بازارسال شده از جایزه ملی سیاستگذاری
#اخبار#رویداد#جایزه_اثر#نشست_تخصصی
۱۶:۵۴
#فضای_مجازی
#گزارش_تصویری
#پرونده_چین
۷:۲۴
۷:۲۴
۷:۲۴
۷:۲۴
۷:۲۴
۷:۲۴
۷:۲۴
#رصد#پرونده_مقاومت_ملی
۹:۵۶
#اخبار#آموزش
۱۲:۰۱
#امنیت_ملی #دیپلماسی#یادداشت
۱۳:۵۱
خانه اندیشهورزان
«چرخش از زیست نفتی به زیست در کمربندهای اقتصادی؛ درآمدی بر گفتمان جدید توسعه ایران» - بخش اول
یادداشت اختصاصی ابتکار ایران
آقای دکتر مسعود نیلی، اخیرا در یادداشتی تحت عنوان «روزگاری اینچنین هائل» در روزنامه دنیای اقتصاد به بررسی حوادث غمبار دی ماه پرداختهاند و در نهایت متن خود را با این نتیجهگیری به پایان رساندهاند: «به نظام حکمرانی توصیه میشود که اولا به فکر ابتکارات مناسب برای پایان بخشیدن به منازعه مخرب بینالمللی موجود باشد. توجه داشته باشیم که هرچه طرف مقابل ما بیمنطقتر، خطرناک تر و غیرانسانیتر باشد، ضرورت برخورد مدبرانه و توأم با طمأنینه ما بیشتر میشود.»
این سخنان به هیچ وجه جدید نیست؛ بین سطورِ یادداشتهای چندین ساله دکتر نیلی آن است که: «مناقشات بینالمللی را حل کنید تا تحریمها رفع شده و زمینه اتصال به زنجیرههای ارزش بینالمللی و حضور در نظام تقسیم کار جهانی فراهم شود و آنگاه بوی توسعه را استشمام کنیم.»
فارغ از نگاه تقلیلگرایانه ایشان به تحریمها (که محل بحث ما در این مجال نیست) و ایضا با خودداری نسبت به تعریض به توصیۀ به شدت خطرناک ایشان در موضوع «طمأنینه حداکثری (بخوانید کرنش!) در مقابل درندهخویی فزایندۀ طرف مقابل»، در یادداشت زیر به نقد زیربنای نگاه توسعهای ایشان و همفکرانشان خواهیم پرداخت. ۱- جوابهای تکراری، پاسخگوی سؤال خیلی جدیدِ توسعه ایران نیست!
در میان اندیشمندان اقتصادی، این گزاره تقریباً مورد اجماع است که توسعه اقتصادی یک کشور، در کنار سایر مؤلفهها، بهشدت تحتتأثیر «روابط فرامرزی»ست. از نظریات سنتی اقتصاد بینالملل نظیر «مزیت مطلق» و «مزیت نسبی» گرفته تا نظریه جایگزینی واردات و همچنین نظریه غالب اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم، یعنی «ادغام در زنجیرههای ارزش جهانی بهمثابه شرط لازم توسعه» همگی بهنوعی بر تأثیرگذاری روابط فرامرزی بر توسعه اقتصادی یک کشور (اعم از تأثیر مثبت و منفی) صحه گذاشتهاند.
با پیشفرض گرفتن گزاره فوق، این سؤال مطرح میشود که توسعه ایران، بهصورت مشخص چه ربط و نسبتی با روابط فرامرزی دارد. سالهاست که اندیشمندان ایرانی در حال گفتگو، مباحثه و حتی مناقشه دررابطهبا این موضوع هستند. در اینجا بنای بر باز کردن یک مناقشه کهنه و عمیق نداریم. بنای ما در این نوشتار، آن است که بیان کنیم که امروز، نه «جواب» بلکه خودِ «سؤال» تغییر کرده است؛ توضیح آنکه تا چند سال گذشته، با پیشفرض گرفتن «ثبات شرایط خارجی» (با مؤلفههایی نظیر عملکرد سیاسی کشورها در چارچوب سازمان ملل و کارکرد حداکثری نهادهایی نظیر سازمان توسعه جهانی، صندوق بینالملل پول، بانک جهانی و ...) و فعالبودن زنجیرههای ارزش جهانی، اندیشمند ایرانی به دنبال ارائه «ایده و پاسخ» به «سؤالی مفروض» بود؛ پاسخها نیز در طیفی گسترده جانمایی میشدند: از «ضرورت پذیرش کامل قواعد سیاسی جهانشمول و عضویت در تقسیم کار جهانی» تا «ضرورت توسعه دروننگر و خودکفا و درعینحال حفظ استقلال سیاسی.»
اما آنچه دنیای جدید را از دنیای قدیم متمایز میکند آن است که اساساً «سؤالات» تغییر کردهاند؛ امروز اندیشمند آگاهِ ایرانی (نه اقتصاددان یا سیاستمداری که بیخبر از تحولات دنیای جدید، همچنان نسخههای پیشین را تجویز میکند.) سه تغییر عمده را مشاهده میکند: الف. جهان تغییر کرده است. ب. منطقه تغییر کرده است. ج. ایران تغییر کرده است.
جهان تغییر کرده است به این معنا که جهان مسطحِ خالی از عوارض سیاسی و امنیتی، جای خود را به جهان مشحون از ملاحظات امنیتی و سیاسی داده است؛ تا جایی که امروز، استفاده از ابزارهای اقتصادی (نظیر تحریم، تعرفهگذاری، غربالگری حرکت سرمایه، احیای گفتمان سیاست صنعتی، حمایتگرایی) در راستای تحکم سیاسی به پدیدهای شایع و رایج تبدیل شده است؛ تا آنجا که امروز، سخن از تسلیحاتیسازی وابستگیها به میان آمده است. همچنین، اکنون، مسیر جهانیسازی، وارونه شده و زنجیرههای ارزش جهانی، بر اساس گفتمان «امنیت اقتصادی» جای خود را به زنجیرههای منطقهای، دوستگرا و ایمن میدهند. #اقتصاد_سیاسی #یادداشت
خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | ایکس دنبال کنید!
۲. چرا این موضوع مهم است؟
#اقتصاد_سیاسی #یادداشت
۱۶:۳۷
#اقتصاد_مقاومتی#گزارش_تصویری
۵:۱۴
۵:۱۴
*۱- قیمت مسکن با آهنگی سرسامآور رو به افزایش بوده و قدرت خرید مسکن مستمراً در حال کاهش و نزول است.۲- دسترسی اقشار متوسط و کمدرآمد به مسکن به شکل پایدار تضمین نشده است.۳- نظام تأمین مسکن در ایران، توان پاسخ به چالشهای نوین و نیازمندیهای روز و بعضاً جهانشمول را ندارد.۴- از پیامدهای منفی پروژههای بزرگ و آسیبهای حاشیهنشینی جلوگیری نشده و برنامههای اصلاح و بازآفرینی بهدرستی اجرا نشده است.
بهطور خلاصه، شکاف عمیق بین اهداف ترسیمشده در سیاستهای کلی و واقعیتهای بازار*، نشاندهنده کمکارآمدی در اجرا و ناکافی بودن این سیاستها برای حل بحران مسکن است. بر اساس گزارشها از وضعیت بازار، *پنج چالش اصلی بخش مسکن ایران به شرح زیر است:۱- تعمیق شکاف قیمت و درآمد*: قیمتهای غیرقابل دسترس و شکاف عمیق با قدرت خرید باعث شده مسکن از جنبه مصرفی عملاً از دسترس خارج شود. افزایش مداوم قیمتها در کنار رشد نامتناسب درآمد خانوارها، *تقاضای واقعی را به تدریج از بازار حذف کرده است*؛ بهطوری که حتی در دوران رکود، قیمتها در سطوح بسیار بالا باقی ماندهاند.
*۲. رکود تورمی*: بازار در یک رکود تورمی شدید قرار دارد. در این شرایط، قیمتها افزایش مییابند؛ اما حجم معاملات به شدت کاهش پیدا میکند. نتیجه، *قفلشدگی بازار است؛ خریداران مصرفی توان مالی ورود ندارند و خریداران سرمایهای نیز به دلیل کاهش جذابیت بازدهی، تمایلی به معامله نشان نمیدهند.
۳. ناکارآمدی نظام تأمین مالی*: تسهیلات بانکی موجود نه تنها پاسخگوی قیمتهای بالای مسکن نیست، بلکه *اقساط سنگین آن نیز خارج از توان بسیاری از متقاضیان است. نسبت پایین مبلغ وام به قیمت کل مسکن در کلانشهرها، نقش این تسهیلات را به حداقل رسانده است.
۴. مشکلات ساختاری در عرضه*: هزینه ساخت به دلیل نوسانات ارز و تورم مواد اولیه به شدت افزایش یافته و *سودآوری تولید را کاهش داده است*. همچنین، طرحهای دولتی بزرگ (مانند مسکن مهر و ملی) با مشکلاتی نظیر *کیفیت پایین ساخت، تأخیرهای طولانی در تحویل و تکمیل ناقص خدمات زیربنایی روبرو بودهاند.
۵. پیامدهای اجتماعی*: طبق اظهارات رسمی، دهکهای یک تا چهار درآمدی دیگر توان مالکیت مسکن در کلانشهرها را ندارند. این وضعیت، *دسترسی به سرپناه مناسب را به دغدغه اصلی خانوارهای جدید تبدیل کرده و ضرورت سیاستهایی مانند مسکن استیجاری عمومی را پررنگ کرده است.
#مسکن_شهرسازی#یادداشت
۹:۱۶
بازارسال شده از جایزه ملی سیاستگذاری
#جایزه_اثر#پیوست_ترویجی
۱۱:۰۱
خانه اندیشهورزان
تصویر
#پیشرفت_و_آمایش_سرزمین
#کلیپ
۱۶:۰۴
#اخبار#آموزش
۱۳:۱۱
#پرونده_مقاومت_ملی#یادداشت
۱۶:۴۰
خانه اندیشهورزان
منطق استقرار نظامی امریکا و سناریوی محتمل درگیری - بخش اول
حامد عابدی، پژوهشگر حوزه امنیت
با توجه به سطح اطلاعات موجود، هنوز نمیتوان با قطعیت گفت طرف امریکایی دقیقا چه سناریوی عملیاتی مشخصی را دنبال میکند. بااینحال، بر مبنای تجربههای گذشته و دادههای قابل اتکا، میتوان چند گزاره تحلیلی روشن را مطرح کرد.
نخست؛ از منظر ناوگروههای دریایی، تحول غیرعادی رخ نداده است در ادوار گذشته، ایالات متحده بارها از حیث عده و عُده ناوگروهی، حضوری بهمراتب سنگینتر در منطقه داشته است. در اغلب سالها، حداقل یک ناوگروه بهصورت ثابت در خاورمیانه و یک ناوگروه در مدیترانه مستقر بوده است. در مقاطع متعددی حتی دو ناوگروه بهطور همزمان در حوزه خاورمیانه حضور داشتهاند؛ یکی در حوالی اقیانوس هند و محدوده دیگو گارسیا و یا دریای سرخ و دیگری در نزدیکی خلیج فارس. بنابراین، صرفِ جابهجایی یا افزایش ناوگروهها را نمیتوان نشانه تصمیمی قطعی برای آغاز جنگ یا یک تغییر راهبردی بنیادین تلقی کرد.
دوم؛ توان تهاجمی امریکا اساسا به ناوگروهها وابسته نیست توان آفندی ایالات متحده، بهویژه در فاز نخست درگیری، بیش از هر چیز متکی بر حملات ضربتی کروز دورایستا است. این حملات از شبکهای از پایگاههای فرامنطقهای پشتیبانی میشوند؛ ازجمله پایگاههایی نظیر رامشتاین در آلمان، دیگو گارسیا، گوام و سایر مراکز عملیاتی. از این پایگاهها، بمبافکنهای راهبردی B-1 و B-52 میتوانند بهراحتی به موشکهای کروز JASSM-ER با برد حدود ۱۰۰۰ کیلومتر و طراحی پنهانکار مسلح شده و به سمت ایران حرکت نمایند، از کیلومترها دورتر از مرز موشکها را شلیک کرده و بدون نزدیک شدن به حریم هوایی ایران به پایگاه خود بازگردند. به عنوان مثال از منظر عددی، هر بمبافکن b-52 میتواند حدود ۲۰ فروند و هر بمب افکن B-1 میتوان 24 فروند موشک کروز JASSM-ER حمل کنند. این بدان معناست که با بهکارگیری چند اسکادران، اجرای موجهایی در مقیاس ۴۰۰ تا ۵۰۰ موشک کروز علیه ایران، از نظر فنی کاملاً در دسترس است. امریکا میتواند این الگو را برای چندین روز، حتی یک هفته یا بیشتر تداوم بخشد. در صورت استفاده از موشکهای دورایستای پیشرفته، فشار بر سامانههای پدافندی بهشدت افزایش مییابد.
سوم؛ استقرارهای اخیر عمدتا ماهیت پدافندی دارند بررسی نوع تجهیزات منتقلشده به منطقه نشان میدهد که تمرکز اصلی بر تقویت پدافند بوده است، نه آمادهسازی مستقیم برای یک تهاجم همهجانبه. این مسئله میتواند به سناریویی مشخص اشاره داشته باشد. بر اساس برخی گزارشها، مقامات اسرائیل به طرف آمریکایی اعلام کردهاند که توان تحمل حدود ۷۰۰ فروند موشک را دارند، اما برای افزایش تابآوری، نیازمند تقویت چتر دفاعی هستند. در چنین چارچوبی، این احتمال مطرح است که بار اصلی فاز نخست درگیری بر دوش اسرائیل قرار گیرد و امریکا با انتقال سامانههای پدافندی، هم تابآوری اسرائیل را افزایش دهد و هم خود، بهصورت مکمل، وارد فاز حملات کروز شود.
چهارم؛ نقطه شکست یا پیروزی، سرنوشت پدافند هوایی ایران است اگر پدافند هوایی ایران ــ مشابه آنچه در برخی مقاطع جنگهای کوتاهمدت اخیر مشاهده شده ــ بهطور موثر از چرخه خارج شود، آنگاه توان تهاجمی طرف مقابل عملا سقف مشخصی نخواهد داشت. در این وضعیت، گذار از موشک کروز به بمبهای هدایتشونده دقیق (JDAM و مهمات مشابه) رخ میدهد و دامنه جغرافیایی حملات بهشدت گسترش مییابد: از پایگاههای منطقهای در عربستان و اردن گرفته تا ناوهای مستقر در دریا، پایگاههای دوردست، خاک اسرائیل و حتی مسیرهایی مانند قبرس. #پرونده_مقاومت_ملی #یادداشت
خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | ایکس دنبال کنید!
نکته ششم؛ استقرار در جیبوتی و تقویت پدافندی آنطبق آخرین تصاویر ماهوارهای بنظر میرسد آمریکا سامانههای پاتریوت و سایر تجهیزات را در منطقه جیبوتی مستقر کرده است. این اقدام میتواند به منظور کنترل انصارالله و ارتش یمن و اقدامات احتمالی آنها در دریای سرخ باشد.
#پرونده_مقاومت_ملی#یادداشت
۱۶:۴۲