بله | کانال کلمات
عکس پروفایل کلمات ک

کلمات

۱.۷ هزار عضو
کبوتر کاظمین است، در کاظمین می‌خورد، در دارالمعظم قضای حاجت می‌کند:
آهو را ماند که در کشوری چرد و در کشور دیگری نافه نهد."امثال و حکم"وقتی گویند که کسی از جایی یا شخصی سود برد ولی در جایی دیگر و برای دیگری کار و خدمت کند یا به نوعی دیگر سود رساند.
#یک_نکته_از_این_معنی_گفتیم_و_همین_باشد.@kalamat_k

۲۰:۱۱

هرکسی از غم پناه خود به جایی می‌بردمن چو غم بینم روم شادی‌کنان در کوی تو
اوحدی@kalamat_k

۴:۵۱

دو‌دوزه بازی کردن!

در قدیم که چرخ خیاطی نبود، خیاط‌ها برای دوختن پارچه‌های ضخیم (مثل عبا یا پالتو) از تکنیکی به نام «دوزه» استفاده می‌کردند.
یک‌دوزه: دوختی بود که سوزن از یک طرف می‌رفت و از همان طرف خارج می‌شد (ساده). دو‌دوزه: خیاطی که می‌خواست کار را محکم‌تر (و البته گران‌تر) انجام دهد، سوزن را از یک طرف فرو می‌برد و از طرف دیگرِ پارچه که دیده نمی‌شد، کوکِ دیگری می‌زد.
برخی خیاط‌ها، گاهی برای اینکه پول بیشتری بگیرند، تظاهر می‌کردند که دارند «دو‌دوزه» می‌دوزند (یعنی کارِ سخت و محکم)، اما در واقع همان یک‌دوزه‌ی معمولی را می‌زدند.بعدها این اصطلاح وارد فضای اجتماعی شد؛ یعنی کسی که «در ظاهر یک چیز می‌گوید (یک دوزه) اما در پنهان طور دیگری عمل می‌کند (دوزه‌ی دوم)» تا سود بیشتری ببرد.
#قصه_داشت. منابع: لغت‌نامه دهخدا / فرهنگ واژگان عامیانه(جمالزاده).@kalamat_k

۱۲:۲۰

زیر آب و ثمره‌هازیرِ پوست گندموسوسه‌ای‌سترؤیای آن داردتا سرودی باشد؛برای زخم،در ملکوتِ گرسنگی و گریستن.
آدونیس@kalamat_k

۲۰:۱۸

اولین جلسه‌ی کارگاه قدرت کلماتم امروز برگزار شد.عاشق بچه‌ها و انرژی‌شون شدم.خداروشکر بابت همراهان جدید و دوستان قدیمیundefined

۲۰:۲۰

گروگان


این واژه از دو بخشِ : گرو + گان ساخته شده است.
گرو فعلی است به معنای : چیزی که در نزد کسی بگذارند و در حدود ارزش آن پول قرض کنند به ‌این شرط که هرگاه پول را دادند آن را پس بگیرند / پول یا مال یا چیزی دیگرکه قرض گیرنده نزد قرض دهنده (یا امیر و پادشاه مغلوب و زیردست نزد پادشاه غالب و زبردست ) گذارد تا پس ازادای قرض (یا اجرای تکالیف ) مسترد شود. رهن . مرهون .(حاشیه ٔ برهان چ معین ). چیزی که به گرو گذارند .
گرو در پارس باستان گرابا و در پهلوی گرو بوده است. بنابر فرهنگ نورایی , واژه گرو همریشه با واژه گرفتن است که هر دو از ریشه اوستایی/پارسی باستان grab گرفته شده اند. جالب است که امروزه در زبان انگلیسی هم فعل grab به معنای تصرف کردن , ربودن و گرفتن مورد استفاده است. خود این ریشه اوستایی از ریشه هندواروپایی ghrebh به معنای گرفتن , تصرف کردن و ربودن است.
واژه گروگان در پهلوی گروکان , گروگان و در اوستایی gerewn-aiti , gAuru-ayeiti ( به معنای او گرفت ) و در زبان سانسکریت grahaNa ( گرَهَنَ ) میشود.

کین طلب در تو گروگان خداستزانک هر طالب به مطلوبی سزاست
#مولانا @kalamat_k
#ریشه_کلمات

۶:۱۹

«موش دواندن»! حقیقت ترسناک و تلخ!
وقتی کسی در اداره‌ای کارشکنی می‌کند یا توی معامله‌ای سنگ می‌اندازد، می‌گوییم: «دارد موش می‌دواند.» شاید فکر کنید این فقط یک ضرب‌المثل است، اما متاسفانه یک واقعیتِ کثیف تاریخی است!ماجرا چیست؟ در قدیم که سیلوهای گندم و انبارهای غلات وجود داشت، تاجران و دلالان وقتی می‌خواستند سرِ هم کلاه بگذارند یا قیمت جنسِ رقیب را خراب کنند، چند «موشِ زنده» را در کیسه می‌کردند و یواشکی در انبارِ گندمِ طرفِ مقابل رها می‌کردند. این موش‌ها زاد و ولد می‌کردند و گندم‌ها را آلوده می‌کردند و صاحب انبار ورشکست می‌شد.
گاهی هم در معامله‌های مِلک، اگر می‌خواستند ملکی فروش نرود، شایعه می‌کردند که قناتِ آن زمین خراب است یا خاکش آفت (موش) دارد.
این «موش دواندن» (رها کردنِ واقعیِ موش) کم‌کم تبدیل شد به اصطلاحی برای هر نوع خرابکاریِ موذیانه و پنهانی که برای برهم زدنِ کارِ دیگران انجام می‌شود.
تاریخ اجتماعی ایران / امثال و حکم@kalamat_k

۱۰:۱۵

ایمن(imen)به معنای در امان، مصون و نیز آسوده خاطر است.اما ایمن(ayman)بر وزن عینک اسم مکان استو در ترکیب وادی ایمن هم به‌کار رفته.@kalamat_k

۱۸:۲۰

بورخس همیشه از این پرسش که " فایده ادبیات چیست؟" بر آشفته می شد.او این پرسش را ابلهانه می شمرد و در پاسخ آن می گفت"هیچ کس نمی پرسد فایده آواز قناری و غروب زیبا چیست."اگر این چیزهای زیبا وجود دارند و اگر به یمن وجود آنها،زندگی حتی در یک لحظه کمتر زشت و کمتر اندوهزا می شود،آیا جستجوی توجیه عملی برای آنها کوته فکری نیست؟اما این پرسش،پرسش خوبیست.زیرا رمان وشعر نه آواز پرنده اند و نه منظره فرو نشستن آفتاب در افق، چرا که رمان و ادبیات نه تصادفی به وجود آمده اند و نه زاییده طبیعت اند.این دو حاصل آفرینش انسانند، بنابراین جای دارد که بپرسیم چگونه و چرا پدید آمده اند و غایت آنها چیست و چرا این چنین دیرنده و پایدارند.آثار ادبی،به صورت اشباحی بی شکل در خلوت آگاهی نویسنده زاده می شوند،و عاملی که این اشباح را به آگاهی او رانده،ترکیبی است از ناخود آگاه نویسنده و حساسیت او در برابر دنیای پیرامونش و نیز عواطف او.همین چیز ها هستند که شاعر یا راوی در کشمکشی که با کلمات دارد رفته رفته به آنها جسمیت، حرکت، ضرباهنگ،هماهنگی و زندگی می بخشد.این البته زندگیی ساختگی است،زندگیی خیالی،زندگیی ساخته شده از کلمات است-با این همه مردان و زنان در طلب این زندگی ساختگی هستند،برخی پیوسته و برخی گاه به گاه،واین از آن روست که زندگی واقعی برای آنان چیزی کم دارد و قادر نیست آنچه را که می خواهند به ایشان عرضه کند.ادبیات با تلاش یک فرد واحد پدید نمی آید.ادبیات زمانی هستی می یابد که دیگران آن را همچون بخشی از زندگی اجتماعی پذیرا می شوند،وآنگاه ادبیات به یمن خواندن،بدل به تجربه ای مشترک می شود.#بورخس #چرا_ادبیات ؟#ماریو_بارگاس_یوسا

۵:۲۱

لولو خورخوره
لولو خورخوره یا لولو موجودی خیالی است ساخته و پرداختهٔ پندار افراد جهت ترساندن کودکان بازیگوش. مادران و پدران معمولاً برای کنترل رفتار کودک کوچک از این اصطلاح استفاده می‌کنند.صفت خورخوره به معنای «بسیارخوار» است. گاه لولوخورخوره به معنای موجودی نامرئی است که وسایل خانه یا… را می‌دزدد. به مترسک‌هایی که در کشتزارها و بر بالای خرمن‌ها می‌گذارند تا کلاغ‌ها و دیگر پرندگان را بترساند «لولو سر خرمن» می‌گویند. لولو فاقد هرگونه ظاهر خاصی است و تصورات از این هیولا، در هر جامعه نسبت به جامعهٔ دیگر و حتی از خانواده‌ای نسبت به خانوادهٔ دیگر در همان جامعه، می‌تواند به شدت متفاوت باشد.
لولو خورخوره در باقی کشور‌ها:
جمهوری آذربایجان: یک موجود شبیه لولو که پدر و مادرها با ارجاع بدان، فرزندان خود را به خوشرفتاری وادار می‌سازند، به نام خوخان ("xoxan") نامیده می‌شود. این کلمه در بین ترک‌های ایران نیز مرسوم است.
مصر: مشابه لولو، ابو رجل مسلوخة می‌باشد، که می‌توان آن را به معنای «مرد پا سوخته» ترجمه نمود. این اسم، یادآور داستان خیلی ترسناکی است که پدر و مادرها، زمانی که فرزندان آن‌ها بی‌ادبی می‌کنند، برایشان تعریف می‌نمایند. «ابو رجل مسلوخه» هیولایی است که در دوران کودکی خویش، چون به حرف پدر و مادر خود گوش نمی‌کرد، آتش گرفت و سوخت. او کودکان شیطان را می‌رباید و ضمن پختنشان، آن‌ها را می‌خورد. این موجود، شبیه همان البوعبوع (البعبع) است که استفاده از آن در مصر، در ارتباط با همین موضوع شهرت دارد. او اغلب به عنوان یک مخلوق شبانگاهی (یک هیولای خاص شب) شناخته می‌شود که لباس سیاه می‌پوشد و برای ترساندن کودکانی استفاده می‌شود که مرتکب بی‌ادبی می‌شوند.
اسپانیا: El Coco، ال کوکو معمولاً بچه‌هایی که نمی‌خوابند را می‌برد.
بلغارستان: Torbalan (مرد کیسه‌دار) که بچه‌ها را می‌رباید، یا talasam که شب‌ها از زیرشیروانی بیرون می‌آید و بچه‌ها را می‌ترساند.

#قصه_داشت. #ریشه_کلمات @kalamat_k

۶:۵۷

گرگ باران دیده، یعنی گرگی که باران دیده و در برابرش مقاومت کرده. شاید هم زنده مونده.خب، باید خدمتتون عرض کنم که این اشتباهه.گرگ بالان دیده درسته. بالان چیه حالا؟بالان تله‌ای بود برای به دام انداختن حیوانات.
#قصه_داشت. #اشتباهات_متداول @kalamat_k

۱۱:۵۶

چرا مثل برج‌زهرمار شدی؟

به گزارش ایسنا، گروه واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی با بازنشر ویدئویی از سعید بیابانکی و روایت‌هایی که درباره «برج زهرمار» می‌گوید، درباره این اصطلاح توضیح می‌دهد.
بیابانکی درباره این روایت‌ها می‌گوید: چند نقل در خصوص این ضرب‌المثل وجود دارد؛ دو تا عامیانه و یکی عالمانه. من دو تا عامیانه را عرض می‌کنم و عالمانه را ارجاع می‌دهم عزیزان بروند تحقیق کنند. این برمی‌گردد به روزگار پیش. درخصوص کسانی که از مار زهر می‌گرفتند و آن را به پزشکان و عطارها می‌فروختند و آن‌ها به پادزهر تبدیل می‌کردند. قدیم وقتی مارهای سمی را در صحرا می‌گرفتند، آن‌ها را درون جایی شبیه برج می‌گذاشتند تا از آن خارج نشده و به کسی آسیب نزنند. نزدیک شدن به این برج خطرناک بود و معروف بود به برج زهرمار. رفته رفته به فرهنگ کوچه تبدیل شد. فرد بداخلاق و عصبانی به برج زهرمار تشبیه شده که نزدیک شدن به آن خطرناک است.
نقل دوم هم این است که ماری که آماده نیش زدن است از دور مانند یک برج می‌ماند و نزدیک شدن به آن خطرناک است. نقل سوم به بروج فلکی برمی‌گردد مثل برج اسد، میزان سرطان و... . برجی به نام برج زهرمار نداریم.اما مرحوم حسن حسن‌زادۀ آملی دلیل نجومی برایش قائل شده نه دلیل تاریخی و این اصطلاح را کاملاً بی‌ربط به سم مار دانسته بود. آن دلیل، به‌طور خلاصه، به این شرح است: در علم نجوم نقطه‌ای را که کوکب از جنوب منطقةالبروج به شمال آید، «رأس» (سر) و نقطه‌ای را که کوکب از شمال منطقةالبروج به جنوب آن رَوَد «ذَنَب» (دُم) گویند. این دو نقطه را «جَوزَهرَتَین»، که معرب و مثنای «گُوزَهر» است هم می‌نامند. برخی «گُو» را مخفف گودال دانسته‌اند (یعنی گودال زهر) و برخی معرب گُوزگِرِه (گره سخت‌بسته). با اصطلاح برج زهرمار، صورت نخست متناسب‌تر به‌نظر می‌رسد. آن سر و دُم بخشی از شکل اژدها یا مار بزرگ تخیلی است. رأس را، که کوکب شمالی می‌شود، اشرف و سعد دانسته‌اند و ذَنَب را، که مقابل آن است، نحس. چون ذَنَب در برجی باشد، احکام نجومی را در آن برج نحس دانسته‌اند؛ به همین دلیل، به کسی که از ناسازگاری روزگار روی ترش کرده‌است می‌گویند برج زهرمار.

#قصه_داشت. @kalamat_k

۱۸:۰۲

ریش و قیچی دست خودت!
ریش در گذشته در میان عوام دارای اهمیت و حرمت بسیار زیادی بوده است، تا آن جا که در میان مردم یک تار موی ریش بیش تر از صد قباله و بنجاق و هزاران ضامن ارزش داشته است و اصطلاح "ریش خود را گرو گذاشتن" نیز که به معنای ضمانت کردن برای چیزی یا کسی است از همین جا است و از این رو نیز داشتن ریش جزو امتیازات بزرگ مردان بوده و پدید آمدن واژه‌ی "محاسن" برای ریش نیز به دلیل همین حسن و امتیاز آن بوده است.با این توضیحات در میان ایرانیان برای صاحب ریش هیچ بلا و مصیبتی بالاتر از این نبوده است که کسی از روی دشمنی یا در مقام تنبیه به زور ریش او را بتراشد و از این رو دادن ریش و قیچی به دست آرایشگر و سلمانی نشانه‌ی اعتماد و اطمینان کاملی بود که مردان به آرایشگر نشان می‌دادند.
بعدها نیز مردم این اصطلاح را در معنی مجازی برای نشان دادن اعتماد و اطمینان به کسی و وکیل قراردادن او برای انجام کاری به کار بردند.
#قصه_داشت. @kalamat_k

۶:۰۷

امّا ایستاده‌ایم راست ایستاده‌ایم بر خاکمان و هستیم برایِ همیشه.
محمود درویش

۶:۴۱

بازارسال شده از کلمات
به کلمات خوش آمدید.undefinedمن کارشناسِ ارشد زبان و ادبیات فارسی هستم.اینجا از ادبیات حرف می‌زنیم.کلمات مدرسه ادبیاته‌، کلی مدرس و منتقد داریم و یه تیم بزرگ هستیم که ادبیات راه نجات ماست و خوشحالیم در زمینه‌ای فعالیت می‌کنیم که درسش رو خوندیم.من پرنیان خجسته‌حال هستم و خوشحالم که دنیای ادبیات مارو کنار هم جمع کردهundefined
دوره‌هایی که در کلمات برگزار می‌شه:#مولانا‌خوانی#حافظ‌خوانی#نویسندگی #نقد و نظریه ادبی.
اینجا پاسخگوی شما هستمundefined@khojastehhal

۱۰:۴۹

کارگاهِ جدید کلمات!
این کارگاه نیمه‌خصوصی است و دو نفر ظرفیت دارد.


سرگذشت یوسف پیامبر از کتب دینی تا آثار ادبی‌.

همانا حکایت یوسف و برادرانش برای طالبان دانش و اهل تحقیق عبرت و حکمت بسیار مندرج است.
یوسف،۱۲؛۱۱۱

زندگی پرماجرای یوسف سهم قابل توجهی از تفاسیر بی‌شماری که در طول قرن‌های متمادی بر قرآن نوشته شده به خود اختصاص داده است.
ادبیات فارسی نیز آکنده است از نام یوسف و انبوه مضامین الهام‌گرفته از ویژگی‌های صورتی و سیرتی او.
در این کارگاه نخست معرفی قصه‌ی یوسف یازدهمین فرزند یعقوب بدان‌گونه که در کتاب مقدس و قرآن آمده را خواهیم داشت و تکه‌هایی از هر دو را می‌خوانیم‌.
سپس نقد و بررسی ساختار و محتوای شگفت‌انگیز در ادبیات منظوم و منثور غرب و شرق به ویژه انگلیسی و فارسی را رصد می‌کنیم و به سیری علمی و ادبی در روایات دینی، اساطیری و داستانی از یوسف‌بن‌یعقوب خواهیم پرداخت.

نام منابع کامل در طی جلسات در اختیار شما قرار خواهد گرفت‌.


مدرس: پرنیان خجسته‌حال/ کارشناس ارشد زبان و ادبیات‌فارسی.
برای ثبت‌نام و کسب اطلاعات بیشتر درباره شهریه و ساعت کلاس با من در ارتباط باشید:

@khojastehhal

۱۱:۳۵

کلمات
کارگاهِ جدید کلمات! این کارگاه نیمه‌خصوصی است و دو نفر ظرفیت دارد. سرگذشت یوسف پیامبر از کتب دینی تا آثار ادبی‌. همانا حکایت یوسف و برادرانش برای طالبان دانش و اهل تحقیق عبرت و حکمت بسیار مندرج است. یوسف،۱۲؛۱۱۱ زندگی پرماجرای یوسف سهم قابل توجهی از تفاسیر بی‌شماری که در طول قرن‌های متمادی بر قرآن نوشته شده به خود اختصاص داده است. ادبیات فارسی نیز آکنده است از نام یوسف و انبوه مضامین الهام‌گرفته از ویژگی‌های صورتی و سیرتی او. در این کارگاه نخست معرفی قصه‌ی یوسف یازدهمین فرزند یعقوب بدان‌گونه که در کتاب مقدس و قرآن آمده را خواهیم داشت و تکه‌هایی از هر دو را می‌خوانیم‌. سپس نقد و بررسی ساختار و محتوای شگفت‌انگیز در ادبیات منظوم و منثور غرب و شرق به ویژه انگلیسی و فارسی را رصد می‌کنیم و به سیری علمی و ادبی در روایات دینی، اساطیری و داستانی از یوسف‌بن‌یعقوب خواهیم پرداخت. نام منابع کامل در طی جلسات در اختیار شما قرار خواهد گرفت‌. مدرس: پرنیان خجسته‌حال/ کارشناس ارشد زبان و ادبیات‌فارسی. برای ثبت‌نام و کسب اطلاعات بیشتر درباره شهریه و ساعت کلاس با من در ارتباط باشید: @khojastehhal
برخی از سرفصل‌ها:

یوسف در کتاب مقدس و قرآن
بازآرایی در ادبیات فارسی و انگلیسی با تکیه بر خوانشِ کهن ترین یوسف و زلیخای فارسی و یوسف، یا عزیزکرده‌ی فرعون، تألیف آیلت.
پی‌مایه‌های عرفانی، ساختار عمل و دیالکتیک تجربه در یوسف و زلیخای جامی
تمثیلی از عشق: از بصیر تا بصیرت و....

۱۱:۵۶

گر نگه‌دار من آن است که من می‌‌‏دانم
شیشه را در بغل سنگ نگه می‌‌‏دارد
این ضرب‌‌‏المثل حکایت جالبی دارد.محمد خان قاجار در سال ۱۱۷۳ شمسی به لشکریان خود دستور داد تا به طرف «قره‌باغ» حرکت نموده تا «قلعه شوشی» را به تصرف خود درآورد.
قلعه شوشی به شیشه هم معروف بود. حاکم قلعه شوشی حاضر به اطاعت از پادشاه قاجار نبود.محمد خان فرمان داد تا قلعه شوشی را محاصره کنند و به منظور جلوگیری از خونریزی و کشتار این بیت شعر را برای «ابراهیم خان» حاکم قلعه شوشی فرستاد:
از منجیق فلک سنگ فتنه می بارد تو ابلهانه گریزی به آبگینه حصار
آبگینه حصار همان قلعه شیشه است. ابراهیم خلیل خان که نمی‌‌‏خواست تسلیم شود، این بیت را که منسوب به «ملا پناه واقف» است در پاسخ برای محمدخان فرستاد:
گر نگه‌‌‏دار من آن است که من می‌‌‏دانمشیشه را در بغل سنگ نگه می‌‌‏دارد
منظور ابراهیم خلیل خان از شیشه همان قلعه شیشه یا شوشی است و سنگ هم اشاره به بیت محمدخان و پرتاب سنگ با منجنیق دارد.
هزار و یک حکایت تاریخی- محمود حکیمی


@kalamat_k
#قصه_داشت.

۱۶:۴۱

thumbnail
فقط یک نفر دیگر ظرفیت داریم!

undefinedخوانش مسخ و محاکمه در سه جلسه!

مدرس مهدیه کوهی‌کار
undefinedبررسی وضعیت کافکایی
undefined نبرد کافکا با پدر و بررسی عقدۀ ادیپ
undefined نبرد کافکا با زنان، میل‌ورزی قانون، چرایی جنبه‌های اروتیک داستان‌های کافکا
undefinedنبرد کافکا با زبان و ادبیات، بررسی ادبیات سکوت و مرگ مؤلف از دیدگاه بلانشو و بارت
undefined بررسی ویژگی‌های اکسپرسیونیستی در آثار کافکا، برداشتن مرز رؤیا و واقعیت
undefined نبرد کافکا با معنویت، بررسی عرفان یهود و کابالیسم
undefinedمحاکمه، دادگاه ویژۀ انسانی
undefinedمفهوم ناتمامی، بی‌سرانجامی و جنگ نفسانی در دنیای کافکا
و....

مهدیه کوهی‌کار نویسنده‌‌ی کتاب‌‌های بالاپوشی از قطار و من از مرد‌های تهران می‌ترسم/کارشناس ادبیات ویراستار و مدرس است.
بالاپوشی از قطار تنها اثر شایسته‌ی تقدیر مسابقه‌ی کیومرث بنیاد فردوسی بود که از نشر بان روانه بازار شده و حالا به چاپ دوم رسیده‌است.و
مجموعه‌داستان از مردهای تهران می‌ترسم که حالا به چاپ سوم رسیده است با داستان‌های برگزیده از خانم کوهی‌کار در جشنواره‌های (بهاران، نظام‌الملک و...)
برای ثبت‌نام با من در ارتباط باشید:@khojastehhal

۱۷:۰۴

دشمن به جای دوست ز من کشف راز کردرسوا شدم چو محرم من اشتباه بود
محفوظ اصفهانی
و شب به خیر‌.

۱۹:۰۸