حمید دباشی، استاد مطالعات ایران در دانشگاه کلمبیا، در گفتوگو با الجزیره:
#پرونده_اغتشاشات_١۴٠۴
#محتوا
#رویداد
#گزارش_محتوایی
۱۵:۳۳
#محتوا#رصد
۱۶:۳۶
خانه اندیشهورزان
راهبرد «فروپاشی اقتصاد جهانی» در مقابل استراتژی «تثبیت وضعیت اضطراری» - بخش اول
برداشتهایی راهبردی از نظرات دکتر سیدمصطفی خوشچشم، تحلیلگر مسائل بینالملل*، با موضوع «تحلیل ابعاد جنگ ترکیبی، اقتصاد سیاسی داخلی و رفتارشناسی ایالات متحده در دوران ترامپ». *۱. کالبدشکافی نبرد ترکیبی؛ از طرح سقوط تا پدافند اجتماعی
در جنگ ۱۲ روزه، دشمن -با محوریت رژیم صهیونیستی- طرحی جامع و ششمرحلهای برای فروپاشی ساختاری ایران در بازهای کوتاه تدوین کرده بود که مبتنی بر تضعیف همزمان توان هستهای، نظامی و ثبات اجتماعی بود.
«اسرائیلیها برای این دفاع مقدس ۱۲ روزه، طرحی ششمرحلهای را تدوین کرده بودند: مرحله نخست، ضربه به توانمندی غنیسازی هستهای؛ مرحله دوم، اضمحلال توان نظامی؛ و مرحله سوم، ایجاد اغتشاشات داخلی بود. چنانچه اغتشاشات تثبیت میشد، در مرحله چهارم ورود گروههای تروریستی و فعالسازی هستههای خفته در دستور کار قرار میگرفت. مرحله پنجم به تثبیت خطوط درگیری برای تجزیه کشور اختصاص داشت و در نهایت، در مرحله ششم، انهدام زیرساختها هدفگذاری شده بود». ۲. اقتصاد سیاسی و چالش سرمایه اجتماعی در گذار از جراحیهای ساختاری
در اتفاقات دیماه، اصلاحات اقتصادی، مانند حذف ارز ترجیحی و واقعیسازی قیمت حاملهای انرژی برای خشکاندن ریشههای فساد و برقراری عدالت، علیرغم ضرورتهای ساختاری، بهعلت فقدان پیوستهای رسانهای و اقناعی،به گلوگاهی امنیتی برای کشور تبدیل شد.
«طرحهای اصلاح اقتصادی در ذات خود ویژگیهای مثبتی داشتند، اما در مرحله اجرا دچار آسیب شدند. لکنت رسانهای دولت در تبیین ابعاد این جراحی بزرگ، منجر به عدم اقناع افکار عمومی شد. هنگامی که چشمانداز روشنی برای مردم ترسیم نشود، هراس از تورم فزاینده در کالاهای اساسی، بستر را برای بیثباتی روانی جامعه فراهم میکند». ۳. دکترین «مذاکره تهاجمی»؛ الگوواره رفتاری ترامپیسم
الگوی رفتاری دونالد ترامپ نه از روی دیوانگی، بلکه مبتنی بر دکترین «اعمال فشار حداکثری برای تسلیم مطلق» است. الگویی شامل حمله شدید اولیه برای ترساندن حریف و سپس گرفتن امتیازات پیدرپی بدون معامله واقعی. تحقیر زلنسکی در کاخ سفید و اجبار او به معذرتخواهی و واگذاری منابع طبیعی اوکراین، شاهدی بر برخورد ترامپ با طرفهای «ضعیف و ترسان» است. در قاموس ترامپ، هرگونه عقبنشینی منجر به خرد شدن سد دفاعی و غارت کامل امتیازات (هستهای، موشکی و منطقهای) میشود.
«ترامپ بر اساس الگووارهای که دههها پیش در کتاب خود ترسیم کرده، معتقد به رویارویی شدید اولیه برای ایجاد ارعاب در حریف است. هدف غایی این رویکرد، سوق دادن رقیب به پای میز مذاکره برای سلب کامل توانمندیهای هستهای، موشکی و نفوذ منطقهای، بدون واگذاری امتیاز واقعی است». ۴. سدّ نفوذناپذیر؛ هویت اعتقادی به مثابه لایه برتر نبرد شناختی
یکی از یافتههای کلیدی در تحلیل رفتارشناسی دشمن، اعتراف به ناتوانی در برابر «هسته سخت» اعتقادی جامعه ایران است. این مولفه، فراتر از ابزارهای سختافزاری، توازن قوا را در نبرد شناختی به نفع ایران تغییر داده است.
«در اسناد تحلیلی رژیم صهیونیستی صراحتاً قید شده است که اگرچه آنها در سطوح علمی و تکنولوژیکِ جنگ شناختی پیشرفتهای شایانی داشتهاند، اما در لایههای عالی و بنیادین این نبرد از ایرانیها عقب ماندهاند. این لایه برتر، معطوف به باورهای دینی نظیر فرهنگ عاشورا است». #محتوا #یادداشت #تحلیل_راهبردی #پرونده_امریکا #پرونده_اغتشاشات_١۴٠۴
خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | ایکس دنبال کنید!
*۵. پارادایم بازدارندگی؛ تبیین امتناع وقوع جنگ در محاسبات دشمن
۶. استراتژی «تثبیت وضعیت اضطراری»؛ هراسافکنی به مثابه مانع توسعه
۷. چشمانداز ۱۴۰۸؛ نبرد در لبه تکنولوژی
#محتوا #یادداشت
#تحلیل_راهبردی
#پرونده_امریکا
۱۷:۱۶
با اسکرینشات همراه شوید@screenshotpersian
۱۹:۳۵
همسانی مطلق در همه شبکههای سیما یعنی فقدان راهبرد. یعنی ما در جنگی که دشمن میکرو-تارگتینگ میکند، ما با ماکرو-بمباران پاسخ میدهیم.
#محتوا #یادداشت#جنگ_هیبریدی#پرونده_امریکا
۶:۵۳
رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین
#اخبار#رویداد
۸:۱۷
۱. پس از انتشار نقشه دستساز منسوب به موسسه FDD (بنیاد دفاع از دموکراسی) در برخی رسانهها مبنی بر نشان دادن نقاط هدف احتمالی حمله آمریکا به کشور عزیزمان، یکی از نقاطی که مورد توجه بسیار قرار گرفت، جزیره خارک بود.خارک تنها پایانه فعال فروش نفت ایران است که در غرب تنگه هرمز (نقطه حائل دریایی ایران در پهنه جنوب) قرار گرفته است. از انتهای دهه ۸۰ گزینه جایگزین و آلترناتیو خارک برای فروش نفت در شرق تنگه، یعنی جایی که دقیقا پاشنهای تنگه میشکند و وارد آبهای آزاد میشویم جایابی شد؛ منطقهای به نام کوه مبارک! ( این ایده البته سابقهای طولانی از زمان دفاع مقدس و خط لوله محرم دارد که پس از جنگ ۸ ساله رها شد.)
۲. وقایع تلخ و تروریستی ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ که به شهادت جمعی از هموطنان منجر شد، یک ابهام را در ذهن تحلیلگران امنیتی برجسته ساخت. چرا جنوب شرق و ایضا شمال غرب ایران در این درگیریها دچار تنش کمتری شد؟ آیا گروهکهای بدنامی که تاکنون به توسعه فضای تروریستی و تشدید انگارههای تجزیهطلبانه میپرداختند نباید از این فرصت سواستفاده حداکثری میکردند؟!حداقل تاکنون ۲ پاسخ به این سوال بیان و در فضای کارشناسی مورد تبادل قرار گرفته است. (گزارههایی که البته صحت آنها برای نویسنده احراز نشده است اما قابلیت اعتنا و گفتوگو دارد.)
#محتوا #یادداشت#امنیت_ملی
۱۰:۰۲
خانه اندیشهورزان
صرفا در زمان شدت به یاد مکران نیفتید!! - بخش اول
امیر امیریفر
قریب به ۲۰ روز از آشوبهای خیابانی ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴ میگذرد و لفاظیهای مقامات آمریکایی در مورد احتمال حمله به کشور نیز تشدید شده است. در این بازه زمانی حداقل در ۴ مورد، تحلیلگران به ایراد برخی میادین نزاع با دشمن پرداختهاند که مبدا یا مقصد آن جنوب شرق ایران است. ۱. پس از انتشار نقشه دستساز منسوب به موسسه FDD (بنیاد دفاع از دموکراسی) در برخی رسانهها مبنی بر نشان دادن نقاط هدف احتمالی حمله آمریکا به کشور عزیزمان، یکی از نقاطی که مورد توجه بسیار قرار گرفت، جزیره خارک بود. خارک تنها پایانه فعال فروش نفت ایران است که در غرب تنگه هرمز (نقطه حائل دریایی ایران در پهنه جنوب) قرار گرفته است. از انتهای دهه ۸۰ گزینه جایگزین و آلترناتیو خارک برای فروش نفت در شرق تنگه، یعنی جایی که دقیقا پاشنهای تنگه میشکند و وارد آبهای آزاد میشویم جایابی شد؛ منطقهای به نام کوه مبارک! ( این ایده البته سابقهای طولانی از زمان دفاع مقدس و خط لوله محرم دارد که پس از جنگ ۸ ساله رها شد.)
خط لوله ۱۰۰۰ کیلومتری موسوم به گوره به جاسک با وجود نزاع کارشناسی موافقین و مخالفین در دولت یازدهم و دوازدهم به مرحله ساخت و اجرا در آمد که خود نمونه شگرفی از خودباروی ملی در زمینه ساخت لولههای ترش بود. افتتاح نسبتا نیمهکاره پایانه توسط حسن روحانی تنها چند روز پیش از پایان دولت وی و کشمکشهای دولت دوازدهم و کمیسیون اصل ۹۰ مجلس یازدهم نیز سایه سنگینی بر این ابر پروژه ملی انداخت.
وزارت نفت دولت سیزدهم اما تقریبا این طرح را به بایگانی فرستاد و با خبر سوراخ شدن یکی از SPM های بارگیری نفت در دولت سیزدهم وضعیت تراژیک این خط لوله تشدید شد. اکنون و با انتشار گسترده یک نقشه دستساز از FDD و بیان حرفهایی مبنیبر اشغال(!) و یا حمله به جزیره خارک دوباره فضای رسانهای کشور یاد گوره به جاسک افتاده است و بر لزوم فعالسازی آن به درج خبر میپردازد. ۲. وقایع تلخ و تروریستی ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ که به شهادت جمعی از هموطنان منجر شد، یک ابهام را در ذهن تحلیلگران امنیتی برجسته ساخت. چرا جنوب شرق و ایضا شمال غرب ایران در این درگیریها دچار تنش کمتری شد؟ آیا گروهکهای بدنامی که تاکنون به توسعه فضای تروریستی و تشدید انگارههای تجزیهطلبانه میپرداختند نباید از این فرصت سواستفاده حداکثری میکردند؟! حداقل تاکنون ۲ پاسخ به این سوال بیان و در فضای کارشناسی مورد تبادل قرار گرفته است. (گزارههایی که البته صحت آنها برای نویسنده احراز نشده است اما قابلیت اعتنا و گفتوگو دارد.)
اول آنکه کشورهای همسایهای که میزبانی این گروهکها را بر عهده داشتهاند از حجم توحش و به خیال خودشان احتمال تجزیه ایران ابراز نگرانی کردهاند و به همین جهت الزاما در تبادلات امنیتی این کشورها پشتیبانی یا حمایتی ولو اندک از آنها صورت نگرفت.
دوم آنکه این بار استراتژی حضور در شهرهای مرکزی ایران با توجه به فراهمبودن بستر اعتراضات اقتصادی، در دستور این گروهکها قرار گرفت. این طور بیان می شود که این اتفاقات به این دلیل بود تا انگ تجزیهطلبی و ایران ستیزی از نام این گروهکها برداشته شود تا آنها خود را نیروهای مسلحی برای آزادی تمامی ایران نشان دهند! استراتژیای که دامنههایش تا یزد و لرستان هم رسید و البته حامیان فرامنطقهای آنان نیز چراغ سبز این پشتیبانی و لجستیک را روشن نمودند.
پیشتر در مکایران به بررسی تشدید عملیاتهای تروریستی جنوب شرق ایران در سال ۱۴۰۳ پرداختهایم. افزایش قابل ملاحظه عملیاتهای تروریستی پس از ۱۴۰۳ در کنار تشویقات ویژه کارفرمایان فرامنطقهای و البته سرگردانی اتخاذ تصمیم سیاسی واقعی برای جنوب شرق ایران که شورای عالی امنیت ملی علی اکبر احمدیان و علی لاریجانی در آن بازیگر منفعل بودهاند، ثبات امنیتی جنوب شرق ایران را در هالهای از ابهام فرو برده است.
ادامه دارد... #محتوا #یادداشت #امنیت_ملی
خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | ایکس دنبال کنید!
۳. نزدیک شدن ناوگروه آبراهام لینکن از دریای چین جنوبی به شمال اقیانوس هند و جنوب دریای عمان در کنار فخرفروشیهای کودکانه رییس جمهور آمریکا به این ادوات جنگی (در کنار تهدیدات پایگاههای مستقر در خلیج فارس و کشور اردن) بار دیگر لزوم قرارگیری لجستیک توانمند در کرانههای شرقی تنگه هرمز را به کشور یادآور میشود.هر چند نیروی دریایی برومند سپاه پاسداران و نیروی دریایی راهبردی ارتش (به عنوان دو پیشانی دفاع ملی در جنوب کشور) از حفظ آمادگیهای خود سخن میگویند، اما همچنان نیاز به پشتیبانی لجستیکی که کشور را در پهنه جنوب شرق چه در حوزه آفند و چه در حوزه پدافند محافظت نماید احساس میشود.
۴. مساله تامین کالاهای اساسی در صورت توسعه هرگونه تنش در تنگه هرمز و خلیج فارس و آسیب احتمالی بندر شهید رجایی مساله مهم دیگری است که اهمیت ارتباطات تجاری با کشور پاکستان را دوچندان میکند. تراز تجاری منفی ۱.۷ میلیارد دلاری ایران با پاکستان به نفع ایران رغبتی برای افزایش صادرات پاکستان به ایران در میان تجار پاکستانی ایجاد نمیکند. هر چند تامین برخی کالاهای اساسی پاکستان مانند سوخت از طریق ایران یک اتفاق حیاتی و با پیوندهای وسیع قومی و اجتماعی برای دو کشور است اما تلاش ایران تاکنون برای توسعه واردات از پاکستان جهت تنوع بخشی به مبادی وارداتی بسیار اندک بوده و همین امر در کنار مرزهای کمتر توسعه یافته با پاکستان در میرجاوه، پیشین و ریمدان و دسترسیهای بسیار نامطلوب جادهای در استان و ابر چالش قاچاق (بخوانید صادرات شلخته) سوخت به پاکستان به بیرغبتی تامین حداقل کالاهای اساسی از این کشور انجامیده است.
#محتوا #یادداشت#امنیت_ملی
۱۲:۱۵
#محتوا #کلیپ#پرونده_اغتشاشات_١۴٠۴#پرونده_امریکا
۱۴:۳۵
#رصد#امنیت_ملی
۱۵:۵۷
#محتوا#کلیپ
۱۶:۴۰
اما *سخن او نشان میدهد که در جنگ دوازده روزه در برابر تهاجم نظامی اسرائیل و آمریکا و حمایت ناتو و همکاری برخی کشورهای منطقه، ایران بر پای ایستاد و دچار استسباع نشد*. از توفان تهاجم و صدمات ویرانگر ترور فرماندهان و حتی حمله به شورای عالی امنیت ملی نهراسید. ایستاد.
#رصد #یادداشت
۱۷:۲۶
خانه اندیشهورزان
پایمردی در برابر استسباع، رمز ماندگاری - بخش اول
سیدعطاءالله مهاجرانی
نخستینبار واژه «استسباع» را در آثار شهید والا آیتالله مرتضی مطهری در روزگار جوانی دیدم. در توضیح آورده بود: شیر وقتی با حیوانات ضعیفتر از خود رویارو میشود چنان نگاه مُهیبِ میخکوبکننده و ویرانگری به آنها میافکند که حیوان بیچاره هیچگونه واکنشی نشان نمیدهد. درمانده و بیچاره و منجمد بر جای میماند تا بلعیده شود. این حالت را استسباع میگویند.
بگذارید تجربهای را برایتان روایت کنم. در بحبوحه جنگ دوازده روزه، وقتی فرماندهان نظامی و دانشمندان هستهای ما ترور شده بودند، وقتی مراکز نظامی و خدماتی و پاسگاههای مرزی و… بمباران میشدند، وقتی طراحی سیساله برای سقوط نظام و تجزیه سرزمینی و ملی ایران انجام میشد، وقتی ترامپ مردم تهران را به تخلیه تهران تهدید میکرد، یکی از دوستان قدیمی دوران دانشجویی به قول خودش از «سر خیرخواهی» به من زنگ زد. میخواست از نظام فاصله بگیرم و حمایت نکنم. وقتی گفتم فرماندهان را اگر ترور کردند، جانشین برایشان انتخاب شده است، گفت: «جانشینان را هم زدند و میزنند.» گفتم بسیار خوب سازمان نظامی را که نمیشود ترور کرد. بازهم جانشینان دیگری خواهند بود. مگر در نبرد موته هر سه فرماندهی که پیامبر ما صلواتالله علیه انتخاب کرده بود شهید نشدند؟ هر سه از چهرههای ممتاز و یاران گرانقدر پیامبر بودند. زید بن حارثه اولین فرمانده و جعفربنابیطالب دومین فرمانده و جانشین زید و عبداللهبنرواحه سومین فرمانده و جانشین جعفر بود. پس از شهادت هر سه فرمانده خالدبنولید فرماندهی را بر عهده گرفت. دوست قدیمی صحبت را ادامه نداد. من تصورم این بود که دچار استسباع شده است. جنگندههای اف ۳۵ و ترورها او را ترسانده بود*. به نظرش رسیده بود نگذارد برای آینده من مشکلی پیش بیاید! خوشبختانه همان روزها در برنامه راهبرد سیما شرکت کردم و دیگر تمامقد در قاب دفاع از نظام قرار گرفتم!
از جنگ دوازده روزه اکنون بیش از شش ماه گذشته است. انسجام ملی و توان نظامی و دفاعی ایران بیش از زمان آغاز جنگ دوازده روزه است. تا جایی که نتانیاهو در آستانه سفرش به آمریکا و دیدار با ترامپ و لابد گفتوگو درباره امکان حمله دیگری به ایران نعل وارونه زده و در جمع خلبانان اسرائیل گفته است: «اسرائیل به دنبال درگیری با ایران نیست!» بدیهی است که مطلقاً و سرسوزنی نبایستی به نتانیاهو و بدتر از نتانیاهو به ترامپ اعتمادی داشت. اما *سخن او نشان میدهد که در جنگ دوازده روزه در برابر تهاجم نظامی اسرائیل و آمریکا و حمایت ناتو و همکاری برخی کشورهای منطقه، ایران بر پای ایستاد و دچار استسباع نشد*. از توفان تهاجم و صدمات ویرانگر ترور فرماندهان و حتی حمله به شورای عالی امنیت ملی نهراسید. ایستاد.
رمز رویارویی با جنگ نرم و سخت همین است. وقتی ارادهها صیقل زده باشند. تن انسان به مشقت و زحمت میافتد. مثل مجاهد در جبهه نبرد که گلوله خورده و خون از تنش جاری است اما از مقاومت دست بر نمیدارد. *گلوی رعب و ارعاب و استسباع را فشردن، رمز ماندگاری است. #رصد #یادداشت
خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | ایکس دنبال کنید!
#رصد #یادداشت
۱۷:۲۷
#پرونده_چین#محتوا #یادداشت
۱۸:۳۲
#محتوا#یادداشت#پرونده_مقاومت_ملی
۹:۲۰
#محتوا
#کلیپ
۱۱:۰۳
#محتوا#کلیپ
۱۲:۴۶
۱- «واکنش ایران فراگیر خواهد بود.»رویه عملیات نظامی آمریکا پس از تجارب جنگ عراق/افغانستان، اتکای فراوان به عملیات سیاسی به عنوان مکمل عملیات نظامی دارد. متاسفانه تجربه نشان داده است که آمریکا/اسرائیل بهخوبی، از تصمیمات سران قوا و نظام، خبر دارند و پیش از انجام هرگونه عملیات نظامی، سازوکارهایی برای سردرگمی حوزه «شناختی» و «کنشی» مسئولین انجام میدهد. در همین راستا، در طی ۲ سال گذشته، بخش عمدهای از بدنه نظامی/سیاسی قائل به پیشدستی و حمله فراگیر علیه اسرائیل را ترور کردهاند. (اهمیت ترور سردار حاجی زاده برای اسرائیل، اعتقاد ایشان به پیش دستی بود.)
آمریکا درصورتی که در لایه سیاسی از عدم پاسخدهی موثر ایران، اطمینان حاصل کند (همانطور که در عین الاسد و العدید، مطمئن شد) اصلا نیاز به نیرو و تجهیزات افزوده ندارد.
٢- *«آمریکا نیرو و تجهیزات کافی برای دفاع از خود در منطقه ندارد.»به نظر میآید آمریکا در حال تغییر تاکتیک نظامی خود به موازات تغییر دکترین نظامی است. آمریکا با تمرکز بر حفظ انعطاف نیروی دریایی برای واکنش همزمان به روسیه، چین و حضور در آمریکای لاتین، بجای انتقال حجم بالای ناو در منطقه برای حمله به ایران و دفاع از اسرائیل، بخش زیادی از کارکرد ناوهای نظامی را با منابع زمینی جبران میکند. حجم سامانههای پدافندی انتقالی به اردن بسیار بالاست و چه بسا از ناوهای مستقر در دوره جنگ ١٢ روزه، کارکرد موثرتری داشته باشند. (در این تغییر رویه، حتی فراهم شدن امکان حمله آمریکا به ایران توسط واحدهای متحرک زمین به زمین HIMARS در سوریه در آینده نه چندان دور، قابل بحث است.)
۳- «آمریکا در مقابل واکنش فراگیر ایران، آسیبپذیر است.»تغییر در پیشفرضهای سیاسی و سیاستی بالا، معادلات صرفا نظامی حاصل از پیشفرض ۱ و ۲ را متزلزل میگرداند. بر اساس معادلات صرف نظامی، آمریکا از پسِ یمن نیز بر نمیآید، ایران که هیچ. ولی نقطه ضعف نظامی ایران، لایه سیاسی آن است و آمریکا بخوبی در مدیریت آن، توانا است.
#محتوا #یادداشت
۱۳:۴۵
۱. درست زمانی که رسانههای جهانی از نزدیک، خلیج فارس را زیر نظر دارند و کشورها تلاشهای دیپلماتیکشان را آغاز کرده و حتی پیشبینی نقاط مورد هدف موشکها در دستور کار همه قرار میگیرد، ترامپ ناگهان دکمه توقف تحولات را میفشارد. تمام گلولهها در خشاب، ماشه اما چکانده نمیشود.
۲. او عمداً «بازی توقف عملیات در دقیقه نود» را بزرگ جلوه داده و خود را به عنوان یک فرمانده خویشتندار و منطقی با قدرت تصمیمگیری مطلق به تصویر میکشد، گویی ماشین جنگی پنتاگون تحت فرمان اوست. این عملکرد چنان متقاعدکننده است که بسیاری گفتند او نگران واکنش موشکی ایران است.
۳. با این حال، نگاهی دقیقتر، نقایص این داستان را آشکار میکند. دولت ترامپ در حال حاضر درگیر جنجالهای داخلی است. خشم عمومی فوران کرده و شهروندان آمریکایی از «گشتاپو»ی ترامپ سخن میگویند و در این برهه حساس است که اغراق در بحران ایران توجهات داخلی را از این رسوایی منحرف میسازد.
۴. در واقع آنچه از سوی آمریکا تهدید ایران نامیده میشود، صرفاً بهانهای برای پنهان کردن تقصیرهاست. اما در این میان نگرانکنندهتر آن که ایران هرگز هدف نهایی ترامپ نبوده؛ این داستان صرفاً یک مهره است*. محاسبه واقعی آمریکا در بازی اقتصاد جهانی نهفته است که هسته اصلی آن مهارِ چین است.
*۵. چین بزرگترین خریدار نفت ایران و مهمترین شریک استراتژیکش است. ایران همچنین گلوگاهی کلیدی در ابتکار پهنه و راه چین است*. تحریمهای جامع علیه صادرات انرژی ایران با هدف قطع کانالهای تأمین انرژی چین، تهدید شرکتهای چینی و نهایتا حملهای غیرمستقیم به طراحی ژئواکونومیک چین.
*۶. ماجرای اخیر ضد ایران یک اقدام جداگانه از مجموعه این تحولات نیست، بلکه تلاشی است هماهنگ با جنگ تجاری و فناوری ضد چین با هدف نهایی اختلال در سیستم اقتصاد بینالمللی موجود که پکن عمیقاً در آن درگیر است؛ این روند را میتوان تلاشی برای وادارکردن چین به سازش با آمریکا توصیف کرد.
۷. سیاستهای مخاطرهآمیز ترامپ بسیار زیرکانه است. او از تهدیدهای نظامی برای جلب توجه جهانیان به خلیج فارس استفاده میکند، در حالی که بیسروصدا دستور کار استراتژیک خود را در پشت صحنه پیش میبرد. او بازدارندگی نظامی آمریکا را در برابر متحدان خاورمیانهایش تکرار میکند.
۸. «کشورهایی» مانند اسرائیل و عربستان را به خود وابستهتر میکند، او همچنین بر کشورهای اروپایی، ژاپن و هند فشار میآورد، میزان پایبندی آنها را میسنجد و آنها را مجبور میکند بین چین و ایالات متحده یکی را انتخاب کنند.
۹. تعلیق اقدام نظامی ضد ایران یک عقبنشینی نیست، بلکه تغییری تاکتیکی به سمت محاصره اقتصادی کمهزینهتر و پایدارتر و انزوای دیپلماتیک تهران است. هدف دستیابی به مهار باندمدت با حداقل هزینه است، در حالی که همچنان شمشیر داموکلس (تهدید نظامی) را بالای سر ایران نگه می دارد.
۱۰. تبلیغات رسانهای گسترده درباره بحران جاری ایران را نباید بحث بر سر یک درگیری نظامی ناگهانی دانست، این یک فریب استراتژیک است که دولت ترامپ طی چندین سال برساخته؛ بنبست نظامی در خاورمیانه، در واقع یک بازی جامع اثرگذار بر زنجیرههای تأمین جهانی ، امنیت انرژی و قوانین تجارت است.
۱۱. ترامپ از ایران به عنوان اهرمی برای ایجاد اختلاف بین دشمنانش استفاده میکند و همزمان متحدان واشنگتن را تحت فشار جدی قرار میدهد و از رهگذر این سیاست چندلایه ضمن مهار_چین به تدریج نظم بینالمللی جدیدی را با محوریت هژمونی آمریکایی به پیش میبرد.
#محتوا #یادداشت#پرونده_مقاومت_ملی
۱۷:۳۹
#محتوا#کلیپ
۱۹:۰۳