بله | کانال استاد فیاض بخش
عکس پروفایل استاد فیاض بخشا

استاد فیاض بخش

۸.۱ هزار عضو
thumbnail
undefined ببینید| سیره نبوی در قرآن - قسمت ۶ارتباط حقیقت قرآن و تجلی اخلاق در وجود پیامبر(ص)استاد فیاض‌بخش

@jelvehnooralavi

۲:۲۳

511-Baqarah-aye(189).mp3

۱۴:۲۰-۶.۷۴ مگابایت
undefined بشنوید| تفسیر سوره بقره، ادامه آیه ۱۸۹استاد محمدتقی فیاض‌بخش
undefinedundefinedundefinedundefined سری برنامه‌های ترجمان وحی (تفسیر واژه‌محور قرآن کریم)، تولید رادیو قرآن صدا جمهوری اسلامی
undefined مشخصات این فایل صوتی:undefinedبرنامه ۴۹۱ از سوره بقرهundefinedبرنامه ۵۱۱ از کل ترجمان وحی

برای دسترسی به دیگر قسمت‌ها، هشتک #ترجمان_وحی_جدید را در کانال جستجو فرمایید.
undefined لینک دسترسی به آرشیو کامل برنامه‌ها در بخش چندرسانه‌ای سایت موسسه



undefined کانال جلوه نور علوی@jelvehnooralavi

۰:۴۶

بسم الله الرحمن الرحیم
«مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلاً»
شهادت امام بزرگوارمان داغی سردنشدنی بر قلوب امت اسلام گذاشت؛ اما این سنت الهی است که سلوک بر صراط مستقیم توحید و ولایت هر قدر به مراتب عالی‌تر خود نزدیک‌تر می‌شود و طلیعه ظهور توحید بر قلوب آحاد امت بیشتر نمایان می‌گردد، ابتلائات سخت‌تر می‌گردد.
امت شجاع ایران درس استقامت و پایمردی را با شاگردی در مکتب امامین بزرگوار انقلابشان به‌خوبی فراگرفته‌اند و می‌دانند که توقف در مبارزه با شیطان اکبر به معنای نابودی همه ارزش‌های انسانی است. ایشان از نهضت عاشورایی سالارشان آموخته‌اند که اگر سپهسالاری شهد شهادت نوشید، باید زینب‌گونه پرچم مبارزه با طاغوت را تا رسیدن به قله توحید بر دوش کشید و در اوج گرفتاری، وقتی همگان یکدل شدند و عرضه داشتند: «مَتى‏ نَصْرُ اللَّهِ»، ندا از ملکوت آمد که: «أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَريب‏».
سنت الهی بر آن است که رِبّیّون در کوران ابتلائات باید آبدیده شوند تا بتوانند در رکاب امام عصرشان(عج) از عهده مبارزه‌ای درخور برآیند.
در این لحظاتی که قلوب همه مسلمانان و مبارزان بر علیه طاغوتیان زمان جریحه‌دار شهادت رهبر فقیدمان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای کبیر است، از خداوند منان عاجزانه درخواست تعجیل در ظهور حضرتش را داریم و عهد می‌بندیم با وحدت کلمه بر محور ولایت تا آخرین نفس دست از مبارزه با بصیرت و بی‌امان بر نداریم؛ که «مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزيزِ الْحَكيم‏»
محمدتقی فیاض‌بخشمؤسسه جلوه نور علوی ۱۱ رمضان ۱۴۴۷

۱۳:۳۴

undefined این جنگ، جنگ اراده‌هاست.ما با کلمه ولایت به مصاف شیطان رفته‌ایم (بخش ۱ از ۲).

undefinedدل‌هایمان مالامال درد است؛ اما فرصتی برای عزاداری نیست. ایران عزیز ما در میانه جنگی مؤثر و سرنوشت‌ساز است. ابتلائات به اوج خود رسیده است؛ ترس‌ها و نگرانی‌ها، تنگناها و نداری‌ها، و خسارات مالی و جانی: «وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ». قوای نظامی و انتظامی و امنیتی در حال عمل به تکلیف خود هستند و ان‌شاءالله که موفق‌اند؛ اما وظیفه مؤمن حقیقی در این صحنه چیست؟ امام شهیدمان پس از حمله به پایگاه عین‌الاسد فرمود: «این فریاد انتقامی که از مردم شنیده شد در سرتاسر کشور، در واقع این فریاد انتقام، سوخت حقیقی موشک‌هایی بود که پایگاه آمریکایی را زیر و رو کرد». پشتگرمی مجاهدان در میانه این میدان سخت، به دل‌های محکم و اراده‌های استوار آحاد مردم در شهرهاست.
undefinedما بر این باوریم که گرچه در این روزها بیشتر نگاه‌ها متوجه تحولات نظامی و امنیتی است، اما میدان اصلی عملیات دشمن جای دیگری است. او تلاش می‌کند درک ما را مختل کند تا در طریقه‌ای که پیش گرفته‌ایم ‌دچار بی‌انگیزگی و یأس شویم؛ تا بتواند این تنها راه مقدس را بیراهه و بدون آینده نشان دهد. این همان «جنگ نرم» است. جنگی که می‌تواند سرنوشت جنگ سخت را عوض کند. همان‌طور که رهبر شهیدمان تصریح کردند، «قدرت ملّی بیش از آنکه به موشک و هواپیما ارتباط داشته باشد، به اراده و ایستادگی ملّت‌ها ارتباط پیدا می‌کند» (۲۰ بهمن ۱۴۰۴). دشمن اراده و ایستادگی ما را نشانه رفته است و همین نقطه باید محل دغدغه و دلشوره ما باشد.
undefinedآمریکا و صهیونیستم شیطانی دیگر نمی‌توانند مانند گذشته وارد جنگی همه‌جانبه شوند؛ چنان‌که شکل درگیری نظامی امروز ما با آنها با جنگ عراق و افغانستان به‌کلی متفاوت است. از سوی دیگر، این جنگ نقطه تعیین تکلیف ما با دشمن آمریکایی و اسرائیلی است و باید باشد، و این هدف محقق نمی‌شود مگر آنکه ما جنگ را به سرانجام مطلوبمان برسانیم و بهایش را هم بپردازیم. پس نقطه اصلی تقابل ما با استکبار جهانی «جنگ اراده‌ها» است؛ این همان جایی است که علما و اساتید ربانی و نخبگان معرفتی و فرهنگی و آحاد امت حزب‌الله باید ایفای نقش کنند. مؤمن به استقبال ابتلائات الهی می‌رود و برای آن آغوش می‌گشاید و با سلاح اراده و ایستادگی، صف‌ حقانیت را از تکثرات نفاق و شرک جدا می‌سازد: «وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ، الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ». باید لله بودن خود را با صدای رسا فریاد کنیم و تذبذب نفاق و شرک را به حاشیه برانیم. در این صورت است که موشک‌ها و پهپادها و دیگر تسلیحات پیشرفته هم در برابر دشمن کارآمد می‌شود، نهادهای امنیتی و اطلاعاتی بر فتنه‌ها فائق می‌آیند و در جنگ اقتصادی توفیقات و پیروزی‌ها به‌دست می‌آید؛ یعنی همه اینها در اظهار لله بودن حزب‌الله معنای خود را پیدا می‌کنند.
undefinedاما دشمن در جنگ نرم دقیقاً در پی هدف قرار دادن چه نقطه‌ای است؟ کانون تهاجم دشمن دقیقاً کجاست؟ از سوی دیگر، نقطه اصلی قوت جبهه حق و عامل قوت و قدرت نظام اسلامی که او را در برابر دشمن مقاوم و استوار می‌سازد و از گردنه تهدیدها به سلامت عبور می‌دهد چیست؟ یعنی ماهیت «قدرت نرم» جمهوری اسلامی چیست؟ پاسخ به این پرسش‌ها در یک کلام این است: «کلمه ولایت»؛ همان که برای لله بودن و لله شدن هم مسیر است و هم مقصد.
undefinedملت مسلمان و مؤمن ایران در انقلاب اسلامی تصمیم گرفت پای کلمه ولایت بایستد و در این مسیر فداکاری‌های فراوانی نمود. در واقع ملت پای چیزی ایستاد که آرمان تمام انبیا و اولیا بود: داخل شدن در ولایت الهی و خارج شدن از ولایت طاغوت. در مقابل، همۀ طواغیت تاریخ هم مقابل چنین کلمه‌ای ایستاده بودند و دشمنی آن‌ها با ادیان الهی جز به خاطر این معنا نبود؛ وگرنه امت اسلام پیش از انقلاب و بعد از آن، کشورها و حکومت‌هایی داشتند و دارند و نه‌تنها دشمنی طواغیت و فراعنۀ عالم را برنمی‌انگیزند، بلکه از بهترین دوستان آن‌ها هستند.


#معنای_جمهوری_اسلامی
undefined کانال جلوه نور علوی @jelvehnooralavi

۱۹:۴۰

undefined این جنگ، جنگ اراده‌هاست.ما با کلمه ولایت به مصاف شیطان رفته‌ایم(بخش۲ از ۲).

undefinedشدت بیشتر ابتلا، نشانه استعداد درک عمیق‌تر مؤمنان از ولایت است، و به راستی کدام ملت توانایی تحمل این حد از فشار و ابتلا را داشته است؟ و بشارت باد بر این اراده و ایستادگی، که بودن در این صف و طریق، خود پیروزی بزرگ‌تر و والاتری از همه پیروزی‌های ظاهری است. حال که چنین است، امت با یقین به وعده‌های الهی نه از کروفر دشمن ترسی دارد نه نگران آینده است: «وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا».
undefinedمراقبه کامل و ایستادگی بر کلمۀ ولایت، همه پیروزی است، و در پرتو این فتح معنوی و حقیقی، دشمن ظاهری و همه تجهیزات و شاخ و برگش زبون و ناچیز؛ «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ». خداوند در ماجرای غدیر و ظاهر شدن کلمۀ ولایت در جانشینی امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «امروز دیگر کفار از دین شما مأیوس شده‌اند و نمی‌توانند آسیبی به آن وارد کنند؛ بنابراین از‌ آن‌ها نترسید»؛ اما در ادامه هشدار می‌دهد که آری دیگر از آن‌ها نترسید، اما حالا که توفیق خشیت حقیقی نسبت به توحید را یافته‌اید؛ آن را به‌جا آورده و به آن التزام داشته باشید. مبادا در اثر وعدۀ پیروزی خداوند، نوعی خوش‌خیالی در شما پدید بیاید. تمام نگرانی شما باید از این باشد که مبادا حریم ولایت را پاس ندارید! «...الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ...».
undefinedآنچه امت باید از آن بترسد، نه چنگ و دندان نشان دادن دشمن، بلکه انحراف و عدم پاسداری از کلمۀ ولایت است. امت نه بر اثر قدرت دشمن شکست می‌خورد و نه بر اثر قدرت خود پیروز می‌شود؛ بلکه ‌‌‌‌پیروزی و شکست امت در گرو درک قلبی کلمۀ ولایت و استقامت بر آن است. دشمن در بُعد نظامی قادر به شکست ملت ایران نیست.
undefinedایدئولوژی مقاومت به گونه‌ای است که با هیچ ابزار بیرونی نمی‌توان آن را شکست داد. آنچه ممکن است ما را شکست دهد، شکستن استقامت قلبی ما بر صراط مستقیم ولایت است. دشمن هم روی همین نقطه دست گذاشته و سال‌هاست تلاش می‌کند ما را با جنگ نرم از این صراط مستقیم منحرف کند. این همان نکته‌ای است که آن رهبر و مقتدای شهیدمان یادآور شدند؛ که امیرالمؤمنین(ع) در هیچ جنگی شکست نخوردند؛ اما آنچه ایشان را از رسیدن به اهدافشان بازداشت، جنگ نرم دشمن بود؛ «هدف از جنگ نرم، بی‌انگیزه کردن مردم است؛ برای اینکه مردمی را که در مِیدانند و آماده تلاشند و آماده کارند بی‌انگیزه کنند، ناامید کنند، مأیوس کنند، دچار تردید کنند، با ابزارهای جنگِ نرم وارد میدان می‌شوند».


#معنای_جمهوری_اسلامی
undefined کانال جلوه نور علوی @jelvehnooralavi

۱۹:۴۱

thumbnail
undefinedundefinedundefined
undefinedشهید با شهادت خود، از یک سو زلزله‌ای در درون خود ایجاد می‌کند که به میزان قدرتش بندهای قلب را می‌گسلد و او را از خمودی نسیان به نورانیت ذکر و از انس و دل‌بستگی به غیرحق، به حق بازمی‌گرداند و حیات طیبه را برایش به ارمغان می‌آورد؛ و از سوی دیگر، زلزله‌ای در بیرون (بسته به میزان اخلاص و عمق شهادتی که دارد) و در آفاق عالم ایجاد می‌کند و امت را متذکر و بندهای تعلقات را از روح جامعه باز می‌کند. به همین دلیل است که زلزلۀ شهادتِ برخی، خانواده‌ای را دگرگون می‌کند، و برخی شهری را تحت تأثیر قرار می‌دهد، و برخی دیگر مانند شهادت قائد عظیم‌الشأن‌مان، امتی را منقلب کرده و متذکر می‌کند و در نهایت، شهادتی همچون شهادت سالار شهیدان حضرت سیدالشهداء(ع) تاریخ بشریت را به لرزه درمی‌آورد و منقلب می‌نماید و به اسلام حیاتی دوباره می‌بخشد. روح همۀ این‌ها به شدت و ضعف ظهور ذکر در باطن شهادت بازمی‌گردد.
undefinedبرداشتی از کتاب «شهید؛ رهیافتی به راز و رمز مقام شهادت»،‌ ص۲۱۰.


@jelvehnooralavi

۸:۴۳

thumbnail
undefinedundefinedundefined

undefinedخداوند مجاهدین فی سبیل‌الله را در مسیر شهادت قرار می‌دهد؛ ولی شهادت به معنای عام آن؛ یعنی هر کس که در این مسیر حرکت می‌کند، چه کشته شود چه نشود، در هر صورت شهید است.
undefinedاین تعبیر زیبای رسول اکرم(ص) در جنگ خندق، همین مطلب را بیان می‌کند. وقتی امیرالمؤمنین(ع) در جنگ خندق مقابل عمرو‌بن‌عبدود قرار می‌گیرند، شهید نمی‌شوند؛ ولی حضرت رسول(ص) دربارۀ ایشان می‌فرمایند: ضربه‌ای که علی(ع) امروز به دشمن وارد کرد، از تمام شهادت‌ها بالاتر است؛ چون عبادت جن و انس، شهادت را هم در برمی‌گیرد که حضرت فرمود: «ضَرْبَةُ عَلِیٍّ یَوْمَ الْخَنْدَقِ افْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَیْنِ».
undefinedخداوند کسی را که در این مسیر قرار گرفته است به‌عنوان شهید می‌پذیرد و نکتۀ مهم همین است. در بیانات حاج‌قاسم این نگاه فوق‌العاده وجود دارد. ایشان دائماً از عمق وجود فریاد می‌زند که: «بارالها! مرا بپذیر!»؛ یعنی شهیدم کن! شهید به‌معنای کشته‌شدن نیست؛ بلکه به این معناست که من لیاقت دیدار تو را در مقام شهود پیدا کنم.
undefined برشی از کتاب «رسم شهادت»

@jelvehnooralavi

۱۰:۳۸

undefined اطلاعیه برگزاری مراسم احیای شب‌های قدر
undefinedسخنران: استاد محمدتقی فیاض‌بخش
undefinedآغاز مراسم (قرائت دعای جوشن کبیر): ساعت ۲۳
undefinedآغاز سخنرانی: ساعت ۱۲:۳۰ بامداد
undefinedآدرس: خیابان شهید کلاهدوز (دولت)، چهارراه شهید کاوه، خیابان شهید وارسته، خیابان بهرنگ، پلاک ۲۲
undefined موقعیت مراسم بر روی نقشه



undefined کانال جلوه نور علوی@jelvehnooralavi

۱۰:۳۷

thumbnail
undefined اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم


undefined کانال جلوه نور علوی@jelvehnooralavi

۲۲:۱۴

undefinedفراخوان مشارکت در قربانی به نیت دفع بلایا و پیروزی سپاه اسلام

با سلام حضور مخاطبان ارجمند
حتما نسبت به پرداخت صدقه منظم هر صبح و شب به نیت «سلامتی مقام معظم رهبری و سرداران و خدمتگزاران نظام اسلامی‌مان و پیروزی سپاه اسلام بر دشمن صهیونی- آمریکایی» اهتمام خاص داشته باشید.
علاوه بر این، طبق سنت گذشته، به‌صورت روزانه در حال انجام قربانی به همین نیت هستیم.از شما دعوت می‌کنیم در این امر سهیم شوید.
undefinedشماره کارت5041721075983495
undefinedشماره حساب10.7555790.1
undefinedشماره شباIR190700001000117555790001
بانک رسالتمحمدعلی فیاض‌بخش


گزارش نحوه هزینه‌کرد مبالغ جمع‌آوری شده حتماً منتشر خواهد شد.
undefined کانال جلوه نور علوی@jelvehnooralavi

۱۲:۰۶

استاد فیاض بخش
undefined ضمن عرض تشکر از عزیزانی که در این طرح مشارکت نمودند، به اطلاع می‌رسانیم: undefinedتاکنون مجموعا مبلغ ۲۸۵ میلیون تومان جمع‌آوری شده. undefinedبنا به توصیه استاد، هر هفته یک رأس گوسفند به نیتی که قبلا ذکر شد قربانی می‌شود. undefinedتا امروز ۳ رأس گوسفند جمعا به وزن ۱۳۳ کیلوگرم، قربانی و میان نیازمندان توزیع شده. undefinedان‌شاءالله این روند ادامه خواهد یافت. موفق و مؤید باشید.
undefined ضمن عرض تشکر از عزیزانی که در این طرح مشارکت نمودند، به اطلاع می‌رسانیم:
undefinedاز تاریخ گزارش قبلی، یعنی ۲۳ بهمن تا دیروز ۱۷ اسفندماه، مجموعاً ۹ رأس گوسفند به وزن ۳۶۲ کیلوگرم، قربانی و میان نیازمندان توزیع شده و همچنین برای نیروهای حافظ امنیت غذا تهیه شده.undefinedان‌شاءالله این روند ادامه خواهد یافت.

undefined به امید پیروزی جبهه حق بر کفر و استکبار جهانی

۱۳:۳۸

بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
undefined امامت و وراثت چه نسبتی دارند؟undefined امامت یعنی وارثِ مکتب بودنundefined سیدحمیدرضا میررکنی
قوام الگوی امامت و ولایت بر امتداد و حفظ اصول است؛ اساساً امامت از آنجایی ضروری است که اصول اسلامی و مکتبی ما نه مربوط و مقید به یک زمانه خاص، که جاری در تک‌تک لحظه‌های حال و آینده است. از آنجایی که این اصول نامیرا هستند، پس همواره می‌باید جاری باشند. کار ولایت و امامت، در اصل حاضرکردن مدام اصول اساسی اسلام در صورت‌ها و سیرت‌های مناسب زمان و مکان است. پس باید امام و مقتدایی باشد تا آن اصول اساسی مکتب را همواره در صحنه حاضر کند و بدان اصول فتوا بدهد. این مطلب، حکمت کلّ اصل ولایت فقیه است.
امامت، حاضرکردن موضع اصیل مکتب اسلام استامامت و در پرتو آن ولایت فقیه، نقطه‌ای است که می‌خواهد همواره موضع اصیل و سنتی مکتب اسلام را حاضر نگه دارد. برای این زنده‌نگه‌داشتن امام و ولیّ، ابتدائاً می‌باید «وارث» این اصول باشد. به عبارتی شاید بتوان گفت که این وارث‌بودن، اصلِ اصلِ اصل و جوهره مقام امامت است. در حدیثی است که امام باقر(ع) در معرفی خویش چنین فرمودند که: «اصولُ علمٍ عندنا نتوارثها کابِرٌ عن کابِر» یعنی اصول علم نزد ماست؛ آن را به ارث می‌بریم، بزرگی از بزرگی. حتماً در زیارت وارث بارها خوانده‌ایم که حضرت سیدالشهدا(ع) را با تعبیر «السلام علیک یا وارث امیرالمؤمنین...» توصیف فرموده است. همین تعابیر در دیگر زیارت‌ها نظیر زیارت مخصوصه حضرت رضا(ع) هم آمده است. نیز آن حدیث معروف «العلماء ورثة الانبیاء» را بسیاری از شارحان، منطبق به خود امام و مقام امامت تفسیر کرده‌اند.
اما استعاره «وراثت» چرا تا این حد قدرتمند و پرتکرار است؟ این تکرار و تأکید بر مقوله وراثت، از باب تأکید بر این نکته است که آنچه امامت و ولایت (چه ولایت معصوم و چه ولایت فقیه) را اصلاً ضروری کرده است، همین به‌ارث‌رسیدن اصول و مبانی و جاری‌شدن آن‌هاست. این مطلب، انتظار ملت نیز هست. قرار نیست با آمدن امامی، عصر امام قبلی به انتها برسد؛ بلکه اصلاً مشروعیت و سنجه امام بعدی در این است که «وارث» باشد.
امامِ جدید، راه امام قبلی را ادامه می‌دهد و آن را کامل می‌کنداگر کسانی منتظر بوده‌اند که با کشف و اعلان امام جدیدمان، دوران جمهوری اسلامی به اتمام برسد، اشتباه کرده‌اند. دوران رهبری کنونی، پایان رهبری حضرت امام سیدعلی خامنه‌ای نیست، بلکه تکمیل و ادامه آن است. عالم مجاهد جوانی آمده که امامتش، اصلاً در وراثت درستش نسبت به مکتب بوده که اکنون محرز شده است. امام جدید، اهل پشت‌پازدن به تعالیم پدر فقیدش نیست؛ بلکه حسب قاعده «الامامة اساس الاسلام النامی» می‌خواهد آن اصول را نمو و توسعه بیشتری بدهد؛ بعون الله و مَنّه و کَرَمه. اگر دشمن با انتخاب رهبر جدید توقع دارد که تغییر رفتاری در جمهوری اسلامی شاهد باشد، باید بداند که مکتب ما همان مکتب و امام کنونی ما هم، امام همان مکتب است. او حسب وظیفه رهبری‌اش، جاری‌کننده جریان اسلام اصیل است؛ همان اسلامی که سنت محمد و آل‌محمد بوده است. آنچه بیرون از سنت اسلام ناب و بیرون از وراثت علم محمد و آل‌محمد رخ بدهد، لاجرم بیرون از دایره امامت نیز هست؛ «و ما بعدالحقَّ الا الضّلال» ورای حقّ چیست جز گمراهی؟


#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine

۱۴:۰۵

دستورات برای نابودی دشمنان.pdf

۴۸۳.۶۷ کیلوبایت

undefined️مهم؛ توجه فرمایید!
undefined قرار جمعی به نیت پیروزی در جنگ و هلاکت سرکردگان دشمن

استاد فیاض‌بخش فرمودند که اعمال مندرج در فایل پیوست به نیت زیر خوانده شود:
اولا: از خدا بخواهیم که این دو ملعون نتانیاهو و ترامپ را تا روز عید به درک واصل کند و به واسطه به درک واصل شدن آنها سپاه کفر و صهیونیسم که رعب اساسی در دلشان هست، دچار رعب مضاعف شوند و شکست را بپذیرند.
ثانیا: جنگ به شکلی عزت‌مدارانه برای اسلام و جمهوری اسلامی به پایان برسد؛ به‌طوری که هم دیگر جرئت نکنند حمله کنند و هم غرامت‌ تمام خساراتی که به ما وارد کردند را بپردازند و هم تحریم‌ها برطرف شود.
این چیزی است که ما از خداوند می‌خواهیم و به کمتر از این هم راضی نشویم که خون رهبر عزیز ما باید یک پیروزی عزت‌مندانه برای سپاه اسلام رقم بزند.

undefined توجه نمایید که دستورات طبق همان زمان‌بندی که در برنامه گفته شده باید اجرا شود که رمز اثرگذاری آن در اجرای جمعی است.
undefined عزیزانی که تعهد قطعی به انجام این دستورات دارند لطفا به ادمین کانال پیام دهند:@jelvehadmin


undefined کانال جلوه نور علوی@jelvehnooralavi

۲۱:۵۱

استاد فیاض بخش
دستورات برای نابودی دشمنان.pdf

دعا برای نابودی دشمنان.mp3

۰۵:۱۲-۲.۳۹ مگابایت
undefined بشنوید| توصیه استاد فیاض‌بخش به قرار جمعی به نیت پیروزی در جنگ و هلاکت سرکردگان دشمن


@jelvehnooralavi

۲۱:۵۴

بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
undefined #آیات_جنگundefined بندۀ حق را توکل باید...undefined خدا کار خودش را پیش می‌بَرد؛ ما باید مراقب باشیم عقب نمانیمundefined سیدحمیدرضا میررکنی

«وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا: هر که بر خدا اتکاء و توکل کند، خدا او را کفایت کند؛ چه خداوند فرمانش را به انجام‌رساننده است. به راستى خدا براى هر چيزى اندازه‌اى مقرر كرده است» (الطلاق/3).
لحظات فرسایش جنگ را باید با توکل سپری کنیمهیچ راهی نیست که راه باشد و از منزل توکل نگذرد. گرچه نعمت توکل در شداید و سختی‌ها بیشتر به چشم می‌آید، اما مؤمن حتی در آسانی هم به اتکای حق برپا و سرپا است. جنگ ادامه می‌یابد و رفته‌رفته کلال و ملال آن هم سر می‌رسد. تجربه‌های تلخ ما انباشتی از خاطرات نه‌چندان خوش را می‌سازد. بعضی پیروزی‌هایی که منتظرش بودیم به‌دست نمی‌آید و بعضی شکست‌هایی که انتظارش را نمی‌کشیدیم رخ می‌دهد. ما می‌مانیم و فرسایش جنگ. در این لحظات، توکل و توجه به باطنِ توکل، درمان درد است.
امام شهید ما آیۀ توکل را درخصوص امام خمینی(ره) مصداق‌یابی و توکل را در صورت و سیرت ایشان شهود فرموده بود. در یکی از بیاناتشان دربارۀ امام چنین فرموده‌اند: «[امام خمینی] هرگز مأیوس نمی‌شد. این همه حوادث در همان سال‌های اول انقلاب رخ داد؛ این شهادت‌ها، شهادت‌های دسته‌جمعی، حوادث گوناگون، [ولی] مطلقاً در دل امام این تأثیر را نگذاشت که ایشان را مأیوس بکند... اهل توکل به معنای واقعی بود؛ وعدۀ الهی را قبول داشت و به وعدۀ خدا اطمینان داشت. وَ مَن یَتَوَکَّل عَلَی اللَهِ فَهُوَ حَسبُه؛ مصداق واقعی این جمله بود» (14/3/1401).
کار دست خداست، مأیوس نشویمآنچه امام شهید ما از آن یاد می‌کنند، همان چیزی است که ما این روزها تجربه‌اش می‌کنیم: «شهادت‌‌ها، شهادت‌های دسته‌جمعی...». این حوادث را با توجه به خدا می‌شود «تحمل‌پذیر» کرد. اما «تحملِ» درد، غیر از حالت «مأیوس‌نشدن» است. چگونه در اوج سختی می‌شود همچنان مأیوس نشد و امید داشت که انتهای مسیر، پیروزی است؟ پاسخ را باید در ادامۀ آیه جست: «إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ» یکی از اسمای حسنی الهی، اسم «بالغ» است. خداوند در این آیۀ شریفه، باطن توکل را به اسم «بالغ» گره می‌زند. گویی مؤمن با توجه به اسم «بالغ» خداست که می‌تواند در منزل توکل مستقر شود. البته شرط این توجه، نفی انانیت است!
مادامی که ما خیال می‌کنیم کار به دست ماست، فرض گرفته‌ایم که «ما»یی در کار است و این «فعل ما» است که کار را پیش می‌برد. آیۀ شریفه بر ما نمایان می‌کند که واقعیت چنین نیست. اولاً «امر»ی که ما برای آن مشغول مجاهده‌ایم و دل‌نگران آن هستیم، اصلاً «امر خدا» (أَمْرِهِ) است. کار، کار خداست و راه هم راه اوست. به او منسوب است، نه به ما. ثانیاً کسی که کار را پیش می‌برد و به نقطۀ نهایی می‌رساند هم خداست؛ «إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ...». درواقع بنده در این معادله هیچ است. کار، کار خداست و به‌انجام‌رساننده نیز خداست. پس کار به‌قطع و یقین به انجام می‌رسد و دلیلی برای مأیوس‌شدن نمی‌ماند. یأس ریشه در دیدن خود دارد. باطن توکل چنین چیزی است.
باید تلاش کنیم از قافله جا نمانیماین‌گونه است که ملتِ متوکل را با یأس کاری نیست. ملت متوکل، کار را کار خدا می‌بیند و خدا را بی‌نیاز از خود. بنابراین همّ و غم او تنها و تنها آن است که بتواند خود را به این کاروان برساند. وقتی یقین کردیم که کار خدا به ارادۀ خود او به بلوغ و نهایتش می‌رسد، تنها هم و غم ما می‌شود اینکه از کاروان امر الهی عقب نیافتیم، جا نمانیم و پس زده نشویم. ما مجاهدت می‌کنیم نه برای آنکه امر خدا پیش برود، برای آنکه خود پس‌رفته و جامانده نباشیم؛ و الا «إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ».

#سوره_فتحundefined @Sourehmagazine

۱۱:۴۳

undefined چگونه مردم کشور را رهبری می‌کنند؟اقتباسی از بیانات استاد فیاض‌بخش در مراسم احیای شب ۲۳ام ماه رمضان

من لازم دیدم به مناسبت بیعت‌هایی که در این ایام با رهبر جدید انقلاب انجام می‌گیرد، نکته‌ای را به رفقا عرض کنم که از نظر سلوکی برای همۀ ما بسیار کارگشا است.
خداوند در سورۀ انبیا، پس از آنکه از تعدادی پیامبران خود یاد می‌کند، قاعده‌ای را برای ما ذکر می‌کند که بسیار مهم است. خداوند می‌فرماید: «این انبیایی که برای شما گفتیم، أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ»[۱]؛ یعنی «ما لحظه به لحظۀ زندگی آنها را تحت تکفل خود گرفتیم و افعال خیر را به آنها وحی کردیم». مرحوم علامه ذیل این آیه بیان می‌دارند که مراد از این بیان الهی صرفاً نزول وحی تشریعی و کتب آسمانی نیست؛ بلکه دلالتی باطنی به کارهای خوب است که ایشان را مؤيد به قوتى ربانى می‌سازد كه به فعل خيرات و اقامه نماز و دادن زكات دعوت مى‏كند.
مراد خداوند در آیه شریفه بندگان خاص و رهبران الهی است که عده‌ای از مؤمنان را تحت تکفل خود دارند. او هیچ‌گاه ایشان را رها نمی‌نماید و کارهای نیک را به ایشان الهام می‌کند!
گاهی اوقات رهبر معصوم به عصمت الهی است؛ مانند انبیا(ع) که جایگاهشان نزد پروردگار روشن است؛ گاهی اوقات نیز ولیِّ امر به دلیل تقوایی که دارد نزد خداوند صاحب قیمت می‌شود و خداوند او را در کنف حمایت خویش می‌گیرد؛ «فَأَمَّا مَنْ أَعْطى‏ وَ اتَّقَى، وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنَى‏، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى»[۲]. این قاعدۀ الهی است که هرکس تقوا پیشه کند و انسان بخشنده‌ای باشد و در عین حال ایمان به توحید و ولایت داشته باشد، خداوند قطعاً در زندگی مسیر را برای او روشن می‌کند؛ ما تردیدی در این نداریم. پس خداوند تضمین فرموده که خیر امت و صلاح و سداد طریق را به رهبرانی که تالی‌تلو انبیا(ع) هستند و می‌خواهند راه ایشان را برای امت روشن کنند، الهام می‌کند.
اما گاهی اوقات در کنار تقوای رهبری، خداوند به‌واسطۀ رحمت و محبتی که به رعیت دارد، راه هدایت و خیر امت را به رهبر القا می‌کند! لذا این آیه قاعده‌ای کلی را به ما بیان می‌دارد. این قاعده از کوچک‌ترین جامعه یعنی خانواده تا جوامع بزرگ‌تر تا رهبری امت را شامل می‌شود.
یک دختر و پسر تا زمانی که ازدواج نکرده‌اند، خداوند آنها را به میزان تقوایی که دارند تحت تربیت می‌گیرد؛ مثلاً ایشان را در معرض گناه قرار نمی‌دهد و در بزنگاه‌ها دستشان را می‌گیرد. اما وقتی ایشان ازدواج می‌کنند و پای فرزندی به خانواده باز می‌شود، در موقعیت‌های حساس، اگر تقوا داشته باشند، خداوند در مسیر تربیت فرزند نیز از ایشان دستگیری می‌کند و از هدایت و الهامات الهی بهره‌مندند؛ گرچه حتی شاید خود هم متوجه نشوند!
این امر درباره معلمین هم صادق است. مرحوم استاد مطهری می‌فرمود: «من گاهی اوقات در مطالعاتم به مسئله‌ای برمی‌خوردم که برایم حل نمی‌شد؛ هرچه فکر و مطالعه هم می‌کردم برایم حل نمی‌شد». بعد ایشان می‌گفت: «وقتی با کمال اطمینان به وعده پروردگار، این مسئله را در کلاس درس یا در یک مجلس سخنرانی مطرح می‌کردم، می‌دیدم برایم حل می‌شود!» ایشان می‌گفت: «متوجه می‌شدم که من قابل نبودم که خداوند این مسئله را برایم حل کند؛ بلکه مخاطبین من قابل بودند! لذا خداوند به دلیل رحمت به مخاطبین، به من رحمت می‌کرد!»
لذا بر امت است که با پایمردی بر طریق توحید و تزکیه و تهذیب، زمینه نزول برکات و رحمت‌های الهی را فراهم نمایند و دست رهبرشان را در هدایت امور پر کنند.
از خداوند می‌خواهیم که رهبر عزیزمان را که خلف صالح رهبر شهیدمان است، تحت تکفل و هدایت و عنایات خاص‌الخاص خود قرار دهد! طریق صلاح و سداد امت را به او الهام کند و به‌خصوص او را کمک کند تا در این روزگار، این کشتی طوفان‌زده را در برابر این شیاطین اکبر به ساحل نجات برساند!
[۱] الأنبیاء، ۷۳.[۲] اللیل، ۵ تا ۷.



undefined کانال جلوه نور علوی@jelvehnooralavi

۲:۲۳

undefined ربنا تقبل منا هذا القربان...

سنت الهی در قرآن هماهنگی نظام سلوک فردی و سلوک اجتماعی است و «انفاق» اصلی اساسی در طی منازل سلوکی است.
سالک برای سیروسلوک توحیدی باید قبل از هر چیز بندهای مانع سیر روح و حجاب‌های مانع لقا را برطرف نماید تا روح بتواند پرواز کند و همین جاست که انفاق معنا پیدا می‌کند.
هرچند معنای مصطلح انفاق بخشیدن مال است، اما از نظر مصداقی به قربانی کردن نزدیک می‌شود. انسان با انفاق کردن، از مرتبه‌ای از علقه‌های خود اغماض می‌کند و انانیّت او که مانع اصلی وصال است، از بین می‌رود و در راه محبوب قربانی می‌شود. این مطلب تا به‌آنجا پیش می‌رود که در مراحل عالی‌تر دیگر چیزی از او باقی نمی‌ماند و همۀ هستی خویش را یک‌باره به‌پای محبوب می‌ریزد و محو می‌کند.
بنابراین اصل در انفاق گسستن علقه‌هاست. هرقدر که علقه‌ها از امور مادی به حقیقی نزدیک‌تر شود، انفاق عمیق‌تر است. مثلاً ارتباط انسان با مال و ثروتش رابطه‌ای مادی است. در نتیجه، انفاق مال به‌معنای گسستن رابطۀ بین مال و صاحب آن است؛ اما انفاق از فرزند یا اعتبار یا آبرو، تا مراتب عالی‌تر انفاق در راه محبوب، گسستن رابطه‌هایی عمیق‌تر است؛ تا بالاخره انفاق جان که همۀ هستی انسان وابسته به آن است.
اما از سوی دیگر، قدرت نفوذ انفاق در گسستن حجاب‌های تعلقات، به عظمت اخلاص منفق بازمی‌گردد؛ که انفاق او تا چه مرحله بتواند خرق حجب کند. بنابراین، اگر خداوند دربارۀ منفقین می‌فرماید: «مَن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً»[۱]، روشن است که قطعاً مراد اصل مال انفاق شده نیست و معنا ندارد که امر مادی در نزد مجرد تام به قرض برود. بنابراین سخن در مرتبۀ اخلاص و طهارت نیت منفقین است؛ چنان‌که خداوند دربارۀ مطلق اعمال صالح بندگان نیز همین اصل را بیان می‌فرماید: «إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ»[۲]. آنچه به نزد حق بالا می‌رود و عرضه می‌شود کلام طیب (یعنی اعتقادات پاک و نیات خالص) است و ظاهر عمل صالح تنها عامل بالابرندۀ نیت است؛ بنابراین، آنچه به نزد خداوند به‌عنوان قرض در انفاق گذاشته می‌شود، میزان اخلاص منفق است. در نتیجه، هر مقدار مرتبۀ انفاق بالاتر، مرتبۀ قرب مؤمن در این عمل بالاتر است.
پس هر مقدار که سالک در مراتب قرب بالاتر می‌رود، باید انفاقات (یا به عبارت دیگر قربانی‌هایی) پاکیزه‌تر، لطیف‌تر و مطهرتر به درگاه محبوب ارائه دهد؛ چنان‌که فرمود: «أَنفِقُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ»[۳]. در سلوک جمعی نیز، جامعه در ابتدای راه باید انفاقات اقتصادی و فرهنگی زیادی انجام دهد تا خود را لایق درک مقامات بالاتر نماید. اما در منازل سلوکی و در مدارج بالاتر، در مسلخ عشق باید دارایی‌های طیب‌تری را عرضه کند. همان طور که زینب کبری(س) در عصر عاشورا دست به دعا بلند کرد و فرمود: «ربنا تقبل منا هذا القربان!» (پروردگارا! ما پاک‌ترین و ارزشمندترین خلایقت را برای سیروسلوک توحیدی امت به درگاهت عرضه داشتیم!).
و امت ولایی ما در منازل سلوک اجتماعی، از آغاز انقلاب تا اکنون، طیبات فراوانی را به پیشگاه محبوب عرضه داشت؛ اما این روزها امت پاک‌ترین و ارزشمندترین دارایی‌هایش را قربانی مولا می‌کند؛ این آخری‌ها از جنس دیگری است که آتش به قلب همگان زده است...
[۱] بقرة، ۲۴۵.[۲] فاطر، ۱۰.[۳] بقره، ۲۶۷.


undefined کانال جلوه نور علوی@jelvehnooralavi

۰:۱۳

استاد فیاض بخش
undefinedفراخوان مشارکت در قربانی به نیت دفع بلایا و پیروزی سپاه اسلام با سلام حضور مخاطبان ارجمند حتما نسبت به پرداخت صدقه منظم هر صبح و شب به نیت «سلامتی مقام معظم رهبری و سرداران و خدمتگزاران نظام اسلامی‌مان و پیروزی سپاه اسلام بر دشمن صهیونی- آمریکایی» اهتمام خاص داشته باشید. علاوه بر این، طبق سنت گذشته، به‌صورت روزانه در حال انجام قربانی به همین نیت هستیم. از شما دعوت می‌کنیم در این امر سهیم شوید. undefinedشماره کارت 5041721075983495 undefinedشماره حساب 10.7555790.1 undefinedشماره شبا IR190700001000117555790001 بانک رسالت محمدعلی فیاض‌بخش گزارش نحوه هزینه‌کرد مبالغ جمع‌آوری شده حتماً منتشر خواهد شد. undefined کانال جلوه نور علوی @jelvehnooralavi
undefined️مخاطبین گرامی کانال
حتما نسبت به پرداخت صدقه منظم هر صبح و شب به نیت «سلامتی مقام معظم رهبری و سرداران و خدمتگزاران نظام اسلامی‌مان و پیروزی سپاه اسلام بر دشمن صهیونی- آمریکایی» اهتمام خاص داشته باشید.
همچنین به اطلاع می‌رسانیم از محل مبالغ جمع‌آوری شده از جانب شما دوستان، از ابتدای جنگ هر روز یک رأس گوسفند به نیت فوق‌الذکر قربانی می‌شود.ان‌شاءالله با همراهی شما این طرح همچنان ادامه می‌یابد.
undefinedشماره کارت5041721075983495
undefinedشماره حساب10.7555790.1
undefinedشماره شباIR190700001000117555790001
بانک رسالتمحمدعلی فیاض‌بخش


گزارش نحوه هزینه‌کرد مبالغ جمع‌آوری شده حتماً منتشر خواهد شد.
undefined کانال جلوه نور علوی@jelvehnooralavi

۱۶:۳۹

undefined مدال افتخار جهاد با شیطان بزرگ

بنا بر روایات، وقتی سالک در مسیر سیروسلوک توحیدی قدم می‌گذارد، در منازل ابتدایی و حتی میانی برای خود شیطان گویی کسر شأن است که بیاید و با او درگیر شود. لذا جنودش را می‌فرستد؛ مانند جنود نگاه حرام؛ جنود شکم‌بارگی؛ جنود گوش دادن به صداهای حرام و...؛ به تعبیر قرآن «إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ»[۱]؛ یعنی شیطان و جنود شیطان دائماً دارند شما را رصد می‌کنند. این برای منازل ابتدایی است، اما وقتی سالک به مراتب و منازل عالی می‌رسد، دیگر جنود شیطان حریف او نمی‌شوند؛ اینجاست که دیگر خود شیطان به میدان می‌آید.
خداوند به انسان یادآوری می‌کند که شیطان در رأس دشمنان انسان است و باید او را دشمن بدارد؛ «إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا»[۲]. البته از شیطان انسی هم نباید غافل بود. به تعبیر قرآن دسته‌ای از آدم‌ها به درجه‌ای از آلودگی و خباثت می‌رسند که معلم شیطان می‌شوند! قرآن در داستان بلعم باعور می‌فرماید: «فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ»[۳]، یعنی کارش به جایی رسیده بود که شیطان دنبال او راه افتاد! این سخن از امام موسی صدر معروف است که اگر اسرائیل در یک طرف بایستد و شیطان طرف دیگر بایستد، من کنار شیطان می‌ایستم! این واقعیتی است که ما در این روزگار داریم مشاهده می‌کنیم.
امت اسلام در روزهای اول انقلاب با جنود دسته دوم و سوم شیطان از قبیل منافقین و گروهک‌ها و... درگیر شد؛ بعد با جنود بالاتر مانند صدام درگیر شد. اما حضرت امام(ره) از روز اول انقلاب، از همان سال ۴۲، آینده را مشاهده می‌کرد؛ فراز و نشیب انقلاب را می‌دید و ابتلائات امت اسلام را می‌دانست. از همان ابتدا نوک پیکان حمله ایشان به سمت آمریکا و اسرائیل بود؛ بر همین اساس آمریکا را «شیطان بزرگ» نامید.
ما در فراز و نشیب‌های جدال جدی با شیطان و پنجه در پنجه انداختن با دشمن اصلی هستیم. اگر ما با صدام ملعون می‌جنگیدیم، نوچۀ این ملعون‌ها بود. گویا به برکت گذر انقلاب و رسیدن انسان‌های امت به آن بلوغ به برکت امام خمینی و سپس رهبر شهیدمان، به آنجا رسیدیم که خداوند این لیاقت را به ما داد که مستقیماً با شیطان اکبر درگیر شویم. الآن این افتخاری برای امت اسلام است که گویا به منازل نهایی سیروسلوک خود رسیده و در آستانۀ دیدار امام زمانش(عج) قرار گرفته است.
این یک قاعده است: به تناسبی که مکر شیطان در مراتب سلوک پیچیده‌تر می‌شود، اجری که سالک در طی مراتب شهادت می‌برد هم بیشتر می‌شود. در سلوک اجتماعی هم به همین ترتیب است. در جنگ احد بسیاری از قبیل جناب حمزۀ سیدالشهدا شهید شدند. پیامبر اکرم(ص) به امیرالمومنین(ع) هم وعدۀ شهادت داده بودند. بعد که جنگ تمام شد، امیرالمؤمنین(ع) به پیامبر(ص) عرضه داشت: یا رسول الله! مگر نفرمودید من به فیض شهادت می‌رسم؟ پس چرا شهید نشدم؟ پیامبر(ص) فرمودند: علی جان صبر کن! تو را اشقی الاشقیا شهید می‌کند. یعنی حمزه را باید وحشی شهید کند، اما درجۀ شقاوت وحشی در مرتبۀ ابن‌ملجم نبود!
اگر شخص در اعلا مراتب شهادت قرار بگیرد، قاتل او نیز باید در پست‌ترین مرتبۀ شقاوت و در اسفل السافلین درکات جهنم باشد. به همین دلیل دربارۀ سیدالشهدا(ع) نیز در تاریخ می‌نویسند که در آخرین لحظات خیلی‌ها آمدند تا کار حضرت را تمام کنند، اما پس می‌زدند. چرا؟ چون گویی در آن مرتبه از شقاوت نبودند!
پس این همه شهدای عزیزی که در این ایام بدست اشقی الاشقیای بشر از امت ما به شهادت رسیدند و گل سرسبد آن‌ها رهبر عزیزمان، نشانۀ دیگری از رشد جامعه ما در مراتب سلوک توحیدی‌ آن است.
پس از یک طرف ما باید بسیار افتخار کنیم که خداوند ما را در زمانی قرار داد که این نعمت به ما داده شد که پنجه در پنجۀ شقی‌ترین انسان‌های روی زمین بیندازیم؛ از طرف دیگر نیز باید مراقب باشیم که راه را گم نکنیم.
[۱] الأعراف، ۲۷.[۲] فاطر، ۶.[۳] الأعراف، ۱۷۵.



undefined کانال جلوه نور علوی@jelvehnooralavi

۱۴:۱۱

undefined ما به سوی میدان جنگ پرواز می‌کنیم...

در روایت دارد که بلاکِش‌ترین انبیا بعد از رسول اکرم(ص) حضرت ابراهیم(ع) بود. قرآن می فرماید:‌ «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ»[۱] ما ابراهیم(ع) را در امتحانات بسیار سختی قرار دادیم. همگی را نیز با نمرۀ عالی قبول شد. وقتی که تمام شد گفتیم: ای ابراهیم! آن مقام عالی که تو همیشه دلت می‌خواست و همیشه از من درخواست می‌کردی را به برکت قبولی در این امتحانات به تو می‌دهیم.
خب امت ما نیز همین‌طور است. ما همانند حضرت ابراهیم(ع) از ابتلائات استقبال می‌کنیم. ما نمی‌خواهیم جنگ کنیم، اما از جنگ نیز وحشتی نداریم؛ مخصوصاً جنگ با اشقی الاشقیاء.
بعد مهم این است که در تمام ابتلائات، ابراهیم(ع) هرگز نمی‌گفت که مثلا خدایا! من را از آتش نمرود نجات بده؛ چراکه آتش مقدمه‌ای برای مراتب عالی بود! بنابراین ما از خداوند می‌خواهیم که پیروز شویم، ولی پیروزی مقصد اعلا نیست. ما از خداوند می‌خواهیم که وضعیت اقتصادی و رفاهی و امنیتی‌مان سروسامان بگیرد، ولی اگر گرفت ما به نتیجه رسیده‌ایم؟ هرگز!
مقصد اصلی در این فراز و نشیب‌ها رسیدن به مقامات عالی توحیدی با قبولی در این امتحانات است. به تعبیر سورۀ مبارکۀ عنکبوت «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ»‏[۲] آیا مردم گمان می‌کنند که به محض اینکه گفتند: ما ایمان آوردیم، ما مسلمان هستیم و به قول امروزی‌ها ما انقلابی هستیم، کار تمام است؟ خیر! ما آنها را امتحان می‌کنیم. این ابتلائات هم دربارۀ فرد است و هم دربارۀ جامعه.
در ادامه می‌فرماید: «وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ» ما امت‌های گذشته را سخت امتحان کردیم. «فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبينَ‏»[۳] تا معلوم شود چه کسانی در امتحان قبول می‌شوند و پای حرفی که گفتند: «ما مؤمن و صادق و مسلمان هستیم» درست می‌ایستند و همچنین معلوم شود چه کسانی دروغ می‌گویند و تظاهر به ایمان می‌کنند. اینها باید معلوم شود. البته ما آنها را می‌شناسیم، ولی باید به خودشان نیز بشناسانیم تا بعدها گله نکنند که چرا دیگران در مقامات عالی هستند و ما در مقامات پایین؟ می‌گوییم: خودت خواستی! بنابراین این سنت الهی را باید دائماً در نظر داشت که وصول به مراتب عالی جز با تحمل ابتلائات شدید ممکن نیست.
«تا شدم حلقه به گوش در ميخانه عشق هر دم آيد غمى از نو به مبارك بادم»
[۱] البقرة، ۱۲۴.[۲] العنکبوت، ۲.[۳] العنکبوت، ۳.



undefined کانال جلوه نور علوی @jelvehnooralavi

۷:۱۰