۸۸۷
۷:۱۲
یاسمن / یاسمین / سمن
نام گلی، که گلهای آن سپید و زرد و کبود است. واژهی یاسمن پارسی و از ریشهی یاس میباشد.
فرهنگ پاشنگ#ریشه_کلمات @kalamat_k
نام گلی، که گلهای آن سپید و زرد و کبود است. واژهی یاسمن پارسی و از ریشهی یاس میباشد.
فرهنگ پاشنگ#ریشه_کلمات @kalamat_k
۹۸۸
۷:۱۲
آواز خرکی، رقص شتری!
خری از دست چاروادار(صاحب) گریخته، خود را به شتری رسانیده، او را نیز فریفت که تا چند بار کشیده؟ او نیز فرار بکند و با هم به چمنزاری رسیده مأوا گزیدند، تا روزی خر را نشاطِ راحت و امن و مکان و خوراک مطبوع جنبیده بنای عرعر نهاد و هرچه شتر او را منع کرد که صدایت شنیده گرفتار میشویم نشنیده، گفت: خوش وقتی دارم و میخواهم آواز سر بدهم. تا اسیر گردیدند و تا دیگر جسارت نورزیده فرار نکنند بار زیاد بر آنها نهادند، در آن حد که خر از پا درآمده به زمین افتاد و به پشت شترش بستند. شتر که آن ستم از خر دیده بود در بالای درهای بنای رقصیدن نهاد و هرچه خر گفت این چه جای رقصیدن است افتاده هلاک میشوم. گفت: مرا نیز وقت خوش گشته میل رقصیدنم آمده است. و از پشت به بُن درهاش فرستاد.
کتاب قندونمک#قصه_داشت. @kalamat_k
خری از دست چاروادار(صاحب) گریخته، خود را به شتری رسانیده، او را نیز فریفت که تا چند بار کشیده؟ او نیز فرار بکند و با هم به چمنزاری رسیده مأوا گزیدند، تا روزی خر را نشاطِ راحت و امن و مکان و خوراک مطبوع جنبیده بنای عرعر نهاد و هرچه شتر او را منع کرد که صدایت شنیده گرفتار میشویم نشنیده، گفت: خوش وقتی دارم و میخواهم آواز سر بدهم. تا اسیر گردیدند و تا دیگر جسارت نورزیده فرار نکنند بار زیاد بر آنها نهادند، در آن حد که خر از پا درآمده به زمین افتاد و به پشت شترش بستند. شتر که آن ستم از خر دیده بود در بالای درهای بنای رقصیدن نهاد و هرچه خر گفت این چه جای رقصیدن است افتاده هلاک میشوم. گفت: مرا نیز وقت خوش گشته میل رقصیدنم آمده است. و از پشت به بُن درهاش فرستاد.
کتاب قندونمک#قصه_داشت. @kalamat_k
۹۱۳
۱۵:۳۴
۹۶۶
۲۰:۰۸
موهایت بارانِ من، کفِ دستانت بالین من، بازویت پلِ من، چشمانت دریایِ من، انتظارت عمرِ من، حضورت تولدِ من و نبودنت از دست رفتنم بود...
از میان نامهی غسان کنفانی به غادةالسمان@kalamat_k
از میان نامهی غسان کنفانی به غادةالسمان@kalamat_k
۷۴۲
۵:۱۸
نخل زبان را رطب نوش داددرّ سخن را صدف گوش داد
نخل زبان: اضافه تشبیهی است.نوش: شیریندرّ سخن: اضافه تشبیهی است.
زبان را گفتن سخنان شیرین آموخت و گوش را جای سخنان گرانبها قرار داد.
مخزنالاسرار@kalamat_k
نخل زبان: اضافه تشبیهی است.نوش: شیریندرّ سخن: اضافه تشبیهی است.
زبان را گفتن سخنان شیرین آموخت و گوش را جای سخنان گرانبها قرار داد.
مخزنالاسرار@kalamat_k
۷۰۶
۷:۲۹
ندید بَدید / nadidbadid
صفتی است مرکب به معنی آن کس که چیزهای نادیده به خود دیده است.تازه به عرصه رسیده، نو کیسه، نو دولت.
کتاب کوچه@kalamat_k
صفتی است مرکب به معنی آن کس که چیزهای نادیده به خود دیده است.تازه به عرصه رسیده، نو کیسه، نو دولت.
کتاب کوچه@kalamat_k
۵۹۲
۱۴:۳۸
۳۲۶
۱۸:۵۴
۲۷۰
۱۹:۲۶
کلمات | ادبیات
ظرفیت دوره تحلیل فیلم در حال تکمیله اگر دوست دارید در کنار ما باشید به ادمین پیام بدید
@kalamat_admin
سینما چیزی فراتر از نور، صدا و تصویر است. سینما زبانِ ناخودآگاهِ ماست. وقتی استاکر تارکوفسکی را میبینید یا در پیچیدگیهای ذهنیِ پرسونای برگمان غرق میشوید، آیا میدانید چه چیزی درونِ شما را لمس میکند؟
۹۰ درصد از ما فیلمها را میبینیم، اما آنها را نمیخوانیم!
در کارگاه تحلیل فیلم، ما میخواهیم الفبای این زبانِ عجیب را یاد بگیریم. میخواهیم بدانیم چرا برخی زنان در تاریخ سینما به آیکون تبدیل شدند، چطور شخصیتها ما را اسیر میکنند و چگونه «روحِ اثر» میتواند ما را تغییر دهد.
این یک دعوتنامه است برای دیدنِ سینما از زاویهای که کمتر کسی آن را تجربه میکند. برای اینکه بفهمید آن همه شکوهِ در پردهی نقرهای، واقعاً از کجا میآید.
همراه ما باشید تا در اعماق سینما قدم بزنیم
@kalamat_admin
۹۰ درصد از ما فیلمها را میبینیم، اما آنها را نمیخوانیم!
در کارگاه تحلیل فیلم، ما میخواهیم الفبای این زبانِ عجیب را یاد بگیریم. میخواهیم بدانیم چرا برخی زنان در تاریخ سینما به آیکون تبدیل شدند، چطور شخصیتها ما را اسیر میکنند و چگونه «روحِ اثر» میتواند ما را تغییر دهد.
این یک دعوتنامه است برای دیدنِ سینما از زاویهای که کمتر کسی آن را تجربه میکند. برای اینکه بفهمید آن همه شکوهِ در پردهی نقرهای، واقعاً از کجا میآید.
همراه ما باشید تا در اعماق سینما قدم بزنیم
۲۹۱
۱۹:۲۷