خانه اندیشهورزان
ماراتُن مذاکرات در سایه پنج خطای راهبردی – بخش اول
یادداشت | پریسا نصرآبادی: درحالی که اخبار پراکنده حاکی از این است که مسئلهی تقدم «پایان جنگ» یا «مذاکرات هستهای» همچنان یکی از اصلیترین نقاط اختلاف است، مقاماتی از هردو سوی ایران و ایالات متحده به پیشرفتهای جزئی در روند مذاکرات اشاره میکنند.
تهران میگوید که در مرحلهی نهاییسازی یک یادداشت تفاهم (MoU) با واشنگتن است که بر مواردی ناظر بر خاتمه جنگ متمرکز است. به علاوه، پایان یافتن تعرضات دریایی آمریکا و موضوعات مرتبط با آزاد شدن اموال بلوکه شده ایران نیز در این «یادداشت تفاهم» گنجانده شده است. در طرف مقابل اما، ایالات متحده، آزادسازی هرگونه منابع مالی را مشروط به نتایج مطلوب مذاکرات هستهای اعلام کرده است.
وجود اختلافات راهبردی در پیشبرد گفتگوها و حصول یک توافق اولیه، حاکی از این است که برخلاف تکاپوهای بازیگران گوناگون منطقهای در روند مذاکرات جاری، حتی همان چارچوب حداقلی و ابتدایی مذاکرات نیز محل مناقشه است و سخن گفتن از «پیشرفت گفتگوها» از سمت ایران، امتداد همان «خطای راهبردی» است که از زمان توقّف تبادل آتش و صدور بیانیهی ناگوار و خامدستانه شعام (۱۹ فروردین) و متعاقباً آغاز محاصره دریایی ایران (۲۴ فروردین) در رویکرد و روندهای دیپلماتیک ایران قابل ملاحظه است.
از زمان توقف تبادل آتش (۱۹ فروردین) تا امروز، ۵ خطای عمده استراتژیک در رویکرد ایران قابل ملاحظه است: ۱. ادغام بیمبنای پروندههای متعدد
ایران به گونهای مسألهی پایان جنگ، محاصرهی دریایی، داراییهای بلوکهشده، و پروندهی هستهای را با هم آمیخته است، که میتواند در طرف مقابل و میانجیها به این برداشت دامن بزند که ایران «نقشهی راه» مشخصی ندارد.
از منظر ایران، «خاتمهی جنگ» و «رفع محاصرهی دریایی» و «آزادسازی داراییها» میتوانند بدون حل «پرونده هستهای» اتفاق بیافتند؛ در حالی که آمریکا این چهار موضوع را بهصورت زنجیرهای به هم گره میزند: پروندهی هستهای بهعنوان «اهرم اصلی»، و باقی موارد بهعنوان «ابزار فشار» بر ایران در نظر گرفته میشوند.
این خوانش غلط از بازی آمریکا، دیپلماسی ایران را به یک بازی نمایشی تبدیل کرده که در آن هر بیانیهی خوشبینانه، فقط اندکی زمان میخرد، بدون آن که هیچ دستاورد ملموس و ابژکتیوی برای ایران داشته باشد.
به ویژه ایران باید با این موضوع تعیین تکلیف کند که پروندهی هستهای در مرکز مذاکرات جاری و برای ایران نیز مانند ایالات متحده اولویت اصلی است، یا امری پسینی و ثانویه. ایران باید تصریح کند که آیا میپذیرد در این مرحله دربارهی پروندهی هستهای تصمیمی گرفته شود یا خیر. اگر آری، ایران باید تصمیمات مشخصی اتخاذ کرده باشد و در مذاکرات نیز برای طرف مقابل و نیز میانجیها این مسأله را تدقیق کند که چه میزان تعلیق یا محدودیت را در برابر چه دستاوردهای مشخص اقتصادی، امنیتی و سیاسی میپذیرد.
ایران باید واقعبینانه به پروندهی هستهای نگاه کند و تردید نکند که بدون دادن امتیازات قابل راستیآزمایی در پروندهی هستهای (مانند تعلیق بلندمدت یا تعطیلی غنیسازی، نابود کردن تأسیسات مرتبط با چرخهی غنیسازی، محدودیتهای سفت و سخت نظارتی، بازرسی و دسترسی)، آمریکا هیچگونه آزادسازی مالی یا تعلیق (و نه رفع دائمی) تحریمها (ثانویه) را قبول نمیکند. بنابراین:
تفکیک صریح پروندههای روی میز ضرورت دارد. ایران باید مصرّ باشد در متن مذاکره بهصورت شفاف گفته شود که پایان جنگ در ازای چه بده-بستانی خواهد بود؟ رفع محاصره دریایی بر مبنای چه تضمینهای اجرایی صورت میگیرد؟ آزادسازی داراییها در برابر چه اقدامات مشخصی عملیاتی میشود؟ و مواردی از این دست. بدون چنین تفکیکی، هر «یادداشت تفاهم» فقط یک ورق بازنویسیشده برای پوشش دادن موضع انفعالی ایران است.
بخشهای دوم و سوم یادداشت #رصد #یادداشت #مذاکرات #پرونده_مقاومت_ملی
خانه اندیشهورزان را در بله | ایتا | روبیکا | تلگرام | ایکس دنبال کنید!
۲. انفعال در برابر «محاصره دریایی»
بنابراین:
از جمله:
۳. خلق «معادله تنگه هرمز در برابر محاصره دریایی»
#رصد #یادداشت#مذاکرات#پرونده_مقاومت_ملی
۳.۵K
۸:۳۵