@jelvehnooralavi
۲:۲۳
511-Baqarah-aye(189).mp3
۱۴:۲۰-۶.۷۴ مگابایت
برای دسترسی به دیگر قسمتها، هشتک #ترجمان_وحی_جدید را در کانال جستجو فرمایید.
۰:۴۶
بسم الله الرحمن الرحیم
«مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلاً»
شهادت امام بزرگوارمان داغی سردنشدنی بر قلوب امت اسلام گذاشت؛ اما این سنت الهی است که سلوک بر صراط مستقیم توحید و ولایت هر قدر به مراتب عالیتر خود نزدیکتر میشود و طلیعه ظهور توحید بر قلوب آحاد امت بیشتر نمایان میگردد، ابتلائات سختتر میگردد.
امت شجاع ایران درس استقامت و پایمردی را با شاگردی در مکتب امامین بزرگوار انقلابشان بهخوبی فراگرفتهاند و میدانند که توقف در مبارزه با شیطان اکبر به معنای نابودی همه ارزشهای انسانی است. ایشان از نهضت عاشورایی سالارشان آموختهاند که اگر سپهسالاری شهد شهادت نوشید، باید زینبگونه پرچم مبارزه با طاغوت را تا رسیدن به قله توحید بر دوش کشید و در اوج گرفتاری، وقتی همگان یکدل شدند و عرضه داشتند: «مَتى نَصْرُ اللَّهِ»، ندا از ملکوت آمد که: «أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَريب».
سنت الهی بر آن است که رِبّیّون در کوران ابتلائات باید آبدیده شوند تا بتوانند در رکاب امام عصرشان(عج) از عهده مبارزهای درخور برآیند.
در این لحظاتی که قلوب همه مسلمانان و مبارزان بر علیه طاغوتیان زمان جریحهدار شهادت رهبر فقیدمان حضرت آیتالله خامنهای کبیر است، از خداوند منان عاجزانه درخواست تعجیل در ظهور حضرتش را داریم و عهد میبندیم با وحدت کلمه بر محور ولایت تا آخرین نفس دست از مبارزه با بصیرت و بیامان بر نداریم؛ که «مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزيزِ الْحَكيم»
محمدتقی فیاضبخشمؤسسه جلوه نور علوی ۱۱ رمضان ۱۴۴۷
«مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلاً»
شهادت امام بزرگوارمان داغی سردنشدنی بر قلوب امت اسلام گذاشت؛ اما این سنت الهی است که سلوک بر صراط مستقیم توحید و ولایت هر قدر به مراتب عالیتر خود نزدیکتر میشود و طلیعه ظهور توحید بر قلوب آحاد امت بیشتر نمایان میگردد، ابتلائات سختتر میگردد.
امت شجاع ایران درس استقامت و پایمردی را با شاگردی در مکتب امامین بزرگوار انقلابشان بهخوبی فراگرفتهاند و میدانند که توقف در مبارزه با شیطان اکبر به معنای نابودی همه ارزشهای انسانی است. ایشان از نهضت عاشورایی سالارشان آموختهاند که اگر سپهسالاری شهد شهادت نوشید، باید زینبگونه پرچم مبارزه با طاغوت را تا رسیدن به قله توحید بر دوش کشید و در اوج گرفتاری، وقتی همگان یکدل شدند و عرضه داشتند: «مَتى نَصْرُ اللَّهِ»، ندا از ملکوت آمد که: «أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَريب».
سنت الهی بر آن است که رِبّیّون در کوران ابتلائات باید آبدیده شوند تا بتوانند در رکاب امام عصرشان(عج) از عهده مبارزهای درخور برآیند.
در این لحظاتی که قلوب همه مسلمانان و مبارزان بر علیه طاغوتیان زمان جریحهدار شهادت رهبر فقیدمان حضرت آیتالله خامنهای کبیر است، از خداوند منان عاجزانه درخواست تعجیل در ظهور حضرتش را داریم و عهد میبندیم با وحدت کلمه بر محور ولایت تا آخرین نفس دست از مبارزه با بصیرت و بیامان بر نداریم؛ که «مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزيزِ الْحَكيم»
محمدتقی فیاضبخشمؤسسه جلوه نور علوی ۱۱ رمضان ۱۴۴۷
۱۳:۳۴
#معنای_جمهوری_اسلامی
۱۹:۴۰
#معنای_جمهوری_اسلامی
۱۹:۴۱
@jelvehnooralavi
۸:۴۳
@jelvehnooralavi
۱۰:۳۸
۱۰:۳۷
با سلام حضور مخاطبان ارجمند
حتما نسبت به پرداخت صدقه منظم هر صبح و شب به نیت «سلامتی مقام معظم رهبری و سرداران و خدمتگزاران نظام اسلامیمان و پیروزی سپاه اسلام بر دشمن صهیونی- آمریکایی» اهتمام خاص داشته باشید.
علاوه بر این، طبق سنت گذشته، بهصورت روزانه در حال انجام قربانی به همین نیت هستیم.از شما دعوت میکنیم در این امر سهیم شوید.
بانک رسالتمحمدعلی فیاضبخش
گزارش نحوه هزینهکرد مبالغ جمعآوری شده حتماً منتشر خواهد شد.
۱۲:۰۶
استاد فیاض بخش
ضمن عرض تشکر از عزیزانی که در این طرح مشارکت نمودند، به اطلاع میرسانیم:
تاکنون مجموعا مبلغ ۲۸۵ میلیون تومان جمعآوری شده.
بنا به توصیه استاد، هر هفته یک رأس گوسفند به نیتی که قبلا ذکر شد قربانی میشود.
تا امروز ۳ رأس گوسفند جمعا به وزن ۱۳۳ کیلوگرم، قربانی و میان نیازمندان توزیع شده.
انشاءالله این روند ادامه خواهد یافت. موفق و مؤید باشید.
۱۳:۳۸
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
قوام الگوی امامت و ولایت بر امتداد و حفظ اصول است؛ اساساً امامت از آنجایی ضروری است که اصول اسلامی و مکتبی ما نه مربوط و مقید به یک زمانه خاص، که جاری در تکتک لحظههای حال و آینده است. از آنجایی که این اصول نامیرا هستند، پس همواره میباید جاری باشند. کار ولایت و امامت، در اصل حاضرکردن مدام اصول اساسی اسلام در صورتها و سیرتهای مناسب زمان و مکان است. پس باید امام و مقتدایی باشد تا آن اصول اساسی مکتب را همواره در صحنه حاضر کند و بدان اصول فتوا بدهد. این مطلب، حکمت کلّ اصل ولایت فقیه است.
امامت، حاضرکردن موضع اصیل مکتب اسلام استامامت و در پرتو آن ولایت فقیه، نقطهای است که میخواهد همواره موضع اصیل و سنتی مکتب اسلام را حاضر نگه دارد. برای این زندهنگهداشتن امام و ولیّ، ابتدائاً میباید «وارث» این اصول باشد. به عبارتی شاید بتوان گفت که این وارثبودن، اصلِ اصلِ اصل و جوهره مقام امامت است. در حدیثی است که امام باقر(ع) در معرفی خویش چنین فرمودند که: «اصولُ علمٍ عندنا نتوارثها کابِرٌ عن کابِر» یعنی اصول علم نزد ماست؛ آن را به ارث میبریم، بزرگی از بزرگی. حتماً در زیارت وارث بارها خواندهایم که حضرت سیدالشهدا(ع) را با تعبیر «السلام علیک یا وارث امیرالمؤمنین...» توصیف فرموده است. همین تعابیر در دیگر زیارتها نظیر زیارت مخصوصه حضرت رضا(ع) هم آمده است. نیز آن حدیث معروف «العلماء ورثة الانبیاء» را بسیاری از شارحان، منطبق به خود امام و مقام امامت تفسیر کردهاند.
اما استعاره «وراثت» چرا تا این حد قدرتمند و پرتکرار است؟ این تکرار و تأکید بر مقوله وراثت، از باب تأکید بر این نکته است که آنچه امامت و ولایت (چه ولایت معصوم و چه ولایت فقیه) را اصلاً ضروری کرده است، همین بهارثرسیدن اصول و مبانی و جاریشدن آنهاست. این مطلب، انتظار ملت نیز هست. قرار نیست با آمدن امامی، عصر امام قبلی به انتها برسد؛ بلکه اصلاً مشروعیت و سنجه امام بعدی در این است که «وارث» باشد.
امامِ جدید، راه امام قبلی را ادامه میدهد و آن را کامل میکنداگر کسانی منتظر بودهاند که با کشف و اعلان امام جدیدمان، دوران جمهوری اسلامی به اتمام برسد، اشتباه کردهاند. دوران رهبری کنونی، پایان رهبری حضرت امام سیدعلی خامنهای نیست، بلکه تکمیل و ادامه آن است. عالم مجاهد جوانی آمده که امامتش، اصلاً در وراثت درستش نسبت به مکتب بوده که اکنون محرز شده است. امام جدید، اهل پشتپازدن به تعالیم پدر فقیدش نیست؛ بلکه حسب قاعده «الامامة اساس الاسلام النامی» میخواهد آن اصول را نمو و توسعه بیشتری بدهد؛ بعون الله و مَنّه و کَرَمه. اگر دشمن با انتخاب رهبر جدید توقع دارد که تغییر رفتاری در جمهوری اسلامی شاهد باشد، باید بداند که مکتب ما همان مکتب و امام کنونی ما هم، امام همان مکتب است. او حسب وظیفه رهبریاش، جاریکننده جریان اسلام اصیل است؛ همان اسلامی که سنت محمد و آلمحمد بوده است. آنچه بیرون از سنت اسلام ناب و بیرون از وراثت علم محمد و آلمحمد رخ بدهد، لاجرم بیرون از دایره امامت نیز هست؛ «و ما بعدالحقَّ الا الضّلال» ورای حقّ چیست جز گمراهی؟
#سوره_فتح
۱۴:۰۵
دستورات برای نابودی دشمنان.pdf
۴۸۳.۶۷ کیلوبایت
استاد فیاضبخش فرمودند که اعمال مندرج در فایل پیوست به نیت زیر خوانده شود:
اولا: از خدا بخواهیم که این دو ملعون نتانیاهو و ترامپ را تا روز عید به درک واصل کند و به واسطه به درک واصل شدن آنها سپاه کفر و صهیونیسم که رعب اساسی در دلشان هست، دچار رعب مضاعف شوند و شکست را بپذیرند.
ثانیا: جنگ به شکلی عزتمدارانه برای اسلام و جمهوری اسلامی به پایان برسد؛ بهطوری که هم دیگر جرئت نکنند حمله کنند و هم غرامت تمام خساراتی که به ما وارد کردند را بپردازند و هم تحریمها برطرف شود.
این چیزی است که ما از خداوند میخواهیم و به کمتر از این هم راضی نشویم که خون رهبر عزیز ما باید یک پیروزی عزتمندانه برای سپاه اسلام رقم بزند.
۲۱:۵۱
استاد فیاض بخش
دستورات برای نابودی دشمنان.pdf
دعا برای نابودی دشمنان.mp3
۰۵:۱۲-۲.۳۹ مگابایت
@jelvehnooralavi
۲۱:۵۴
بازارسال شده از ماهنامۀ سوره
«وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا: هر که بر خدا اتکاء و توکل کند، خدا او را کفایت کند؛ چه خداوند فرمانش را به انجامرساننده است. به راستى خدا براى هر چيزى اندازهاى مقرر كرده است» (الطلاق/3).
لحظات فرسایش جنگ را باید با توکل سپری کنیمهیچ راهی نیست که راه باشد و از منزل توکل نگذرد. گرچه نعمت توکل در شداید و سختیها بیشتر به چشم میآید، اما مؤمن حتی در آسانی هم به اتکای حق برپا و سرپا است. جنگ ادامه مییابد و رفتهرفته کلال و ملال آن هم سر میرسد. تجربههای تلخ ما انباشتی از خاطرات نهچندان خوش را میسازد. بعضی پیروزیهایی که منتظرش بودیم بهدست نمیآید و بعضی شکستهایی که انتظارش را نمیکشیدیم رخ میدهد. ما میمانیم و فرسایش جنگ. در این لحظات، توکل و توجه به باطنِ توکل، درمان درد است.
امام شهید ما آیۀ توکل را درخصوص امام خمینی(ره) مصداقیابی و توکل را در صورت و سیرت ایشان شهود فرموده بود. در یکی از بیاناتشان دربارۀ امام چنین فرمودهاند: «[امام خمینی] هرگز مأیوس نمیشد. این همه حوادث در همان سالهای اول انقلاب رخ داد؛ این شهادتها، شهادتهای دستهجمعی، حوادث گوناگون، [ولی] مطلقاً در دل امام این تأثیر را نگذاشت که ایشان را مأیوس بکند... اهل توکل به معنای واقعی بود؛ وعدۀ الهی را قبول داشت و به وعدۀ خدا اطمینان داشت. وَ مَن یَتَوَکَّل عَلَی اللَهِ فَهُوَ حَسبُه؛ مصداق واقعی این جمله بود» (14/3/1401).
کار دست خداست، مأیوس نشویمآنچه امام شهید ما از آن یاد میکنند، همان چیزی است که ما این روزها تجربهاش میکنیم: «شهادتها، شهادتهای دستهجمعی...». این حوادث را با توجه به خدا میشود «تحملپذیر» کرد. اما «تحملِ» درد، غیر از حالت «مأیوسنشدن» است. چگونه در اوج سختی میشود همچنان مأیوس نشد و امید داشت که انتهای مسیر، پیروزی است؟ پاسخ را باید در ادامۀ آیه جست: «إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ» یکی از اسمای حسنی الهی، اسم «بالغ» است. خداوند در این آیۀ شریفه، باطن توکل را به اسم «بالغ» گره میزند. گویی مؤمن با توجه به اسم «بالغ» خداست که میتواند در منزل توکل مستقر شود. البته شرط این توجه، نفی انانیت است!
مادامی که ما خیال میکنیم کار به دست ماست، فرض گرفتهایم که «ما»یی در کار است و این «فعل ما» است که کار را پیش میبرد. آیۀ شریفه بر ما نمایان میکند که واقعیت چنین نیست. اولاً «امر»ی که ما برای آن مشغول مجاهدهایم و دلنگران آن هستیم، اصلاً «امر خدا» (أَمْرِهِ) است. کار، کار خداست و راه هم راه اوست. به او منسوب است، نه به ما. ثانیاً کسی که کار را پیش میبرد و به نقطۀ نهایی میرساند هم خداست؛ «إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ...». درواقع بنده در این معادله هیچ است. کار، کار خداست و بهانجامرساننده نیز خداست. پس کار بهقطع و یقین به انجام میرسد و دلیلی برای مأیوسشدن نمیماند. یأس ریشه در دیدن خود دارد. باطن توکل چنین چیزی است.
باید تلاش کنیم از قافله جا نمانیماینگونه است که ملتِ متوکل را با یأس کاری نیست. ملت متوکل، کار را کار خدا میبیند و خدا را بینیاز از خود. بنابراین همّ و غم او تنها و تنها آن است که بتواند خود را به این کاروان برساند. وقتی یقین کردیم که کار خدا به ارادۀ خود او به بلوغ و نهایتش میرسد، تنها هم و غم ما میشود اینکه از کاروان امر الهی عقب نیافتیم، جا نمانیم و پس زده نشویم. ما مجاهدت میکنیم نه برای آنکه امر خدا پیش برود، برای آنکه خود پسرفته و جامانده نباشیم؛ و الا «إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ».
#سوره_فتح
۱۱:۴۳
من لازم دیدم به مناسبت بیعتهایی که در این ایام با رهبر جدید انقلاب انجام میگیرد، نکتهای را به رفقا عرض کنم که از نظر سلوکی برای همۀ ما بسیار کارگشا است.
خداوند در سورۀ انبیا، پس از آنکه از تعدادی پیامبران خود یاد میکند، قاعدهای را برای ما ذکر میکند که بسیار مهم است. خداوند میفرماید: «این انبیایی که برای شما گفتیم، أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ»[۱]؛ یعنی «ما لحظه به لحظۀ زندگی آنها را تحت تکفل خود گرفتیم و افعال خیر را به آنها وحی کردیم». مرحوم علامه ذیل این آیه بیان میدارند که مراد از این بیان الهی صرفاً نزول وحی تشریعی و کتب آسمانی نیست؛ بلکه دلالتی باطنی به کارهای خوب است که ایشان را مؤيد به قوتى ربانى میسازد كه به فعل خيرات و اقامه نماز و دادن زكات دعوت مىكند.
مراد خداوند در آیه شریفه بندگان خاص و رهبران الهی است که عدهای از مؤمنان را تحت تکفل خود دارند. او هیچگاه ایشان را رها نمینماید و کارهای نیک را به ایشان الهام میکند!
گاهی اوقات رهبر معصوم به عصمت الهی است؛ مانند انبیا(ع) که جایگاهشان نزد پروردگار روشن است؛ گاهی اوقات نیز ولیِّ امر به دلیل تقوایی که دارد نزد خداوند صاحب قیمت میشود و خداوند او را در کنف حمایت خویش میگیرد؛ «فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقَى، وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنَى، فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى»[۲]. این قاعدۀ الهی است که هرکس تقوا پیشه کند و انسان بخشندهای باشد و در عین حال ایمان به توحید و ولایت داشته باشد، خداوند قطعاً در زندگی مسیر را برای او روشن میکند؛ ما تردیدی در این نداریم. پس خداوند تضمین فرموده که خیر امت و صلاح و سداد طریق را به رهبرانی که تالیتلو انبیا(ع) هستند و میخواهند راه ایشان را برای امت روشن کنند، الهام میکند.
اما گاهی اوقات در کنار تقوای رهبری، خداوند بهواسطۀ رحمت و محبتی که به رعیت دارد، راه هدایت و خیر امت را به رهبر القا میکند! لذا این آیه قاعدهای کلی را به ما بیان میدارد. این قاعده از کوچکترین جامعه یعنی خانواده تا جوامع بزرگتر تا رهبری امت را شامل میشود.
یک دختر و پسر تا زمانی که ازدواج نکردهاند، خداوند آنها را به میزان تقوایی که دارند تحت تربیت میگیرد؛ مثلاً ایشان را در معرض گناه قرار نمیدهد و در بزنگاهها دستشان را میگیرد. اما وقتی ایشان ازدواج میکنند و پای فرزندی به خانواده باز میشود، در موقعیتهای حساس، اگر تقوا داشته باشند، خداوند در مسیر تربیت فرزند نیز از ایشان دستگیری میکند و از هدایت و الهامات الهی بهرهمندند؛ گرچه حتی شاید خود هم متوجه نشوند!
این امر درباره معلمین هم صادق است. مرحوم استاد مطهری میفرمود: «من گاهی اوقات در مطالعاتم به مسئلهای برمیخوردم که برایم حل نمیشد؛ هرچه فکر و مطالعه هم میکردم برایم حل نمیشد». بعد ایشان میگفت: «وقتی با کمال اطمینان به وعده پروردگار، این مسئله را در کلاس درس یا در یک مجلس سخنرانی مطرح میکردم، میدیدم برایم حل میشود!» ایشان میگفت: «متوجه میشدم که من قابل نبودم که خداوند این مسئله را برایم حل کند؛ بلکه مخاطبین من قابل بودند! لذا خداوند به دلیل رحمت به مخاطبین، به من رحمت میکرد!»
لذا بر امت است که با پایمردی بر طریق توحید و تزکیه و تهذیب، زمینه نزول برکات و رحمتهای الهی را فراهم نمایند و دست رهبرشان را در هدایت امور پر کنند.
از خداوند میخواهیم که رهبر عزیزمان را که خلف صالح رهبر شهیدمان است، تحت تکفل و هدایت و عنایات خاصالخاص خود قرار دهد! طریق صلاح و سداد امت را به او الهام کند و بهخصوص او را کمک کند تا در این روزگار، این کشتی طوفانزده را در برابر این شیاطین اکبر به ساحل نجات برساند!
[۱] الأنبیاء، ۷۳.[۲] اللیل، ۵ تا ۷.
۲:۲۳
سنت الهی در قرآن هماهنگی نظام سلوک فردی و سلوک اجتماعی است و «انفاق» اصلی اساسی در طی منازل سلوکی است.
سالک برای سیروسلوک توحیدی باید قبل از هر چیز بندهای مانع سیر روح و حجابهای مانع لقا را برطرف نماید تا روح بتواند پرواز کند و همین جاست که انفاق معنا پیدا میکند.
هرچند معنای مصطلح انفاق بخشیدن مال است، اما از نظر مصداقی به قربانی کردن نزدیک میشود. انسان با انفاق کردن، از مرتبهای از علقههای خود اغماض میکند و انانیّت او که مانع اصلی وصال است، از بین میرود و در راه محبوب قربانی میشود. این مطلب تا بهآنجا پیش میرود که در مراحل عالیتر دیگر چیزی از او باقی نمیماند و همۀ هستی خویش را یکباره بهپای محبوب میریزد و محو میکند.
بنابراین اصل در انفاق گسستن علقههاست. هرقدر که علقهها از امور مادی به حقیقی نزدیکتر شود، انفاق عمیقتر است. مثلاً ارتباط انسان با مال و ثروتش رابطهای مادی است. در نتیجه، انفاق مال بهمعنای گسستن رابطۀ بین مال و صاحب آن است؛ اما انفاق از فرزند یا اعتبار یا آبرو، تا مراتب عالیتر انفاق در راه محبوب، گسستن رابطههایی عمیقتر است؛ تا بالاخره انفاق جان که همۀ هستی انسان وابسته به آن است.
اما از سوی دیگر، قدرت نفوذ انفاق در گسستن حجابهای تعلقات، به عظمت اخلاص منفق بازمیگردد؛ که انفاق او تا چه مرحله بتواند خرق حجب کند. بنابراین، اگر خداوند دربارۀ منفقین میفرماید: «مَن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً»[۱]، روشن است که قطعاً مراد اصل مال انفاق شده نیست و معنا ندارد که امر مادی در نزد مجرد تام به قرض برود. بنابراین سخن در مرتبۀ اخلاص و طهارت نیت منفقین است؛ چنانکه خداوند دربارۀ مطلق اعمال صالح بندگان نیز همین اصل را بیان میفرماید: «إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ»[۲]. آنچه به نزد حق بالا میرود و عرضه میشود کلام طیب (یعنی اعتقادات پاک و نیات خالص) است و ظاهر عمل صالح تنها عامل بالابرندۀ نیت است؛ بنابراین، آنچه به نزد خداوند بهعنوان قرض در انفاق گذاشته میشود، میزان اخلاص منفق است. در نتیجه، هر مقدار مرتبۀ انفاق بالاتر، مرتبۀ قرب مؤمن در این عمل بالاتر است.
پس هر مقدار که سالک در مراتب قرب بالاتر میرود، باید انفاقات (یا به عبارت دیگر قربانیهایی) پاکیزهتر، لطیفتر و مطهرتر به درگاه محبوب ارائه دهد؛ چنانکه فرمود: «أَنفِقُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ»[۳]. در سلوک جمعی نیز، جامعه در ابتدای راه باید انفاقات اقتصادی و فرهنگی زیادی انجام دهد تا خود را لایق درک مقامات بالاتر نماید. اما در منازل سلوکی و در مدارج بالاتر، در مسلخ عشق باید داراییهای طیبتری را عرضه کند. همان طور که زینب کبری(س) در عصر عاشورا دست به دعا بلند کرد و فرمود: «ربنا تقبل منا هذا القربان!» (پروردگارا! ما پاکترین و ارزشمندترین خلایقت را برای سیروسلوک توحیدی امت به درگاهت عرضه داشتیم!).
و امت ولایی ما در منازل سلوک اجتماعی، از آغاز انقلاب تا اکنون، طیبات فراوانی را به پیشگاه محبوب عرضه داشت؛ اما این روزها امت پاکترین و ارزشمندترین داراییهایش را قربانی مولا میکند؛ این آخریها از جنس دیگری است که آتش به قلب همگان زده است...
[۱] بقرة، ۲۴۵.[۲] فاطر، ۱۰.[۳] بقره، ۲۶۷.
۰:۱۳
استاد فیاض بخش
فراخوان مشارکت در قربانی به نیت دفع بلایا و پیروزی سپاه اسلام با سلام حضور مخاطبان ارجمند حتما نسبت به پرداخت صدقه منظم هر صبح و شب به نیت «سلامتی مقام معظم رهبری و سرداران و خدمتگزاران نظام اسلامیمان و پیروزی سپاه اسلام بر دشمن صهیونی- آمریکایی» اهتمام خاص داشته باشید. علاوه بر این، طبق سنت گذشته، بهصورت روزانه در حال انجام قربانی به همین نیت هستیم. از شما دعوت میکنیم در این امر سهیم شوید.
شماره کارت 5041721075983495
شماره حساب 10.7555790.1
شماره شبا IR190700001000117555790001 بانک رسالت محمدعلی فیاضبخش گزارش نحوه هزینهکرد مبالغ جمعآوری شده حتماً منتشر خواهد شد.
کانال جلوه نور علوی @jelvehnooralavi
حتما نسبت به پرداخت صدقه منظم هر صبح و شب به نیت «سلامتی مقام معظم رهبری و سرداران و خدمتگزاران نظام اسلامیمان و پیروزی سپاه اسلام بر دشمن صهیونی- آمریکایی» اهتمام خاص داشته باشید.
همچنین به اطلاع میرسانیم از محل مبالغ جمعآوری شده از جانب شما دوستان، از ابتدای جنگ هر روز یک رأس گوسفند به نیت فوقالذکر قربانی میشود.انشاءالله با همراهی شما این طرح همچنان ادامه مییابد.
بانک رسالتمحمدعلی فیاضبخش
گزارش نحوه هزینهکرد مبالغ جمعآوری شده حتماً منتشر خواهد شد.
۱۶:۳۹
بنا بر روایات، وقتی سالک در مسیر سیروسلوک توحیدی قدم میگذارد، در منازل ابتدایی و حتی میانی برای خود شیطان گویی کسر شأن است که بیاید و با او درگیر شود. لذا جنودش را میفرستد؛ مانند جنود نگاه حرام؛ جنود شکمبارگی؛ جنود گوش دادن به صداهای حرام و...؛ به تعبیر قرآن «إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ»[۱]؛ یعنی شیطان و جنود شیطان دائماً دارند شما را رصد میکنند. این برای منازل ابتدایی است، اما وقتی سالک به مراتب و منازل عالی میرسد، دیگر جنود شیطان حریف او نمیشوند؛ اینجاست که دیگر خود شیطان به میدان میآید.
خداوند به انسان یادآوری میکند که شیطان در رأس دشمنان انسان است و باید او را دشمن بدارد؛ «إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا»[۲]. البته از شیطان انسی هم نباید غافل بود. به تعبیر قرآن دستهای از آدمها به درجهای از آلودگی و خباثت میرسند که معلم شیطان میشوند! قرآن در داستان بلعم باعور میفرماید: «فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ»[۳]، یعنی کارش به جایی رسیده بود که شیطان دنبال او راه افتاد! این سخن از امام موسی صدر معروف است که اگر اسرائیل در یک طرف بایستد و شیطان طرف دیگر بایستد، من کنار شیطان میایستم! این واقعیتی است که ما در این روزگار داریم مشاهده میکنیم.
امت اسلام در روزهای اول انقلاب با جنود دسته دوم و سوم شیطان از قبیل منافقین و گروهکها و... درگیر شد؛ بعد با جنود بالاتر مانند صدام درگیر شد. اما حضرت امام(ره) از روز اول انقلاب، از همان سال ۴۲، آینده را مشاهده میکرد؛ فراز و نشیب انقلاب را میدید و ابتلائات امت اسلام را میدانست. از همان ابتدا نوک پیکان حمله ایشان به سمت آمریکا و اسرائیل بود؛ بر همین اساس آمریکا را «شیطان بزرگ» نامید.
ما در فراز و نشیبهای جدال جدی با شیطان و پنجه در پنجه انداختن با دشمن اصلی هستیم. اگر ما با صدام ملعون میجنگیدیم، نوچۀ این ملعونها بود. گویا به برکت گذر انقلاب و رسیدن انسانهای امت به آن بلوغ به برکت امام خمینی و سپس رهبر شهیدمان، به آنجا رسیدیم که خداوند این لیاقت را به ما داد که مستقیماً با شیطان اکبر درگیر شویم. الآن این افتخاری برای امت اسلام است که گویا به منازل نهایی سیروسلوک خود رسیده و در آستانۀ دیدار امام زمانش(عج) قرار گرفته است.
این یک قاعده است: به تناسبی که مکر شیطان در مراتب سلوک پیچیدهتر میشود، اجری که سالک در طی مراتب شهادت میبرد هم بیشتر میشود. در سلوک اجتماعی هم به همین ترتیب است. در جنگ احد بسیاری از قبیل جناب حمزۀ سیدالشهدا شهید شدند. پیامبر اکرم(ص) به امیرالمومنین(ع) هم وعدۀ شهادت داده بودند. بعد که جنگ تمام شد، امیرالمؤمنین(ع) به پیامبر(ص) عرضه داشت: یا رسول الله! مگر نفرمودید من به فیض شهادت میرسم؟ پس چرا شهید نشدم؟ پیامبر(ص) فرمودند: علی جان صبر کن! تو را اشقی الاشقیا شهید میکند. یعنی حمزه را باید وحشی شهید کند، اما درجۀ شقاوت وحشی در مرتبۀ ابنملجم نبود!
اگر شخص در اعلا مراتب شهادت قرار بگیرد، قاتل او نیز باید در پستترین مرتبۀ شقاوت و در اسفل السافلین درکات جهنم باشد. به همین دلیل دربارۀ سیدالشهدا(ع) نیز در تاریخ مینویسند که در آخرین لحظات خیلیها آمدند تا کار حضرت را تمام کنند، اما پس میزدند. چرا؟ چون گویی در آن مرتبه از شقاوت نبودند!
پس این همه شهدای عزیزی که در این ایام بدست اشقی الاشقیای بشر از امت ما به شهادت رسیدند و گل سرسبد آنها رهبر عزیزمان، نشانۀ دیگری از رشد جامعه ما در مراتب سلوک توحیدی آن است.
پس از یک طرف ما باید بسیار افتخار کنیم که خداوند ما را در زمانی قرار داد که این نعمت به ما داده شد که پنجه در پنجۀ شقیترین انسانهای روی زمین بیندازیم؛ از طرف دیگر نیز باید مراقب باشیم که راه را گم نکنیم.
[۱] الأعراف، ۲۷.[۲] فاطر، ۶.[۳] الأعراف، ۱۷۵.
۱۴:۱۱
در روایت دارد که بلاکِشترین انبیا بعد از رسول اکرم(ص) حضرت ابراهیم(ع) بود. قرآن می فرماید: «وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ»[۱] ما ابراهیم(ع) را در امتحانات بسیار سختی قرار دادیم. همگی را نیز با نمرۀ عالی قبول شد. وقتی که تمام شد گفتیم: ای ابراهیم! آن مقام عالی که تو همیشه دلت میخواست و همیشه از من درخواست میکردی را به برکت قبولی در این امتحانات به تو میدهیم.
خب امت ما نیز همینطور است. ما همانند حضرت ابراهیم(ع) از ابتلائات استقبال میکنیم. ما نمیخواهیم جنگ کنیم، اما از جنگ نیز وحشتی نداریم؛ مخصوصاً جنگ با اشقی الاشقیاء.
بعد مهم این است که در تمام ابتلائات، ابراهیم(ع) هرگز نمیگفت که مثلا خدایا! من را از آتش نمرود نجات بده؛ چراکه آتش مقدمهای برای مراتب عالی بود! بنابراین ما از خداوند میخواهیم که پیروز شویم، ولی پیروزی مقصد اعلا نیست. ما از خداوند میخواهیم که وضعیت اقتصادی و رفاهی و امنیتیمان سروسامان بگیرد، ولی اگر گرفت ما به نتیجه رسیدهایم؟ هرگز!
مقصد اصلی در این فراز و نشیبها رسیدن به مقامات عالی توحیدی با قبولی در این امتحانات است. به تعبیر سورۀ مبارکۀ عنکبوت «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ»[۲] آیا مردم گمان میکنند که به محض اینکه گفتند: ما ایمان آوردیم، ما مسلمان هستیم و به قول امروزیها ما انقلابی هستیم، کار تمام است؟ خیر! ما آنها را امتحان میکنیم. این ابتلائات هم دربارۀ فرد است و هم دربارۀ جامعه.
در ادامه میفرماید: «وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ» ما امتهای گذشته را سخت امتحان کردیم. «فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبينَ»[۳] تا معلوم شود چه کسانی در امتحان قبول میشوند و پای حرفی که گفتند: «ما مؤمن و صادق و مسلمان هستیم» درست میایستند و همچنین معلوم شود چه کسانی دروغ میگویند و تظاهر به ایمان میکنند. اینها باید معلوم شود. البته ما آنها را میشناسیم، ولی باید به خودشان نیز بشناسانیم تا بعدها گله نکنند که چرا دیگران در مقامات عالی هستند و ما در مقامات پایین؟ میگوییم: خودت خواستی! بنابراین این سنت الهی را باید دائماً در نظر داشت که وصول به مراتب عالی جز با تحمل ابتلائات شدید ممکن نیست.
«تا شدم حلقه به گوش در ميخانه عشق هر دم آيد غمى از نو به مبارك بادم»
[۱] البقرة، ۱۲۴.[۲] العنکبوت، ۲.[۳] العنکبوت، ۳.
۷:۱۰