را قهرمان میداند و به دنبال الگو گرفتن از اوست. گویی نظم جدید جهانی از همین عکس شروع شدهاست...@jahaneyekzan
۲۳:۱۱
۲۳:۱۱
گرتا تونبرگ در ناوگان صمود بود. او هم مانند همه مسافران صمود دستگیر شد. به دلیل نقض محاصره غزه! اسرائیل انواع شکنجه جسمی و روانی را رویش انجام داد و در سلولی پر از ساس نگهش داشت. برای اسراییل مهم نبود او یک زن است که فقط ۲۲ سالش است همینطور که مهم نبود شهروند سوئد است و یک اینفلوئنسر. اسرائیل مهم نیست. ضحاک ماردوش که ذاتش مشخص است. او که در ملاءعام هرکاری میکند و بعد دروغ میگوید! تازه بعدش هم لشگر سایبریاش را به کار گرفته که علیه گرتا قصه ببافند!
ولی تو مهمی گرتا. تویی که به تنهایی در این جهان تهی از معنا، هم تعریفی جدید از همنسلانت ارائه دادی و هم زن؛ بیاینکه از جذابیتهای زنانهات سوءاستفاده کنی. چطور در جهان پر از ناعدالتی و خودخواهی و خودپرستی اینچنین شجاع و بیپروایی؟! چطور آنقدر عدالتگرا و مظلومخواه بودی؟آخر چطور همه درسهایی را که ما از اسلام آموخته بودیم را از بر بودی و از پس امتحانت آنقدر خوب برآمدی گرتا تونبرگ؛ دختر آبها؟!
@jahaneyekzan
ولی تو مهمی گرتا. تویی که به تنهایی در این جهان تهی از معنا، هم تعریفی جدید از همنسلانت ارائه دادی و هم زن؛ بیاینکه از جذابیتهای زنانهات سوءاستفاده کنی. چطور در جهان پر از ناعدالتی و خودخواهی و خودپرستی اینچنین شجاع و بیپروایی؟! چطور آنقدر عدالتگرا و مظلومخواه بودی؟آخر چطور همه درسهایی را که ما از اسلام آموخته بودیم را از بر بودی و از پس امتحانت آنقدر خوب برآمدی گرتا تونبرگ؛ دختر آبها؟!
@jahaneyekzan
۱۸:۰۵
میخواستم درباره طرح جدید مجلس با جزئیات بنویسم. با خیلیها صحبت کردم، خیلی هم جستجو کردم ولی بعد به دلایل مختلف پشیمان شدم.
نکته مهمتر از طرح جدید، فرامتن این طرح است. اموری که خارج از متن است و به شرایط محیطی، فرهنگی ربط دارد. جدا از اینکه مهم است بدانیم این طرح چه میگوید، مهم است بدانیم طرح در چه زمانی دارد مطرح میشود.
نکته مهم این است که فرامتن دیده نشدهاست. اینکه مهریه در جامعه اکنون ایرانی چقدر با کارکرد اصلی مهریه فاصله دارد؟ پس فقط نمیتوان نگاه فقهی داشت بلکه باید نگاه جامعهشناسی عمیقی داشت. از طرفی این طرح در چه زمانی مطرح شدهاست؟ بعد از اینکه یک قانون کاملا زنانه بعد از سالها فراز و فرود، توسط دولت پس گرفته میشود! لایحه منع خشونت علیه زنان به شکل خندهداری شبیه یک یتیم، از هرجایی سردرآورد بعد هم از همان جایی که آمدهبود پس گرفته شد! این فرامتن است که یک احساس ناخوشایندی ایجاد میکند که دلیل خیلی از واکنشهاست...
@jahaneyekzan
نکته مهمتر از طرح جدید، فرامتن این طرح است. اموری که خارج از متن است و به شرایط محیطی، فرهنگی ربط دارد. جدا از اینکه مهم است بدانیم این طرح چه میگوید، مهم است بدانیم طرح در چه زمانی دارد مطرح میشود.
نکته مهم این است که فرامتن دیده نشدهاست. اینکه مهریه در جامعه اکنون ایرانی چقدر با کارکرد اصلی مهریه فاصله دارد؟ پس فقط نمیتوان نگاه فقهی داشت بلکه باید نگاه جامعهشناسی عمیقی داشت. از طرفی این طرح در چه زمانی مطرح شدهاست؟ بعد از اینکه یک قانون کاملا زنانه بعد از سالها فراز و فرود، توسط دولت پس گرفته میشود! لایحه منع خشونت علیه زنان به شکل خندهداری شبیه یک یتیم، از هرجایی سردرآورد بعد هم از همان جایی که آمدهبود پس گرفته شد! این فرامتن است که یک احساس ناخوشایندی ایجاد میکند که دلیل خیلی از واکنشهاست...
@jahaneyekzan
۱۰:۵۸
اگر کسی هم سووشون را ببیند هم بامداد خمار را، باورش نمیشود کارگردان این دو، یکی است! چطور میشود اولی آنقدر خوب باشد و دومی آنقدر بد. من با ذهنیت کاملا منفی اولین قسمت سووشون را دیدم، آنهم به توصیه یک دوست. آنقدر از سریال بد شنیدهبودم که دوست نداشتم ببینمش که مبادا شاهکار ادبیات داستانی ایرانی را خراب کردهباشد. اولین قسمت را که دیدم واقعا حیرت کردم. همهچیز خیلی خوب بود. شخصیتپردازیها، فضاسازی، بازیها و حتی لهجه خوب از آب درآمدهبود. سکانس گفتگوی طولانی آن شاعر ایرلندی با یوسف شاهکار آن قسمت و حتی قسمت های بعد بود. چند قسمت دیگر دیدم و دانستم که آبیار، نعل به نعل سووشون را به تصویر کشیده، بیاینکه تغییری در آن ایجاد کردهباشد و این بیشتر مرا به دیدن مشتاق میکرد. البته شخصیت زری، به نظرم خیلی خوب نیامد؛ احساس میکردم گفتگوهای ذهنی زری در کتاب، زیادی روی شخصیت به نمایش درآمده از او سایه انداخته درحالی که همهمان میدانیم گفتگوی ذهنی آدمها با خودشان، خیلی اوقات متفاوت است با شخصیتی که نشان میدهند. با وجود اینکه بسیار سریال را دوست داشتم ولی بیشتر از چهار قسمت سووشون را ندیدم! به خاطر سردردهای بدی که ناشی از تکانهای بیخود و دوربین بیش از حد لرزان سریال بود. حیف از سووشون...
بامداد خمار البته هیچکدام از اینها را ندارد. جز چندتا شخصیت حاشیهای بازیها خیلی بد است. با این همه شخصیت موجود در داستان، بازیها جز ننه و دده بقیه یا معمولیاند یا خیلی بد. تقریبا همه چیز تصنعی است. بازیگران انگار یکی در میان زبان آن زمان از خاطرشان میرود و امروزی حرف میزنند. بعضی دیالوگها هم آنقدر امروزی است که مضحک درآمده. بعضی چهرهها و آرایشها که شاخصترینش محبوبه است چهره و آرایشی مناسب با سال ۱۴۰۴ دارد تا دوران احمدشاه. دیدارهای عاشقانه رحیم و محبوبه هم نقطه اوج این ماجراست؛ گویی یک دانشآموز دبیرستانی برای تئاتر مدرسهشان این نمایش را ترتیب داده! دیالوگها و بازیها در هیچ کدام از این سکانسها از حد آماتور بالاتر نمیرود...بعضی چیزها هم که اولین بار است در جمهوری اسلامی به تصویر کشیده میشود و طبق معمول این اولین ها توسط یک کارگردان مذهبی رقم میخورد. تصویری که آبیار از رحیم به نمایش میگذارد یک ابژه اغراق شده است که تا به حال حتی در هیچ فیلم خارجی هم ندیدهام و انگشت به دهان میمانم که چطور این سکانسها مجوز پخش دارد. البته که بامداد خمار برعکس سووشون یک رمان عامهپسند است ولی این هنر کارگردان است که بتواند از یک رمان سطح متوسط، سریالی فاخر بسازد.
@jahaneyekzan
بامداد خمار البته هیچکدام از اینها را ندارد. جز چندتا شخصیت حاشیهای بازیها خیلی بد است. با این همه شخصیت موجود در داستان، بازیها جز ننه و دده بقیه یا معمولیاند یا خیلی بد. تقریبا همه چیز تصنعی است. بازیگران انگار یکی در میان زبان آن زمان از خاطرشان میرود و امروزی حرف میزنند. بعضی دیالوگها هم آنقدر امروزی است که مضحک درآمده. بعضی چهرهها و آرایشها که شاخصترینش محبوبه است چهره و آرایشی مناسب با سال ۱۴۰۴ دارد تا دوران احمدشاه. دیدارهای عاشقانه رحیم و محبوبه هم نقطه اوج این ماجراست؛ گویی یک دانشآموز دبیرستانی برای تئاتر مدرسهشان این نمایش را ترتیب داده! دیالوگها و بازیها در هیچ کدام از این سکانسها از حد آماتور بالاتر نمیرود...بعضی چیزها هم که اولین بار است در جمهوری اسلامی به تصویر کشیده میشود و طبق معمول این اولین ها توسط یک کارگردان مذهبی رقم میخورد. تصویری که آبیار از رحیم به نمایش میگذارد یک ابژه اغراق شده است که تا به حال حتی در هیچ فیلم خارجی هم ندیدهام و انگشت به دهان میمانم که چطور این سکانسها مجوز پخش دارد. البته که بامداد خمار برعکس سووشون یک رمان عامهپسند است ولی این هنر کارگردان است که بتواند از یک رمان سطح متوسط، سریالی فاخر بسازد.
@jahaneyekzan
۱۷:۱۲
سلام بر تو ای مظلومی که حقت را غصب کردند...
تعریف «مظلوم» در فرهنگ ما خیلی متفاوت با فرهنگ اسلامیست. ما اصولا آدمی را مظلوم مینامیم که ساکت و آرام باشد، خیلی صدایش درنیاید، حقش را هم خوردند چیزی نگوید، آدمی که از خیلی چیزها میگذرد ولی در فرهنگ اسلامی مظلوم به این معنا نیست بلکه این تعریف بیشتر به شخص «منظلم» میخورد؛ شخصی که ستم را میپذیرد و نسبت به آن واکنش منفی نشان نمیدهد. این شخص مورد تقبیح اسلام است. یعنی همانطور که اسلام ظالم را به خاطر ستمگر بودنش نهی کرده، مظلوم را هم به خاطر ستمپذیر بودنش نهی کرده. ولی تعریف مظلوم در اسلام شخصی است که ستم را نمیپذیرد و از حق (چه حق خودش، چه حق دیگری) دفاع میکند.
حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» جزو دسته دوم است. زنی که تمام قد از حق دفاع میکند آن هم نه اینکه چون فدک ملک اوست یا حق همسرش غصب شده،چون «حق» این است، چون خدا گفته که اینطور باید باشد.به در خانه یکایک انصار میرود، برای زنان مهاجر و انصار سخنرانی میکند، تعدادی از زنان را باخود همراه میکند و برای دادخواهی به مسجد میرود، آن خطبه آتشین را میخواند، نه دست به عصا و ملایم، بلکه طوفانی و محکم...
این تصویر از حضرت زهرا مورد نظر اسلام است؛ این زهرای مظلوم اما دادخواه مقتدر
@jahaneyekzan
تعریف «مظلوم» در فرهنگ ما خیلی متفاوت با فرهنگ اسلامیست. ما اصولا آدمی را مظلوم مینامیم که ساکت و آرام باشد، خیلی صدایش درنیاید، حقش را هم خوردند چیزی نگوید، آدمی که از خیلی چیزها میگذرد ولی در فرهنگ اسلامی مظلوم به این معنا نیست بلکه این تعریف بیشتر به شخص «منظلم» میخورد؛ شخصی که ستم را میپذیرد و نسبت به آن واکنش منفی نشان نمیدهد. این شخص مورد تقبیح اسلام است. یعنی همانطور که اسلام ظالم را به خاطر ستمگر بودنش نهی کرده، مظلوم را هم به خاطر ستمپذیر بودنش نهی کرده. ولی تعریف مظلوم در اسلام شخصی است که ستم را نمیپذیرد و از حق (چه حق خودش، چه حق دیگری) دفاع میکند.
حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» جزو دسته دوم است. زنی که تمام قد از حق دفاع میکند آن هم نه اینکه چون فدک ملک اوست یا حق همسرش غصب شده،چون «حق» این است، چون خدا گفته که اینطور باید باشد.به در خانه یکایک انصار میرود، برای زنان مهاجر و انصار سخنرانی میکند، تعدادی از زنان را باخود همراه میکند و برای دادخواهی به مسجد میرود، آن خطبه آتشین را میخواند، نه دست به عصا و ملایم، بلکه طوفانی و محکم...
این تصویر از حضرت زهرا مورد نظر اسلام است؛ این زهرای مظلوم اما دادخواه مقتدر
@jahaneyekzan
۱۸:۳۴
یکی از نتایج بازنشر امر قبیح، منزوی شدن انسانهای مذهبی است. این فیلم، عکس و تصاویری که بارها و بارها از خیابان، مترو، پارک و ... بازنشر میشود با این نیت که «ببینید اوضاع چه خراب است» نتیجهاش این میشود که زن مذهبی دیگر رغبتی به سوار شدن مترو ندارد! دیگر نمیخواهد پارک برود، در مکان عمومی با ترس ظاهر میشود و دوست دارد در همان جمع های خودش بماند. این امر اوضاع را بدتر میکند به چند دلیل.
اینکه رابطه فرد مذهبی با غیرمذهبی قطع میشود و اینطور شرایط تأثیرگذاری هم از بین میرود.
میزان باور آدمها به میزان دینداری افراد جامعه، خیلی اوقات به تجربه شخصیشان برمیگردد. اینکه افراد بیشتر آدمهای غیرمذهبی( از هر نوع و پوشش و رفتاری) میبینند به این نتیجه میرسند اکثریت جامعه را این افراد تشکیل میدهند. کسی دیگر زنان محجبه داخل خانه را نمیبیند.
فضای عمومی برای فرد مذهبی، از نظر روانی ناامن میشود ولی برای فرد غیرمذهبی امن میشود در نتیجه فرد غیرمذهبی جریتر و شجاعتر میشود و ممکن است هر روز بیشتر از روز قبل پا را از هنجارها و ارزشها فراتر بگذارد
پیر جماران اینها را میدید که معتقد بود افشای فحشا نوعی اشاعه فحشاست: «اگر برای کشف خانه های تیمی و مراکز جاسوسی و افساد علیه نظام جمهوری اسلامی از روی خطا و اشتباه به منزل شخصی یا محل کار کسی وارد شدند و در آنجا با آلت لهو یا آلات قمار و فحشا و سایر جهات انحرافی مثل مواد مخدره برخورد کردند، حق ندارند آن را پیش دیگران افشا کنند، چرا که اشاعۀ فحشا از بزرگترین گناهان کبیره است.»
@jahaneyekzan
پیر جماران اینها را میدید که معتقد بود افشای فحشا نوعی اشاعه فحشاست: «اگر برای کشف خانه های تیمی و مراکز جاسوسی و افساد علیه نظام جمهوری اسلامی از روی خطا و اشتباه به منزل شخصی یا محل کار کسی وارد شدند و در آنجا با آلت لهو یا آلات قمار و فحشا و سایر جهات انحرافی مثل مواد مخدره برخورد کردند، حق ندارند آن را پیش دیگران افشا کنند، چرا که اشاعۀ فحشا از بزرگترین گناهان کبیره است.»
@jahaneyekzan
۱۸:۴۸
در مذمت کنشگری این روزها...
واکنشها به «دیدار رهبری با زنان» و «تصویب جزییات طرح مجلس در مورد محکومیتهای مالی» در دوازدهم آذر نیاز به یک تحلیل عمیق دارد و شاید یکی از دلایل درجازدنها در حوزه زنان همین نوع واکنشها باشد
از همان روزی که کلیات طرح مجلس تصویب شد من به طور جدی دنبال تحلیل حقوقی، فقهی و جامعهشناسی این طرح بودم. خیلی نشستها را نگاه کردم و گوش دادم و خواندم ولی اکثر رویدادها یک چیز مشترک داشتند، استفاده از «ادبیات پوپولیستی». یعنی تقریبا همه مخالفان با هیجان جملاتی یکسان میگفتند « وای اگر این اتفاق بیفتد» «وای به حال زن ایرانی» «این تاریخ هیچ وقت از یاد زنان نمیرود» و مثالهایی در تایید اینها. نکته تلخ ماجرا اینجاست که این مخالفان که اتفاقا از نظر سیاسی در دسته اصلاحطلبان جای نمیگیرند کاملا همانند اصلاحطلبان صحبت میکردند! نقدی که سالها به اصلاحطلبان با ورود ادبیات پوپولیستی به حوزه زنان به آنان وارد بود و حالا گروه مخالف گویی تربیتشدگان همانهاست! این اتفاق جدا از اینکه یک احساس کاذب کنشگری ایجاد میکند و در نتیجه ما را از کنشگری درست و منطقی دور میکند فضا را هم کدر و غبارآلود میکند. حرفهای موافقان که هیچ، حرفهای افرادی که نه موافق کامل هستند و نه مخالف کامل هم به درستی فهم نمیشود و این نتیجهای ندارد جز درجا زدن. چیزی که بارها و بارها در حوزه زنان تکرار شدهاست.
نوع بعدی واکنشها استفاده افراطی از رهبری بود. این هم همان چیزی بود که دولت فعلی را به دلیل سوءاستفاده از آن متهم میکردند و حالا جریان مقابل بارها همین کار را تکرار کرد. این نوعی ساکتکردن مخالفان بود که از قضا بعضی جاها کاملا نادرست بود یا تفسیر به رایهای شخصی بود و گاهی در تناقض کامل با سخنان رهبری. دقیقا در روزی که دوباره رهبری میگویند که رسانهها به بازنشر تفکرات غربی نپردازند و تاکید میکنند:« در جمهوری اسلامی نشان داده شد که زن مسلمان و مقیّد، بانوی باحجاب و مقیّد به پوشش اسلامی میتواند در همهی عرصهها پیشرفتهتر از دیگران حرکت بکند. میتواند نقشآفرین باشد، هم در جامعه، هم در خانه.» عدهای با کلیتدادن به حرفهایشان و تعمیم این طرح به کل جامعه ایرانی و جمهوری اسلامی وضع زنان ایرانی را اسفبار تعریف میکنند!
نوع سوم واکنشها هم به مطالبهگری مفرط در جامعه کنونی و عدم تکلیفگرایی برمیگشت. رهبری برای چندمین بار تکرار میکنند که زن در خانه گل است و کارگزار نیست و کار خانه نباید بر زن تحمیل شود و حضار دست میزنند این حرف چندباره رهبری و تشویق حضار موجب واکنش منفی بعضیها و برآشفتگی خیلیها شد که چرا یک حق به این واضحی که بارها هم توسط رهبری تکرار شده هنوز در جامعه ایرانی مورد تشویق قرار میگیرید و زنان گویی از این ابتداییترینها هم اطلاعی ندارند. من این اتفاق را نقدی به خودم و امثال خودم میدانم نه به حضار! اینکه کنشگران حوزه زنان برای خودشان گعده بگیرند، نشستهای مکرر برگزار کنند، خودشان به خودشان جایزه بدهند، خودشان برای خودشان هورا بشکند یا اتفاقاتی از این دست، کنشهاییست که حلقه مفقودهاش «مردم» است! اصلا گویی مردم وجود خارجی ندارند. حتی رسانههای حوزه زنان هم، انتخاب موضوع و نوع پرداختن به مسائل برایشان به نوعی است که کاملا مشخص است مخاطبشان مردم عادی نیستند بلکه گروه خاص شبیه خودشان هستند. اینکه در عصر شبکههای اجتماعی هنوز وظیفه نبودن کار خانه برای زن شبیه عصر کبوتر نامهبر است تقصیر فعالان حوزه زنان است نه مردم.
@jahaneyekzan
واکنشها به «دیدار رهبری با زنان» و «تصویب جزییات طرح مجلس در مورد محکومیتهای مالی» در دوازدهم آذر نیاز به یک تحلیل عمیق دارد و شاید یکی از دلایل درجازدنها در حوزه زنان همین نوع واکنشها باشد
@jahaneyekzan
۱۱:۱۱
رسانه عامل جدایی مردم از مردم، مردم از حاکمیت و حاکمیت از مردم شدهاست. بازنمایی برساختگرایانه از «مردم» و «حاکمیت» دلیل این جدایی است.
کاش یک مسئول، بیتوجه به این بازنماییها، در بین معترضین میرفت و حرفهایشان را میشنید...
@jahaneyekzan
کاش یک مسئول، بیتوجه به این بازنماییها، در بین معترضین میرفت و حرفهایشان را میشنید...
@jahaneyekzan
۲۱:۱۹
در زمان شروع اعتراضات دو دسته خیلی واکنش جالبی دارند
دسته اول: آن دسته حزباللهیهایی که تا روز قبل داشتند جمهوری اسلامی را به طرق مختلف مورد التفات قرار میدانند و ناگهان به سکوت مرگبار فرو میروند! این نوع واکنش آنها در واقع ناشی از فشار درونی است
دسته دوم هنرمندان، ورزشکاران و سلبریتیهایی که سال تا سال در فضای مجازی فعالیت نمی کنند و ناگهان با یک استوری وارد صحنه میشوند! اینها تحت فشار بیرونی هستند
@jahaneyekzan
دسته اول: آن دسته حزباللهیهایی که تا روز قبل داشتند جمهوری اسلامی را به طرق مختلف مورد التفات قرار میدانند و ناگهان به سکوت مرگبار فرو میروند! این نوع واکنش آنها در واقع ناشی از فشار درونی است
دسته دوم هنرمندان، ورزشکاران و سلبریتیهایی که سال تا سال در فضای مجازی فعالیت نمی کنند و ناگهان با یک استوری وارد صحنه میشوند! اینها تحت فشار بیرونی هستند
@jahaneyekzan
۲۲:۲۳
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۱۴:۴۹
بازارسال شده از خبرگزاری تسنیم
صربستان: موساد و سیا در امور داخلی ایران دخالت میکنند
«الکساندر ووچیچ» رئیس جمهور صربستان:
سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد) و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در اعتراضات ایران دخالت میکنند و به دنبال تکرار سناریوی عملیات غرب در ایران در سال ۱۹۵۳ (کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲) هستند.
من از مردم میخواهم کتابهای «عملیات آژاکس» و «همه مردان شاه» را بخوانند. این عملیات مربوط به سال ۱۹۵۳ بود، زمانی که آخرین شاه ایران، محمدرضا پهلوی به قدرت رسید.
امروز ببینید که چگونه موساد و سیا پس از ۷۳ سال دوباره با استفاده از همان فرمول عملیات انجام میدهند.
سایت تسنیم را در آدرس زیر ببینید:www.tasnimnews.ir
@TasnimNews
«الکساندر ووچیچ» رئیس جمهور صربستان:
@TasnimNews
۸:۳۸
قیام مسلحانه در «۱۳۵۷» و «۱۴۰۴»
عدهای میگویند تخریبگران حق دارند؛ با حکومت مخالفند و دارند برای تغییر حکومت هر کاری از دستشان برمیآید میکنند؛ درست مثل انقلابیهای ۵۷. جدا از اینکه آیا مقایسه این تخریبگران که بینشان جاسوس و مزدور و وابسته به بیگانه هست با مردم دهه پنجاه که روی پای خودشان ایستاده بودند بدون کمک بیگانه درست است یا خیر؟ باید ببینیم آیا واقعا اینطور بوده؟شواهد تاریخی و گفتار امام خمینی چیزی خلاف آن را به ما نشان میدهد. امام خمینی هیچ وقت موافق مبارزه و قیام مسلحانه نبود. با اینکه همیشه افرادی در گوشش زمزمه میکردند و به او میگفتند که باید در این مرحله، وارد فاز مبارزه مسلحانه شود ولی مشی امام هیچ وقت این نبود. امام مردم را بدون زور و اسلحه، بدون کمک از بیرون مرزها و فقط و فقط با «کلمه» و «استدلال» با خود همراه کرد؛ از طریق سخنرانیها و اعلامیههای خود. در این راه امام بازداشت شد، تبعید شد، پسرش را شهید کردند، یاران و همراهانش را شکنجه کردند و شهید کردند ولی با این حال امام هیچ موقع به مبارزه مسلحانه اعتقاد نداشت.حتی وقتی در هفده شهریور، محمدرضا پهلوی تانکها را برای سرکوب مردم به شهر آورد و اوضاع جوری شد که حمام خون در خیابانها راه افتاده بود و همه کشورهای جهان حتی کشورهای همپیمان شاه( به جز دو کشور)، این کارش را سرزنش کردند نه تنها امام شیوه مبارزه خود را تغییر نداد بلکه از مردم خواست به نیروهای نظامی گل بدهند!در این میان گروههایی بودند که مبارزه مسلحانه را آغاز کردهبودند: از آن جمله حزب ملل اسلامی، ابوذر، منصورون و ... از همه شدیدتر سازمان مجاهدین خلق( منافقین) بود ولی امام با هیچ کدامشان همراهی نکرد.
کتاب جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی در ایران به این مورد اشاره میکند:با توجه به نفوذ امام در بین مردم، سازمان منافقین دنبال گرفتن تایید از امام بود. چندین نفر از سازمان از جمله« حسین روحانی» و «حق شناس» جلساتی با امام داشتند و کتابهایشان را به امام هدیه دادند تا امام با آنها همراه شود ولی امام گفته بودند من با مبارزه مسلحانه مخالفم.
جریان رادیکال هیچ وقت در طول تاریخ نتوانسته مدت زیادی دوام بیاورد و مردم را با خود همراه کند چون انسان ذاتا از خشونت تنفر دارد.
@jahaneyekzan
عدهای میگویند تخریبگران حق دارند؛ با حکومت مخالفند و دارند برای تغییر حکومت هر کاری از دستشان برمیآید میکنند؛ درست مثل انقلابیهای ۵۷. جدا از اینکه آیا مقایسه این تخریبگران که بینشان جاسوس و مزدور و وابسته به بیگانه هست با مردم دهه پنجاه که روی پای خودشان ایستاده بودند بدون کمک بیگانه درست است یا خیر؟ باید ببینیم آیا واقعا اینطور بوده؟شواهد تاریخی و گفتار امام خمینی چیزی خلاف آن را به ما نشان میدهد. امام خمینی هیچ وقت موافق مبارزه و قیام مسلحانه نبود. با اینکه همیشه افرادی در گوشش زمزمه میکردند و به او میگفتند که باید در این مرحله، وارد فاز مبارزه مسلحانه شود ولی مشی امام هیچ وقت این نبود. امام مردم را بدون زور و اسلحه، بدون کمک از بیرون مرزها و فقط و فقط با «کلمه» و «استدلال» با خود همراه کرد؛ از طریق سخنرانیها و اعلامیههای خود. در این راه امام بازداشت شد، تبعید شد، پسرش را شهید کردند، یاران و همراهانش را شکنجه کردند و شهید کردند ولی با این حال امام هیچ موقع به مبارزه مسلحانه اعتقاد نداشت.حتی وقتی در هفده شهریور، محمدرضا پهلوی تانکها را برای سرکوب مردم به شهر آورد و اوضاع جوری شد که حمام خون در خیابانها راه افتاده بود و همه کشورهای جهان حتی کشورهای همپیمان شاه( به جز دو کشور)، این کارش را سرزنش کردند نه تنها امام شیوه مبارزه خود را تغییر نداد بلکه از مردم خواست به نیروهای نظامی گل بدهند!در این میان گروههایی بودند که مبارزه مسلحانه را آغاز کردهبودند: از آن جمله حزب ملل اسلامی، ابوذر، منصورون و ... از همه شدیدتر سازمان مجاهدین خلق( منافقین) بود ولی امام با هیچ کدامشان همراهی نکرد.
کتاب جریانها و سازمانهای مذهبی-سیاسی در ایران به این مورد اشاره میکند:با توجه به نفوذ امام در بین مردم، سازمان منافقین دنبال گرفتن تایید از امام بود. چندین نفر از سازمان از جمله« حسین روحانی» و «حق شناس» جلساتی با امام داشتند و کتابهایشان را به امام هدیه دادند تا امام با آنها همراه شود ولی امام گفته بودند من با مبارزه مسلحانه مخالفم.
@jahaneyekzan
۱۹:۴۴
رونوشت به شاهزاده پهلوی
«رژیم بغداد به بختیار تابعیت عراقی اعطا کرده است. او یک نامه سرگشاده به حسنالبکر رئیس جمهور عراق نوشته و درباره آینده ملت ایران اظهار نگرانی کردهاست. عملی است ننگین بخصوص از طرف کسی که با اخاذی از همین ملت که ادعا میکند نمایندگیاش را دارد، میلیونر شدهاست.»
برگرفته از کتاب گفتگوهای من با شاه؛ خاطرات محرمانه امیراسدالله علم
پینوشت: تیمور بختیار از عوامل محمدرضا پهلوی بود که نقش پررنگی در تقویت پهلوی بعد از کودتای ۲۸ مرداد داشت. او مدارج ترقی را به سرعت طی کرد و مدتی هم رییس ساواک بود ولی بعد از مدتی محمدرضا به او بدگمان شد چون احتمال کودتا از سمت او میرفت. او نهایتا با فراز و فرودهای بسیار پناهنده عراق شد. به دلیل روابط خصمانه دولت آن زمان عراق با حکومت ایران، عراق تجهیزاتی از جمله شبکه رادیویی در اختیارش قرار داد تا علیه حکومت ایران فعالیت کند. جالب توجه اینکه بختیار بارها تلاش کرد با امام خمینی رابطه برقرار کند چون از نفوذ امام بین مردم مطلع بود، حتی دولت عراق هم در این راه تلاش کرد ولی با وجود اینکه امام مخالف جدی حکومت بود و در تبعید به سر میبرد هیچ وقت روی خوش به بختیار نشان نداد و با او همکاری نکرد.@jahaneyekzan
«رژیم بغداد به بختیار تابعیت عراقی اعطا کرده است. او یک نامه سرگشاده به حسنالبکر رئیس جمهور عراق نوشته و درباره آینده ملت ایران اظهار نگرانی کردهاست. عملی است ننگین بخصوص از طرف کسی که با اخاذی از همین ملت که ادعا میکند نمایندگیاش را دارد، میلیونر شدهاست.»
پینوشت: تیمور بختیار از عوامل محمدرضا پهلوی بود که نقش پررنگی در تقویت پهلوی بعد از کودتای ۲۸ مرداد داشت. او مدارج ترقی را به سرعت طی کرد و مدتی هم رییس ساواک بود ولی بعد از مدتی محمدرضا به او بدگمان شد چون احتمال کودتا از سمت او میرفت. او نهایتا با فراز و فرودهای بسیار پناهنده عراق شد. به دلیل روابط خصمانه دولت آن زمان عراق با حکومت ایران، عراق تجهیزاتی از جمله شبکه رادیویی در اختیارش قرار داد تا علیه حکومت ایران فعالیت کند. جالب توجه اینکه بختیار بارها تلاش کرد با امام خمینی رابطه برقرار کند چون از نفوذ امام بین مردم مطلع بود، حتی دولت عراق هم در این راه تلاش کرد ولی با وجود اینکه امام مخالف جدی حکومت بود و در تبعید به سر میبرد هیچ وقت روی خوش به بختیار نشان نداد و با او همکاری نکرد.@jahaneyekzan
۲۱:۰۶
چونان «محبوبی گرامی»
و یک وصیت به ملت شریف ایران و سایر ملتهای مبتلا به حکومتهای فاسد و دربند قدرتهای بزرگ میکنم؛ اما به ملت عزیز ایران توصیه میکنم که نعمتی که با جهاد عظیم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آوردید همچون عزیزترین امور قدرش را بدانید و از آن حفاظت و پاسداری نمایید و در راه آن که نعمتی عظیم الهی و امانت بزرگ خداوندی است کوشش کنید و از مشکلاتی که در این صراط مستقیم پیش می آید نهراسید که «ان تنصروا الله ينصركم ويثبت أقدامکم» و در مشکلات دولت جمهوری اسلامی با جان و دل شریک و در رفع آنها کوشا باشید و دولت و مجلس را از خود بدانید، و چون محبوبی گرامی از آن نگهداری کنید.
بندی از وصیتنامه سیاسی-عبادی امام روحالله ...
@jahaneyekzan
و یک وصیت به ملت شریف ایران و سایر ملتهای مبتلا به حکومتهای فاسد و دربند قدرتهای بزرگ میکنم؛ اما به ملت عزیز ایران توصیه میکنم که نعمتی که با جهاد عظیم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آوردید همچون عزیزترین امور قدرش را بدانید و از آن حفاظت و پاسداری نمایید و در راه آن که نعمتی عظیم الهی و امانت بزرگ خداوندی است کوشش کنید و از مشکلاتی که در این صراط مستقیم پیش می آید نهراسید که «ان تنصروا الله ينصركم ويثبت أقدامکم» و در مشکلات دولت جمهوری اسلامی با جان و دل شریک و در رفع آنها کوشا باشید و دولت و مجلس را از خود بدانید، و چون محبوبی گرامی از آن نگهداری کنید.
@jahaneyekzan
۱۷:۰۹
برای «ایران» امروز چه باید کرد؟ (قسمت اول)
ماجراهای دی ماه امسال و حضور نوجوانان و جوانان در آن موضوعی است که هرروز به آن فکر میکنم. این نوجوانان و جوانان هم از دل خانوادههایی درآمدهاند که ماهواره قوت غالبشان است و فحش به نظام و کشور دسر بعد غذایشان! هفته قبل حجله یک جوان را نزدیک خانه پدری دیدم و تا مدتها ناراحت بودم و نمیتوانستم کاری کنم. نمیدانم چطوری فوت شدهبوده. برایم اهمیتی نداشت در کدام تقسیمبندی قرار میگرفت. من متاثر بودم که جوانی از این مملکت پرپر شده و هم خانوادهاش داغدار شدند و هم میهنش. با این اوصاف چه کاری از دستمان بر میآید؟
به همین منظور گوگل را باز میکنم و جستجو میکنم: «دستگیرشدگان دی ۱۴۰۴». صفحه اول گوگل کاملا مطالبش علیه جمهوری اسلامی است. یک مخاطبِ بدونِ پیشفرض اولین چیزی که به ذهنش میرسد این است که « چقدر تعداد افرادی که به این شکل به موضوع نگاه کردهاند زیاد است» از طرف دیگر نسبت به داشتههای ذهنی قبلی خودش که غیرهمسو با آن مطالب است، دچار ابهام میشود. هرچه بیشتر جستجو میکند بیشتر دچار ابهام میشود و در آخر ممکن است داشتههای قبلی غیرهمسو را کنار بگذارد و هوادار جریان پرسروصدای حاکم شود. این درحالیست که همه اتفاقات را کاملا حقیقی، طبیعی و بر اساس جریان آزاد اطلاعات میبیند. درحالیکه این تصور کاملا اشتباه است و نه تنها هیچ آزادی در تبادل اطلاعات وجود ندارد بلکه از ورود بعضی اطلاعات جلوگیری هم میشود. موتورهای جستجو به طور خاص گوگل و شبکههای اجتماعی مثل اینستاگرام، الگوریتمشان را طوری تنظیم میکنند که مطالب مورد نظر خودشان بیشتر دیده و خواندهشود و از آن سمت موضوعاتی که مورد پسندشان نیست یا بایکوت میکنند و یا به طور کل حذف میکنند. مثل قضیه سردار قاسم سلیمانی که اینستاگرام مطالب با این موضوع را پاک میکند و فرد را هم محدود میکند. کتاب الگوریتمهای سرکوبگر که توسط یک خارجی نوشته شده و نشر صاد منتشر کرده چگونگی این سازوکار را توضیح میدهد.
این یک اتفاقی است که هر روز و در همه رسانهها تکرار میشود. مهمترینهایش اینستاگرام و گوگل است. حالا در این جریان سرکوبگر و نامتعادل و غیرمنصفانه ما چه کاری از دستمان برمیآید؟ اول باید بپذیریم که ما تحت سلطه رسانهای بسیار قدرتمند قرار داریم. اگر این را نپذیریم ناامید میشویم و این ناامیدی امپراتوری رسانه را قویتر میکند. چطور؟! اول اینکه ناامید میشویم و دست از فعالیت در رسانههای خاص میکشیم- این دقیقا همین کاری است که خیلی از دوستان انقلابی انجام میدهند- و به فعالیت در همان کلونی همشکل خودمان ادامه میدهیم. مثل ایتا... دوم از حجم بالای تولیدات رسانهای دشمن ناامید میشویم، اعتماد به نفسمان را از دست میدهیم و به انزوا میرسیم و دیگری کاری انجام نمیدهیم. درحالی که ناامیدی شگرد شیطان است و خداوند رحمان، خوب این را میدانسته: «لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ» و البته این را هم مدنظر داشته باشیم که سلطه در این مورد به خصوص، به معنی اکثریت نیست بلکه به معنای اقلیتی پر زور و ثروتمند است که اکثریت را به استثمار میکشند. در واقع تمام رسانه جهان در اختیار اقلیتی محدود است.
و حال سوال اینجاست امام خمینی چطور توانست در جهان مدرن، درحالی که نهتنها رسانههای رژیم پهلوی بلکه رسانههای جهانی علیهش بودند با دست خالی انقلاب را به پیروزی برساند؟ مگر غیر از کلمه و استدلال و منطق امام چیزی دیگر داشت؟ الان که با وجود داشتن یک حکومت، اوضاعمان خیلی بهتر است. درست است ما تحت شدیدترین بمباران رسانهای هستیم و این را نه امروز، بلکه مدتها قبل هم امام بزرگوار-در دهه شصت- و هم رهبری- در دهه هفتاد- بارها و بارها گوشزد کردند ولی ما یک برگ برنده داریم که دشمن ندارد و آن گفتوگوی مستقیم بدون ابزار رسانه است و خدا میداند که این روش چقدر تاثیرگذارتر از روش غیرمستقیم است چون انسان به طور کامل با تمام هوش، هیجان، احساس در مقابل انسان دیگر قرار میگیرد بدون اینکه ابزاری بینشان واسطه باشد.
@jahaneyekzan
ماجراهای دی ماه امسال و حضور نوجوانان و جوانان در آن موضوعی است که هرروز به آن فکر میکنم. این نوجوانان و جوانان هم از دل خانوادههایی درآمدهاند که ماهواره قوت غالبشان است و فحش به نظام و کشور دسر بعد غذایشان! هفته قبل حجله یک جوان را نزدیک خانه پدری دیدم و تا مدتها ناراحت بودم و نمیتوانستم کاری کنم. نمیدانم چطوری فوت شدهبوده. برایم اهمیتی نداشت در کدام تقسیمبندی قرار میگرفت. من متاثر بودم که جوانی از این مملکت پرپر شده و هم خانوادهاش داغدار شدند و هم میهنش. با این اوصاف چه کاری از دستمان بر میآید؟
به همین منظور گوگل را باز میکنم و جستجو میکنم: «دستگیرشدگان دی ۱۴۰۴». صفحه اول گوگل کاملا مطالبش علیه جمهوری اسلامی است. یک مخاطبِ بدونِ پیشفرض اولین چیزی که به ذهنش میرسد این است که « چقدر تعداد افرادی که به این شکل به موضوع نگاه کردهاند زیاد است» از طرف دیگر نسبت به داشتههای ذهنی قبلی خودش که غیرهمسو با آن مطالب است، دچار ابهام میشود. هرچه بیشتر جستجو میکند بیشتر دچار ابهام میشود و در آخر ممکن است داشتههای قبلی غیرهمسو را کنار بگذارد و هوادار جریان پرسروصدای حاکم شود. این درحالیست که همه اتفاقات را کاملا حقیقی، طبیعی و بر اساس جریان آزاد اطلاعات میبیند. درحالیکه این تصور کاملا اشتباه است و نه تنها هیچ آزادی در تبادل اطلاعات وجود ندارد بلکه از ورود بعضی اطلاعات جلوگیری هم میشود. موتورهای جستجو به طور خاص گوگل و شبکههای اجتماعی مثل اینستاگرام، الگوریتمشان را طوری تنظیم میکنند که مطالب مورد نظر خودشان بیشتر دیده و خواندهشود و از آن سمت موضوعاتی که مورد پسندشان نیست یا بایکوت میکنند و یا به طور کل حذف میکنند. مثل قضیه سردار قاسم سلیمانی که اینستاگرام مطالب با این موضوع را پاک میکند و فرد را هم محدود میکند. کتاب الگوریتمهای سرکوبگر که توسط یک خارجی نوشته شده و نشر صاد منتشر کرده چگونگی این سازوکار را توضیح میدهد.
این یک اتفاقی است که هر روز و در همه رسانهها تکرار میشود. مهمترینهایش اینستاگرام و گوگل است. حالا در این جریان سرکوبگر و نامتعادل و غیرمنصفانه ما چه کاری از دستمان برمیآید؟ اول باید بپذیریم که ما تحت سلطه رسانهای بسیار قدرتمند قرار داریم. اگر این را نپذیریم ناامید میشویم و این ناامیدی امپراتوری رسانه را قویتر میکند. چطور؟! اول اینکه ناامید میشویم و دست از فعالیت در رسانههای خاص میکشیم- این دقیقا همین کاری است که خیلی از دوستان انقلابی انجام میدهند- و به فعالیت در همان کلونی همشکل خودمان ادامه میدهیم. مثل ایتا... دوم از حجم بالای تولیدات رسانهای دشمن ناامید میشویم، اعتماد به نفسمان را از دست میدهیم و به انزوا میرسیم و دیگری کاری انجام نمیدهیم. درحالی که ناامیدی شگرد شیطان است و خداوند رحمان، خوب این را میدانسته: «لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ» و البته این را هم مدنظر داشته باشیم که سلطه در این مورد به خصوص، به معنی اکثریت نیست بلکه به معنای اقلیتی پر زور و ثروتمند است که اکثریت را به استثمار میکشند. در واقع تمام رسانه جهان در اختیار اقلیتی محدود است.
و حال سوال اینجاست امام خمینی چطور توانست در جهان مدرن، درحالی که نهتنها رسانههای رژیم پهلوی بلکه رسانههای جهانی علیهش بودند با دست خالی انقلاب را به پیروزی برساند؟ مگر غیر از کلمه و استدلال و منطق امام چیزی دیگر داشت؟ الان که با وجود داشتن یک حکومت، اوضاعمان خیلی بهتر است. درست است ما تحت شدیدترین بمباران رسانهای هستیم و این را نه امروز، بلکه مدتها قبل هم امام بزرگوار-در دهه شصت- و هم رهبری- در دهه هفتاد- بارها و بارها گوشزد کردند ولی ما یک برگ برنده داریم که دشمن ندارد و آن گفتوگوی مستقیم بدون ابزار رسانه است و خدا میداند که این روش چقدر تاثیرگذارتر از روش غیرمستقیم است چون انسان به طور کامل با تمام هوش، هیجان، احساس در مقابل انسان دیگر قرار میگیرد بدون اینکه ابزاری بینشان واسطه باشد.
@jahaneyekzan
۱۰:۳۴
برای «ایران» امروز چه باید کرد؟( قسمت دوم)
به نظر میرسد باید از هر فرصتی برای ایجاد ارتباط عاطفی، همدلانه، دوستانه مبتنی بر گذشت، مهربانی، ایثار با مردم به خصوص افراد غیرمذهبی استفاده کنیم. این فرصت میتواند آنقدر محدود باشد که در حد یک لبخند یا تعارف صندلی برای نشستن در مکانهای عمومی باشد تا مکالمات بیشتر و دوستانهتر و عمیقتر. باید مساجد را به کارویژه اصلیشان که همان ایجاد اجتماع برادرانه بود برگردانیم.(شبیه دوران انقلاب). باید نسبت به خانواده و فامیلهایمان حساس شویم، محبت کنیم، گرهگشا باشیم.( احیای صله رحم). باید با منطق و استدلال گفتگو کنیم. از وضعیت ایران بگوییم. از دشمن خارجی که کمین کردهاست. از بالکانیزه و سوریه شدن ایران بگوییم. از این همه خونهای ریختهشده از نقشه نیل تا فرات اسرائیل بگوییم، از بحرین و آرارات تکههای جداشده از وطن بگوییم، باید از آریوبرزن، ستارخان و بیبیمریم و میرزاکوچکخان بگوییم، باید از ایران بگوییم، از وطن همهمان. باید مهربان بگوییم با « جدال احسن» با «قول لین»؛ اگر نتوانیم رابطه دوستانه برقرار کنیم نمیتوانیم تاثیرگذار باشیم. که جامعه با اخلاق شکل میگیرد و با حقوق و احکام تنظیم میشود...
باید همهمان قدمی برداریم که امام روحالله این کشور را امانت دست ما سپردهاست:
«و یک وصیت به ملت شریف ایران و سایر ملتهای مبتلا به حکومتهای فاسد و دربند قدرتهای بزرگ میکنم؛ اما به ملت عزیز ایران توصیه میکنم که نعمتی که با جهاد عظیم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آوردید همچون عزیزترین امور قدرش را بدانید و از آن حفاظت و پاسداری نمایید و در راه آن که نعمتی عظیم الهی و امانت بزرگ خداوندی است کوشش کنید و از مشکلاتی که در این صراط مستقیم پیش می آید نهراسید که «ان تنصروا الله ینصرکم ویثبت أقدامکم» و در مشکلات دولت جمهوری اسلامی با جان و دل شریک و در رفع آنها کوشا باشید و دولت و مجلس را از خود بدانید، و چون محبوبی گرامی از آن نگهداری کنید.»@jahaneyekzan
به نظر میرسد باید از هر فرصتی برای ایجاد ارتباط عاطفی، همدلانه، دوستانه مبتنی بر گذشت، مهربانی، ایثار با مردم به خصوص افراد غیرمذهبی استفاده کنیم. این فرصت میتواند آنقدر محدود باشد که در حد یک لبخند یا تعارف صندلی برای نشستن در مکانهای عمومی باشد تا مکالمات بیشتر و دوستانهتر و عمیقتر. باید مساجد را به کارویژه اصلیشان که همان ایجاد اجتماع برادرانه بود برگردانیم.(شبیه دوران انقلاب). باید نسبت به خانواده و فامیلهایمان حساس شویم، محبت کنیم، گرهگشا باشیم.( احیای صله رحم). باید با منطق و استدلال گفتگو کنیم. از وضعیت ایران بگوییم. از دشمن خارجی که کمین کردهاست. از بالکانیزه و سوریه شدن ایران بگوییم. از این همه خونهای ریختهشده از نقشه نیل تا فرات اسرائیل بگوییم، از بحرین و آرارات تکههای جداشده از وطن بگوییم، باید از آریوبرزن، ستارخان و بیبیمریم و میرزاکوچکخان بگوییم، باید از ایران بگوییم، از وطن همهمان. باید مهربان بگوییم با « جدال احسن» با «قول لین»؛ اگر نتوانیم رابطه دوستانه برقرار کنیم نمیتوانیم تاثیرگذار باشیم. که جامعه با اخلاق شکل میگیرد و با حقوق و احکام تنظیم میشود...
باید همهمان قدمی برداریم که امام روحالله این کشور را امانت دست ما سپردهاست:
«و یک وصیت به ملت شریف ایران و سایر ملتهای مبتلا به حکومتهای فاسد و دربند قدرتهای بزرگ میکنم؛ اما به ملت عزیز ایران توصیه میکنم که نعمتی که با جهاد عظیم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آوردید همچون عزیزترین امور قدرش را بدانید و از آن حفاظت و پاسداری نمایید و در راه آن که نعمتی عظیم الهی و امانت بزرگ خداوندی است کوشش کنید و از مشکلاتی که در این صراط مستقیم پیش می آید نهراسید که «ان تنصروا الله ینصرکم ویثبت أقدامکم» و در مشکلات دولت جمهوری اسلامی با جان و دل شریک و در رفع آنها کوشا باشید و دولت و مجلس را از خود بدانید، و چون محبوبی گرامی از آن نگهداری کنید.»@jahaneyekzan
۱۰:۳۶
درست در این زمان که سایه جنگ دقیقا بالای سرمان است و آمریکا و اروپا دستشان را از دکمه تحریم برنمیدارند. با اینکه یک عده در داخل ساختار آمریکا مخالف جدی جنگ هستند و مردمشان هم همینطور. یک عدهای ایرانینما! دارند برای اینکه آمریکا بمب بریزد سر مردم تلاش میکنند و برای حمله دوبارهاش لهله میزنند. همانها که مدام از تمدن ایرانی و کوروش بزرگ و هخامنشی دم میزدند دارند شبیه یک متحد استراتژیک آمریکا عمل میکنند و میخواهند آمریکا ایران و ایرانی را نابود کند.
آنطرف اما، یک عده غیر ایرانی تمامقد پشت ایران درآمدهاند. مردم هند و عراق و ترکیه و پاکستان به حمایت از ایران به خیابان آمدهاند. حشدالشعبی عراق و حزبالله لبنان و انصار الله یمن هم آمریکا را تهدید کردهاند اگر ایران را بزند آنها هم پایگاهها و کشتیهایش را خواهند زد. چین و روسیه هم ادوات نظامیشان را آوردهاند خلیج فارس برای رزمایش نظامی...فقط امیدوارم یکی از داخل این کشورها فریاد نزند « ایران به ما چه؟ تو حواست به مردم خودت باشد...»@jahaneyekzan
آنطرف اما، یک عده غیر ایرانی تمامقد پشت ایران درآمدهاند. مردم هند و عراق و ترکیه و پاکستان به حمایت از ایران به خیابان آمدهاند. حشدالشعبی عراق و حزبالله لبنان و انصار الله یمن هم آمریکا را تهدید کردهاند اگر ایران را بزند آنها هم پایگاهها و کشتیهایش را خواهند زد. چین و روسیه هم ادوات نظامیشان را آوردهاند خلیج فارس برای رزمایش نظامی...فقط امیدوارم یکی از داخل این کشورها فریاد نزند « ایران به ما چه؟ تو حواست به مردم خودت باشد...»@jahaneyekzan
۱۸:۲۰
امام خمینی در ۱۲ بهمن ۵۷ زمانی از پاریس به ایران آمد که کارتر، بعد از جلسه با کشورهای انگلیس، فرانسه و آلمان امام را تهدید کرد و از دولت بختیار حمایت کرد. دولت بختیار هم گفته بود که اجازه فرود هواپیمای امام را نمیدهد. بعضی دوستان امام هم از ترس از دست دادن امام، او را از آمدن منع میکردند. ولی امام تصمیم خودش را گرفته بود و گفته بود «می خواهم در این روزهای سرنوشت ساز و خطیر در کنار مردم باشم»امام از مردم روستای نوفل لوشاتو به خاطر مزاحمتها عذرخواهی کرد. از دولت فرانسه تشکر کرد. به همراهانش در پاریس بعد از عذرخواهی و تشکر گفت که برای سفر به ایران، نیازی به همراهی آنها نیست چون احتمال خطرات زیادی وجود دارد و در نهایت، ۱۲ بهمن با وجود پادرمیانی فرانسه برای بازنگشتن به ایران، تهدید به انفجار هواپیما و کودتای نظامی امام به ایران بازگشت...
آن وقت رضا پهلوی، با وجود رسانههای پرشمار فارسی زبان طرفدارش که ثانیهای از خبررسانی در این راستا کم نمیگذارند، با وجود حمایت اسرائیل و آمریکا و بعضی کشورهای اروپایی و حتی کشورهای آسیایی از او و با وجود اینکه میگوید میلیونها ایرانی در سراسر ایران منتظر او هستند در مخیلهاش هم نمیگذرد که به ایران بیاید. البته که قبلاً هم گفته بود که هیچ وقت به ایران برنمیگردد! چون از بچگی آنجا بزرگ شده و حتی در صورت شکلگیری حکومت پادشاهیاش در ایران دوستدارانش در ایران، کشور را اداره خواهند کرد! او مشغول تفریحات خودش است. شبیه پدرش که سالی چندبار برای تفریح به کشورهای مختلف میرفت آنقدر این کار محمدرضا معمول بود که حتی آخرینبار هم با همین ادعا از ایران فرار کرد « احساس خستگی میکنم و نیاز به استراحت دارم...»@jahaneyekzan
آن وقت رضا پهلوی، با وجود رسانههای پرشمار فارسی زبان طرفدارش که ثانیهای از خبررسانی در این راستا کم نمیگذارند، با وجود حمایت اسرائیل و آمریکا و بعضی کشورهای اروپایی و حتی کشورهای آسیایی از او و با وجود اینکه میگوید میلیونها ایرانی در سراسر ایران منتظر او هستند در مخیلهاش هم نمیگذرد که به ایران بیاید. البته که قبلاً هم گفته بود که هیچ وقت به ایران برنمیگردد! چون از بچگی آنجا بزرگ شده و حتی در صورت شکلگیری حکومت پادشاهیاش در ایران دوستدارانش در ایران، کشور را اداره خواهند کرد! او مشغول تفریحات خودش است. شبیه پدرش که سالی چندبار برای تفریح به کشورهای مختلف میرفت آنقدر این کار محمدرضا معمول بود که حتی آخرینبار هم با همین ادعا از ایران فرار کرد « احساس خستگی میکنم و نیاز به استراحت دارم...»@jahaneyekzan
۹:۵۷
همهچیزمان را مصادره کردهاند. ذرهای خلاقیت ندارند. تاریخ انقلاب ۵۷ را گذاشتهاند جلویشان هر رویدادی که دوست داشتند، هر نمادی که میتوانستهاند را بیرون کشیدهاند و به اسم خودشان مصادره کردهاند. حالا هم آمدهاند سراغ شهدایمان.سراغ ۲۴۲۷ شهید ایران. اندازه مغز کوچک زنگزده خودشان که زمانی میگفتند « اینها خیابان ها را دیوارکشی میکنند» دارند در رسانههایشان دیوارکشی میکنند! که ما «ماییم» و آنها «دیگری». در دلشان قند میسابند و جلوی دوربین خودشان را عزادار جا میزنند. اشکهای تمساحشان را باور کنیم یا دشنههای فرورفته در قلب جوانان وطن را؟ یا موشکهای جنگ دوازده روزه را؟
ما هنوز برای آن ۱۰۶۲ عزادار بودیم که دوباره اربابهایتان بر سرمان آوار شدند. که دوباره عزادارمان کردید. ولی ما دیگر یاد گرفتهایم فریب سیرکهای شما ضحاکهای دوران را نخوریم. ایران سالهاست از خون جوانانش، لاله میروید...و همین لالههاست که وطن را، وطن نگه داشته نه زوزههای گرگهایی چون شما ...
@jahaneyekzan
ما هنوز برای آن ۱۰۶۲ عزادار بودیم که دوباره اربابهایتان بر سرمان آوار شدند. که دوباره عزادارمان کردید. ولی ما دیگر یاد گرفتهایم فریب سیرکهای شما ضحاکهای دوران را نخوریم. ایران سالهاست از خون جوانانش، لاله میروید...و همین لالههاست که وطن را، وطن نگه داشته نه زوزههای گرگهایی چون شما ...
@jahaneyekzan
۱۷:۰۴