#معرفی_متنی_کتاب
سرزمین هزار دالان : فرانسیس هاردینگ 
معرفی متنی کتاب کتابخانه شهید سلیمی ملارد
کتاب سرزمین هزار دالان (با عنوان اصلی A Face Like Glass) اثر نویسندهی انگلیسی فرانسیس هاردینگ است؛ رمانی فانتزی، پررمز و راز و سرشار از تخیل که نوجوان را به دنیایی زیرزمینی و عجیب کاورنا میبرد. در این شهر ، مردم هنگام تولد هیچ حالت و نشانه ای در صورت خود ندارند و برای نشان دادن احساسات، باید صورتهایی را از «صورتگران» بیاموزند افرادی که حالات چهره را آموزش میدهند یا حتی میسازند، از نظر جسمی کوتاه تر هستند و از فانوس های دام گیاه برای تنفس و نور و روشنایی استفاده می کنند .نورفل، دختری است که از ساکنان شهر زیرزمینی نیست و بعنوان بیگانه شناخته می شود، میتواند احساسات واقعی را در چهرهاش نشان دهد. این ویژگی عجیب او را به مرکز ماجراهایی پیچیده و خطرناک میکشاند. نورفل در تلاش است تا بفهمد چرا به این شهر آمده و چگونه میتواند به دنیای بالا، جایی که احساسات واقعی وجود دارند، بازگردد.
از ویژگیهای برجسته کتاب می توان به سبک نوشتار شاعرانه و پرجزئیات، دنیاسازی منحصربهفرد و خلاقانه، شخصیتپردازی عمیق و متفاوت، ترکیبی از ماجراجویی، فلسفه، و نقد اجتماعی اشاره نمود. کتاب سرزمین هزار دالان نامزد مدال کارنگی در سال ۲۰۱۳ و نامزد جایزهی شاخک قرمز کیچیز شد.این کتاب ،توسط آزاده کامیار ترجمه و انتشارات پرتقال در سال 1400 منتشر شده است.مطالعهی کتاب سرزمین هزار دالان به نوجوانان بویژه علاقمندان به داستانهای فانتزی تخیلی پیشنهاد می کنیم.
۴ آذر#سرزمین_هزاردالان#فرانسیس_هاردینگ #آزاده_کامیار #انتشارات_پرتقال #رمان_نوجوان #A_Face_Like_Glass#کتابخانه_شهید_سلیمی_ملارد
موجود
@ketabkhanesalimimalard
https://eitaa.com/salimimalard
معرفی متنی کتاب کتابخانه شهید سلیمی ملارد
کتاب سرزمین هزار دالان (با عنوان اصلی A Face Like Glass) اثر نویسندهی انگلیسی فرانسیس هاردینگ است؛ رمانی فانتزی، پررمز و راز و سرشار از تخیل که نوجوان را به دنیایی زیرزمینی و عجیب کاورنا میبرد. در این شهر ، مردم هنگام تولد هیچ حالت و نشانه ای در صورت خود ندارند و برای نشان دادن احساسات، باید صورتهایی را از «صورتگران» بیاموزند افرادی که حالات چهره را آموزش میدهند یا حتی میسازند، از نظر جسمی کوتاه تر هستند و از فانوس های دام گیاه برای تنفس و نور و روشنایی استفاده می کنند .نورفل، دختری است که از ساکنان شهر زیرزمینی نیست و بعنوان بیگانه شناخته می شود، میتواند احساسات واقعی را در چهرهاش نشان دهد. این ویژگی عجیب او را به مرکز ماجراهایی پیچیده و خطرناک میکشاند. نورفل در تلاش است تا بفهمد چرا به این شهر آمده و چگونه میتواند به دنیای بالا، جایی که احساسات واقعی وجود دارند، بازگردد.
از ویژگیهای برجسته کتاب می توان به سبک نوشتار شاعرانه و پرجزئیات، دنیاسازی منحصربهفرد و خلاقانه، شخصیتپردازی عمیق و متفاوت، ترکیبی از ماجراجویی، فلسفه، و نقد اجتماعی اشاره نمود. کتاب سرزمین هزار دالان نامزد مدال کارنگی در سال ۲۰۱۳ و نامزد جایزهی شاخک قرمز کیچیز شد.این کتاب ،توسط آزاده کامیار ترجمه و انتشارات پرتقال در سال 1400 منتشر شده است.مطالعهی کتاب سرزمین هزار دالان به نوجوانان بویژه علاقمندان به داستانهای فانتزی تخیلی پیشنهاد می کنیم.
۴ آذر#سرزمین_هزاردالان#فرانسیس_هاردینگ #آزاده_کامیار #انتشارات_پرتقال #رمان_نوجوان #A_Face_Like_Glass#کتابخانه_شهید_سلیمی_ملارد
۱۰:۴۶
#معرفی_متنی_کتابآزادگان، کلمه ای است که وقتی اسمش را می شنویم، یاد شجاعت، ایثار این شیر مردان ایرانی می افتیم. مردانی در اسارت رژیمی که بویی از انسانیت و معرفت، نبرده بود. اسارت در عراق، از آنها انسانهایی محکم در وفادار بودن به وطنشان و دارای ایمانی قوی ساخت، تا بتوانند در زندانهای رژیم بعث عراق تاب بیاورند.
حسین گاردی
به قلم آقای: محمدهادی زرگری
انتشارات: روایت فتح
روایتهایی با ارزش و خواندنی است از زندگی آزاده جانباز؛ حسین صادق. روایت کتاب از نوجوانی راوی شروع می شود تا می رسد به زمان اسارت او در زندانهای عراق. ایمان و اعتقادی که حسین گاردی از همان زمانی که در گارد شاهنشاهی استخدام شد، در هنگام اسیر شدنش هم به او کمک زیادی کرد. کتاب روان و ساده نوشته شده است و به راحتی می توانید ورق بزنید فصلهای مختلف زندگی این آزاده سرافراز را. شما در واقع در این کتاب می توانید برگهایی از تاریخ معاصر ایران را مطالعه کنید، از زمانی که راوی در ارتش گارد شاهنشاهی خدمت کرده و مدام می خواسته فرار کند از آنجا تا حضور در جنگ های ظفار عمان و فاجعه منا و خدمت به حجّاج ایرانی در این حادثه.
برشی از کتاب:
اعتصاب به روز هفتم رسیده بود و حال همه مان واقعاً بود. من اصلا روشنایی روز را نمی دیدم و چشم هایم کاملا سیاه شده بود. با همان حالت هم نماز جماعت مان را برپا کرده می کردیم. معده ها کاملا خالی و لب و دهان و گلوی مان خشکِ خشک مثل چوب شده بود. واقعا حالت بدی پیدا کرده بودیم .#کتابخانه_شهید_سلیمی_ملارد
موجود
@ketabkhanesalimimalard
https://eitaa.com/salimimalard
روایتهایی با ارزش و خواندنی است از زندگی آزاده جانباز؛ حسین صادق. روایت کتاب از نوجوانی راوی شروع می شود تا می رسد به زمان اسارت او در زندانهای عراق. ایمان و اعتقادی که حسین گاردی از همان زمانی که در گارد شاهنشاهی استخدام شد، در هنگام اسیر شدنش هم به او کمک زیادی کرد. کتاب روان و ساده نوشته شده است و به راحتی می توانید ورق بزنید فصلهای مختلف زندگی این آزاده سرافراز را. شما در واقع در این کتاب می توانید برگهایی از تاریخ معاصر ایران را مطالعه کنید، از زمانی که راوی در ارتش گارد شاهنشاهی خدمت کرده و مدام می خواسته فرار کند از آنجا تا حضور در جنگ های ظفار عمان و فاجعه منا و خدمت به حجّاج ایرانی در این حادثه.
برشی از کتاب:
اعتصاب به روز هفتم رسیده بود و حال همه مان واقعاً بود. من اصلا روشنایی روز را نمی دیدم و چشم هایم کاملا سیاه شده بود. با همان حالت هم نماز جماعت مان را برپا کرده می کردیم. معده ها کاملا خالی و لب و دهان و گلوی مان خشکِ خشک مثل چوب شده بود. واقعا حالت بدی پیدا کرده بودیم .#کتابخانه_شهید_سلیمی_ملارد
۱۴:۴۸
#معرفی_کتاب
خاک سپاری دوم بانوی مرگ
نیما اکبرخانی
«خاکسپاری دوم بانوی مرگ» رمانی است که در بستر تحولات معاصر خاورمیانه و با تمرکز بر جنگهای اطلاعاتی و نظامی روایت میشود. کتاب مربوط به دورهای است که نبردهای منطقهای، حضور نیروهای خارجی و درگیریهای اطلاعاتی، زندگی شخصیتها را تحت تأثیر قرار داده است. نویسنده با بهرهگیری از چندین خط داستانی موازی، به سرگذشت شخصیتهایی از نیروهای مقاومت، افسران اطلاعاتی و افراد عادی میپردازد که هر یک بهنوعی درگیر پیامدهای جنگ و خشونت شدهاند. فضای کتاب، تلفیقی از واقعیتهای تلخ جنگ، خاطرات دوران دفاع مقدس و نبردهای اطلاعاتی امروز است. در کنار روایتهای پرهیجان و پرتنش، دغدغههایی چون هویت، وفاداری، انتقام و معنای زندگی در شرایط بحران نیز به چشم میخورد. اثر، با نگاهی انتقادی و گاه تلخ، به تأثیرات جنگ بر نسلهای مختلف و تغییرات روانی و اجتماعی افراد میپردازد و درعینحال، تصویری از نبردهای پنهان و آشکار در منطقه ارائه میدهد.
داستان با روایتی چندلایه آغاز میشود. از یک سو، سرگذشت مردی به نام مجتبی میثمی روایت میشود که در دوران دفاع مقدس، تنها بازماندهٔ گردان شکار تانک است و بار خاطرات و فقدان دوستانش را تا سالها بعد به دوش میکشد. او در سالهای پس از جنگ، درگیر مأموریتهای اطلاعاتی و عملیاتی میشود و هویت خود را در قالب اسامی مستعاری مانند «عباس محمدی» و «سیدحسین رضایی» پنهان میکند. از سوی دیگر، راشل هرتزوگ، افسر موساد، با انگیزهٔ انتقام و حذف دشمنانش، وارد بازی پیچیدهای از تعقیب و گریز میشود. خطوط داستانی با روایتهایی از نبردهای سوریه، چندین عملیات اطلاعاتی، کمینها و مأموریتهای برونمرزی در هم تنیده میشوند. شخصیتها هریک با گذشته و زخمهای خود دستوپنجه نرم میکنند. برخی در پی انتقام، برخی در جستوجوی هویت و برخی در تلاش برای بقا. روایت، از خاطرات تلخ جنگ تا نبردهای سایهها و حذف فیزیکی پیش میرود و درنهایت، سرنوشت شخصیتها در تقابل با دشمنان و گذشتهشان رقم میخورد. پایان داستان، با حذف یکی از شخصیتهای اصلی و بازتابی از تداوم نبردهای پنهان، مخاطب را با پرسشهایی دربارهٔ هویت، فداکاری و معنای پیروزی و شکست تنها میگذارد.
بخشی از کتاب خاک سپاری دوم بانوی مرگ
«مجتبی دیگر طاقت نیاورد. رو کرد به عبّاس و گفت: «عبّاس آقا، میترسم.» عبّاس دستی به سبیل پرپشتش کشید و گفت: «اون وقتی که گیر داده بودی منم ببر، باید فکر اینجاش رو هم میکردی. از اونجایی که میشد بگی غلط کردم و نمیخوام و میخوام برگردم، خیلی وقته رد شدیم. قانونش همینه. آره داداش جون! توی عقبه بهت گفتم.» مجتبی جواب داد: «اقلّاً بشینیم. آبی بخوریم.» #معرفی_کتاب#کتابخانه_شهید_سلیمی_ملارد
موجود
@ketabkhanesalimimalard
https://eitaa.com/salimimalard
«مجتبی دیگر طاقت نیاورد. رو کرد به عبّاس و گفت: «عبّاس آقا، میترسم.» عبّاس دستی به سبیل پرپشتش کشید و گفت: «اون وقتی که گیر داده بودی منم ببر، باید فکر اینجاش رو هم میکردی. از اونجایی که میشد بگی غلط کردم و نمیخوام و میخوام برگردم، خیلی وقته رد شدیم. قانونش همینه. آره داداش جون! توی عقبه بهت گفتم.» مجتبی جواب داد: «اقلّاً بشینیم. آبی بخوریم.» #معرفی_کتاب#کتابخانه_شهید_سلیمی_ملارد
۱۴:۵۳
#معرفی_کتاب
خاک سپاری دوم بانوی مرگ
نیما اکبرخانی
«خاکسپاری دوم بانوی مرگ» رمانی است که در بستر تحولات معاصر خاورمیانه و با تمرکز بر جنگهای اطلاعاتی و نظامی روایت میشود. کتاب مربوط به دورهای است که نبردهای منطقهای، حضور نیروهای خارجی و درگیریهای اطلاعاتی، زندگی شخصیتها را تحت تأثیر قرار داده است. نویسنده با بهرهگیری از چندین خط داستانی موازی، به سرگذشت شخصیتهایی از نیروهای مقاومت، افسران اطلاعاتی و افراد عادی میپردازد که هر یک بهنوعی درگیر پیامدهای جنگ و خشونت شدهاند. فضای کتاب، تلفیقی از واقعیتهای تلخ جنگ، خاطرات دوران دفاع مقدس و نبردهای اطلاعاتی امروز است. در کنار روایتهای پرهیجان و پرتنش، دغدغههایی چون هویت، وفاداری، انتقام و معنای زندگی در شرایط بحران نیز به چشم میخورد. اثر، با نگاهی انتقادی و گاه تلخ، به تأثیرات جنگ بر نسلهای مختلف و تغییرات روانی و اجتماعی افراد میپردازد و درعینحال، تصویری از نبردهای پنهان و آشکار در منطقه ارائه میدهد.
داستان با روایتی چندلایه آغاز میشود. از یک سو، سرگذشت مردی به نام مجتبی میثمی روایت میشود که در دوران دفاع مقدس، تنها بازماندهٔ گردان شکار تانک است و بار خاطرات و فقدان دوستانش را تا سالها بعد به دوش میکشد. او در سالهای پس از جنگ، درگیر مأموریتهای اطلاعاتی و عملیاتی میشود و هویت خود را در قالب اسامی مستعاری مانند «عباس محمدی» و «سیدحسین رضایی» پنهان میکند. از سوی دیگر، راشل هرتزوگ، افسر موساد، با انگیزهٔ انتقام و حذف دشمنانش، وارد بازی پیچیدهای از تعقیب و گریز میشود. خطوط داستانی با روایتهایی از نبردهای سوریه، چندین عملیات اطلاعاتی، کمینها و مأموریتهای برونمرزی در هم تنیده میشوند. شخصیتها هریک با گذشته و زخمهای خود دستوپنجه نرم میکنند. برخی در پی انتقام، برخی در جستوجوی هویت و برخی در تلاش برای بقا. روایت، از خاطرات تلخ جنگ تا نبردهای سایهها و حذف فیزیکی پیش میرود و درنهایت، سرنوشت شخصیتها در تقابل با دشمنان و گذشتهشان رقم میخورد. پایان داستان، با حذف یکی از شخصیتهای اصلی و بازتابی از تداوم نبردهای پنهان، مخاطب را با پرسشهایی دربارهٔ هویت، فداکاری و معنای پیروزی و شکست تنها میگذارد.
بخشی از کتاب خاک سپاری دوم بانوی مرگ
«مجتبی دیگر طاقت نیاورد. رو کرد به عبّاس و گفت: «عبّاس آقا، میترسم.» عبّاس دستی به سبیل پرپشتش کشید و گفت: «اون وقتی که گیر داده بودی منم ببر، باید فکر اینجاش رو هم میکردی. از اونجایی که میشد بگی غلط کردم و نمیخوام و میخوام برگردم، خیلی وقته رد شدیم. قانونش همینه. آره داداش جون! توی عقبه بهت گفتم.» مجتبی جواب داد: «اقلّاً بشینیم. آبی بخوریم.» #معرفی_کتاب#کتابخانه_شهید_سلیمی_ملارد
موجود
@ketabkhanesalimimalard
https://eitaa.com/salimimalard
«مجتبی دیگر طاقت نیاورد. رو کرد به عبّاس و گفت: «عبّاس آقا، میترسم.» عبّاس دستی به سبیل پرپشتش کشید و گفت: «اون وقتی که گیر داده بودی منم ببر، باید فکر اینجاش رو هم میکردی. از اونجایی که میشد بگی غلط کردم و نمیخوام و میخوام برگردم، خیلی وقته رد شدیم. قانونش همینه. آره داداش جون! توی عقبه بهت گفتم.» مجتبی جواب داد: «اقلّاً بشینیم. آبی بخوریم.» #معرفی_کتاب#کتابخانه_شهید_سلیمی_ملارد
۱۴:۵۴
#معرفی_کتاب
پرندههای آبی مجنون
میترا_صادقیکتاب پرندههای آبی مجنون دربارهی زندگی و خاطرات شهید علی اصغر حسینی محراب، به قلم میترا صادقیست.
شهید علی اصغر حسینی محراب در پانزدهم مردادماه سال 1340 در مشهد به دنیا آمد. پدرش مغازهی خوار بار فروشی داشت و از این راه امرار معاش مینمود و آنها از نظر مالی وضعیت مناسبی داشتند. هیجده ساله بود که با پیروزی انقلاب اسلامی و فرمان امام (ره) مبنی بر تشکیل بسیج، به صف پولادین بسیج پیوست و از آن پس تمام نیرویش را صرف رشد روحانی و معنوی خویش نمود. او در طول دوران خدمت خود در بسیج، تحرک و تلاش بسیاری در جهت مبارزه با ضد انقلابیون و گروههای مواد مخدر از خود نشان داد. در سال 1360 - با توجه به احساس مسئولیتی که داشت و با این فکر که امروز کمک به دین و احکام قرآن از اولویت برخوردار است - همراه با سیل خروشان مردم حزب الله عازم جبهههای نبرد شد. محراب در عملیاتهای: پسوه، فتح، لیلۀالقدر، قادر، محاصره پاوه، والفجر 2، 3، 4 ، خیبر، بدر و الفجر 8 و 9 شرکت داشت. زمانی که عملیات کربلای 5 آغاز شد، از شب چهارم عملیات، محراب به عنوان فرماندهی محور عملیاتی لشکر ویژهی شهدا عمل میکرد. او توانست در آن شب پاتک شدید عراق را قاطع پاسخ دهد. به طوری که تا 9 صبح هیچ کس از نیروهای لشکر ویژهی شهدا به شهادت نرسیدند.
در شب ششم عملیات و در حالی که لشکر ویژهی شهدا تا اواسط شهر دوئیجی عراق پیش رفت و بخش عظیمی از پادگان قصر را تصرفکرده بودند. توپها و راکتهای شیمیایی منفجر شد؛ محراب که شیمیایی شده بود به ناچار به اهواز فرستاده شد او برخلاف دستورات پزشک پس از تسکین موقت سوزش گلو و چشمها دوباره راهی خط شد. در فاصلهی روزهای هفتم تا دهم عملیات، او مدام در تک و تابِ رفتن به نزد نیروهایش در سنگر مقدم بودسر انجام زمانی که محراب به اتفاق یکی از نیروهای اطلاعات به طرف خط میرفت و در حالی که سوار بر موتور به پل شهر دوئیچی عراق نزدیک میشدند، توسط راکتهای عراقی بمباران شدند. از وجود محراب و یار همراهش هیچ چیز باقی نماند. و به این ترتیب در تاریخ 30 دی ماه 1365محراب نیز به صف شهدا پیوست.
در بخشی از این کتاب میخوانیم:از هر طرف در محاصره بودیم؛ از بالا و پایین و پشتدرختان. نمیدانستیم چه باید بکنیم. هر کدام در گوشهای، پشتدرخت یا تخته سنگی، سنگر گرفته بودیم و سعی میکردیم نگذاریم بیایند جلو و ما را به اسیری ببرند.نمیدانستیم چه باید بکنیم که صدای محراب را از بیسیم شنیدیم که گفت: «کاوه دارد با پرندههایش میآید کمکتان. منهم با پای پیاده میآیم. فقط مقاومت کنید.»هنوز صحبت محراب تمام نشده بود که صدای هلیکوپترها توی کوه پیچید. یکدفعه تیراندازیها قطع شد. هم ما و هم آنهادست از جنگ کشیدیم و چشم دوختیم به آسمان.
چیزی پیدا نبود اما صدا هر لحظه نزدیک و نزدیکتر میشد.همچنان چشم به راه بودیم که یکهو، از پشت صخرهها،هلیکوپترها بالا آمدند. درِ یکی از هلیکوپترها باز بود و مسلسلسنگینی از آن بالا شروع کرد به شلیک طرف نیروهای دشمن.دو هلیکوپتر کنارمان نزدیک سطح زمین ایستاد و کاوه و نیروهایش پیاده شدند. باز هم درگیری شروع شد که از پشتنیروهای دشمن، صدای تیربار آمد و شلیک موشک آرپیجی وفریاد اللهاکبر. نیروهای محراب از راه رسیده بودند.دشمن فرار کرد. محراب نیروهای خسته را جمع کرد ودستور داد تا آنها را تعقیب کنیم. به راه افتادیم. محراب جلوتراز همه حرکت کرد.داخل یک دره شدیم؛ با درختان کوتاه و بلند و صدای دهها وصدها پرنده میامد؛ تیراندازیها قطع شده بود و پرندهها داشتند از اینشاخه به آن شاخه میپریدند و شادی میکردند.
محراب جلوتر بود که سر راه کمین نگذاشته باشند. ما هم پشت سر بودیم که یکدفعه صدای تیراندازی بلند شد. محرابدنبال یکی میدوید و تیر هوایی در میکرد و فریاد میزد بایستد و تسلیم شود. ایستادیم به تماشا. محراب به آن که فرار میکرد، رسید. اسیر، دستانش را بالا برد. محراب چیزی گفت که ازحرکاتش فهمیدیم میگوید تا اسلحهاش را بیندازد. اسیراسلحهاش را انداخت و یکدفعه ناغافل پرید طرف محراب. خشکمان زد. اسلحه از دست محراب افتاد و با هم گلاویز شدند. نفس در سینهها حبس شد. کاری از دست ما بر نمیآمد.#کتابخانه_شهید_سلیمی_ملارد
موجود
@ketabkhanesalimimalard
https://eitaa.com/salimimalard
۱۴:۵۷
۱۶:۱۷
با سلام و احترام به اعضای محترم،
کتابخانه امروز آماده خدمترسانی به شما عزیزان است.
کتابخانه امروز آماده خدمترسانی به شما عزیزان است.
۵:۰۹
بازارسال شده از کتابخانه های عمومی استان تهران
۱۱:۵۲
کتاب «دنیای سوفی»
نوشته یوستین گاردر، نویسنده نروژی
، در سال ۱۹۹۱ منتشر شد و یک رمان فلسفی است که تاریخ فلسفه غرب را از دوران باستان تا مدرن به صورت داستانی و جذاب روایت میکند. موضوع اصلی آن کاوش سؤالات بنیادین وجودی مانند «تو کیستی؟»
، «جهان از کجا آمده؟»
و «چگونه باید زیست؟»
از طریق ماجرای دختری نوجوان به نام سوفی آموندسن است.
خلاصه کوتاهسوفی، دختر ۱۴ ساله نروژی، نامههای مرموزی از فیلسوفی به نام آلبرتو ناکس دریافت میکند
که او را با مفاهیم فلسفی از سقراط، ارسطو، دکارت تا سارتر آشنا میسازد. داستان با پیچشی متافیزیکی پیش میرود، جایی که سوفی متوجه میشود خود بخشی از داستانی خیالی است و برای رهایی تلاش میکند.
این کتاب بیش از ۲۰ میلیون نسخه فروش داشته و فلسفه را برای مخاطبان عام قابل دسترس میکند.
موجود
#کتابخانه_شهید_سلیمی#معرفی_کتاب_دنیای_سوفی
@ketabkhanesalimimalard
https://eitaa.com/salimimalard
خلاصه کوتاهسوفی، دختر ۱۴ ساله نروژی، نامههای مرموزی از فیلسوفی به نام آلبرتو ناکس دریافت میکند
#کتابخانه_شهید_سلیمی#معرفی_کتاب_دنیای_سوفی
۱۴:۲۱
با عنایت به مصوبات فعالیت ادارات و نهادها در روز های پنجشنبه تا اطلاع ثانوی کتابخانه ها در روزهای پنجشنبه تعطیل بوده و متقاضیان می توانند از کتابخانه های عمومی شهید سلیمی ملارد و امام رضا(ع) صفادشت استفاده نمایند .
با آرزوی سلامتی.
۶:۱۸
بازارسال شده از کتابخانه های عمومی استان تهران
#خانوم_ماه #قهرمان_بانو
۱۰:۳۰
بازارسال شده از کتابخانه های عمومی استان تهران
#همسفر_آتش_و_برف #قهرمان_بانو
۱۰:۳۰
بازارسال شده از کتابخانه های عمومی استان تهران
#تب_ناتمام#قهرمان_بانو
۱۰:۳۰
۱۶ آذر ماه روز دانشجو گرامی باد
#کتابخانه_شهید_سلیمی_ملارد
@ketabkhanesalimimalard
https://eitaa.com/salimimalard
#کتابخانه_شهید_سلیمی_ملارد
۱۱:۲۴
ویژه برنامه گرامیداشت ، مقام والای مادر و تجلیل از بانوان فرهیخته و فعال فرهنگی شهرستان ملاردزمان : چهارشنبه 19 آذر 1404 ساعت 15مکان: سرآسیاب شرقی انتهای خیابان معلم فرهنگسرای سلمان هراتی
۱۲:۴۰
بازارسال شده از کتابخانه های عمومی استان تهران
۱۳:۲۳
۱۳:۲۵
کتاب «*فاطمه الزهرا (س)، اُمّ أبیها*» اثر علامه امینی، یکی از منابع معتبر و مستند در معرفی این بانوی بزرگوار است.ویژگیهای این کتاب:1. مستندسازی قوی: علامه امینی به دلیل روش تحقیق بسیار دقیق و ارجاعات فراوان در آثارش، در این کتاب نیز سعی کردهاند تا با استناد به منابع تاریخی و حدیثی، مقام و فضائل حضرت زهرا (س) را به اثبات برسانند.2. تمرکز بر لقب «اُمّ أبیها»: همانطور که از نام کتاب پیداست، بخش مهمی از کتاب به تبیین دلایل اعطای این لقب به ایشان اختصاص دارد؛ لقبی که نشاندهنده اوج عطوفت، حمایت، و مراقبت دختری نسبت به پدری است که سختیهای زیادی را تحمل کرده بود. این بخشها عمق رابطه عاطفی و معنوی میان پیامبر (ص) و دخترشان را آشکار میسازد.3. سیره عملی: کتاب علاوه بر جنبههای کلامی و اعتقادی، به جنبههای عملی زندگی حضرت در سادگی، تقوا، و ایثار نیز میپردازد.این کتاب یک منبع ارزشمند برای کسانی است که میخواهند شناخت عمیقتر و مستندتری نسبت به شخصیت جامع و بینظیر حضرت فاطمه زهرا (س) پیدا کنند. مطالعه آثار علامه امینی همیشه دریچهای به سوی دانش عمیق و متقن است. اگر به دنبال یک اثر تحلیلی و حدیثمحور هستید، این انتخاب بسیار خوبی است!کتاب «فاطمه الزهرا (س)، اُمّ أبیها» یک اثر بسیار دلنشین و معنوی است که به بررسی شخصیت والای حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از زاویهای متفاوت میپردازد؛ همان جایگاه والایی که ایشان را «مادر پدرشان» (اُمّ أبیها) میخواند.هدف اصلی کتاب:این کتاب تلاش میکند تا ابعاد مختلف زندگی، مقامهای ملکوتی و نقش اجتماعی حضرت زهرا (س) را، بهویژه با تمرکز بر بُعد محبت و حمایت ایشان از پیامبر اکرم (ص) (که باعث این لقب شد)، شرح دهد. نویسندگان معمولاً با استفاده از احادیث، روایات تاریخی و تفاسیر عرفانی، تصویری جامع از این بانوی آسمانی ارائه میدهند.1. جایگاه اُمّ أبیها: توضیح چرایی و معنای عمیق این لقب که نشاندهنده نهایت ایثار و محبت دختری به پدر است.2. زندگی خصوصی و خانوادگی: نگاهی به سیره ایشان در مقام همسری حضرت علی (ع) و مادری امام حسن (ع) و امام حسین (ع).3. مقام علمی و معنوی: تبیین جایگاه ایشان در نزد خداوند و نزد پیامبر (ص).#کتابخانه_شهید_سلیمی_ملارد
موجود
@ketabkhanesalimimalard
https://eitaa.com/salimimalard
۱۱:۵۳
به نام خالق هستی سلام و درود روز مادر فقط یک روز تقویمی نیست؛ بلکه فرصتی است برای پاسداشت مهر بیپایان، فداکاری و نقش بیبدیل مادران در زندگی فردی و اجتماعی ما. این روز بهانهای است برای تشکر از زنانی که ستون خانواده، پرورشدهندگان نسل آینده، و آموزگاران اصلی اخلاق و انسانیت هستند.این روز ارزشمند و مقدس رو تبریک می گویم
۹:۲۸
بازارسال شده از شبکه مجازی کتابداران نهاد
۱۶:۰۸